- آیا هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی، قلبتان تند تند میزند و کف دستتان عرق میکند؟
- آیا با وجود دانش گرامری و دایره لغات خوب، از ترس اشتباه کردن سکوت میکنید؟
- آیا مدام خود را با دیگران مقایسه میکنید و نگران قضاوت شدن هستید؟
- چگونه میتوان اولین قدم را برای شکستن این سد برداشت و با اعتمادبهنفس صحبت کرد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما نشان میدهیم که ترس از مکالمه انگلیسی یک مانع بزرگ، اما کاملاً قابل عبور است. بسیاری از زبانآموزان با این چالش دستوپنجه نرم میکنند و تصور میکنند که در این مسیر تنها هستند. اما خبر خوب این است که با درک ریشههای این ترس و به کارگیری راهکارهای عملی و روانشناسیشده، میتوانید با اعتمادبهنفس کامل به زبان انگلیسی صحبت کنید. ما قدم به قدم شما را راهنمایی میکنیم تا ذهنیت خود را تغییر دهید، از اشتباه کردن نترسید و با تمرینهای هدفمند، مهارت مکالمه خود را شکوفا کنید. این مسیر فقط برای یادگیری زبان نیست، بلکه سفری برای افزایش اعتمادبهنفس شماست.
چرا از صحبت کردن به زبان انگلیسی میترسیم؟ (ریشهیابی مشکل)
قبل از اینکه به سراغ راهکارها برویم، باید بفهمیم این ترس از کجا نشأت میگیرد. شناخت ریشههای مشکل، نیمی از راهحل است. ترس از مکالمه انگلیسی که در روانشناسی زبان به آن “Speaking Anxiety” نیز گفته میشود، معمولاً ترکیبی از عوامل مختلف است.
۱. ترس از اشتباه کردن و قضاوت شدن
این بزرگترین و رایجترین دلیل است. ما نگرانیم که ساختار گرامری اشتباهی به کار ببریم، کلمهای را با تلفظ نادرست بگوییم یا در کل، احمقانه به نظر برسیم. این ترس اغلب ریشه در تجربیات منفی گذشته دارد؛ شاید در دوران مدرسه به خاطر یک اشتباه کوچک مورد تمسخر قرار گرفتهایم یا معلمی ما را به شکلی نامناسب تصحیح کرده است. این تجربیات منفی در ناخودآگاه ما باقی میمانند و باعث میشوند از قرار گرفتن در موقعیت مشابه پرهیز کنیم.
۲. کمالگرایی بیش از حد
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند که باید از همان ابتدا بدون هیچ نقصی صحبت کنند. آنها منتظر روزی هستند که تمام قواعد گرامری را بلد باشند و دایره لغاتشان کامل شود تا شروع به صحبت کنند. این ذهنیت کمالگرایانه، مانعی بزرگ است، زیرا یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است و اشتباه کردن بخش جداییناپذیر آن است. هدف اصلی زبان، برقراری ارتباط است، نه ساختن جملات بینقص.
۳. مقایسه خود با دیگران
وقتی در یک کلاس زبان یا گروهی قرار میگیریم، ناخودآگاه شروع به مقایسه سطح زبان خود با دیگران میکنیم. اگر احساس کنیم کسی از ما روانتر صحبت میکند، ممکن است اعتمادبهنفس خود را از دست بدهیم و ترجیح دهیم سکوت کنیم. این مقایسه نه تنها غیرمنصفانه است (چون هرکس مسیر یادگیری متفاوتی دارد)، بلکه به شدت مخرب و اضطرابآور است.
۴. تمرکز بیش از حد بر گرامر
سیستمهای آموزشی سنتی اغلب تمرکز زیادی بر روی قواعد خشک گرامری دارند. این موضوع باعث میشود زبانآموزان هنگام صحبت کردن، مدام در ذهن خود مشغول تحلیل ساختار جمله باشند. این پردازش ذهنی سنگین، سرعت مکالمه را کاهش میدهد، استرس را بالا میبرد و جلوی روان صحبت کردن را میگیرد.
گام اول: تغییر ذهنیت (پایه و اساس موفقیت)
برای غلبه بر ترس از مکالمه انگلیسی، اولین و مهمترین قدم، تغییر نگرش و ذهنیت است. تا زمانی که از درون آماده نباشید، بهترین تکنیکها هم کارساز نخواهند بود.
اشتباهات را در آغوش بگیرید!
این یک شعار نیست، یک اصل اساسی است. هر اشتباهی که میکنید، یک پله برای پیشرفت است. به جای سرزنش خود، به اشتباهات به چشم یک فرصت یادگیری نگاه کنید. حتی افراد بومی نیز گاهی اشتباه میکنند. به خودتان یادآوری کنید که هدف، رساندن پیام است، نه بینقص بودن. این تغییر نگرش، فشار روانی را از روی دوش شما برمیدارد.
اهداف کوچک و دستیافتنی تعیین کنید
به جای هدفگذاریهای بزرگ و ترسناک مانند “میخواهم مثل یک بومی صحبت کنم”، اهداف کوچک و قابل مدیریت تعیین کنید. برای مثال:
- امروز یک جمله ساده در مورد آب و هوا به انگلیسی میگویم.
- این هفته در کلاس، یک سوال به انگلیسی میپرسم.
- در مکالمه بعدی، از کلمه جدیدی که یاد گرفتهام استفاده میکنم.
رسیدن به این اهداف کوچک، حس موفقیت و اعتمادبهنفس شما را به تدریج افزایش میدهد.
روی پیشرفت تمرکز کنید، نه کمال
مسیر یادگیری زبان را مانند یک سفر ببینید. خودِ امروزتان را فقط با خودِ دیروزتان مقایسه کنید. آیا امروز یک کلمه بیشتر بلدید؟ آیا یک ساختار را بهتر فهمیدهاید؟ این یعنی شما در حال پیشرفت هستید. این ذهنیت رشد، انگیزه شما را حفظ کرده و از ناامیدی جلوگیری میکند.
گام دوم: راهکارهای عملی برای تمرین و تقویت اعتمادبهنفس
پس از اصلاح ذهنیت، نوبت به تمرینهای عملی میرسد. این راهکارها به شما کمک میکنند تا به تدریج و در یک محیط امن، مهارت مکالمه خود را تقویت کنید.
۱. با خودتان صحبت کنید (Self-Talk)
این یکی از قدرتمندترین و کماسترسترین روشهاست. شما نیازی به شنونده ندارید و ترسی از قضاوت شدن وجود ندارد.
- روایت کارهای روزمره: وقتی در حال انجام کارهای روزانه هستید (مثل آشپزی یا مرتب کردن اتاق)، آنها را با صدای بلند به انگلیسی برای خودتان توصیف کنید. مثلاً: “Now I am chopping the onions. I need to put them in the pan.”
- بلند خواندن: یک کتاب، مقاله یا حتی یک پست وبلاگ انگلیسی را با صدای بلند بخوانید. این کار به زبان و گوش شما کمک میکند تا به صدای انگلیسی خودتان عادت کنید.
۲. تکنیک سایه (Shadowing)
تکنیک سایه یک روش فوقالعاده برای بهبود تلفظ، ریتم و لحن کلام است.
- یک فایل صوتی یا تصویری کوتاه (مثلاً بخشی از یک پادکست یا فیلم) را انتخاب کنید که گوینده آن واضح صحبت میکند.
- همزمان با گوینده یا با چند ثانیه تاخیر، سعی کنید دقیقاً حرفهای او را با همان لحن و تلفظ تکرار کنید.
- این کار را بارها و بارها انجام دهید تا جایی که احساس کنید به گفتار اصلی نزدیک شدهاید.
این تمرین عضلات دهان شما را برای تولید صداهای انگلیسی تقویت کرده و اعتمادبهنفس شما را در تلفظ به شدت بالا میبرد.
۳. ضبط کردن صدای خود
ممکن است در ابتدا کمی عجیب به نظر برسد، اما ضبط کردن صدا یک ابزار تشخیصی عالی است. در مورد یک موضوع ساده صحبت کنید و صدای خود را ضبط کنید. سپس به آن گوش دهید. این کار به شما کمک میکند تا نقاط ضعف خود در تلفظ یا گرامر را شناسایی کرده و روی آنها کار کنید. نگران نباشید، صدای همه برای خودشان عجیب است!
۴. شروع از محیطهای امن
لازم نیست از همان ابتدا در یک جلسه کاری مهم به انگلیسی سخنرانی کنید. از محیطهای امن و حمایتی شروع کنید:
- دوست یا پارتنر زبان: یک دوست پیدا کنید که او هم در حال یادگیری است. با هم قرار بگذارید که فقط به انگلیسی صحبت کنید. در این حالت، هر دو شما در حال یادگیری هستید و ترسی از اشتباه کردن وجود ندارد.
- کلاسهای مکالمه: در کلاسهایی شرکت کنید که تمرکزشان بر روی مکالمه است و معلم فضایی حمایتی ایجاد میکند.
- جوامع آنلاین: پلتفرمهای تبادل زبان مانند HelloTalk یا Tandem به شما این امکان را میدهند که با افراد بومی یا زبانآموزان دیگر از سراسر جهان به صورت نوشتاری و صوتی ارتباط برقرار کنید. شروع با پیامهای نوشتاری میتواند استرس کمتری داشته باشد.
گام سوم: تکنیکهای مدیریت استرس در لحظه مکالمه
فرض کنید در یک موقعیت واقعی مکالمه قرار گرفتهاید و احساس میکنید استرس در حال غلبه بر شماست. چه باید کرد؟
نفس عمیق بکشید
این یک راهکار ساده اما بسیار موثر است. قبل از شروع صحبت یا هر زمان که احساس اضطراب کردید، چند نفس عمیق و آرام بکشید. این کار به آرام شدن سیستم عصبی و افزایش اکسیژنرسانی به مغز کمک میکند.
سرعت صحبت خود را کاهش دهید
نیازی نیست با سرعت نور صحبت کنید. آرام و شمرده صحبت کردن به شما زمان بیشتری برای فکر کردن و پیدا کردن کلمات مناسب میدهد. همچنین باعث میشود کمتر تپق بزنید. اگر طرف مقابل سریع صحبت میکند، مودبانه از او بخواهید که کمی آرامتر صحبت کند.
تمرکز بر ارتباط، نه گرامر
در لحظه مکالمه، ذهن خود را از تحلیل گرامری رها کنید. تمام تمرکز خود را روی انتقال پیام و درک صحبتهای طرف مقابل بگذارید. اگر کلمهای را فراموش کردید، سعی کنید با استفاده از کلمات دیگر منظورتان را توضیح دهید (Paraphrasing). مهم این است که مکالمه ادامه پیدا کند.
گوش دادن فعال را تمرین کنید
مکالمه یک خیابان دوطرفه است. به جای اینکه تمام مدت نگران باشید که بعداً چه بگویید، با دقت به حرفهای طرف مقابل گوش دهید. این کار نه تنها فشار را از روی شما برمیدارد، بلکه به شما ایدههایی برای ادامه بحث میدهد و نشان میدهد که شما یک شنونده خوب هستید.
جدول خلاصه: راهکارهای کلیدی برای غلبه بر ترس
در جدول زیر، مشکلات رایج و راهکارهای متناظر آنها را برای یک مرور سریع خلاصه کردهایم:
| مشکل/ترس | راهکار عملی |
|---|---|
| ترس از اشتباه کردن | پذیرش اشتباه به عنوان بخشی از یادگیری، تمرکز بر پیشرفت نه کمال. |
| نگرانی از قضاوت دیگران | شروع تمرین در محیطهای امن (با خود، با یک دوست)، یادآوری اینکه دیگران بیشتر روی خودشان متمرکز هستند. |
| تلفظ نادرست کلمات | استفاده از تکنیک سایه (Shadowing)، گوش دادن زیاد به پادکست و فیلم، ضبط کردن صدا. |
| فراموش کردن لغات | کاهش سرعت مکالمه، یادگیری تکنیک توضیح دادن (Paraphrasing)، افزایش دایره لغات با مطالعه. |
| استرس و اضطراب فیزیکی | تمرین تنفس عمیق، حفظ آرامش، شروع با مکالمات کوتاه و ساده. |
نتیجهگیری: شجاع باشید و اولین قدم را بردارید
غلبه بر ترس از مکالمه انگلیسی یک فرآیند یک شبه نیست و به صبر، تمرین و مهربانی با خود نیاز دارد. به یاد داشته باشید که شما تنها نیستید و تقریباً تمام زبانآموزان این مرحله را تجربه کردهاند. مهمترین چیز این است که از منطقه امن خود خارج شوید و شروع به صحبت کنید، حتی اگر با جملات ساده و کوتاه باشد. هر مکالمه، هرچقدر هم کوچک، یک پیروزی است. با تغییر ذهنیت، استفاده از راهکارهای عملی و مدیریت استرس، شما نیز میتوانید این مانع را پشت سر بگذارید و از لذت برقراری ارتباط به یک زبان جدید بهرهمند شوید. همین امروز اولین قدم را بردارید!




دقیقا همین حس ‘قلبم تند تند میزنه و کف دستم عرق میکنه’ رو دارم. چطور میشه به انگلیسی گفت که ‘استرس صحبت کردن دارم’ به یه شکل طبیعیتر از just ‘I’m stressed’؟
سلام علی! متوجه میشم. برای بیان ‘استرس صحبت کردن’ یا ‘اضطراب اجرا’ میتونید از عبارتهای خوبی مثل ‘I get performance anxiety’ یا ‘I get stage fright’ (که بیشتر برای اجراهای عمومی هست ولی برای مکالمه هم استفاده میشه) استفاده کنید. همچنین ‘I feel nervous about speaking’ خیلی رایج و طبیعیه.
ممنون از مقاله عالی. همیشه این ترس از اشتباه کردن باعث میشه سکوت کنم. به نظرتون بهتره اول روی ‘fluency’ تمرکز کنیم یا ‘accuracy’؟
سلام سارا! سوال بسیار مهمیه. به طور کلی توصیه میشه در مراحل اولیه یادگیری، تمرکز بیشتری روی ‘fluency’ (روان صحبت کردن) داشته باشید تا اعتماد به نفستون بیشتر بشه. ‘Accuracy’ (درستی گرامری و واژگانی) به تدریج با تمرین و بازخورد بهبود پیدا میکنه. نترسیدن از اشتباه، کلید رسیدن به fluency هست.
اینکه ‘مدام خودم رو با دیگران مقایسه میکنم’ دقیقا مشکل منه. تو انگلیسی یه اصطلاح هست برای این ‘مقایسه کردن و حس بد گرفتن’؟
سلام رضا. بله، برای این حالت میتونید از ‘comparing yourself to others’ استفاده کنید. وقتی مقایسه باعث حسادت یا حس ناکافی بودن میشه، گاهی میگویند ‘keeping up with the Joneses’ که بیشتر به رقابت در سبک زندگی اشاره داره. اما برای حس شخصیتر، ‘self-doubt’ (شک به خود) هم میتونه مرتبط باشه. یادتون باشه ‘Comparison is the thief of joy’.
من برای غلبه بر این ترس، سعی کردم هر روز با خودم جلوی آینه صحبت کنم. به نظرتون این ‘self-talk’ واقعا مفیده؟
مینا جان، ‘self-talk’ یا ‘talking to yourself’ یک روش فوقالعاده مؤثر برای افزایش اعتماد به نفس و روان شدن در مکالمه هست. این کار به شما کمک میکنه کلمات و جملات رو بدون ترس از قضاوت به کار ببرید و ذهنتون رو برای مکالمات واقعی آماده کنید. ادامه بدید!
یکی از ترسهای من تلفظ هست. مخصوصا کلمات با ‘th’ یا ‘r’. راهکاری برای بهبود تلفظ این صداها دارید؟
امیر عزیز، ترس از تلفظ طبیعیه. برای ‘th’، تمرین قرار دادن نوک زبان بین دندانها برای ‘unvoiced th’ (مثل thin) و ارتعاش دادن برای ‘voiced th’ (مثل this) کلیدیه. برای ‘r’ هم تمرین ‘rabbit’ و ‘red’ با جمع کردن لبها و عقب بردن زبان کمک کنندهاست. گوش دادن فعال و تقلید (shadowing) هم بسیار موثره.
اینکه مقاله میگه ‘ترس قابل عبور است’ خیلی امیدبخش بود. چطور میشه به انگلیسی گفت ‘تو میتونی انجامش بدی’ یا ‘بیخیال ترس شو’ به یه لحن دوستانه و خودمونی؟
نرگس جان، عالیه که مقاله بهت انگیزه داده! برای ‘تو میتونی انجامش بدی’ میتونی بگی ‘You got this!’ یا ‘Go for it!’. برای ‘بیخیال ترس شو’ هم ‘Don’t sweat it!’ (نگران نباش، بیخیال شو) یا ‘Let go of the fear’ خیلی خوبن. ‘Shake it off!’ هم برای رها کردن یک حس بد عالیه.
من وقتی استرس دارم، حتی گرامرهای ساده رو هم اشتباه میکنم. مثلا زمان گذشته رو با حال قاطی میکنم. آیا این مشکل رایجیه؟
بله کیان، این یک مشکل کاملاً رایج هست که حتی در بین Native speakers هم در شرایط استرسزا اتفاق میفته. در لحظات اضطراب، دسترسی مغز به اطلاعات ذخیره شده سختتر میشه. تمرین مکالمه در محیطهای کمفشار و تمرکز روی یک ساختار گرامری خاص در هر مکالمه میتونه کمک کننده باشه.
‘اولین قدم برای شکستن سد’ خیلی خوبه. اصطلاحی هست که برای ‘گام اول رو برداشتن’ به کار بره؟
یاسمن عزیز، حتما! برای ‘گام اول رو برداشتن’ یا ‘شروع کردن’ میتونید از ‘take the first step’ یا ‘take the plunge’ (که به معنی شروع یک کار بزرگ یا دشوار هست) استفاده کنید. ‘Break the ice’ هم برای شروع مکالمه در یک جمع جدیده.
مقاله به راهکارهای عملی اشاره کرده. به نظرتون ‘role-playing’ یا بازی کردن نقشهای مختلف در مکالمه چقدر میتونه مفید باشه؟
بهمن جان، ‘role-playing’ یکی از بهترین و عملیترین روشها برای غلبه بر ترس از مکالمه است. این روش به شما اجازه میده در محیطی امن، سناریوهای مختلف رو تمرین کنید، با کلمات و عبارات جدید آشنا بشید و اعتماد به نفس لازم برای مواجهه با موقعیتهای واقعی رو کسب کنید. حتما امتحانش کنید!
خیلی خوب گفتید که ‘این مسیر فقط برای یادگیری زبان نیست، بلکه سفری برای افزایش اعتمادبهنفس شماست.’ این جمله واقعا بهم انگیزه داد. آیا راهی هست که این ‘اعتماد به نفس’ رو در انگلیسی بیان کرد که فقط ‘self-confidence’ نباشه؟
فرناز عزیز، خوشحالیم که این جمله الهامبخش بوده! بله، علاوه بر ‘self-confidence’، میتوانید از ‘assurance’ (اطمینان خاطر) یا ‘poise’ (خونسردی و وقار در موقعیتهای سخت) استفاده کنید. ‘Belief in oneself’ هم معنای مشابهی داره. نکته اینجاست که اعتماد به نفس یک مهارت قابل تمرینه.
بحث ‘شکستن سد’ و ‘مانع بزرگ اما کاملا قابل عبور’ واقعا به جا بود. تو انگلیسی چه فعل یا عبارتی برای ‘غلبه کردن بر مانع’ خیلی کاربرد داره؟
امید جان، بله، برای ‘غلبه کردن بر مانع’ یا ‘رد شدن از یک چالش’ میتونید از افعالی مثل ‘overcome (a barrier/obstacle)’, ‘conquer (a fear)’, ‘break through (a wall/barrier)’, ‘get over (something)’ استفاده کنید. هر کدوم با توجه به بافت جمله کاربرد خاص خودشون رو دارن.
مقاله فوقالعاده کاربردی و روانشناسی شده بود. خیلی ممنون از شما.
وقتی میگیم ‘دست و پنجه نرم کردن’ برای چالشها، تو انگلیسی میتونیم بگیم ‘struggle with’ که یکم رسمی هست. اصطلاح خودمونیتری هم هست؟
سلام وحید. بله، ‘struggle with’ کاملاً درسته. برای لحن خودمونیتر، میتونید بگید ‘grapple with (a problem)’ یا ‘wrestle with (a challenge)’. حتی ‘deal with (a tough situation)’ هم میتونه به کار بره. ‘Have a hard time with something’ هم خیلی رایجه.
اینکه گفته ‘ذهنیت خود را تغییر دهید’ نکته کلیدی بود. برای ‘تغییر دادن’ یا ‘بالا بردن’ روحیه چه Phrasal Verbهایی رو پیشنهاد میکنید؟
ترانه عزیز، سوال خوبیه! برای ‘تغییر دادن ذهنیت’ میتونید از ‘shift your mindset’ استفاده کنید. برای ‘بالا بردن روحیه’ یا ‘افزایش انگیزه’ هم ‘lift your spirits’, ‘boost your morale’ یا ‘perk up’ (برای کسی که بیحوصله است) مناسب هستند.
من هم کاملا با این حس ‘قضاوت شدن’ و ‘ترس از اشتباه’ آشنا هستم. سعی میکنم وقتی صحبت میکنم، جملات کوتاه و ساده بسازم. این کار باعث میشه کمتر ‘get tongue-tied’ بشم.
احسان جان، نکته خیلی خوبی گفتی! ‘Get tongue-tied’ به معنی ‘زبان بند آمدن’ یا ‘قفل کردن زبان’ هست که در زمان استرس بسیار رایجه. استفاده از جملات کوتاه و ساده یک استراتژی عالی برای شروع هست، چون هم فشار رو از روی شما برمیداره و هم بهتون کمک میکنه روانتر صحبت کنید. کمکم میتونید جملات رو طولانیتر کنید.
راهکارهای ‘روانشناسیشده’ تو مقاله خیلی به دلم نشست. اگر بخوایم بگیم یه چیزی ‘mental’ هست ولی نه به معنی بیماری، چه کلمه دیگهای میشه استفاده کرد؟
پریسا جان، کلمه ‘mental’ به معنی ‘ذهنی’ یا ‘مربوط به ذهن’ است و در انگلیسی عامیانه لزوماً به معنی بیماری نیست، بلکه میتواند به وضعیت ذهنی یا فرایندهای فکری اشاره کند، مثلاً ‘mental health’. برای راهکارهای روانشناسیشده، ‘mindset strategies’ یا ‘psychological approaches’ هم استفاده میشه. اگر منظور صرفاً ذهن باشه، ‘cognitive’ هم مناسبه.
از مطالب خوبتون ممنونم. واقعا به همچین مقالهای نیاز داشتم.
اینکه میگید ‘نترسید از اشتباه کردن’ کلیدیه. من بیشتر از اینکه از اشتباه گرامری بترسم، از اینکه لهجهم خوب نباشه میترسم و دیگران ‘judge’ کنن.
سلام نگار. ترس از قضاوت شدن به خاطر لهجه یک نگرانی رایجه. اما مهم اینه که لهجه شما مانع از درک پیامتون نشه. Native speakers از تلاشتون برای صحبت کردن قدردانی میکنند. یادتون باشه ‘Practice makes perfect’, but ‘communication is key’. روی وضوح صحبت تمرکز کنید، نه حذف کامل لهجه.
خیلی وقتها کلماتی که بلدم تو ذهنم نمییاد موقع مکالمه. این ‘tip of the tongue’ بودن کلمات خیلی آزاردهندهست. راهی هست کمتر این اتفاق بیفته؟
هدی عزیز، ‘tip of the tongue’ phenomenon (پدیده نوک زبان) کاملاً عادیه و حتی برای زبان مادری هم پیش میاد. برای کاهش اون در انگلیسی، سعی کنید کلمات رو در قالب جمله یا در بافت یاد بگیرید، نه به صورت مجزا. تکرار فعال و استفاده از کلمات در موقعیتهای واقعی، ارتباطات عصبی رو قویتر میکنه تا کلمات راحتتر به ذهنتون بیان.
من با این روش ‘اولین قدم رو برداشتن’ تونستم شروع کنم. فقط ‘courage’ میخواست. آیا کلمات دیگهای به جای ‘courage’ هست که همین معنی رو بده یا ‘bravery’؟
ساسان جان، عالیه که شروع کردی! ‘Courage’ (شجاعت) و ‘bravery’ (دلاوری) خیلی نزدیک به هم هستند. ‘Courage’ بیشتر به توانایی مواجهه با ترس یا درد اشاره داره، در حالی که ‘bravery’ اغلب به اعمال شجاعانه در مواجهه با خطر فیزیکی اشاره داره. کلمات دیگری مثل ‘guts’ (عامیانهتر), ‘valor’ (رسمی و تاریخیتر) یا ‘fortitude’ (قدرت روحی در برابر سختیها) هم وجود دارند.