- چطور به انگلیسی درباره سرگرمیهای مورد علاقهمان صحبت کنیم؟
- چه سوالاتی برای پرسیدن درباره تفریحات دیگران مناسب است؟
- لغات و اصطلاحات ضروری برای یک مکالمه درباره سرگرمی چه چیزهایی هستند؟
- چگونه میتوانیم با اعتماد به نفس و به شکلی طبیعی در مورد فعالیتهای اوقات فراغت خود توضیح دهیم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد و شما را با تمام جنبههای یک مکالمه درباره سرگرمی به زبان انگلیسی آشنا میکنیم. یادگیری نحوه صحبت در مورد علایق و فعالیتهای اوقات فراغت، یکی از بهترین راهها برای شروع یک گفتگوی دوستانه و شناخت بهتر دیگران است. این موضوع نه تنها به شما کمک میکند تا دایره واژگان خود را گسترش دهید، بلکه فرصتی عالی برای تمرین مهارتهای مکالمه در موقعیتهای واقعی و روزمره فراهم میآورد. با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چگونه به راحتی و روانی در مورد سرگرمیهایتان صحبت کنید.
چرا صحبت در مورد سرگرمیها مهم است؟
صحبت کردن در مورد سرگرمیها (Hobbies) و فعالیتهای اوقات فراغت (Leisure Activities) بخش مهمی از تعاملات اجتماعی روزمره است. این گفتگوها به شما اجازه میدهند تا با همکاران، دوستان جدید یا حتی در مصاحبههای کاری، ارتباطی عمیقتر و شخصیتر برقرار کنید. وقتی شما علایق خود را به اشتراک میگذارید، در واقع بخشی از شخصیت خود را به دیگران نشان میدههید. این کار میتواند یخ گفتگو را بشکند و زمینههای مشترکی برای ادامه صحبت پیدا کند. بنابراین، داشتن دایره لغات مناسب و دانستن ساختارهای صحیح برای یک مکالمه درباره سرگرمی، یک مهارت کلیدی در یادگیری زبان انگلیسی است.
لغات و عبارات کلیدی برای شروع مکالمه درباره سرگرمی
قبل از اینکه وارد نمونه مکالمات شویم، بیایید با برخی از لغات و عبارات ضروری آشنا شویم. این کلمات پایهی اصلی هر گفتگویی در مورد سرگرمیها هستند.
انواع سرگرمیها (Types of Hobbies)
سرگرمیها میتوانند بسیار متنوع باشند. در اینجا لیستی از دستهبندیهای مختلف و مثالهایی برای هر کدام آورده شده است:
- Creative Hobbies (سرگرمیهای خلاقانه): painting (نقاشی), drawing (طراحی), photography (عکاسی), writing (نویسندگی), playing an instrument (نواختن یک ساز موسیقی), pottery (سفالگری).
- Outdoor Hobbies (سرگرمیهای بیرون از خانه): hiking (کوهپیمایی), camping (اردو زدن), gardening (باغبانی), cycling (دوچرخهسواری), fishing (ماهیگیری), rock climbing (صخرهنوردی).
- Indoor Hobbies (سرگرمیهای داخل خانه): reading (خواندن), watching movies (فیلم دیدن), playing video games (بازیهای ویدیویی انجام دادن), cooking (آشپزی), baking (پخت و پز شیرینی), knitting (بافندگی).
- Collecting (کلکسیون جمع کردن): collecting stamps (جمعآوری تمبر), collecting coins (جمعآوری سکه), collecting action figures (جمعآوری اکشن فیگور).
- Sports & Physical Activities (ورزش و فعالیتهای بدنی): playing football (فوتبال بازی کردن), swimming (شنا), doing yoga (یوگا کار کردن), working out at the gym (در باشگاه ورزش کردن), dancing (رقصیدن).
چگونه درباره سرگرمی دیگران سوال بپرسیم؟
برای شروع یک مکالمه درباره سرگرمی، باید بدانید چطور از دیگران در مورد علایقشان سوال کنید. استفاده از سوالات مناسب نشاندهنده علاقه شما به طرف مقابل است.
سوالات رایج و ساده
- What do you do for fun? (برای سرگرمی چه کار میکنی؟)
- What are your hobbies? (سرگرمیهایت چیست؟)
- Do you have any hobbies? (هیچ سرگرمی خاصی داری؟)
- What do you like to do in your free time? (دوست داری در اوقات فراغتت چه کار کنی؟)
سوالات دقیقتر و دوستانهتر
برای اینکه مکالمه طبیعیتر به نظر برسد، میتوانید از سوالات جزئیتری استفاده کنید:
- How do you usually spend your weekends? (آخر هفتههایت را معمولا چطور میگذرانی؟)
- Is there anything special you like to do to relax? (کار خاصی هست که برای آرامش پیدا کردن انجام بدی؟)
- Have you picked up any new hobbies recently? (اخیراً سرگرمی جدیدی پیدا کردهای؟)
- What kind of music/movies/books are you into? (به چه نوع موسیقی/فیلم/کتابی علاقه داری؟)
چگونه در مورد سرگرمیهای خودمان صحبت کنیم؟
پس از اینکه از شما سوال شد، نوبت به توصیف سرگرمیهای خودتان میرسد. استفاده از عبارات مناسب به شما کمک میکند تا علاقهمندیهای خود را به بهترین شکل بیان کنید.
عباراتی برای بیان علاقه
به جای استفاده مداوم از “I like”، میتوانید از عبارات متنوعتری برای بیان سطح علاقه خود استفاده کنید:
- I love… (من عاشق … هستم) – مثال: I love hiking in the mountains.
- I’m really into… (من واقعاً به … علاقهمندم) – مثال: I’m really into photography.
- I’m a big fan of… (من طرفدار پروپاقرص … هستم) – مثال: I’m a big fan of classic movies.
- I enjoy… (من از … لذت میبرم) – مثال: I enjoy cooking for my family.
- In my free time, I… (در اوقات فراغتم، من …) – مثال: In my free time, I usually read books.
- … helps me to relax/unwind. (… به من کمک میکند تا آرام شوم) – مثال: Gardening helps me to unwind after a long week.
توصیف جزئیات بیشتر
برای جذابتر کردن مکالمه، سعی کنید جزئیات بیشتری درباره سرگرمی خود ارائه دهید. به سوالات زیر فکر کنید:
- How often do you do it? (هر چند وقت یکبار آن را انجام میدهی؟)
- Every day (هر روز)
- Once a week (هفتهای یکبار)
- On weekends (آخر هفتهها)
- Whenever I get the chance (هر وقت فرصت کنم)
- How long have you been doing it? (چه مدت است که این کار را انجام میدهی؟)
- For about two years. (حدود دو سال است.)
- Since I was a child. (از وقتی بچه بودم.)
- Just for a few months. (فقط برای چند ماه.)
- Who do you do it with? (با چه کسی آن را انجام میدهی؟)
- Usually by myself. (معمولاً تنهایی.)
- With my friends/family. (با دوستانم/خانوادهام.)
نمونه مکالمه درباره سرگرمی
اکنون که با لغات و ساختارهای لازم آشنا شدیم، بیایید چند نمونه مکالمه درباره سرگرمی را بررسی کنیم تا ببینیم این عبارات در عمل چگونه استفاده میشوند.
مکالمه کوتاه و ساده (Short & Simple Conversation)
Alex: Hi Sara, how are you?
Sara: I’m good, thanks Alex! How about you?
Alex: I’m great. So, what do you like to do in your free time?
Sara: Well, I’m a big fan of reading. I read almost every night before I go to sleep. What about you?
Alex: That’s nice! I enjoy playing the guitar. It helps me relax.
Sara: Oh, cool! How long have you been playing?
Alex: For about three years now.
مکالمه طولانی و با جزئیات (Detailed Conversation)
Mark: This project at work is so demanding. I can’t wait for the weekend.
Liam: I know what you mean. Do you have any special plans?
Mark: I think I’ll go hiking on Saturday. I’m really into outdoor activities. It helps me clear my head. What do you usually do to unwind?
Liam: That sounds amazing! I’m not much of an outdoor person. In my free time, I’m usually busy with my new hobby: baking.
Mark: Baking? Wow, that’s interesting! How did you get into that?
Liam: I started watching some baking shows on TV a few months ago and thought I’d give it a try. Now, I love experimenting with new recipes every weekend.
Mark: That’s so cool. Are you good at it?
Liam: I’m getting better! I made a chocolate cake last week that was actually pretty delicious.
Mark: You have to let me try it sometime!
Liam: Definitely! Maybe I can bake something for the office next week.
جدول مقایسهای: عبارات رسمی و غیررسمی
گاهی اوقات لازم است بسته به موقعیت (مثلاً در یک مصاحبه شغلی در مقابل صحبت با یک دوست)، از عبارات متفاوتی استفاده کنید. در جدول زیر چند مثال آورده شده است:
| موقعیت | عبارت مناسب | مثال |
|---|---|---|
| رسمی (Formal) مانند مصاحبه شغلی | In my spare time, I engage in… | In my spare time, I engage in activities like reading non-fiction books and volunteering. |
| رسمی (Formal) مانند مصاحبه شغلی | I have a keen interest in… | I have a keen interest in landscape photography. |
| غیررسمی (Informal) مانند صحبت با دوستان | I’m really into… | I’m really into watching sci-fi series. |
| غیررسمی (Informal) مانند صحبت با دوستان | I hang out with my friends. | On weekends, I usually just hang out with my friends. |
نکات نهایی برای یک مکالمه عالی
- سوالات باز بپرسید (Ask Open-Ended Questions): به جای سوالاتی که جوابشان “بله” یا “خیر” است، از سوالاتی که با What, How, Why شروع میشوند استفاده کنید تا طرف مقابل را به صحبت بیشتر تشویق کنید.
- علاقه نشان دهید (Show Interest): وقتی دیگران در مورد سرگرمیهایشان صحبت میکنند، با عباراتی مانند “That sounds interesting!”, “Oh, really?”, “How cool!” علاقه خود را نشان دهید.
- آماده باشید (Be Prepared): از قبل به این فکر کنید که دوست دارید در مورد کدام سرگرمی خود صحبت کنید و چند جمله ساده برای توصیف آن آماده داشته باشید.
- صادق باشید (Be Honest): نیازی نیست سرگرمیهای عجیب و غریبی برای خودتان بسازید. صحبت صادقانه در مورد علاقههای واقعیتان، هرچقدر هم که ساده باشند (مانند فیلم دیدن یا پیادهروی)، همیشه جذابتر است.
در نهایت، به یاد داشته باشید که هدف از یک مکالمه درباره سرگرمی، برقراری ارتباط و لذت بردن از گفتگو است. نگران کامل بودن گرامر خود نباشید. هرچه بیشتر تمرین کنید، روانتر و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت خواهید کرد. پس دفعه بعد که فرصتی پیش آمد، حتماً از کسی در مورد سرگرمیهایش سوال کنید!




ممنون از مقاله عالیتون! همیشه برام سوال بود که چطور بگم ‘وقت تلف کردن’ به انگلیسی، آیا ‘killing time’ مناسبه یا خیلی خودمونیه؟
سلام سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، ‘killing time’ به معنی وقت تلف کردن یا گذراندن وقت بدون هدف خاصی کاملاً درست و رایج هست، بخصوص در مکالمات غیررسمی. برای موقعیتهای رسمیتر میتونید از ‘passing the time’ یا ‘filling spare time’ استفاده کنید که بار معنایی خنثیتری دارند.
این مقاله دقیقا چیزی بود که نیاز داشتم! سوالاتی که برای پرسیدن در مورد تفریحات دیگران معرفی کردین خیلی کاربردی بود. آیا ‘What do you do for fun?’ هم جمله رایجی محسوب میشه؟
سلام علی عزیز! بله، ‘What do you do for fun?’ یک سوال بسیار رایج و دوستانه برای پرسیدن درباره سرگرمیها و کارهایی که کسی در اوقات فراغتش برای لذت بردن انجام میدهد، هست. کاملاً طبیعی و غیررسمی است و میتوانید با خیال راحت از آن استفاده کنید.
من همیشه با prepositions بعد از افعال مرتبط با سرگرمیها مشکل دارم. مثلاً کی باید بگم ‘interested in’ یا ‘good at’؟ ممنون میشم بیشتر توضیح بدید.
سلام نازنین! نکته بسیار خوبی را مطرح کردید. ‘Interested in’ همیشه با حرف اضافه ‘in’ و به معنی ‘علاقهمند به چیزی’ میآید (مثال: I’m interested in reading). ‘Good at’ هم همیشه با ‘at’ و به معنی ‘مهارت داشتن در چیزی’ است (مثال: She’s good at playing chess). اینها اصطلاحات ثابتی هستند که باید با حرف اضافه خودشان یاد گرفته شوند. با تمرین و تکرار، اینها ملکه ذهنتان میشوند!
واقعاً مفید بود، مخصوصاً قسمت اصطلاحات ضروری. اگه بخوایم بگیم ‘وقت آزاد دارم’، آیا ‘I have free time’ کافیه یا اصطلاحات بهتری هم هست؟
رضا جان، ‘I have free time’ کاملاً درست و رایج است. برای تنوع و طبیعیتر صحبت کردن، میتوانید از ‘I have some spare time’, ‘I have some downtime’ (برای زمانی که استراحت میکنید) یا ‘I’m off today’ (برای اشاره به روز تعطیل) هم استفاده کنید. هر کدام بسته به موقعیت، کاربرد خاص خود را دارند.
یه سوال! وقتی میخوام بگم ‘عاشق یه کاری هستم’، کدوم حالت بهتره؟ ‘I love to do something’ یا ‘I love doing something’؟ تفاوتشون چیه؟
سلام مریم! هر دو حالت درست هستند اما تفاوتهای ظریفی دارند. ‘I love to do something’ معمولاً به یک عمل خاص یا عادت اشاره دارد (مثال: I love to read before bed). ‘I love doing something’ بیشتر بر خود فعالیت و لذت بردن از آن تمرکز دارد و حالت کلیتری دارد (مثال: I love reading). در مورد سرگرمیها، هر دو کاملاً مناسبند و هر کدام را میتوانید استفاده کنید.
واقعاً این مقاله کمکم کرد تا با confidence بیشتری در مورد hobbiesهام صحبت کنم. ممنون از نکات عالی.
امیرحسین عزیز، از شنیدن این موضوع خوشحالیم! هدف ما دقیقاً همین است که شما بتوانید با اعتماد به نفس و به شکلی طبیعی در مورد علایقتان صحبت کنید. به تمرین ادامه دهید تا تسلط بیشتری پیدا کنید.
خیلی خوب بود! میشه یه مثال از اینکه چطور میشه در مصاحبه کاری در مورد سرگرمیها صحبت کرد بدین؟ مثلاً آیا نباید خیلی personal شد؟
سلام زهرا خانم! سوال خیلی مهمی است. در مصاحبه کاری، صحبت از سرگرمیها باید هدفمند باشد و ویژگیهای مثبت شما مثل مهارتهای تیمی، مدیریت زمان، یا خلاقیت را برجسته کند. مثلاً اگر ‘team sports’ بازی میکنید، میتوانید بگویید: ‘I enjoy playing basketball, which has helped me develop strong teamwork and leadership skills.’ یا اگر ‘photography’ کار میکنید: ‘Photography is a passion of mine; it’s taught me attention to detail and a creative approach to problem-solving.’ هدف این است که سرگرمیتان به نحوی با موقعیت شغلی مرتبط شود و پتانسیلهای شما را نشان دهد.
ممنون از مقاله خوبتون. من معمولا از ‘What do you like to do in your spare time?’ استفاده میکنم. درسته؟
حسین عزیز، بله کاملاً صحیح و بسیار رایج است! ‘What do you like to do in your spare time?’ یک راه عالی و مودبانه برای پرسیدن درباره سرگرمیها و علایق افراد است. میتوانید با خیال راحت از آن استفاده کنید.
این اصطلاح ‘pastime’ دقیقا چه تفاوتی با ‘hobby’ داره؟ هر دو به معنی سرگرمی هستن؟
سلام لیلا! سوال خوبیه. در واقع، ‘hobby’ به فعالیتی اشاره دارد که شما به طور منظم و با علاقه زیاد در اوقات فراغت خود انجام میدهید و اغلب نیاز به مهارت یا تمرین دارد (مثل ‘painting’, ‘gardening’). در حالی که ‘pastime’ یک کلمه کلیتر است و به هر فعالیتی اشاره دارد که برای سرگرم شدن و گذراندن وقت در اوقات فراغت انجام میدهید و لزوماً نیازی به علاقه عمیق یا مهارت خاصی ندارد (مثال: ‘watching TV’ یا ‘playing board games’). البته این تفاوت همیشه سفت و سخت نیست و گاهی اوقات به جای هم استفاده میشوند.
لغات و اصطلاحات واقعاً کمککننده بودن. ممنون که به بخش ‘چرا صحبت کردن در مورد سرگرمیها مهمه’ هم اشاره کردید، خیلیها این جنبه اجتماعی رو نادیده میگیرن.
محمدرضا عزیز، دقیقاً همینطوره! صحبت کردن درباره سرگرمیها پل ارتباطی قوی برای ساختن روابط اجتماعی و حتی شبکه سازی حرفهای است. خوشحالیم که این بخش براتون مفید بوده و اهمیتش رو درک کردید.
من همیشه بین ‘play’ و ‘do’ برای فعالیتها گیج میشم. مثلا ‘play yoga’ درسته یا ‘do yoga’؟
پریسا جان، این یک نکته رایج است. برای ‘yoga’ ما از فعل ‘do’ استفاده میکنیم، پس ‘do yoga’ صحیح است. به طور کلی، ‘play’ برای ورزشهای توپی و تیمی (play football, play tennis) و سازهای موسیقی (play the guitar, play the piano) استفاده میشود. ‘Do’ برای فعالیتهای انفرادی، ورزشهای رزمی، یا تمرینات فیزیکی (do yoga, do aerobics, do martial arts) و ‘go’ برای فعالیتهایی که به بیرون رفتن یا حرکت خاصی اشاره دارند (go swimming, go hiking, go cycling) به کار میرود.
ممنون بابت این مقاله کامل! من همیشه برای شروع یه مکالمه با همکارانم که native speaker هستن مشکل داشتم، فکر کنم این tips خیلی کمکم کنه.
بابک عزیز، دقیقا! صحبت کردن در مورد سرگرمیها یک Ice-breaker عالی است و به شما کمک میکند تا راحتتر با همکاران native speaker ارتباط برقرار کنید. با تمرین سوالات و اصطلاحات مقاله، حتماً موفق میشوید.
واقعاً عالی بود! من در یک فیلم خارجی شنیدم که میگفت ‘I’m into hiking’. این یعنی چی؟
فاطمه جان، ‘I’m into hiking’ به معنی ‘من به پیادهروی در طبیعت (کوهنوردی) علاقه دارم’ یا ‘من عاشق پیادهروی در طبیعت هستم’ است. این یک اصطلاح بسیار رایج و طبیعی برای بیان علاقه شدید به یک سرگرمی یا فعالیت است. به جای ‘I’m interested in’ میتوانید از ‘I’m into…’ استفاده کنید.
مقاله خیلی کاربردی بود. چطور میتونم جواب سوال ‘What do you do in your free time?’ رو به صورت طبیعی و طولانیتر بدم؟
کیان عزیز، برای پاسخ طبیعی و طولانیتر، فقط به یک جمله اکتفا نکنید. مثلاً نگویید ‘I read.’ بگویید: ‘Well, in my free time, I really enjoy reading, especially historical fiction. I find it fascinating to learn about different eras and cultures. Sometimes I also go hiking with friends on the weekends to get some fresh air.’ به این ترتیب هم علایقتان را بیان میکنید و هم جزئیات بیشتری ارائه میدهید که به ادامه مکالمه کمک میکند.
ممنون از مقاله خوبتون. آیا اصطلاحی داریم که بگیم ‘من وقتمو با این کار پر میکنم’؟
سلام شیرین! بله، ‘I fill my time with…’ یا ‘I occupy my time with…’ یا حتی ‘I pass the time doing…’ همگی میتوانند به این معنی باشند. مثلاً: ‘I fill my time with painting.’ یا ‘I occupy my evenings with reading.’.
ممنونم. واقعا به یه همچین راهنمایی نیاز داشتم. همیشه تو این زمینه ضعف داشتم. یه بار تو یه سریالی شنیدم ‘I’m a big fan of gaming’. این جمله هم کاربردیه؟
امید عزیز، بله، ‘I’m a big fan of gaming’ کاملاً کاربردی و طبیعی است! این اصطلاح برای بیان علاقه زیاد به یک فعالیت، تیم ورزشی، هنرمند یا هر چیز دیگری استفاده میشود. ‘I’m a big fan of…’ یک راه عالی برای نشان دادن اشتیاق و علاقه است.
عالی بود، مختصر و مفید و کاربردی. ممنون از زحماتتون.
آیا ‘What do you like to get up to?’ هم برای پرسیدن سرگرمی رایجه؟ تو یه پادکست شنیدم.
سحر جان، بله، ‘What do you like to get up to?’ یک اصطلاح رایج و غیررسمی، خصوصاً در انگلیسی بریتانیایی، برای پرسیدن درباره کارهایی است که کسی در اوقات فراغتش انجام میدهد. کمی خودمانیتر است ولی کاملاً طبیعی و متداول است.