- چگونه میتوانم یک مکالمه درباره خانواده به زبان انگلیسی را به راحتی شروع کنم؟
- مهمترین لغات و اصطلاحات برای معرفی اعضای خانواده و فامیل کدامند؟
- چطور به سوالات رایج در مورد خانوادهام به شکلی طبیعی و روان پاسخ دهم؟
- برای توصیف روابط خانوادگی و صحبتهای عمیقتر از چه عباراتی باید استفاده کنم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با تمام جنبههای یک مکالمه درباره خانواده به زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. صحبت در مورد خانواده یکی از متداولترین و در عین حال صمیمیترین موضوعات در هر زبانی است. این موضوع نه تنها به شما کمک میکند تا با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنید، بلکه فرصتی برای به اشتراک گذاشتن بخشی از هویت خودتان است. از معرفی اعضای اصلی خانواده گرفته تا صحبت در مورد روابط فامیلی دورتر، ما تمام لغات، عبارات و نمونه مکالمات لازم را برای شما فراهم کردهایم تا با اعتماد به نفس کامل در این زمینه صحبت کنید.
واژگان ضروری برای معرفی اعضای خانواده (Family Members Vocabulary)
اولین قدم برای داشتن یک مکالمه روان، آشنایی با لغات و واژگان مربوط به اعضای خانواده است. ما این لغات را به دو دسته اصلی تقسیم کردهایم: خانواده درجه یک (هستهای) و خانواده گسترده (فامیل).
خانواده درجه یک (Immediate Family)
این دسته شامل نزدیکترین اعضای خانواده شما میشود. این افراد معمولاً کسانی هستند که با آنها زندگی میکنید یا ارتباط روزمره دارید.
- Parents: والدین (شامل پدر و مادر)
- Father: پدر (شکلهای غیررسمی: Dad, Daddy)
- Mother: مادر (شکلهای غیررسمی: Mom, Mummy)
- Spouse: همسر
- Husband: شوهر
- Wife: زن، همسر
- Children: فرزندان
- Son: پسر
- Daughter: دختر
- Siblings: خواهر و برادر
- Brother: برادر
- Sister: خواهر
خانواده گسترده و فامیل (Extended Family)
این دسته شامل تمام اقوام و خویشاوندان شما میشود که جزو خانواده درجه یک نیستند. یادگیری این لغات برای صحبت در مورد فامیل بسیار مهم است.
- Grandparents: پدربزرگ و مادربزرگ
- Grandfather: پدربزرگ (غیررسمی: Grandpa)
- Grandmother: مادربزرگ (غیررسمی: Grandma)
- Grandchildren: نوهها
- Grandson: نوه پسری
- Granddaughter: نوه دختری
- Uncle: عمو، دایی
- Aunt: خاله، عمه
- Cousin: پسرعمو، دخترعمو، پسردایی، دختردایی، پسرخاله، دخترخاله (در انگلیسی برای همه یکسان است)
- Nephew: خواهرزاده یا برادرزاده (پسر)
- Niece: خواهرزاده یا برادرزاده (دختر)
خانواده همسر (In-Laws)
برای اشاره به خانواده همسرتان، کافی است پسوند -in-law را به عضو خانواده اضافه کنید.
- Father-in-law: پدرشوهر، پدرزن
- Mother-in-law: مادرشوهر، مادرزن
- Brother-in-law: برادرشوهر، برادرزن، باجناق
- Sister-in-law: خواهرشوهر، خواهرزن، جاری
سوالات رایج در مکالمه درباره خانواده
وقتی میخواهید یک مکالمه درباره خانواده را شروع کنید یا در چنین مکالمهای شرکت کنید، معمولاً با سوالات مشخصی روبرو میشوید. در اینجا لیستی از رایجترین سوالات به همراه پاسخهای نمونه آورده شده است.
-
Do you have any siblings? (آیا خواهر یا برادر داری؟)
پاسخهای ممکن:
- Yes, I have one older brother and two younger sisters. (بله، یک برادر بزرگتر و دو خواهر کوچکتر دارم.)
- No, I’m an only child. (نه، من تک فرزند هستم.)
- I come from a big family. I have three brothers. (من از یک خانواده بزرگ میآیم. سه برادر دارم.)
-
Tell me about your family. (کمی در مورد خانوادهات برایم بگو.)
پاسخ نمونه:
Well, there are four of us in my immediate family. It’s just my parents, my younger sister, and me. My father is an engineer and my mother is a teacher. We are a very close-knit family. (خب، ما در خانواده درجه یک چهار نفر هستیم. فقط والدینم، خواهر کوچکترم و من. پدرم مهندس است و مادرم معلم. ما خانواده بسیار صمیمی و متحدی هستیم.)
-
How often do you see your extended family? (هر چند وقت یکبار فامیلت را میبینی؟)
پاسخ نمونه:
We try to get together for holidays and special occasions. I see my grandparents almost every weekend because they live nearby, but I only see my cousins a few times a year. (ما سعی میکنیم برای تعطیلات و مناسبتهای خاص دور هم جمع شویم. پدربزرگ و مادربزرگم را تقریباً هر آخر هفته میبینم چون نزدیک ما زندگی میکنند، اما پسرعموها و دخترعموهایم را فقط چند بار در سال میبینم.)
-
Are you married? / Do you have any children? (آیا ازدواج کردهای؟ / آیا فرزندی داری؟)
پاسخهای ممکن:
- Yes, I’ve been married for five years. We have a son. (بله، پنج سال است که ازدواج کردهام. ما یک پسر داریم.)
- No, I’m single. (نه، من مجرد هستم.)
- Not yet, but my wife and I are planning to start a family soon. (هنوز نه، اما من و همسرم قصد داریم به زودی بچهدار شویم.)
نمونه مکالمههای کاربردی (Sample Dialogues)
برای درک بهتر نحوه استفاده از این عبارات در یک گفتگوی واقعی، به سه نمونه مکالمه زیر توجه کنید که هر کدام سطح متفاوتی از جزئیات را پوشش میدهند.
مکالمه اول: معرفی ساده و کوتاه
Alex: So, Sarah, are you from around here?
Sarah: No, I moved here for work. My family lives in another city.
Alex: Oh, nice. Is it a big family?
Sarah: Not really. It’s just my parents and my older brother. We’re quite a small family.
Alex: I see. I’m an only child, so I’m used to a small family too!
مکالمه دوم: صحبت در مورد خواهر و برادر
Ben: This is a photo of my sister. Her name is Emily.
Chloe: She looks very nice! Is she older or younger than you?
Ben: She’s two years younger. She’s currently studying medicine at university.
Chloe: That’s impressive! Do you get along well?
Ben: Yes, we’re very close. We have a lot in common. What about you? Do you have any siblings?
Chloe: I do. I have a twin brother! We are very different, but we are best friends.
مکالمه سوم: مکالمه عمیقتر و توصیف روابط
Maria: My grandparents are celebrating their 50th wedding anniversary next month.
David: Wow, 50 years! That’s amazing. Your whole family must be getting together.
Maria: Yes, exactly. My aunts, uncles, and all my cousins are coming. It’s going to be a huge family reunion. My grandmother is the heart of our family; she keeps everyone connected.
David: That sounds lovely. In my family, we’re not as close. Everyone is so busy with their own lives. We mostly see each other on major holidays.
Maria: I understand. It can be difficult to maintain close ties, especially when everyone lives far apart. But these reunions are really special for us.
نکات و اصطلاحات پیشرفته برای صحبت درباره خانواده
برای اینکه مکالمه درباره خانواده شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد، میتوانید از اصطلاحات و عبارات زیر استفاده کنید.
جدول مقایسه عبارات رسمی و غیررسمی
بسته به موقعیت و مخاطب شما، میتوانید از لحنهای متفاوتی استفاده کنید.
| مفهوم | عبارت رسمی (Formal) | عبارت غیررسمی (Informal) |
|---|---|---|
| خانواده صمیمی | We are a close-knit family. | We’re really tight / We’re super close. |
| شبیه بودن به کسی | I resemble my father. | I take after my dad. |
| بزرگ کردن فرزند | My parents raised me in Tehran. | I was brought up in Tehran. |
| ارثی بودن یک ویژگی | It runs in the family. | It’s in our blood. |
اصطلاحات رایج (Idioms)
- Blood is thicker than water: روابط خونی و خانوادگی از هر رابطهی دیگری مهمتر است. (معادل فارسی: خون، خون را میکشد)
- Like father, like son: پسر کاملاً شبیه پدرش است. (معادل فارسی: پسر کو ندارد نشان از پدر)
- The apple doesn’t fall far from the tree: فرزند ویژگیهای زیادی را از والدینش به ارث میبرد.
- To be the spitting image of someone: کپی برابر اصل کسی بودن از نظر ظاهری.
جمعبندی و نکات پایانی
صحبت کردن در مورد خانواده فرصتی عالی برای تمرین زبان انگلیسی در یک بستر واقعی و معنادار است. با یادگیری لغات کلیدی، سوالات رایج و اصطلاحات کاربردی که در این مقاله پوشش داده شد، شما میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری وارد یک مکالمه درباره خانواده شوید. به یاد داشته باشید که مهمترین چیز، برقراری ارتباط است. پس نگران اشتباهات کوچک نباشید. با تمرین و تکرار، به زودی خواهید توانست به راحتی و روانی در مورد خانواده و عزیزان خود به زبان انگلیسی صحبت کنید. همیشه سعی کنید شنونده خوبی باشید و به صحبتهای طرف مقابل نیز با علاقه گوش دهید تا یک مکالمه دوطرفه و لذتبخش شکل بگیرد.




واقعا مقاله جامع و مفیدی بود. من همیشه تو معرفی اعضای خانواده مشكل داشتم. یه سوال، کلمه “sibling” خیلی رایجه تو مکالمات روزمره یا بیشتر formalه؟
بله سارا خانم، “sibling” کلمهای بسیار رایج و کاربردیه و هم در مکالمات روزمره و هم در محیطهای کمی رسمیتر استفاده میشه. جایگزین خوبی برای “brother or sister” هست، مخصوصا وقتی نمیخواهید جنسیت رو مشخص کنید.
ممنون از مقاله خوبتون. در مورد فامیل همسر (in-laws) هم میشه یه توضیح کاملتر بدید؟ خیلی اوقات باهاشون گیج میشم.
بله علی آقا حتما. “In-laws” به همه اعضای خانواده همسرتون اطلاق میشه. مثلا “mother-in-law” مادر همسر، “father-in-law” پدر همسر، “sister-in-law” خواهر همسر و … . این واژه بسیار کاربردیه و در مقالههای آینده حتما به جزئیات بیشتری میپردازیم.
عالی بود! من همیشه pronunciation کلمه “niece” و “nephew” رو اشتباه میگفتم. الان با مثالهایی که دادید بهتر متوجه شدم. میشه یه بار دیگه تاکید کنید روی تلفظ صحیحشون؟
خوشحالیم که مفید بوده مریم خانم. تلفظ “niece” شبیه به “نییس” (با تاکید روی ی) و “nephew” شبیه به “نِفیو” هست. گوش دادن به تلفظ صوتی (در دیکشنریهای آنلاین) برای تسلط کامل خیلی کمککننده است.
خیلی خوب توضیح دادید. یه نکته ای که من از فیلمها یاد گرفتم اینه که گاهی وقتا به پدر و مادر میگن “folks”. این چقدر رایجه؟ میشه در هر موقعیتی استفاده کرد؟
رضا جان نکته خوبی رو اشاره کردید. “Folks” یه کلمه غیررسمی و دوستانه برای اشاره به پدر و مادر (یا به طور کلی افراد) هست. در مکالمات دوستانه و غیررسمی کاملاً رایجه، اما برای محیطهای رسمیتر یا اولین دیدارها بهتره از “parents” استفاده کنید.
خدا خیرتون بده! من واقعا همیشه توصیف روابط فامیلی تو انگلیسی برام یه چالش بزرگ بود. مخصوصا وقتی میخواستم بگم دخترخاله یا پسرعمه. الان کاملا متوجه شدم که همشون “cousin” میشن.
خوشحالیم که تونستیم کمکتون کنیم فاطمه خانم. بله، در انگلیسی برای تمام این روابط از “cousin” استفاده میشه که کار رو سادهتر میکنه، مگر اینکه بخواهید با توضیح بیشتر، جزئیات رو مشخص کنید (مثلا “my cousin, who is my mother’s sister’s daughter”).
مقاله پرباری بود. آیا برای خواهر و برادر (sister/brother) هم مثل “folks” که برای پدر و مادر گفتید، اصطلاحات عامیانه یا Slang وجود داره؟
بله امیر جان، اصطلاحات غیررسمی هم وجود داره. مثلا گاهی اوقات “bro” برای “brother” و “sis” برای “sister” به کار میره، مخصوصا بین دوستان نزدیک و در مکالمات خیلی غیررسمی.
ممنون از توضیحات عالی. پس “stepmother” به معنی نامادریه، درسته؟ یعنی همسر جدید پدر.
بله نگار خانم، دقیقاً همینطوره. “Stepmother” به همسر جدید پدر اشاره دارد. به همین ترتیب، “stepfather” (ناپدری)، “stepbrother” و “stepsister” هم داریم.
خیلی دنبال این مقاله بودم. عالیه! میشه یه مثال از جمله ای که “close-knit family” رو توش به کار ببریم، بدید؟
حتما حسام جان. مثلا میتونید بگید: “We are a very close-knit family, so we often spend holidays together.” (ما یک خانواده بسیار صمیمی هستیم و اغلب تعطیلات را با هم میگذرانیم.)
خیلی ممنون از این مقاله کامل و کاربردی. برای من که تازه شروع به یادگیری انگلیسی کردم، واقعا راهگشا بود.
مقاله واقعا کمککننده بود. میخواستم بپرسم در مورد “foster family” (خانواده سرپرست) هم اصطلاح خاصی تو انگلیسی داریم؟
بله پیمان جان، اصطلاحات مشخصی برای این نوع خانوادهها هم وجود دارد. مثلا به بچهای که در این خانوادهها زندگی میکند “foster child” و به والدینش “foster parents” گفته میشود. اینها هم جزو واژگان مهم در مبحث خانواده هستند.
مرسی از مقاله خوبتون. همیشه برام سوال بود که چطور میتونیم تفاوت بین “دخترخاله” و “پسرعمه” رو تو انگلیسی مشخص کنیم، چون همه رو میگن “cousin”. آیا راهی هست برای این جزئیات؟
شقایق خانم سوال خوبی پرسیدید. همانطور که اشاره کردید، در انگلیسی همه این روابط “cousin” هستند. اگر نیاز به جزئیات بیشتری دارید، میتوانید توضیح دهید: “my cousin, who is my mother’s sister’s daughter” (برای دخترخاله) یا “my cousin, who is my father’s brother’s son” (برای پسرعمو). این توضیح شفافسازی میکند اما در مکالمات عادی معمولاً نیازی به این سطح از جزئیات نیست.
چقدر عالی که لغات رو دستهبندی کردید و مکالمات نمونه هم گذاشتید. واقعا کمک میکنه تو ذهنم جا بیفته. سپاسگزارم.
خوشحالیم که ساختار مقاله برای شما مفید بوده سهراب جان. هدف ما این بود که یادگیری رو تا حد ممکن راحت و کاربردی کنیم.
این مقاله عالی بود! من همیشه گیج میشدم بین “relative” و “family member”. تفاوتی بینشون هست؟
آیدا خانم سوال خیلی خوبی پرسیدید. “Family member” به اعضای نزدیک و اصلی خانواده (مثل پدر، مادر، خواهر، برادر) و “relative” به طور کلی به هر خویشاوندی اشاره میکنه، چه نزدیک و چه دورتر (مثل عمو، خاله، دایی، عمه، پسرعمو و…). بنابراین هر “family member” یک “relative” هم هست، اما هر “relative” لزوماً “family member” درجه یک نیست.
مقاله خیلی کامل و با جزئیات بود. آیا اشتباهات رایجی هست که معمولاً زبانآموزان فارسیزبان در مورد کلمات خانواده در انگلیسی مرتکب میشن؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
کاوه جان سوال بسیار مهمی پرسیدید. یکی از رایجترین اشتباهات، استفاده از کلماتی مثل “uncle” یا “aunt” برای اشاره به “شوهرخاله” یا “زنعمو” هست که در فارسی رایجه، اما در انگلیسی فقط به عمو/دایی و خاله/عمه اشاره میکنند. برای همسرانشان باید از “aunt’s husband” یا “uncle’s wife” استفاده کرد، البته معمولاً آنها هم به عنوان “uncle” یا “aunt” صدا زده میشوند به عنوان احترام و صمیمیت، اما از نظر واژگانی دقیق نیست. همچنین گیج کردن “niece” (دختر برادر/خواهر) با “cousin” (دخترعمو/خاله/عمه/دایی) هم رایج است.
مرسی از آموزش عالی. خیلی کمکم کرد. میشه مقالهای هم در مورد توصیف سنتها و مراسم خانوادگی بنویسید؟
مهسا خانم پیشنهاد عالیای دادید. حتماً این موضوع را در برنامهریزی مقالات آیندهمان در نظر میگیریم. صحبت در مورد سنتها و مراسم خانوادگی هم بخش مهمی از مکالمه درباره خانواده است.
خیلی ممنون از تیم خوبتون، مقاله بسیار کاربردی و مفیدی بود.
آیا برای “mother” و “father” هم مثل “mom” و “dad” حالت formal/informal داریم؟ یعنی “mother” همیشه رسمیتره؟
لاله خانم دقیقاً همینطوره. “Mother” و “father” حالت رسمیتر و کلیتری دارند، در حالی که “mom” (یا mummy/mum در بریتیش) و “dad” (یا daddy) حالتهای غیررسمی، صمیمی و محاورهای هستند که بیشتر در مکالمات روزمره و خطاب مستقیم به والدین به کار میروند.
این مقاله واقعا کامل بود و به تمام سوالاتم پاسخ داد. خسته نباشید.