- چطور میتوانیم فراتر از کلمات سادهای مثل “tall” یا “beautiful” برویم و ظاهر افراد را با جزئیات دقیق توصیف کنیم؟
- چه صفات و اصطلاحات تخصصی برای توصیف مو، چشم، چهره و اندام در زبان انگلیسی وجود دارد؟
- چگونه میتوانیم با استفاده از عبارات طبیعی و رایج، توصیف ظاهر به انگلیسی را مانند یک فرد بومیزبان (Native) انجام دهیم؟
- یادگیری این عبارات چه تاثیری در مکالمات روزمره و آزمونهای بینالمللی مثل آیلتس و تافل دارد؟
در این مقاله جامع و کاربردی، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری نحوه توصیف ظاهر به انگلیسی یکی از مهارتهای اساسی در ارتباطات روزمره و همچنین بخش مهمی از آزمونهای اسپیکینگ مانند آیلتس است. بسیاری از زبانآموزان در استفاده از کلمات محدود و تکراری باقی میمانند، اما در این راهنما، شما را با گنجینهای از لغات، صفات و اصطلاحات آشنا میکنیم که به شما کمک میکند تا افراد را با دقت، جزئیات و به شیوهای کاملاً طبیعی توصیف کنید. از توصیف کلیات چهره و اندام گرفته تا جزئیترین ویژگیهای مو و چشم، همه چیز را پوشش خواهیم داد.
نگاه کلی و اولین برداشت (General Appearance & First Impression)
وقتی برای اولین بار شخصی را میبینید، یک برداشت کلی از ظاهر او پیدا میکنید. این برداشت معمولاً بر اساس جذابیت، سن و سبک لباس پوشیدن شکل میگیرد. در زبان انگلیسی، کلمات زیادی برای بیان این برداشت اولیه وجود دارد.
توصیف جذابیت ظاهری
به جای استفاده مداوم از کلمه beautiful (برای خانمها) و handsome (برای آقایان)، میتوانید از صفات متنوعتری استفاده کنید تا توصیف شما دقیقتر و طبیعیتر به نظر برسد:
- Attractive: جذاب (قابل استفاده برای خانمها و آقایان). این کلمه یک توصیف کلی و مثبت است.
- Good-looking: خوشتیپ، خوشقیافه. این هم یک اصطلاح عمومی و رایج برای هر دو جنس است.
- Gorgeous: بسیار زیبا و خیرهکننده. این کلمه شدت بیشتری نسبت به beautiful دارد.
- Stunning: به معنای خیرهکننده و فوقالعاده زیبا است و معمولاً برای توصیف کسی به کار میرود که با دیدنش شگفتزده میشوید.
- Cute: بامزه و دوستداشتنی. بیشتر برای کودکان، جوانان یا افرادی با چهرهای معصوم و دلنشین استفاده میشود.
- Elegant: باوقار و شیک. این صفت بیشتر به استایل و نحوه رفتار و لباس پوشیدن فرد اشاره دارد.
- Plain: ساده و معمولی. این کلمه بار منفی ندارد و صرفاً به معنای نداشتن ویژگی ظاهری خاص یا برجسته است.
- Scruffy: نامرتب و شلخته. برای توصیف کسی که به ظاهر خود اهمیت نمیدهد.
تخمین سن (Age)
برای توصیف سن یک فرد، میتوانید از عبارات زیر استفاده کنید:
- Young: جوان
- Middle-aged: میانسال (معمولاً بین ۴۰ تا ۶۰ سال)
- Elderly / Old: سالمند / پیر (Elderly مودبانهتر است)
- In his/her early twenties: در اوایل دهه بیست زندگیاش (مثلاً ۲۱-۲۳ ساله)
- In his/her mid-thirties: در اواسط دهه سی زندگیاش (مثلاً ۳۴-۳۶ ساله)
- In his/her late forties: در اواخر دهه چهل زندگیاش (مثلاً ۴۷-۴۹ ساله)
توصیف قد و ساختار بدن (Describing Height & Build)
بعد از برداشت اولیه، جزئیات بیشتری مانند قد و ساختار کلی بدن مورد توجه قرار میگیرد. این بخش از توصیف ظاهر به انگلیسی بسیار مهم است.
قد (Height)
برای توصیف قد افراد، این کلمات بسیار رایج هستند:
- Tall: قد بلند
- Short: قد کوتاه
- Of medium height / Average height: قد متوسط
- Petite: ریزنقش و ظریف (معمولاً برای خانمهای قد کوتاه و لاغر به کار میرود و بار معنایی مثبتی دارد)
ساختار و فرم بدن (Build / Figure)
تنوع کلمات در این بخش زیاد است و هر کدام بار معنایی متفاوتی دارند. انتخاب کلمه مناسب، توصیف شما را حرفهایتر میکند.
- Slim / Slender: لاغر و خوشاندام (هر دو بار معنایی مثبت و جذابی دارند).
- Thin: لاغر. این کلمه خنثی است اما گاهی میتواند کمی منفی هم باشد (بستگی به لحن دارد).
- Skinny: خیلی لاغر، استخوانی. این کلمه معمولاً بار معنایی منفی دارد و به لاغری بیش از حد اشاره میکند.
- Well-built / Muscular: خوشهیکل و عضلانی (معمولاً برای آقایان).
- Stocky: چهارشانه و تنومند (برای افرادی که قد نسبتاً کوتاهی دارند اما هیکلی و قوی هستند).
- Plump / Chubby: تپل و گوشتالو. این کلمات معمولاً به شکلی دوستانه و مهربانانه برای توصیف اضافه وزن کم استفاده میشوند (Chubby بیشتر برای کودکان رایج است).
- Overweight / Fat: دارای اضافه وزن / چاق. کلمه Fat بسیار رک و گاهی توهینآمیز است، بنابراین بهتر است از Overweight استفاده شود.
جزئیات چهره (Facial Features)
چهره مهمترین بخش در شناسایی و توصیف افراد است. یادگیری لغات مربوط به اجزای صورت به شما کمک میکند تا یک تصویر واضح و دقیق از فرد مورد نظر ارائه دهید.
توصیف مو (Hair)
برای توصیف مو، معمولاً این ترتیب را دنبال میکنیم: طول (Length) + حالت (Style) + رنگ (Color). برای مثال: “She has long, wavy, blonde hair.”
۱. طول مو (Length)
- Long: بلند
- Short: کوتاه
- Medium-length: طول متوسط
- Shoulder-length: تا سرشانه
- Bald: کچل، طاس
۲. حالت و مدل مو (Style)
- Straight: صاف و لخت
- Wavy: موجدار
- Curly: فرفری
- Spiky: سیخسیخی
- Frizzy: وز
- He has a ponytail: موهایش را دماسبی بسته است.
- She wears her hair in braids: او موهایش را میبافد.
۳. رنگ مو (Color)
- Blonde / Fair hair: موی بور / روشن
- Brunette / Brown hair: موی قهوهای
- Red hair: موی قرمز (به فردی که موی قرمز دارد redhead میگویند)
- Black hair: موی مشکی (میتوانید برای تاکید از jet-black استفاده کنید)
- Grey / White hair: موی خاکستری / سفید
- Dyed hair: موی رنگشده
توصیف چشم (Eyes)
چشمها نیز نقش مهمی در توصیف ظاهر به انگلیسی دارند.
۱. رنگ چشم (Color)
رنگهای اصلی چشم عبارتند از: Blue (آبی)، Brown (قهوهای)، Green (سبز)، Hazel (عسلی یا میشی) و Dark (تیره).
۲. شکل و ویژگیهای دیگر چشم (Shape & Features)
- Large / Big eyes: چشمان درشت
- Small eyes: چشمان ریز
- Almond-shaped eyes: چشمان بادامی
- Round eyes: چشمان گرد
- Thick / Thin eyebrows: ابروهای پرپشت / نازک
- Long eyelashes: مژههای بلند
سایر ویژگیهای چهره و بدن (Other Features)
برای یک توصیف کامل، باید به جزئیات دیگر صورت و همچنین ویژگیهای خاص و متمایزکننده نیز اشاره کرد.
شکل صورت (Face Shape)
- Round face: صورت گرد
- Oval face: صورت بیضی
- Square face: صورت مربعی
- Long face: صورت کشیده
پوست و رنگ آن (Complexion / Skin)
- Pale skin: پوست رنگپریده / بسیار روشن
- Fair skin: پوست روشن
- Tanned skin: پوست برنزه و آفتابگرفته
- Dark skin: پوست تیره
ویژگیهای خاص و متمایزکننده (Distinguishing Features)
این ویژگیها به شما کمک میکنند تا فرد را از دیگران متمایز کنید:
- Freckles: کک و مک
- Dimples: چال گونه
- A scar: جای زخم
- A mole: خال
- Wrinkles: چین و چروک
- A beard: ریش
- A mustache: سبیل
- Glasses / Spectacles: عینک
جدول جمعبندی: چگونه یک شخص را قدم به قدم توصیف کنیم؟
برای اینکه فرآیند توصیف ظاهر به انگلیسی برایتان سادهتر شود، میتوانید از این جدول به عنوان یک راهنما استفاده کنید.
| مرحله | موضوع توصیف | نمونه کلمات کلیدی |
|---|---|---|
| ۱ | برداشت کلی و سن | Attractive, good-looking, elegant, young, middle-aged |
| ۲ | قد و ساختار بدن | Tall, short, medium-height, slim, well-built, plump |
| ۳ | مو (طول، حالت، رنگ) | Shoulder-length, curly, brunette, bald, spiky, blonde |
| ۴ | چشم (رنگ و شکل) | Blue, dark, almond-shaped, large, long eyelashes |
| ۵ | چهره و ویژگیهای خاص | Round face, pale skin, freckles, a beard, glasses |
مثالهای عملی برای توصیف ظاهر افراد
حالا بیایید تمام این اطلاعات را کنار هم بگذاریم و چند نمونه کامل از توصیف افراد را ببینیم.
مثال ۱: توصیف یک خانم جوان
“My new colleague, Sarah, is in her mid-twenties. She’s quite tall and slender, and she always looks very elegant. She has long, straight, jet-black hair that she usually wears in a ponytail. What you notice first about her are her stunning large, green eyes. She has a fair complexion and a few light freckles on her nose, which I think are very cute. She has an oval face and a very friendly smile.”
مثال ۲: توصیف یک آقای میانسال
“I saw my former teacher yesterday. He must be in his late fifties now. He’s of medium height but has a rather stocky build. He’s bald on top but has some short, grey hair on the sides. He has kind, small, blue eyes and a lot of wrinkles around them when he smiles. He also has a neatly-trimmed grey mustache and usually wears glasses for reading.”
نتیجهگیری: فراتر از کلمات ساده بروید
همانطور که دیدید، دنیای لغات برای توصیف ظاهر به انگلیسی بسیار گستردهتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد. با یادگیری و تمرین این صفات و اصطلاحات، نه تنها میتوانید تصویر دقیقتر و زندهتری از افراد در ذهن مخاطب خود ایجاد کنید، بلکه مهارت مکالمه و نوشتار خود را نیز به سطح بالاتری ارتقا میدهید. این توانایی به خصوص در آزمون آیلتس، که در آن از شما خواسته میشود یک شخص را توصیف کنید، بسیار ارزشمند است. پس از امروز شروع کنید و این کلمات جدید را در مکالمات خود به کار ببرید تا به مرور زمان به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند.




این مقاله واقعا عالی بود! من همیشه تو آزمون اسپیکینگ آیلتس مشکل داشتم چطور ظاهر افراد رو طبیعی توصیف کنم. اصطلاحاتش خیلی کاربردی بود. ممنون!
خوشحالیم که براتون مفید بوده سارا جان! یادگیری این عبارات به روانتر و طبیعیتر صحبت کردن شما در بخش اسپیکینگ آیلتس کمک شایانی میکنه.
از عبارت ‘striking features’ میشه برای توصیف کسی که ویژگیهای صورتش خیلی برجسته و قابل توجهه استفاده کرد؟ مثلاً چشمای خیلی درشت یا بینی خاص؟
بله علی عزیز، کاملاً درست متوجه شدید. ‘Striking features’ به ویژگیهای ظاهری (معمولاً صورت) اشاره داره که بسیار چشمگیر، متمایز و به یاد ماندنی هستن و معمولاً در جهت مثبت استفاده میشه.
من یه اصطلاح دیگه هم شنیده بودم برای کسی که خیلی خوشتیپه و همیشه لباسهای شیک میپوشه: ‘well-dressed’. فکر کنم به ‘general appearance’ مرتبط باشه.
ممنون مریم جان بابت اضافه کردن این نکته عالی! ‘Well-dressed’ دقیقا به معنای خوشپوش و شیکپوش هست و مکمل خوبی برای توصیف ‘general appearance’ محسوب میشه.
تلفظ ‘svelte’ چطوره؟ و اینکه دقیقاً چه تفاوتی با ‘slim’ داره؟
تلفظ ‘svelte’ به صورت /sfelt/ هست. تفاوت اصلیش اینه که ‘slim’ فقط به لاغری اشاره داره، در حالی که ‘svelte’ علاوه بر لاغری، ظرافت، انعطافپذیری و خوشفرمی اندام رو هم نشون میده. یک جور لاغری زیبا و کشیده.
میشه چند تا صفت دیگه برای توصیف انواع مو، مثلا موهای مجعد یا خیلی صاف، معرفی کنید؟ غیر از ‘curly’ و ‘straight’ که همه بلدن.
حتماً نرگس عزیز! برای موهای مجعد میشه از ‘wavy’ (موجدار)، ‘kinky’ (خیلی فر و پیچپیچی، اغلب برای موی آفریقایی-آمریکایی)، ‘coiled’ (پیچخورده) استفاده کرد. برای صاف هم میشه گفت ‘silky straight’ یا ‘pin-straight’.
چقدر کامل و کاربردی! همیشه از این مقالات خوبتون لذت میبرم. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir.
اصطلاح ‘drop-dead gorgeous’ چقدر رسمیه؟ میشه توی موقعیتهای رسمی هم ازش استفاده کرد یا بیشتر محاورهایه؟
‘Drop-dead gorgeous’ یک اصطلاح کاملاً غیررسمی و محاورهایه و برای توصیف زیبایی خیرهکننده و بسیار زیاد به کار میره. بهتره در موقعیتهای رسمی ازش استفاده نکنید.
من یه بار شنیدم تو یه فیلمی از ‘chiseled jawline’ استفاده کردن برای یه بازیگر مرد. این دقیقاً یعنی چی؟ به فک برجسته اشاره داره؟
بله کیان جان، ‘chiseled jawline’ دقیقاً به خط فک برجسته، زاویهدار و خوشفرم اشاره داره که اغلب نشانه جذابیت و مردانگی تلقی میشه و انگار با قلم و چکش تراشیده شده.
آیا برای ‘radiant’ (بشاش و درخشان) متضاد خاصی هم توی انگلیسی داریم که برای توصیف چهره خسته یا بیروح استفاده بشه؟
بله، برای توصیف چهره خسته یا بیروح میتونید از صفاتی مثل ‘haggard’ (فرسوده و خسته)، ‘pale’ (رنگپریده) یا ‘dull complexion’ (پوست کدر) استفاده کنید.
امروز سر کار داشتم ظاهر یکی از همکارامو توصیف میکردم، از ‘well-built’ استفاده کردم و حس کردم خیلی بهتر منظورمو رسوندم تا اینکه بگم ‘strong’. ممنون از این مقاله!
عالیه پویا جان! دقیقاً هدف این مقاله همین بود که با استفاده از واژگان دقیقتر، توصیفات شما طبیعیتر و موثرتر باشه. خوشحالیم که تونستید در مکالمه روزمره ازش استفاده کنید.
برای توصیف ابروهای پرپشت یا نازک چه اصطلاحاتی داریم؟ این توی مقاله پوشش داده نشده بود.
سوال خوبیه سمیرا جان! برای ابروهای پرپشت میتونید از ‘bushy eyebrows’ یا ‘thick eyebrows’ استفاده کنید. برای ابروهای نازک هم ‘thin eyebrows’ یا ‘pencil-thin eyebrows’ رایجه.
فرق ‘petite’ و ‘short’ چیه؟ آیا هر دو به یک معنی اندام کوچک و قد کوتاه هستن؟
تفاوت ظریفی دارن فرهاد عزیز. ‘Short’ فقط به معنای قد کوتاه هست، اما ‘petite’ علاوه بر قد کوتاه، به اندامی ظریف، کوچک و زنانه اشاره داره. معمولاً برای خانمها استفاده میشه.
‘youthful appearance’ رو هم میشه اضافه کرد به قسمت ‘General Appearance’ برای کسی که سنش زیاده ولی جوونتر به نظر میاد.
بله مهسا جان، کاملاً درسته و یک اصطلاح بسیار کاربردیه! ‘Youthful appearance’ به ظاهر جوانتر از سن واقعی اشاره داره و افزودنی عالی به بخش ‘General Appearance’ هست.
آیا اصطلاحاتی داریم که به تغییر ظاهر با زمان اشاره کنه؟ مثلاً کسی که قبلاً خیلی خوشگل بوده ولی الان دیگه نیست؟
بله حمید جان، اصطلاحاتی مثل ‘past her prime’ (برای خانمی که بهترین دوران جوانی و زیباییاش را پشت سر گذاشته) یا ‘to have seen better days’ (برای توصیف کسی یا چیزی که وضعیت ظاهریاش نسبت به قبل بدتر شده) کاربرد دارن.
دقیقا همین رو برای آیلتس نیاز داشتم! دیگه از ‘he is handsome’ و ‘she is beautiful’ خسته شده بودم. این مقاله دایره لغاتم رو خیلی بالا برد.
هدف ما دقیقاً همین بود نسترن عزیز! با استفاده از واژگان متنوعتر، نمره شما در بخش Vocabulary Range در آزمون اسپیکینگ آیلتس به طور چشمگیری افزایش پیدا میکنه.
از چه صفاتی برای توصیف ظاهر نباید استفاده کنیم که توهینآمیز نباشه؟ مثلاً برای افراد چاق یا لاغر.
سوال بسیار مهمیه مجید جان! برای افراد چاق، بجای ‘fat’ که بار منفی داره، بهتره از ‘overweight’ یا ‘plus-size’ (خصوصاً در صنعت مد) استفاده کنید. برای لاغر هم ‘thin’ معمولاً مشکلی نداره، اما ‘skinny’ گاهی اوقات میتونه بار منفی داشته باشه، مگر اینکه خود شخص ازش استفاده کنه. همیشه احترام رو حفظ کنید.
آیا برای چشمای عسلی یا فندقی اصطلاح خاصی به جز ‘light brown’ داریم؟
بله کیمیا جان، برای چشمهای عسلی معمولاً از ‘hazel eyes’ استفاده میشه که رنگی ترکیبی از سبز، قهوهای و طلاییه.
چقدر این تفاوتهای ظریف تو معنی کلمات انگلیسی جذابه! واقعا باعث میشه مثل یه نیتیو صحبت کنیم.
اگه میشه یه مقاله مشابه هم برای توصیف شخصیت و ویژگیهای اخلاقی افراد بنویسید. فکر میکنم اونم خیلی کاربردی باشه.
پیشنهاد خیلی خوبیه شیدا جان! حتماً این موضوع رو در برنامه محتوایی آینده خودمون قرار میدیم. ممنون از ایده شما!
پس ‘rugged’ برای توصیف چهره مردونه که کمی زمخت ولی جذاب هست، عالیه. من همیشه دنبال چنین کلمهای بودم.
دقیقاً وحید جان! ‘Rugged’ برای چهرههای مردانه با ویژگیهای قوی، شاید کمی ناصاف اما جذاب و با شخصیت، بسیار مناسبه و حس قدرت و استقامت رو منتقل میکنه.
من برای توصیف یه نفر که لباسهای نامرتب میپوشه از ‘unkempt’ استفاده کردم، واقعاً تاثیرگذار بود. ممنون از مقاله خوبتون.
استفاده از ‘a striking resemblance’ بهتره یا فقط بگیم ‘very similar appearance’? آیا اصطلاح تاثیرگذارتره؟
حسین عزیز، ‘A striking resemblance’ به معنای شباهت بسیار زیاد و قابل توجه هست و معمولاً تاثیرگذارتر و طبیعیتر از ‘very similar appearance’ در مکالمات بومیزبانهاست، خصوصاً اگر بخواهید بر شدت شباهت تأکید کنید.
برای بینیهای مختلف، مثلاً بینی سر بالا یا عقابی، چه کلماتی داریم؟
سوال عالیه سها جان! برای بینی سر بالا میتونیم از ‘upturned nose’ یا ‘snub nose’ استفاده کنیم. برای بینی عقابی هم ‘aquiline nose’ یا ‘hooked nose’ رایجه.
واقعاً جزئیات توصیف چشم و مو برام جدید بود. فکر نمیکردم این همه کلمه برای اینها وجود داشته باشه. ممنون از این اطلاعات ارزشمند.
اگه بخوایم بگیم کسی پوست سبزه یا تیره داره، از ‘dark-skinned’ استفاده کنیم درسته؟ یا اصطلاح بهتری هم هست؟
بله ناهید جان، ‘dark-skinned’ کاملاً درسته و رایجه. همچنین میتونید از ‘tanned’ (برای پوست برنزه شده در آفتاب) یا ‘olive skin’ (برای پوست گندمی) هم استفاده کنید، بسته به رنگ دقیق پوست.
آیا بعضی از این اصطلاحات فقط برای خانمها یا فقط برای آقایان استفاده میشه؟ مثلاً ‘dashing’ بیشتر برای آقایونه؟
بله سامان جان، نکته ظریفی رو مطرح کردید. ‘Dashing’ بیشتر برای توصیف آقایان جذاب و شیکپوش با اعتماد به نفس استفاده میشه. همچنین ‘petite’ و ‘curvaceous’ عمدتاً برای خانمها کاربرد دارن، در حالی که ‘rugged’ و ‘brawny’ بیشتر برای آقایان به کار میرن.
به عنوان یه معلم زبان، واقعا از این مقالات جامع و طبقهبندی شده لذت میبرم. به شاگردهام هم معرفیش میکنم.
خوشحالیم که محتوای ما برای شما و شاگردانتون مفید بوده فروغ عزیز. افتخار میکنیم که مورد توجه اساتید محترم قرار گرفته.
آیا اصطلاحات عامیانه یا slang هم برای توصیف ظاهر داریم که بین جوونها رایج باشه؟
بله مسعود جان، اصطلاحات عامیانه زیادی وجود داره. مثلاً ‘hot’ یا ‘gorgeous’ به معنای بسیار جذاب (مخصوصاً در محیطهای غیررسمی). یا ‘buff’ برای کسی که بدن عضلانی داره. اما دقت کنید که اینها خیلی غیررسمی هستند.
من یه بار سعی کردم با این کلمات، یه نفر رو توصیف کنم و واقعاً حس کردم مکالمهم روانتر و دقیقتر شد.
این همه تنوع کلمه برای توصیف ظاهر، آدم رو شگفتزده میکنه. ممنون که اینا رو یکجا جمع کردید.
باعث افتخاره حسام جان! هدف ما همواره غنیتر کردن دایره واژگان شما و کمک به تسلط بیشتر در زبان انگلیسی هست.