تاحالا شده عکس یه مدل فیتنس رو تو اینستاگرام ببینی و بگی «خودشه! منم همچین بدنی میخوام»؟ ولی بعدش عکس یه قهرمان مستر المپیا رو میبینی که انگار یه ماشین لباسشویی قورت داده و میگی «نه، این دیگه زیادیه!» اگر این حس برات آشناست، شاید باورت نشه ولی تو با فلسفهی Aesthetics بیشتر ارتباط برقرار میکنی تا دنیای غولهای حجیم یا همون Mass Monsters!
خب، داستان این “Aesthetics” چیه اصلا؟
بذارید روراست باشیم، دیگه دورهی بازوهای ۶۰ سانتیمتری که از در رد نمیشن، برای همه جذاب نیست. فلسفه Aesthetics (تلفظ: اِسْتِتیکس) یعنی زیباییشناسی. توی دنیای فیتنس، این یعنی ساختن بدنی که قبل از هرچیز، متناسب، چشمنواز و شبیه مجسمههای یونان باستان باشه. یه بدن Aesthetic سه تا ویژگی اصلی داره:
- Symmetry (تقارن): یعنی نیمتنهی بالا و پایین بدنت با هم هماهنگ باشن.
- Proportion (تناسب): هیچ عضلهای بیش از حد بزرگ یا کوچک نیست. همه چیز سر جای خودشه.
- Low Body Fat (چربی پایین): برای اینکه عضلات تفکیک شده و زیبا به نظر برسن، درصد چربی بدن باید پایین باشه.
هدف اصلی زیباییشناسی، رسیدن به یه بدن V-شکل (کمر باریک و شانههای پهن) هست که هم توی لباس خوب به نظر بیاد و هم کنار ساحل!
غولهای حجیم (Mass Monsters) در برابر خدایان یونان (Aesthetics)
برای اینکه فرق این دوتا فلسفه رو بهتر بفهمیم، باید یه سفر کوتاه به تاریخ بدنسازی داشته باشیم. یه زمانی، هدف فقط یک چیز بود: حجم! هرکی بزرگتر بود، بهتر بود. به این دوره میگن دوران “Mass Monster”.
هیولاهای دوستداشتنی!
قهرمانهایی مثل رونی کلمن (Ronnie Coleman) یا دوریان یتس (Dorian Yates) پادشاهان این دوره بودن. اونها تمرکزشون روی وزنههای فوق سنگین و کالریهای بینهایت بود تا به حداکثر حجم ممکن برسن. نتیجه؟ بدنهایی که انگار از دل فیلمهای مارول بیرون اومده بودن! ولی خب، این حجم زیاد همیشه به معنی زیبایی نبود.
بازگشت به ریشهها: دوران طلایی
اما قبل از غولها، بدنسازهایی مثل فرانک زین (Frank Zane) بودن که با وزن خیلی کمتر، بدنهایی میساختن که انگار توسط یه هنرمند تراشیده شده بود. فرانک زین سه بار قهرمان مستر المپیا شد، در حالی که وزنش زیر ۹۰ کیلوگرم بود! بدن اون نماد کامل فلسفه Aesthetics بود: زیبا، متناسب و هنری.
“We’re all gonna make it”: این جمله از کجا اومد؟
اگه تو شبکههای اجتماعی چرخیده باشی، حتماً این جمله رو دیدی یا هشتگ #WAGMI به چشمت خورده. این فقط یه شعار انگیزشی ساده نیست؛ این قلب تپندهی جنبش Aesthetics هست.
این عبارت توسط یه جوون استرالیایی به اسم عزیز شاورشیان (Aziz Shavershian) معروف به “Zyzz” سر زبونها افتاد. زایز یه گیمر لاغر بود که از زندگیش راضی نبود. اون تصمیم گرفت باشگاه رو شروع کنه و نه تنها بدن خودش رو، بلکه کل زندگیش رو متحول کرد.
زایز فقط یه بدنساز نبود؛ اون یه سبک زندگی رو ترویج میکرد. پیامش ساده بود: «مهم نیست الان کجایی یا چقدر ضعیفی. اگه تلاش کنی، همهمون موفق میشیم.» “We’re all gonna make it, brah” تبدیل شد به سرود نسل جوونی که دنبال تغییر بودن و از کلیشههای قدیمی خسته شده بودن.
یادگاری از Zyzz: چندتا اصطلاح خیابونی
زایز و طرفداراش یه سری اصطلاح باحال هم داشتن که هنوزم تو باشگاهها استفاده میشه:
- ‘Mirin (مخفف Admiring): وقتی بدن یکی دیگه رو تحسین میکنی. مثلاً یکی داره وزنه سنگین میزنه، به دوستت میگی: “U ‘mirin brah?” یعنی «تحسینش میکنی، داداش؟»
- Brah: یه جورایی مثل «داداش» خودمون. خیلی خودمونی و دوستانه.
- Shredded / Ripped: وقتی درصد چربی بدن خیلی پایینه و عضلات کاملاً تیکهتیکه هستن. “He’s looking absolutely shredded!”
چطوری انگلیسیِ باشگاه رو مثل یه Native صحبت کنیم؟
خب، حالا که با فلسفهش آشنا شدیم، بیا چندتا اصطلاح و کلمه کلیدی یاد بگیریم که تو باشگاه یا زیر پستهای اینستاگرام به دردت میخوره و باعث میشه مثل حرفهایها به نظر بیای.
کلمات کلیدی که باید بلد باشی:
- Bulking (بالکینگ): دورهای که کالری بیشتری مصرف میکنی تا وزن و حجم عضلاتت رو زیاد کنی.
- مثال: “I’m on a clean bulk, trying to gain muscle without too much fat.” (من تو دوره حجم تمیز هستم، سعی میکنم بدون چربی زیاد، عضله بسازم.)
- Cutting (کاتینگ): دورهای که کالری دریافتی رو کم میکنی تا چربی بسوزونی و عضلاتت رو تفکیک کنی.
- مثال: “Cutting for summer is tough, I miss pizza!” (کات کردن برای تابستون سخته، دلم برای پیتزا تنگ شده!)
- Gains (گِینز): دستاوردهای تو از تمرین، معمولاً به معنی افزایش حجم عضلات.
- مثال: “That protein shake is for my gains.” (اون شیک پروتئین برای عضلهسازیمه.)
- PR (Personal Record): رکورد شخصی تو در یک حرکت خاص.
- مثال: “I hit a new PR on squats today! 100kg!” (امروز یه رکورد جدید تو اسکات زدم! ۱۰۰ کیلو!)
- DOMS (Delayed Onset Muscle Soreness): اون درد عضلانی که ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از تمرین سراغت میاد.
- مثال: “I can’t walk properly, my DOMS from leg day is killing me.” (نمیتونم درست راه برم، درد بعد از روز پا داره منو میکشه.)
نتیجهگیری: غول باشیم یا زیبا؟
تهش، هیچکدوم از این فلسفهها برتر از اون یکی نیست. همه چیز به هدف و سلیقهی شخصی تو برمیگرده. بعضیها از جابجا کردن وزنههای سنگین و حس قدرت لذت میبرن و بعضیهای دیگه دنبال ساختن یه بدن هنری و متناسب هستن. مهمترین چیز اینه که از مسیرت لذت ببری و یادت باشه، مهم نیست کدوم راه رو انتخاب میکنی، شعار اصلی هنوز پابرجاست: We’re all gonna make it!
شما چی فکر میکنید؟ طرفدار بدنهای Aesthetic هستید یا Mass Monster؟ تو کامنتها برامون بنویسید کدوم بدنساز الهامبخش شماست؟
آیا برای داشتن بدن Aesthetic حتما باید از استروئید استفاده کرد؟
خیر. رسیدن به یک بدن زیبا و متناسب کاملاً به صورت طبیعی (Natural) امکانپذیر است، اما نیازمند نظم و صبر در تمرین، تغذیه و استراحت است. بسیاری از فیتنسمدلهای معروف بدنهای خود را به صورت طبیعی ساختهاند.
فرق اصلی تمرینات Aesthetics با بدنسازی عادی چیه؟
در تمرینات Aesthetics، تمرکز بیشتری روی عضلات خاصی مثل سرشانههای کناری (برای پهنتر شدن)، عضلات پشت (برای کمر باریکتر) و شکم وجود دارد تا فرم V-شکل بدن تقویت شود. همچنین، معمولاً تکرارهای بیشتر با وزنههای متوسط به سنگین ترجیح داده میشود تا عضلات به خوبی شکل بگیرند.
آیا شعار “WAGMI” فقط در فیتنس استفاده میشه؟
نه! جالبه بدونی که این شعار از دنیای فیتنس فراتر رفته و حالا در جوامع دیگهای مثل سرمایهگذاران ارزهای دیجیتال (Crypto) هم به عنوان نمادی از امید و موفقیت گروهی استفاده میشه.




تلفظ Aesthetics واقعا سخته! من همیشه میگفتم ‘آستتیک’. توی لهجه آمریکایی و بریتیش فرق داره؟
سارای عزیز، دقیقاً نکته خوبی بود. در لهجه بریتیش معمولاً صدای ‘ای’ کشیده در ابتدا شنیده میشه /iːsˈθet.ɪks/ اما در لهجه آمریکایی بیشتر شبیه ‘اِس’ /esˈθet.ɪks/ تلفظ میشه. حرف ‘a’ اول در نسخه آمریکایی معمولاً نادیده گرفته میشه.
این کلمه Aesthetics رو برای طراحی سایت هم به کار میبرن؟ مثلاً بگم ‘The website’s aesthetics are great’؟
بله علیرضا جان، کاملاً درسته! این کلمه فقط محدود به فیتنس نیست و در هنر، معماری و طراحی دیجیتال هم برای توصیف زیباییشناسی و سبک بصری یک اثر به کار میره.
فرق Symmetry با Balance چیه؟ هر دو به معنی تعادل نیستن؟
سوال هوشمندانهای بود. Symmetry دقیقاً به معنای ‘تقارن’ هست (یعنی دو طرف دقیقاً مثل هم باشن)، اما Balance به معنای ‘تعادل’ کلیه. ممکنه چیزی متقارن نباشه ولی همچنان بالانس و متعادل به نظر برسه.
عبارت Mass Monsters اصطلاح رسمیه یا کوچه بازاری؟ تو یوتیوب بدنسازی زیاد میشنوم.
یه جا دیدم نوشته بود Aesthetician، این همون فیتنسکاره؟
خیر نیلوفر جان، مراقب باش اشتباه نکنی! Aesthetician (یا Esthetician) به متخصصین پوست و زیبایی گفته میشه که کارهای خدماتی مثل پاکسازی پوست انجام میدن.
کلمه Proportion رو چطوری میتونیم توی جملات روزمره به کار ببریم؟ مثلاً برای لباس پوشیدن؟
مترادف برای کلمه Symmetry چی پیشنهاد میدید؟
کلماتی مثل ‘Correspondence’ یا ‘Uniformity’ میتونن در برخی متون جایگزین بشن، اما در دنیای هنر و بدنسازی، هیچ کلمهای به اندازه Symmetry دقیق نیست.
ممنون بابت مقاله. ‘Low Body Fat’ که آخر متن اشاره کردید، مخفف یا اصطلاح خاصی نداره تو انگلیسی عامیانه؟
خواهش میکنم زهرا جان. در انگلیسی عامیانه برای کسی که چربی بدن بسیار پایینی داره از صفتهای ‘Shredded’ یا ‘Ripped’ استفاده میکنن.
من بین Aesthetic و Athletic همیشه گیج میشم. از نظر معنایی خیلی با هم فرق دارن؟
این کلمات Symmetry و Proportion بیشتر علمی هستن یا توی مکالمات عادی هم استفاده میشن؟
هر دو! با اینکه ریشه در ریاضی و هندسه دارن، اما در صحبتهای روزمره درباره دکوراسیون، عکاسی و فیتنس بسیار رایج و پرکاربرد هستن.
من توی مستند Pumping Iron شنیدم که میگفتن Proportionate physique. منظورشون همون بدن متناسبه دیگه؟
دقیقاً کیوان جان! Physique به معنای ‘فیزیک بدنی’ هست و Proportionate صفتِ Proportion، یعنی بدنی که تمام بخشهاش با هم تناسب دارن.
چرا بعضی جاها Aesthetics رو با ‘ae’ مینویسن و بعضی جاها فقط با ‘e’؟ کدوم درسته؟
نکته ظریفی بود! Aesthetics املای استاندارد بریتانیایی (British) هست و Esthetics املای رایج در آمریکاست (American). هر دو درست هستن.
میتونیم بگیم ‘He has an aesthetic body’؟ از نظر گرامری درسته؟
ریشه این کلمه Aesthetics از کجاست؟ خیلی شبیه کلمات یونانیه.
احسنت به دقت شما! این کلمه از واژه یونانی ‘aisthetikos’ به معنای ‘مرتبط با ادراک حسی’ یا ‘احساس کردن’ گرفته شده است.
متضاد کلمه Symmetry چی میشه؟ مثلاً اگه بخوایم بگیم یه چیزی متقارن نیست.
توی اینستاگرام هشتگ #AestheticGoals خیلی زیاد شده. منظورشون همون هدف برای رسیدن به زیبایی بصریه؟
بله هانیه جان. یعنی اون استایل یا ظاهری که از نظر فرد ایدهآل و زیباست و دوست داره به اون سطح از جذابیت برسه.
کلمه Monster اینجا بار منفی نداره؟ تو فارسی هیولا ممکنه توهینآمیز باشه.
در دنیای بدنسازی، Monster لزوماً توهین نیست و بیشتر به حجم ‘عظیم و غیرعادی’ اشاره داره. اما طرفداران سبک استتیک، ممکنه ازش به عنوان یک نقد برای بدنهای بیش از حد حجیم استفاده کنن.
من همیشه فکر میکردم Symmetry رو باید ‘سایمتری’ تلفظ کرد! ممنون که تلفظ درست رو یاد دادید.
آیا اصطلاحی داریم که به کسی بگیم خیلی متناسبه (بدون استفاده از کلمه Aesthetic)؟
بله بابک جان، میتونی از عبارتهای ‘Well-built’ یا ‘Well-proportioned’ استفاده کنی که هر دو به تناسب اندام اشاره دارن.
کلمه Proportionally هم از همین خانوادهست؟ چه نقشی تو جمله داره؟
بله مهسا جان، این کلمه قید (Adverb) هست و به معنای ‘بهطور متناسب’. مثلاً: His muscles grew proportionally.
ممنون بابت مقاله عالی! من همیشه به این کلمه Aesthetics فکر میکردم که چطور تلفظ میشه، فکر کنم “اِسْتِتیکس” درسته؟
بله، تلفظ شما کاملاً درسته: “اس-تِ-تیکس” (uh-STET-iks). این کلمه ریشهی یونانی داره و به معنی ادراک حسی و زیباییشناسیه. خیلی خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده!
مقاله خیلی روشنکننده بود. این عبارت “Mass Monsters” رو کجاها میشه استفاده کرد؟ آیا فقط برای بدنسازیه یا میشه برای هرچیزی که خیلی حجیمه به کار برد؟
اصطلاح “Mass Monsters” بیشتر در دنیای بدنسازی برای اشاره به ورزشکارانی با حجم عضلانی فوقالعاده زیاد (که گاهی تناسب رو فدای حجم میکنن) استفاده میشه. در کاربردهای روزمره برای توصیف اشیاء حجیم، معمولاً از کلماتی مثل “massive” یا “bulky” استفاده میکنیم، نه “Mass Monsters”.
چه جالب! من همیشه فکر میکردم Aesthetics فقط یه کلمه سنگین فلسفیه. اینکه تو فیتنس هم کاربرد داره برام تازگی داشت. آیا مترادف دیگه ای برای Aesthetics تو زبان انگلیسی هست؟ مثلاً برای توصیف یه چیز زیبا؟
بله، کلمات زیادی برای توصیف زیبایی داریم! “Aesthetics” بیشتر به اصول و فلسفهی زیباییشناسی اشاره میکنه. برای توصیف یک چیز زیبا میتونیم از “beautiful”, “gorgeous”, “stunning”, “exquisite”, “pleasing to the eye” یا “visually appealing” استفاده کنیم.
قسمت “Symmetry” و “Proportion” خیلی مهم بود. اینا واقعاً دو تا اصل اساسی توی هر نوع طراحی و زیبایی هستن. آیا ضربالمثل یا اصطلاح خاصی در انگلیسی هست که به اهمیت تقارن یا تناسب اشاره کنه؟
دقیقاً! این دو اصل بسیار کلیدی هستند. در مورد تناسب و تعادل، عباراتی مثل “a balanced act” (اشاره به تعادل در کارها یا زندگی) یا “everything in its right place” (همه چیز سر جای خودش) وجود داره که به طور غیرمستقیم به این اصول اشاره میکنه. برای Symmetry شاید “mirror image” (تصویر آینهای) نزدیکترین مفهوم رو برسونه.
عالی بود! همیشه این فرق بین بدنسازای حجیم و اونایی که Aesthetics کار میکنن برام مبهم بود. حالا کاملاً متوجه شدم. راستی، “Low Body Fat” رو میشه با “Shredded” هم گفت؟ شنیدم این کلمه تو فیتنس خیلی استفاده میشه.
بله، کاملاً درسته! “Shredded” یک اصطلاح عامیانه (slang) در دنیای فیتنس هست که به بدنی با درصد چربی بسیار پایین و عضلات کاملاً تفکیک شده اشاره داره. “Low Body Fat” یک توصیف کلی و رسمیتره، در حالی که “shredded” بیشتر حسِ رسیدن به اوج تفکیک عضلانی رو منتقل میکنه.
خیلی آموزنده بود. مخصوصاً اون قسمت V-shape و کمر باریک. این اصطلاح “V-shape” در انگلیسی فقط تو فیتنس به کار میره یا تو جاهای دیگه هم کاربرد داره؟ مثلاً برای اشیاء؟
“V-shape” در انگلیسی به هر شکلی که شبیه حرف V باشه گفته میشه، پس فقط به فیتنس محدود نمیشه. مثلاً “V-neck” (یقه هفت) برای لباس یا “V-formation” (آرایش V شکل) برای پرواز پرندگان. در فیتنس به طور خاص به ترکیب کمر باریک و شانههای پهن برای ایجاد یک ظاهر متناسب اشاره داره.
من عاشق این قسمتهای Linguistic Facts هستم! اینکه یک کلمه چقدر میتونه معنی و کاربرد متنوعی داشته باشه جالبه. ریشه کلمه “Aesthetics” از کجاست؟ آیا به یونان باستان برمیگرده؟
بله، کاملاً درست حدس زدید! کلمه “Aesthetics” از واژه یونانی “aisthetikos” به معنای “ادراک حسی” (perceptible to the senses) و “aisthēsis” به معنای “احساس” یا “ادراک” ریشه گرفته. این نشاندهنده ارتباط عمیق این کلمه با حس و درک زیباییه.
دمتون گرم بابت توضیح واضح و شفاف! من همیشه بین “Proportionate” و “Proportion” قاطی میکردم. “Proportionate” صفت هست درسته؟ مثلاً “a proportionate body”.
بله، دقیقاً! “Proportion” اسم (Noun) به معنای “تناسب” هست، و “Proportionate” صفت (Adjective) به معنای “متناسب” یا “متناسبسازی شده” است. مثال شما “a proportionate body” کاملاً صحیحه.
مقاله خوبی بود! خیلی از مفاهیم رو برام روشن کردید. این ایده “مجسمههای یونان باستان” برای توصیف بدن Aesthetic خیلی تصویری و زیباست. آیا اسم خاصی برای این نوع مجسمهها تو انگلیسی داریم؟
بله، برای اشاره به این نوع مجسمهها که نماد زیبایی و تناسب بدن بودن، معمولاً از عباراتی مثل “classical Greek sculptures” یا “ancient Greek statues” استفاده میشه. گاهی هم به طور خاص از اسم مجسمهسازان مشهور مثل “Polycletus’s Doryphoros” (کپی رومی از اثر پلیکلتوس) نام برده میشه.
ممنون از اطلاعات مفیدتون! من تازگیا تو یه پادکست انگلیسی شنیدم که از “visual appeal” برای توصیف چیزی که چشمنوازه استفاده میکردن. خیلی اصطلاح جالبیه.
خیلی عالی بود. من خودم طرفدار Aesthetics هستم تا Mass Monsters. این توضیح شما خیلی جامع و کامل بود. آیا “Symmetry” هم مثل “Proportion” صفتش “Symmetrical” میشه؟
بله، کاملاً درست حدس زدید! “Symmetry” اسم به معنای “تقارن” هست، و “Symmetrical” صفت به معنای “متقارن” یا “همسان” است. مثلاً “a symmetrical face” (صورتی متقارن).
مرسی بابت مقاله! یه سوال: این تغییر نگرش که “بازوهای ۶۰ سانتیمتری دیگه برای همه جذاب نیست”، به نظر شما یه تغییر “trend” هست یا “paradigm shift”؟ تفاوت این دوتا کلمه چیه؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید! “Trend” به یک گرایش یا مد موقت اشاره داره، در حالی که “paradigm shift” به تغییر بنیادی و اساسی در طرز فکر یا رویکرد اشاره میکنه. به نظر میرسه که این تغییر از Mass Monsters به Aesthetics، بیشتر یک “paradigm shift” در تعریف زیبایی و تناسب اندام باشه تا صرفاً یک “trend” گذرا، چون داره اصول بنیادین رو تغییر میده.
واقعاً جامع و مفید بود. این اصطلاحات انگلیسی تو فیتنس خیلی زیادن و گاهی گیجکننده میشن. آیا “chiseled body” هم معنی مشابه “Aesthetic body” رو میده؟
“Chiseled body” به معنای “بدنی تراشیده” یا “خوشتراش” هست و معمولاً به بدنی با عضلات برجسته، تفکیکشده و با تعریف بالا اشاره داره. این توصیف کاملاً با ویژگیهای یک “Aesthetic body” همپوشانی داره، به خصوص در بخش “Low Body Fat” و تفکیک عضلات. پس بله، میتونه در این مفهوم استفاده بشه.
خیلی خوب بود! این دیدگاه که زیبایی مهمتر از حجمه، واقعاً منطقیه. فکر کنم عبارت “less is more” رو میشه اینجا به کار برد!
من تو فیلمها و سریالها زیاد شنیدم که برای توصیف بدن خوب میگن “in great shape” یا “fit”. خیلی خوبه که این اصطلاحات رو اینجا هم یاد گرفتیم.
مرسی از مقاله خوبتون. من همیشه به ریشه کلمات علاقه دارم. خود کلمه “fitness” از کجا میاد و دقیقا چه معنی میده؟
“Fitness” از صفت “fit” به معنی “مناسب” یا “سالم و آماده” میآد. ریشه آن به قرن پانزدهم و مفهوم “مناسب بودن برای یک هدف” برمیگردد. در قرن بیستم، معنی آن به “سلامت جسمانی و توانایی انجام فعالیتهای فیزیکی” تکامل یافت و امروزه بسیار پرکاربرد است.
عالی بود! همیشه این “تفکیک عضلانی” رو نمیدونستم چطور توصیف کنم. تو انگلیسی بهش چی میگن؟
برای “تفکیک عضلانی” معمولاً از اصطلاح “muscle definition” یا “muscle separation” استفاده میشه. وقتی عضلات به خوبی تفکیک شده و نمایان باشند، میگیم “well-defined muscles”.
این جمله “دیگه دورهی بازوهای ۶۰ سانتیمتری که از در رد نمیشن، برای همه جذاب نیست” خیلی باحال بود! مرسی بابت مقاله بامزه و آموزندهتون.
مقاله رو خیلی دوست داشتم. این توضیح فرق بین Aesthetics و Mass Monsters واقعاً کمک کرد. راستی، کلمه “champion” که برای مستر المپیا استفاده شده، دقیقا چه کاربردهایی داره؟ آیا فقط برای ورزشکاران قهرمان به کار میره؟
“Champion” به طور اصلی به “قهرمان” ورزشی اشاره داره. اما کاربردهای گستردهتری هم داره! مثلاً “a champion of human rights” (کسی که از حقوق بشر دفاع میکنه) یا “to champion a cause” (حمایت کردن از یک آرمان). در این موارد، به معنای مدافع یا پیشرو در یک زمینه است.
ممنون از مطالب خوبتون. من همیشه دوست داشتم بدونم آیا “fit model” یا “fitness model” اصطلاحات استانداردی هستن یا فقط تو اینستاگرام رایج شدن؟ به هر حال عالی توضیح دادید.