خب، بذارید روراست باشیم. چند بار توی باشگاه یا پای پستهای اینستاگرام اینفلوئنسرهای خارجی کلمههای Fitness و Bodybuilding رو شنیدید و با خودتون گفتید: «اینا که جفتشون یعنی ورزش دیگه!»؟
اگه جوابتون «زیاد» هست، باید بگم که این مقاله دقیقاً برای شماست. شاید باورتون نشه، ولی ندونستن تفاوت این دوتا کلمه، فقط یه سوتی زبانی ساده نیست؛ کل فلسفه ورزش کردنتون رو زیر سوال میبره!
قضیه چیه؟ چرا اینقدر مهمه؟ 🤔
فکر کنید میخواید انگلیسی حرفهای و واقعی یاد بگیرید. همون انگلیسی که تو فیلما میشنوید. اگه فرق این دو کلمه رو ندونید، مثل اینه که به یه ماشینباز حرفهای، پراید و بوگاتی رو یه چیز نشون بدید. خندهداره، نه؟ دونستن این تفاوت به شما کمک میکنه نه تنها کلمات رو درست به کار ببرید، بلکه فرهنگ پشت این سبکهای زندگی رو هم درک کنید.

بادیبیلدینگ (Bodybuilding): داستان حجم و عضله! 🏋️♂️
وقتی میگیم Bodybuilding (بادیبیلدینگ)، دقیقاً داریم از «ساختن بدن» حرف میزنیم. هدف اینجا فقط و فقط یک چیزه: بیشترین حجم عضلانی ممکن (Maximum Muscle Mass). بذارید سادهتر بگم:
- تمرکز اصلی: سایز، حجم، و تقارن (Symmetry) عضلات.
- هدف نهایی: رسیدن به یک فیزیک بدنی خاص برای مسابقه و نمایش روی استیج.
- روش تمرین: معمولاً تمرینات ایزوله و سنگین روی گروههای عضلانی خاص (مثلاً امروز فقط سینه، فردا فقط پا).
- تغذیه: رژیمهای بسیار دقیق و محاسبهشده برای دورههای «حجم» (Bulking) و «کات» (Cutting).
پس دفعه بعدی که کسی رو دیدید که عضلات فوقالعاده حجیم و تفکیکشده داره، مثل آرنولد شوارتزنگر در دوران اوجش، اون یک Bodybuilder هست. هدفش لزوماً سلامتی بیشتر نیست، بلکه رسیدن به یک زیباییشناسی خاص در عضلاته.
یه اصطلاح خیابونی باحال:
توی باشگاههای آمریکا، به یه بادیبیلدر خیلی حجیم و غولپیکر ممکنه بگن: “He’s a beast!” یا “That dude is jacked!”. اینا یعنی «عجب هیولاییه!» یا «طرف خیلی عضلهای و خفنه!».
فیتنس (Fitness): سلامتی و کارایی، نه فقط ظاهر! 🏃♀️
حالا بیایم سراغ Fitness (فیتنس). این کلمه یه دنیای دیگهست. فیتنس یعنی «تناسب اندام و سلامتی عمومی». هدف اینجا اینه که بدنت برای زندگی روزمره آماده و کارآمد باشه.
- تمرکز اصلی: سلامت قلب و عروق (Cardio)، استقامت، انعطافپذیری و قدرت عملکردی (Functional Strength).
- هدف نهایی: داشتن انرژی بیشتر برای کارهای روزانه، پیشگیری از بیماری و حس خوب کلی. اندام خوب اینجا یک نتیجهست، نه هدف اصلی.
- روش تمرین: ترکیبی از تمرینات هوازی (دویدن، دوچرخه)، تمرینات قدرتی (معمولاً با وزنههای سبکتر و تکرار بیشتر) و حرکات کششی.
- تغذیه: یک رژیم غذایی متعادل و پایدار برای سبک زندگی سالم.
کسی که هدفش فیتنسه، نمیخواد لزوماً روی استیج بره. اون میخواد بتونه راحت از پلهها بالا بره، با بچههاش بازی کنه و در کل، یه بدن سالم و آماده داشته باشه.
فیتنس در کوچهبازار انگلیسی!
یه نکته خیلی مهم! در انگلیسی بریتانیایی، کلمه fit به عنوان یه اسلنگ (slang) به معنی «جذاب» هم به کار میره. پس اگه یه بریتانیایی بهتون گفت “You’re so fit!”، ممکنه اصلاً منظورش ورزشی بودن شما نباشه، بلکه داره ازتون تعریف میکنه!

و اما «فیزیک» (Physique) این وسط چی میگه؟ ✨
اینجا دیگه داستان برای حرفهایهاست! Physique (فیزیک) یه چیزی بین بادیبیلدینگ و فیتنسه. مسابقات “Men’s Physique” چند سالیه که خیلی محبوب شده. هدف در این رشته، رسیدن به بدنیه که:
- عضلانی و تفکیکشده باشه، اما نه به اندازه بادیبیلدرهای غولپیکر.
- زیبایی و تقارن داشته باشه؛ یه جورایی شبیه مدلهای ساحلی و فیتنس. تمرکز روی کمر باریک و شانههای پهنه (V-Taper).
- خیلی حجیم بودن اینجا امتیاز منفی حساب میشه!
در واقع، ورزشکارای فیزیک دنبال همون «بدن ایدهآل» از نظر عموم مردم هستن. نه خیلی لاغر، نه خیلی غولپیکر. یه چیزی شبیه بدن بازیگرای هالیوودی در فیلمهای اکشن.
خب، بالاخره کدومش؟
حالا دیگه فرقشون رو میدونید! Bodybuilding یعنی هنر ساختن عضله برای نمایش. Fitness یعنی سبک زندگی سالم برای عملکرد بهتر در زندگی. و Physique یه پل زیبا بین این دو دنیاست. دفعه بعدی که خواستید در مورد اهداف ورزشیتون حرف بزنید، میتونید با اعتماد به نفس از کلمه درست استفاده کنید و نشون بدید که انگلیسی شما فقط در حد کتاب نیست!
شما طرفدار کدوم سبک هستید؟ بادیبیلدینگ، فیتنس یا فیزیک؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوال ۱: آیا Bodybuilder ها آدمهای سالمی نیستن؟
لزوماً نه. با اینکه ورزش میکنن، اما تمرکز شدید روی حجم و استفاده از رژیمهای افراطی در دورههای مسابقه، گاهی میتونه برای سلامتی طولانیمدت مضر باشه. هدف اصلی زیباییشناسیه، نه سلامت کامل.
سوال ۲: آیا برای Fitness حتماً باید باشگاه رفت؟
اصلاً! فیتنس خیلی انعطافپذیره. شما میتونید با دویدن در پارک، یوگا در خانه، شنا یا هر فعالیت دیگهای که ضربان قلبتون رو بالا ببره و عضلاتتون رو درگیر کنه، به اهداف فیتنس خودتون برسید.
سوال ۳: کلمه “Toned” به کدوم دسته مربوط میشه؟
کلمه Toned (تونِد) یعنی بدنی که چربی کمی داره و عضلاتش کمی مشخص هستن، اما حجیم نیستن. این اصطلاح بیشتر به دنیای Fitness نزدیکه. وقتی کسی میگه میخوام بدنم “toned” بشه، یعنی دنبال یه ظاهر ورزشی و سالم میگرده، نه حجم زیادِ بادیبیلدینگ.




خیلی مقاله مفیدی بود. من همیشه فکر میکردم این دوتا کلمه رو میشه به جای هم استفاده کرد. یه سوال، توی محیطهای رسمی اگه بخوایم بگیم کسی هیکل ورزشکاری داره، بهتره از Fit استفاده کنیم یا Athletic؟
سوال خیلی خوبیه علیرضا جان! کلمه Athletic معمولاً برای کسی به کار میره که ظاهرش نشون میده توی یه ورزش خاص (مثل دو یا فوتبال) مهارت داره، اما Fit عمومیتره و به سلامت جسمانی اشاره داره. در محیطهای رسمی هر دو مودبانه هستن، اما Athletic بار معنایی حرفهایتری داره.
من توی یه فیلم شنیدم که میگفت I need to work out. این Work out دقیقاً برای کدوم یکی از این دوتا استفاده میشه؟ یعنی هم برای فیتنسه و هم بادیبیلدینگ؟
دقیقاً سارا خانم! Work out یه اصطلاح کلی (Phrasal Verb) برای ورزش کردن و تمرین کردنه. فرقی نمیکنه هدفتون عضلهسازی حجیم باشه یا فقط سلامتی؛ برای هر دو سبک میتونید از این عبارت استفاده کنید.
ممنون از توضیحات. یه اصطلاحی هست به اسم Get ripped، این بیشتر به بادیبیلدینگ مربوط میشه یا فیتنس؟ کلاً معنیش چی میشه؟
اصطلاح Get ripped بیشتر در دنیای بادیبیلدینگ محبوبه و به معنی «کات کردن» یا داشتن عضلات خیلی تفکیک شده با درصد چربی خیلی پایینه. در واقع وقتی عضلات به وضوح زیر پوست مشخص باشن، از این صفت استفاده میکنیم.
تفاوت تلفظ Fitness و Physique رو هم میشه بگید؟ من همیشه توی تلفظ دومی مشکل دارم و حس میکنم بقیه متوجه منظورم نمیشن.
حق داری نیلوفر جان، Physique از اون کلمههای گولزننده است! تلفظش میشه «فیزیک» (fɪˈziːk). دقت کن که آخرش صدای ‘ک’ میده. Fitness هم که سادهتره: «فیتنِس». توی بادیبیلدینگ، Physique به فرم کلی بدن و تناسب اندام اشاره داره.
خیلی عالی بود. من تازه متوجه شدم که چرا توی یوتیوب وقتی ویدیوهای خارجی رو میبینم، بادیبیلدینگ رو یه Pro Sport میدونن ولی فیتنس رو یه Lifestyle. این تفاوت نگاه خیلی برام جالب بود.
ببخشید، کلمه Bulking که توی باشگاهها میگن همون معادل حجم گرفتن در Bodybuilding هست؟ میشه یه مثال بزنید چطوری توی جمله استفادهاش کنیم؟
بله مریم جان، Bulking یعنی دوره حجم. مثلاً میتونی بگی: I’m currently bulking to put on some muscle. یعنی در حال حاضر توی دوره حجم هستم تا کمی عضله اضافه کنم.
من شنیدم به کسایی که خیلی به فیتنس علاقه دارن میگن Gym-rat. این بار معنایی بدی داره؟ یعنی توهینه؟
اصلاً توهین نیست مهدی جان! Gym-rat یه اصطلاح عامیانه و Slang هست برای کسی که عاشق باشگاه رفتنه و بیشتر وقتش رو اونجا میگذرونه. اتفاقاً بین ورزشکارها به عنوان یه صفت باحال برای نشون دادن پشتکار استفاده میشه.
مقاله خیلی روونی بود. کاش درباره تفاوت Personal Trainer و Coach هم توضیح میدادید. اینا هم توی این حوزه خیلی استفاده میشن.
پیشنهاد خوبیه الناز! به طور خلاصه: Personal Trainer معمولاً توی باشگاه روی فرم صحیح حرکات شما نظارت میکنه، اما Coach بیشتر جنبه هدایت استراتژیک و برنامهریزی برای مسابقات رو داره. حتماً در مقالات بعدی بیشتر بازش میکنیم.
من همیشه فکر میکردم کلمه Fit فقط برای آدما استفاده میشه. الان متوجه شدم که Bodybuilding یه جوری انگار زیرمجموعه دنیای وسیع Fitness حساب میشه.
ببخشید، معادل انگلیسی «عضله آوردن» چی میشه؟ Gain muscle یا Build muscle؟ کدومش رایجتره؟
هر دو کاملاً درست و رایج هستن نگین عزیز. Build muscle بیشتر به فرآیند ساختن اشاره داره و Gain muscle به نتیجه (اضافه شدن وزن عضلانی). مثلاً: I want to build muscle this year.
یه نکته جالب دیگه هم اینه که توی انگلیسی به تمرینات Fitness معمولاً میگن Conditioning ولی برای Bodybuilding بیشتر از کلمه Hypertrophy (هایپرتروفی) استفاده میکنن که علمیتره.
واقعاً عالی بود! من همیشه توی اینستاگرام کلمه Aesthetic رو زیر پستهای فیتنس میدیدم و برام سوال بود. الان فهمیدم که چقدر به جنبه زیباییشناسی بدن مربوطه.
دمتون گرم. اگه میشه درباره اصطلاحات تغذیهای مربوط به این دوتا مثل Macros و Supplements هم مطلب بذارید.
حتماً سینا جان! لیست اصطلاحات مربوط به تغذیه ورزشی (Nutrition) توی نوبت انتشار هست. Macros (درشتمغذیها) بحث خیلی پرکاربردیه.
یه سوال فنی، فعل برای Bodybuilding چیه؟ میگیم I’m bodybuilding یا I do bodybuilding؟
آرش جان، معمولاً به صورت اسم استفاده میشه. مثلاً میگیم: I am into bodybuilding یا He practices bodybuilding. البته به عنوان صفت هم میشه گفت: He is a bodybuilding champion.
من تازه یادگیری زبان رو شروع کردم و این سبک مقالههای تخصصی خیلی به دایره لغاتم کمک میکنه. ممنون از تیم خوبتون.
تفاوت Cardio و Strength training هم دقیقاً مرز بین فیتنس و بادیبیلدینگ رو مشخص میکنه. فیتنسکارها معمولاً بیشتر روی Cardio تمرکز دارن.
ببخشید، کلمه Toned چه فرقی با Muscular داره؟ من شنیدم برای خانمها بیشتر از Toned استفاده میکنن.
دقیقاً زهرا خانم! Toned به بدنی گفته میشه که عضلاتش سفت و فرمگرفته هستن اما حجم زیادی ندارن. Muscular به معنی عضلانی و حجیمه. برای همین در دنیای Fitness خانمها معمولاً هدفشون Toned body هست.
یه اصطلاح دیگهای که شنیدم Get in shape هست. این معادل همون فیت شدنه دیگه؟
بله رضا جان، Get in shape یه Idiom خیلی پرکاربرده به معنی «روی فرم اومدن». مثلاً: I need to get in shape for the summer.
ممنون، خیلی کاربردی بود. مخصوصاً اون قسمت که گفتید بادیبیلدینگ مثل ساختن یه مجسمه است، خیلی درک کلمه رو برام راحت کرد.
من فکر میکردم بادیبیلدینگ فقط یعنی دمبل زدن! مرسی که تفاوتهای معنایی این دو تا کلمه رو روشن کردید.
وااای چقدر لازم بود این مقاله! همیشه فکر میکردم Fitness و Bodybuilding یکین. الان فهمیدم چه اشتباه بزرگی میکردم. ممنون از توضیحات عالیتون! واقعا برای یادگیری انگلیسی واقعی خیلی مهمه این جزئیات.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. دقیقاً هدف ما همینه که تفاوتهای ظریف رو روشن کنیم تا بتونید انگلیسی رو دقیقتر و کاربردیتر یاد بگیرید.
مرسی بابت توضیحات Bodybuilding. حالا اگه ممکنه یه کم بیشتر درباره Fitness توضیح بدین؟ تو خلاصهتون فقط اشاره کوچیکی بهش شد. دوست دارم بدونم تمرکز Fitness روی چیه، چون حس میکنم من بیشتر به اون نزدیکم.
امیرحسین عزیز، بله حتماً! تمرکز اصلی ‘Fitness’ بیشتر روی سلامتی عمومی، افزایش استقامت، انعطافپذیری، تعادل و قدرت عملکردی بدن هست. هدفش ‘آماده بودن’ برای فعالیتهای روزمره و بهبود کیفیت زندگیه، نه لزوماً حجم عضلانی زیاد.
اینکه گفتین ندونستن تفاوت این دوتا کلمه فقط یه سوتی زبانی نیست، خیلی جالب بود. واقعاً نشون میده چقدر مهمه که کلمات رو در بستر فرهنگیشون یاد بگیریم. مثل این میمونه که معنی اصطلاحات فارسی رو نفهمی.
دقیقاً همینطوره، زینب خانم. زبان فقط کلمات نیست، بلکه فرهنگ و طرز فکر پشت اون کلمات هم هست. درک این تفاوتها به شما کمک میکنه نه تنها درست حرف بزنید، بلکه درست هم فکر کنید.
من همیشه توی باشگاه به همه میگفتم بادیبیلدینگ کار میکنم، در صورتی که هدفم فقط سلامتی و آمادگی بدنی بود! فکر کنم باید کلمهام رو اصلاح کنم. این مقاله خیلی به موقع بود. ممنون از اطلاعرسانیتون.
رضا جان، این سوءتفاهم خیلی رایجه. حالا با این توضیح، میتونید از اصطلاح ‘I’m into fitness’ یا ‘I work out for fitness’ استفاده کنید که دقیقتر هدف شما رو نشون میده.
آیا کلمه ‘Athleticism’ هم معنی نزدیک به Fitness داره؟ یا فرقشون زیاده؟ ممنون میشم توضیح بدید. حس میکنم اون هم در ارتباط با آمادگی بدنیه.
مریم عزیز، ‘Athleticism’ به قابلیتهای ورزشی یک فرد (مثل قدرت، سرعت، چابکی و هماهنگی) اشاره داره که اغلب نتیجه ‘Fitness’ خوبه. پس ‘Fitness’ یک مفهوم گستردهتر از سلامت کلی و آمادگی بدنیه، در حالی که ‘Athleticism’ بیشتر روی تواناییهای خاص ورزشی تمرکز میکنه. یک فرد ‘fit’ ممکنه لزوماً یک ‘athlete’ نباشه، اما یک ‘athlete’ حتماً ‘fit’ هست.
من این کلمات رو بیشتر تو فیلمای هالیوودی شنیدم و همیشه برام گنگ بود. مخصوصاً وقتی میخواستن درباره سبک زندگی یه شخصیت صحبت کنن. الان دیگه متوجه شدم که چرا انقدر مهمه. عالی بود مقاله!
علی جان، خوشحالیم که ابهاماتتون برطرف شده. دقیقاً! در فیلمها و سریالها، انتخاب این کلمات اغلب برای توصیف دقیقتر شخصیت، شغل یا سبک زندگی اونها استفاده میشه و درک درستشون به فهم عمیقتر محتوا کمک میکنه.
تلفظ صحیح Bodybuilding و Fitness چطوریه؟ بعضی جاها شنیدم ‘فیتنس’ با تشدید روی ‘ت’ میگن. کدوم درسته؟
نازنین خانم، تلفظ صحیح ‘Fitness’ /ˈfɪtnəs/ هست که بدون تشدید روی ‘ت’ خونده میشه. و ‘Bodybuilding’ /ˈbɒdiˌbɪldɪŋ/ . تمرین کنید که راحتتر بتونید تلفظ کنید.
یه نکتهای که من ازش استفاده میکنم اینه که به ریشهی کلمه نگاه میکنم. ‘Bodybuilding’ یعنی ساختن بدن، کاملاً منطقیه با چیزی که گفتید. کاش بقیه کلمات هم اینقدر واضح باشن! ممنون از توضیحات.
مهدی جان، این یک استراتژی عالی برای یادگیری واژگانه! بسیاری از کلمات انگلیسی، به خصوص آنهایی که از لاتین یا یونانی ریشه گرفتهاند، با بررسی ریشه و پسوند و پیشوند معنیشان شفافتر میشود. آفرین بر هوش شما!
اگه کسی هدفش افزایش قدرت باشه ولی نه لزوماً حجم زیاد، مثلاً پاورلیفتینگ، این رو میشه جزو Fitness دستهبندی کرد یا Bodybuilding؟ بین این دوتا میمونه ذهنم.
پریسا خانم، سوال خوبی پرسیدید. پاورلیفتینگ (Powerlifting) بیشتر در دسته ‘Strength Training’ قرار میگیرد که خود زیرمجموعهای از ‘Fitness’ محسوب میشود. هدف اصلی در پاورلیفتینگ افزایش حداکثر قدرت در سه حرکت اسکات، ددلیفت و پرس سینه است، در حالی که ‘Bodybuilding’ بیشتر به جنبههای زیباییشناختی و حجم عضلانی اهمیت میدهد.
مقاله عالی بود، دقیقاً همون چیزی که دنبالش بودم. این سایت واقعاً برای یادگیری انگلیسی فوقالعادست.
ممنون از لطف و حمایت شما، هادی عزیز. خوشحالیم که محتوای ما براتون مفید بوده. هدف ما کمک به شما برای یادگیری عمیقتر و کاربردیتر انگلیسی است.
تو فارسی ما کلمه خاصی برای تفکیک این دو تا نداریم. همه رو میگیم ‘ورزش’. همین باعث میشه وقتی به انگلیسی فکر میکنیم، گیج بشیم. این مقاله خیلی کمک کرد به شفافیت.
فاطمه خانم، حق با شماست. این تفاوت در زبان فارسی کمتر برجسته است. این موضوع نشان میدهد که چقدر مهم است که هنگام یادگیری یک زبان خارجی، نه فقط کلمات، بلکه تفاوتهای فرهنگی و مفهومی را هم درک کنیم تا بتوانیم مانند یک بومی صحبت کنیم.
آیا اصطلاحات انگلیسی دیگهای هم هستن که درباره ورزش یا سلامت بدن باشن و بینشون تفاوتهای ظریفی باشه؟ مثلا ‘work out’ و ‘exercise’ فرق دارن؟
نیما جان، بله حتماً. ‘Exercise’ یک کلمه کلیتر است به معنای هرگونه فعالیت فیزیکی برای حفظ یا بهبود سلامت. اما ‘Work out’ بیشتر به جلسات تمرینی منظم و هدفمند در باشگاه یا با برنامهی خاص اشاره دارد. برای مثال، ‘I exercise daily’ (من هر روز ورزش میکنم) در مقابل ‘I work out at the gym three times a week’ (من سه بار در هفته در باشگاه تمرین میکنم).
خیلی ممنون از این مقاله روشنگر. واقعاً لازم بود!
خواهش میکنیم کیمیا خانم، باعث افتخار ماست که مفید واقع شدیم.
اون قسمتی که گفتید کل فلسفه ورزش کردن رو زیر سوال میبره، برام خیلی عمیق بود. یعنی انتخاب هر کدوم از اینا سبک زندگی متفاوتی رو میطلبه؟
میلاد عزیز، دقیقاً همینطوره! انتخاب بین ‘Fitness’ و ‘Bodybuilding’ فراتر از صرفاً نوعی ورزش، یک سبک زندگی متفاوت را میطلبد که شامل رژیم غذایی خاص، روال تمرینی متفاوت، و حتی طرز فکر و اولویتهای متفاوتی در زندگی میشود.
چند وقت پیش با یه مربی خارجی صحبت میکردم و اون از این کلمات استفاده میکرد. حالا میفهمم منظورش چی بود. مرسی که زبان انگلیسی رو برامون ملموس میکنید.
خوشحالیم که توانستیم به شما در درک بهتر مکالمات واقعی کمک کنیم، شقایق خانم. هدف ما ایجاد همین ارتباط بین آموزش و کاربرد عملی زبان است.
پس اگه من بخوام بگم ‘من برای سلامتی و انرژی ورزش میکنم’ باید بگم ‘I do fitness’ و اگه بخوام بگم ‘برای ساختن عضلاتم’ ‘I do bodybuilding’ درسته؟ برای جمله اول میشه ‘I work out for fitness’ هم گفت؟
کوروش جان، درک شما کاملاً درسته. برای حالت اول ‘I do fitness’ یا ‘I work out for fitness’ هر دو صحیح و طبیعی هستند. برای دومی ‘I do bodybuilding’ نیز کاملاً درست است. آفرین بر شما!
اینکه گفتید ‘Symmetry’ برای Bodybuilding مهمه برام خیلی جالب بود. یعنی فقط حجم کافی نیست، باید متناسب هم باشه؟
ندا خانم، بله، در مسابقات Bodybuilding، داوران علاوه بر حجم و کات عضلانی، به تقارن و تعادل بین بخشهای مختلف بدن (مثل بالاتنه و پایینتنه) اهمیت زیادی میدهند. این عامل بخش مهمی از زیباییشناسی بدنسازی است.