مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
کلمه “Challenge”: همه چی شده “چالش”!

تاحالا دقت کردید که این روزها همه از کلمه‌ی challenge استفاده می‌کنند؟ انگار نه انگار که تا همین چند سال پیش کلماتی مثل “مشکل” یا “سختی” را به کار می‌بردیم. امروز از مدیرعامل یک شرکت بزرگ گرفته تا یک بلاگر اینستاگرامی، همه در حال “پذیرفتن چالش‌های جدید” هستند!

ولی واقعاً داستان این کلمه چیست؟ چرا انقدر محبوب شده و مهم‌تر از آن، چطور و کجا باید از آن استفاده کنیم که مبتدی به نظر نرسیم؟ بیایید یک بار برای همیشه این موضوع را در این مقاله کوتاه و خودمانی بررسی کنیم.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی “Vibe”: این کافه وایبش خوبه!

چرا دیگه کسی نمیگه “Problem”؟

بگذارید روراست باشیم، کلمه‌ی “Problem” یک بارِ منفی سنگین با خودش دارد. وقتی می‌گویید "I have a problem" انگار دنیا به آخر رسیده و شما در یک بن‌بست گیر افتاده‌اید. اما وقتی می‌گویید "I'm facing a challenge" داستان کاملاً فرق می‌کند.

Challenge در واقع یک مشکل است که به آن لباس ورزشی پوشانده‌ایم! یعنی یک مانع که قرار است با تلاش و مهارت از آن عبور کنیم و در نهایت قوی‌تر شویم. به همین دلیل در محیط‌های کاری، تحصیلی و حتی در شبکه‌های اجتماعی، استفاده از “challenge” حس بهتری منتقل می‌کند.

تفاوت فرهنگی در یک نگاه:

A meme showing two paths. One path is labeled "Problem" and leads to a dark, stormy cloud. The other path is labeled "Challenge" and leads to a mountain peak with a sunrise.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:تلفظ “W” که هیچ معلمی تو ایران یادمون نداد (V نگید!)

جمله‌ی طلایی در مصاحبه کاری: “I like challenges”

یکی از کلیشه‌ای‌ترین اما به‌شدت کاربردی‌ترین جملات در مصاحبه‌های شغلی انگلیسی همین جمله است. وقتی کارفرما از شما می‌پرسد که چرا فکر می‌کنید برای این موقعیت مناسب هستید یا چطور با سختی‌های کار کنار می‌آیید، این جمله معجزه می‌کند.

گفتن “I enjoy a good challenge” یا “I like to challenge myself” به کارفرما نشان می‌دهد که شما:

پس دفعه‌ی بعد که در مصاحبه بودید، به جای من‌من کردن، با اعتماد به نفس این جمله را بگویید. البته حواستان باشد که باید برای آن یک مثال واقعی هم آماده کرده باشید!

چطور حرفه‌ای‌تر به نظر برسیم؟

به جای یک جمله‌ی خالی، می‌توانید آن را با یک مثال کوتاه ترکیب کنید. مثلاً:

“In my previous role, we had to launch a project with a tight deadline, which was a major challenge. But I thrive on such situations and was able to organize the team to deliver it on time.”

«در شغل قبلی‌ام، باید پروژه‌ای را در یک مهلت بسیار کوتاه تحویل می‌دادیم که یک چالش بزرگ بود. اما من در چنین شرایطی شکوفا می‌شوم و توانستم تیم را سازماندهی کنم تا پروژه را به موقع تحویل دهیم.»

A GIF of a person confidently saying "Bring it on!" during a job interview, with the interviewer looking impressed.
📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “FUD”: ترس، عدم قطعیت و شک

اصطلاح ضروری: “Overcome a challenge”

خب، فقط پذیرفتن چالش کافی نیست؛ باید بتوانید از آن عبور کنید! اصطلاح “Overcome a challenge” به معنی “غلبه بر یک چالش” یا “پشت سر گذاشتن یک مانع” است. این یکی از رایج‌ترین ترکیب‌ها (Collocations) با کلمه‌ی challenge است که باید بلد باشید.

چند ترکیب رایج دیگر:

یادگیری این ترکیب‌ها کمک می‌کند تا مثل یک نیتیو صحبت کنید:

مثال در جمله: "She had to overcome many challenges to achieve her goals." (او برای رسیدن به اهدافش مجبور بود بر چالش‌های زیادی غلبه کند.)

نتیجه‌گیری: از “چالش” نترسید!

کلمه‌ی challenge فقط یک ترند زودگذر نیست؛ بلکه یک تغییر نگاه هوشمندانه از “مشکل” به “فرصت” است. با استفاده‌ی درست از این کلمه و اصطلاحات مرتبط با آن، می‌توانید در مکالمات روزمره، محیط کار و حتی شبکه‌های اجتماعی، حرفه‌ای‌تر و مثبت‌تر به نظر برسید. پس از این به بعد، به جای غُر زدن از مشکلات، دنبال چالش‌های جدید بگردید!

شما چطور؟ آخرین چالشی که با موفقیت پشت سر گذاشتید چه بود؟ در کامنت‌ها برای ما بنویسید!

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “No Pain, No Gain”: فقط یه شعار نیست!

سوالات متداول (FAQ)

آیا استفاده از “challenge” به جای “problem” همیشه درست است؟

نه همیشه. برای مشکلات فنی و مشخص، هنوز هم “problem” کلمه‌ی مناسب‌تری است. مثلاً "There is a problem with my internet connection." کاملاً درست است. “Challenge” بیشتر برای موقعیت‌هایی به کار می‌رود که نیاز به تلاش و مهارت شخصی یا تیمی برای حل شدن دارند.

تلفظ دقیق کلمه‌ی Challenge چیست؟

تلفظ این کلمه /ˈtʃæl.ɪndʒ/ است. در فارسی می‌توان آن را به صورت “چَلِنج” نوشت. بخش اول کلمه (cha) مثل “چ” در “چتر” و بخش دوم (llenge) شبیه “لِنج” تلفظ می‌شود.

یک مترادف خوب برای “overcome a challenge” چیست؟

می‌توانید از عباراتی مثل “meet a challenge” یا “rise to the challenge” هم استفاده کنید. هر دو به معنی موفقیت در روبرویی با یک موقعیت سخت هستند و حس مثبتی را منتقل می‌کنند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 305

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

57 پاسخ

  1. خیلی جالب بود. من همیشه فکر می‌کردم این دوتا کلمه دقیقا مترادف هستن. راستی، کلمه‌ی Issue هم همین بار معنایی مثبت رو داره یا اونم مثل Problem منفیه؟

    1. سارای عزیز، کلمه Issue جایی بین Problem و Challenge قرار می‌گیره. از Problem رسمی‌تره و بار منفی کمتری داره، اما مثل Challenge لزوماً حس ‘فرصت برای رشد’ رو منتقل نمی‌کنه. در محیط‌های کاری معمولاً برای اشاره به موضوعاتی که نیاز به بررسی دارن از Issue استفاده می‌کنیم.

  2. توی سریال Suits خیلی از کلمه Challenge استفاده می‌کنن. مخصوصاً وقتی می‌خوان بگن یه پرونده سخته ولی از پسش برمی‌آن. واقعاً تاثیر روانشناسی کلمات عجیبه!

  3. چقدر اصطلاح ‘لباس ورزشی پوشاندن به مشکل’ قشنگ بود! حالا یه سوال، Collocationهای رایج با این کلمه چی هستن؟ مثلاً می‌گیم Do a challenge یا Make a challenge؟

    1. مریم جان، سوال خیلی خوبی بود. رایج‌ترین فعل‌هایی که با Challenge میاد Face (روبرو شدن)، Take on (پذیرفتن)، و Overcome (غلبه کردن) هستن. مثلاً: ‘I love to take on new challenges’. استفاده از Do یا Make با این کلمه اشتباهه.

  4. آیا صفت Challenging برای توصیف یک آدم هم به کار میره؟ مثلاً بگیم فلانی آدم چالشی هست؟

    1. بله بابک عزیز، اما کاربردش متفاوته. وقتی به کسی می‌گیم ‘A challenging person’، یعنی معاشرت یا کار کردن با اون آدم سخته و قلق خاصی داره. پس باید در استفاده ازش برای افراد دقت کنی!

  5. من همیشه توی تلفظ این کلمه مشکل دارم. بخش دومش صدای ‘اِ’ میده یا ‘ای’؟ یعنی چَلِنج یا چَلینج؟

  6. یه اصطلاحی هست که می‌گن ‘Up for the challenge’، این یعنی چی دقیقاً؟ کجاها کاربرد داره؟

    1. رضا جان، این یک اصطلاح فوق‌العاده کاربردی و غیررسمیه. وقتی می‌گی ‘I’m up for the challenge’ یعنی ‘من پایه‌ام و آمادگی انجام این کار سخت رو دارم’. نشون‌دهنده اعتماد به نفس بالای گوینده‌ است.

  7. به نظرم توی محیط‌های کاری ایران هم دیگه خیلی‌ها به جای مشکل می‌گن چالش. انگار کلاس کار رو میبره بالا. ممنون از مقاله خوبتون.

  8. تفاوت اصلی Challenge با Difficulty چی هست؟ من حس می‌کنم Difficulty رسمی‌تر باشه.

    1. فرهاد عزیز، Difficulty بیشتر به ماهیتِ سخت بودن یک کار اشاره داره و جنبه توصیفی داره، اما Challenge بیشتر حالت ‘فراخوان برای مبارزه’ داره. Difficulty ممکنه باعث توقف شما بشه، اما Challenge شما رو به حرکت وا می‌داره.

  9. من این رو توی کپشن‌های اینستاگرام زیاد می‌بینم که می‌نویسن 30-day challenge. اینجا هم همون معنی رو میده یا فقط یه جور بازیه؟

  10. سلام. برای استفاده در رزومه، کدوم عبارت حرفه‌ای‌تره؟ ‘Solved problems’ یا ‘Overcame challenges’؟

    1. سعید جان، قطعاً ‘Overcame challenges’ یا ‘Tackled complex challenges’ خیلی بهتره. این عبارات به مدیر استخدام نشون میده که شما آدم نتیجه‌گرا و مقاومی هستید.

  11. میشه چند تا مترادف دیگه برای ‘کار سخت’ بگید که هم مثبت باشه و هم مثل چالش تکراری نشه؟

    1. حتماً زهرا جان. می‌تونی از کلماتی مثل Undertaking (یک کار یا پروژه بزرگ)، Endeavor (تلاش جدی و هدفمند) یا Test (امتحانی برای توانایی‌ها) استفاده کنی. هر کدوم بار معنایی خاص خودشون رو دارن.

  12. خیلی عالی بود. مخصوصاً اون قسمت که در مورد بار منفی Problem گفتید. واقعاً بعد از خوندن این متن، حس می‌کنم باید دایره کلماتم رو توی جلسات شرکت عوض کنم.

  13. کلمه ‘Hurdle’ هم به معنی مانع و چالشه؟ من توی یه پادکست بیزینسی شنیدم که ازش استفاده کردن.

    1. دقیقاً پویا جان. Hurdle در اصل به معنی موانع در ورزش دو میدانی هست، ولی در انگلیسی روزمره و تجاری، به مشکلاتی که در مسیر رسیدن به هدف وجود دارن و باید از روی اونا پرید (حلشون کرد) می‌گن Hurdle.

  14. مرسی از محتوای کاربردیتون. ای کاش در مورد کلمه Opportunity هم بنویسید چون اون هم مثل Challenge خیلی پرکاربرد شده.

  15. من یه جا شنیدم می‌گفتن ‘A daunting challenge’. این Daunting اینجا چه معنی‌ای میده؟

    1. کامران عزیز، Daunting یعنی ‘دلهره‌آور’ یا ‘ترسناک’. وقتی می‌گیم Daunting challenge یعنی با چالشی روبرو هستیم که اونقدر بزرگه که ممکنه در نگاه اول آدم رو ناامید کنه یا بترسونه.

  16. من قبلاً فکر می‌کردم Challenge فقط یعنی مسابقه! مرسی که کاربردش در مکالمات روزمره رو توضیح دادید.

  17. واقعاً عالی بود. من همیشه دنبال این بودم که چطور می‌تونم Naturalتر انگلیسی صحبت کنم و این نکات ریز خیلی کمک می‌کنه.

  18. سلام، ببخشید یه سوال. آیا Challenge می‌تونه فعل هم باشه؟ مثلاً بگیم فلانی من رو به چالش کشید؟

    1. بله حامد جان، اتفاقاً فعل بسیار پرکاربردیه. مثلاً: ‘He challenged my decision’ یعنی او تصمیم من رو زیر سوال برد یا به چالش کشید. یا ‘She challenged me to a game’ یعنی او مرا به مسابقه دعوت کرد.

  19. خیلی ممنون از سایت خوبتون. من از وقتی با مقاله‌های شما آشنا شدم، سعی می‌کنم توی چت کردن با دوستای خارجی‌ام از این کلمات استفاده کنم.

  20. یک اصطلاح دیگه هم هست: ‘Challenge accepted’. این رو معمولاً وقتی می‌گن که می‌خوان نشون بدن از پس یک کار خیلی سخت برمی‌ان، درسته؟

    1. دقیقاً کیوان عزیز! این جمله به خاطر سریال How I Met Your Mother و شخصیت بارنی استینسون خیلی ترند شد و الان به عنوان یک تکیه‌کلام برای نشون دادن اعتماد به نفس در برابر کارهای سخت استفاده میشه.

  21. وای چقدر دقیقاً همین حس رو داشتم! کلمه ‘challenge’ واقعاً همه جا هست. ممنون بابت این توضیح جامع. حالا می‌فهمم چرا حس بهتری بهم میده وقتی می‌گم ‘من یک چالش دارم’ تا ‘یک مشکل’.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. دقیقاً همین تفاوت در بار معنایی و حسی هست که باعث شده ‘challenge’ اینقدر محبوب بشه و دید مثبتی به موانع بده.

  22. مقاله عالی بود! همیشه این تفاوت برام مبهم بود. یعنی ‘problem’ همیشه بار منفی داره و ‘challenge’ یک جوراییش مثبته؟ میشه مثال‌های بیشتری برای محیط‌های رسمی و غیررسمی بدید؟

  23. اینکه گفتید ‘Challenge در واقع یک مشکل است که به آن لباس ورزشی پوشانده‌ایم!’ دقیقاً گویای ماجراست! واقعاً باعث میشه آدم با انرژی بیشتری سراغش بره. ممنون از تحلیل روانتون.

  24. من همیشه فکر می‌کردم ‘challenge’ فقط به معنی ‘رقابت’ یا ‘مبارزه’ است. این دید جدید که یک ‘problem’ با نگرش مثبت بهش نگاه میشه، خیلی جالب بود. پس در واقع هر ‘challenge’ خودش یک ‘problem’ هست؟

  25. بسیار عالی و کاربردی بود. این ‘تفاوت فرهنگی در یک نگاه’ واقعا کمکم کرد تا عمق مطلب رو درک کنم. آیا کلمه ‘obstacle’ هم میتونه جایگزین ‘challenge’ بشه؟

  26. من در مکالمات روزمره با دوستان انگلیسی‌زبانم زیاد ‘challenge accepted’ رو میشنیدم و فکر می‌کردم فقط یک شوخی یا اصطلاح خاصه. الان میفهمم که پشتش چه دیدگاهی هست. بسیار سپاسگزارم.

    1. بله، حسین آقا، ‘challenge accepted’ دقیقاً به معنی پذیرش یک مشکل یا موقعیت دشوار با روحیه ورزشی و تلاشه، نه صرفاً یک شوخی. خوشحالیم که این مقاله به روشن شدن این موضوع کمک کرده.

  27. این روزها واقعاً ‘چالش لاغری’، ‘چالش کتابخوانی’ و… خیلی ترند شده. این مقاله به خوبی توضیح داد که چرا این کلمه انقدر حس خوبی میده. دمتون گرم!

    1. بله نازنین خانم، دقیقاً همین بار مثبت و حس حرکت و پیشرفت هست که باعث شده ‘چالش’ در کمپین‌ها و برنامه‌های فردی هم محبوب بشه. ممنون از نظر خوبتون.

  28. می‌شه لطفاً چندتا جمله کاربردی دیگه که ‘challenge’ توش هست رو بگید که بیشتر تو ذهنمون بمونه؟ مثلاً ‘Facing challenges’ یا ‘overcoming challenges’.

    1. حتماً رضا جان! علاوه بر مثال‌های خودتون، می‌تونیم به ‘The biggest challenge for our team is…’ (بزرگترین چالش تیم ما…) یا ‘He rose to the challenge and succeeded.’ (او از عهده چالش برآمد و موفق شد.) اشاره کنیم. این جملات بسیار رایج هستند.

  29. پس اگه بخوایم بگیم یه مشکل خیلی سخته و واقعا راه حلی نداره، بهتره از ‘problem’ استفاده کنیم؟ چون ‘challenge’ انگار همیشه تهش امید به حل شدنش هست؟

  30. آیا ‘difficulty’ هم معنی منفی ‘problem’ رو داره یا مثل ‘challenge’ میتونه خنثی یا مثبت باشه؟

  31. ممنون از مقاله خوبتون. همیشه برام سوال بود چرا در محیط‌های کاری جدید بیشتر از ‘challenge’ استفاده میشه. الان دلیلش رو فهمیدم. حس پیشرفت و انگیزه میده.

  32. حس می‌کنم ‘challenge’ یک بار مسئولیت و توانایی فردی رو هم نشون میده. یعنی ‘I can handle this challenge’. مقاله به خوبی این رو نشون داد.

    1. دقیقاً بابک جان، نکته ظریفی رو اشاره کردید. ‘Challenge’ همزمان با اشاره به وجود یک مانع، این حس رو هم القا می‌کنه که فرد یا تیم توانایی رویارویی و غلبه بر اون رو داره. دیدگاه بسیار درستی است.

  33. این مقاله کمک کرد که از اشتباه کردن توی انتخاب کلمات ‘problem’ و ‘challenge’ جلوگیری کنم. قبلاً ممکنه به جای ‘challenge’ از ‘problem’ استفاده می‌کردم و بار منفی اشتباهی به حرفم می‌دادم. مرسی!

    1. خوشحالیم که تونستیم در این زمینه بهتون کمک کنیم سحر خانم. هدف ما دقیقاً همین هست که با درک تفاوت‌های ظریف معنایی، شما بتونید انتخاب‌های دقیق‌تری در مکالمات انگلیسی داشته باشید.

  34. یک سوال: آیا ‘challenge’ میتونه به صورت فعل هم استفاده بشه؟ مثلاً ‘I challenge you to…’؟

    1. بله مهدی جان، ‘challenge’ هم اسم است و هم فعل. وقتی به صورت فعل استفاده میشه، معمولاً به معنی ‘به چالش کشیدن’، ‘مبارزه طلبیدن’ یا ‘مورد سوال قرار دادن’ چیزی است. مثل: ‘I challenge you to a game of chess.’ یا ‘They challenged the decision.’ (آن‌ها تصمیم را زیر سوال بردند).

  35. مقاله خیلی خودمانی و دلنشین بود. اینکه چقدر یه کلمه میتونه دیدگاه ما رو به یک موضوع تغییر بده واقعا جالبه. ممنون بابت روشنگری.

  36. از این به بعد دیگه بجای ‘I have a problem’ میگم ‘I have a challenge’! باعث میشه حس بهتری داشته باشم. ممنون از این ایده ناب و زبان ساده مقاله.

    1. دقیقاً میلاد جان! همین تغییر کوچک در انتخاب کلمه میتونه تأثیر بزرگی روی نگرش و حتی حل مسئله داشته باشه. خوشحالیم که این مقاله به این حس مثبت کمک کرده.

  37. واقعاً تفاوت فرهنگی که اشاره کردید خیلی کلیدی بود. در فارسی ما ‘مشکل’ رو به راحتی به کار میبریم و شاید بار منفی اونقدر پررنگ نباشه. ولی در انگلیسی خیلی فرق داره.

    1. بله شقایق خانم، مقایسه بین زبان‌ها و فرهنگ‌ها همیشه به ما کمک می‌کنه تا ظرافت‌های هر زبان رو بهتر درک کنیم. این تفاوت در بار معنایی ‘problem’ و ‘challenge’ یکی از نمونه‌های خوبش بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *