تاحالا شده از استرس ریزش بازار شب خوابت نبره؟ یا بترسی که نکنه دقیقاً روی قله خریده باشی؟ بذارید روراست باشیم، همه ما این حس رو تجربه کردیم.
اما یه استراتژی خیلی ساده و باحال هست که اسمش DCA هست و میتونه مثل یه قرص آرامبخش برای سرمایهگذارها عمل کنه. نه، کلاس آموزش سرمایهگذاری نیست! قراره یه اصطلاح انگلیسی فوقالعاده کاربردی رو یاد بگیریم که هم به درد زندگی میخوره و هم به درد مکالمههاتون.
خب، این DCA که میگی اصلاً چی هست؟ 🤔
اصلاً نترسید! قضیه خیلی سادهتر از چیزیه که فکر میکنید. DCA مخفف یه عبارت انگلیسی باکلاسه:
- Dollar
- Cost
- Averaging
به فارسی خودمون میشه «میانگین کم کردن هزینه». یعنی چی؟ یعنی به جای اینکه کل پولت رو یهو و یکجا وارد یه سرمایهگذاری (مثل ارز دیجیتال، بورس یا طلا) کنی، اون رو به قسمتهای مساوی تقسیم میکنی و در بازههای زمانی منظم (مثلاً هر هفته یا هر ماه) خرید میکنی.
به زبان ساده: به جای یه خرید گنده، چندتا خرید کوچیک و پلهای انجام میدی. این کار باعث میشه میانگین قیمت خریدت در طول زمان متعادل بشه.
چرا DCA اینقدر بین حرفهایها محبوبه؟
شاید باورتون نشه، ولی بزرگترین مزیت DCA روانی و احساسیه! این استراتژی کاری میکنه که دیگه حرص و جوش بالا و پایین رفتن لحظهای بازار رو نخورید.
۱. قاتل استرس و FOMO
وقتی خرید پلهای میکنی، دیگه برات مهم نیست که الان بازار صعودیه یا نزولی. چرا؟
- اگه بازار بریزه: خوشحال میشی! چون میتونی با همون مقدار پول، تعداد بیشتری از اون سهم یا ارز رو بخری. (Your dollar buys more when the price is low).
- اگه بازار بره بالا: باز هم خوشحالی! چون چیزهایی که قبلاً تو قیمت پایینتر خریدی، الان توی سود هستن.
اینطوری دیگه از اون حس ترس از جا موندن یا FOMO (Fear Of Missing Out) خبری نیست. چون تو همیشه توی بازی هستی!
۲. بهترین دوست کارمندها و دانشجوها!
بذارید یه مثال واقعی بزنیم. فرض کنید شما ماهی ۲ میلیون تومان پول برای سرمایهگذاری کنار میذارید. با استراتژی DCA، شما هر ماه سر یه تاریخ مشخص، بدون توجه به قیمت، اون ۲ میلیون تومان رو خرید میکنید. این کار باعث میشه یه نظم و دیسیپلین عالی توی سرمایهگذاریتون داشته باشید.
You’re essentially putting your investment on autopilot. یعنی سرمایهگذاریت رو روی حالت اتوماتیک میذاری و خلاص!
چطوری در مکالمه انگلیسی ازش استفاده کنیم؟
حالا که معنیش رو کامل یاد گرفتید، وقتشه مثل یه نیتیو ازش استفاده کنید. این اصطلاح فقط برای سرمایهگذاری نیست و میتونه به معنی «پله پله انجام دادن یه کار برای کاهش ریسک» هم باشه.
چند تا مثال باحال:
- “I don’t have enough money to buy a full Bitcoin, so I just DCA into it every month.”
(پول ندارم یه بیتکوین کامل بخرم، برای همین هر ماه به صورت پلهای یه مقدار میخرم.) - “Stop trying to time the market. Just DCA and chill.”
(انقدر سعی نکن زمان دقیق ورود به بازار رو پیدا کنی. فقط پلهای خرید کن و ریلکس باش.) - Her approach to learning English is like DCA; she learns a few new words every single day instead of cramming once a month.
(روش اون برای یادگیری انگلیسی مثل DCA هست؛ به جای اینکه ماهی یکبار کلی کلمه حفظ کنه، هر روز چندتا لغت جدید یاد میگیره.)
جمعبندی و حرف آخر
پس دفعه بعدی که کلمه DCA رو شنیدید، دیگه هنگ نمیکنید! فهمیدید که این فقط یه استراتژی برای «خرید پلهای» هست تا هم میانگین خریدتون بهتر بشه و هم از استرس بازار فرار کنید.
شما چطور؟ تا حالا از این روش استفاده کردید؟ یا روش دیگهای برای کنترل استرس بازار دارید؟ حتماً توی کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا DCA همیشه و برای همه سودآوره؟
تقریباً همیشه! DCA ریسک خرید در قیمت بالا رو به شدت کاهش میده، اما تضمین سود صددرصدی نیست. در یک بازار که همیشه صعودیه (که تقریباً غیرممکنه)، خرید یکجا در ابتدا سود بیشتری داره. اما چون هیچکس نمیتونه آینده رو پیشبینی کنه، DCA امنترین و منطقیترین استراتژی برای اکثر افراد عادیه.
چه بازه زمانی برای DCA بهتره؟ هفتگی یا ماهانه؟
بستگی به خودتون و شرایط مالیتون داره. مهمترین چیز اینه که بهش پایبند باشید. برای اکثر افراد که حقوق ماهانه میگیرن، خرید ماهانه راحتتر و منظمتره. اما اگر درآمدتون هفتگیه، خرید هفتگی هم عالیه. اصل قضیه، منظم بودنه!
آیا DCA فقط برای ارزهای دیجیتاله؟
اصلاً و ابداً! این استراتژی برای هر نوع دارایی که نوسان قیمت داره مثل بورس، طلا، صندوقهای سرمایهگذاری و… فوقالعاده کاربردیه. در واقع این استراتژی از بازارهای مالی سنتی اومده و بعداً در دنیای کریپتو هم خیلی محبوب شده.




واقعاً عالی و ساده توضیح دادید. من همیشه فکر میکردم استراتژیهای معاملاتی خیلی پیچیدهتر از این حرفها باشن، ولی این مدل «میانگین کم کردن» خیلی منطقی به نظر میرسد.
خوشحالم که براتون مفید بوده امیرحسین عزیز. دقیقاً همینه، گاهی سادهترین استراتژیها بیشترین بازدهی رو دارن.
یه سوال داشتم، به نظرتون بازههای زمانی خرید رو چطور تنظیم کنیم بهتره؟ هفتگی باشه یا ماهانه؟ چون کارمزد صرافیها هم خودش یه مبلغی میشه اگه دفعات خرید زیاد بشه.
سوال خیلی خوبیه مریم جان. اگر سرمایهتون کمه، ماهانه بهتره تا کارمزدها اذیت نکنن. اما برای مبالغ بالاتر، هفتگی میتونه نوسانات رو بهتر پوشش بده.
دیسیاِی (DCA) برای بازارهای خرسی و نزولی عالیه، اما توی بازار صعودی شارپ ممکنه باعث بشه سود کمتری بگیریم نسبت به کسی که یهو وارد شده. موافقید؟
دقیقاً همون «قرص آرامبخش» که گفتید توصیف درستیه! من از وقتی پلهای خرید میکنم دیگه استرس ندارم که نکنه فردا بازار بریزه، چون میدونم اگه ریخت دوباره تو قیمت پایینتر میخرم.
دقیقاً هدف اصلی این روش همینه سارا خانم؛ حذف هیجانات مخرب و خواب راحت شبانه!
این همون خرید پلهای خودمون هست که توی بورس ایران هم انجام میدادیم، درسته؟ فقط اسمش باکلاس شده شده DCA؟
کاش این مقاله رو چند ماه پیش میخوندم. کل پولم رو روی سقف قیمتی وارد کردم و الان تو ضررم. الان هم میتونم از این روش برای جبران ضرر استفاده کنم؟
نیلوفر جان، هیچوقت دیر نیست. اتفاقاً الان که قیمتها پایینتر اومده، میتونی با خریدهای کوچک در بازههای زمانی، میانگین قیمت خریدت رو پایین بیاری تا با یه صعود کوچک، زودتر به سود برسی.
ممنون از مطلب خوبتون. کاش در مورد معایب این روش هم بیشتر میگفتید. مثلاً اینکه نقدینگی آدم همیشه درگیر میمونه.
خیلی کاربردی بود. مخصوصاً برای ما که کارمند هستیم و هر ماه یه مبلغ مشخصی از حقوقمون رو میخوایم پسانداز کنیم، بهترین روش ممکن هست.
مطلب خیلی مفیدی بود! فقط یک سوال، کلمه Average اینجا به عنوان اسم استفاده شده یا فعل؟ چون شنیدم توی جملات تخصصی به صورت فعل هم به کار میره.
سلام سارا جان، سوال هوشمندانهای بود! در عبارت Dollar Cost Averaging، کلمه Averaging اسم مصدر (Gerund) هست. اما بله، ما اصطلاح to average down رو هم داریم که دقیقاً به معنی «میانگین کم کردن» در حین ریزش بازاره و اینجا فعل محسوب میشه.
من این اصطلاح رو توی یه پادکست یوتیوبی شنیدم ولی فکر میکردم فقط مربوط به ارز دیجیتاله. یعنی برای خرید طلا یا حتی سهام بورس هم همین لغت DCA رو به کار میبرن؟
دقیقاً امیرحسین عزیز. اصطلاح DCA یک اصطلاح عمومی در دنیای Finance (امور مالی) هست و محدود به بازار خاصی نیست. هر جا که خرید پلهای انجام بدی، داری DCA میکنی.
تلفظ کلمه Averaging برام یکم سخته. میشه بگید استرس کلمه کجاست؟
حتماً نیلوفر جان. استرس (Stress) روی بخش اول هست: /ˈæv.ər.ɪdʒ/. یعنی همون اول کلمه رو با قدرت بیشتری بگید. اَ-وِ-ری-جینگ.
خیلی عالی توضیح دادید. راستی متضاد این روش چی میشه؟ یعنی اگه بخوایم یهو کل پولمون رو وارد بازار کنیم، اصطلاح خاصی داره؟
بله پرهام عزیز، به اون میگن Lump Sum Investing. یعنی سرمایهگذاری یکجای کل مبلغ. در مقابل DCA، این روش ریسک بیشتری داره چون ممکنه دقیقاً در قله (Peak) خرید کنی.
آیا کلمه Cost با Price تفاوتی داره؟ چرا نمیگیم Dollar Price Averaging؟
نکته ظریفی بود مریم جان! Price قیمتیه که بازار تعیین میکنه، اما Cost هزینهایه که شما پرداخت میکنید. هدف این استراتژی کم کردنِ میانگینِ «هزینه پرداختیِ شما» (Cost) است، نه لزوماً تغییرِ قیمتِ بازار.
من شنیدم تریدرها میگن DCA-ing. آیا اضافه کردن ing به مخففها در انگلیسی رایجه؟
بله رضا جان، در زبان Slang یا همون عامیانه تریدرها، خیلی رایجه که مخففها رو به فعل تبدیل کنن. مثل Googling که از گوگل اومده، اینجا هم DCAing یعنی «در حال اجرای استراتژی میانگین کم کردن».
دمتون گرم. چقدر این اصطلاح ‘Timing the market’ که توی متنهای انگلیسی زیاد میبینیم با DCA در تضاده. در واقع DCA میگه سعی نکن بازار رو تایم کنی!
دقیقاً مهسا جان! یک جمله معروف هست که میگه: Time in the market beats timing the market. یعنی حضور طولانیمدت در بازار، بهتر از اینه که بخوای زمان دقیق بالا و پایین شدن رو پیشبینی کنی.
برای منی که سطح زبانم متوسطه، خوندن این مطالب مالی به انگلیسی خیلی سخته. کلمه Volatility هم به DCA ربط داره؟
بله بابک عزیز. Volatility به معنی «نوسان» هست. استراتژی DCA دقیقاً برای مقابله با Volatility یا همون بالا و پایین شدنهای شدید بازار طراحی شده.
واقعاً قرص آرامبخش بود! اصطلاح Risk Mitigation هم میتونه مترادف برای این نوع حرکتها باشه؟
عالی بود سپیده جان! Risk Mitigation یعنی «کاهش ریسک» یا تعدیل ریسک. DCA در واقع یکی از ابزارهای اصلی برای Risk Mitigation در بازارهای مالیه.
یه جا خوندم که میگفت DCA is a systematic approach. این کلمه systematic اینجا به چه معنیه؟
علی جان، Systematic یعنی «نظاممند» یا طبق یک سیستم و برنامه مشخص. یعنی شما بدون دخالت دادن احساسات (Emotions)، سر ساعت و روز مشخص خریدت رو انجام میدی.
ممنون از مقاله خوبتون. میخواستم بدونم عبارت ‘Steady pace’ هم به این استراتژی مربوط میشه؟ چون گفتید بازههای زمانی منظم.
من همیشه فکر میکردم DCA مخفف یه کلمه پیچیدهتره، چقدر خوب که به زبان ساده بازش کردید. Dollar-cost هم صفت مرکبه؟
دقیقاً حسین عزیز! Dollar-cost اینجا یک Compound Adjective (صفت مرکب) هست که داره کلمه Averaging رو توصیف میکنه. به همین خاطر معمولاً بینشون هایفن (-) میذارن.
بسیار کاربردی بود. به نظرم یاد گرفتن این اصطلاحات برای کسی که میخواد اخبار Bloomberg یا CNBC رو دنبال کنه واجبه.
توی متن گفتید ‘قرص آرامبخش’. معادل انگلیسی این استعاره چی میشه؟ مثلا بگیم DCA is a sedative for investors؟
خیلی جالبه کامران جان! کلمه Sedative درسته، اما در متون اقتصادی بیشتر از واژه Cushion (بالشتک/ضربه گیر) استفاده میکنن. مثلاً: DCA acts as a cushion against market drops.
توی دنیای فارکس هم به همین اسم شناخته میشه؟ یا اونجا اصطلاح دیگهای دارن؟
ای کاش در مورد اصطلاح ‘Buy the Dip’ هم یه مطلب بذارید. فکر کنم با DCA یه رابطه نزدیکی داشته باشه.
حتماً رامین جان، پیشنهاد خوبیه. Buy the dip یعنی «خرید در کف» که یکی از بخشهای جذاب استراتژیهای معاملاتیه. به زودی دربارش مینویسیم.
بسیار عالی. فقط یه سوال فنی: کلمه Regular intervals که تو متن بود، دقیقا یعنی چی؟
سلام نگار جان. Regular intervals یعنی «فواصل زمانی منظم». مثلاً دقیقاً هر دوشنبه ساعت ۱۰ صبح؛ این میشه یک Regular interval.
من از وقتی از این روش استفاده میکنم دیگه دچار FOMO نمیشم. راستی FOMO هم یه جورایی نقطه مقابل روانشناسی DCA هست، درسته؟
خیلی متن روانی بود. استفاده از کلمات باکلاس مثل ‘Dollar Cost Averaging’ واقعا توی جلسات کاری آدم رو حرفهای نشون میده.
آیا DCA فقط برای بازارهای نزولی (Bear Market) هست یا در بازار صعودی (Bull Market) هم جواب میده؟
سوال خوبی بود آرش جان. اصطلاحاً به DCA در بازار صعودی میگن ‘Averaging up’. اگرچه ریسک رو بالا میبره ولی برای کسانی که میخوان پوزیشنشون رو سنگینتر کنن استفاده میشه.
سلام. مقاله خیلی خوبی بود و واقعاً مفهوم DCA رو به سادگی توضیح دادید. میشه لطفاً بگید این عبارت Dollar Cost Averaging توی مکالمات روزمره خارج از حوزه مالی هم کاربرد خاصی داره یا بیشتر تخصصی هست؟
سلام رضا جان! خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده. عبارت Dollar Cost Averaging به طور مستقیم یک اصطلاح مالیه، اما مفهوم پشت اون (یعنی تقسیم کردن یک کار بزرگ به بخشهای کوچکتر برای کاهش ریسک و استرس) رو میشه در زندگی روزمره به صورت استعاری به کار برد. مثلاً میتونیم بگیم: ‘I’m trying to dollar cost average my studying by doing a little bit each day instead of cramming.’ (دارم سعی میکنم درس خوندنم رو میانگین کم کنم با کمی مطالعه هر روز به جای فشرده خوانی). این نشون میده که چطور یک مفهوم مالی میتونه ورای کاربرد اصلیش هم معنی پیدا کنه.
ممنون از توضیحات عالی و روونتون. من خودم از استراتژی DCA استفاده میکردم ولی نمیدونستم اصطلاح انگلیسیش چیه! چقدر خوبه که اصطلاحات کاربردی رو با معنی انگلیسیشون یاد میدید. 🙏
خواهش میکنم مریم عزیز! باعث افتخاره که تونستیم یک نکته مفید رو به دانش زبان انگلیسیتون اضافه کنیم. هدف ما هم دقیقاً همینه که اصطلاحات انگلیسی رو در بستر واقعی و کاربردی زندگی روزمره آموزش بدیم.
واقعاً دمتون گرم! این بخش ‘فرار از استرس بازار’ دقیقاً حرف دل من بود. تلفظ کلمه ‘Averaging’ چطوریه؟ بعضی وقتا تو کلماتی که ‘age’ دارن مثل ‘message’ یا ‘courage’ آخرش رو دقیق تلفظ نمیکنم.
سلام علی! ممنون از انرژی مثبت شما. برای تلفظ ‘Averaging’، بخش ‘age’ در اینجا مثل ‘ایج’ (مثل بخش اول کلمه ‘ایجنت’) تلفظ میشه، نه مثل ‘اژ’ در ‘message’. پس میشه: ‘اِوِر-یْج-ینگ’ (ˈævərɪdʒɪŋ). امیدوارم واضح باشه!
مقاله خیلی خوبی بود، دستتون درد نکنه. آیا برای مفهوم ‘میانگین کم کردن’ عبارتهای انگلیسی دیگهای هم وجود داره که تو مکالمات ازش استفاده بشه؟ مثلاً شبیه به ‘spread out’ یا ‘break down’؟
سلام سارا خانم! سوالتون خیلی عالیه. بله، هرچند Dollar Cost Averaging یک اصطلاح خاص مالیه، اما مفهوم ‘تقسیم کردن’ یا ‘پخش کردن’ رو میشه با فعلهای متفاوتی بیان کرد. ‘Spread out’ و ‘break down’ که اشاره کردید، عالی هستند و مفهوم مشابهی رو میرسونن. مثلاً ‘to spread out the payments’ (پرداختها را پخش کردن) یا ‘to break down a task into smaller steps’ (یک وظیفه را به مراحل کوچکتر تقسیم کردن). در زمینه مالی، گاهی از ‘phased investment’ (سرمایهگذاری مرحلهای) هم استفاده میشه که به همین معنی DCA نزدیکه.
من قبلاً فقط DCA رو شنیده بودم ولی نمیدونستم مخفف چیه. خیلی خوبه که این اصطلاحات انگلیسی رو یاد میگیرم. فکر کنم توی اخبار اقتصادی هم زیاد ازش استفاده میشه.
دقیقاً همینطوره مهدی جان! DCA یا Dollar Cost Averaging یک اصطلاح بسیار رایج در تحلیلها و اخبار اقتصادی، به ویژه در مورد بازارهای سهام و ارز دیجیتال هست. دونستن معنی کاملش به شما کمک میکنه تا اخبار رو بهتر متوجه بشید و حتی در بحثها شرکت کنید.
میشه یکم بیشتر در مورد کلمه ‘Averaging’ توضیح بدید؟ دقیقاً چه معنیای میده تو این عبارت ‘Dollar Cost Averaging’؟ منظور همون گرفتن میانگینه؟
بله پریسا خانم، دقیقاً! ‘Averaging’ در اینجا از فعل ‘to average’ به معنی ‘میانگین گرفتن’ یا ‘به حد متوسط رساندن’ میاد. وقتی میگیم ‘Dollar Cost Averaging’، یعنی داریم با خرید در بازههای زمانی مختلف، میانگین هزینه هر واحد از سرمایهگذاریمون رو محاسبه و کنترل میکنیم تا از نوسانات شدید بازار در یک نقطه خاص جلوگیری کنیم. پس بله، منظور همون گرفتن میانگین قیمتی هست.
چقدر عالی که با یک مثال ملموس و کاربردی مثل سرمایهگذاری، یک اصطلاح انگلیسی رو یاد گرفتم. آیا اصطلاحات مالی دیگهای هم هست که توی انگلیسی خیلی رایج باشه و به همین شکل با ‘Dollar’ شروع بشه؟
هادی جان، سوال بسیار خوبی مطرح کردید! در زبان انگلیسی و به ویژه در حوزه مالی، اصطلاحاتی که با ‘Dollar’ شروع بشن و دربرگیرنده مفهوم اقتصادی خاصی باشن، کم نیستن. مثلاً ‘Dollar diplomacy’ (دیپلماسی دلار) که به استفاده از قدرت اقتصادی برای نفوذ سیاسی اشاره داره، یا ‘Dollar store’ (فروشگاه دلار) که به مغازههایی گفته میشه که بیشتر اجناسشون با قیمتهای بسیار پایین (مثلاً یک دلار) به فروش میرسه. اینها نشون میده که ‘Dollar’ چقدر در فرهنگ اقتصادی و زبانی غرب ریشه داره.
مرسی از آموزش فوقالعادهتون. من به شخصه با این روش DCA خیلی آرومترم. همیشه فکر میکردم ‘Averaging down’ همون DCA هست. آیا این دوتا یکی هستند؟
خواهش میکنم نازنین! خوشحالیم که براتون مفید بوده. سوالتون خیلی رایجه و بله، این دو مفهوم به هم نزدیک هستن اما کاملاً یکی نیستند: ‘Dollar Cost Averaging’ (DCA) یک استراتژی منظم و برنامهریزی شده برای خرید در بازههای زمانی مشخصه، بدون توجه به قیمت بازار. اما ‘Averaging down’ معمولاً یک واکنش به کاهش قیمت سهم یا دارایی هست، یعنی وقتی قیمت یک دارایی که قبلاً خریدهاید پایین میاد، بیشتر میخرید تا میانگین قیمت خریدتون رو کاهش بدید. DCA یک استراتژی پیشگیرانه است، در حالی که averaging down بیشتر یک استراتژی اصلاحی محسوب میشه.
این سبک مقاله که مفهوم پیچیدهای رو اینقدر ساده و با ربط دادن به یک اصطلاح انگلیسی توضیح میده واقعاً حرف نداره. کاش از این مطالب بیشتر بذارید.
ممنون از لطف و حمایت شما فرشید عزیز! بازخوردهای مثبت شما به ما انگیزه میده تا مطالب بیشتر و جذابتری در این زمینه تولید کنیم. حتماً در آینده نزدیک منتظر مقالات مشابه باشید.
سلام! ممنون بابت مقاله خوبتون. میخواستم بدونم آیا میشه DCA رو با فعلهای دیگه هم به کار برد؟ مثلاً ‘to do DCA’ یا ‘to apply DCA’؟
سلام الناز خانم! سوال بسیار خوبی پرسیدید. بله، هر دو عبارت ‘to do DCA’ و ‘to apply DCA’ کاملاً صحیح و رایج هستند. همچنین میتوانید از ‘to use DCA’ یا ‘to implement DCA’ هم استفاده کنید. گاهی اوقات خود ‘DCA’ به عنوان فعل هم به کار میره، مثلاً ‘I’m going to DCA into this stock’ (من میخوام با استراتژی DCA این سهم رو بخرم). انتخاب بستگی به سلیقه و فرمالیته مکالمه داره.
این اصطلاح DCA فقط توی آمریکا رایجه یا توی کشورهای دیگه انگلیسیزبان هم به همین اسم شناخته شده است؟
کاوه جان، سوال شما بجاست! DCA یا Dollar Cost Averaging یک اصطلاح مالی بینالمللی و بسیار شناخته شده است. در تمام کشورهای انگلیسیزبان، از جمله بریتانیا، کانادا، استرالیا، و حتی در بازارهای آسیایی و اروپایی که با زبان انگلیسی سر و کار دارند، همین اصطلاح به کار میره. این مفهوم جهانیه.
وای چقدر این مطلب به موقع بود! از وقتی شروع به سرمایهگذاری کردم، ‘استرس بازار’ خواب رو از چشمام گرفته بود. حالا حداقل میدونم اسم انگلیسیش چیه! 😊
ژاله عزیز، خوشحالیم که تونستیم کمی از استرستون رو با یاد دادن یک اصطلاح کاربردی کم کنیم! همین که میتونید احساسات و تجربهتون رو با یک واژه انگلیسی بیان کنید، خودش یک قدم بزرگه. امیدواریم DCA در عمل هم آرامش بیشتری بهتون بده.
ممنون از مقاله شفاف و مفیدتون. یادگیری اصطلاحات انگلیسی در کنار کاربرد عملیشون واقعاً روش موثریه. این ایده DCA رو میشه برای یادگیری زبان هم پیاده کرد؟ مثلاً هر روز یه مقدار کم زبان خوندن؟
شهین خانم، ایدهتون فوقالعاده است! بله، مفهوم ‘Dollar Cost Averaging’ کاملاً قابل تعمیم به یادگیری زبان هم هست. در واقع، بهترین روش برای یادگیری زبان، همین ‘میانگین کم کردن’ یا مطالعه منظم و پیوسته در بازههای زمانی کوچکتره، به جای فشردهخوانی و تلاش زیاد در زمانهای کوتاه. این کار باعث میشه مطالب بهتر در ذهنتون جا بیفته و از فرسودگی هم جلوگیری میکنه. عالیه!
خیلی عالی توضیح دادید! من فکر میکردم DCA فقط مخصوص ارز دیجیتاله. ممنون که اشاره کردید برای بورس و طلا هم هست. آیا اصطلاح ‘dollar value’ هم ربطی به این داره؟
پوریا جان، سوال جالبیه! ‘Dollar value’ به معنی ‘ارزش دلاری’ یا ‘ارزش پولی’ یک شیء یا سرمایهگذاریه. هرچند کلمه ‘Dollar’ در هر دو اصطلاح وجود داره، اما مستقیماً به هم ربط ندارند. ‘Dollar Cost Averaging’ به روش خرید اشاره داره، در حالی که ‘Dollar value’ به ارزش فعلی یا گذشته یک دارایی بر حسب دلار. این نشون میده که یک کلمه میتونه در اصطلاحات مختلف معنیهای متفاوتی داشته باشه.
اینکه اصطلاحات انگلیسی رو با مثالهای کاربردی توضیح میدید، کارتون رو از بقیه متمایز میکنه. واقعاً ممنون. آیا میشه گفت DCA یه جور ‘long-term strategy’ هم محسوب میشه؟
سمیرا خانم، لطف دارید! بله، قطعاً همینطوره. DCA ذاتاً یک ‘long-term strategy’ (استراتژی بلندمدت) محسوب میشه. فلسفه اصلی آن این است که نوسانات کوتاهمدت بازار را نادیده گرفته و به تدریج در طول زمان، یک پوزیشن قویتر با میانگین قیمت مناسبتر بسازید. این رویکرد به سرمایهگذاران کمک میکنه تا از تصمیمگیریهای احساسی در واکنش به نوسانات لحظهای بازار دوری کنن و به اهداف بلندمدت خود برسن. پس بله، کاملاً صحیح است.
از این دست مقالات که اصطلاحات رو در بستر واقعی زندگی نشون میدن بیشتر بذارید. ‘Dollar Cost Averaging’ رو دیگه هیچوقت یادم نمیره!
مجید جان، خوشحالیم که به این شکل تونستیم در یادگیری شما نقش داشته باشیم. هدف ما همینه که یادگیری زبان انگلیسی رو کاربردی و فراموشنشدنی کنیم. حتماً در آینده بیشتر به این سبک مطالب خواهیم پرداخت. ممنون از همراهی شما!
چه مقاله پرباری! آیا این ‘Averaging’ در انگلیسی اصطلاحات دیگهای هم داره که به مفهوم ‘به حد وسط رساندن’ یا ‘متعادل کردن’ اشاره کنه؟
آناهیتا خانم، بله! فعل ‘to average’ به معنی ‘میانگین گرفتن’ یا ‘متوسط کردن’ بسیار پرکاربرده و در اصطلاحات مختلفی دیده میشه. مثلاً ‘on average’ به معنی ‘به طور متوسط’، یا ‘to average out’ که به معنی ‘متوسط شدن’ یا ‘در نهایت متعادل شدن’ هست. این نشون میده که چقدر این کلمه در زبان انگلیسی برای بیان مفاهیم آماری و تعادلی مهمه.
این ‘میانگین کم کردن هزینه’ چقدر اصطلاح خوبیه. میشه بگید ‘cost’ اینجا دقیقاً به چی اشاره داره؟ به پولی که میدیم یا هزینههای دیگه؟
رامین عزیز، در عبارت ‘Dollar Cost Averaging’، کلمه ‘Cost’ دقیقاً به ‘هزینه’ یا ‘قیمت پرداختی’ برای خرید دارایی مورد نظر اشاره داره. یعنی در طول زمان، شما با خرید در قیمتهای مختلف، میانگین هزینه کل خریدتون رو کاهش یا بهینه میکنید. پس بله، منظور همان پولی است که شما بابت خرید دارایی میپردازید.
خیلی خوبه که اصطلاحات انگلیسی رو با این کاربردهای عملی یاد میگیرم. فکر کنم این DCA توی بحثهای اقتصادی و مالی خیلی حرفهای به نظر میرسه اگه بلد باشیم ازش استفاده کنیم.
دقیقاً همینطوره نیلوفر خانم! استفاده صحیح از اصطلاحات تخصصی مثل DCA در مکالمات یا نوشتههای مربوط به اقتصاد و سرمایهگذاری، نشان دهنده تسلط شما بر موضوع و همچنین بر زبان انگلیسیه. این به شما کمک میکنه حرفهایتر به نظر برسید و ارتباط بهتری برقرار کنید.