- چگونه میتوانم به زبان انگلیسی در مورد بازیهای ویدیویی مورد علاقهام صحبت کنم؟
- رایجترین لغات و اصطلاحات دنیای گیمینگ به انگلیسی کدامند؟
- برای توصیف سبکها و ویژگیهای مختلف بازیها از چه کلماتی باید استفاده کنم؟
- چطور میتوانم نظر خودم را در مورد یک بازی (گرافیک، داستان، گیمپلی) به شکلی حرفهای بیان کنم؟
- آیا جملات و الگوهای آمادهای برای شروع مکالمه در مورد بازیهای ویدیویی وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای بازیهای ویدیویی فراتر از یک سرگرمی ساده است؛ یک فرهنگ غنی با زبان و اصطلاحات خاص خود است. اگر شما هم یک گیمر هستید و میخواهید با دوستان بینالمللی خود یا در فرومهای آنلاین به راحتی به زبان انگلیسی به صحبت در مورد بازی های ویدیویی بپردازید، این راهنما برای شما نوشته شده است. ما از کلمات ابتدایی تا اصطلاحات پیشرفته را پوشش میدهیم تا شما را برای هر نوع مکالمهای در این زمینه آماده کنیم.
شروع مکالمه: چگونه بحث بازیهای ویدیویی را پیش بکشیم؟
برای شروع یک مکالمه، همیشه به چند عبارت ساده و کاربردی نیاز دارید. این جملات به شما کمک میکنند تا بفهمید طرف مقابلتان به بازیهای ویدیویی علاقه دارد یا خیر و بحث را به سمت بازی مورد نظرتان هدایت کنید. در ادامه چند نمونه عالی برای شروع آورده شده است.
سوالات کلی برای شروع بحث
میتوانید از این سوالات عمومی برای باز کردن سر صحبت استفاده کنید:
- Do you play video games? (آیا بازی ویدیویی بازی میکنی؟)
- Are you into gaming? (اهل گیمینگ هستی؟ – عبارتی رایجتر و خودمانیتر)
- What kind of games do you usually play? (معمولاً چه نوع بازیهایی انجام میدی؟)
- Have you played any good games lately? (اخیراً بازی خوبی انجام دادی؟)
- What’s your favorite video game of all time? (بازی ویدیویی مورد علاقه تمام دوران تو چیه؟)
صحبت در مورد پلتفرمها
گاهی اوقات، پلتفرمی که روی آن بازی میکنید، نقطه شروع خوبی برای مکالمه است. هر پلتفرم طرفداران خاص خود را دارد.
- What do you play on? PC, PlayStation, or Xbox? (روی چه پلتفرمی بازی میکنی؟ کامپیوتر، پلیاستیشن یا ایکسباکس؟)
- I’m a PC gamer. How about you? (من گیمر کامپیوتر هستم. تو چطور؟)
- I recently got a PlayStation 5. The graphics are insane! (من به تازگی پلیاستیشن ۵ خریدم. گرافیکش فوقالعاده است!)
- Do you prefer console gaming or PC gaming? (بازی با کنسول رو ترجیح میدی یا کامپیوتر؟)
توصیف بازیها: لغات و عبارات کلیدی
پس از شروع مکالمه، نوبت به بخش اصلی یعنی صحبت در مورد بازی های ویدیویی و جزئیات آنها میرسد. برای این کار باید با ژانرها (genres)، ویژگیهای گیمپلی (gameplay features) و دیگر جنبههای یک بازی آشنا باشید.
معرفی ژانرهای مختلف بازی
هر بازی در یک یا چند ژانر دستهبندی میشود. دانستن نام انگلیسی این ژانرها ضروری است.
| نام ژانر (Genre) | توضیح مختصر |
|---|---|
| Action (اکشن) | تمرکز بر چالشهای فیزیکی، مبارزه و واکنش سریع. |
| Adventure (ماجراجویی) | تمرکز بر اکتشاف، حل معما و داستان. |
| RPG (Role-Playing Game) | بازی نقشآفرینی که در آن بازیکن کنترل یک شخصیت را در دنیایی خیالی به دست میگیرد. |
| Strategy (استراتژی) | نیازمند تفکر استراتژیک و برنامهریزی برای پیروزی. |
| Simulation (شبیهسازی) | شبیهسازی فعالیتهای واقعی (مانند پرواز یا مدیریت شهر). |
| FPS (First-Person Shooter) | شوتر اول شخص؛ بازیکن از دید شخصیت اصلی بازی میکند. |
| Horror (ترسناک) | طراحی شده برای ترساندن بازیکن. |
| Open-World (دنیای باز) | بازیکن آزاد است تا در یک دنیای بزرگ و وسیع به گشتوگذار بپردازد. |
برای مثال، میتوانید بگویید:
“I mostly play RPGs because I love deep stories and character customization. My favorite is ‘The Witcher 3’. It’s an amazing open-world game.”
ترجمه: «من بیشتر بازیهای نقشآفرینی بازی میکنم چون عاشق داستانهای عمیق و شخصیسازی کاراکتر هستم. بازی مورد علاقهام ‘ویچر ۳’ است. یک بازی دنیای باز فوقالعاده است.»
توصیف گیمپلی (Gameplay)
گیمپلی به نحوه تعامل شما با بازی اشاره دارد. برای توصیف آن میتوانید از کلمات زیر استفاده کنید:
- Gameplay mechanics: مکانیزمهای گیمپلی (قوانین و روشهای بازی).
“The grappling hook is a core gameplay mechanic in this game.” - Controls: کنترلهای بازی.
“The controls are very responsive and intuitive.” (کنترلها خیلی روان و راحت هستند.) - Difficulty: درجه سختی.
“The game is very challenging, but not unfair.” (بازی خیلی چالشبرانگیز است، اما ناعادلانه نیست.) - Puzzles: معماها.
“I spent hours solving some of the puzzles in this adventure game.” - Combat system: سیستم مبارزات.
“It has a fast-paced and satisfying combat system.” - Replay value / Replayability: ارزش تکرار.
“This game has high replay value because of its multiple endings.” (این بازی به خاطر پایانهای متعددی که دارد، ارزش تکرار بالایی دارد.)
بیان نظر و نقد بازی
بخش هیجانانگیز صحبت در مورد بازی های ویدیویی زمانی است که نظر خود را به اشتراک میگذارید. چه بازی را دوست داشته باشید و چه از آن متنفر باشید، باید بتوانید دلایل خود را به خوبی توضیح دهید.
جنبههای مختلف یک بازی برای نقد
یک نقد خوب، جنبههای مختلف را پوشش میدهد:
- Graphics and Art Style: گرافیک و سبک هنری.
“The graphics are breathtakingly realistic.” (گرافیک به طرز نفسگیری واقعگرایانه است.)
“I love the unique, cartoonish art style.” (من عاشق سبک هنری منحصر به فرد و کارتونیاش هستم.) - Story / Plot / Narrative: داستان / طرح داستانی / روایت.
“The story has an unexpected plot twist.” (داستان یک پیچش داستانی غیرمنتظره دارد.)
“The narrative is very engaging and emotional.” (روایت داستان خیلی گیرا و احساسی است.) - Soundtrack and Sound Design: موسیقی متن و طراحی صدا.
“The soundtrack is epic and memorable.” (موسیقی متن حماسی و بهیادماندنی است.)
“The sound design makes the world feel alive.” (طراحی صدا باعث میشود دنیا زنده به نظر برسد.) - Characters: شخصیتها.
“The main character is very well-developed and relatable.” (شخصیت اصلی خیلی خوب پرداخته شده و قابل همذاتپنداری است.)
عباراتی برای بیان نظر مثبت و منفی
برای بیان نظر خود میتوانید از این ساختارها استفاده کنید:
نظرات مثبت:
- I highly recommend it. (شدیداً پیشنهادش میکنم.)
- It’s a masterpiece. (یک شاهکار است.)
- I was hooked from the very beginning. (از همان اول درگیرش شدم.)
- It definitely lived up to the hype. (قطعاً در حد و اندازهی تبلیغاتش بود.)
نظرات منفی:
- I was a bit disappointed. (کمی ناامید شدم.)
- It’s not my cup of tea. (سلیقه من نیست.)
- The gameplay felt repetitive and boring. (گیمپلی تکراری و خستهکننده به نظر میرسید.)
- The story was very predictable. (داستان خیلی قابل پیشبینی بود.)
اصطلاحات رایج و اسلنگهای گیمینگ (Gaming Slang)
برای اینکه مانند یک گیمر بومی به نظر برسید، باید با برخی اصطلاحات رایج آشنا شوید. این عبارات بیشتر در بازیهای آنلاین و چتهای گروهی استفاده میشوند.
- Noob: فردی که در یک بازی تازهکار است و خوب بازی نمیکند.
- GG (Good Game): بازی خوبی بود. (معمولاً در انتهای یک مسابقه گفته میشود.)
- AFK (Away From Keyboard): زمانی که بازیکن پشت کامپیوتر یا کنسول خود نیست.
- OP (Overpowered): به شخصیت، اسلحه یا قابلیتی گفته میشود که بیش از حد قدرتمند است.
- Grinding: انجام کارهای تکراری در بازی برای به دست آوردن امتیاز، پول یا آیتم.
- Buff / Nerf: وقتی سازندگان بازی یک شخصیت یا آیتم را قویتر (Buff) یا ضعیفتر (Nerf) میکنند.
- Rage quit: زمانی که بازیکن از روی عصبانیت از بازی خارج میشود.
مثال در جمله:
“We lost the match because our healer went AFK. It was so frustrating I almost rage quit.”
ترجمه: «ما مسابقه را باختیم چون هیلر ما پشت سیستمش نبود. آنقدر اعصابم خرد شد که نزدیک بود از عصبانیت از بازی خارج شوم.»
یک نمونه مکالمه کامل
حالا بیایید تمام این موارد را در یک مکالمه نمونه کنار هم قرار دهیم:
Alex: Hey Sarah! Have you played any good games lately?
Sarah: Oh, definitely! I just finished “Cyberpunk 2077”. It’s an open-world RPG.
Alex: Nice! I’ve heard a lot about it. What did you think? Did it live up to the hype?
Sarah: Well, it had a rocky launch, but after all the updates, it’s amazing. The story is incredibly deep, and the city feels so alive. The graphics are breathtaking on my PC.
Alex: How’s the gameplay? I usually enjoy games with a good combat system.
Sarah: The combat is very flexible. You can go for stealth, hacking, or just all-out action. The character customization is also one of its best features. I think you’d like it. What are you playing right now?
Alex: I’m mostly playing “Valorant” with my friends. It’s a competitive FPS. It’s really challenging and requires a lot of teamwork.
Sarah: Cool! I’m not very good at competitive shooters. I always end up being called a noob. But GG for trying!
این مکالمه نشان میدهد چگونه میتوانید با استفاده از لغات و عباراتی که یاد گرفتید، یک صحبت روان و طبیعی در مورد بازی های ویدیویی داشته باشید. با تمرین این جملات و به کار بردن آنها، به زودی میتوانید با اعتماد به نفس کامل در مورد این سرگرمی جذاب به زبان انگلیسی صحبت کنید.




مقاله خیلی خوبی بود! من همیشه مشکل داشتم که چطور بگم یک بازی ‘سرگرمکننده’ است. آیا ‘engaging’ و ‘addictive’ تنها گزینهها هستند یا کلمات دیگه هم هست؟
سلام علی جان! ممنون از فیدبک شما. بله، ‘engaging’ و ‘addictive’ هر دو عالی هستند. ‘Captivating’, ‘immersive’ (برای بازیهایی که حس غوطهوری میدن) و ‘entertaining’ هم گزینههای خوبی هستند. هر کدام بسته به بافت خاص، کمی تفاوت ظریف در معنی دارند.
ممنون از مقاله جامعتون. من از اصطلاح ‘grind’ زیاد استفاده میکنم توی بازیها، آیا این کلمه توی مکالمات روزمره گیمینگ هم رایجه یا بیشتر برای فرومهاست؟
سلام سارا! ‘Grind’ یک اصطلاح بسیار رایج و کاربردی در مکالمات روزمره گیمینگ است، هم در فرومها و هم در صحبتهای دوستانه. مثلاً ‘I need to grind for some XP’ یا ‘This game has too much grind’. کاملاً درست و بجا ازش استفاده میکنید.
خیلی عالی بود، مخصوصاً اون بخش مربوط به ‘gameplay’ و ‘storyline’. میشه چند تا جمله دیگه با این کلمات بگید که چطور نظر مثبت یا منفی بدیم؟
حتماً رضا جان! برای نظر مثبت: ‘The gameplay is incredibly smooth and responsive.’ یا ‘The storyline kept me hooked from beginning to end.’ برای نظر منفی: ‘The gameplay felt a bit clunky and repetitive.’ یا ‘While the graphics were great, the storyline was rather weak and predictable.’
این مقاله واقعاً به موقع بود. من همیشه بین ‘graphics’ و ‘visuals’ گیج میشدم. پس ‘visuals’ بیشتر به جنبه هنری اشاره داره؟
دقیقاً مینا! ‘Graphics’ بیشتر به جنبههای فنی و تکنیکی بصری (مثل رزولوشن، تکسچرها و فریم ریت) اشاره دارد، در حالی که ‘visuals’ یک واژه گستردهتر است که شامل سبک هنری، طراحی کاراکترها و جهان بازی هم میشود. در واقع ‘visuals’ شامل ‘graphics’ هم میشود اما فراتر از آن است.
من دیدم که بعضیها از ‘lore’ هم زیاد استفاده میکنند وقتی در مورد بازی صحبت میکنند. این همون ‘storyline’ هست یا فرق داره؟
سوال بسیار خوبی امیر! ‘Lore’ با ‘storyline’ تفاوت دارد. ‘Storyline’ به خط داستانی اصلی و اتفاقاتی که در طول بازی رخ میدهد اشاره دارد، در حالی که ‘lore’ به پیشزمینهها، تاریخچه، اساطیر، فرهنگ و جزئیات دنیای بازی که میتواند فراتر از داستان اصلی باشد، گفته میشود. ‘Lore’ یک جهانبینی عمیقتر را توصیف میکند.
برای توصیف یه بازی که خیلی سخته، آیا ‘challenging’ بهترین کلمه است یا ‘difficult’ هم اوکیه؟
سلام نرگس! هر دو کلمه قابل استفاده هستند، اما ‘challenging’ اغلب بار معنایی مثبتتری دارد و به این معنی است که بازی سخت است اما قابل فائق آمدن و تجربه لذتبخشی را ارائه میدهد. ‘Difficult’ میتواند به سادگی به معنای سخت بودن باشد، گاهی اوقات بدون آن حس مثبت ‘چالش برانگیز’.
مقاله مفید بود. کاش در مورد ‘DLC’ و ‘expansion pack’ هم یه توضیحی میدادید که چه تفاوتی با هم دارند.
سلام کیان! حتماً. ‘DLC’ (Downloadable Content) یک اصطلاح کلی برای هر محتوای اضافی است که برای بازی دانلود میکنید (مثلاً لباس، آیتم، مراحل جدید). ‘Expansion Pack’ نوع خاصی از DLC است که معمولاً محتوای بزرگتر و مهمتری از جمله داستان جدید، نقشههای بزرگ، یا مکانیکهای گیمپلی جدید را به بازی اضافه میکند. هر ‘Expansion Pack’ یک ‘DLC’ است، اما هر ‘DLC’ یک ‘Expansion Pack’ نیست.
من وقتی میخوام بگم یه بازی ‘open-world’ هست، همیشه همین کلمه رو استفاده میکنم. درسته؟
بله زهرا، کاملاً درست است! ‘Open-world’ یک اصطلاح استاندارد و بسیار رایج برای توصیف این سبک از بازیها است که در آن بازیکن آزادی عمل زیادی برای کاوش در محیط دارد. نیاز به کلمه دیگری نیست.
چه مقاله کاملی! قسمت ‘شروع مکالمه’ واقعا به دردم خورد. مرسی از این همه اطلاعات.
خوشحالیم که این بخش براتون مفید بوده محسن عزیز. هدف اصلی ما کمک به شما برای برقراری ارتباط موثرتر در مورد علاقهمندیهاتون به زبان انگلیسیه.
سلام، یه سوال داشتم. ‘respawn’ و ‘revive’ دقیقاً چه فرقی با هم دارن تو بازیهای مختلف؟
سلام الهام! این دو اصطلاح مهمی هستند. ‘Respawn’ معمولاً به معنی بازگشت به بازی پس از مرگ است، اغلب در یک نقطه مشخص و با از دست دادن پیشرفت یا امتیاز. در حالی که ‘revive’ به معنای احیای یک بازیکن دیگر توسط همتیمیاش در همان محل یا نزدیک آن، بدون نیاز به شروع مجدد از یک نقطه دور است.
میشه در مورد اصطلاح ‘nerf’ و ‘buff’ هم توضیح بدین؟ من فقط تو کامیونیتی گیمرها شنیدم.
سلام سامان! حتماً. ‘Nerf’ به معنای ضعیف کردن یک قابلیت، کاراکتر یا سلاح در بازی است (معمولاً توسط توسعهدهندگان برای تعادل بازی). ‘Buff’ دقیقاً برعکس آن است، یعنی قویتر کردن یا بهبود بخشیدن به یک قابلیت یا آیتم. این اصطلاحات در جامعه گیمینگ بسیار رایج هستند.
آیا ‘single-player’ و ‘multiplayer’ رسمیتر هستن یا ‘SP’ و ‘MP’ هم تو مکالمههای معمولی استفاده میشه؟
پریسا جان، هر دو حالت استفاده میشوند. ‘Single-player’ و ‘multiplayer’ فرم کامل و استاندارد هستند. ‘SP’ و ‘MP’ اختصارات رایج و غیررسمی هستند که به خصوص در مکالمات سریع بین گیمرها یا در فرومها و چتها استفاده میشوند. هر دو را میتوانید بسته به موقعیت به کار ببرید.
خیلی ممنون بابت این مقاله! من به عنوان یه گیمر تازه کار، خیلی از این اصطلاحات رو نمیدونستم و گیج میشدم.
این مقاله خیلی خوب بود برای تقویت vocabulary گیمینگم. آیا اصطلاحات ‘PVP’ و ‘PVE’ هم تو این دسته بندی قرار میگیرن؟
بله سپیده، قطعاً! ‘PVP’ (Player versus Player) و ‘PVE’ (Player versus Environment) از اصطلاحات بسیار کلیدی در دنیای گیمینگ هستند و به انواع تعاملات بازیکن در بازی اشاره دارند. ‘PVP’ یعنی بازیکنان با هم رقابت میکنند و ‘PVE’ یعنی بازیکنان در مقابل هوش مصنوعی یا محیط بازی قرار میگیرند.
من همیشه از ‘lag’ استفاده میکنم. آیا ‘latency’ هم همون معنی رو میده؟
سلام بهمن! ‘Latency’ یک اصطلاح فنیتر است که به تأخیر زمانی در انتقال دادهها در شبکه اشاره دارد (معمولاً بر حسب میلیثانیه). ‘Lag’ اصطلاحی عامیانهتر است که به تجربه کاربری ناشی از این تأخیر (مثلاً کند شدن بازی، پریدن تصویر) گفته میشود. پس ‘latency’ علت است و ‘lag’ نتیجه آن.
خیلی ممنون از توضیحات عالی در مورد ‘genre’ ها. من همیشه برای توضیح دادن ‘RPG’ یا ‘FPS’ مشکل داشتم.
آیا برای گفتن اینکه یک بازی ‘buggy’ هست، کلمه رسمیتر هم وجود داره؟
بله حسین! ‘Buggy’ یک کلمه عامیانه است. میتوانید از عبارات رسمیتری مانند ‘The game has a lot of technical issues,’ ‘It’s riddled with glitches,’ یا ‘It suffers from numerous bugs’ استفاده کنید. ‘Unpolished’ هم میتواند در برخی موارد جایگزین خوبی باشد.
مقاله بسیار جامع و کاربردی بود. به ویژه بخش مربوط به توصیف ‘atmosphere’ بازیها.
من معمولاً وقتی از یه بازی خوشم میاد میگم ‘it’s a blast!’ این عبارت توی انگلیسی رایجه؟
سلام پویا! بله، ‘It’s a blast!’ یک عبارت بسیار رایج و عامیانه در انگلیسی برای بیان اینکه از چیزی (بازی، مهمانی، فعالیت) خیلی لذت بردید و سرگرمکننده بوده است. کاملاً درست و طبیعی استفاده میکنید!
برای توصیف اینکه یک بازی ‘خوشساخت’ هست، از چه کلمهای باید استفاده کرد؟ ‘well-made’ یا ‘polished’؟
شیما جان، هر دو گزینه عالی هستند و کمی تفاوت دارند. ‘Well-made’ به این معنی است که بازی به خوبی ساخته شده و پایه قوی دارد. ‘Polished’ فراتر از آن است و به این معنی است که بازی نه تنها خوب ساخته شده بلکه بسیار با دقت و ظرافت به جزئیات آن پرداخته شده، بدون اشکالات عمده و با کیفیت بالای نهایی.