تاحالا تو کامنتهای اینستاگرام دیدین که زیر عکس یه زوج، دوستاشون نوشته باشن “You guys are the cutest hubby & wifey”؟ شاید از خودتون پرسیدین این دیگه چه مدل شوهر و زنیه! مگه همون husband و wife خودمون نیست؟
خب، بذارید روراست باشیم: اگه هنوز به شوهرتون میگید Husband، یکم از انگلیسی واقعیِ نیتیوها عقب موندین! این کلمات یه راز کوچولوی فرهنگی دارن که دونستنش مکالمهی شما رو از این رو به اون رو میکنه.
“Hubby” یا همون “آقایی/شوهرجان” خودمون!
بیایید از اول شروع کنیم. Hubby در واقع مخفف و خودمونیشدهی کلمهی Husband هست. کسی تو مکالمه روزمره و مخصوصاً وقتی داره با عشق و علاقه در مورد شوهرش حرف میزنه، نمیاد خیلی شق و رق بگه “My husband”.
اینجوری تصور کنید:
- Husband: کلمهای رسمی و کتابی. مناسب برای فرمهای اداری و موقعیتهای جدی.
- Hubby: کلمهای صمیمی، بامزه و پر از حس خوب. انگار بگید “شوهرم” در مقابل “آقاییمون”!
چطوری از Hubby استفاده کنیم؟
وقتی میخواید در مورد شوهرتون با دوستاتون حرف بزنید یا یه کپشن اینستاگرامی بنویسید، این کلمه عالیه. تلفظش هم خیلی سادهست: (هابی /hʌbi/)
- “Just saw the cutest post from my hubby. He made me breakfast!”
(همین الان پست بامزهی شوهرمو دیدم. برام صبحونه درست کرده!) - “Going on a date night with the hubby tonight!”
(امشب با آقایی میریم بیرون!)
نکته فرهنگی: استفاده از Hubby نشون میده که شما یه رابطهی صمیمی و دوستانه با همسرتون دارید.
“Wifey” یا به قول خودمون “خانومی”!
دقیقا مثل Hubby، کلمهی Wifey هم شکل خودمونی و بامزهی Wife هست. به جای اینکه خیلی خشک و رسمی بگید “This is my wife”، میتونید با یه لحن مهربونتر بگید “This is my wifey”.
این کلمه همون حس “خانومی” یا “عشق جان” رو منتقل میکنه. تلفظش هم هست: (وایفی /waɪfi/)
کجاها Wifey به کار میاد؟
این اصطلاح بین زوجهای جوون خیلی محبوبه، مخصوصا تو شبکههای اجتماعی.
- “My wifey is the best cook in the world!”
(خانومم بهترین آشپز دنیاست!) - “Happy anniversary to my beautiful wifey.”
(سالگرد ازدواجمون مبارک خانوم خوشگلم.)
نکته مهم: این کلمات (Hubby و Wifey) کاملاً غیررسمی هستن. پس لطفاً تو یه جلسه کاری یا نامه اداری ازشون استفاده نکنید!
یه لول بالاتر: “The Mrs.” یا همون “عیال”!
این یکی دیگه آخرشه! وقتی یه آقا میخواد خیلی خودمونی و یه کم با چاشنی طنز به همسرش اشاره کنه، میگه “The Mrs.” (تلفظ: دِ میسیز). این اصطلاح خیلی تو فیلمها و سریالها رایجه.
حسش یه چیزی تو مایههای “منزل” یا “عیال” خودمونه که آقایون به کار میبرن. یه جورایی هم رسمی به نظر میاد (چون The و Mrs داره) ولی در واقع خیلی غیررسمی و خودمونیه.
مثال رو ببینید تا جا بیفته:
- “I’d love to come to the party, but I have to check with the Mrs. first.”
(خیلی دوست دارم بیام مهمونی، ولی اول باید با منزل هماهنگ کنم!) - “The Mrs. wants to redecorate the living room.”
(عیال میخوان دکوراسیون اتاق نشیمن رو عوض کنن.)
خب، از فردا چی بگیم؟
بذارید خلاصه کنیم: دفعهی بعد که خواستید انگلیسی حرف بزنید یا یه کپشن باکلاس بنویسید، به جای کلمات تکراری و کتابی، از این اصطلاحات بامزه استفاده کنید. این جزئیات کوچیک، سطح انگلیسی شما رو کاملاً متفاوت نشون میده!
- Husband ➔ Hubby (آقایی)
- Wife ➔ Wifey (خانومی)
- My Wife ➔ The Mrs. (عیال/منزل)
حالا شما بگید: تو فیلمها و سریالها چه اصطلاحات بامزهی دیگهای برای زوجها شنیدید؟ برامون تو کامنتها بنویسید!
سوالات متداول
آیا Hubby و Wifey کلمات جدیدی هستن؟
نه خیلی! اینها کلمات اسلنگ (عامیانه) هستن که برای مدت طولانی در زبان انگلیسی وجود داشتن، اما با ظهور شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام و تیکتاک، استفاده ازشون بین جوونها خیلی بیشتر و محبوبتر شده.
آیا میشه این کلمات رو برای نامزدم به کار ببرم؟
معمولاً Hubby و Wifey برای زوجهایی به کار میره که ازدواج کردن. اما امروزه بعضیها به شکل شوخی برای پارتنر یا نامزدشون هم استفاده میکنن، ولی عرف اصلیش برای زن و شوهره.
آیا استفاده از “The Mrs.” بیادبانه است؟
نه لزوماً، اما به لحن و موقعیت بستگی داره. این عبارت معمولاً بین مردها و در فضایی کاملاً دوستانه و غیررسمی به کار میره. اگه با لحن محبتآمیز و شوخی گفته بشه کاملاً اوکیه، اما در موقعیت رسمی اصلاً مناسب نیست.




خیلی جالب بود! من همیشه فکر میکردم Hubby یه جور غلط املاییه برای Husband. راستی فرقش با Hub چی هست؟ آخه بعضی جاها توی توییتر دیدم به جای شوهر میگن My Hub.
سارای عزیز، سوال خیلی خوبی پرسیدی! کلمهی Hub در واقع مخفف خیلی کوتاهتر و تنبلانهترِ Hubby هست که بیشتر توی چتهای خیلی صمیمی یا شبکههای اجتماعی استفاده میشه، اما Hubby بین نیتیوها رایجتر و رسمیتر (در سطح کلمات غیررسمی) به حساب میاد.
من این اصطلاح رو اولین بار توی سریال Friends شنیدم و برام عجیب بود. فکر میکردم شاید یه اصطلاح قدیمی باشه ولی الان فهمیدم که چقدر هنوز محبوبه. ممنون از این مطلب کاربردی.
مرسی از این مطلب عالی. یه سوال، کلمهی Wifey هم دقیقاً همون حس و حال Hubby رو داره؟ یعنی مثلاً اگه یه مرد به خانمش بگه Wifey، همونقدر صمیمی و کیوته یا ممکنه معنی بدی بده؟
نیلوفر جان دقیقاً همینطوره! Wifey هم مثل Hubby بار معنایی خیلی صمیمی و محبتآمیزی داره و اصلاً توهینآمیز نیست. فقط یادت باشه که این کلمات برای محیطهای رسمی مثل اداره یا فرمهای دولتی اصلاً مناسب نیستن.
ممنون از توضیحات. من یه جا شنیدم که به جای اینها از Partner هم استفاده میکنن. آیا Partner هم میتونه به معنی زن یا شوهر باشه یا فقط برای همکارهای تجاریه؟
امیرحسین عزیز، نکتهی بسیار هوشمندانهای بود! کلمهی Partner امروزه در کشورهای انگلیسیزبان خیلی متداول شده و برای اشاره به شریک زندگی (چه ازدواج رسمی کرده باشند و چه نه) بدون اشاره به جنسیت استفاده میشه. پس کاملاً درسته و خیلی هم مدرن محسوب میشه!
تلفظش رو خیلی خوب توضیح دادید. من همیشه فکر میکردم چون از Husband میاد شاید باید حرف ‘آ’ رو جور دیگهای تلفظ کنم. هابی (hʌbi) خیلی راحتتره.
دمتون گرم. یه سوال فنی: آیا کلمهی Wifey رو میشه برای دوستدختر (Girlfriend) هم استفاده کرد یا حتماً باید ازدواج کرده باشن؟ آخه تو موزیکهای رپ آمریکایی زیاد شنیدم.
پویای عزیز، بله در فرهنگ عامه و اسلنگ (Slang)، گاهی اوقات به دوستدختری که رابطهاش خیلی جدیه و طرف مقابل اون رو مثل همسرش میبینه هم Wifey میگن (حتی اگه هنوز ازدواج نکرده باشن). این نشوندهنده تعهد بالای طرفینه.
چقدر معادل سازی ‘آقایی’ و ‘خانمی’ براش جالب بود! واقعاً یادگیری زبان وقتی با معادلهای فرهنگ خودمون ترکیب میشه خیلی ملموستر و جذابتر میشه. منتظر مطالب بعدی هستم.
من شنیدم بعضیها به شوهرشون میگن ‘Hubs’. این هم درسته یا من اشتباه شنیدم؟
کاملاً درسته سینا جان! Hubs هم یکی دیگه از حالتهای خیلی خودمونی Hubby هست. در واقع توی انگلیسی روزمره، کلمات کوتاه شده خیلی طرفدار دارن.
خیلی جالب بود! من همیشه فکر میکردم Hubby یک کلمه کاملاً جداست، نمیدونستم در واقع مخفف Husband هست. برای Wifey هم همینطوره؟
بله امیرحسین عزیز، دقیقاً همینطوره. Wifey هم از اضافه کردن پسوند ‘y’ به Wife ساخته شده تا بار عاطفی و صمیمی بیشتری پیدا کنه. درست مثل کلمات دیگهای مثل ‘Doggy’ که صمیمیتر از ‘Dog’ هست.
من توی سریال Modern Family شنیدم که فیل به کلر میگفت Wifey، ولی برام سوال بود که آیا توی محیط کاری هم میشه از این کلمه استفاده کرد یا نه؟
تلفظ دقیق Wifey چطوریه؟ شبیه ‘وای-فای’ (Wi-Fi) تلفظ میشه یا فرق داره؟
سوال خیلی خوبیه نیلوفر جان! برخلاف Wi-Fi که بخش دومش ‘فای’ شنیده میشه، Wifey به صورت ‘وای-فی’ /waɪ.fi/ تلفظ میشه. پس مراقب باش که با اینترنت اشتباهش نگیری!
به نظرم معادل ‘همسر’ که توی فرمهای رسمی مینویسیم، همون Spouse هست. درسته؟ Hubby که اصلاً به اون فضاها نمیخوره.
دقیقاً محمد امین جان. Spouse یک واژه جنسیتی خنثی (Gender-neutral) و کاملاً رسمی برای فرمهای اداریه. Hubby و Wifey کاملاً اسلنگ و خیابانی (Slang) محسوب میشن.
من دیدم که بعضیها به دوستدختر یا دوستپسری که هنوز ازدواج نکردن هم میگن Hubby/Wifey. این از لحاظ گرامری درسته؟
آیا کلمه ‘Hub’ هم به تنهایی به معنی شوهره؟ توی بعضی کامنتها دیدم فقط مینویسن ‘My Hub’.
مرسی از آموزش عالیتون. یه سوال: برای ‘نامزد’ هم همچین کلمات صمیمی و مخففی داریم؟
فاطمه جان، برای Fiancé (نامزد مرد) یا Fiancée (نامزد زن) معمولاً مخفف خاصی مثل اینها نداریم، اما عباراتی مثل ‘Husband-to-be’ یا ‘Wife-to-be’ رایج هستند.
من شنیدم بریتانیاییها از کلمه ‘The Missus’ هم برای خانمشون استفاده میکنن. اون هم مثل Wifey هست؟
بله مهدی عزیز! ‘The Missus’ یا ‘The Mrs’ یک اصطلاح بریتانیایی خیلی رایجه که مردها برای اشاره به همسرشون به کار میبرن، اما نسبت به Wifey کمی سنتیتر و قدیمیتر به نظر میاد.
واقعاً دونستن این تفاوتهای فرهنگی مهمه. من قبلاً فکر میکردم Husband گفتن خیلی باکلاسه، نگو زیادی خشک و رسمی بوده!
توی کپشن پستهای اینستاگرام، استفاده از Hubby بهتره یا ‘My Better Half’؟ کدومش رایجتره؟
هر دو عالی هستن کامران جان! Hubby کوتاهتر و بامزهتره، اما ‘Better Half’ کمی رمانتیکتر و عمیقتره. انتخابش بستگی به سلیقه و نوع عکسی داره که منتشر میکنی.
اینکه گفتید مثل ‘آقاییمون’ میمونه خیلی جالب بود! قشنگ حس کلمه رو منتقل کرد.
ببخشید، آیا کلمه ‘Wubby’ هم داریم؟ جایی شنیده بودم ولی مطمئن نیستم.
حامد جان، ‘Wubby’ بیشتر به عنوان یک کلمه ابداعی و خیلی لوس بین بعضی زوجها استفاده میشه و ریشه لغوی خاصی نداره، اما Hubby یک واژه استاندارد در انگلیسی محاورهای هست.
لطفاً در مورد کلماتی مثل ‘Bae’ و ‘Significant Other’ هم مطلب بذارید، حس میکنم به این موضوع نزدیک باشن.
یادمه یه جا خوندم که Hubby از اوایل قرن ۱۷ استفاده میشده! درسته یا جدیده؟
دقیقاً رضا جان! اطلاعاتت عالیه. برخلاف تصور خیلیها، Hubby یک کلمه مدرن نیست و ریشههای قدیمی داره، اما توی سالهای اخیر به خاطر شبکههای اجتماعی دوباره خیلی ترند شده.
من همیشه برای همسرم مینوشتم ‘Dear Husband’ توی نامهها، از الان به بعد دیگه مینویسم Hubby!
توی فیلمهای تینیجری خیلی زیاد از Wifey استفاده میکنن، حتی بین دو تا دوست صمیمی دختر! درسته؟
نکته ظریفی بود یاسمن جان. بله، بین دوستهای خیلی صمیمی (دختر) هم ممکنه به شوخی همدیگه رو Wifey صدا کنن که نشوندهنده صمیمیت خیلی زیادشونه.
آیا ‘Hubby’ مخفف توهینآمیزیه؟ چون بعضی جاها شنیدم که میگن نباید توی جمع استفاده بشه.
دمتون گرم، خیلی روان و ساده توضیح دادید. من که کلی کیف کردم.
ممنون از انرژی مثبتت مونا جان! هدف ما همینه که انگلیسی واقعی رو به زبان ساده یاد بگیرید.
استفاده از حروف بزرگ برای Wifey و Hubby لازمه یا با حروف کوچک بنویسیم؟
من عاشق اینم که بدونم نیتیوها واقعاً چطوری حرف میزنن، نه اون چیزی که توی کتابهای Grammar هست.
وای چقدر مقاله به درد بخوری بود! من همیشه گیج میشدم فرق Hubby با Husband چیه. ممنون از توضیح کاملتون 🙏
خوشحالیم که مفید واقع شد سارا جان! دقیقا همین ابهامات فرهنگی هدف ما برای توضیح بود.
پس اگه بخوام خیلی رسمی در مورد شوهرم صحبت کنم (مثلاً تو محیط کار)، بهتره همون Husband رو بگم؟ Hubby اونجا خیلی نامناسبه؟
کاملاً درسته علی جان! برای موقعیتهای رسمی و محیط کار، استفاده از Husband بسیار مناسبتر و حرفهایتر است. Hubby فضای دوستانه و صمیمانهای دارد.
تلفظش رو همیشه اشتباه میگفتم! ‘هابی’ صحیحشه، چه جالب. ممنون بابت این نکته.
خواهش میکنم مریم جان. تلفظ صحیح کلمات در برقراری ارتباط موثر بسیار اهمیت دارد.
یعنی Wifey هم دقیقا همین معنی و کاربرد صمیمانه رو برای خانمها داره؟ مثل ‘خانومم/همسر جان’؟
بله رضا جان، دقیقا همینطور است! Wifey شکل خودمانی و صمیمانه Wife است و برای اشاره به همسر با محبت و علاقه استفاده میشود.
من تو فیلمها و سریالها خیلی این Hubby و Wifey رو میشنیدم ولی فکر میکردم شاید یه اصطلاح خاص برای زوجهای خیلی جوون یا تازهکار باشه. الان فهمیدم چه باحاله!
دیدگاه جالبی بود فاطمه جان! در واقع سن زوج مطرح نیست، بلکه میزان صمیمیت و عشقی که میخواهید منتقل کنید، تعیینکننده استفاده از این کلمات است.
آیا این کلمات Hubby/Wifey بار معنایی خاصی مثل ‘نامزد’ یا ‘عشاق’ رو هم داره، یا فقط برای همسر به کار میره؟
حسین جان، Hubby و Wifey منحصراً برای همسر (بعد از ازدواج) به کار میروند و بار معنایی نامزد یا عاشق را ندارند. برای نامزد معمولاً از fiancé/fiancée یا partner (در روابط مدرن) استفاده میشود.
اون مثال ‘آقاییمون’ دقیقا حسی که این کلمه منتقل میکنه رو رسوند! خیلی باحال بود 😅
هدفمون هم دقیقا همین بود نگین جان، که حس کلمه رو با مثالهای فارسی ملموس کنیم.
پس اگه بخوایم در مورد دوست پسرمون صحبت کنیم، Hubby کاملاً اشتباهه، درسته؟
بله امیر جان، کاملاً اشتباه است. Hubby فقط برای ‘شوهر’ به کار میرود. برای دوست پسر میتوانید از boyfriend یا partner استفاده کنید.
این نکته فرهنگی که گفتید واقعاً طلایی بود! فکر نمیکردم اینقدر تفاوت داشته باشن. ممنون از پست مفیدتون.
خواهش میکنم زهرا جان. یادگیری این ظرایف فرهنگی به شما کمک میکند طبیعیتر و بومیتر صحبت کنید.
من یه بار تو یه آهنگ شنیدم ‘my wifey for life’. یعنی همسرم برای تمام عمر؟
بله کامیار جان، دقیقا همین معنی را میدهد. در آن آهنگ، ‘my wifey for life’ به معنی ‘همسر من برای همیشه/تا ابد’ است که حس وفاداری و عشق عمیق را منتقل میکند.
آیا این کلمات فقط تو آمریکا استفاده میشن یا تو انگلستان هم رایج هستن؟
سوال خوبی لیلا جان! Hubby و Wifey بیشتر در انگلیسی آمریکایی رایج هستند، اما در بریتانیا هم فهمیده شده و گاهی اوقات استفاده میشوند، مخصوصاً در بین نسل جوانتر یا در فضای آنلاین.
ممنون از این مقاله روشنگر. من همیشه حس میکردم یه کلمه کم دارم وقتی میخوام با محبت از همسرم صحبت کنم، الان پیداش کردم!
خوشحالیم که Hubby و Wifey به واژگان شما اضافه شدند ناصر جان! 😊
اگه بخوام در مورد همسر یه همکارم صحبت کنم، چی بگم؟ مثلاً ‘How is your hubby?’ درسته؟
پریسا جان، اگر با همکارتان خیلی صمیمی هستید، شاید ‘How’s your hubby?’ قابل قبول باشد. اما در حالت کلی و برای حفظ احترام و پرهیز از لحن بیش از حد خودمانی، بهتر است بگویید ‘How’s your husband?’ یا ‘How’s [نام همسرش]?’.
پس Hubby و Wifey اصطلاحاً pet names هم محسوب میشن؟
درسته میلاد جان! Hubby و Wifey میتوانند به عنوان pet names یا terms of endearment (اصطلاحات محبتآمیز) برای اشاره به همسر در نظر گرفته شوند، به خصوص وقتی که شخص سوم در حال صحبت است و میخواهد حس صمیمیت را منتقل کند.
من یه بار به دوستم گفتم ‘my hubby’ یه جوری نگاهم کرد! الان فکر کنم اون نفهمید منظورم چیه یا من بد تلفظ کردم. 🤣
احتمالاً سحر جان! شاید او هم از این تفاوت آگاه نبوده یا تلفظ شما کمی گنگ بوده. حالا دیگر با اطمینان میتوانید از آن استفاده کنید!
اینکه Husband رو ‘شق و رق’ گفتید عالی بود! دقیقا همون حس رو داره. ممنون از مثالهای خوبتون.
هدف همین بود مجید جان! خوشحالیم که منظورمان را به خوبی رساندیم.
آیا ‘partner’ هم میتونه جای Hubby/Husband رو بگیره؟ البته میدونم معنیش فرق داره.
آیدا جان، سوال خوبی است. ‘Partner’ در واقع یک کلمه خنثی از نظر جنسیت است و میتواند برای اشاره به هر دو جنس در یک رابطه جدی (از جمله ازدواج) استفاده شود. گاهی اوقات برای اجتناب از مفاهیم سنتی ‘Husband/Wife’ یا در روابطی که formal نیستند (مثل زوجهایی که ازدواج نکردهاند اما با هم زندگی میکنند) به کار میرود. اما Hubby و Husband صراحتاً به ‘شوهر’ اشاره دارند.
واقعاً مرسی بابت این توضیحات! همیشه تو کپشنهای اینستاگرام اینو میدیدم و برام علامت سوال بود.
خوشحالیم که ابهام رفع شد هانیه جان! اینستاگرام و شبکههای اجتماعی بستر خوبی برای مشاهده کاربرد این کلمات هستند.
من فکر میکردم Hubby یه کلمه قدیمی یا شاید یه جور شوخی منفیه! اشتباه میکردم پس.
نه محسن جان، برعکس! Hubby کاملا مدرن و پر از حس مثبت و صمیمیت است. هیچ بار معنایی منفی یا قدیمی ندارد.
میشه چند تا مثال دیگه از Hubby و Wifey تو جمله بگید که بیشتر تو ذهنمون بمونه؟
حتما شبنم جان! 1. My wifey just surprised me with my favorite cake! (همسرجانم تازه منو با کیک مورد علاقهم سورپرایز کرد!) 2. Hubby is taking me out for dinner tonight. (آقایی امشب منو شام بیرون میبره.) 3. Look at my hubby and wifey, they’re so cute together! (نگاه کن به این زوج (همسر و شوهرجان)، چقدر بامزه ان با هم!).