“`html
اصطلاح “Intermittent Fasting” (IF): روزه داری مدرن برای اونایی که از رژیم متفرن!
تاحالا شده به دوستتون که همیشه رو فرمه و انرژی داره، نگاه کنید و بگید “بابا تو چی میخوری اینقدر خوبی؟” شاید باورتون نشه ولی جوابش ممکنه “هیچی!” باشه. بله، درست شنیدید! دنیای فیتنس و لایفاستایل این روزا روی یه موج جدیده به اسم Intermittent Fasting یا به قول خودمون “روزه داری متناوب”.
بذارید روراست باشیم، این همون روزه گرفتنی که ما میشناسیم نیست. اینجا خبری از سحری و افطار به اون شکل سنتی نیست. در واقع، یه سبک زندگیه که بیشتر روی کِی غذا خوردن تمرکز داره تا چی خوردن. اگه از رژیمهای خستهکننده و شمردن کالریها فراری هستید، این مقاله خوراک خودتونه!
خب، داستان این Intermittent Fasting چیه؟ محبوبترین روش: ۱۶:۸
فکر کنید روزتون به دو بخش تقسیم شده: یه بخش که آزاده هرچیزی بخورید، و یه بخش که فقط آب و چای و قهوه تلخ مجازه. معروفترین و سادهترین مدلش همینه:
- ۱۶ ساعت فست (Fasting): تو این ۱۶ ساعت شما هیچی نمیخورید. نترسید! ۸ ساعتش که تو خواب میگذره.
- ۸ ساعت بازه خوردن (Eating Window): تو این ۸ ساعت، شما وعدههای اصلی و میانوعدههاتون رو مصرف میکنید.
مثلاً، شما میتونید اولین وعدهتون رو ساعت ۱۲ ظهر بخورید و آخرین وعده رو ساعت ۸ شب. به این ترتیب، از ۸ شب تا ۱۲ ظهر فرداش، یعنی ۱۶ ساعت، بدن شما در حالت “فست” قرار میگیره. سادهتر از این؟
اصطلاح کلیدی که باید بلد باشی: “Eating Window”
این اصطلاح رو زیاد میشنوید. “Eating Window” یا “پنجره خوردن” دقیقا همون بازه زمانی ۸ ساعتهست که توش مجاز به غذا خوردن هستید. این یه جورایی مثل یه قرار ملاقات با غذاست! خارج از این بازه، آشپزخونه تعطیله.
چرا این “پنجره” مهمه؟
- کنترل کالری: وقتی زمانت محدوده، ناخودآگاه کمتر هلههوله میخوری و کالری دریافتیت میاد پایین.
- انضباط ذهنی: بهت یاد میده که فقط وقتی گرسنهای غذا بخوری، نه از روی حوصلهسررفتگی.
- فرهنگ استفاده: تو مکالمات انگلیسی، وقتی کسی میگه “My eating window is from 1 PM to 9 PM” منظورش اینه که فقط تو این ساعتا غذا میخوره.
تلفظش چطوریه؟ خیلی ساده: “ایتینگ ویندو”.
اصطلاح گیکهای فیتنس: “Fasted Cardio” (هوازی ناشتا)
خب، حالا که با فستینگ رفیق شدید، وقتشه یه لول بریم بالاتر. Fasted Cardio یعنی انجام دادن ورزشهای هوازی (مثل دویدن، دوچرخه) با شکم خالی و در حالت فست. یعنی صبح که از خواب پامیشی، قبل از اینکه صبحونه بخوری، یه راست میری سراغ ورزش.
این کار به چه دردی میخوره؟
تئوری پشت این حرکت اینه که وقتی بدن شما برای چند ساعت غذایی دریافت نکرده، ذخایر قندی (گلیکوژن) خودش رو مصرف کرده. در نتیجه وقتی شروع به ورزش میکنید، مجبور میشه مستقیم بره سراغ چربیهای ذخیره شده و اونها رو بسوزونه! این یعنی چربیسوزی بیشتر!
- مثال تو مکالمه: “I always do 30 minutes of fasted cardio in the morning to burn more fat.”
- ترجمه خودمونی: “من همیشه صبحا ۳۰ دقیقه هوازی ناشتا میزنم که چربی بیشتری بسوزونم.”
نکته مهم: حواستون باشه که هوازی ناشتا نباید خیلی شدید یا طولانی باشه، چون ممکنه باعث سرگیجه یا افت انرژی بشه. همیشه به بدنتون گوش بدید.
جمعبندی نهایی: فستینگ به زبان ساده
پس یاد گرفتیم که Intermittent Fasting یه ابزار جدیده که به جای شمردن کالری، روی مدیریت زمان تمرکز میکنه. با یاد گرفتن اصطلاحاتی مثل Eating Window و Fasted Cardio، نه تنها میتونید این سبک رو بهتر درک کنید، بلکه تو مکالمات انگلیسی هم حرفهایتر به نظر میرسید. این یه روش مدرن برای رسیدن به تناسب اندامه که با سبک زندگی پرمشغله امروزی خیلی خوب جور درمیاد.
شما چی فکر میکنید؟ تاحالا Intermittent Fasting رو امتحان کردید؟ بزرگترین چالش شما برای شروع این روش چیه؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
۱. آیا در طول ۱۶ ساعت فست، واقعاً هیچی نباید بخورم؟
در طول دوره فست، شما مجاز به نوشیدن آب، چای بدون شکر و قهوه تلخ هستید. هر چیزی که کالری داشته باشه، فست شما رو میشکنه. پس خبری از شیر، شکر یا آبمیوه نیست.
۲. آیا رژیم فستینگ برای همه مناسبه؟
خیر. این روش برای خانمهای باردار یا شیرده، افراد زیر ۱۸ سال، کسانی که سابقه اختلالات خوردن دارن یا دیابت نوع ۱ دارن، توصیه نمیشه. همیشه قبل از شروع هر رژیم جدیدی با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.
۳. آیا با فستینگ، عضلهسوزی نمیکنم؟
اگر پروتئین کافی در بازه خوردن (Eating Window) مصرف کنید و تمرینات قدرتی داشته باشید، احتمال عضلهسوزی خیلی کم میشه. بدن در حالت فست، ترجیح میده از چربی به عنوان سوخت استفاده کنه، نه عضلات.
“`




ممنون از مقاله خوبتون. میخواستم بپرسم کلمه Intermittent دقیقاً به چه معناست؟ آیا با Periodic تفاوتی داره یا میشه به جای هم استفادهشون کرد؟
سلام سارا جان، سوال خیلی هوشمندانهای بود! کلمه Intermittent به معنای چیزیه که با فواصل نامنظم متوقف و دوباره شروع میشه. اما Periodic بیشتر برای پدیدههایی به کار میره که در فواصل زمانی منظم و مشخص تکرار میشن. در مورد این رژیم، چون بازههای زمانی خاصی مد نظره، Intermittent اصطلاح استانداردتریه.
تلفظ کلمه Intermittent یکم برای من سخته. اون بخش tt وسطش چطوری تلفظ میشه؟ مثل کلمه Better تلفظ میشه؟
آقا رضا، در لهجه آمریکایی معمولاً وقتی t بعد از n میاد، خیلی نرم یا حتی شبیه به یه وقفه کوتاه (Glottal stop) تلفظ میشه، چیزی شبیه ‘اینتر-میت-انت’. اما در لهجه بریتانیایی t کاملاً واضح تلفظ میشه.
من توی یوتیوب شنیدم که به جای این اصطلاح از TRF هم استفاده میکنن. این مخفف چیه؟
بله مریم عزیز، TRF مخفف Time-Restricted Feeding هست که دقیقاً به همون محدود کردن زمان غذا خوردن اشاره داره و در مقالات علمی فیتنس خیلی رایجه.
خیلی اصطلاح جالبی بود. من همیشه فکر میکردم Fasting فقط برای مسائل مذهبی به کار میره. آیا کلمه دیگهای هم برای گرسنگی کشیدن عمدی داریم؟
امیرحسین عزیز، Fasting هم برای مذهب و هم برای سلامتی به کار میره. اما اگه کسی از قصد و به شکل افراطی غذا نخوره، معمولاً از فعل Starve استفاده میکنیم که بار منفی بیشتری داره.
توی متن نوشته بودید Eating Window. این Window اینجا به معنی پنجره نیست دیگه، درسته؟ یعنی بازه زمانی؟
دقیقاً نیلوفر جان! در زبان انگلیسی Window در اصطلاحات مربوط به زمان، به معنای یک ‘فرصت’ یا ‘بازه زمانی مشخص’ برای انجام یک کاره. مثلاً Launch Window یعنی زمان مناسب برای پرتاب موشک.
من یه جا شنیدم که میگفتن I’m on a fast. آیا فرقی داره با I’m fasting؟ کدومش رایجتره؟
هر دو درست هستند حسین عزیز. I’m fasting فعل هست و بیشتر به خودِ عمل اشاره داره، اما I’m on a fast به اون دوره یا رژیمی که درش هستید تاکید میکنه. در مکالمات روزمره I’m fasting کاربرد بیشتری داره.
کلمه Breakfast که هر روز استفاده میکنیم هم ریشهاش از همین Fast هست؟
دقیقاً زهرا جان! این کلمه ترکیبی از Break (شکستن) و Fast (روزه) هست. یعنی اولین وعدهای که باهاش روزهی طول شب رو میشکنید. نکته لغوی خیلی ظریفی بود، آفرین!
توی این رژیم اصطلاح Cheat Meal هم استفاده میشه؟ ممنون میشم درباره این اصطلاح هم توضیح بدید.
بله آقا مهدی، Cheat Meal به وعدهای گفته میشه که شما خارج از قوانین رژیمتون (مثلاً خوردن پیتزا یا شیرینی) میل میکنید. کلمه Cheat به معنی تقلب کردنه، انگار دارید در رژیمتون تقلب میکنید!
مقاله عالی بود. من کلمه Consistency رو توی کپشنهای فیتنس زیاد میبینم. اینجا هم کاربرد داره؟
صد در صد سپیده عزیز! Consistency به معنای ‘استمرار’ و ‘ثبات قدم’ هست. در Intermittent Fasting مهمترین چیز همینه که هر روز طبق برنامه پیش برید تا بدن عادت کنه.
ببخشید، وقتی میخوایم بگیم ‘افطار کردن’ در انگلیسی، بجز Break the fast، اصطلاح دیگهای هم داریم؟
بابک عزیز، رایجترین و استانداردترین ترکیب همون Break the fast هست. در متون غیررسمیتر ممکنه از فعلهایی مثل Open the fast هم استفاده کنن اما اصطلاح اول بینالمللیتره.
من شنیدم به این روش 16:8 میگن ‘Sixteen-eight method’. آیا خوندن اعداد به این شکل در انگلیسی درسته؟
بله الناز جان، برای نسبتها و مدلهای زمانی مثل این، اعداد رو به صورت مجزا میخونن: Sixteen-eight. گاهی هم میگن Sixteen and eight.
ممنون از آموزش. کلمه ‘Hydrated’ هم توی این مقاله میتونست باشه. چون توی فستینگ خیلی میگن Stay hydrated. معنیش میشه آب زیاد خوردن؟
آرش جان عالی گفتی! Hydrated یعنی بدنت به اندازه کافی آب داشته باشه. Stay hydrated یه توصیه همیشگی در فیتنسه که یعنی ‘بدنت رو هیدراته نگه دار’ یا ‘مواظب باش آب بدنت کم نشه’.
من واژه ‘Metabolism’ رو همیشه میشنوم ولی دقیق نمیدونم چیه. همون سوختوسازه؟
بله مونا جان، Metabolism دقیقاً یعنی سوختوساز بدن. فرایندی که بدن شما کالریها رو به انرژی تبدیل میکنه. در IF، هدف اینه که متابولیسم بدن رو بهینه کنیم.
خیلی جالب بود. من دنبال معادل انگلیسی ‘ولع داشتن به غذا’ میگشتم. توی متون فستینگ چی بهش میگن؟
پیمان عزیز، بهترین واژه برای ولع و هوس غذایی کلمه Food Craving هست. مثلاً میگیم: I have a craving for chocolate.
آیا کلمه Fasting صفت هم داره؟ مثلاً بخوایم بگیم ‘حالت روزهداری’؟
فرشته جان، خود کلمه Fasting هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت (Gerund/Participle) به کار میره. مثلاً Fasting state یعنی ‘حالت یا وضعیت روزهداری’ که در اون بدن سراغ ذخایر چربی میره.
اصطلاح Water Fasting یعنی چی؟ یعنی فقط آب میخورن؟
من کلمه Cravings رو توی یه سریال شنیدم که میگفت I’m craving something salty. الان فهمیدم به این مقاله هم ربط داره.
تلفظ Fasting رو بعضیها ‘فَستینگ’ و بعضیها ‘فاستینگ’ میگن. کدوم درسته؟
کلمه ‘Intermittent’ رو میشه برای قطع و وصل شدن اینترنت هم به کار برد؟
ممنون از سایت خوبتون. کلمه ‘Lifestyle’ رو چطور میشه به فارسی روان ترجمه کرد؟ ‘سبک زندگی’ یکم کتابیه.
توی متن از کلمه ‘فیتنس’ استفاده کردید. معادل دقیق فارسیش چیه؟ ‘آمادگی جسمانی’؟
آیا ‘OMAD’ هم جزو اصطلاحات Intermittent Fasting هست؟ مخفف چیه؟
بسیار کاربردی بود. برای ما که زبان میخونیم یاد گرفتن این لغات در کانتکست (context) خیلی بهتره.
اصطلاح ‘Starving’ که توی فیلما میگن I’m starving همون گرسنگی شدیده؟
مقاله خیلی روانی بود. کلمه ‘Proponent’ رو در مورد طرفداران این رژیم زیاد دیدم، یعنی چی؟
ممنون از مقاله خوبتون! همیشه فکر میکردم Intermittent Fasting یه جور رژیم خاصه، ولی الان فهمیدم بیشتر یه ‘lifestyle’ جدیده. آیا ‘lifestyle’ در انگلیسی کلمه پرکاربردیه برای سبک زندگی؟
خواهش میکنم سارا جان! بله، ‘lifestyle’ در انگلیسی بسیار پرکاربرد است و دقیقاً به معنای ‘سبک زندگی’ یا ‘روش زندگی’ به کار میرود. از کلمات رایج در مکالمات روزمره و همچنین مقالات و بحثهای مرتبط با سلامت و فیتنس است.
اسم ‘Intermittent Fasting’ یه مقدار طولانیه، تو صحبتهای روزمره هم معمولا به همون ‘IF’ اشاره میکنن؟ یا مثلاً یه مخفف دیگه هم داره؟
سلام علی! بله، کاملاً درست حدس زدید. در مکالمات روزمره و حتی در بین متخصصان فیتنس، استفاده از مخفف ‘IF’ (آیاف) بسیار رایجتر و طبیعیتر است. این یک مثال خوب از کاربرد abbreviations یا ‘مخففها’ در انگلیسی است که به خصوص در حوزههای تخصصی رایج میشوند.
جالب بود! این مفهوم ‘Eating Window’ رو برای اولین بار اینجا شنیدم. دقیقاً چه معنیای داره؟ میشه به جاش ‘feeding period’ هم گفت یا کاملاً متفاوتن؟
سلام مریم! ‘Eating Window’ به بازه زمانی مشخصی در طول روز گفته میشود که در آن مجاز به خوردن غذا هستید. اگرچه ‘feeding period’ هم میتواند منظور مشابهی را برساند، اما ‘eating window’ اصطلاح رایج و استانداردتر در زمینه ‘Intermittent Fasting’ است و بار معنایی مشخصتری دارد. پیشنهاد میکنیم همین ‘eating window’ را استفاده کنید.
کلمه ‘fasting’ خودش چطور؟ همون معنی روزه گرفتن رو میده یا معنیهای دیگهای هم داره؟ مثلاً اگه بخوام بگم ‘روزه گرفتن برای سلامتی خوبه’ چطور میگم؟
رضا جان، ‘fasting’ هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل به معنای ‘روزه گرفتن’ یا ‘روزه بودن’ است. برای مثال، ‘to fast’ فعل آن است. جملهی شما را میتوان به این صورت ترجمه کرد: ‘Fasting is good for health’ یا ‘Fasting has health benefits.’.
واقعاً ‘Exhausting diets’ بهترین توصیف برای رژیمهای معمولیه! این صفت ‘exhausting’ خیلی قشنگه. میشه برای توصیف چیزای خستهکننده دیگه هم استفادهاش کرد؟
بله فاطمه خانم، ‘exhausting’ به معنای ‘خستهکننده’ یا ‘طاقتفرسا’ است و کاملاً مناسب برای توصیف هر چیزی است که باعث خستگی زیاد شود، مثل ‘an exhausting day’ (یک روز خستهکننده) یا ‘an exhausting task’ (یک کار طاقتفرسا). انتخاب بسیار خوبی بود!
اونجا که گفتید ‘دنیای فیتنس و لایفاستایل این روزا روی یه موج جدیده’ منظورتون همون ‘on a new wave’ بود؟ این یه اصطلاحه تو انگلیسی؟
دقیقاً حسین! ‘On a new wave’ یک اصطلاح بسیار رایج و کنایهآمیز است که به معنای ‘رونق گرفتن یک موضوع جدید’، ‘مد شدن چیزی’ یا ‘قرار گرفتن در مسیر یک ترند تازه’ به کار میرود. ‘The new wave of…’ هم کاربرد زیادی دارد.
میشه لطفاً تلفظ صحیح ‘Intermittent Fasting’ رو بنویسید؟ من همیشه موقع گفتنش مشکل دارم.
حتماً زهرا جان! تلفظ تقریبی ‘Intermittent Fasting’ به این صورت است: ‘این-تِر-می-تِنت فَس-تینگ’. برای تلفظ دقیقتر میتوانید از دیکشنریهای آنلاین که قابلیت پخش صوتی دارند (مثل دیکشنری کمبریج یا آکسفورد) استفاده کنید تا با لحن و استرس کلمات هم آشنا شوید.
مقاله عالی بود! ‘Counting calories’ هم همیشه یکی از کارهای اعصابخردکن رژیمهای قدیمیه. آیا عبارت بهتری برای ‘شمردن کالری’ در انگلیسی وجود داره؟
سلام محسن! ‘Counting calories’ دقیقترین و رایجترین عبارت برای ‘شمردن کالری’ در انگلیسی است. هیچ عبارت بهتری که جایگزین آن شود و همین معنی را بدهد، وجود ندارد. در واقع، این عبارت به خودی خود یک اصطلاح پذیرفتهشده در زمینه رژیم و تغذیه است.
اینکه میگید ‘این مقاله خوراک خودتونه!’ در انگلیسی یه چیزی شبیه ‘This article is exactly what you need’ میشه؟ یا اصطلاح خاصی برای این جور جملات داریم؟
نیلوفر جان، برداشت شما کاملاً درسته. ‘This article is exactly what you need’ ترجمه دقیقی است. اصطلاحات دیگری مثل ‘This article is tailor-made for you’ (این مقاله برای شما دوخته شده) یا ‘This article is right up your alley’ (این مقاله دقیقاً چیزی است که به آن علاقه دارید) هم میتوانند جایگزینهای خوبی باشند.
اصطلاح ‘fast’ (فعل) در این حالت که میگیم ‘۱۶ ساعت فست’ رو چطور باید تو جمله استفاده کنیم؟ مثلا ‘I fast for 16 hours’؟
امیر جان، بله، جمله ‘I fast for 16 hours’ کاملاً درست است و نشان میدهد که شما برای ۱۶ ساعت روزه میگیرید. همچنین میتوانید بگویید ‘I do a 16-hour fast’ که در این حالت ‘fast’ به صورت اسم به کار رفته است. هر دو کاربرد صحیح و رایج هستند.
مرسی از توضیحات خوبتون. واقعاً ‘fitness’ و ‘lifestyle’ دو کلمه کلیدی تو دنیای امروزن. آیا این دو کلمه همیشه با هم میان یا میتونن جداگونه هم استفاده بشن؟
خواهش میکنم نازنین! ‘Fitness’ (تناسب اندام) و ‘lifestyle’ (سبک زندگی) قطعاً میتوانند جداگانه استفاده شوند. اما در بسیاری از بحثها، به دلیل ارتباط نزدیکشان، اغلب کنار هم قرار میگیرند، مثلاً ‘a healthy fitness lifestyle’ یا ‘fitness is a part of my lifestyle’. هر دو حالت درست است.
یه سوال، اگه بخوایم بگیم کسی ‘روزه رو شکست’ (یعنی فست رو تموم کرد) چه اصطلاحی داریم؟ ‘Break the fast’ درسته؟
بسیار سوال خوبی بود میلاد! بله، دقیقاً! اصطلاح ‘to break one’s fast’ به معنای ‘روزه گرفتن را تمام کردن’ یا ‘اولین وعده غذایی بعد از یک دوره ناشتایی را خوردن’ است. به همین دلیل است که صبحانه را ‘breakfast’ مینامند، به معنای ‘شکستن روزه’ شب.
این اصطلاح ‘روراست باشیم’ که تو متن اومده، یه جور ‘let’s be honest’ تو انگلیسیه؟ میخواستم مطمئن بشم.
بله کیانا، برداشت شما کاملاً صحیح است. عبارت ‘روراست باشیم’ دقیقاً معادل ‘let’s be honest’ یا ‘to be frank’ در انگلیسی است. هر دو برای شروع یک جمله که قصد داریم در آن صریح و رک باشیم، استفاده میشوند.
همیشه کلمات مرتبط با رژیم و سلامتی برام گیجکننده بودن. این مقاله خیلی کمک کرد. اگه میشه چند تا کلمه دیگه مرتبط با ‘diet’ و ‘nutrition’ معرفی کنید.
پارسا جان خوشحالیم که مفید بود! حتماً، چند کلمه مرتبط با ‘diet’ (رژیم غذایی) و ‘nutrition’ (تغذیه) عبارتند از: ‘calorie deficit’ (کمبود کالری)، ‘metabolism’ (متابولیسم)، ‘nutrients’ (مواد مغذی)، ‘portion control’ (کنترل حجم وعده غذایی) و ‘meal planning’ (برنامهریزی وعدههای غذایی). امیدواریم مفید باشند!
فکر کنم من هم باید این ‘IF’ رو امتحان کنم! همیشه از ‘counting calories’ فراری بودم. واقعاً ممنون بابت معرفی این روش.
صادق عزیز، خوشحالیم که مقاله براتون الهامبخش بوده! یادتون باشه ‘counting calories’ در انگلیسی به معنای ‘شمردن کالریها’ است و اشاره به روشهای سنتی رژیم دارد. ‘IF’ رو امتحان کنید و امیدواریم نتایج خوبی بگیرید!
اینکه میگید ‘خوراک خودتونه’ تو انگلیسی هم همچین اصطلاحی داریم که به معنی ‘کاملاً مناسب شماست’ باشه؟
الهام جان، بله در انگلیسی اصطلاحات مشابهی وجود دارد. مثلاً ‘It’s right up your street/alley’ که به معنی ‘دقیقاً چیزی است که شما دوست دارید یا در آن مهارت دارید’ است. یا ‘It’s tailor-made for you’ به معنای ‘برای شما طراحی شده’ نیز میتواند استفاده شود.
مقاله تون خیلی روشن و واضح بود. ممنون از توضیح ‘Intermittent Fasting’.
پس اگه بخوام بگم ‘من فستینگ میکنم’ باید بگم ‘I do fasting’ یا ‘I fast’؟ کدوم رایجتره؟
مهسا جان، هر دو عبارت ‘I fast’ (من روزه میگیرم) و ‘I do fasting’ (من فستینگ انجام میدهم) از نظر گرامری صحیح هستند، اما ‘I fast’ کمی رایجتر و طبیعیتر به نظر میرسد، به خصوص وقتی به طور کلی در مورد این عمل صحبت میکنید. مثلاً: ‘I fast every day for 16 hours’.
خیلی عالی بود، دقیقاً دنبال چنین توضیحاتی بودم. این اصطلاحات انگلیسی تو این حوزه واقعاً زیادن.
یکی از دوستام میگه به جای ‘fasting’ میتونی ‘abstinence from food’ هم بگی. این درسته یا خیلی رسمیه؟
سحر جان، ‘abstinence from food’ به معنای ‘پرهیز از غذا’ کاملاً صحیح است و مفهوم ‘روزه’ را میرساند. اما بله، این عبارت رسمیتر و دانشگاهیتر از ‘fasting’ است و بیشتر در متون علمی یا مذهبی استفاده میشود تا در مکالمات روزمره یا مقالات ‘fitness’ که ‘fasting’ گزینه رایج و سادهتری است.