تا حالا شده یه کاری رو با عجله انجام بدی و آخرش گند بزنی؟ مثلاً موقع آماده شدن برای بیرون رفتن، هولهولکی لباست رو بپوشی و بعد ببینی برعکس پوشیدی؟ یا تو امتحان چون عجله داشتی جوابا رو سریع بدی و کلی غلط داشته باشی؟ بذارید روراست باشیم، برای همهمون پیش اومده!
ایرانیها یه ضربالمثل معروف دارن که میگه: “عجله کار شیطونه”. خب، نکته جالب اینجاست که انگلیسیزبونها هم دقیقاً یه همچین چیزی دارن، ولی خیلی خوشگلتر و ریتمیکتر! آمادهای که معادلهای انگلیسیش رو یاد بگیری و تو مکالماتت مثل یه نیتیو واقعی به نظر برسی؟
یه تیکه کلام ریتمیک که عاشقش میشی: Haste makes waste
اولین و باحالترین معادلی که باید بلد باشی اینه: “Haste makes waste”. همین الان چند بار با خودت تکرارش کن. دیدی چه ریتم قشنگی داره؟
- Haste (هِیست): یعنی عجله، شتاب.
- Makes (مِیکس): یعنی باعث میشه، میسازه.
- Waste (وِیست): یعنی اتلاف، هدر رفتن (وقت، پول، انرژی).
پس کل جمله یعنی: عجله کردن باعث اتلاف میشه. خیلی ساده و شیک! از این به بعد هر وقت دوستت داشت کاری رو با عجله انجام میداد، میتونی با یه لحن باکلاس بهش بگی: “Dude, slow down! Haste makes waste.”
کجاها ازش استفاده کنیم؟
این عبارت خیلی کاربردیه و تقریباً تو هر موقعیتی که پای عجله و خرابکاری وسط باشه، میتونی ازش استفاده کنی. مثلاً:
- موقع آشپزی و پختوپز.
- وقتی داری برای امتحان درس میخونی.
- موقع انجام دادن پروژههای کاری.
- حتی موقع جواب دادن به یه پیام مهم!

داستان لاکپشت و خرگوش رو یادته؟ اینم ربطش!
خب، بریم سراغ یه معادل دیگه که پشتش یه داستان معروف و دوستداشتنیه. همه ما داستان مسابقه خرگوش و لاکپشت رو شنیدیم، درسته؟ خرگوش مغرور که به سرعت خودش مینازید، وسط راه خوابش برد و لاکپشت آروم و پیوسته به مسیرش ادامه داد و برنده شد.
یه ضربالمثل خیلی معروف انگلیسی دقیقاً از همین داستان گرفته شده:
“Slow and steady wins the race”
ترجمهش میشه: آهسته و پیوسته رفتن، باعث برنده شدن در مسابقه میشه. این عبارت تشویقت میکنه که به جای انفجاری کار کردن و بعد خسته شدن، کارهات رو با آرامش ولی به طور مداوم و با دقت انجام بدی تا به نتیجه برسی.
تفاوت فرهنگی Haste makes waste و Slow and steady چیه؟
شاید بپرسی فرق این دوتا چیه؟
-
Haste makes wasteیه جورایی یه هشدار هست. بهت میگه “این کارو نکن وگرنه خراب میشه!”. بیشتر جنبه منفی و بازدارنده داره. -
Slow and steady wins the raceیه توصیه مثبت و انگیزشی هست. بهت میگه “اینجوری کار کن تا موفق بشی!”.
پس بسته به موقعیت و حسی که میخوای منتقل کنی، میتونی از هر کدومشون استفاده کنی. اولی برای وقتی که میخوای جلوی یه اشتباه رو بگیری، و دومی برای وقتی که میخوای کسی رو به صبر و تلاش مداوم تشویق کنی.

دیگه چجوری بگیم “عجله نکن”؟ (جملات جایگزین)
فرض کن میخوای به دوستت بگی عجله نکنه ولی نمیخوای از ضربالمثل استفاده کنی. اینجا چند تا عبارت ساده و خودمونی هست که نیتیوها هر روز استفاده میکنن:
- Take your time: راحت باش، وقت بذار. (خیلی رایج و دوستانه)
- Don’t rush: عجله نکن. (ساده و مستقیم)
- Slow down: یواشتر! آروم باش.
- There’s no need to hurry: نیازی به عجله نیست.
خب، حالا چی یاد گرفتیم؟
یاد گرفتیم که به جای “عجله کار شیطونه”، دوتا اصطلاح خیلی خفن انگلیسی داریم: یکی ریتمیک و باحال (Haste makes waste) و یکی دیگه انگیزشی و داستانی (Slow and steady wins the race). از امروز سعی کن از اینا تو مکالماتت استفاده کنی تا انگلیسیت یه لول بالاتر بره!
حالا تو بگو: تا حالا چه کاری رو با عجله خراب کردی؟ تجربهت رو تو کامنتها برامون بنویس!
آیا “Haste makes waste” یک اصطلاح رسمیه؟
نه کاملاً. این یک ضربالمثل (proverb) هست و هم در موقعیتهای رسمی و هم غیررسمی استفاده میشه. به خاطر سادگی و ریتمیک بودنش، خیلی رایجه و همه متوجه منظورت میشن.
آیا میتونم از “Slow and steady wins the race” برای هر کاری استفاده کنم؟
بیشتر برای کارها و اهداف بلندمدت استفاده میشه که نیاز به صبر و استمرار دارن. مثلاً یادگیری یک زبان جدید، راهاندازی یک کسبوکار یا آماده شدن برای یک ماراتن. برای کارهای روزمره و کوچیک، عباراتی مثل “Take your time” مناسبتره.
معادل دیگهای برای “عجله کار شیطونه” تو انگلیسی وجود داره؟
بله، یه عبارت دیگه هم هست که میگه “Haste is from the devil” که ترجمه تقریباً مستقیم همین ضربالمثل فارسیه. اما “Haste makes waste” خیلی رایجتر و طبیعیتره.




این اصطلاح Haste makes waste خیلی آهنگینه! آیا تو محیطهای رسمی یا محیط کار هم میشه ازش استفاده کرد یا فقط برای صحبتهای دوستانهست؟
نیلوفر عزیز، بله کاملاً! این یک ضربالمثل (Proverb) است و در هر دو محیط رسمی و غیررسمی کاربرد دارد. اتفاقاً در محیط کار برای تاکید بر کیفیت به جای سرعت، خیلی استفاده میشود.
تلفظ دقیق کلمه Haste چطوریه؟ شبیه ‘هِست’ تلفظ میشه یا ‘هِیست’؟
امیرحسین جان، تلفظ درستش /heɪst/ است، یعنی صدای ‘اِی’ کشیده میدهد (مثل کلمه Cake). پس میگوییم ‘هِیست’.
یادمه توی یه فیلم دیدم میگفت Take your time. اونم هم معنی همین میشه؟
سارای عزیز، ‘Take your time’ یعنی ‘عجله نکن، وقت بگذار’. در واقع این جمله برای دعوت به آرامش است، در حالی که ‘Haste makes waste’ به نتیجهی بدِ عجله کردن اشاره دارد.
چقدر جالب! من همیشه از Hurry up استفاده میکردم. نمیدونستم کلمه Haste هم همون معنی رو میده. ممنون از آموزش خوبتون.
میشه چندتا مترادف دیگه برای این اصطلاح بگید؟ مثلاً وقتی میخوایم به کسی بگیم انقدر هول نباش.
مریم جان، میتوانید از ‘Easy does it’ یا ‘Don’t rush’ استفاده کنید. همچنین اصطلاح ‘More haste, less speed’ هم دقیقاً معادل همین ضربالمثل است.
چرا توی این جمله از Makes استفاده شده؟ چون Waste مفرده یا کلاً ساختارش این شکلیه؟
سوال خوبیه علی جان! چون فاعل ما (Haste) یک اسم غیرقابل شمارش و مفرد محسوب میشه، فعل زمان حال ساده s سوم شخص میگیره. Haste makes…
من همیشه کلمه Waste رو به معنی زباله شنیده بودم. اینجا یعنی چی دقیقاً؟
نگین عزیز، Waste به عنوان اسم هم به معنی ‘زباله’ است و هم به معنی ‘اتلاف و هدررفت’. در اینجا منظور این است که عجله باعث هدر رفتن انرژی، زمان یا خراب شدن کار میشود.
واقعا کاربردی بود. من همیشه تو آزمونهای ماک آیلتس بخاطر همین عجله نمرههامو از دست میدم. Haste really makes waste for me!
یه اصطلاح دیگه هم داریم: Slow and steady wins the race. اینم میشه گفت متضاد یا مکمل اینه؟
دقیقاً پارسا جان! این اصطلاح مکمل است و بر تداوم و دقت به جای سرعت زیاد تاکید دارد. مرسی که بهش اشاره کردی.
ممنون از پست خوبتون. میشه بگید تفاوت کلمه Haste با Hurry در چیه؟
مهسای عزیز، Hurry خیلی رایجتر و روزمرهتر است. Haste کمی ادبیتر و رسمیتر است و معمولاً در ضربالمثلها یا متون خاص به کار میرود.
تلفظ Haste واقعا سخته برای من. ممنون که نوشتید چجوری بگیم.
اصطلاح Rush into things هم به همین موضوع اشاره داره؟
بله سحر جان، To rush into something یعنی بدون فکر و با عجله وارد کاری شدن که معمولاً نتیجهاش همان waste است!
پستهای مربوط به Idioms رو بیشتر بذارید، خیلی به مکالمه کمک میکنه.
عالی بود! من این رو توی سریال Friends هم شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم.
اگه بخوایم بگیم ‘با عجله کاری رو انجام دادن’ به جز Haste چه فعلی داریم؟
بردیا جان، میتوانید از فعل ‘To dash’ یا ‘To bolt’ (برای حرکت سریع) یا ‘To scramble’ استفاده کنید. اما رایجترینش همان عبارت ‘To be in a hurry’ است.
چقدر معادل قشنگیه. من همیشه فکر میکردم باید کلمه Devil (شیطان) رو هم تو معادل انگلیسیش بیاریم!
سلام، آیا عبارت In haste به معنی ‘با عجله’ در جملات استفاده میشه؟
سلام جواد عزیز، بله کاملاً. مثلاً: He left the room in haste. یعنی با شتاب و عجله اتاق را ترک کرد.
واقعا ریتمیک و باحاله. Haste makes waste… از این به بعد به جای ‘عجله نکن’ به دوستام اینو میگم.
کلمه Waste فعل هم هست؟
بله حمید جان، به عنوان فعل یعنی ‘هدر دادن’. مثلاً Don’t waste your time یعنی وقتت رو هدر نده.
این اصطلاحات ریتمدار خیلی راحتتر تو ذهن میمونن. مرسی از سایت خوبتون.
چه پست عالی و مفیدی! واقعاً این ‘Haste makes waste’ خیلی به دل آدم میشینه. میشه لطفاً تلفظ دقیق ‘haste’ و ‘waste’ رو یه بار دیگه تاکید کنید؟ حس میکنم هنوز یکم تو تلفظ ‘s’ آخر ‘waste’ مشکل دارم.
سارا جان ممنون از انرژی خوبتون! خوشحالیم که براتون مفیده. برای تلفظ ‘haste’ (هِیست)، ‘s’ مثل ‘س’ در فارسی هست و برای ‘waste’ (وِیست) هم همینطور. نکته اینجاست که در انگلیسی، ‘s’ پایانی معمولا با فشار کمتری تلفظ میشه و صدای ‘ز’ نمیده، مگر اینکه بعدش حرف صدادار بیاد. تمرین کنید حتماً بهتر میشه!
وای دقیقاً! امروز صبح برای اینکه زود برسم سر کار، عجله کردم و کیف پولم رو جا گذاشتم. باید میگفتم: Haste makes waste. الان باید برگردم خونه!
علی عزیز، چه مثال واقعی و ملموسی! دقیقاً در همچین موقعیتهایی این اصطلاح کاربرد داره. امیدواریم زودتر کیف پولتون رو بردارید و به کارهاتون برسید. یادگیری با تجربه شخصی موندگارتره!
مرسی از توضیحات خوبتون. میشه چند تا مثال دیگه از کاربرد ‘Haste makes waste’ تو جملات روزمره بزنید؟ حس میکنم هنوز خوب تو ذهنم جا نیفتاده چطور به کار ببرمش.
مریم جان حتماً! اینجا چند مثال دیگه داریم: 1. ‘Don’t rush building that IKEA furniture, remember, haste makes waste!’ (موقع سرهم کردن اون مبلمان ایکیا عجله نکن، یادت باشه، عجله کار شیطونه!) 2. ‘She tried to finish the report quickly, but due to her haste, she made many errors, and now has to redo it all. Haste makes waste, indeed.’ (اون سعی کرد گزارش رو سریع تموم کنه، اما به خاطر عجلهاش اشتباهات زیادی مرتکب شد و حالا باید همه رو از نو انجام بده. واقعاً عجله کار شیطونه.) امیدواریم اینها مفید باشند!
خیلی جالب بود! ما تو فارسی علاوه بر ‘عجله کار شیطونه’، یه ضربالمثل دیگه هم داریم که میگه ‘گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی’. اینم یه جورایی همون معنی رو میده، یعنی عجله نکن و صبور باش.
رضا جان، نکتهسنجی عالی! ‘گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی’ هم به نوعی مفهوم مشابهی رو منتقل میکنه، با تاکید بیشتر روی صبر و نتیجه مطلوب در درازمدت. ‘Haste makes waste’ بیشتر روی پیامد منفی عجله متمرکزه، یعنی اتلاف وقت و انرژی. ولی هر دو به ما میگن که شتابزده عمل نکنیم. ممنون از مشارکتتون!
واقعا ممنون از پستهای مفیدتون. این اصطلاح خیلی قشنگه و ریتمش هم واقعا جذابه. حتماً استفاده میکنم!
سلام. میخواستم بدونم ‘Haste makes waste’ یه اصطلاح خیلی عامیانهست یا میشه تو موقعیتهای رسمیتر هم ازش استفاده کرد؟
امیر عزیز، سلام. ‘Haste makes waste’ بیشتر یک ضربالمثل (proverb) هست و در مکالمات روزمره و نیمهرسمی بسیار رایجه. در موقعیتهای کاملاً رسمی (مثلاً در یک مقاله علمی یا یک سخنرانی رسمی بسیار جدی) شاید کمتر استفاده بشه، اما در گفتار عادی و نوشتار غیررسمی تا نیمهرسمی کاملاً مناسبه و معنا رو به خوبی منتقل میکنه.
یه اصطلاح دیگه که تا حدودی شبیه اینه، ‘Slow and steady wins the race’ هست. اونم به همین معنیه که عجله نکنیم و با حوصله کار کنیم. فکر کنم این دو تا رو میشه کنار هم یاد گرفت.
فرناز جان، پیشنهاد بسیار خوبی بود! ‘Slow and steady wins the race’ (آهسته و پیوسته برنده مسابقه است) مکمل خوبی برای ‘Haste makes waste’ هست. در حالی که ‘Haste makes waste’ به ما هشدار میده که عجله نکنیم تا خرابکاری نشه، ‘Slow and steady wins the race’ تشویق میکنه که با دقت و ثبات قدم پیش بریم تا به هدف برسیم. هردو از اهمیت عدم عجله صحبت میکنند. عالیه که اینها رو با هم مقایسه کردید!
میدونید این اصطلاح ‘Haste makes waste’ از کجا اومده؟ قدمتش چقدره؟ خیلی برام جالبه.
کامیار عزیز، سوال جالبی پرسیدید! این ضربالمثل قدمت زیادی داره و ریشههای اون به قرن پانزدهم میلادی برمیگرده. یکی از اولین نوشتههایی که این اصطلاح در اون دیده شده، کتاب ‘The Canterbury Tales’ اثر جفری چاوسر هست که در حدود سال 1386 میلادی نوشته شده. پس بیش از 600 سال قدمت داره و نشاندهنده یک حقیقت جهانیه!
به عنوان یه برنامهنویس، این ضربالمثل رو باید هر روز به خودم یادآوری کنم! مخصوصا وقتی میخوای سریع یه باگ رو فیکس کنی و بدترش میکنی! 🙂
شایان عزیز، کاملاً حق با شماست! در دنیای برنامهنویسی و کارهای فنی، جایی که دقت حرف اول رو میزنه، ‘Haste makes waste’ یک اصل طلایی به حساب میاد. ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربهتون!
ببخشید، بین ‘makes’ و ‘waste’ مکث میکنیم یا پشت سر هم میگیم؟ یعنی ‘Haste makes [مکث] waste’ یا ‘Haste makes waste’؟
نازنین جان، سوال خیلی خوبی پرسیدید که به روان صحبت کردن کمک میکنه! در حالت عادی و طبیعی، بین ‘makes’ و ‘waste’ مکث قابل توجهی وجود نداره و این دو کلمه تقریباً پشت سر هم و به صورت پیوسته تلفظ میشن: ‘Haste makes waste’. مکث کردن ممکنه جمله رو کمی غیرطبیعی جلوه بده. هرچه بیشتر تمرین کنید، روانتر بیان میشه.
خیلی خوب توضیح دادید. واقعاً مفید بود.
میشه یه کلمه دیگه به جای ‘haste’ معرفی کنید که معنی ‘عجله’ بده؟
پویا عزیز، بله حتماً! کلمه ‘rush’ (راش) به معنی عجله و شتاب هست. مثلاً ‘in a rush’ یعنی ‘با عجله’. همچنین ‘hurry’ (هِری) هم به معنی عجله و شتاب هست، مانند ‘in a hurry’. این کلمات میتونن جایگزینهای خوبی برای ‘haste’ در برخی جملات باشند، اگرچه ‘haste’ بیشتر جنبه رسمیتری دارد و در اصطلاحات و ضربالمثلها رایج است.
من اینو تو یه فیلم کمدی شنیده بودم اما معنی دقیقش رو نمیدونستم. الان کاملا متوجه شدم. مرسی!
شقایق جان، چقدر عالی! شنیدن اصطلاحات در بستر واقعی مثل فیلمها و سریالها، بهترین راه برای آشنایی با کاربرد طبیعی اونهاست. حالا که معنی رو میدونید، میتونید دقت کنید که شخصیتها در چه موقعیتهایی از این اصطلاح استفاده میکنند و در ذهنتون بهتر جا بیفته. خوشحالیم که براتون مفید بود!
فکر کنم میشه گفت: ‘He was in haste and wasted his time.’ درسته؟
آرش عزیز، جمله شما از نظر گرامری درست است و معنای ‘او عجله داشت و وقتش را تلف کرد’ را میدهد. اما نکته اینجاست که ‘Haste makes waste’ یک اصطلاح ثابت و ضربالمثل است و معمولاً به همین شکل استفاده میشود تا مفهوم کلی ‘عجله باعث خرابی و اتلاف میشود’ را برساند. جمله شما کاربرد ‘haste’ و ‘waste’ به عنوان کلمات جداگانه در یک جمله است، نه استفاده از اصطلاح. برای بیان ‘عجله کار شیطونه’ بهتره از خود اصطلاح ‘Haste makes waste’ استفاده کنید.
پستتون خیلی عالی و کاربردی بود. دمتون گرم.