تا حالا شده با کلی اعتماد به نفس، توی یه مکالمه انگلیسی بگی “My watch is on the wall” و طرف مقابل با یه لبخند معنیدار نگاهت کنه؟ اگه آره، تنها نیستی! این یکی از اون اشتباههای رایج و خندهداره که بعضی از زبانآموزای ایرانی انجام میدن.
بذارید روراست باشیم، اگه این جمله رو به یه نیتیو اسپیکر بگید، احتمالاً تصور میکنه که شما ساعت مچیتون رو با میخ به دیوار کوبیدید! خب، پس مشکل کجاست؟
قضیه “Watch” چیه؟ چرا فقط برای مچه؟
کلمه Watch یه سرنخ خیلی بزرگ توی خودش داره. این کلمه از فعل “to watch” به معنی “نگاه کردن” یا “پاییدن” میاد. شما به ساعت مچیتون نگاه میکنید تا زمان رو بفهمید، درسته؟
در واقع، در قدیم به نگهبانهای شب که شهر رو میپاییدن “Watchmen” میگفتن. ساعتهای مچی هم همین کار رو میکنن، زمان رو براتون “نگهبانی” میکنن و شما بهشون نگاه میکنید (You watch it). پس:
- Watch: فقط و فقط برای ساعتی که به مچ دستتون میبندید استفاده میشه.
مثال درست:
I got a new watch for my birthday.
(برای تولدم یه ساعت مچی جدید گرفتم.)
تلفظش چطوریه؟
خیلی ساده! مثل «واچ» خونده میشه. حواست باشه «ت» وسطش خیلی محکم گفته نشه. (wɑːtʃ)
پس به ساعت دیواری چی بگیم؟ معرفی میکنم: Clock!
و اما قهرمان اصلی داستان ما برای دیوارها، میزها و برجها: کلمه Clock!
هر نوع ساعتی که مچی نباشه، بهش میگن Clock. فرقی هم نمیکنه دیجیتال باشه یا عقربهای، بزرگ باشه یا کوچیک. این کلمه خیلی کلی و جامع هست.
- A wall clock: ساعت دیواری
- A digital clock: ساعت دیجیتال (معمولاً رومیزی)
- An alarm clock: ساعت زنگدار
مثال درست:
The clock on the wall shows it’s 10:30.
(ساعت روی دیوار ساعت ۱۰:۳۰ رو نشون میده.)
یه نکته فرهنگی باحال!
جالبه بدونید کلمه Clock از کلمه لاتین “clocca” به معنی “زنگ” اومده. چون اولین ساعتهای عمومی در برجهای کلیساها بودن و با صدای زنگ، زمان رو به کل شهر اعلام میکردن. برای همین بهشون میگفتن Clock!
جمعبندی نهایی: دیگه اشتباه نکن!
خب، از این به بعد دیگه تکلیف روشنه. اگه میخوای حرفهای و مثل نیتیوها به نظر برسی، این قانون ساده رو یادت نره:
- روی مچ دستته؟ بهش بگو Watch.
- روی دیوار، میز، یا هر جای دیگهایه؟ بهش بگو Clock.
نتیجهگیری و یه سؤال از شما!
دیدید چقدر ساده بود؟ همین نکات کوچیک و کاربردیه که انگلیسی شما رو از سطح کتابی به سطح واقعی و خیابونی نزدیک میکنه. دیگه هیچوقت لازم نیست ساعت مچیتون رو به دیوار بزنید!
حالا نوبت شماست: بزرگترین یا خندهدارترین اشتباهی که توی مکالمه انگلیسی داشتید چی بوده؟ بدون خجالت توی کامنتها برامون بنویسید تا همه با هم یاد بگیریم!
سوالات متداول (FAQ)
فرق بین Look, See و Watch چیه؟
این سه تا فعل خیلی وقتا قاطی میشن. See یعنی “دیدن” (بدون قصد قبلی). Look یعنی “نگاه کردن” (با قصد و جهت). Watch یعنی “تماشا کردن” (برای یه مدت طولانی و با دقت، مثل فیلم یا مسابقه فوتبال). برای همین به ساعت مچی میگیم Watch چون مدام بهش “نگاه” میکنیم و زمان رو “میپاییم”.
به عقربههای ساعت به انگلیسی چی میگن؟
به عقربههای ساعت میگن “hands”. بله، دقیقا مثل “دست”!
– عقربه ساعتشمار: The hour hand
– عقربه دقیقهشمار: The minute hand
– عقربه ثانیهشمار: The second hand
چطوری بگم “ساعتم کار نمیکنه”؟
خیلی ساده! میتونید بگید: “My watch isn’t working” یا “My clock has stopped”. اگه ساعتتون خواب مونده، میتونید بگید: “My watch is slow” و اگه جلو رفته، بگید: “My watch is fast”.




وای دقیقا منم همین اشتباهو یه بار کردم و طرف مقابلم خندید! الان فهمیدم دلیلش چی بوده. خیلی ممنون از این توضیح کاربردی.
خوشحالیم که این مقاله براتون مفید بوده سارا جان! این اشتباه خیلی رایجه و اصلا جای نگرانی نیست. مهم اینه که الان تفاوتش رو یاد گرفتید و میتونید با اعتماد به نفس بیشتر صحبت کنید.
پس ساعت دیواری چی میشه؟ Clock؟ یا برای اون هم کلمه خاصی داریم؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
سوال عالی پرسیدید علی! بله، برای ساعت دیواری، ساعت رومیزی، و به طور کلی هر ساعتی که روی مچ دست بسته نمیشه، از کلمه «Clock» استفاده میکنیم. پس میگیم: «Wall clock» برای ساعت دیواری و «Alarm clock» برای ساعت زنگدار.
ریشهیابی کلمه Watch از فعل to watch خیلی جالب بود. من همیشه فکر میکردم فقط یک کلمه است و هیچ ربطی نداره. واقعا لذت بردم از این نکته.
خوشحالیم که کنجکاوی شما رو برانگیختیم فاطمه جان! بله، خیلی از کلمات انگلیسی ریشههای داستانی و جالبی دارن که فهمیدن اونها به تثبیت معنی کلمه در ذهن کمک زیادی میکنه. عالیه که به این جزئیات دقت میکنید!
ممنون بابت نکته تلفظ Watch. من همیشه «ت» رو خیلی محکم میگفتم. الان دیگه حواسم هست.
عالیه رضا! توجه به جزئیات تلفظی مثل این میتونه لهجه شما رو خیلی به نیتیوها نزدیکتر کنه. Practice makes perfect!
همینطور که گفتید، ارتباطش با Watchmen خیلی کمک میکنه که دیگه اشتباه نکنم. یادگرفتن کلمات با این روشها خیلی موثرتره.
دقیقا نرگس! وقتی کلمات رو با یک داستان یا ارتباط منطقی یاد میگیریم، فراموش کردنشون سختتر میشه. این روش به حافظه بلندمدت کمک زیادی میکنه.
پس برای ساعتهای رومیزی یا ساعتهای بزرگی که تو سالنهای انتظار فرودگاه هست هم باید از Clock استفاده کنیم، درسته؟
کاملاً درسته مهران! برای تمام انواع ساعتها به جز ساعت مچی، واژه «Clock» استفاده میشه. پس «Desk clock»، «Wall clock»، «Grandfather clock» (ساعت ایستاده قدیمی) و… همگی از خانواده «Clock» هستند.
یه بار تو یه فیلم شنیدم یکی میگفت ‘alarm clock’. اونم پس به خاطر اینکه مچی نیست ‘clock’ داره، درسته؟
کاملاً درست متوجه شدید لیلا! «Alarm clock» هم چون معمولا روی میز یا کنار تخت قرار میگیره و مچی نیست، از کلمه «Clock» استفاده میکنه. دقت شما عالیه!
ممنون از توضیح خوبتون. میخواستم بدونم تفاوت watch با timer چیه؟ چون اونم یه جورایی زمان رو نشون میده.
سوال خیلی خوبیه کیان! تفاوت اصلی اینه که «Watch» و «Clock» برای نشون دادن زمان جاری (ساعت چند است) استفاده میشن. اما «Timer» برای اندازهگیری یک مدت زمان خاص از ابتدا تا انتها یا شمارش معکوس استفاده میشه. مثلاً «kitchen timer» برای پخت و پز یا «stopwatch» برای ورزش.
مقاله خیلی آموزنده بود. واقعا هیچوقت به این جزئیات دقت نکرده بودم. ممنون از تیم خوبتون.
میشه چند تا اصطلاح (idiom) دیگه که توشون Watch به کار رفته باشه رو مثال بزنید؟ دوست دارم بیشتر با کاربردش آشنا بشم.
حتما امیر! چند تا اصطلاح رایج با «Watch» عبارتند از: «Watch out!» (مراقب باش!)، «Watch your step!» (مواظب قدمهات باش! / حواست باشه اشتباه نکنی)، «Watch your back!» (مراقب خودت باش / حواست به پشت سرت باشه). اینها معمولا با فعل «to watch» به معنی مراقبت یا توجه کردن مرتبط هستند.
تو کلاس زبان دیدم خیلیا این اشتباهو میکردن و منم جزوشون بودم. واقعا نیاز بود یه مقاله در این مورد نوشته بشه.
آیا کلمه Clock هم ریشه خاصی داره یا مثل Watch از یک فعل میاد؟ اگه ممکنه در مورد اونم توضیح بدید.
سوال عالی پرسیدید حسین! کلمه «Clock» در واقع از کلمه لاتین «clocca» به معنی «bell» (زنگ) گرفته شده. در قرون وسطی، اولین ساعتهای مکانیکی غالباً زنگ داشتند تا زمان را اعلام کنند، به همین دلیل به نام «bell» شناخته میشدند که بعدها به «Clock» تغییر پیدا کرد. ریشه جالبیه، نه؟
ممنون که به این جزئیات مهم اشاره میکنید. این ریزهکاریهاست که تفاوت ایجاد میکنه و به روانتر شدن مکالمه کمک میکنه.
اینکه گفتین Watch فقط برای ساعت مچیه خیلی کلیدیه. کاش از این دست نکات بیشتر بذارید. ممنون.
چشم بهرام! حتماً سعی میکنیم از این دست نکات ریز و کاربردی بیشتر در مقالات آینده داشته باشیم. هدف ما دقیقاً همینه که به زبانآموزان کمک کنیم تا با دقت و ظرافت بیشتری انگلیسی صحبت کنند.
آیا برای کرنومتر هم از watch استفاده میشه؟ مثلاً stopwatch؟ اینم که روی مچ نیست!
سوال جالبی پرسیدید شبنم! کلمه «stopwatch» یک استثنا در این قاعده هست. با اینکه «stopwatch» معمولاً روی مچ دست بسته نمیشه، اما به دلیل ماهیت «نگاه کردن» و «پاییدن» زمان توسط فرد (stopping and watching the time for a specific duration), این کلمه از ریشه «watch» استفاده میکنه. این یکی از اون مواردیه که باید به خاطر سپرد!
یه سوال! اگه بخوایم بگیم ساعتم کار نمیکنه، برای watch و clock فرق داره؟ مثلاً ‘My watch isn’t working’ و ‘My clock isn’t working’ درسته؟
سوال شما بسیار بجاست جواد! بله، هر دو جمله «My watch isn’t working» و «My clock isn’t working» کاملاً صحیح و گرامری هستند. نکته مهم اینه که شما کلمه درست (watch برای مچی و clock برای بقیه) رو در جای مناسب خودش به کار ببرید.