تاحالا شده به دوستت که هیکل رو فرمی داره نگاه کنی و با حسرت بگی: “خوش به حالت، تو هرچی میخوری چاق نمیشی!”؟ یا شاید خودت جزو اون دسته از آدمهایی هستی که انگار معدهشون به جای هضم غذا، کالریها رو پودر میکنه و به باد میده؟ بذارید روراست باشیم، این جمله رو تقریباً همهمون یا گفتیم یا شنیدیم. اما آیا واقعاً این یه “شانس” ژنتیکیه یا یه توضیح علمی پشتش هست؟
خبر خوب اینه که شما تنها نیستید و این پدیده کاملاً شناخته شده است. در دنیای فیتنس و بدنسازی، به این افراد میگن “Hardgainer”. امروز قراره پروندهی این اصطلاح جذاب و دلایل علمی پشت اون رو با هم باز کنیم. پس اگه شما هم از اون دسته آدمای “خوششانس” هستید، این مقاله برای شماست!
داستان تیپ بدنی شما: اکتومورف (Ectomorph) کیه؟
اول از همه، بیاید با یه مفهوم کلیدی آشنا بشیم: تیپ بدنی (Body Type). روانشناس آمریکایی، ویلیام هربرت شلدون، در دهه ۱۹۴۰ آدما رو به سه دستهی کلی تقسیم کرد: اکتومورف، مزومورف و اندومورف. “هاردگینر”ها معمولاً توی دستهی اول، یعنی اکتومورفها، قرار میگیرن.
ویژگیهای یه اکتومورف کلاسیک چیه؟
- ساختار استخوانی ظریف و کشیده: معمولاً قد بلند، شانههای باریک و مچهای لاغری دارند.
- توده عضلانی کم: به طور طبیعی عضلات کمتری دارن و عضلهسازی براشون یه چالش واقعیه.
- متابولیسم سریع: اینجاست که داستان جذاب میشه! بدنشون مثل یه کوره همیشه روشنه و کالریها رو با سرعت بالایی میسوزونه.
- چربی بدن پایین: به سختی چربی ذخیره میکنن و معمولاً لاغر به نظر میرسن.
موتور جت بدنتون روشنه: اصطلاح “Fast Metabolism”
حتماً اصطلاح “Fast Metabolism” یا همون “متابولیسم بالا” به گوشتون خورده. متابولیسم به مجموعه واکنشهای شیمیایی در بدن میگن که غذا رو به انرژی تبدیل میکنه. در اکتومورفها، این فرآیند با سرعت بسیار بالایی اتفاق میفته.
فکر کنید ماشین دوستتون با یه باک بنزین ۵۰۰ کیلومتر میره، ولی ماشین شما با همون مقدار بنزین فقط ۲۰۰ کیلومتر! بدن شما هم دقیقاً همینطوره؛ برای انجام کارهای روزمره، کالری خیلی بیشتری نسبت به بقیه میسوزونه. به این میگن نرخ متابولیسم پایه یا BMR (Basal Metabolic Rate) بالا.
چرا متابولیسم من اینقدر بالاست؟
دلایل مختلفی برای این پدیده وجود داره که مهمترینهاش ایناست:
- ژنتیک: بله، بخش بزرگیش به ژنهایی که به ارث بردید برمیگرده.
- فعالیتهای غیر ورزشی (NEAT): بعضی افراد به طور ناخودآگاه همیشه در حال حرکتن؛ با پاهاشون ضرب میگیرن، موقع حرف زدن زیاد دستاشونو تکون میدن و… این حرکات کوچیک در طول روز کلی کالری میسوزونه.
- توده عضلانی: هرچقدر هم که کم باشه، عضله نسبت به چربی کالری بیشتری مصرف میکنه.
کالری، کالری و باز هم کالری!
خب، حالا که فهمیدیم چرا چاق نمیشیم، راه حل چیه؟ جواب سادهتر از چیزیه که فکر میکنید: مصرف کالری وحشتناک زیاد!.
یه فرد معمولی برای افزایش وزن شاید به روزی ۲۵۰۰ کالری نیاز داشته باشه، اما یه “هاردگینر” واقعی ممکنه برای دیدنِ حتی یک کیلوگرم تغییر روی ترازو، به ۳۵۰۰ یا حتی ۴۰۰۰ کالری در روز نیاز داشته باشه! این یعنی شما باید خیلی بیشتر از حس سیریتون غذا بخورید.
چند تا ترفند برای افزایش کالری دریافتی:
- وعدههای غذایی بیشتر: به جای ۳ وعدهی بزرگ، ۵ یا ۶ وعدهی کوچیکتر و پرکالری در طول روز بخورید.
- چربیهای سالم رو بغل کنید: آووکادو، آجیل، کره بادامزمینی و روغن زیتون بهترین دوستای شما هستن.
- کربوهیدراتها رو فراموش نکنید: برخلاف خیلیها که از کربوهیدرات فراری هستن، شما باید اونها رو در اولویت قرار بدید. برنج، سیبزمینی و ماکارونی منابع عالی انرژی هستن.
- پروتئین برای عضلهسازی: برای اینکه وزنی که اضافه میکنید عضله باشه و نه چربی، حتماً به اندازه کافی پروتئین (مرغ، ماهی، تخممرغ و…) مصرف کنید.
نتیجهگیری: از “هاردگینر” بودن ناراحت نباشید!
شاید افزایش وزن برای شما سخت باشه، اما متابولیسم بالا یه مزیت بزرگ هم محسوب میشه: شما دیرتر چاق میشید و معمولاً بدنی خوشفرم و به اصطلاح “کات” دارید. پس به جای اینکه بهش به چشم یه مشکل نگاه کنید، سعی کنید با شناختن تیپ بدنی (Ectomorph) و نیازهای خاص اون، هوشمندانه تمرین کنید و غذا بخورید.
شما چطور؟ آیا شما هم یه “هاردگینر” هستید؟ بزرگترین چالش شما برای افزایش وزن چی بوده؟ تجربههاتون رو توی کامنتها با ما در میون بذارید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا “Hardgainer” و “Ectomorph” دقیقاً یکی هستند؟
این دو اصطلاح اغلب به جای هم استفاده میشن، اما یه تفاوت کوچیک دارن. “Ectomorph” به تیپ ساختاری بدن (لاغر و استخوانی) اشاره داره, در حالی که “Hardgainer” بیشتر به سختی در عضلهسازی و افزایش وزن، صرف نظر از ساختار بدن، اشاره میکنه. با این حال، تقریباً تمام اکتومورفها، هاردگینر هم هستن.
آیا برای افزایش وزن باید ورزش رو کنار بذارم؟
اصلاً و ابداً! اتفاقاً ورزشهای قدرتی و کار با وزنه برای هاردگینرها ضروریه. این تمرینات به بدن شما سیگنال میده که کالریهای اضافی رو به جای چربی، صرف ساخت عضله کنه. فقط باید تمرینات کاردیو (هوازی) مثل دویدن زیاد رو محدود کنید چون کالریسوزی بالایی دارن.
آیا استفاده از مکملهای افزایش وزن (Gainer) برای من مناسبه؟
مکملهای “گینر” میتونن یه راه حل سریع برای افزایش کالری دریافتی باشن، به خصوص اگه اشتهای کمی دارید. این مکملها معمولاً ترکیبی از کربوهیدرات و پروتئین هستن. اما یادتون باشه که مکملها جایگزین غذای واقعی نیستن و اولویت همیشه باید با یه رژیم غذایی کامل و سالم باشه.




خیلی ممنون از مقاله مفیدتون. میخواستم بدونم کلمه Hardgainer توی موقعیتهای رسمی و آکادمیک هم استفاده میشه یا فقط یه اصطلاح عامیانهست که توی باشگاهها میگن؟
سلام سارا جان، سوال هوشمندانهای بود. واژه Hardgainer بیشتر در فضای فیتنس و به صورت غیررسمی (Informal) کاربرد داره. در متون علمی و پزشکی بهتره از معادل تخصصی اون یعنی Ectomorph استفاده کنی.
من همیشه فکر میکردم کلمه Gain فقط برای سود مالی یا پیشرفت استفاده میشه. برام جالب بود که برای وزن اضافه کردن هم میگیم Gain weight. آیا برای عضله آوردن هم میتونیم بگیم Gain muscle؟
واقعاً عالی بود! من دقیقاً یک Hardgainer هستم. آیا برای کسی که برعکس منه و خیلی سریع چاق میشه هم اصطلاح خاصی توی انگلیسی داریم؟
بله مهسا عزیز، در دنیای فیتنس به این افراد اصطلاحاً Easy gainer میگن و تیپ بدنی اونها رو Endomorph نامگذاری میکنن.
تلفظ دقیق این کلمه چطوریه؟ من توی یوتیوب شنیدم که بخش دوم رو خیلی سریع میگن. ممنون میشم راهنمایی کنید.
تلفظ صحیح به صورت /hɑːrd ˈɡeɪnər/ هست. نکته کلیدی اینه که بخش Gainer رو با صدای ‘ای’ کشیده (مثل کلمه Day) تلفظ کنی.
من توی یه مقاله انگلیسی اصطلاح Fast metabolism رو دیدم. این اصطلاح با Hardgainer مترادف هست یا فرق دارن؟
توی ویدیوهای بدنسازی یوتیوب همش از کلمه Bulk استفاده میکنن. آیا هاردگینرها هم باید Bulk کنن؟
دقیقاً علیرضا جان! اتفاقاً برای یک Hardgainer، پروسه Bulking (حجمگیری) چالشبرانگیزتر و مهمتره چون باید کالری خیلی زیادی دریافت کنن.
اصطلاح Skinny fat هم برای این تیپ بدنی (Ectomorph) استفاده میشه؟ چون من لاغرم ولی شکم دارم!
مریم جان، Skinny fat به کسی میگن که با وجود وزن کم، درصد چربی بدنش بالاست. یک Ectomorph لزوماً Skinny fat نیست، اما اگه تغذیه درستی نداشته باشه ممکنه به این وضعیت دچار بشه.
من شنیده بودم میگن He eats like a horse. این یعنی همون Hardgainer که هرچی میخوره چاق نمیشه؟
چقدر کلمه Ectomorph علمی و باکلاس به نظر میاد! برای تیپهای بدنی دیگه که نه خیلی لاغرن و نه خیلی چاق، معادل انگلیسی چیه؟
سپیده عزیز، به اون افراد که بدنی عضلانی و متعادل دارن اصطلاحاً Mesomorph گفته میشه.
کلمه Gain به تنهایی به معنی وزن اضافه کردنه یا باید حتماً بعدش کلمه Weight رو هم بیاریم؟
بسیار مقاله عالی بود. ای کاش در مورد اصطلاح Work out و تفاوتش با Exercise هم در مقالههای بعدی بنویسید.
تفاوت Hardgainer با کلمه Underweight چیه؟ احساس میکنم دومی بار منفی بیشتری داره.
برداشتت درسته امید جان. Underweight یک وضعیت پزشکیه که نشون میده وزن فرد کمتر از حد سلامت است، اما Hardgainer به ویژگی فیزیولوژیک فرد برای دیر وزن گرفتن اشاره داره.
خیلی وقت بود دنبال معادل انگلیسی ‘بدنِ دیرزا’ یا همون کسی که سخت عضله میسازه میگشتم. مرسی از سایت خوبتون.
آیا کلمه Slim هم میتونه مترادف Hardgainer باشه؟
نه کاملاً بابک عزیز. Slim یعنی لاغر و خوشاندام (معمولاً با بار مثبت)، اما Hardgainer بیشتر روی ‘تلاش زیاد برای تغییر وزن’ تاکید داره.
من توی یه پادکست ورزشی کلمه Shredded رو شنیدم. اونم به معنی لاغر بودنه؟
سینا جان، Shredded یعنی بدنی که عضلاتش کاملاً تفکیک شده و چربی خیلی کمی داره. این لزوماً به معنی لاغر بودن نیست، بلکه یعنی بدن خیلی کات و روی فرمه.
چه مقاله جالبی! من همیشه فکر میکردم “Hardgainer” یه اصطلاح غیررسمی و خودمانیه تو باشگاهها. آیا توی متون پزشکی یا علمی هم استفاده میشه؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید! در حالی که “hardgainer” به طور گستردهای در جوامع فیتنس و بدنسازی، به ویژه بین مربیان و علاقهمندان استفاده میشود، یک اصطلاح غیررسمی محسوب میشود. در متون پزشکی یا علمی، به احتمال زیاد با اصطلاحاتی مرتبط با ترکیب بدن (body composition) یا متابولیسم (metabolism) مواجه میشوید، یا تیپهای بدنی خاصی مانند “ectomorph.” با این حال، معنی آن در دنیای فیتنس به طور جهانی درک شده است.
واقعا ممنون از این مقاله! من خودم یه “hardgainer” هستم و همیشه دنبال توضیح علمیاش بودم. یه سوال: اصطلاح “skinny fat” هم به نوعی به همین دسته از افراد برمیگرده که ممکنه وزن زیادی نداشته باشن ولی درصد چربیشون بالا باشه؟
کاملاً درست فهمیدید، به یک مفهوم مرتبط و مهم اشاره کردید! “Skinny fat” به افرادی اطلاق میشود که لاغر به نظر میرسند اما درصد چربی بدنشان بالا و توده عضلانیشان کم است. در حالی که “hardgainers” (اکتومورفها) عمدتاً در افزایش هر نوع توده (عضله یا چربی) مشکل دارند، یک فرد “skinny fat” میتواند از هر تیپ بدنی باشد اما معمولاً ترکیب بدنی (body composition) نامناسبی دارد. آنها ممکن است به رویکرد متفاوتی برای تمرین و تغذیه نسبت به یک هاردگینر معمولی نیاز داشته باشند.
ممنون از توضیح کامل! میشه لطفاً تلفظ صحیح “Ectomorph” رو هم بنویسید؟
حتماً! تلفظ “Ectomorph” معمولاً به صورت /ˈɛktəˌmɔːrf/ است. استرس روی هجای اول “ec-” است و حرف “o” مانند “o” در کلمه “october” تلفظ میشود.
جالبه که یک روانشناس این تیپهای بدنی رو تعریف کرده. آیا “Body Type” یک اصطلاح علمیه یا بیشتر توی فرهنگ عامه استفاده میشه؟
این یک مشاهده عالی است! در حالی که ویلیام شلدون، روانشناس، این “سوماتیپها” (اکتومورف، مزومورف، اندومورف) را در دهه ۱۹۴۰ معرفی کرد، نظریه اولیه او آنها را به ویژگیهای شخصیتی خاصی مرتبط میکرد که دیگر در روانشناسی به طور گسترده پذیرفته نیست. با این حال، توصیفات فیزیکی این “تیپهای بدنی”، به ویژه در دنیای فیتنس و تغذیه، به عنوان راهی برای طبقهبندی هیکلهای عمومی و بحث در مورد متابولیسم، پابرجا ماندهاند. بنابراین، “body type” خود یک اصطلاح رایج است، و “somatotype” اصطلاح علمیتر برای طبقهبندیهای شلدون است.
خیلی خوب توضیح دادید! توی انگلیسی slang یا اصطلاح خاصی برای کسی که خیلی لاغره و هرچی میخوره چاق نمیشه وجود داره، مثل “stick-figure” یا چیزی شبیه به این؟
بله، چندین روش غیررسمی برای توصیف یک فرد بسیار لاغر وجود دارد که اغلب دارای مفاهیم متفاوتی هستند! “Stick-figure” (آدمک چوبی) یک گزینه خوب است که به فردی بسیار لاغر اشاره دارد. موارد دیگر شامل “beanpole” (نیزهبلند)، “skin-and-bones” (پوست و استخوان)، “rail-thin” (مثل ریل قطار لاغر)، یا گاهی اوقات به شوخی، “a bag of bones” (کیسهای از استخوان) است. در حالی که “hardgainer” به طور خاص به کسی اشاره دارد که برای افزایش وزن و عضله مشکل دارد، این اصطلاحات دیگر فقط وضعیت لاغری را توصیف میکنند.
واقعا مقاله مفید و کاربردی بود. خیلی ممنون از تیم Englishvocabulary.ir.
میشه چند تا جمله مثال دیگه با “hardgainer” بگید که تو مکالمات روزمره یا فضای ورزشی چطور استفاده میشه؟ مثلا “I’m a classic hardgainer and always struggle to bulk up.”
ایده عالی است! در اینجا چند مثال دیگر آورده شده است:
1. “Even after months of intense training and eating a lot, he’s still a hardgainer; it’s tough for him to put on muscle mass.” (حتی بعد از ماهها تمرین شدید و زیاد خوردن، او همچنان یک هاردگینر است؛ برایش سخت است که توده عضلانی اضافه کند.)
2. “My trainer says I have the metabolism of a hardgainer, so I need to consume more calories than average.” (مربی من میگوید متابولیسم من مثل یک هاردگینر است، بنابراین باید کالری بیشتری از حد متوسط مصرف کنم.)
3. “Don’t worry if you’re a hardgainer; with the right diet and consistent effort, you can still make progress.” (اگر هاردگینر هستید نگران نباشید؛ با رژیم غذایی مناسب و تلاش مستمر، باز هم میتوانید پیشرفت کنید.)
این اصطلاح اغلب برای توضیح این به کار میرود که چرا کسی به راحتی وزن یا عضله اضافه نمیکند.
توی فارسی ما میگیم فلانی “معدهاش مهربونه” یا “بدنش هرچی میخوره میریزه بیرون”. آیا “hardgainer” همین مفهوم رو میرسونه؟
این یک مقایسه فرهنگی فوقالعاده است! بله، عبارات فارسی شما “معدهاش مهربونه” (به معنای اینکه معدهاش غذا را به سرعت هضم میکند بدون اینکه وزن اضافه شود) یا “بدنش هرچی میخوره میریزه بیرون” (به معنای متابولیسم بالا) دقیقاً جوهر آنچه یک “hardgainer” تجربه میکند را به تصویر میکشند. اصطلاح انگلیسی “hardgainer” مستقیماً به کسی اشاره دارد که افزایش وزن یا عضله برایش “سخت است”، معمولاً به دلیل متابولیسم سریع و/یا استعداد ژنتیکی. بنابراین، همپوشانی مفهومی بسیار قوی است!
اگه “Hardgainer” کسیه که سخت وزن اضافه میکنه، برعکسش چی میشه؟ کسی که خیلی راحت وزن اضافه میکنه یا به قول معروف “با آب خوردن هم چاق میشه”.
سوال عالی! در حالی که یک اصطلاح واحد و به اندازه “hardgainer” پرکاربرد برای متضاد آن وجود ندارد، افرادی که به راحتی وزن اضافه میکنند اغلب به عنوان “easy gainers” (کسانی که به راحتی وزن اضافه میکنند) یا گاهی اوقات، به صورت عامیانه، به عنوان داشتن “slow metabolism” (متابولیسم کند) یا “prone to gaining weight” (مستعد افزایش وزن) شناخته میشوند. در سیستم سوماتیپ شلدون، این افراد معمولاً در دسته “endomorph” (اندومورف) قرار میگیرند که با ساختار استخوانی بزرگتر و تمایل به ذخیره چربی مشخص میشوند.
من خودم “اکتومورف” هستم و واقعاً این مقاله به دردم خورد. یه نکته عملی: هاردگینرها باید حتماً روی مصرف پروتئین و کالری باکیفیت تمرکز کنند و از تمرینات قدرتی غافل نشن. ممنون از توضیح کامل!
در مورد بدنسازی، “bulk up” که به معنی حجم گرفتن عضلات هست، ارتباط مستقیم با “hardgainer” داره؟ یعنی هاردگینرها تو “bulk up” مشکل دارن؟
کاملاً درست فهمیدید، یک ارتباط عالی برقرار کردید! “Bulk up” به طور خاص به معنای افزایش توده و حجم عضلانی است که اغلب با افزایش کنترل شده چربی بدن همراه است. “Hardgainers” (اکتومورفها) ذاتاً با فرایند “bulking up” مشکل دارند دقیقاً به این دلیل که متابولیسم آنها بسیار کارآمد است و جمع آوری کالری کافی برای ساختن عضله و وزن قابل توجه را برایشان دشوار میکند. بنابراین، آنها “سختی بیشتری برای bulk up شدن” نسبت به سایر تیپهای بدنی دارند.
چقدر جالب بود که ریشهی این دستهبندیها به روانشناسی برمیگرده. همیشه فکر میکردم فقط در علم تغذیه و ورزش اینا رو دارن. ممنون که این نکتهی زبانی-تاریخی رو هم توضیح دادید.
توی این بحثها همیشه کلمهی “metabolism” هم مطرح میشه. میشه یه توضیح کوچیک در مورد کاربرد این کلمه در انگلیسی و معنی دقیقش بدید؟
نکته بسیار مهمی است! “Metabolism” (تلفظ /məˈtæbəˌlɪzəm/) به فرایندهای شیمیایی اشاره دارد که در یک موجود زنده برای حفظ حیات رخ میدهند. اغلب به دو بخش تقسیم میشود: کاتابولیسم (تجزیه مولکولها برای آزاد کردن انرژی) و آنابولیسم (ساخت مولکولها، مانند عضله، که نیاز به انرژی دارد). وقتی مردم در مورد “fast metabolism” (متابولیسم سریع) صحبت میکنند (مانند هاردگینرها)، به این معنی است که بدنشان کالریها را به سرعت میسوزاند و افزایش وزن را دشوار میکند. “Slow metabolism” (متابولیسم کند) به این معنی است که کالریها کندتر سوزانده میشوند و به طور بالقوه منجر به افزایش وزن آسانتر میشود. این یک اصطلاح بیولوژیکی اساسی است که هم در مکالمات روزمره و هم در زمینههای علمی استفاده میشود.
“Ectomorph” یکم علمی به نظر میاد. آیا توی مکالمات روزمره انگلیسی کلمهی سادهتری برای اشاره به این تیپ بدنی وجود داره؟
حق با شماست، “Ectomorph” کمی بالینی به نظر میرسد! در مکالمات روزمره، مردم معمولاً به جای استفاده از اصطلاح علمی، ویژگیهای فیزیکی را توصیف میکنند. ممکن است بگویند کسی “naturally thin” (به طور طبیعی لاغر) است، “has a lean build” (هیکل لاغری دارد)، “is naturally skinny” (به طور طبیعی استخوانی است)، یا “has a fast metabolism” (متابولیسم سریعی دارد). در حالی که “hardgainer” در زمینه فیتنس رایج است، برای توصیف کلی یک بدن لاغر، عباراتی مانند “thin build” یا “slender frame” (هیکل ظریف) رایجتر هستند.
خیلی از این افراد “Hardgainer” هستند و واقعاً هرچی میخورن انگار نه انگار! تو انگلیسی اصطلاحی برای “eating like a horse” داریم که یعنی خیلی زیاد غذا خوردن. آیا این اصطلاح معمولاً برای Hardgainerها به کار میره؟
این یک ارتباط عالی است! بله، اصطلاح “eating like a horse” (به معنای مقدار زیادی غذا خوردن) به طور بسیار رایجی برای هاردگینرها به کار میرود، زیرا علیرغم مصرف زیاد غذا، اغلب برای افزایش وزن مشکل دارند. این اصطلاح کاملاً سرخوردگی یا حیرتی را که مردم هنگام مشاهده مصرف مقادیر زیاد غذا توسط یک هاردگینر بدون تغییرات قابل مشاهده در هیکل او احساس میکنند، به تصویر میکشد. بنابراین، قطعاً عبارتی است که در کنار بحث در مورد هاردگینرها میشنوید.
پس “Hardgainer” یعنی کسی که به سختی gain میکنه. آیا “gainer” به تنهایی هم در انگلیسی کاربرد خاصی داره، مثلاً به معنی کسی که چیزی رو به دست میاره یا وزن اضافه میکنه؟
این یک سوال بسیار هوشمندانه در مورد ریشهی کلمات است! در حالی که “gainer” به تنهایی به اندازه “hardgainer” رایج نیست، مطمئناً میتواند استفاده شود. به عنوان مثال، در ورزش ممکن است “weight gainer” را به عنوان مکملی که برای کمک به افزایش وزن افراد طراحی شده است، بشنوید. در معنای کلیتر، کسی که دستاوردهایی (پیشرفت، سود) کسب میکند میتواند “gainer” نامیده شود، اما این یک اسم مفرد رایج برای یک فرد مانند “hardgainer” نیست. “Hardgainer” یک اصطلاح ترکیبی ثابت است که به طور خاص به کسی اشاره دارد که در افزایش وزن/عضله مشکل دارد.
من این اصطلاح “Hardgainer” رو توی یه پادکست انگلیسی در مورد فیتنس شنیده بودم ولی معنیشو دقیق نمیدونستم. الان کامل متوجه شدم. مرسی!
اگه بخوایم بگیم “فلان شخص، یک متابولیسم هاردگینر دارد”، میتونیم بگیم “He has a hardgainer metabolism”؟ یا “hardgainer” فقط اسم هست؟
سوال عالی در مورد گرامر! “Hardgainer” عمدتاً یک اسم (شخص) است. اگر میخواهید آن را به صورت صفتی برای توصیف متابولیسم استفاده کنید، معمولاً آن را کمی متفاوت بیان میکنید تا طبیعیتر به نظر برسد. میتوانید بگویید:
* “He has the metabolism of a hardgainer.” (او متابولیسم یک هاردگینر را دارد.)
* “He has a fast metabolism, typical of a hardgainer.” (او متابولیسم سریعی دارد که مشخصه یک هاردگینر است.)
* “He is a hardgainer with a very efficient metabolism.” (او یک هاردگینر با متابولیسم بسیار کارآمد است.)
در حالی که “hardgainer metabolism” کاملاً نادرست نیست، گزینههای دیگر رایجتر هستند و روانتر به نظر میرسند. این تأکید میکند که متابولیسم *مانند* متابولیسم یک هاردگینر است.
این موضوع که آدمها تیپ بدنی متفاوتی دارن واقعاً مهمه. خیلی وقتا جامعه روی افراد “Hardgainer” فشار میاره که چاق بشن، درست مثل فشار روی بقیه برای لاغر شدن. درک این اصطلاحات به ما کمک میکنه بهتر با بدن خودمون و بقیه ارتباط برقرار کنیم.
توی توضیحات اشاره کردید به “توده عضلانی کم”. آیا اصطلاح “muscle mass” در انگلیسی همین معنی رو میده و کاربردش توی این زمینه چیه؟
دقیقاً! “Muscle mass” معادل دقیق انگلیسی برای “توده عضلانی” است. این اصطلاح به مقدار بافت عضلانی در بدن شما اشاره دارد. این یک اصطلاح حیاتی در تناسب اندام و سلامت است زیرا داشتن توده عضلانی کافی برای قدرت، متابولیسم و سلامت عمومی مهم است. هاردگینرها معمولاً “muscle mass” کمتری دارند و افزایش آن، حتی با تمرینات مقاومتی، برایشان چالشبرانگیز است.