تا حالا شده وسط یه فیلم هالیوودی، یکی به اون یکی بگه “You cheated on me!” و شما پیش خودتون فکر کنید خب این که یعنی «تقلب کردی»؟ پس داستان چیه؟ بذارید روراست باشیم، اگه انگلیسی رو فقط از کتاب یاد گرفته باشید، احتمالاً با شنیدن این کلمات تو فیلمها و مکالمات روزمره، کمی گیج میشید.
امروز قراره یک بار برای همیشه، فرق بین این کلمات جنجالی رو یاد بگیریم تا دیگه تو مکالمات و حتی موقع فیلم دیدن، دچار سوءتفاهم نشید. آمادهاید که انگلیسی واقعی و کوچهبازاری رو یاد بگیرید؟
“Cheating”: فراتر از تقلب در امتحان!
اولین و رایجترین کلمهای که باید بدونید، Cheating هست. بله، این کلمه به معنی «تقلب در امتحان» هم هست، اما در دنیای روابط، داستانش کاملاً فرق میکنه. وقتی کسی به شریک عاطفیاش خیانت میکنه، از این کلمه استفاده میکنیم.
- Cheating یک اصطلاح خیلی کلی برای هر نوع بیوفایی و پیمانشکنی در یک رابطه است.
- میتونه از یه لاس زدن ساده (Flirting) شروع بشه تا خیانت کامل فیزیکی.
- نکته مهم اینه که Cheating بیشتر به خودِ «عمل خیانت» اشاره داره.
مثال در فیلمها:
“I can’t believe he cheated on me with my best friend!”
(باورم نمیشه با بهترین دوستم بهم خیانت کرد!)
تلفظ: چیـتینگ (Cheating)
کِی از Cheating استفاده کنیم؟
این کلمه خیلی راحت و همهجا کاربرد داره. هر وقت حس کردید کسی به اعتماد شما در یک رابطه خیانت کرده، میتونید از فعل cheat on استفاده کنید. این اصطلاح هم برای روابط رسمی مثل ازدواج و هم برای دوستیهای غیررسمی به کار میره.
“Have an affair”: وقتی داستان جدیتر میشود!
خب، حالا میرسیم به کلمه سنگینتر: Affair. این کلمه دیگه شوخیبردار نیست و معمولاً به یک رابطه مخفیانه، جدی و طولانیمدت اشاره داره. کسی که “has an affair” میکنه، فقط یه اشتباه لحظهای نکرده؛ بلکه وارد یک رابطه موازی شده.
تفاوتهای کلیدی Affair با Cheating اینهاست:
- عمق احساسی: در یک Affair معمولاً وابستگی عاطفی شدیدی هم وجود داره، نه فقط رابطه فیزیکی.
- مدت زمان: Affair معمولاً یک دوره زمانی طولانیتری رو شامل میشه، در حالی که Cheating میتونه فقط برای یک شب باشه.
- برنامهریزی و پنهانکاری: یک Affair نیازمند دروغهای مداوم و برنامهریزی برای مخفی نگه داشتن رابطه است.
مثال در مکالمه:
“She discovered her husband was having an affair for over two years.”
(او فهمید که شوهرش بیشتر از دو سال رابطه نامشروع داشته.)
تلفظ: اَفِـیر (Affair)
این دو تا خیلی فرق دارن؟
بله! به زبان ساده، هر Affair نوعی Cheating محسوب میشه، اما هر Cheating لزوماً یک Affair نیست. Affair خیلی جدیتره و نشوندهنده یک خیانت عمیق و ادامهداره. در واقع، “Cheating” ممکنه یه اشتباه آنی باشه، اما “Affair” یک سبک زندگی مخفیانه است.
اصطلاحات خیابانی: “Two-timing”
حالا وقتشه یه اصطلاح باحال و غیررسمی یاد بگیریم که فقط از زبون خود نیتیوها میشنوید: Two-timing. این اصطلاح دقیقاً یعنی «همزمان با دو نفر بودن» و فریب دادن هر دو طرف. کسی که Two-timer هست، استاد بازی دادن دیگرانه!
- این اصطلاح بار معنایی منفی و خیانتآمیزی داره.
- به کسی که این کار رو میکنه میگن: a two-timer.
مثال باحال:
“She dumped him when she found out he was two-timing her with someone from work.”
(وقتی فهمید داره همزمان با یکی از همکاراش بهش خیانت میکنه، ولش کرد.)
تلفظ: تو-تایمینگ (Two-timing)
یک ضربالمثل معروف: “Once a cheater, always a cheater”
این یکی رو شاید تو فیلمها زیاد شنیده باشید. این ضربالمثل یک باور قدیمی و البته بحثبرانگیزه که میگه: «کسی که یک بار خیانت کنه، همیشه خیانت میکنه.» این جمله نشون میده که خیانت برای بعضیها فقط یه اشتباه نیست، بلکه بخشی از شخصیتشونه.
کاربرد فرهنگی:
مردم معمولاً وقتی استفاده میکنن که میخوان بگن به کسی که سابقه خیانت داره، دیگه نمیشه اعتماد کرد. البته این فقط یک ضربالمثله و همیشه هم درست نیست، اما خب، دونستنش برای فهمیدن فرهنگ عامه خیلی مهمه!
مثال:
“I can’t take him back. You know what they say: once a cheater, always a cheater.”
(نمیتونم دوباره باهاش باشم. خودت که میدونی چی میگن: کسی که یه بار خیانت کنه، همیشه خیانت میکنه.)
حرف آخر: حالا فرقشون رو میدونی!
خب، حالا شما دیگه مثل حرفهایها فرق بین Cheating، Affair و اصطلاح باحال Two-timing رو میدونید. یادتون باشه که Cheating یه کلمه کلی برای هر نوع بیوفاییه، اما Affair به یک رابطه مخفی و جدی اشاره داره. دفعه بعدی که فیلم میبینید یا با دوستاتون انگلیسی صحبت میکنید، میتونید با اطمینان از این کلمات استفاده کنید و همه رو تحت تأثیر قرار بدید!
شما چی فکر میکنید؟ به نظرتون ضربالمثل “Once a cheater, always a cheater” درسته؟ نظرتون رو تو کامنتها بهمون بگید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا Cheating همیشه به معنی رابطه فیزیکی است؟
نه لزوماً. خیانت میتونه کاملاً احساسی باشه (Emotional Cheating)؛ یعنی ایجاد یک رابطه عمیق و صمیمی با کسی غیر از شریک عاطفیتون، حتی اگه هیچ تماس فیزیکیای در کار نباشه.
آیا “Adultery” همان “Affair” است؟
کلمه Adultery یک اصطلاح رسمیتر و قانونی است و مشخصاً به خیانت توسط فردی که ازدواج کرده اشاره داره. در حالی که Affair میتونه در هر نوع رابطه متعهدانهای (نه فقط ازدواج) اتفاق بیفته.
چطور از این کلمات در جمله استفاده کنم؟
- برای Cheating: He cheated on his girlfriend.
- برای Affair: She was having an affair with her boss.
- برای Two-timing: I think my friend is two-timing his partner.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه فکر میکردم کلمه Cheat فقط برای تقلب سر جلسه امتحان استفاده میشه. یک سوال داشتم: آیا گرامر این کلمه به صورت Cheat on someone هست یا Cheat someone؟
سلام سارای عزیز، سوال بسیار خوبی پرسیدی. در انگلیسی برای خیانت عاطفی حتماً باید از حرف اضافه on استفاده کنیم، یعنی Cheat on someone. اگر بگویید Cheat someone، بیشتر معنی کلاهبرداری مالی یا گول زدن کسی را میدهد.
توی سریال The Affair که میدیدم، همیشه برام سوال بود چرا از کلمه Cheating استفاده نمیکنن. الان متوجه شدم که Affair بار معنایی جدیتر و معمولاً طولانیتری داره. ممنون از توضیحات.
دقیقاً محمد جان. Affair معمولاً به یک رابطه پنهانی طولانیمدت اشاره دارد که فراتر از یک اتفاق ساده است و اغلب در مورد افراد متاهل به کار میرود.
من کلمه Infidelity رو توی یک مقاله حقوقی دیدم. این کلمه با Cheating چه فرقی داره؟ کدومش رایجتره؟
سلام نیلوفر جان. Infidelity کلمهای رسمی و آکادمیک (Formal) است که بیشتر در متون حقوقی، روانشناسی یا اخبار استفاده میشود. در مکالمات روزمره و فیلمها، Cheating بسیار رایجتر است.
دمتون گرم. من یه جا شنیدم طرف گفت ‘He is two-timing her’. اینم یعنی خیانت؟
بله امیررضا عزیز! Two-timing یک اصطلاح عامیانه و خیلی باحال به معنی «با دو نفر بودن در یک زمان» یا همان خیانت کردن است.
مطلب خیلی کاربردی بود. اتفاقاً دیشب توی فیلم Suits شنیدم که شخصیت اصلی گفت My wife is having an affair. اولش فکر کردم منظورش اینه که همسرش کاری برای انجام دادن داره! این مقاله واقعاً ابهام رو برطرف کرد.
آیا کلمه Betrayal هم برای خیانت بین زن و شوهر استفاده میشه یا اون فقط برای خیانت به وطن یا رفیقه؟
کامران جان، Betrayal به معنای کلی «خیانت در امانت» یا «پشت کردن به عهد» است. میتواند برای همسر هم به کار برود (Betray someone’s trust)، اما برای رابطه عاطفی، Cheating کلمه تخصصیتری است.
من یه بار به استادم گفتم You cheated me چون نمرهمو کم داده بود، کل کلاس خندیدن! نگو داشتم بهش تهمت خیانت عاطفی میزدم! کاش این مطلب رو زودتر خونده بودم.
تفاوت Emotional affair با فیزیکی چیه؟ آیا در انگلیسی برای خیانت ذهنی هم اصطلاح خاصی داریم؟
جواد عزیز، Emotional affair زمانی است که فرد رابطه فیزیکی ندارد اما از نظر احساسی به کسی غیر از شریک زندگیاش وابسته شده. در انگلیسی اصطلاح Micro-cheating هم برای خیانتهای کوچک مثل لایک کردن معنادار یا چتهای کوتاه به کار میرود.
واقعاً پست جالبی بود. همیشه برام سوال بود که چرا توی آهنگها انقدر از کلمه Cheat استفاده میکنن. حالا فهمیدم کاربردش چقدر گستردهست.
یه سوال فنی: برای کسی که بهش خیانت شده، صفت خاصی داریم؟ مثلاً بگیم «اون آدم خیانتدیده است»؟
آرش جان، معمولاً فعل را مجهول میکنند و میگویند He/She was cheated on. همچنین اصطلاح The betrayed spouse در متون روانشناسی برای همسر خیانتدیده استفاده میشود.
خیلی عالی بود. لطفاً در مورد اصطلاحات مرتبط با جدایی و Break up هم یک مطلب بنویسید.
ببخشید، کلمه Unfaithful هم دقیقا هممعنی Cheating هست؟
بله سعید جان. Unfaithful صفت است (بیوفا). مثلاً میگوییم: He was unfaithful to his wife. این کلمه کمی سنگینتر و جدیتر از Cheating است.
مرسی از سایت خوبتون. من توی یک رمان کلمه ‘Cuckold’ رو دیدم، اونم به همین موضوع ربط داره؟
زهرا جان، بله اما این کلمه بسیار قدیمی و ادبی است و به مردی گفته میشود که همسرش به او خیانت کرده. در انگلیسی مدرن کمتر در مکالمات روزمره شنیده میشود.
توضیحات عالی بود. مخصوصاً بخش تفاوت Cheating و Affair. همیشه این دو تا رو قاطی میکردم.
ممنون. اگه میشه در مورد کلماتی مثل Loyal و Faithful هم مطلب بذارید که متضاد اینها هستن.
وای چقدر این مطلب به موقع بود! همیشه با خودم میگفتم آخه ‘تقلب کردن’ چه ربطی به این بحثا داره. خیلی ممنون بابت شفافسازی.
خوشحالیم که این مقاله تونسته ابهامی رو برطرف کنه. دقیقاً هدف ما همینه که تفاوتهای کاربردی لغات رو برای شما روشن کنیم. با ما همراه باشید تا اصطلاحات بیشتری رو یاد بگیرید!
تلفظ ‘چیـتینگ’ رو درست فهمیدم؟ یعنی همون ‘cheating’ با تاکید روی ‘ی’؟ خیلی مفید بود ممنون.
بله، تلفظ شما کاملاً درسته! ‘چیـتینگ’ با تاکید روی بخش اول و صدای ‘ای’ کشیده. آفرین به دقتتون!
دقیقاً! منم یه بار تو یه فیلم شنیدم ‘He cheated on her’ و ذهنم رفت سمت امتحان و مدرسه! الان دیگه معنی واقعیشو فهمیدم. ممنون از توضیحات عالی.
این سوءتفاهم خیلی رایجه و به خاطر تفاوت کاربرد لغات در متون آکادمیک و مکالمات روزمره هست. خوشحالیم که تونستیم این نکته مهم رو براتون روشن کنیم!
ممنون از توضیح کاملتون. حالا که Cheating رو توضیح دادید، آیا Affair هم همون معنی رو میده یا تفاوتهایی دارن؟ مشتاق قسمت بعدی هستم!
سوال خیلی خوبیه! بله، ‘Cheating’ یک واژه کلیتره برای عمل خیانت، در حالی که ‘Affair’ معمولاً به یک رابطه پنهانی و طولانیتر اشاره داره. حتماً در مطالب بعدی به تفاوتهای دقیقتر این دو کلمه میپردازیم. ممنون از همراهی شما.
چقدر عالی که به زبان کوچهبازاری و کاربردی توضیح میدین. اینطوری خیلی بهتر تو ذهن میمونه. منتظر ادامه مطالب هستم!
پس فعلش میشه ‘to cheat’ درسته؟ مثلاً ‘He cheated on his wife.’؟ خیلی مطلب خوبی بود.
کاملاً درسته! فعلش ‘to cheat’ هست و برای بیان خیانت در رابطه، معمولاً از عبارت ‘to cheat on someone’ استفاده میشه. مثال شما هم عالی بود.
دقیقا همین مشکل رو داشتم! چند بار تو آهنگها هم شنیده بودم و فکر میکردم منظورشون مثلاً ‘تقلب در بازی’ هست! خیلی ممنون بابت روشنگری.
همینطور که اشاره کردید، در بازیها یا مسابقات هم ‘cheat’ به معنای تقلب کردن به کار میره. اما در روابط عاطفی، معنی کاملاً متفاوتی پیدا میکنه. خوشحالیم که تونستیم تفاوتها رو براتون شفاف کنیم!
آیا ‘cheating’ فقط برای خیانت فیزیکی به کار میره یا شامل خیانت احساسی هم میشه؟ این بخش ‘لاس زدن ساده’ جالب بود.
سوال بسیار مهمیه! ‘Cheating’ هم خیانت فیزیکی و هم خیانت احساسی رو در بر میگیره. دامنه اون بسیار وسیعه و میتونه از ارتباطات پنهانی تا رفتارهای فیزیکی متغیر باشه. هر نوع بیوفایی که تعهدات یک رابطه رو زیر سوال ببره، میتونه ‘cheating’ محسوب بشه.
چقدر خوب که این تفاوتها رو یاد گرفتیم. همیشه فکر میکردم همه چی فقط یه معنی داره. ممنون از مقاله عالیتون.
جالب بود که گفتید ‘cheating’ بیشتر به خود ‘عمل خیانت’ اشاره داره. پس احتمالاً برای ‘شخص خائن’ کلمه دیگهای هست؟
بله، برای اشاره به ‘شخص خائن’ میتونیم از کلمه ‘cheater’ استفاده کنیم. مثلاً ‘He’s a cheater.’ یا ‘She’s a cheater.’ به معنای او یک خائن است.
خیلی مفید بود. آیا کلمات دیگهای هم برای بیوفایی یا پیمانشکنی وجود داره که کمتر رایج باشه ولی تو این زمینه به کار بره؟
بله، کلماتی مثل ‘infidelity’ (بیوفایی، عمدتاً در ازدواج) یا ‘betrayal’ (خیانت، نه فقط در روابط عاطفی بلکه به معنای نقض اعتماد) هم در این زمینه استفاده میشن، ولی ‘cheating’ رایجترین و عمومیترین اصطلاح در مکالمات روزمره هست.
تو اون مثال ‘I can’t believe he cheated on me with my best friend!’ آیا ‘on me’ رو حتما باید بگیم؟ یا میشه فقط ‘He cheated with my best friend.’؟
سوال خیلی دقیق و خوبی پرسیدید. ‘cheated on me’ تاکید داره که ‘او به من خیانت کرد’. اگر بگید ‘He cheated with my best friend’، مفهوم اصلی خیانت همچنان منتقل میشه، ولی اون ‘on me’ حس شخصیتر و مستقیمتر خیانت به گوینده رو بیان میکنه و معمولاً رایجتره.
ممنون از توضیح کامل و مثالهای کاربردی. همین مطالب هست که باعث میشه آدم حس کنه داره انگلیسی واقعی یاد میگیره. ادامه بدید!
بسیار خوشحالیم که این سبک آموزش برای شما مفید بوده. هدف ما دقیقاً همین هست که شما رو با انگلیسی واقعی و کاربردی آشنا کنیم. ممنون از انرژی مثبتتون!
آیا ‘cheating’ یه کلمه رسمی محسوب میشه یا بیشتر تو مکالمات روزمره کاربرد داره؟
‘Cheating’ در контекست روابط، یک کلمه کاملاً رایج و متداول در مکالمات روزمره هست. هم در موقعیتهای غیررسمی و هم در بحثهای جدیتر به کار میره و نیاز به جایگزین رسمی خاصی نداره.
از اینکه فقط به معنی لغت تو دیکشنری اکتفا نکردید و کاربرد واقعی رو توضیح دادید، واقعاً ممنونم. این بهترین روش یادگیریه.