تاحالا شده وسط یه فیلم رمانتیک، زیرنویس رو بخونید و حس کنید یه چیزی این وسط نمیخونه؟ بازیگر میگه “We made up” و پایین نوشته “ما آرایش کردیم”؟ 🤔 بیاید روراست باشیم، اینجا یه سوءتفاهم بزرگ پیش اومده که باید همین الان حلش کنیم!
اصلاً داستان این Make up چیه؟
کلمه “Make up” یکی از اون کلمات چند شخصیتی تو انگلیسیه! همونیه که هم میتونه روی میز آرایش شما پیدا بشه، هم میتونه به یه دعوای حسابی خاتمه بده. پس چطور فرقشون رو بفهمیم؟
- Make up (به عنوان اسم و جدا از هم نوشته نمیشه: makeup): این همون لوازم آرایش خودمونه. رژ لب، کرم پودر، ریمل و… . مثال:
- She wears a lot of makeup. (اون خیلی آرایش میکنه.)
- Make up (به عنوان فعل و جدا نوشته میشه: make up): این یعنی آشتی کردن و از بین بردن اختلاف. وقتی دو نفر بعد از دعوا دوباره با هم خوب میشن.
بوس و آشتی به سبک خارجیها: Kiss and make up
این یکی دیگه تهِ اصطلاحات رمانتیکه! “Kiss and make up” یه اصطلاح خیلی رایجه که یعنی اختلافات رو با محبت و بوسه کنار گذاشتن و دوباره دوست شدن. این اصطلاح فقط برای روابط عاشقانه نیست و میتونه برای دوستیهای نزدیک هم استفاده بشه.
فرض کنید با دوستتون بحثتون شده. بعد از چند ساعت، یکیتون کوتاه میاد و میگه:
- “Come on, let’s just kiss and make up.”
- (یعنی: بیخیال دیگه، بیا ببوسیم و آشتی کنیم.)
تلفظش چطوریه؟
حواستون باشه، “make up” وقتی فعل هست، استرس روی کلمه دوم یعنی “up” هست. (مِیک آپْ)
یه اصطلاح دیگه برای وصله پینه کردن رابطه: Patch things up
خب، همیشه هم اوضاع اونقدر رمانتیک نیست که به “بوس و آشتی” ختم بشه! بعضی وقتا روابط یه کم آسیب دیدن و نیاز به “تعمیر” دارن. اینجا اصطلاح “Patch things up” وارد میشه.
این اصطلاح حس و حال “وصله کردن” یا “مرمت کردن” یه رابطه خراب شده رو میده. یه جورایی یعنی تلاش برای حل مشکلات و بهبود اوضاع.
- “I tried to patch things up with my brother after our big fight.”
- (یعنی: سعی کردم بعد از دعوای بزرگمون، رابطهام رو با برادرم درست کنم.)
نکته فرهنگی: “Patch things up” یه کم جدیتر از “make up” هست و نشون میده که مشکل عمیقتر بوده.
خب، دیگه اشتباه نکنید!
از این به بعد اگه تو فیلمی شنیدید “They made up”، سریع یاد آرایش و رژ لب نیفتید! به احتمال زیاد اون دو نفر بعد از یه قهر طولانی، بالاخره آشتی کردن. دونستن این نکات ریز اما مهم، فرق بین یه زبانآموز معمولی و یه کسی که انگلیسی رو واقعاً “میفهمه” رو مشخص میکنه.
شما چطور؟ تاحالا اصطلاح انگلیسی دیگهای بوده که اینجوری گیجتون کنه؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا “make up” معنی دیگهای هم داره؟
بله! “Make up” میتونه به معنی “جبران کردن” (مثلاً جبران یک جلسه از دست رفته کلاس) یا حتی “سر هم کردن یک داستان” (داستان دروغین ساختن) هم باشه. مثلاً: “He made up an excuse for being late.” (اون برای دیر کردنش یه بهونه ساخت.)
فرق بین “Makeup” و “Make up” در نوشتار چیه؟
خیلی سادهست! وقتی به عنوان اسم و به معنی “لوازم آرایش” به کار میره، به هم چسبیده نوشته میشه: makeup. اما وقتی به عنوان فعل و به معنی “آشتی کردن” یا “جبران کردن” هست، جدا از هم نوشته میشه: make up.
آیا اصطلاح “Patch things up” رسمی است؟
نه، این اصطلاح کاملاً غیررسمی و محاورهای (informal) هست. معمولاً در صحبتهای روزمره بین دوستان و خانواده استفاده میشه و در موقعیتهای خیلی رسمی و کاری کاربرد نداره.




واقعاً عالی بود! من همیشه توی فیلمها وقتی میشنیدم میگفتن We made up، فکر میکردم دارن درباره گریم بازیگرا حرف میزنن. حالا متوجه شدم منظورشون آشتی کردن بوده.
خوشحالیم که برات مفید بوده سارا جان! دقیقاً همینطوره، در فیلمهای درام و رمانتیک این اصطلاح خیلی پرکاربردتر از بحث آرایش کردنه.
یه سوال داشتم، آیا برای ‘آشتی کردن’ حتماً باید از حرف اضافه with استفاده کنیم؟ مثلاً I made up with him؟
بله محمد رضا عزیز، اگر بخوای بگی با «کسی» آشتی کردی، حتماً از حرف اضافه with استفاده میکنی. اما اگر فقط بخوای بگی ‘ما آشتی کردیم’، میتونی بگی .We made up
خیلی پست کاربردیای بود. من شنیدم make up به معنی ‘ساختن’ یا ‘تشکیل دادن’ هم هست. مثلاً تشکیل دادن یک گروه. درسته؟
دقیقاً مریم جان! make up یکی از اون افعال چندوجهی (Phrasal Verbs) هست. یکی از معانی دیگهاش هم تشکیل دادن یا ساختن اجزای یک کل هست. مثلاً: Five members make up the committee.
دمتون گرم. راستی کلمهی makeup که چسبیده نوشته میشه، میتونه صفت هم باشه؟ مثل makeup artist؟
بله امیرحسین جان، در اینجا makeup به عنوان اسمصفت (Noun Adjunct) عمل میکنه و کلمهی بعدش رو توصیف میکنه. عالی بود!
من یه جا شنیدم طرف گفت Make up a story. اینجا یعنی داستان رو آشتی بده؟ 😂
نه زهرا جان! 😂 اینجا یعنی ‘داستان سرایی کردن’ یا ‘از خود درآوردن’. وقتی کسی دروغ میگه یا قصهای رو ابداع میکنه از این اصطلاح استفاده میکنیم.
توی جملهی We made up، کلمهی made گذشتهی همون make هست دیگه؟ یعنی برای زمان گذشته باید حتماً شکل دوم فعل رو بیاریم؟
بله کیان عزیز، کاملاً درسته. چون make یک فعل بیقاعده هست، در زمان گذشته به made تبدیل میشه.
آیا فرقی بین put on makeup و make up به معنی آرایش کردن هست؟ کدومش رایجتره؟
سوال خیلی خوبیه! Put on makeup به عملِ آرایش کردن (لوازم روی صورت زدن) اشاره داره. اما فعل make up به تنهایی بیشتر برای آشتی کردن یا داستان ساختن استفاده میشه. برای آرایش کردن معمولاً از عبارت do my makeup هم زیاد استفاده میکنن.
تلفظ این دو تا با هم فرقی داره؟ یعنی وقتی فعله جور دیگهای تلفظ میشه؟
از نظر آوایی کلمات یکی هستن، اما در حالت اسمی (makeup) تکیه یا Stress معمولاً روی بخش اول کلمه است، در حالی که در فعل (make up) هر دو کلمه با تاکید مشابه یا کمی بیشتر روی up تلفظ میشن.
من توی یه آهنگ شنیدم میگفت make-up exam. این یعنی امتحان آرایشی؟
چه نکته جالبی پریسا جان! نه، make-up exam یعنی ‘امتحان مجدد’ یا امتحانی که برای جبران غیبت یا نمره بد قبلی گرفته میشه. اینجا معنی ‘جبران کردن’ میده.
فرق makeup با cosmetics چیه؟ هر دو رو لوازم آرایش معنی میکنیم.
Cosmetics کلمهی رسمیتر و کلیتری هست که شامل محصولات مراقبت از پوست و مو هم میشه، اما makeup مشخصاً به لوازم آرایشی رنگی مثل رژ و سایه اشاره داره که برای تغییر ظاهر صورت استفاده میشه.
واقعاً زبان انگلیسی پر از این کلمههاییه که چندتا معنی دارن. ممنون از آموزش کوتاه و مفیدتون. ای کاش برای بقیه فریزال وربها هم همینطور مثال بزنید.
حتماً سمانه جان، هدف ما همینه که این پیچیدگیها رو ساده کنیم. منتظر پستهای بعدی ما باش!
اینکه گفتید فعلش جدا نوشته میشه خیلی نکته مهمی بود. من همیشه همه جا مینوشتم makeup و نمیدونستم غلطه.
خوشحالم که این نکته به چشمت اومد رضا جان. رعایت فاصله در افعال عبارتی (Phrasal Verbs) خیلی در نوشتار رسمی و آکادمیک اهمیت داره.
من یه اصطلاح شنیدم Kiss and make up. اینم به همین معنی آشتی کردنه؟
بله شادی جان! این یک اصطلاح بسیار رایجه به معنی ‘بوسیدن و آشتی کردن’. معمولاً وقتی دو نفر بعد از یک دعوای جزئی آشتی میکنن از این عبارت استفاده میشه.
آیا میتونیم بگیم I want to make up my room؟ به معنی مرتب کردن؟
آرش عزیز، برای اتاق معمولاً از clean up یا tidy up استفاده میکنیم. اما برای ‘تختخواب’ از عبارت make the bed استفاده میشه. make up بیشتر برای صورت یا روابط کاربرد داره.
کلمهی reconcile هم به معنی آشتی کردنه؟ کدومش در انگلیسی رایجتره؟
بله لیلا جان، Reconcile کلمهی رسمیتریه و بیشتر در متون نوشتاری، حقوقی یا مذهبی استفاده میشه. در مکالمات روزمره و دوستانه حتماً از make up استفاده کن.
ببخشید، عبارت make up for something همون معنی آشتی رو میده؟
خیر حسین جان، وقتی for اضافه میشه، معنی به ‘جبران کردن’ تغییر میکنه. مثلاً: I will make up for the lost time (زمان از دست رفته رو جبران میکنم).
عالی بود، این تفاوتهای کوچیک هست که باعث میشه مثل یک انگلیسیزبان واقعی صحبت کنیم. مرسی از سایت خوبتون.
کلمه ‘Made-up’ به عنوان صفت هم استفاده میشه؟ مثلاً a made-up story؟
دقیقاً بابک عزیز! وقتی بینشون هایفن (-) میاد یا به هم میچسبن، میتونن صفت باشن به معنی ‘ساختگی’ یا ‘خیالی’. مثل: a made-up name (یک اسم مستعار یا ساختگی).
توی آزمون آیلتس اگه به جای reconcile بگیم make up، نمره کم میشه؟
در بخش Speaking اصلاً ایرادی نداره و خیلی هم طبیعیه، اما در بخش Writing بهتره از کلمات رسمیتر مثل reconcile استفاده کنی تا سطح واژگانت رو بهتر نشون بدی.
خیلی ممنون، من همیشه فکر میکردم makeup فقط برای خانومهاست، نگو که ما آقایون هم کلی باهاش کار داریم (البته از نوع آشتی کردنش)!
وای ممنون! دقیقاً همین اشتباه رو تو زیرنویس فیلم زیاد دیدم و گیج میشدم. چقدر خوب که این نکته رو توضیح دادید.
خواهش میکنم سارای عزیز! خوشحالیم که این مطلب براتون مفید بوده. این یکی از رایجترین سوءتفاهمهاست و خوشحالیم که تونستیم رفعش کنیم.
پس وقتی میگن ‘I need to put on some makeup’ یعنی باید آرایش کنم درسته؟ همیشه فکر میکردم ‘make up’ به معنی آماده کردن هم میشه.
بله علی جان، کاملاً درست متوجه شدید. ‘Put on some makeup’ به معنی آرایش کردن است. ‘Make up’ در ترکیبهای دیگر میتواند معانی متفاوتی داشته باشد، مثلاً ‘make up a story’ به معنی داستان ساختن، یا ‘make up for lost time’ به معنی جبران زمان از دست رفته.
آیا تلفظ ‘make up’ (فعل) با ‘makeup’ (اسم) فرق میکنه؟ یا کاملا یکسان هستند؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید مریم جان! خیر، تلفظ ‘make up’ (فعل) و ‘makeup’ (اسم) معمولاً یکسان است. تفاوت اصلی در نحوه نوشتار (جدا یا سرهم) و البته نقش دستوری و معنی در جمله است.
یادمه یه بار تو سریال Friends دقیقا از اصطلاح ‘Kiss and make up’ استفاده کردن، ولی اون موقع معنیشو نمیدونستم. الان خیلی روشن شد!
چه مثال خوبی! سریال Friends پر از اصطلاحات کاربردی انگلیسیه. همین که حالا معنی رو متوجه شدید، باعث میشه بهتر از قبل از تماشای فیلمها و سریالها لذت ببرید و زبانتون رو تقویت کنید.
مثل همیشه عالی و کاربردی! واقعا اینجور تفاوتهای ظریف خیلی مهماند برای فهمیدن جملات. ممنون از تیم خوبتون.
سپاس از لطف شما فاطمه عزیز! هدف ما دقیقاً همینه که این تفاوتهای ظریف رو که معمولاً در کلاسهای عمومی کمتر بهشون پرداخته میشه، برای زبانآموزان روشن کنیم.
آیا این اصطلاح ‘kiss and make up’ خیلی عامیانه است یا تو موقعیتهای رسمی هم میشه استفاده کرد؟
حسن جان، ‘Kiss and make up’ یک اصطلاح نسبتاً غیررسمی و خودمانی است. بیشتر در مکالمات روزمره بین دوستان، خانواده یا زوجها کاربرد دارد. در موقعیتهای رسمیتر یا نوشتار آکادمیک، بهتر است از عباراتی مانند ‘reconcile’ (آشتی کردن) یا ‘resolve differences’ (اختلافات را حل و فصل کردن) استفاده شود.
برای آشتی کردن کلمه یا اصطلاح دیگهای هم هست؟ مثلاً ‘reconcile’ همون معنی رو میده؟
بله نرگس عزیز، ‘reconcile’ هم به معنی آشتی کردن و صلح برقرار کردن است. تفاوت اصلی اینه که ‘make up’ (به عنوان فعل) بیشتر برای اشخاص و پایان دادن به دعواهای کوچکتر استفاده میشه، در حالی که ‘reconcile’ میتونه برای افراد، گروهها یا حتی کشورها و در موقعیتهای رسمیتر و عمیقتر به کار بره.
پس وقتی ‘make up’ فعل باشه، همیشه جدا نوشته میشه؟ این یه قانون ثابته؟
بله امیر جان، دقیقاً همینطوره. وقتی ‘make up’ به عنوان فعل عبارتی (phrasal verb) استفاده میشه، همیشه جدا از هم نوشته میشه. ولی ‘makeup’ (سرهم) فقط به معنی لوازم آرایش و به عنوان اسم استفاده میشه. این قانون ثابتیه که به تشخیص معنی کمک میکنه.
ممنون از توضیحات کاملتون. من یه بار شنیدم ‘make up for’ یعنی جبران کردن چیزی. درسته؟
کاملاً درسته زهرا جان! ‘Make up for’ یک phrasal verb دیگه است که به معنی جبران کردن یا تلافی کردن چیزی است. مثلاً: ‘He worked hard to make up for lost time.’ (او سخت کار کرد تا زمان از دست رفته را جبران کند.) این نشون میده که ‘make up’ چقدر کلمه منعطفیه!
اینجور کلمات چند معنی توی انگلیسی خیلی زیادن؟ چه راهی برای یادگیریشون پیشنهاد میکنید؟
بله حامد جان، انگلیسی پر از کلمات چند معنی و phrasal verb هاست. بهترین راه یادگیریشون، یادگیری در قالب جمله و با توجه به ‘context’ (متن و موقعیت) است. سعی کنید برای هر معنی، یک مثال کاربردی حفظ کنید و به جای حفظ کردن لیستی از معانی، کاربرد اونها رو در جملات واقعی ببینید.
پس کلید فهمیدن معنی اینجور کلمات همیشه تو context هستش، درسته؟ خیلی وقتا از زیرنویسها هم نمیشه فهمید.
دقیقاً شیوا جان! ‘Context is key.’ (متن و زمینه، کلید فهم است). زیرنویسها هم گاهی اوقات ممکنه ترجمه دقیق و کاملی ارائه ندهند، خصوصاً وقتی مترجم با ظرافتهای زبان آشنا نباشه. تمرین و گوش دادن زیاد به انگلیسی طبیعی کمک میکنه که گوشتون به این تفاوتها عادت کنه.
اگر کسی بگه ‘They made up a story’، اینجا یعنی چی؟ فکر کنم ربطی به آشتی یا آرایش نداره.
کیمیا جان، حدستون کاملاً درسته! ‘To make up a story’ یعنی ‘یک داستان ساختن’ یا ‘اختراع کردن یک داستان’. این یکی دیگه از معانی ‘make up’ هست که نشون میده چقدر این فعل میتونه پرکاربرد باشه.
چقدر خوب که این موضوع رو گفتید. من همیشه فکر میکردم زیرنویسها اشتباه ترجمه میکنن و ایراد از مترجمه. الان متوجه شدم اشکال از من بوده که معنی درست رو نمیدونستم و باید بیشتر مطالعه کنم. ممنون!
محسن عزیز، این نگاه شما به یادگیری تحسینبرانگیزه! همیشه قدم اول برای پیشرفت، پذیرش و تلاش برای یادگیریه. گاهی اوقات مترجم هم اشتباه میکنه، اما دانستن این ظرایف به شما کمک میکنه تا خودتون قضاوت بهتری داشته باشید. موفق باشید!
واقعاً این وبلاگتون یه گنجینهست برای ما فارسیزبانها که انگلیسی یاد میگیریم. محتوای آموزشیتون بینظیره.
پریسا جان، از این همه لطف و محبت شما سپاسگزاریم! شنیدن چنین بازخوردهایی به ما انرژی میده تا با کیفیت بهتری در خدمت شما عزیزان باشیم.
آیا ‘make up’ با حرف اضافه دیگه ای هم میاد که معنی متفاوتی بده؟ مثلا ‘make up with’ یا ‘make up for’؟
سوال شما بسیار دقیق و بجاست مجید جان! بله، ‘make up’ با حروف اضافه مختلف معانی متفاوتی پیدا میکند:
– ‘Make up with someone’: آشتی کردن با کسی. (همان معنی ‘make up’ فعل)
– ‘Make up for something’: جبران کردن چیزی. (مثال: ‘I’ll make up for the lost time.’)
– ‘Make up (of)’: تشکیل شدن از. (مثال: ‘The team is made up of ten players.’)
اینها فقط چند نمونه هستند و نشان از گستردگی کاربرد این فعل دارند.
قسمت ‘Kiss and make up’ واقعاً جالبه و به جذابیت مقاله اضافه کرده. مرسی از انتخاب مثالهای عالی.
خوشحالیم که این بخش مورد توجهتون قرار گرفته سحر جان! سعی میکنیم همیشه اصطلاحات رایج و جذاب رو همراه با توضیحات ارائه بدیم تا یادگیری لذتبخشتر بشه.
من همیشه فکر میکردم ‘make up’ فقط به آرایش اشاره داره. این مقاله چشم منو باز کرد! ممنون.
خوشحالیم که توانستیم ابهام رو برطرف کنیم آرمین عزیز. این یکی از پیچیدگیهای شیرین زبان انگلیسیه که با یادگیری اونها میتونید مکالمات رو بهتر متوجه بشید.
برای جمله ‘They finally made up after their big fight’ چطور میشه از ‘reconcile’ استفاده کرد؟
محدثه جان، میتونید بگید: ‘They finally reconciled after their big fight.’ یا ‘They finally reconciled.’ این هر دو جمله کاملاً درست و معادل ‘made up’ در این زمینه هستند.
این وبلاگ شما جزو معدود منابعی هست که واقعاً به درد زبانآموزای ایرانی میخوره. اطلاعات دست اول و دقیق.
فرهاد عزیز، ممنون از این همه انرژی مثبت! هدف ما دقیقاً ارائه محتوای باکیفیت و متناسب با نیازهای زبانآموزان فارسیزبان هست. خوشحالیم که مورد رضایت شماست.
آیا ‘make up’ (فعل) فقط برای دعواهای شخصی استفاده میشه یا میشه برای اختلافات بزرگتر هم به کار برد؟
پونه جان، ‘make up’ (فعل) بیشتر برای اختلافات و دعواهای شخصی و بین دو یا چند نفر (دوستان، خانواده، زوجین) کاربرد داره. برای اختلافات بزرگتر یا سیاسی، کلماتی مثل ‘reconcile’ یا ‘resolve’ مناسبتر هستند.
آیا ‘make up’ میتونه به معنی ساختن چیزی یا تشکیل دادن هم باشه؟ مثلاً ‘make up a team’؟
بله کیوان جان، دقیقا! ‘Make up’ در این معنی به معنای ‘تشکیل دادن’ یا ‘ساختن’ است. مثلاً ‘The team is made up of young players.’ (تیم از بازیکنان جوان تشکیل شده است.) یا ‘We need to make up a plan.’ (ما باید یک برنامه بریزیم/بسازیم.) این نشاندهنده تنوع معانی این کلمه است.