تاحالا شده بخواید یه ضربالمثل ایرانی رو برای یه دوست خارجی ترجمه کنید و وسط کار بفهمید چقدر خندهدار و عجیب به نظر میاد؟ اگه جوابتون مثبته، پس جای درستی اومدید!
این دیگه از کجا اومد؟ چرا اینقدر این ضربالمثل رو دوست داریم؟
بذارید روراست باشیم، «خدا خر رو شناخت شاخ بهش نداد» یکی از شاهکارهای فرهنگ ماست. کوتاه، کنایهآمیز و به شدت تصویری! این جمله یعنی خدا به آدمهای بیظرفیت و نالایق، قدرت یا موقعیتی که جنبهاش رو ندارن نمیده، چون اگه میداد، فاجعه به بار میومد.
تصور کنید یه خر با دوتا شاخ تیز! چه تصویر ترسناک و در عین حال مسخرهای، مگه نه؟ دقیقاً همین حس رو قراره به طرف مقابل منتقل کنیم.
چرا ترجمهی کلمه به کلمه فاجعه است؟
خب، حالا فکر کنید این جمله رو کلمه به کلمه برای یه انگلیسیزبان ترجمه کنید: “God knew the donkey, so he didn’t give it horns”. اولین چیزی که به ذهنشون میرسه اینه: «وات؟ چه ربطی به الاغ و شاخ داره؟ مگه الاغها اصلاً شاخ میخوان؟»
اینجاست که اون حس کنایه و عمق فرهنگی کاملاً از بین میره. پس راه حل چیه؟
دنبال معادل دقیق نگردید، دنبال مفهوم باشید!
خبر بد اینه که هیچ ضربالمثل انگلیسی دقیقی نداریم که همین تصویر رو بسازه. اما خبر خوب اینه که جملات و عباراتی داریم که دقیقاً همون مفهوم رو میرسونن. یعنی «به بعضیها نباید قدرت داد».
معادلهای انگلیسی کاربردی و باکلاس
به جای ترجمهی اشتباه، از این گزینهها استفاده کنید تا مثل یک نیتیو (Native) به نظر برسید:
اصلیترین و بهترین گزینه: “Some people can’t handle power.”
این جمله خیلی رایج و طبیعیه. یعنی «بعضیا جنبهی قدرت رو ندارن». ساده، مستقیم و کاملاً قابل فهم. مثلاً وقتی رئیستون یه ذره که ترفیع گرفته شروع به عقدهگشایی میکنه، میتونید زیر لب به همکارتون بگید: “See? Some people just can’t handle power.”گزینه کمی شاعرانهتر: “Power corrupts.”
این یه عبارت معروفه که میگه «قدرت فساد میاره». وقتی میخواید بگید که قدرت، ذات بد بعضی آدمها رو نشون میده، این بهترین انتخابه. خیلی وقتها نیمهی دوم جمله هم گفته میشه: “Power tends to corrupt, and absolute power corrupts absolutely.” (قدرت به فساد گرایش داره و قدرت مطلق، مطلقاً فاسد میکنه.)
گزینه غیررسمی و خیابانی: “He’s on a power trip.”
این یکی برای وقتی عالیه که یه نفر با گرفتن یه مقام کوچیک جوگیر شده و داره از قدرتش سوءاستفاده میکنه. انگار «قدرت زده به سرش». مثلا: “Ever since he became the shift manager, he’s been on a real power trip.”
نکته فرهنگی بامزه: چرا برای ما خره مهمه؟
توی فرهنگ ما، «خر» نماد لجاجت، نفهمی و کارهای بیفکره. برای همین وقتی میگیم خدا بهش شاخ نداده، داریم به اوج بیکفایتی اون شخص اشاره میکنیم. در فرهنگ انگلیسی، حیوانات دیگه ای این نقش رو دارن (مثلاً “as stubborn as a mule” یعنی مثل قاطر لجباز). برای همین تصویر ذهنی اونها با ما کاملاً متفاوته.
پس دفعهی بعد، به جای اینکه دوستتون رو گیج کنید، با اعتماد به نفس از یکی از معادلهای بالا استفاده کنید و نشون بدید چقدر انگلیسی شما «واقعی» و بهروزه!
جمعبندی نهایی
فراموش نکنید، بهترین راه برای یادگیری این اصطلاحات، استفاده از اونهاست. از امروز سعی کنید توی فیلمها، سریالها و مکالمات روزمره به این عبارتها دقت کنید. شما چه ضربالمثل ایرانی دیگهای رو میشناسید که ترجمهاش به انگلیسی سخت و خندهدار باشه؟ حتماً توی کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا واقعاً هیچ ضربالمثل انگلیسی با حیوانات برای این مفهوم وجود نداره؟
ضربالمثلهای زیادی با حیوانات در انگلیسی هست، اما هیچکدوم دقیقاً مفهوم «ندادن شاخ به خر» رو نمیرسونه. نزدیکترین مفهوم شاید “Don’t give a sword to a child” باشه که یعنی «شمشیر دست بچه نده»، اما باز هم تصویر و کنایهی ضربالمثل ما رو نداره.
آیا استفاده از “Some people can’t handle power” توهینآمیز محسوب میشه؟
نه لزوماً. بستگی به لحن و موقعیت شما داره. این جمله بیشتر یک مشاهده و تحلیل رفتار هست تا یک توهین مستقیم. اما قطعاً نباید اون رو مستقیم در روی کسی که در موردش صحبت میکنید بگید!
چطور این عبارتها رو در مکالمه تمرین کنم؟
بهترین راه، ساختن سناریو در ذهنتونه. موقعیتهایی رو تصور کنید که یه نفر در حال سوءاستفاده از قدرتشه (مثلاً در فیلم، محل کار یا حتی در بازیهای ویدیویی) و سعی کنید جملهی مناسب رو در ذهن خودتون بگید. این کار به شما کمک میکنه تا عبارت در ذهن شما تثبیت بشه.




خیلی جالب بود! همیشه برام سوال بود که چطور باید مفهوم «بیجنبه بودن» رو به انگلیسی بگم. آیا کلمه capacity اینجا کاربرد داره یا خیلی رسمیه؟
علیرضای عزیز، کلمه capacity بیشتر برای ظرفیت فیزیکی یا توانایی ذهنی به کار میره. برای «جنبه داشتن» در موقعیتهای مختلف، عبارات متفاوتی داریم؛ مثلاً برای شوخی میگیم He can’t take a joke.
من یک بار این رو کلمه به کلمه برای دوستم تعریف کردم و اون فکر کرد دارم درباره یک داستان تخیلی یا اسطورهای حرف میزنم! واقعاً ترجمه تحتاللفظی اشتباهه.
دقیقاً سارا جان! به این کار میگن Literal Translation که در مورد ضربالمثلها اصلاً جواب نمیده، چون ریشه در فرهنگ دارن.
آیا عبارت Give a monkey a loaded gun معادل نزدیکتری برای این ضربالمثل نیست؟ حس میکنم هر دو به خطرناک بودن قدرت در دست نالایق اشاره دارن.
آفرین محمد! این یک معادل بسیار عالی و تصویریه که همون بار کنایی رو به خوبی منتقل میکنه.
توی لهجه بریتانیایی هم از کلمه Donkey استفاده میکنن یا کلمه دیگهای دارن؟
مریم عزیز، Donkey در هر دو لهجه رایجه، اما در بریتانیا گاهی از کلمه Moke هم به صورت عامیانه استفاده میشه، هرچند خیلی کمتر شنیده میشه.
من شنیدم که میگن He can’t handle success. آیا این میتونه بار معنایی این ضربالمثل رو برسونه؟
بله نیما جان، این جمله کاملاً مفهوم رو میرسونه اما یک توضیح مستقیمه، در حالی که ضربالمثل ما زبانی کنایهآمیز داره.
مطلب خیلی مفیدی بود. لطفاً درباره ضربالمثل «آشپز که دوتا شد آش یا شور میشه یا بینمک» هم مطلب بذارید. معادل انگلیسیاش رو شنیدم ولی یادم رفته.
حتماً الناز جان. معادل معروفش Too many cooks spoil the broth هست که به زودی در یک مقاله جداگونه بررسیش میکنیم.
تلفظ صحیح کلمه Horns چطوریه؟ من همیشه احساس میکنم با Horse اشتباه تلفظش میکنم.
امیرحسین عزیز، در Horns صدای ‘ن’ (n) کاملاً شنیده میشه: /hɔːrnz/. در حالی که در Horse ما صدای ‘س’ داریم: /hɔːrs/.
واقعاً پست کاربردی بود. من همیشه فکر میکردم باید دنبال کلمه Donkey بگردم توی معادل انگلیسیش!
آیا عبارت Power corrupts هم میتونه به این موضوع ربط داشته باشه؟
رضا جان، Power corrupts بیشتر به این اشاره داره که قدرت آدمهای خوب رو هم خراب میکنه، اما ضربالمثل ما میگه طرف از اول لیاقت و جنبهاش رو نداشته.
خیلی عالی بود. من برای پروژهام دنبال تفاوت Idiom و Proverb بودم، این مقاله خیلی به دیدم کمک کرد.
توی سریال Suits یه جا شنیدم که میگفتن He’s out of his depth. این هم به معنی نداشتن ظرفیت و تواناییه؟
دقیقاً بابک! وقتی کسی در موقعیتی قرار میگیره که فراتر از تواناییها یا جنبهاش هست، از عبارت Out of one’s depth استفاده میکنیم.
کاش فایل صوتی تلفظ جملات رو هم بذارید که یاد بگیریم چطور با لحن درست بگیمشون.
بهترین معادل برای کلمه «نالایق» در این کانتکست چیه؟ Unworthy یا Unfit؟
مهدی عزیز، هر دو درستن. اما Unfit برای موقعیتهای شغلی و Unworthy برای مفاهیم اخلاقی رایجتر هستن.
من از این به بعد از عبارت Giving a toddler a chainsaw استفاده میکنم! فکر کنم همون حس رو به انگلیسیزبانها بده.
پریسا جان، این یک استعاره عالی و مدرنه! کاملاً عمق فاجعه رو نشون میده.
ممنون از توضیحات. برای اصطلاحات کنایهای دیگه هم منتظر پستهای بعدی هستم.