تا حالا شده از کسی بخواید نظرش رو راجع به کارتون بگه و کل اعتماد به نفستون رو بذاره کف دستتون و تقدیمتون کنه؟ دقیقاً همینجاست که فرق بین Feedback و انتقاد (Criticism) معلوم میشه!
بذارید روراست باشیم، هیچکس از انتقاد تند و تیز خوشش نمیاد. اما «فیدبک» یه چیز دیگهست؛ انگار یه کلاس بالاتری داره و حتی اگه منفی باشه، باز هم سازندهست. بیاین ببینیم داستان چیه.
چرا «فیدبک» از «انتقاد» خوشایندتره؟
وقتی یه نفر از شما Criticism میکنه، معمولاً حس میکنید داره به شخصیت شما حمله میکنه. جملهها اغلب با «تو» شروع میشه و کلی قضاوت توشه. مثلاً:
- “Your presentation was boring.” (ارائهت حوصلهسربر بود.)
- “You always make the same mistakes.” (تو همیشه همین اشتباهات رو تکرار میکنی.)
حس بدی داره، نه؟ انگار طرف مقابل فقط دنبال ایراد گرفتن بوده.
اما Feedback تمرکزش روی رفتار یا عملکرد شماست، نه خود شما. هدفش کمک به رشده و معمولاً خیلی مشخص و دقیق بیان میشه.
جادوی کلمه: Constructive Feedback
این اصطلاح رو باید با آب طلا نوشت: Constructive Feedback یعنی «بازخورد سازنده». این همون چیزیه که تو محیطهای کاری حرفهای، دانشگاه یا حتی روابط سالم دنبالش هستیم. هدفش تخریب نیست، ساختنه!
ببینید چطور میشه همون جملههای بالا رو به فیدبک سازنده تبدیل کرد:
- به جای “Your presentation was boring”، میشه گفت:
“The content was great, but maybe adding some visuals could make it more engaging for the audience.”
(محتوا عالی بود، شاید اضافه کردن چندتا عکس باعث بشه برای مخاطب جذابتر بشه.) - به جای “You always make the same mistakes”، میشه گفت:
“I noticed a few typos in the report. Let’s double-check them together next time.”
(چندتا غلط املایی تو گزارش دیدم. بیا دفعه بعد با هم دوباره چکشون کنیم.)
دیدید؟ زمین تا آسمون فرقشه! اولی حس بیارزشی میده، دومی حس همکاری و پیشرفت.
چطور به انگلیسی «فیدبک» بخوایم و تشکر کنیم؟
خب، حالا که فرقشون رو فهمیدیم، چطور تو مکالمه ازش استفاده کنیم؟ اگه میخواید نظر کسی رو بدونید، خیلی راحت بگید:
- “Could you give me some feedback on my new logo?” (میشه روی لوگوی جدیدم بهم فیدبک بدی؟)
- “I’d love to hear your feedback.” (خوشحال میشم نظرت رو بشنوم.)
و مهمتر از همه، بعد از اینکه کسی وقت گذاشت و به شما نظر داد (حتی اگه خوشایند نبود)، بهترین و حرفهایترین جواب اینه:
“Thanks for your feedback.”
این جمله نشون میده که شما برای نظر طرف مقابل ارزش قائلید و دنبال پیشرفت هستید، نه تأیید گرفتن الکی. این جمله کوچیک میتونه تأثیر بزرگی روی روابط کاری و شخصی شما بذاره.
نتیجهگیری نهایی
پس دفعه بعدی که خواستید به کسی نظر بدید، از خودتون بپرسید: دارم Criticism میکنم یا Constructive Feedback میدم؟ هدفم تخریبه یا کمک به رشد؟ همین تغییر کوچیک در کلمات، دنیای متفاوتی رو میسازه.
شما چطور؟ تا حالا «فیدبک» بدی گرفتید که حالتون رو بد کنه؟ یا برعکس، بهترین فیدبکی که گرفتید چی بوده؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا “Feedback” همیشه مثبته؟
نه لزوماً! فیدبک میتونه منفی هم باشه (که بهش میگن “Negative Feedback” یا “Corrective Feedback”)، اما تفاوت اصلیش با انتقاد اینه که هدفش اصلاح و بهبود عملکرد شماست، نه صرفاً اشاره به نقاط ضعف.
در محیط رسمی و غیررسمی فرقی داره چطور فیدبک بدیم؟
بله. در محیطهای دوستانه و غیررسمی میتونید راحتتر باشید، مثلاً بگید: “Hey, that was cool, but maybe try this next time.” اما در محیط کاری بهتره ساختار داشته باشید و از جملات مؤدبانهتر مثل “I appreciate your hard work, and I have a suggestion…” استفاده کنید.
اگه کسی ازم انتقاد تند کرد، بهترین جواب چیه؟
بهترین کار اینه که آرامش خودتون رو حفظ کنید. میتونید بگید: “Thanks for your honesty. I’ll think about it.” (ممنون از صداقتت. در موردش فکر میکنم). یا اگه میخواید بحث رو سازنده کنید، بپرسید: “Do you have any suggestions on how I can improve?” (پیشنهادی برای بهتر شدنش داری؟). اینطوری توپ رو به زمین طرف مقابل میندازید تا به جای تخریب، راهکار بده.




خیلی مقاله جالبی بود. من همیشه فکر میکردم Feedback و Criticism مترادف هستن و جابهجا به کار میبردمشون. راستی برای «انتقاد سازنده» هم اصطلاح خاصی در انگلیسی داریم؟
بله سارا جان، اصطلاح دقیقش Constructive criticism هست. این عبارت برای انتقادهایی به کار میره که هدفشون کمک به بهبود و رشد طرف مقابله، نه تخریب شخصیت.
واقعاً تفاوت ظریف و مهمی بود. من توی محیط کار همش از کلمه فیدبک استفاده میکردم ولی حس میکردم یه جاهایی لحنم شبیه Criticism میشه. ممنون که شفافسازی کردید.
یه سوال برام پیش اومد. آیا کلمه Critique هم همون معنی Criticism رو میده یا بار معناییش فرق داره؟ چون توی کلاسهای هنری زیاد شنیدمش.
سوال خیلی هوشمندانهای بود نیلوفر عزیز! Critique معمولاً به بررسی تخصصی و آکادمیک یک اثر (مثل فیلم، کتاب یا نقاشی) گفته میشه و برخلاف Criticism، لزوماً بار منفی یا شخصی نداره.
من توی فیلم Whiplash یادمه که کلمه Criticism زیاد شنیده میشد. اونجا استاد واقعاً داشت تحقیر میکرد و اصلاً دنبال فیدبک سازنده نبود. این مقاله قشنگ اون تفاوت رو توضیح داد.
سلام، تلفظ دقیق کلمه Criticism چطوریه؟ من همیشه توی بخش ‘ism’ آخرش مشکل دارم و زبانم گیر میکنه.
سلام زهرای عزیز. تلفظش به صورت /ˈkrɪtɪsɪzəm/ هست. سعی کن بخش ‘sizm’ آخر رو خیلی نرم و سریع مثل صدای زنبور تلفظ کنی تا روونتر بشه.
میشه چندتا مثال دیگه برای جملاتی که با Feedback شروع میشن بزنید؟ مثلاً وقتی میخوایم خیلی محترمانه به همکارمون نظر بدیم.
حتماً مریم جان! مثلاً میتونی بگی: ‘I have some feedback on your report’ یا ‘Would you like some feedback on your presentation?’. اینطوری داری اجازه میگیری و تمرکز رو روی کار میذاری.
من شنیدم بعضیها میگن Positive feedback. این یعنی فقط تعریف و تمجید؟ یا میتونه شامل نکات اصلاحی هم باشه؟
تفاوت Feedback با Advice چیه؟ چون توی فارسی جفتشون رو گاهی «توصیه» یا «نظر» ترجمه میکنیم.
تفاوت ظریفی دارن هدیه جان. Advice یعنی به کسی بگیم در آینده چیکار کنه (توصیه)، اما Feedback واکنشی به کاریه که قبلاً انجام شده تا طرف بدونه عملکردش چطور بوده.
دمتون گرم. راستی کلمه Input هم میتونه به جای Feedback استفاده بشه؟ مثلاً بگم Give me your input؟
دقیقاً رضا جان! در محیطهای کاری و غیررسمی، کلمه Input خیلی رایجه و به معنی نظر یا ایده فرد در مورد یک موضوعه که شباهت زیادی به Feedback داره.
مقاله عالی بود. ای کاش همه مدیرهای ایرانی این فرق بین فیدبک و انتقاد رو میدونستن و با جملاتی مثل ‘You always’ شروع نمیکردن.
خیلی ممنون از این مطلب کاربردی. کلمه Negative feedback همیشه بار منفی داره و باعث ناراحتی میشه؟
لزوماً نه پارسا جان! اگر Negative feedback درست و حرفهای بیان بشه، بهترین راه برای شناختن نقاط ضعفه. در واقع تفاوتش با Criticism در همین ‘سازنده بودن’ هست.
توی آزمون آیلتس، مخصوصاً بخش اسپیکینگ، استفاده از کلمه Feedback به جای Criticism میتونه نمره رو بهتر کنه؟ چون به نظر رسمیتر میاد.
من تازه یاد گرفتم که Criticism ریشهاش از Critic میاد. آیا به منتقد فیلم هم میگن Critic؟
بله علی جان، کاملاً درسته. به کسی که شغلش نقد کردن آثار هنریه میگن Critic، مثلاً: A film critic.
عالی بود. برای کلمه Feedback معادل فارسی دقیق و شیکی سراغ دارید که توی محیط اداری استفاده کنیم؟
یه اصطلاحی هست میگن ‘Destructive criticism’. این دقیقاً همون چیزیه که توی مقاله گفتید باعث تخریب اعتماد به نفس میشه؟
دقیقاً پوریا جان. Destructive criticism یعنی انتقاد مخرب. هدفی جز ایراد گرفتن و پایین آوردن روحیه طرف مقابل نداره و نقطه مقابل فیدبکه.
چه مقاله عالیای بود! دقیقاً همینه که تو محیط کارمون باهاش درگیریم. همیشه فکر میکردم feedback همون انتقاده ولی الان فرقش رو فهمیدم. ممنون از توضیح خوبتون. میشه چند تا مثال دیگه از constructive feedback برای محیط آکادمیک بدید؟
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم! بله حتماً. برای محیط آکادمیک، فرض کنید به جای اینکه بگوییم: ‘Your essay is poorly written.’ (مقاله شما بد نوشته شده)، میتوانیم بگوییم: ‘I recommend focusing on developing stronger topic sentences and providing more specific examples to support your arguments in future essays.’ (توصیه میکنم در مقالات بعدی، روی توسعه جملات موضوعی قویتر و ارائه مثالهای مشخصتر برای حمایت از استدلالهایتان تمرکز کنید.) این نوع فیدبک سازنده و قابل اجراست.
این نکته که Criticism روی ‘شخصیت’ و Feedback روی ‘عملکرد’ تمرکز داره، واقعاً کلیدی بود. همیشه تو ذهنم قاطی میشدن. ممنون!
واژه ‘Constructive Feedback’ رو زیاد شنیده بودم ولی معنی دقیقش رو نمیدونستم. الان قشنگ برام جا افتاد. تو فیلمها و سریالها هم دیدم که چقدر روی این موضوع تأکید دارن.
دقیقاً همینطوره، نرگس خانم! ‘Constructive Feedback’ یک اصطلاح بسیار رایج و مهم در محیطهای حرفهای و آموزشی است. هدفش همیشه کمک به بهبود و رشد است، حتی اگر نیاز به اشاره به نقاط ضعف هم باشد. نکته مهم لحن و شیوه بیان آن است.
واقعاً این جمله ‘Your presentation was boring’ چقدر کوبنده است! حس میکنم دیگه هیچ وقت نباید پرزنتیشن بدم. ممنون از توضیح اینکه چطور میشه همین رو به یه feedback سازنده تبدیل کرد.
میشه تفاوت این دوتا رو از نظر گرامری هم توضیح بدید؟ یعنی همیشه Feedback به عنوان اسم میاد و Criticism هم همینطور؟ یا فعل هم دارن؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید، مینا خانم! هر دو کلمه ‘Feedback’ و ‘Criticism’ در درجه اول اسم هستند. ‘Feedback’ معمولاً فقط به عنوان اسم غیرقابل شمارش استفاده میشود (We need *feedback*). ‘Criticism’ هم اسم است و هم میتواند قابل شمارش باشد (He received many *criticisms*). فعل ‘to criticize’ داریم (I *criticized* his work)، اما فعل مستقیمی برای ‘feedback’ به معنای ‘بازخورد دادن’ نداریم. معمولاً از عباراتی مثل ‘to give feedback’ یا ‘to provide feedback’ استفاده میکنیم.
من خودم به شخصه وقتی میخوام فیدبک بدم، همیشه سعی میکنم اول یه نکته مثبت بگم بعد اون چیزی که نیاز به بهبود داره. این روش درسته به نظرتون؟
بله، امیر آقا! این روش که به آن ‘ساندویچ فیدبک’ (Feedback Sandwich) هم گفته میشود، بسیار رایج و مؤثر است. شروع با یک نکته مثبت، سپس ارائه نکتهای برای بهبود، و در نهایت پایان دادن با یک نکته مثبت دیگر، باعث میشود فرد گیرنده، کمتر حالت تدافعی بگیرد و بیشتر پذیرای فیدبک باشد. البته مهم است که بخش میانی صادقانه و مفید باشد.
مطالب این بلاگ همیشه عالیه. واقعاً به درد کسایی میخوره که میخوان انگلیسی رو کاربردی یاد بگیرن و اصطلاحات رو درست استفاده کنن. دست مریزاد!
من قبلا یه جا شنیده بودم که برای فیدبک دادن میشه از جمله ‘I suggest…’ یا ‘I recommend…’ استفاده کرد. درسته؟
بله، حسن آقا! کاملاً درسته. استفاده از جملاتی مثل ‘I suggest you try…’, ‘I recommend that you consider…’, ‘Perhaps you could…’, یا ‘What if we tried…?’ به جای جملات دستوری، باعث میشود فیدبک شما کمتر حالت قضاوتگونه داشته باشد و بیشتر شبیه پیشنهاد و راهنمایی باشد. این روش به خصوص برای ‘constructive feedback’ بسیار مناسب است.
فرق ‘critique’ با ‘criticism’ چیه؟ آیا ‘critique’ همون feedback سازنده است؟
سوال هوشمندانهای است، زهرا خانم! ‘Criticism’ همانطور که در مقاله توضیح داده شد، میتواند منفی، قضاوتگر و مخرب باشد. اما ‘Critique’ معمولاً به یک ارزیابی دقیق، تحلیلی و اغلب ساختارمند از یک اثر هنری، ادبی، نظریه، یا عملکرد اشاره دارد. ‘Critique’ هدفش فهم و ارزیابی عمیق است و میتواند مثبت، منفی یا ترکیبی باشد، اما به طور کلی به قصد بهبود و درک بهتر ارائه میشود. بنابراین، ‘critique’ به ‘feedback سازنده’ نزدیکتر است تا ‘criticism’ صرف.
این مقاله رو باید به همه همکارام نشون بدم! کاش همه بدونیم چطور فیدبک بدیم یا بگیریم. واقعا روی روابط کاری تاثیر مثبت داره.
میشه چند تا synonym برای Criticism و Feedback بگید که تو انگلیسی رایج هستن؟
حتماً مریم خانم! برای **Criticism** (به معنای منفی یا ایرادگیری): * Censure (انتقاد شدید، سرزنش) * Reproach (سرزنش، ملامت) * Denunciation (محکومیت، تقبیح) * Fault-finding (عیبجویی) برای **Feedback**: * Input (نظر، ورودی) – گاهی اوقات به معنای فیدبک غیررسمی * Response (پاسخ، واکنش) * Comments (نظرات) * Evaluation (ارزیابی) – در بستر رسمیتر.
چطور میشه از someone خواست که ‘feedback’ بده بدون اینکه حس کنه دارم ازش ‘criticism’ میخوام؟
سوال کاربردی و مهمی است، سهیل آقا! میتوانید از جملاتی مثل: * ‘Could you give me some feedback on my presentation?’ (میتونید در مورد ارائهام بهم فیدبک بدید؟) * ‘I’d appreciate your thoughts on this report.’ (از نظراتتون در مورد این گزارش استقبال میکنم.) * ‘What are your impressions of…?’ (برداشت شما از… چیست؟) * ‘I’m looking for some constructive suggestions to improve this project.’ (دنبال چند پیشنهاد سازنده برای بهبود این پروژه هستم.) این جملات نشان میدهند که شما به دنبال کمک و بهبود هستید، نه فقط تأیید یا ایراد گرفتن.
من همیشه فکر میکردم ‘feed back’ (دو کلمه) درسته. الان فهمیدم ‘feedback’ (یک کلمه) درسته. این هم یه نکته خوب بود!
نکته سنجی عالی بود، لیلا خانم! بله، ‘feedback’ به معنای بازخورد همیشه به صورت یک کلمه و بدون فاصله نوشته میشود. در گذشته ممکن بود به صورت دو کلمه هم دیده شود اما فرم استاندارد و رایج امروزی آن به صورت یکپارچه است.
حالا که فرق این دوتا رو فهمیدم، میتونم بهتر به دوستم که همیشه کارامو نقد میکنه، توضیح بدم که چطور فیدبک سازنده بده!
آیا ‘feedback’ فقط برای کار یا تحصیل استفاده میشه یا تو روابط شخصی هم کاربرد داره؟
سوال بسیار خوبی است، الهام خانم! ‘Feedback’ نه تنها در محیطهای کاری و تحصیلی، بلکه در روابط شخصی و خانوادگی هم کاربرد فراوانی دارد و میتواند بسیار مفید باشد. در واقع، ارتباط مؤثر و سازنده نیازمند تبادل بازخورد است. مثلاً میتوانید بگویید: ‘I’d like to give you some feedback on how we communicated earlier.’ (مایلم در مورد نحوه ارتباطمان کمی فیدبک بهت بدم.) نکته کلیدی همچنان حفظ لحن سازنده و تمرکز بر رفتار به جای شخصیت است.
واقعا این بلاگ بهترین منبع برای یادگیری اصطلاحات کاربردی انگلیسیه. این مقاله هم مثل همیشه پرفکت بود.
چقدر خوبه که یاد گرفتیم چطور میشه از ‘I-statements’ (جملات با من) به جای ‘You-statements’ (جملات با تو) استفاده کرد. این برای همه مکالمات مهمه.
کاملاً موافقم، نسرین خانم! استفاده از ‘I-statements’ (مثلاً: ‘I felt confused when you said…’, به جای ‘You confused me when you said…’) یکی از تکنیکهای طلایی در ارتباطات مؤثر و دادن فیدبک سازنده است. این کار کمک میکند تا مسئولیت احساسات خودمان را بپذیریم و از متهم کردن طرف مقابل خودداری کنیم.
آیا ‘Feedback loop’ هم با همین مفهوم فیدبک مرتبط هست؟
بله، مجید آقا! ‘Feedback loop’ (حلقه بازخورد) اصطلاحی است که به سیستمی اشاره دارد که در آن خروجی یک فرآیند به عنوان ورودی برای مرحله بعدی استفاده میشود. در زمینه انسانی، یعنی وقتی فیدبک داده میشود، فرد دریافتکننده آن را پردازش کرده و رفتارش را بر اساس آن تنظیم میکند و این چرخه ادامه مییابد. این مفهوم برای بهبود مستمر بسیار حیاتی است.
میشه فرق بین ‘advice’ و ‘feedback’ رو هم توضیح بدید؟ گاهی قاطی میشن.
سوال خوبی پرسیدید، رویا خانم. ‘Advice’ (مشاوره/نصیحت) معمولاً به توصیههایی برای آینده اشاره دارد که فرد باید چه کاری انجام دهد. مثلاً: ‘My advice is to study more.’ (توصیه من این است که بیشتر درس بخوانی.) ‘Feedback’ (بازخورد) بیشتر بر عملکرد یا رفتار گذشته یا حال تمرکز دارد و هدفش کمک به درک تأثیر آن عملکرد و بهبود آن در آینده است. هرچند فیدبک میتواند شامل پیشنهاداتی برای آینده هم باشد، اما اساساً یک تحلیل از آنچه اتفاق افتاده است.
فیدبک گرفتن چقدر سخته! مخصوصا وقتی آدم حساسه. کاش بتونیم همه از این مقاله استفاده کنیم تا فیدبک دادن رو بهتر یاد بگیریم.
وای چقدر لازم بود این مطلب! همیشه فکر میکردم ‘feedback’ و ‘criticism’ دو تا کلمه مترادف هستن. الان تازه فهمیدم این تفاوت ظریف چقدر میتونه تو روابط تاثیرگذار باشه. پس ‘constructive feedback’ همون بازخورد سازنده است، درسته؟
بله رضا جان، دقیقاً همینطوره! ‘Constructive feedback’ به معنی ‘بازخورد سازنده’ هست و تأکیدش بر کمک به بهبود و رشد طرف مقابل است. این اصطلاح در محیطهای کاری و آموزشی بسیار رایج و حیاتیه.
ممنون از توضیح عالی! این نکته که ‘criticism’ معمولاً روی ‘تو’ تمرکز میکنه ولی ‘feedback’ روی رفتار یا عملکرد، واقعاً کلیدیه. آیا اصطلاح دیگهای هم برای ‘انتقاد’ به معنی مثبت یا خنثی داریم که کمتر تهاجمی باشه؟
خواهش میکنم سارا. نکته بسیار خوبی را مطرح کردید. برای بیان نظر یا ارزیابی خنثی، میتوانید از کلماتی مثل ‘review’ (مثلاً product review) یا ‘comment’ استفاده کنید. اما اگر هدف بهبود باشد، ‘feedback’ همیشه گزینه بهتری است.
من یک بار سر کار از همکارم ‘feedback’ خواستم و اون فقط از ایرادات کارم گفت بدون اینکه راه حلی بده. الان میفهمم اون ‘criticism’ بود نه ‘feedback’! آیا ‘constructive criticism’ هم اصطلاح درستی محسوب میشه یا بهتره همیشه از ‘constructive feedback’ استفاده کنیم؟
سلام علی جان. تجربهای که داشتید دقیقاً مثالی از تفاوت این دو کلمه است. اگرچه ‘constructive criticism’ اصطلاحی است که گاهی اوقات به کار میرود، اما در حال حاضر در محیطهای حرفهای، ‘constructive feedback’ به دلیل تأکید بیشتر بر سازندگی، رشد و رویکرد مثبت، ارجحیت دارد و حس بهتری را منتقل میکند.
چقدر به این مطلب نیاز داشتم! اینکه فیدبک باید مشخص و دقیق باشه رو تازه متوجه شدم. همیشه فکر میکردم گفتن ‘your presentation was boring’ هم یه جور فیدبکه. مرسی از شفافسازی.
خوشحالیم که مفید بوده نرگس خانم. بله، کلید یک فیدبک موثر، خاص و قابل اقدام بودن آن است. جمله ‘Your presentation was boring’ حس قضاوت و حمله شخصی دارد، در حالی که ‘I noticed that the pace of your presentation was a bit slow, which made it hard to stay engaged. Perhaps adding more interactive elements could help?’ یک فیدبک سازنده است.
آیا ‘review’ هم میتونه معنی مشابه ‘feedback’ داشته باشه تو بعضی شرایط؟ مثلا ‘product review’؟
سوال خیلی خوبیه محمد! ‘Review’ و ‘feedback’ میتوانند همپوشانی داشته باشند، اما تفاوتهای ظریفی دارند. ‘Review’ معمولاً یک ارزیابی کلی و جامع از یک محصول، خدمت، یا حتی عملکرد است که ممکن است شامل جنبههای مثبت و منفی باشد. در حالی که ‘feedback’ اغلب بیشتر روی جزئیات و توصیههای خاص برای بهبود تمرکز دارد. برای مثال، یک ‘product review’ نظر عمومی درباره محصول است، اما ‘feedback’ میتواند شامل پیشنهاداتی برای نسخه بعدی باشد.
پرونانسیشن کلمه ‘constructive’ چطوریه؟ فکر کنم همیشه اشتباه میگفتم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
حتماً فاطمه جان. تلفظ صحیح ‘constructive’ به این صورت است: /kənˈstrʌktɪv/ . میتوانید آن را به صورت ‘کَن-ستراک-تیو’ تصور کنید. سعی کنید روی بخش ‘struct’ بیشتر تاکید کنید.
اینکه میگید جادوی کلمه: Constructive Feedback واقعاً درسته. ما توی تیممون سعی میکنیم فقط از همین نوع فیدبک استفاده کنیم تا کسی دلسرد نشه.
آفرین امیر! این رویکرد شما در تیم بسیار حرفهای و موثر است. تمرکز بر ‘constructive feedback’ نه تنها به بهبود عملکرد کمک میکند، بلکه باعث ایجاد محیطی امن و حمایتی برای همه اعضا میشود و به تقویت روحیه تیمی میانجامد.
من توی فیلمها دیدم بعضی وقتا میگن ‘Don’t be so critical!’ این یعنی چی؟ دقیقا همون ‘criticism’ منفیه؟
بله زهرا جان، دقیقاً! وقتی کسی میگوید ‘Don’t be so critical!’ یعنی ‘اینقدر ایرادگیر نباش!’ یا ‘انتقاد نکن!’ این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که فردی بیش از حد بر جنبههای منفی تمرکز کرده و رویکردی منفی یا قضاوتی دارد. این اصطلاح با همان مفهوم منفی ‘criticism’ در ارتباط است.
اینکه فیدبک روی ‘رفتار’ تمرکز داره نه ‘شخصیت’، خیلی نکته مهمیه. چطور میتونیم تو انگلیسی موقع فیدبک دادن، این تفاوت رو بیشتر نشون بدیم؟ مثلا به جای ‘You are lazy’ چی بگیم؟
سوال عالی کیان! این یکی از مهمترین مهارتها در دادن فیدبک سازنده است. به جای ‘You are lazy’، که یک قضاوت شخصی است، میتوانید روی رفتار مشخص تمرکز کنید: ‘I’ve noticed that task X was not completed by the deadline. Is there something I can do to help you manage your time better for similar tasks in the future?’ با این روش، شما به جای حمله به شخصیت، به دنبال حل مشکل و ارائه کمک هستید.
من همیشه از ‘criticism’ میترسیدم. حالا با این مقاله میفهمم که مشکل از کلمه نیست، از نحوه بیانشه و ‘feedback’ میتونه خیلی هم خوب باشه.
دقیقاً مینا! ترس از ‘criticism’ طبیعی است چون اغلب با حس مورد حمله قرار گرفتن همراه است. اما ‘feedback’ با هدف بهبود و حمایت ارائه میشود و میتواند ابزاری بسیار قدرتمند برای رشد شخصی و حرفهای باشد.
ممنون بابت مطلب. این اصطلاح ‘feedback loop’ هم با همین مفهوم ‘feedback’ مرتبط هست؟
بله حسین جان، کاملاً مرتبط است. ‘Feedback loop’ به معنای ‘حلقه بازخورد’ است و به فرآیندی گفته میشود که در آن خروجی یک سیستم یا فرآیند، به عنوان ورودی مجدد به همان سیستم بازگردانده میشود تا آن را تنظیم یا بهبود بخشد. مثلاً در آموزش، معلم فیدبک میدهد، دانشآموز بر اساس آن عملکردش را تغییر میدهد، و معلم دوباره فیدبک میدهد؛ این یک ‘feedback loop’ است.
خیلی وقت بود این تفاوتها برام مبهم بود. واقعاً ‘constructive feedback’ یک گنجینه است. آیا فعل خاصی برای ‘دادن فیدبک’ تو انگلیسی وجود داره غیر از ‘give feedback’؟
سوال خوبی پرسیدی مریم. ‘Give feedback’ رایجترین و استانداردترین عبارت است. اما بسته به بافت، میتوانید از افعال دیگری هم استفاده کنید، مثلاً ‘provide feedback’ (رسمیتر)، ‘offer feedback’ (پیشنهاد دادن فیدبک). گاهی اوقات هم میگوییم ‘share feedback’ به معنای به اشتراک گذاشتن بازخورد.
ما توی محیط کاری مون همیشه میگیم ‘let’s have a feedback session’. این درسته و رایجه؟
بله پرهام جان، کاملاً درست و رایج است! ‘Let’s have a feedback session’ یک عبارت استاندارد و حرفهای برای پیشنهاد برگزاری جلسهای است که در آن بازخوردها رد و بدل میشود. این نشاندهنده یک فرهنگ سازمانی سالم و رشدگرا است.
نحوه نگارش جملات ‘You always make the same mistakes’ در مقابل ‘I noticed X. Maybe you could try Y.’ واقعا نمونه بارز تفاوتشونه. خیلی کاربردی بود.
خوشحالیم که این مثالها به شما کمک کرده تا تفاوت را بهتر درک کنید سهیلا. استفاده از ‘I-statements’ (جملاتی که با ‘من’ شروع میشوند) و تمرکز بر راهحل به جای سرزنش، از اصول اساسی دادن فیدبک سازنده است.
آیا ‘opinion’ هم میتونه جایگزین ‘feedback’ باشه تو بعضی شرایط؟
باربد جان، ‘opinion’ (نظر) و ‘feedback’ (بازخورد) میتوانند مرتبط باشند اما یکسان نیستند. ‘Opinion’ معمولاً یک دیدگاه یا قضاوت شخصی است که لزوماً بر اساس شواهد یا هدف بهبود نیست. ‘Feedback’ اما معمولاً بر اساس مشاهده عملکرد و با هدف مشخصِ راهنمایی برای رشد و تغییر ارائه میشود. شما میتوانید یک ‘opinion’ در مورد یک فیلم داشته باشید، اما برای یک پروژه کاری، ‘feedback’ میخواهید.
اینکه میگید ‘Feedback’ یه کلاس بالاتری داره، کاملاً موافقم. واقعاً حس بهتری منتقل میکنه. ممنون از مطلب خوبتون.
خواهش میکنم گلناز. دقیقاً هدف مقاله هم همین بود که نشان دهیم ‘feedback’ به دلیل رویکرد سازنده و محترمانهای که دارد، در سطح متفاوتی از ‘criticism’ قرار میگیرد و نقش مهمی در ارتباطات موثر ایفا میکند.
آیا وقتی میخواهیم به انگلیسی بگیم ‘انتقاد سازنده’ بهتره از ‘constructive feedback’ استفاده کنیم تا ‘constructive criticism’؟
بله هادی جان، در بیشتر زمینهها و به خصوص در محیطهای حرفهای و آموزشی، ‘constructive feedback’ (بازخورد سازنده) ارجحیت دارد. ‘Constructive criticism’ هنوز هم گاهی استفاده میشود، اما بار معنایی ‘feedback’ مثبتتر و با هدف رشد همراه است.
واقعاً این مقاله دید منو نسبت به این دو کلمه تغییر داد. حالا با اطمینان بیشتری میتونم ازشون استفاده کنم و فیدبک بدم یا دریافت کنم. عالی بود!
خوشحالیم که توانستیم این ابهام را برطرف کنیم آیدا. درک درست تفاوت این کلمات، گامی مهم در بهبود مهارتهای ارتباطی و رشد شخصی و حرفهای است.
نکات بسیار ظریفی رو بیان کردید. به عنوان یک مدیر، من همیشه سعی میکنم به جای ‘criticism’ از ‘feedback’ استفاده کنم، اما گاهی اوقات خودم هم قاطی میکردم. این مقاله راهنمای خیلی خوبی شد.
دقیقا همینطور است کامیار عزیز. مدیریت موثر نیازمند مهارت در ارائه بازخورد است و تفکیک درست این دو کلمه میتواند تاثیرگذاری شما را چند برابر کند. خوشحالیم که مقاله برای شما مفید واقع شده است.