تاحالا شده توی یه صرافی آنلاین خارجی ثبتنام کنی و یهو بهت بگن «لطفاً عکس پاسپورت و یه سلفی از خودت آپلود کن»؟ اولین فکری که به ذهنت میرسه اینه: «اینا دیگه چی میخوان؟ نکنه کلاهبرداری باشه؟» بذارید روراست باشیم، همهمون این حس رو تجربه کردیم. اما پشت این درخواست به ظاهر عجیب، یه دنیای پیچیده از قوانین مالی خوابیده که اسمش هست KYC.
خب، این KYC که میگن اصلاً یعنی چی؟
زیاد سختش نکنیم. KYC مخفف یه عبارت انگلیسی باکلاس به اسم “Know Your Customer” هست. یعنی «مشتریات رو بشناس». فکر کن شما یه مغازه خیلی خفن داری. دلت نمیخواد بدونی کیا ازت خرید میکنن؟ صرافیها و بانکها هم همین حس رو دارن، ولی در مقیاس خیلی خیلی بزرگتر! اونا باید هویت کاربرهاشون رو تأیید کنن تا مطمئن بشن همه چیز قانونی و شفافه.
- اسم کامل قانونی: دقیقاً همونی که توی شناسنامه یا پاسپورت نوشته شده.
- تاریخ تولد: برای تأیید اینکه به سن قانونی رسیدید.
- آدرس محل سکونت: گاهی حتی یه قبض آب و برق هم برای اثباتش میخوان!
- مدارک شناسایی دولتی: اینجا همونجاییه که عکس پاسپورت یا کارت ملی وارد بازی میشه.
پس دفعه بعدی که یه اپلیکیشن ازت عکس مدرک خواست، بدون که داره فرآیند KYC رو طی میکنه. این کار برای افزایش امنیت کل پلتفرم انجام میشه.
چرا اینقدر سختگیری میکنن؟ قضیه مبارزه با پولشوییه!
شاید باورتون نشه، ولی دلیل اصلی این همه سختگیری، یه قانون جهانی به اسم AML یا “Anti-Money Laundering” (قوانین ضد پولشویی) هست. دولتها و سازمانهای بینالمللی صرافیها رو مجبور میکنن که با اجرای KYC، جلوی فعالیتهای غیرقانونی رو بگیرن.
فکر کن یه نفر پول زیادی رو از راه خلاف به دست آورده. این شخص نمیتونه یهو کل پول رو به حسابش واریز کنه، چون سریع لو میره. پس سعی میکنه با هزارتا ترفند، این پول «کثیف» رو وارد سیستم مالی کنه و «تمیز» جلوهش بده. KYC مثل یه کارآگاه عمل میکنه و جلوی این کارها رو میگیره.
اهداف اصلی KYC و AML:
- جلوگیری از پولشویی: ردیابی پولهایی که از راههای غیرقانونی مثل قاچاق یا اختلاس به دست اومده.
- مبارزه با تأمین مالی تروریسم (CFT): جلوگیری از انتقال پول به گروههای تروریستی.
- کاهش کلاهبرداری و سرقت هویت: وقتی هویت همه مشخص باشه، کسی نمیتونه با هویت جعلی حساب باز کنه.
- ایجاد اعتماد و شفافیت: کاربرا با خیال راحتتری تو این پلتفرمها فعالیت میکنن چون میدونن فضا امنه.
و اما… مشکل همیشگی ما ایرانیها: تحریم!
خب، تا اینجا همه چیز منطقی به نظر میرسه. ولی مشکل از جایی شروع میشه که ما با پاسپورت ایرانی میخوایم احراز هویت کنیم. به دلیل تحریمهای بینالمللی، اکثر صرافیهای معتبر خارجی، ایران رو توی لیست کشورهای تحریمشده قرار دادن.
این یعنی چی؟ یعنی وقتی شما با افتخار عکس پاسپورت ایرانیتون رو آپلود میکنید، نه تنها درخواستتون رد میشه، بلکه خیلی وقتها حساب کاربری شما فوراً مسدود و داراییتون بلوکه میشه! این یکی از بزرگترین چالشهاییه که تریدرهای ایرانی باهاش دست و پنجه نرم میکنن و مجبورن دنبال راههای جایگزین باشن که البته ریسکهای خودش رو هم داره.
حالا چیکار کنیم؟
درک کردن مفهوم KYC بهتون کمک میکنه که بدونید چرا این قوانین وجود دارن و فقط برای اذیت کردن شما نیستن! این یه استاندارد جهانی برای امن نگه داشتن دنیای مکرر مالیه. با این حال، به عنوان یک کاربر ایرانی، باید همیشه حواستون به قوانین هر صرافی و ریسکهای ناشی از تحریم باشه. قبل از واریز پول به هر پلتفرمی، حتماً در مورد سیاستهای KYC و کشورهای پشتیبانی شده تحقیق کنید.
شما تاحالا موقع احراز هویت به مشکل خوردین؟ تجربهتون رو توی کامنتها بهمون بگید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا KYC فقط برای صرافیهای ارز دیجیتال استفاده میشه؟
نه اصلاً! KYC یک استاندارد برای تمام موسسات مالیه. بانکها، کارگزاریهای بورس، شرکتهای بیمه و هرجایی که با پول مردم سروکار داره، موظف به اجرای قوانین KYC و AML هست.
آیا صرافیهایی وجود دارن که اصلاً KYC نخوان؟
بله، بعضی صرافیها، مخصوصاً صرافیهای غیرمتمرکز (DEX)، نیازی به احراز هویت ندارن. اما معمولاً صرافیهای متمرکز معتبر که حجم معاملات بالایی دارن، به دلیل قوانین بینالمللی مجبور به اجرای KYC هستن. استفاده از پلتفرمهای بدون KYC میتونه ریسکهای امنیتی دیگهای داشته باشه.
آیا اطلاعاتی که برای KYC آپلود میکنیم امن هستن؟
صرافیهای معتبر موظف هستن که اطلاعات هویتی کاربران رو طبق قوانین حفاظت از دادهها، به صورت امن نگهداری کنن. با این حال، همیشه این ریسک وجود داره که پلتفرم هک بشه. برای همین خیلی مهمه که فقط در صرافیهای شناختهشده و معتبر که به امنیت اهمیت میدن، احراز هویت کنید.




خیلی عالی و کاربردی بود. فقط یه سوال، تلفظ دقیق KYC چیه؟ یعنی هر حرف رو باید جدا جدا بگیم یا مثل یه کلمه (کیک؟) خونده میشه؟
سارا جان، KYC یک Abbreviation یا مخفف هست و باید هر حرف رو جداگانه تلفظ کنی: /ˌkeɪ.waɪˈsiː/. درست مثل VIP یا CIA. اصلاً به صورت یک کلمه واحد خونده نمیشه.
من این عبارت رو توی سریالهای بیزینسی مثل Billions شنیده بودم ولی فکر میکردم یه اصطلاح اسلنگ (Slang) هست. ممنون که شفاف کردید که یه ترم تخصصی و رسمی (Formal) در دنیای مالیه.
خواهش میکنم آرش عزیز! اتفاقاً نکته خوبی گفتی. KYC در واقع بخشی از Compliance (انطباق با قوانین) هست که توی دنیای Corporate یا همون شرکتی خیلی پرکاربرده.
آیا کلمهی Verification همخانوادهی همینه؟ مثلاً وقتی سایتها میگن Verify your account، این همون مرحلهی KYC حساب میشه؟
یه سوال تخصصی، فرقی بین Customer و Client هست؟ چرا توی این اصطلاح از Client استفاده نشده؟
سوال خیلی هوشمندانهای بود نیما! معمولاً Customer برای خریداران کالا و خدمات عمومی استفاده میشه و Client برای خدمات تخصصی و طولانیمدت (مثل کارهای حقوقی). اما KYC یک اصطلاح استاندارد فیکس شده است. البته در سطوح بالاتر اصطلاح KYB یا Know Your Business رو هم داریم.
من همیشه فکر میکردم KYC مخفف Keep Your Coin هست! چقدر خوب که ریشه اصلیش رو یاد گرفتم. مرسی از سایت خوبتون.
توی متن به ‘آدرس محل سکونت’ اشاره کردید. توی فرمهای انگلیسی معمولاً مینویسن Residential Address. این با Home Address فرقی داره؟
کامران عزیز، Residential Address کمی رسمیتر (Formal) هست و دقیقاً به محلی اشاره داره که شما در اون ‘سکونت’ دارید، در حالی که Home Address میتونه غیررسمیتر باشه. در فرمهای بانکی و KYC همیشه از Residential استفاده میکنن.
واقعاً جالب بود. کاش درباره اصطلاح AML (Anti-Money Laundering) هم که همیشه کنار KYC میاد یه مطلب بنویسید. این لغت Laundering خودش خیلی داستان داره!
ببخشید، وقتی میخوایم بگیم ‘هویتم رو تایید کردم’ باید بگیم I verified my identity یا I confirmed it؟ کدومش توی محیط اپلیکیشن درستتره؟
هانیه جان، هر دو مفهوم رو میرسونن اما در دنیای تکنولوژی و امنیت، Verify دقیقتره. پس عبارت ‘I successfully verified my identity’ کاملاً حرفهای و درسته.
من دیروز داشتم توی یه صرافی ثبتنام میکردم و با کلمه ‘Mandatory’ روبرو شدم. یعنی انجام KYC اجباریه؟
ممنون از توضیحات. چقدر خوبه که اصطلاحات تخصصی انگلیسی رو با زبان ساده برای ما که توی کریپتو فعالیت میکنیم توضیح میدید. منتظر مطالب بعدی هستم.
ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، تلفظ دقیق KYC چطوریه؟ یعنی باید حروف رو جدا بفرستیم یا مثل یه کلمه خونده میشه؟
سلام آرش عزیز، سوال خوبیه! این کلمه یه مخفف یا Acronym هست و باید حروفش رو تکتک تلفظ کنی: کِی-وای-سی (K-Y-C). کلماتی که اینطوری هستن رو معمولاً به صورت حروف مجزا میخونیم.
خیلی جالب بود. من همیشه فکر میکردم KYC یه اصطلاح غیررسمی هست، ولی انگار توی دنیای بیزنس خیلی جدیه. معادل رسمیتری هم برای Verify کردن هویت وجود داره؟
من توی سایتهای خارجی عبارت AML رو هم کنار KYC دیدم. این دوتا چه فرقی با هم دارن؟
محمد جان، AML مخفف Anti-Money Laundering به معنی «ضد پولشویی» هست. در واقع KYC بخشی از فرآیند بزرگتر AML محسوب میشه تا جلوی فعالیتهای غیرقانونی گرفته بشه.
واقعاً توضیح «Know Your Customer» عالی بود. فقط یه سوال، آیا میشه به جای Customer از کلمه Client هم استفاده کرد؟ چون شنیدم Client رسمیتره.
دقیقا نیلوفر جان! Client معمولاً برای خدمات حرفهای (مثل وکیل یا مشاور) استفاده میشه، اما در سیستمهای بانکی و صرافیها، اصطلاح استاندارد همون Customer هست. ولی مفهوم کلی یکیایه.
من توی یه ویدیو شنیدم که میگفت Identity Verification. این همون KYC میشه دیگه؟
خیلی ممنون. من تازه متوجه شدم که چرا صرافیها اینقدر روی این موضوع حساسن. راستی تلفظ کلمه Verification خیلی سخته، میشه راهنمایی کنید؟
سلام مریم جان، برای تلفظ راحتتر، اون رو به بخشهای کوچیک تقسیم کن: Ve-ri-fi-ca-tion. بخش آخرش مثل ‘شن’ در فارسی تلفظ میشه: وِ-ری-فی-کِی-شِن.
اصطلاح Onboarding هم به همین ربط داره؟ چون وقتی داشتم ثبتنام میکردم این کلمه رو دیدم.
یه جا خوندم نوشته بود ‘Please complete your KYC’. کلمه Complete اینجا فعل هست دیگه؟ یعنی «تکمیل کردن»؟
بله فاطمه عزیز، کاملاً درسته. اینجا Complete نقش فعل رو داره. توی محیطهای نرمافزاری معمولاً از کلمات امری مثل Complete یا Finish استفاده میکنن.
دمتون گرم. من همیشه فکر میکردم K توی این مخفف به معنی Kill هست! چقدر خوب که توضیح دادید Know هست.
توی متن گفتید KYC مخفف Know Your Customer هست. آیا اصطلاحات دیگهای هم داریم که با Know Your شروع بشن؟
هانیه جان، بله! مثلاً KYB رو داریم که مخفف Know Your Business هست و برای تایید هویت شرکتها و کسبوکارها به کار میره.
توی انگلیسی به این مدارک شناسایی مثل پاسپورت چی میگن؟ کلمه ID مخفف چیه؟
عالی بود. من کلمه Transparency رو هم توی مقالات مربوط به KYC زیاد میبینم. معنیش چی میشه دقیقاً؟
نازنین جان، Transparency به معنی «شفافیت» هست. در واقع هدف KYC اینه که تراکنشهای مالی شفاف باشن و معلوم باشه پول از کجا میاد و به کجا میره.
یه سوال فنی، عبارت ‘Due Diligence’ چه ارتباطی با KYC داره؟ توی یه متن حقوقی انگلیسی دیدمش.
واقعا مرسی، من همیشه دنبال تلفظ درست کلماتی بودم که مخفف هستن. این مقاله خیلی کمک کرد.
خواهش میکنم شیرین جان، خوشحالم که برات مفید بوده. هر کلمه یا مخفف دیگهای هم برات سوال بود حتما بپرس.
توی بخش آخر مقاله که نوشتید اسم کامل قانونی، معادل انگلیسیش میشه Legal Full Name؟
چقدر جالب بود که KYC فقط برای صرافی نیست و توی بانکها هم هست. کلمه Compliance هم به همین معنیِ رعایت قوانین هست؟
دقیقاً مهسا جان. Compliance یعنی «پیروی از قوانین و مقررات». صرافیها یه تیم دارن به اسم Compliance Team که وظیفهشون بررسی همین مدارک KYC هست.
من یه بار دیدم نوشتن ‘KYC is mandatory’. این کلمه Mandatory یعنی چی؟
ممنون از توضیحات. راستی چرا بعضی جاها میگن ‘Verify identity’ و بعضی جاها میگن ‘Identity verification’؟ فرقی دارن؟
رویا جان، اولی (Verify identity) ساختار «فعل + مفعول» هست، یعنی «هویت را تایید کنید». دومی (Identity verification) یه عبارت اسمی هست به معنی «تایید هویت». از لحاظ معنایی فرقی ندارن.
دمتون گرم، خیلی روان توضیح دادید. اگه میشه درباره کلمه Authentication هم یه مطلب بذارید.
من همیشه فکر میکردم KYC یه اصطلاح تکنولوژی هست، نگو که ریشه در حقوق و اقتصاد داره! مرسی از اطلاعات خوبتون.
وای چقدر عالی! همیشه فکر میکردم KYC یه اصطلاح خیلی تخصصی و گنگه، ولی الان کاملاً فهمیدم چیه. ‘Know Your Customer’ واقعاً بامعنی و واضحه. ممنون از توضیح خوبتون.
خواهش میکنیم سارا جان! خوشحالیم که تونستیم مفهوم این عبارت مهم رو براتون روشن کنیم. هدف ما دقیقاً همینه که اصطلاحات به ظاهر پیچیده رو به زبانی ساده توضیح بدیم. جالبه بدونید که در زبان انگلیسی، برای درک بهتر مشتری، عباراتی مثل ‘customer insight’ و ‘customer profiling’ هم استفاده میشه که میتونه دایره لغاتتون رو در این زمینه گسترش بده.
مطلب بسیار مفیدی بود! من بارها با این درخواست ‘سلفی و پاسپورت’ مواجه شده بودم و همیشه نگران بودم. حالا متوجه شدم که پشتش یک دلیل منطقی هست. آیا این KYC فقط مخصوص صرافیها و بانکهاست یا بقیه سرویسهای آنلاین هم ممکنه ازش استفاده کنن؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید علی! هرچند KYC بیشتر در حوزه مالی (بانکها، صرافیها، شرکتهای بیمه) کاربرد داره، اما هر پلتفرم آنلاینی که با اطلاعات حساس کاربر سروکار داره یا نیاز به جلوگیری از پولشویی و کلاهبرداری داره، ممکنه از فرآیندهای مشابه KYC یا ‘identity verification’ (تایید هویت) استفاده کنه. مثلاً بعضی پلتفرمهای معاملات املاک یا حتی شبکههای اجتماعی بزرگ برای تأیید هویت حسابهای خاص.
ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ KYC چطوریه؟ ‘کی وای سی’ یا باید به صورت ‘نو یور کاستمر’ تلفظ بشه؟
سوال عالی مریم! تلفظ صحیح KYC به صورت ‘کی-وای-سی’ (K-Y-C) هست، یعنی هر حرف رو جداگانه میگوییم، درست مثل FBI یا CEO. عبارت کامل ‘Know Your Customer’ رو هم که مثل یک جمله عادی تلفظ میکنیم. پس هر دو صحیح هستند اما در موقعیتهای مختلف استفاده میشوند.
واقعاً روشنگر بود! من همیشه فکر میکردم این فقط یه قانون برای ایرانیهاست! 😂 حالا فهمیدم ‘Know Your Customer’ یه قانون جهانیه. آیا مترادف یا اصطلاح دیگهای هم برای این مفهوم تو انگلیسی هست؟
خواهش میکنیم رضا جان! نه، این یک قانون جهانی است و برای همه کاربران صرفنظر از ملیتشان اعمال میشود. بله، اصطلاحات مشابهی هم وجود دارند. مثلاً ‘Client Due Diligence’ (CDD) که به معنای ‘بررسی موشکافانه مشتری’ است و کمی جامعتر از KYC محسوب میشود. همچنین ‘onboarding’ به فرایند جذب مشتری جدید و انجام مراحل اولیه مثل KYC اشاره دارد.
خیلی خوب توضیح دادید. من قبلاً توی یه فیلم خارجی شنیده بودم ‘due diligence’ ولی نمیدونستم چه ربطی به این موضوع داره. الان با توضیح شما متوجه شدم که مرتبط هستند. ممنون!
خواهش میکنیم فاطمه جان! خوشحالیم که مطلب ما تونست ارتباط بین این دو اصطلاح رو براتون روشن کنه. ‘Due diligence’ به معنای ‘بررسی موشکافانه’ یا ‘دقت لازم’ هست و در واقع KYC بخشی از فرآیند کلی ‘due diligence’ محسوب میشه. این عبارت هم در حوزههای مالی و حقوقی بسیار پرکاربرده.
پس KYC یه جورایی مثل ‘احراز هویت’ خودمونه ولی با یه اسم انگلیسی باکلاستر! 😂 عالی بود.
بله محمد جان، دقیقاً! ‘احراز هویت’ یا ‘تایید هویت’ نزدیکترین معادل فارسی برای ‘identity verification’ (که بخشی از KYC است) محسوب میشود. از شوخطبعی شما هم خوشمان آمد! هدف از استفاده از واژگان اصلی انگلیسی در این بلاگ، آشنایی بیشتر شما با این اصطلاحات رایج جهانی است.
همیشه از آپلود مدارک شناسایی ترس داشتم. این مقاله اعتماد به نفس من رو بالا برد. یک سوال: ‘Know Your Customer’ یه اصطلاحیه که توی مکالمات روزمره هم استفاده میشه یا بیشتر رسمی و بیزینسیه؟
خواهش میکنیم زهرا جان، خوشحالیم که تونستیم نگرانیتون رو کم کنیم. ‘Know Your Customer’ یک اصطلاح کاملاً رسمی و بیزینسی (business term) است که عمدتاً در زمینههای مالی، حقوقی و قانونی به کار میرود. در مکالمات روزمره مردم عادی از این عبارت استفاده نمیکنند، اما افرادی که در این حوزهها کار میکنند ممکن است مخفف ‘KYC’ را در مکالمات خود به کار ببرند.
مرسی بابت توضیح خوب. این عبارت ‘Know Your Customer’ یه جورایی شبیه به یه ضرب المثل هم هست؟
سوال جالبی پرسیدید حسین! خیر، ‘Know Your Customer’ به معنای یک ضربالمثل (proverb) نیست. در واقع، این یک ‘Regulatory Requirement’ یا ‘قانون نظارتی’ و یک ‘business principle’ یا ‘اصل تجاری’ است. ضربالمثلها معمولاً جملات کوتاهی هستند که یک حقیقت عمومی یا نصیحتی رو بیان میکنند، مثل ‘When in Rome, do as the Romans do.’ اما KYC بیشتر یک دستورالعمل عملیاتی است.
خیلی وقت بود که این سوال توی ذهنم بود. الان کامل فهمیدم. فقط میخواستم بپرسم ‘transparency’ که توی متن گفتید به معنی ‘شفافیت’ه، آیا تو این زمینه معنی حقوقی دیگهای هم داره؟
نازنین جان، خوشحالیم که به جواب سوالتون رسیدید. بله، ‘transparency’ (شفافیت) در این زمینه کاملاً به معنای ‘وضوح’ و ‘روشن بودن’ فرآیندها و اطلاعات است. در حوزههای مالی و حقوقی، شفافیت به این معنی است که همه فعالیتها به صورت آشکار و قابل بررسی باشند تا از هرگونه سوءاستفاده، فساد یا پولشویی جلوگیری شود. این یک اصل اساسی در حکمرانی خوب (good governance) و سلامت مالی است.
مقاله به موقع و بسیار آموزندهای بود. با تشکر فراوان. آیا ‘AML’ (Anti-Money Laundering) هم به نوعی با KYC در ارتباطه؟
سوال شما بسیار دقیق و بجا است میلاد! بله، ‘AML’ (Anti-Money Laundering) به معنای ‘مقابله با پولشویی’ ارتباط بسیار نزدیکی با KYC دارد. در واقع، KYC جزء اولین و مهمترین گامها در پیادهسازی قوانین AML است. برای اینکه یک موسسه مالی بتواند با پولشویی مبارزه کند، ابتدا باید بداند مشتریانش چه کسانی هستند و منابع مالی آنها از کجاست. پس KYC ابزاری برای رسیدن به هدف AML است.
وای، من عاشق این پستهای زبانشناسیتونم که مفاهیم روزمره رو با اصطلاحات انگلیسی توضیح میدن. ‘Know Your Customer’ واقعاً یه عبارت پرکاربرده. مرسی از تیمتون.
خواهش میکنیم پرستو جان! از اینکه محتوای ما مورد پسند شما قرار گرفته بسیار خوشحالیم. هدف ما دقیقاً همین است که ارتباط بین زندگی روزمره و مفاهیم زبان انگلیسی را نشان دهیم تا یادگیری جذابتر شود. باز هم منتظر نظرات و همراهی شما هستیم!
ممنون از مقاله خوبتون. من چند روز پیش توی یه صرافی خارجی ثبتنام میکردم و دقیقاً همین سوال ‘KYC’ برام پیش اومد. واقعاً به موقع بود. آیا ‘identify’ و ‘verify’ هم توی این فرآیند KYC تفاوتی دارن؟
خواهش میکنیم سامان جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید واقع شده. بله، ‘identify’ (شناسایی کردن) و ‘verify’ (تأیید کردن) دو مرحله مهم در فرآیند KYC هستند: ‘Identify’ به معنای ‘شناختن’ یا ‘تشخیص دادن’ هویت مشتری است (مثلاً گرفتن نام، تاریخ تولد). ‘Verify’ به معنای ‘تأیید صحت’ آن اطلاعات شناسایی است (مثلاً با بررسی مدارک شناسایی مانند پاسپورت). پس اول شناسایی میکنیم، بعد آن را تأیید.
این اصطلاح ‘باکلاس’ برای ‘Know Your Customer’ خیلی بامزه بود. 😂 واقعاً مطلب رو جذابتر کردید. ممنون.
خواهش میکنیم نگین جان! خوشحالیم که لحن مطلب براتون جذاب بوده و توانستهایم با کمی چاشنی شوخی، یادگیری رو دلنشینتر کنیم. گاهی اوقات همین جزئیات کوچک باعث میشه یک مفهوم بهتر در ذهن بمونه.
ممنون بابت توضیحات جامع. پس دفعه بعد که ازم عکس مدرک خواستن، نمیترسم و میفهمم برای ‘Know Your Customer’ هست. آیا ‘due diligence’ و ‘KYC’ کاملا مترادف هستند؟
محسن جان، خوشحالیم که این مطلب تونسته به نگرانیهاتون پاسخ بده. در مورد سوالتون، ‘Due Diligence’ (بررسی موشکافانه) یک مفهوم جامعتر است که به معنای انجام تحقیقات و بررسیهای لازم قبل از انجام یک معامله یا تصمیمگیری است. KYC (Know Your Customer) یکی از مهمترین و اصلیترین بخشها یا ‘subset’ از ‘Due Diligence’ است، به خصوص در حوزه مالی. پس کاملاً مترادف نیستند، بلکه KYC بخشی از CDD (Customer Due Diligence) است.
عالی بود، من فکر میکردم فقط برای پولشویی هست و کلاهبرداری! چه خوب شد که توضیح دادید. چقدر ‘transparency’ کلمه مهمی هست تو این زمینه.
بله شهره جان، کاملاً درست میگید. هرچند مقابله با پولشویی و کلاهبرداری بخشهای بزرگی از هدف KYC هستند، اما هدف کلیتر ایجاد ‘شفافیت’ و اطمینان از سلامت و قانونمندی تراکنشهاست. ‘Transparency’ یا شفافیت، ستون فقرات اعتماد در هر سیستم مالی است.
میشه بگید آیا این عبارت ‘Know Your Customer’ در کشورهای مختلف قوانین متفاوتی داره یا یک قانون بینالمللی یکپارچه است؟
سوال بسیار مهمی پرسیدید وحید! در حالی که مفهوم اصلی ‘Know Your Customer’ یک اصل جهانی و بینالمللی است که توسط سازمانهایی مثل FATF (گروه ویژه اقدام مالی) ترویج میشود، اما جزئیات و الزامات دقیق اجرای آن میتواند در کشورهای مختلف بر اساس قوانین محلی (local regulations) متفاوت باشد. مثلاً ممکن است نوع مدارک مورد نیاز یا سطح تأیید هویت کمی فرق کند، اما هدف اصلی یکسان است.
خیلی ممنون از مطلب کاربردی و مفیدتون. واقعاً به اطلاعاتم اضافه شد.
خواهش میکنیم محدثه جان، خوشحالیم که مطلب براتون سودمند بوده. امیدواریم با مطالب بعدی هم بتوانیم اطلاعات شما رو در زمینه زبان انگلیسی و مفاهیم مرتبط گسترش بدیم.
سلام. آیا این فرآیند KYC ربطی به privacy (حریم خصوصی) افراد هم داره؟ چون ما داریم اطلاعات شخصی رو به اشتراک میذاریم.
سلام پارسا جان، سوال شما بسیار مهم و بجا است. بله، KYC قطعاً با ‘privacy’ یا حریم خصوصی افراد مرتبط است. از یک طرف، شرکتها نیاز به جمعآوری اطلاعات شخصی برای KYC دارند. از طرف دیگر، آنها موظفند که این اطلاعات را با دقت و امنیت بالا نگهداری کنند و قوانین مربوط به ‘data protection’ (حفاظت از دادهها) مانند GDPR (در اروپا) را رعایت کنند. پس این یک توازن بین نیاز به تأیید هویت و حفظ حریم خصوصی است.