- چگونه به سوال معروف “از خودت بگو” (Tell me about yourself) در یک مصاحبه کاری انگلیسی پاسخ دهیم؟
- رایجترین سوالات در مصاحبههای شغلی انگلیسی چه هستند و بهترین جوابها برای آنها چیست؟
- چطور نقاط ضعف و قوت خود را به زبان انگلیسی به شکلی حرفهای و صادقانه بیان کنیم؟
- آیا باید در مورد حقوق به انگلیسی سوال بپرسیم؟ چه زمانی و چگونه؟
- در پایان مصاحبه، چه سوالاتی میتوانیم از مصاحبهکننده بپرسیم تا شانس موفقیت خود را افزایش دهیم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را برای موفقیت در هر مصاحبه کاری انگلیسی آماده میکنیم. مصاحبه شغلی به زبان انگلیسی میتواند یکی از پراسترسترین مراحل در مسیر حرفهای هر فردی باشد، به خصوص اگر انگلیسی زبان مادری شما نباشد. اما نگران نباشید! با آمادگی درست، شناخت سوالات متداول و تمرین پاسخهای هوشمندانه، نه تنها میتوانید بر استرس خود غلبه کنید، بلکه میتوانید کارفرما را تحت تاثیر قرار داده و شغل رویایی خود را به دست آورید. در ادامه، با ما همراه باشید تا مهمترین تکنیکها و عبارات کلیدی را برای درخشش در جلسه مصاحبه بیاموزید.
چرا آمادگی برای مصاحبه کاری انگلیسی حیاتی است؟
بسیاری از افراد تصور میکنند که داشتن دانش زبان انگلیسی برای موفقیت در یک مصاحبه کافی است. اما حقیقت این است که مصاحبه کاری انگلیسی فقط یک آزمون زبان نیست؛ بلکه یک ارزیابی دقیق از مهارتهای ارتباطی، شخصیت حرفهای و میزان تناسب شما با فرهنگ سازمانی آن شرکت است. کارفرما به دنبال فردی است که نه تنها از پس وظایف فنی برآید، بلکه بتواند به طور موثر با همکاران و مدیران خود ارتباط برقرار کند.
آمادگی قبلی به شما کمک میکند تا:
- اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید: وقتی بدانید چه سوالاتی در انتظار شماست و چگونه باید به آنها پاسخ دهید، با آرامش و تسلط بیشتری صحبت خواهید کرد.
- پاسخهای ساختارمند و حرفهای ارائه دهید: به جای پاسخهای پراکنده و نامرتبط، میتوانید داستان حرفهای خود را به شکلی منسجم و متقاعدکننده بیان کنید.
- از اشتباهات رایج پرهیز کنید: بسیاری از اشتباهات در مصاحبهها به دلیل عدم آمادگی و پاسخهای عجولانه رخ میدهند.
- تاثیر اولیه ماندگار بگذارید: چند دقیقه اول مصاحبه بسیار حیاتی است. آمادگی به شما کمک میکند تا شروعی قدرتمند داشته باشید.
بخش اول: سوالات رایج در مصاحبه کاری انگلیسی و پاسخهای هوشمندانه
در این بخش به سراغ متداولترین سوالاتی میرویم که تقریبا در هر مصاحبه کاری انگلیسی با آنها روبرو خواهید شد. برای هر سوال، نکات کلیدی و یک نمونه پاسخ ارائه میدهیم.
۱. ?Tell me about yourself (درباره خودتان بگویید)
این سوال، فرصت طلایی شما برای شروعی قدرتمند است. این یک سوال باز است، اما هدف آن شنیدن داستان زندگی شما نیست. مصاحبهکننده میخواهد یک خلاصه حرفهای از سوابق، مهارتها و اهداف شما که مرتبط با این موقعیت شغلی است را بشنود. پاسخ شما باید کوتاه (حدود ۹۰ ثانیه) و متمرکز باشد.
فرمول پاسخ ایدهآل (Present – Past – Future):
- حال (Present): به طور خلاصه بگویید در حال حاضر چه میکنید و چه مهارتهای کلیدی دارید. (مثال: من یک متخصص بازاریابی دیجیتال با ۵ سال سابقه در زمینه SEO و بازاریابی محتوا هستم.)
- گذشته (Past): به تجربیات قبلی خود که شما را برای این موقعیت آماده کرده است، اشاره کنید. (مثال: در شرکت قبلی، من مسئولیت مدیریت کمپینهای تبلیغاتی را بر عهده داشتم و توانستم ترافیک ارگانیک سایت را تا ۴۰٪ افزایش دهم.)
- آینده (Future): توضیح دهید که چرا به این موقعیت شغلی علاقهمند هستید و چگونه میتوانید به شرکت کمک کنید. (مثال: من به دنبال فرصتی هستم تا مهارتهای خود را در یک شرکت نوآور مانند شرکت شما به کار بگیرم و به رشد تیم کمک کنم.)
نمونه پاسخ:
“Well, I’m a senior software developer with over 8 years of experience, specializing in front-end development with a strong focus on JavaScript frameworks like React and Vue. In my previous role at XYZ Tech, I was instrumental in developing a new user interface for their main product, which resulted in a 20% increase in user engagement. I was drawn to this opportunity because your company is a leader in the fintech industry, and I’m passionate about using my skills to build intuitive and efficient financial tools. I’m confident that my experience in building scalable applications can be a great asset to your team.”
۲. ?What are your greatest strengths (بزرگترین نقاط قوت شما چیست؟)
هنگام پاسخ به این سوال، صرفاً به ذکر یک صفت (مانند “سختکوش”) اکتفا نکنید. یک مهارت یا ویژگی مشخص را انتخاب کنید، و سپس با یک مثال واقعی از تجربیات کاری خود، آن را اثبات کنید. سعی کنید نقاط قوتی را انتخاب کنید که مستقیماً با نیازمندیهای شغل مورد نظر در ارتباط باشد.
چند نمونه از نقاط قوت حرفهای:
- Problem-solving (حل مسئله)
- Teamwork and Collaboration (کار تیمی و همکاری)
- Adaptability (سازگاری)
- Time Management (مدیریت زمان)
- Leadership (رهبری)
نمونه پاسخ:
“I believe one of my greatest strengths is my problem-solving ability. In my last job, we were facing a recurring bug that was causing significant downtime for our clients. Instead of just applying a temporary fix, I took the initiative to dig deeper, analyze the root cause, and collaborated with the back-end team to develop a permanent solution. This not only solved the immediate issue but also improved the system’s stability by 30%. I enjoy tackling complex challenges and finding effective, long-term solutions.”
۳. ?What is your greatest weakness (بزرگترین نقطه ضعف شما چیست؟)
این یکی از چالشبرانگیزترین سوالات در هر مصاحبه کاری انگلیسی است. هدف مصاحبهکننده به دام انداختن شما نیست، بلکه میخواهد میزان خودآگاهی و تلاش شما برای بهبود را بسنجد. بهترین رویکرد این است که یک نقطه ضعف واقعی اما نه چندان حیاتی را انتخاب کرده و مهمتر از آن، توضیح دهید که برای رفع آن چه اقداماتی انجام دادهاید.
از گفتن موارد زیر خودداری کنید:
- پاسخهای کلیشهای مانند “من بیش از حد کمالگرا هستم” (I’m a perfectionist).
- نقاط ضعفی که برای شغل مورد نظر بسیار حیاتی هستند (مثلاً اگر برای شغل مدیریت پروژه اقدام کردهاید، نگویید در مدیریت زمان ضعیف هستید).
- گفتن اینکه هیچ نقطه ضعفی ندارید.
نمونه پاسخ هوشمندانه:
“In the past, I sometimes struggled with public speaking and presenting in front of large groups. I recognized this was an important skill for my career growth. So, I proactively joined a public speaking workshop and started volunteering to lead smaller team meetings. While I’m still working on it, I’ve become much more confident and have received positive feedback on my recent presentations. It’s an area I am committed to continuously improving.”
بخش دوم: سوالات رفتاری (Behavioral Questions) و تکنیک STAR
سوالات رفتاری به گونهای طراحی شدهاند که عملکرد گذشته شما را به عنوان شاخصی برای رفتار آیندهتان ارزیابی کنند. این سوالات معمولاً با عباراتی مانند “Tell me about a time when…” یا “Describe a situation where…” شروع میشوند. بهترین روش برای پاسخ به این سوالات، استفاده از تکنیک STAR است.
STAR مخفف کلمات زیر است:
- S (Situation): موقعیت را توصیف کنید. چه چالشی یا پروژهای در پیش داشتید؟
- T (Task): وظیفه شما در آن موقعیت چه بود؟ چه هدفی را دنبال میکردید؟
- A (Action): شما چه اقداماتی انجام دادید؟ گامهای مشخصی که برداشتید را توضیح دهید.
- R (Result): نتیجه اقدامات شما چه بود؟ سعی کنید نتایج را با اعداد و ارقام قابل اندازهگیری بیان کنید.
نمونه سوال و پاسخ با تکنیک STAR
سوال: “Tell me about a time you had to work under a tight deadline.” (درباره زمانی بگویید که مجبور بودید تحت یک فشار زمانی شدید کار کنید.)
پاسخ با تکنیک STAR:
- (Situation): “In my previous role as a project coordinator, our team was tasked with launching a new marketing campaign for a major client, but due to unforeseen changes, our deadline was suddenly moved up by a week.”
- (Task): “My specific responsibility was to coordinate with the design, content, and web development teams to ensure all assets were ready for the new launch date without compromising quality.”
- (Action): “I immediately organized a meeting to re-prioritize all tasks. I created a detailed, hour-by-hour schedule using Asana, identified critical path activities, and delegated tasks based on team members’ availability and strengths. I also set up daily 15-minute check-in meetings to monitor progress and quickly resolve any roadblocks.”
- (Result): “As a result of this structured approach, we not only met the new, tight deadline but the campaign was a huge success, generating 15% more leads than projected. It taught me the importance of clear communication and proactive planning under pressure.”
بخش سوم: سوالاتی که شما باید از مصاحبهکننده بپرسید
یک مصاحبه کاری انگلیسی یک خیابان دوطرفه است. در انتهای مصاحبه، معمولاً از شما پرسیده میشود: “?Do you have any questions for us” (آیا شما سوالی از ما دارید؟). پاسخ شما به این سوال به اندازه پاسخهای قبلیتان اهمیت دارد. هرگز نگویید “نه، سوالی ندارم”. سوال پرسیدن نشاندهنده علاقه، تفکر انتقادی و انگیزه شماست.
چند نمونه سوال هوشمندانه برای پرسیدن:
سوالات مربوط به نقش و وظایف
- ?What does a typical day or week look like in this role (یک روز یا هفته کاری معمولی در این نقش چگونه است؟)
- ?What are the biggest challenges someone in this position might face (بزرگترین چالشهایی که یک فرد در این موقعیت با آن روبرو میشود چیست؟)
- ?How is success measured for this role (موفقیت در این شغل چگونه سنجیده میشود؟)
سوالات مربوط به تیم و فرهنگ شرکت
- ?Can you tell me more about the team I would be working with (میتوانید کمی بیشتر در مورد تیمی که با آن کار خواهم کرد بگویید؟)
- ?What is the company culture like here (فرهنگ سازمانی در اینجا چگونه است؟)
- ?What are the opportunities for professional growth and development (فرصتهای رشد و توسعه حرفهای در اینجا چیست؟)
سوالات مربوط به آینده
- ?What are the company’s main goals for the next year, and how does this role contribute to them (اهداف اصلی شرکت برای سال آینده چیست و این نقش چگونه به آنها کمک میکند؟)
- ?What are the next steps in the interview process (مراحل بعدی در فرآیند مصاحبه چیست؟)
نکات تکمیلی برای موفقیت قطعی
برای اینکه در مصاحبه کاری انگلیسی خود بهترین عملکرد را داشته باشید، این نکات را نیز به خاطر بسپارید:
۱. تحقیق، تحقیق و باز هم تحقیق: درباره شرکت، محصولات، خدمات، ارزشها و آخرین اخبار آن به طور کامل تحقیق کنید. به پروفایل لینکدین مصاحبهکنندگان خود نگاهی بیندازید.
۲. تمرین با صدای بلند: پاسخهای خود را با صدای بلند تمرین کنید. میتوانید صدای خود را ضبط کرده و به آن گوش دهید تا ایرادات خود را پیدا کنید. از یک دوست یا مربی بخواهید با شما یک مصاحبه آزمایشی انجام دهد.
۳. زبان بدن حرفهای: ارتباط چشمی برقرار کنید، لبخند بزنید، صاف بنشینید و با اعتماد به نفس صحبت کنید. زبان بدن شما پیامهای زیادی را منتقل میکند.
۴. لباس مناسب بپوشید: حتی اگر مصاحبه آنلاین است، لباس رسمی و حرفهای بپوشید. این کار بر ذهنیت و اعتماد به نفس شما تاثیر مثبت دارد.
۵. آمادهسازی سوال حقوق: در مورد حقوق و مزایا تحقیق کنید تا اگر این سوال پرسیده شد، آماده باشید. معمولاً بهتر است به جای یک عدد ثابت، یک بازه حقوقی منطقی (salary range) را پیشنهاد دهید.
در جدول زیر، مقایسهای بین پاسخهای ضعیف و قوی به یکی از سوالات رایج را مشاهده میکنید:
| سوال | پاسخ ضعیف | پاسخ قوی و حرفهای |
|---|---|---|
| ?Why do you want to work here (چرا میخواهید اینجا کار کنید؟) | “I need a job and your company seems like a good place to work. The salary is also attractive.” (من به شغل نیاز دارم و شرکت شما جای خوبی به نظر میرسد. حقوقش هم جذاب است.) | “I’ve been following your company for a while and I’m very impressed with your innovative approach to [mention a specific project or value]. I’m particularly excited about this role because my skills in [mention a key skill] align perfectly with the job description. I am confident I can contribute to your team’s goal of [mention a company goal].” (من مدتی است که شرکت شما را دنبال میکنم و رویکرد نوآورانه شما در [به یک پروژه یا ارزش خاص اشاره کنید] مرا تحت تاثیر قرار داده است. من به طور خاص به این نقش علاقهمندم زیرا مهارتهای من در [یک مهارت کلیدی را ذکر کنید] کاملاً با شرح شغل مطابقت دارد. من مطمئنم که میتوانم به هدف تیم شما برای [یک هدف شرکت را ذکر کنید] کمک کنم.) |
در نهایت، به یاد داشته باشید که هر مصاحبه کاری انگلیسی فرصتی برای یادگیری است. حتی اگر در نهایت آن شغل را به دست نیاورید، تجربهای ارزشمند کسب کردهاید. آرامش خود را حفظ کنید، صادق باشید و بهترین نسخه حرفهای خود را به نمایش بگذارید. موفق باشید!




ممنون بابت مقاله عالی! برای “Tell me about yourself” آیا میشه از اصطلاحاتی مثل “I’m a go-getter” استفاده کرد یا خیلی خودمونیه؟
اصطلاح “go-getter” به معنی فردی پویا و مصمم است که به دنبال رسیدن به اهدافش است. استفاده از آن در مصاحبه کاری لزوماً ‘خودمونی’ نیست و میتواند نشاندهنده جاهطلبی شما باشد، اما بهتر است با مثالهای مشخص از دستاوردهای خود آن را پشتیبانی کنید تا کلیشهای به نظر نرسد. کلمات مشابه و کمی رسمیتر شامل “proactive” یا “results-driven” هستند.
واقعا کاربردی بود! همیشه سوال ‘نقاط قوت و ضعف’ به انگلیسی برام چالش بود. این مقاله خیلی کمک کرد.
این نکات عالی بود! یه سوال داشتم، توی فیلمها شنیدم گاهی به جای ‘job’ میگن ‘gig’. این توی مصاحبه کاری هم قابل استفاده است یا خیلی informal محسوب میشه؟
‘Gig’ معمولاً به معنای یک کار موقت، پروژهای، یا کنسرتی است و بیشتر در محافل غیررسمی یا برای مشاغل پارهوقت و آزاد (freelance) استفاده میشود. در مصاحبه کاری رسمی، استفاده از ‘gig’ به جای ‘job’ به هیچ وجه توصیه نمیشود و کاملاً informal است. بهتر است از واژههای ‘position’، ‘role’ یا ‘opportunity’ استفاده کنید.
قسمت حقوق خیلی مهم بود. آیا عبارت “salary expectation” رایجترین راه برای پرسیدن این سواله یا میشه چیز دیگهای هم گفت؟
بله، ‘salary expectation’ یا ‘expected salary’ بسیار رایج و حرفهای هستند. همچنین میتوانید از ‘compensation expectations’ استفاده کنید که کمی گستردهتر است و شامل مزایا نیز میشود. مهم این است که از لحنی محترمانه و غیرمستقیم استفاده کنید.
خیلی ممنون از این راهنمای جامع. کاش برای هر بخش چندتا اصطلاح حرفهای دیگه هم مثال میزدین.
برای گفتن نقاط ضعف، آیا گفتن “I’m a perfectionist” دیگه خیلی کلیشهای شده؟ حس میکنم همه اینو میگن.
کاملاً درست حدس زدید، ‘I’m a perfectionist’ به دلیل استفاده بیش از حد، کمی کلیشهای شده است. اگر از آن استفاده میکنید، حتماً با ذکر مثالی مشخص از اینکه چگونه این ویژگی را به سمت مثبت هدایت کردهاید، آن را متمایز کنید. بهتر است ضعفهای واقعیتر (البته قابل بهبود) را بیان کنید و روی اقداماتی که برای رفع آن انجام دادهاید، تأکید کنید.
مرسی بابت مقاله! یه سوال در مورد تلفظ “résumé” داشتم. آیا همونطور که نوشته میشه خونده میشه یا تلفظ خاصی داره؟
سوال خوبی است! ‘Résumé’ یک کلمه فرانسوی است که وارد انگلیسی شده و تلفظ خاص خود را دارد. تلفظ صحیح آن چیزی شبیه ‘رِ-زو-مِی’ (REZ-oo-may) است، با تأکید روی هجای آخر. البته در انگلیسی آمریکایی، گاهی اوقات به سادگی ‘ری-زوم’ (ree-ZOOM) هم تلفظ میشود، هرچند کمتر رایج است.
من همیشه سعی میکنم توی مصاحبهها به جای ‘I did’, از ‘I accomplished’ یا ‘I spearheaded’ استفاده کنم. خیلی تاثیرگذارتره.
این مقاله خیلی به موقع بود. آیا در مورد سوالات آخر مصاحبه که ما از مصاحبهکننده میپرسیم، باید خیلی formal باشیم یا میشه کمی راحتتر بود؟
حتی در بخش پایانی مصاحبه که شما سوال میپرسید، حفظ لحن حرفهای و formal مهم است. این نشاندهنده جدیت شما در قبال موقعیت شغلی و احترام به فرآیند مصاحبه است. سوالات شما باید هوشمندانه و نشاندهنده علاقه واقعی شما به شرکت و نقش باشد.
ممنون از راهنمای کاملتون. واقعاً به عبارات کلیدی اشاره کردین که توی ذهن میمونه.
شنیدم برای نشون دادن علاقه زیاد به شغل میشه گفت “I’m keen on this role”. این جمله مناسب مصاحبه است؟
بله، ‘I’m keen on this role/opportunity’ عبارتی بسیار مناسب و حرفهای برای بیان علاقه و اشتیاق شما به موقعیت شغلی است. این جمله نشان میدهد که شما مشتاق و علاقهمند به یادگیری و مشارکت در آن نقش هستید.
یه نکتهای که من از مصاحبههای قبلی یاد گرفتم اینه که همیشه برای ‘Why do you want to work here?’ یه جواب کاملا شخصیسازی شده داشته باشیم.
برای ‘impact’ یا ‘influence’ که تو متن بود، آیا میشه از واژه ‘repercussion’ هم استفاده کرد؟ یا اونو بیشتر برای نتایج منفی میگن؟
سوال بسیار هوشمندانهای است! ‘Repercussion’ معمولاً به عواقب یا نتایج ناخواسته، بهویژه نتایج منفی، اشاره دارد. در حالی که ‘impact’ و ‘influence’ میتوانند هم مثبت و هم منفی باشند، ‘repercussion’ تقریباً همیشه بار منفی دارد. بنابراین در مصاحبه برای صحبت از تأثیرات مثبت، استفاده از ‘impact’ یا ‘positive influence’ مناسبتر است.
عالی بود! دقیقا چیزی که برای تقویت مکالمه انگلیسی در این زمینه لازم داشتم.
آیا گفتن “I’m a team player” هنوز هم تاثیرگذاره یا خیلی رایج شده؟
‘Team player’ هنوز هم یک ویژگی مثبت و مهم در محیط کار محسوب میشود و گفتن آن کاملاً مناسب است. نکته مهم این است که فقط به گفتن این عبارت اکتفا نکنید. بهتر است مثالی مشخص از تجربههای گذشته خود بیاورید که چگونه در یک تیم همکاری کرده و به موفقیت رسیدهاید.
میشه برای اینکه بگیم ‘موقعیت رو دنبال میکنیم’ از phrasal verb “follow up on” استفاده کرد؟ مثلاً توی ایمیل تشکر بعد از مصاحبه؟
بله، ‘follow up on’ یک phrasal verb بسیار مناسب و رایج برای این منظور است. در ایمیل تشکر میتوانید بنویسید: ‘I’d like to follow up on my application/interview for the [Job Title] position.’ این نشاندهنده پیگیری و علاقه شماست.
من همیشه سعی میکنم سوالاتم رو با ‘Could you please elaborate on…’ یا ‘I was wondering if you could describe…’ شروع کنم. خیلی مودبانهتره.
توی یه پادکست شنیدم یکی میگفت “nail the interview”. این یعنی چی و میشه توی مکالمه معمولی ازش استفاده کرد؟
‘Nail the interview’ یک اصطلاح عامیانه (idiom) است به معنی ‘مصاحبه را عالی انجام دادن’ یا ‘گل کاشتن در مصاحبه’. بله، میتوانید در مکالمات روزمره یا غیررسمی برای توصیف یک مصاحبه موفق از آن استفاده کنید، اما در خود مصاحبه یا محیطهای بسیار رسمی بهتر است از عبارات مستقیمتر و حرفهایتر استفاده کنید.
این مقاله واقعاً استرسم رو برای مصاحبههای انگلیسی کم کرد. ممنون از نکات طلایی!
بین ‘skill’ و ‘competency’ چه فرقی هست؟ توی مصاحبه کدوم رو استفاده کنیم بهتره؟
تفاوت ظریفی بین این دو وجود دارد. ‘Skill’ معمولاً به تواناییهای خاص و عملی اشاره دارد (مثل coding skill, communication skill). ‘Competency’ گستردهتر است و شامل ترکیبی از دانش، مهارتها (skills)، تواناییها و ویژگیهای رفتاری است که برای انجام موفقیتآمیز یک کار لازم است (مثل leadership competency, problem-solving competency). در مصاحبه، بسته به زمینه میتوانید از هر دو استفاده کنید، اما ‘competency’ اغلب برای اشاره به مجموعه قابلیتهای مورد نیاز برای یک نقش خاص به کار میرود.
من همیشه سعی میکنم برای سوالات آخر یه سوال در مورد فرهنگ سازمانی (company culture) بپرسم. به نظرم خیلی تاثیرگذاره.
آیا اصطلاح “hit the ground running” برای نشون دادن اینکه سریع وارد کار میشیم، مناسب مصاحبه است؟
‘Hit the ground running’ یک اصطلاح بسیار رایج و مثبت است که نشان میدهد شما فردی پویا هستید و میتوانید بلافاصله پس از شروع کار، اثربخش باشید. استفاده از آن در مصاحبه کاری کاملاً مناسب و حتی توصیه میشود تا تعهد و انگیزه شما را نشان دهد.
واقعاً به اینجور مقالهها نیاز داشتم. خسته نباشید!
برای اینکه بگم من مناسب این پوزیشن هستم، آیا “I’m a good fit for this position” کافیه یا جمله قویتری هم هست؟
‘I’m a good fit for this position’ خوب است، اما میتوانید آن را قویتر کنید. مثلاً: ‘I believe my skills and experience make me an excellent fit for this role.’ یا ‘I am confident that my background aligns perfectly with the requirements of this position, and I can contribute significantly to your team.’ این جملات حرفهایتر و متقاعدکنندهتر هستند.
همیشه برام جالب بود که چرا ‘CV’ و ‘Resume’ دو تا واژه مختلفن. این مقاله بهم کمک کرد تا تفاوت رو بهتر بفهمم. ممنون!
خوشحالیم که مقاله مفید بوده! برای توضیح بیشتر: ‘CV’ (Curriculum Vitae) در اروپا، خاورمیانه و آسیا رایجتر است و معمولاً طولانیتر و جامعتر است، شامل تمام سوابق تحصیلی، کاری، تحقیقاتی و انتشارات. ‘Resume’ (رزومه) در آمریکای شمالی متداولتر است، کوتاهتر (معمولاً ۱-۲ صفحه) و خلاصهای متمرکز بر مرتبطترین تجربیات و مهارتها برای یک شغل خاص است.