مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
دسته PS5: “Haptic Feedback” یعنی چی؟ (لرزش هوشمند)

تاحالا دسته PS5 دستتون گرفتید و حس کردید موقع بازی کردن، لرزش دسته یه جوری… فرق داره؟ انگار واقعی‌تره؟ خب، شما آلزایمر ندارید! این یه تکنولوژی جدیده و اسمش Haptic Feedback هست. بذارید خیلی خودمونی بگیم این «لرزش هوشمند» اصلاً چی هست و چرا انقدر خفنه!

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Main Character Energy”: چطور نقش اول زندگی خودت باشی؟

اصلاً فرقش با ویبره معمولی چیه؟

بذارید روراست باشیم، همه‌ی دسته‌های بازی از زمان پلی‌استیشن ۱ ویبره داشتن. به اون ویبره ساده و قدیمی می‌گن Rumble. مثل ویبره گوشی موبایلتونه؛ فقط می‌لرزه، همین! قوی یا ضعیف. مثل یه موتور لرزشی ساده که فقط خاموش و روشن می‌شه.

اما Haptic Feedback یه دنیای دیگه‌ست. این تکنولوژی فقط یه لرزش ساده نیست؛ بلکه یه جور «شبیه‌سازی حس لامسه» است. موتورهای پیشرفته‌ای که داخل دسته DualSense کار گذاشتن، می‌تونن طیف وسیعی از لرزش‌های خیلی دقیق و ظریف رو تولید کنن. این یعنی دسته بازی می‌تونه حس‌های مختلف رو به دست شما منتقل کنه.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:آش دهن‌سوزی نیست: It’s not a mouth-burning soup!

یعنی چی حس‌های مختلف؟ مثل چی مثلاً؟

اینجاست که قضیه جالب می‌شه! شاید باورتون نشه، ولی با Haptic Feedback شما واقعاً می‌تونید تفاوت راه رفتن روی سطوح مختلف رو حس کنید.

قدم زدن روی شن، شیشه یا فلز!

توی بازی‌هایی مثل Astro’s Playroom (که روی همه PS5 ها هست)، این تکنولوژی رو به بهترین شکل به نمایش گذاشتن. وقتی کاراکتر شما روی…:

این ویژگی باعث می‌شه مغز شما بیشتر گول بخوره و حس کنه واقعاً توی اون محیط قرار دارید. به این میگن یه تجربه Immersive (ایمِرسیو)، یعنی کاملاً غرق در بازی می‌شید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:خواستن توانستن است (Where there’s a will…)

و اون اصطلاح “Adaptive Triggers” چیه دیگه؟

خب، این یکی دیگه تیر خلاصه! Adaptive Triggers (به فارسی: ماشه‌های تطبیق‌پذیر) یعنی دکمه‌های L2 و R2 دسته شما، حالا مقاومت می‌کنن! یعنی چی؟

یعنی بسته به کاری که تو بازی انجام می‌دید، فشار دادن این دکمه‌ها سخت‌تر یا آسون‌تر می‌شه. این قابلیت با یه موتور و چرخ‌دنده هوشمند داخل دسته کار می‌کنه که مقاومت ماشه رو تغییر می‌ده.

چند تا مثال خفن:

حرف آخر: اینا فقط یه ویبره ساده نیست!

پس دفعه بعدی که دسته PS5 رو دستتون گرفتید، بدونید که Haptic Feedback و Adaptive Triggers فقط برای قشنگی نیستن. اینا ابزارهایی هستن که بازی‌سازها ازشون استفاده می‌کنن تا شما رو عمیق‌تر توی دنیای بازی فرو ببرن و یه تجربه کاملاً نسل نهمی بهتون بدن. این همون «انگلیسی واقعی» دنیای گیمه که باید بلد باشید!

شما چه حس جالبی رو با دسته PS5 تجربه کردید که ما اینجا نگفتیم؟ خجالت نکشید و تو کامنت‌ها برامون بنویسید!

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Ace” و “Team Wipe” (لحظه طلایی)

سوالات متداول (FAQ)

آیا همه بازی‌ها از Haptic Feedback پشتیبانی می‌کنند؟

نه متاسفانه. این ویژگی‌ها باید توسط سازندگان بازی به صورت اختصاصی برای هر بازی طراحی بشن. بازی‌های انحصاری پلی‌استیشن مثل God of War Ragnarök یا Horizon Forbidden West معمولاً بهترین استفاده رو از این تکنولوژی می‌کنن.

این ویژگی‌ها باتری دسته رو زودتر خالی نمی‌کنه؟

چرا، دقیقاً! استفاده زیاد از Haptic Feedback و Adaptive Triggers مصرف باتری کنترلر DualSense رو به شکل قابل توجهی بالا می‌بره. البته شما می‌تونید از توی تنظیمات کنسول، شدت این ویژگی‌ها رو کم یا حتی خاموش کنید.

چطور به انگلیسی بگم «دسته بازی»؟

بهترین و رایج‌ترین کلمه “Controller” (کِنترولِر) هست. گاهی اوقات بهش “Gamepad” (گِیم‌پَد) هم می‌گن. پس اگه خواستید بگید «دسته PS5 من»، می‌گید: “My PS5 controller”.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 250

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

78 پاسخ

  1. خیلی مقاله جالبی بود. کلمه Haptic دقیقاً چه ریشه‌ای داره؟ من اولین باره می‌شنومش. آیا توی مکالمات روزمره هم کاربرد داره یا فقط تخصصیه؟

    1. سلام رضا جان، خوشحالم که برات مفید بوده. کلمه Haptic از ریشه یونانی ‘haptikos’ به معنی «لامسه‌ای» میاد. در انگلیسی بیشتر در متون علمی و تکنولوژی استفاده می‌شه و کلمه رایجی برای مکالمات روزمره نیست، مگر اینکه بخوای در مورد تکنولوژی‌های جدید صحبت کنی.

  2. تلفظ صحیح کلمه Haptic چجوریه؟ ‘هَپتیک’ خونده می‌شه یا ‘هِیپتیک’؟

    1. مریم عزیز، تلفظ صحیح آن /’hæptɪk/ (هَپتیک) هست. حرف ‘a’ در اینجا مثل کلمه ‘cat’ تلفظ می‌شه.

  3. من کلمه Rumble رو توی مسابقات کشتی کج (Royal Rumble) هم شنیده بودم. آیا اونجا هم معنی لرزش می‌ده؟

    1. دقیقا سامان! کلمه Rumble به صدای بم و لرزان (مثل صدای رعد و برق یا موتور سنگین) گفته می‌شه. در مسابقات، استعاره از یک برخورد پر سر و صدا و لرزاننده است. در دسته بازی هم چون لرزش‌ها بم و قوی بود، این اسم رو روش گذاشتن.

  4. توی متن به Tactile sensation اشاره شده. کلمه Tactile با Haptic چه فرقی داره؟ مترادف هستن؟

    1. سوال خیلی خوبیه نیلوفر. هر دو به حس لامسه مربوط می‌شن. Tactile بیشتر به خودِ ‘حس فیزیکی’ اشاره داره (مثلاً بافت یک پارچه)، اما Haptic معمولاً به ‘تکنولوژی بازخورد لمسی’ در دستگاه‌های دیجیتال اشاره می‌کنه.

  5. کلمه Feedback رو ما توی فارسی هم زیاد استفاده می‌کنیم. آیا اصطلاح Feedback loop هم به این موضوع ربط داره؟

    1. بله امیرحسین جان. Feedback یعنی واکنشی که از یک سیستم می‌گیرید. در دسته PS5، کارهایی که در بازی می‌کنید باعث لرزش (Feedback) می‌شه. Feedback loop به چرخه‌ای گفته می‌شه که خروجی یک سیستم، دوباره به ورودی اون برمی‌گرده و روی عملکرد تاثیر می‌ذاره.

  6. من شنیدم که میگن Adaptive Triggers هم بخشی از این تکنولوژی DualSense هست. کلمه Adaptive دقیقاً یعنی چی؟

    1. سارا جان، Adaptive از فعل Adapt میاد و به معنی «تطبیق‌پذیر» هست. یعنی دکمه‌های پشت دسته (Triggers) با توجه به شرایط بازی (مثلاً کشیدن تیرکمان یا سفت شدن پدال گاز) سفت یا شل می‌شن و خودشون رو تطبیق می‌دن.

  7. ممنون از آموزش خوبتون. کلمه Dual در DualSense همون معنی Double رو میده؟

    1. بله کیان عزیز، Dual به معنی «دوتایی» یا «دوگانه» است. سونی از این کلمه استفاده کرده تا نشون بده این دسته فراتر از یک لرزش ساده است و حس‌های دوگانه یا چندگانه رو منتقل می‌کنه.

  8. چقدر جالب! من فکر می‌کردم Vibration تنها کلمه‌ای هست که برای لرزش استفاده می‌شه. Rumble خیلی کلمه قشنگ‌تریه برای توصیف اون لرزش‌های قدیمی.

  9. توی یک نقد و بررسی انگلیسی خوندم که نوشته بود: ‘The haptic feedback is immersive’. این کلمه immersive یعنی چی؟

    1. پویا جان، Immersive از فعل Immerse (غوطه‌ور کردن) میاد. وقتی می‌گیم یک تجربه immersive هست، یعنی اونقدر واقع‌گرایانه و عمیقه که حس می‌کنی کاملاً در اون محیط غرق شدی.

  10. به نظرم یادگیری لغات تخصصی از طریق چیزهایی که بهشون علاقه داریم (مثل گیم) خیلی راحت‌تره. مرسی از سایت خوبتون.

  11. تفاوت کلمه Subtle و Haptic چیه؟ چون توی متن گفتید لرزش‌های ظریف (Subtle vibrations).

    1. حامد عزیز، Subtle (تلفظ: سادِل – b خوانده نمی‌شه) صفت هست و به معنی «ظریف، نامحسوس یا دقیق» هست. اما Haptic نوع تکنولوژی هست. ما می‌گیم تکنولوژی Haptic می‌تونه لرزش‌های Subtle (خیلی ریز و دقیق) ایجاد کنه.

  12. آیا کلمه Feedback در محیط‌های کاری (مثلاً نظر دادن رئیس به کارمند) هم استفاده می‌شه یا فقط فنی هست؟

    1. کاملاً درسته فاطمه جان! در محیط کار بهش می‌گن ‘بازخورد’. مثلاً: ‘My boss gave me some constructive feedback’ یعنی رئیسم به من بازخوردهای سازنده‌ای داد.

  13. من همیشه Rumble رو با کلمه Grumble اشتباه می‌گیرم. اینا با هم فرق دارن؟

    1. شباهت ظاهری دارن اما معنیشون متفاوته. Rumble صدای بم لرزشیه، اما Grumble یعنی «غرغر کردن» یا با ناراحتی زیر لب چیزی گفتن.

  14. تکنولوژی Haptic فقط توی دسته بازی هست یا جای دیگه هم استفاده می‌شه؟

  15. به نظرم واژه Simulation که توی متن بود خیلی کلیدی بود. چون واقعاً هپتیک داره حس رو شبیه‌سازی می‌کنه نه اینکه فقط بلرزه.

    1. حتماً سپیده عزیز. بستگی به جمله داره، اما کلماتی مثل Feeling (احساس)، Perception (ادراک) و Impression (برداشت/حس) می‌تونن مترادف‌های نزدیکی باشن.

  16. واقعاً عالی توضیح دادید. من همیشه توی تنظیمات بازی‌ها گزینه‌ی Vibration Strength رو می‌دیدم ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اینقدر کلمات تخصصی پشتش باشه.

  17. کلمه ‘ظریف’ که برای Haptic به کار بردید، معادل انگلیسیش توی متن کدوم بود؟

    1. هانیه جان، واژه ‘Subtle’ که در متن به کار رفته، بهترین معادل برای ‘ظریف و دقیق’ در این زمینه است.

  18. من عاشق اصطلاحات گیمینگ هستم. لطفاً در مورد Ray Tracing هم یک مقاله بنویسید و لغاتش رو توضیح بدید.

    1. مونا جان، Sense به یکی از حواس پنجگانه اشاره داره (مثل حس لامسه). اما Sensation به اون ‘تجربه یا حسی’ گفته می‌شه که در یک لحظه خاص بر اثر یک عامل خارجی بهت دست می‌ده.

  19. واقعاً مقاله جالبی بود! تا حالا به معنی کلمه ‘Haptic’ فکر نکرده بودم. می‌شه بگید ریشه‌اش چیه و تو چه زمینه‌های دیگه‌ای استفاده می‌شه؟

    1. سلام رضا جان، خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده! ریشه کلمه ‘Haptic’ از واژه یونانی ‘haptikos’ به معنی ‘مربوط به حس لامسه’ یا ‘توانایی لمس کردن’ میاد. بله، در زمینه‌های دیگه‌ای مثل پزشکی (به خصوص در جراحی رباتیک)، واقعیت مجازی (VR) و حتی طراحی محصولات مصرفی هم برای ایجاد تجربه‌های لمسی واقع‌گرایانه استفاده می‌شه.

  20. ممنون از توضیح روانتون! همیشه فکر می‌کردم ‘feedback’ فقط تو محیط کار یا ارتباطات استفاده می‌شه ولی اینجا دیدم تو تکنولوژی هم کاربرد داره. آیا معنی کلی ‘بازخورد’ در همه این موارد یکسانه؟

    1. سلام سارا خانم، سوال خیلی خوبی پرسیدید! بله، معنی کلی ‘بازخورد’ (feedback) در همه این موارد یکسانه. یعنی ‘اطلاعاتی در مورد یک فرآیند یا فعالیت که برای بهبود یا کنترل آن استفاده می‌شود’. چه در محیط کار باشد (انتقال نظر در مورد عملکرد)، چه در تکنولوژی (حسی که دستگاه به کاربر منتقل می‌کند)، هدف نهایی بهبود تجربه یا کنترل سیستم است.

  21. یادمه وقتی بچه بودم ماشین اسباب‌بازی‌هام هم rumble داشتن! حالا فهمیدم اسمش Rumble بوده. تو انگلیسی به صدای غرش هم ‘rumble’ می‌گن مگه نه؟

    1. بله علی جان، کاملاً درسته! ‘Rumble’ هم به معنی یک صدای بم، طولانی و پیوسته (مثل صدای رعد و برق یا صدای موتور ماشین) و هم به معنی لرزش کم و یکنواخت (مثل ویبره قدیمی دسته‌های بازی) استفاده می‌شه. این دو معنی از یک ریشه می‌آیند که هر دو حس یک حرکت یا صدای ‘غُرش’ مانند را منتقل می‌کنند.

  22. میشه بگید Haptic Feedback رو چطوری درست تلفظ کنیم؟ لهجه بریتانیایی و آمریکایی فرقی داره؟

    1. سلام مریم، ‘Haptic Feedback’ در هر دو لهجه تقریباً مشابه تلفظ می‌شه: ‘هِپ-تیک فید-بَک’ (IPA: /ˈhæptɪk ˈfiːdbæk/). تفاوت‌های جزئی در لهجه وجود داره ولی معنی و وضوح کلمه حفظ می‌شه. بخش ‘Haptic’ بیشتر با صدای ‘اَ’ تلفظ میشه تا ‘آ’.

  23. مقاله عالی بود! آیا کلمه‌ای هست که معنی مشابه Haptic داشته باشه ولی کمتر تخصصی باشه؟ مثلاً ‘tactile’ هم همینه؟

    1. سلام محمد، ممنون از لطف شما! بله، ‘tactile’ (تَک-تایل) کلمه‌ای بسیار نزدیک به ‘Haptic’ است و معنی ‘مربوط به حس لامسه’ یا ‘قابل لمس’ را می‌دهد. ‘Tactile’ بیشتر برای توصیف چیزی که می‌توان آن را لمس کرد یا حسی که از لمس به دست می‌آید به کار می‌رود، در حالی که ‘Haptic’ بیشتر در کاربردهای فناوری برای تولید آن حس استفاده می‌شود. اما در بسیاری موارد می‌توانند به جای یکدیگر به کار روند، مثلاً ‘tactile feedback’ هم رایج است.

  24. میشه چند تا مثال دیگه از کاربرد ‘feedback’ تو جملات روزمره بدید؟ مثلاً ‘I need your feedback on this project’ درسته؟

    1. کاملاً درسته زهرا خانم، اون جمله‌ای که نوشتید یک مثال عالی از کاربرد ‘feedback’ هست. چند مثال دیگه:
      – ‘Can you give me some feedback on my presentation?’ (میشه در مورد ارائه‌ام بهم بازخورد بدی؟)
      – ‘The teacher provided constructive feedback to the students.’ (معلم بازخورد سازنده‌ای به دانش‌آموزان داد.)
      – ‘Customer feedback is essential for improving our services.’ (بازخورد مشتری برای بهبود خدمات ما ضروری است.)
      همانطور که می‌بینید، معمولاً با افعالی مثل ‘give’, ‘provide’, ‘receive’ یا ‘get’ همراه میشه.

  25. این ‘Haptic Feedback’ چقدر جالبه! توی فارسی هم ما یه همچین ترکیبی داریم که حس رو منتقل کنه؟

    1. سلام فرزاد. در فارسی ما معادل دقیق و مصطلح عام برای ‘Haptic Feedback’ نداریم که به این شکل در کنار هم قرار بگیرند. معمولاً از ترجمه‌هایی مثل ‘بازخورد لمسی هوشمند’ یا ‘لرزش حسی’ استفاده می‌شود. این نشان‌دهنده این است که در زبان فارسی، این مفهوم هنوز کاملاً به شکل یک اصطلاح واحد رایج نشده و بیشتر به صورت توصیفی بیان می‌شود، هرچند که وام‌واژه‌ها (loanwords) مانند خود ‘هپتیک فیدبک’ هم در بین متخصصین کاربرد دارند.

  26. یعنی این Haptic Feedback دیگه خیلی ‘next level’ـه! میشه گفت ‘game-changer’؟

    1. بله نگین! استفاده از اصطلاح ‘next level’ برای توصیف پیشرفت چشمگیر کاملاً درسته. و قطعاً ‘game-changer’ (جیْم-چِینجر) هم اصطلاح بسیار مناسبی است. یک ‘game-changer’ به چیزی گفته میشه که وضعیت موجود رو به طور اساسی تغییر میده و قواعد بازی رو از نو می‌نویسه. ‘Haptic Feedback’ در زمینه گیمینگ واقعاً یک game-changer محسوب می‌شه!

  27. ممنون از این همه توضیح دقیق. واقعا خیلی فرق بین Rumble و Haptic Feedback رو خوب متوجه شدم.

  28. پس ‘vibration’ همون معنی ‘rumble’ رو میده؟ یا ‘vibration’ کلی‌تره و ‘rumble’ یه نوع خاص از اونه؟

    1. سوال عالی شیوا! ‘Vibration’ (وایبریشن) یک کلمه کلی‌تر است و به هر نوع حرکت سریع و رفت و برگشتی اشاره دارد. ‘Rumble’ در واقع یک نوع خاص از ‘vibration’ است که مشخصات خاص خودش را دارد: معمولاً بم‌تر، کمتر دقیق و یکنواخت‌تر است. Haptic Feedback هم نوع پیشرفته‌ای از ایجاد ‘vibration’ است اما با هدف شبیه‌سازی دقیق حس لامسه. پس بله، ‘vibration’ چتری است که ‘rumble’ و Haptic Feedback زیر آن قرار می‌گیرند.

  29. این تکنولوژی یادآور ‘force feedback’ تو فرمان‌های بازیه. آیا اینا با هم مرتبطند؟

    1. بله پویا، ارتباط نزدیکی بین ‘Haptic Feedback’ و ‘Force Feedback’ وجود داره. ‘Force Feedback’ (فورس فیدبک) یک نوع بازخورد لمسیه که از طریق اعمال نیرو به کاربر، حس مقاومت یا حرکت رو منتقل می‌کنه (مثل چرخش فرمان در دست). ‘Haptic Feedback’ یک مفهوم گسترده‌تره که شامل ‘Force Feedback’ هم میشه، اما طیف وسیع‌تری از حس‌های لمسی رو (حتی لرزش‌های ظریف) دربرمی‌گیره. هر دو برای افزایش غوطه‌وری کاربر استفاده میشن.

  30. برای ‘Haptic Feedback’ پیشنهاد شما برای ترجمه فارسی چیه؟ ‘بازخورد لمسی’ خوبه؟

    1. سلام لیلا. ‘بازخورد لمسی’ یک ترجمه بسیار دقیق و مناسب برای ‘Haptic Feedback’ است. گاهی اوقات برای تأکید بر جنبه هوشمند بودن، ممکن است ‘بازخورد لمسی هوشمند’ هم به کار رود. در ایران، این اصطلاح هنوز کاملاً جا نیفتاده و معمولاً خود عبارت انگلیسی آن استفاده می‌شود، اما ‘بازخورد لمسی’ بهترین معادل فارسی محسوب می‌شود.

  31. ریشه کلمه ‘rumble’ چیست؟ آیا به صدای رعد و برق هم مرتبط است؟

    1. سلام آیدا. بله، ‘rumble’ از ریشه پروتو-ژرمنی و از کلمه ‘rummelen’ به معنی ‘ساختن صدای عمیق و پیوسته’ می‌آید. قطعاً به صدای رعد و برق هم مرتبط است و یکی از کاربردهای اصلی آن توصیف صدای ‘غُرش’ رعد و برق (thunder rumble) است. در واقع، این کلمه خودش نوعی Onomatopoeia (نام‌آوا) است، یعنی صدایی که می‌سازد شبیه به معنای آن است.

  32. پس الان ‘Haptic Feedback’ داره ‘raising the bar’ تو صنعت گیمینگ! این اصطلاح ‘raising the bar’ درسته اینجا؟

    1. کاملاً درسته کسری! ‘Raising the bar’ (رِیزینگ دِ بار) یک اصطلاح عامیانه و رایج در انگلیسی است که به معنی ‘بالا بردن استانداردها’ یا ‘افزایش سطح انتظارات’ است. Haptic Feedback با ارائه یک تجربه حسی جدید، قطعاً ‘the bar’ را در صنعت گیمینگ بالا برده و استاندارد جدیدی برای دسته‌های بازی تعیین کرده است.

  33. آیا ‘haptic’ فقط برای حس لامسه است یا میشه برای بویایی یا چشایی هم استفاده کرد؟

    1. سلام پریسا، سوال بسیار دقیقی است! کلمه ‘haptic’ به طور انحصاری به ‘حس لامسه’ (sense of touch) اشاره دارد. برای حس‌های دیگر از واژه‌های متفاوتی استفاده می‌شود؛ مثلاً ‘olfactory’ برای بویایی، ‘gustatory’ برای چشایی، و ‘auditory’ برای شنوایی. Haptic Feedback فقط حس لامسه را شبیه‌سازی می‌کند.

    1. بله امیر، ‘tactile feedback’ (تَک-تایل فیدبک) و ‘haptic feedback’ اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند و در بسیاری از زمینه‌ها یک معنی را منتقل می‌کنند. هر دو به بازخورد حسی که از طریق لامسه به کاربر منتقل می‌شود، اشاره دارند. با این حال، ‘haptic’ گاهی اوقات مفهوم پیچیده‌تر و دقیق‌تری از شبیه‌سازی لامسه را در بر می‌گیرد، اما برای کاربرد روزمره می‌توانند معادل هم باشند.

  34. شنیدم تو پزشکی و رباتیک هم از ‘haptic feedback’ استفاده میشه. درسته؟

    1. بله فاطمه خانم، کاملاً درسته! ‘Haptic Feedback’ کاربردهای گسترده‌ای فراتر از گیمینگ داره. در پزشکی برای آموزش جراحان (شبیه‌سازی حس برش یا بخیه زدن)، در رباتیک برای کنترل از راه دور ربات‌ها و احساس محیط توسط کاربر، و حتی در طراحی صنعتی برای نمونه‌سازی محصولاتی با بافت‌های مختلف استفاده می‌شود. هدف همیشه ایجاد یک تجربه لمسی واقعی برای کاربر است.

  35. وقتی میگیم ‘give feedback’ یا ‘provide feedback’، همیشه با همین افعال میاد؟

    1. بله نیلوفر، ‘give feedback’ و ‘provide feedback’ دو مورد از رایج‌ترین فعل‌ها برای استفاده با ‘feedback’ هستند. افعال دیگری مثل ‘offer feedback’ (پیشنهاد بازخورد)، ‘seek feedback’ (به دنبال بازخورد بودن)، ‘receive feedback’ (بازخورد دریافت کردن) و ‘get feedback’ (بازخورد گرفتن) هم کاربرد دارند، اما ‘give’ و ‘provide’ از همه مرسوم‌ترند.

    1. سلام کامران، تلفظ صحیح ‘DualSense’ به صورت ‘دو-آل-سِنس’ (IPA: /ˈduːəl sɛns/) هست. بیشتر شبیه به ‘دوآل‌سنس’ که شما گفتید، با تاکید روی بخش اول ‘دو-آل’.

    1. قطعاً ژاله! استفاده از اصطلاح ‘a whole new ball game’ (اِ هول نیو بال گِیم) بسیار مناسب است. این اصطلاح به معنی ‘یک وضعیت کاملاً متفاوت یا جدید’ است که با آنچه قبلاً وجود داشته تفاوت اساسی دارد. Haptic Feedback در PS5 واقعاً تجربه بازی را به ‘a whole new ball game’ تبدیل کرده است!

  36. اینکه فرق بین Rumble و Haptic Feedback رو با مثال قطره بارون توضیح دادید، واقعاً عالی بود و کاملاً درک کردم.

  37. تو فیلم‌های هالیوودی هم زیاد کلمه ‘feedback’ رو می‌شنوم، خصوصاً تو صحنه‌های فضایی یا نظامی. فکر کنم یه کلمه خیلی پرکاربرده.

    1. بله پدرام، ‘feedback’ واقعاً یک کلمه بسیار پرکاربرد و چندمنظوره در انگلیسی است. در فیلم‌ها، مخصوصاً در ژانرهای علمی-تخیلی و اکشن، زیاد استفاده می‌شود. معمولاً در این بسترها به معنی ‘اطلاعاتی که از یک سیستم دریافت می‌شود’ (مثلاً: ‘We’re getting some unusual feedback from the sensors.’) یا ‘بازخورد صوتی’ (مثل ‘audio feedback’) به کار می‌رود. این نشان می‌دهد که مفهوم بازخورد در بسیاری از زمینه‌ها کلیدی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *