- چطور میتوانم به سادگی در مورد فعالیتهای روزانهام به انگلیسی صحبت کنم؟
- چه کلمات و عبارات کلیدی برای توصیف روتین زندگی در انگلیسی وجود دارد؟
- چگونه سوالات درستی در مورد کارهای روزمره دیگران بپرسم و به آنها پاسخ دهم؟
- برای صحبت در مورد عادتها و برنامههای روزانه از چه گرامری باید استفاده کنم؟
- آیا نمونههای عملی از مکالمه کارهای روزمره وجود دارد که بتوانم از آنها الگو بگیرم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با تمام جنبههای ضروری برای داشتن یک مکالمه کارهای روزمره روان و طبیعی به زبان انگلیسی آشنا میکنیم. صحبت کردن در مورد روتین زندگی یکی از پایهایترین و در عین حال پرکاربردترین مهارتها در هر زبانی است. این کار نه تنها به شما کمک میکند تا با دیگران ارتباط برقرار کنید، بلکه اعتماد به نفس شما را برای استفاده از زبان در موقعیتهای واقعی افزایش میدهد. در ادامه، با واژگان، ساختارهای گرامری و نمونههای عملی همراه شما خواهیم بود تا این مهارت را به طور کامل بیاموزید.
چرا صحبت در مورد کارهای روزمره به انگلیسی مهم است؟
وقتی با یک فرد جدید آشنا میشوید، یکی از اولین و سادهترین موضوعات برای شروع گفتگو، صحبت در مورد زندگی روزمره است. این موضوع به شما اجازه میدهد تا بدون ورود به بحثهای پیچیده، یک ارتباط اولیه شکل دهید. علاوه بر این، تسلط بر مکالمه کارهای روزمره به شما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف مانند مصاحبههای شغلی، آزمونهای زبان (مانند آیلتس و تافل) و حتی در برخوردهای اجتماعی ساده، با اعتماد به نفس و روان صحبت کنید. این مهارت، پایه و اساس توانایی شما در توصیف خود و زندگیتان است.
واژگان و عبارات کلیدی برای توصیف روتین روزانه
برای اینکه بتوانید به راحتی در مورد کارهای روزمره خود صحبت کنید، نیاز به مجموعهای از کلمات و عبارات کاربردی دارید. این عبارات به شما کمک میکنند تا فعالیتهای مختلف خود را از صبح تا شب توصیف کنید. در ادامه، این واژگان را در دستهبندیهای مختلف بررسی میکنیم.
شروع روز: فعالیتهای صبحگاهی (Morning Routine)
صبحها معمولاً شلوغترین بخش روز هستند. در اینجا لیستی از عبارات رایج برای توصیف کارهای صبحگاهی آمده است:
- Wake up: بیدار شدن (زمانی که چشمهایتان را باز میکنید)
- Get up: از رختخواب بلند شدن
- Turn off the alarm: خاموش کردن زنگ ساعت
- Hit the snooze button: دکمه چرت زدن ساعت را فشار دادن
- Make the bed: مرتب کردن رختخواب
- Wash my face: صورتم را شستن
- Brush my teeth: مسواک زدن
- Take a shower: دوش گرفتن
- Get dressed: لباس پوشیدن
- Comb/Brush my hair: موهایم را شانه کردن
- Make/Prepare breakfast: صبحانه درست کردن
- Have/Eat breakfast: صبحانه خوردن
- Drink coffee/tea: قهوه/چای نوشیدن
- Read the news: اخبار خواندن
- Check my emails/messages: ایمیلها/پیامهایم را چک کردن
- Leave home: از خانه خارج شدن
- Go to work/school: به سر کار/مدرسه رفتن
- Commute to work: رفت و آمد کردن به محل کار
کارهای میانه روز: فعالیتهای کاری و شخصی (Afternoon Routine)
بخش میانی روز معمولاً به کار، تحصیل یا انجام وظایف شخصی اختصاص دارد. عبارات زیر در این بخش کاربرد دارند:
- Start work: شروع به کار کردن
- Work on a project: روی یک پروژه کار کردن
- Attend a meeting: در جلسه شرکت کردن
- Have a lunch break: وقت ناهار داشتن
- Eat lunch: ناهار خوردن
- Take a nap: چرت زدن
- Finish work: تمام کردن کار
- Go home: به خانه رفتن
- Run errands: انجام کارهای بیرون از خانه (مثل خرید، بانک و…)
- Go grocery shopping: خرید خواربار کردن
- Pick up the kids from school: بچهها را از مدرسه آوردن
پایان روز: فعالیتهای عصر و شب (Evening Routine)
عصر و شب زمان استراحت، تفریح و آماده شدن برای روز بعد است. این عبارات به شما در توصیف این بخش از روز کمک میکنند:
- Get home: به خانه رسیدن
- Exercise / Go to the gym: ورزش کردن / به باشگاه رفتن
- Take a walk: پیادهروی کردن
- Cook/Make dinner: شام پختن
- Have/Eat dinner: شام خوردن
- Watch TV/a movie: تلویزیون/فیلم تماشا کردن
- Surf the internet: در اینترنت گشت و گذار کردن
- Spend time with family: وقت گذراندن با خانواده
- Read a book: کتاب خواندن
- Do homework/Study: تکلیف انجام دادن/مطالعه کردن
- Get undressed: لباسها را درآوردن
- Get ready for bed: برای خواب آماده شدن
- Set the alarm: ساعت را برای زنگ زدن تنظیم کردن
- Go to bed/sleep: به رختخواب رفتن/خوابیدن
گرامر ضروری برای مکالمه کارهای روزمره: زمان حال ساده (Simple Present)
مهمترین ساختار گرامری برای صحبت در مورد عادتها، روتینها و کارهایی که به طور منظم انجام میدهیم، زمان حال ساده است. این زمان به سادگی نشان میدهد که یک عمل به صورت تکراری و همیشگی در زندگی شما وجود دارد.
ساختار زمان حال ساده
ساختار این زمان بسیار ساده است:
Subject + Verb (base form) + …
برای ضمایر I, you, we, they از شکل ساده فعل استفاده میکنیم:
- I wake up at 7 AM.
- You drink coffee every morning.
- We go to the gym after work.
برای ضمایر سوم شخص مفرد (he, she, it)، به انتهای فعل s یا es اضافه میکنیم:
- She wakes up at 7 AM.
- He drinks coffee every morning.
- It works well.
استفاده از قیدهای تکرار (Adverbs of Frequency)
برای اینکه نشان دهید یک کار را چند وقت یکبار انجام میدهید، از قیدهای تکرار استفاده کنید. این قیدها معمولاً قبل از فعل اصلی قرار میگیرند.
| Adverb of Frequency | ترجمه فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Always | همیشه (۱۰۰%) | I always brush my teeth before bed. |
| Usually / Normally | معمولاً (۹۰%) | She usually goes for a walk in the evening. |
| Often / Frequently | اغلب (۷۰%) | We often eat out on weekends. |
| Sometimes | گاهی اوقات (۵۰%) | I sometimes take a nap in the afternoon. |
| Occasionally | گهگاه (۳۰%) | He occasionally skips breakfast. |
| Seldom / Rarely | به ندرت (۱۰%) | They rarely watch TV. |
| Never | هرگز (۰%) | I never drink coffee at night. |
چگونه سوال بپرسیم و پاسخ دهیم؟
بخش مهمی از هر مکالمه، توانایی پرسیدن و پاسخ دادن به سوالات است. در مکالمه کارهای روزمره نیز این مهارت ضروری است.
پرسیدن سوال در مورد روتین دیگران
برای پرسیدن در مورد کارهای روزمره، معمولاً از سوالات با What time…?, When…?, How often…? و Do/Does…? استفاده میکنیم.
- What time do you usually wake up? (معمولاً چه ساعتی بیدار میشوی؟)
- When do you have breakfast? (کی صبحانه میخوری؟)
- What do you do in the evenings? (عصرها چه کار میکنی؟)
- How often do you exercise? (چند وقت یکبار ورزش میکنی؟)
- Do you cook every day? (آیا هر روز آشپزی میکنی؟)
- Does he take the bus to work? (آیا او با اتوبوس به سر کار میرود؟)
پاسخ دادن به سوالات
در پاسخ به این سوالات، از زمان حال ساده و عبارات زمانی مناسب استفاده کنید.
سوال: What time do you get up?
پاسخ: I usually get up at around 6:30 AM.
سوال: How often do you go to the cinema?
پاسخ: I rarely go to the cinema. Maybe once or twice a year.
سوال: What do you do after work?
پاسخ: After work, I normally go to the gym for an hour, and then I go home and make dinner.
نمونه مکالمه کارهای روزمره به انگلیسی
برای درک بهتر، بیایید به چند نمونه مکالمه نگاهی بیندازیم. این نمونهها به شما کمک میکنند تا ساختارها و واژگان را در یک متن واقعی ببینید.
نمونه مکالمه ۱: دو دوست در مورد روزهای کاری
Alex: Hi Sarah! How’s it going?
Sarah: Hi Alex! I’m good, thanks. Just a bit tired. It’s been a long week.
Alex: I know what you mean. So, what does a typical weekday look like for you?
Sarah: Well, I’m an early bird. I usually wake up at 6 AM. The first thing I do is drink a glass of water. Then I do some yoga for about 20 minutes. It helps me start the day with energy.
Alex: That sounds healthy! I can never wake up that early. I hit the snooze button at least three times. I usually get up around 7:30.
Sarah: Haha! After yoga, I take a quick shower and get dressed. I always have breakfast – usually oatmeal and a cup of tea. I leave for work at about 8:15.
Alex: And what about your evenings? Do you have time to relax?
Sarah: I try to. I finish work around 5:30 PM. On my way home, I sometimes do some grocery shopping. When I get home, I cook dinner and watch a series on Netflix. I usually go to bed around 10:30 PM.
Alex: That’s a well-organized routine. I should try to be more like you!
نمونه مکالمه ۲: صحبت در مورد آخر هفتهها (Weekends)
Marco: So, what do you usually do on weekends, Chloe?
Chloe: My weekends are quite different from my weekdays. On Saturdays, I like to sleep in. I don’t set an alarm and just wake up naturally.
Marco: That’s the best feeling! What do you do after you get up?
Chloe: I make a big breakfast, like pancakes or scrambled eggs. Then, I often meet up with friends. We might go to a café, walk in the park, or go shopping.
Marco: Sounds fun. How about Sundays?
Chloe: Sundays are my “reset” days. In the morning, I clean my apartment and do the laundry. In the afternoon, I usually read a book or work on my personal projects. I also prepare my meals for the coming week. It saves me a lot of time.
Marco: Meal prepping! That’s so smart. I usually spend my Sundays watching sports and ordering takeout.
Chloe: That sounds relaxing too! Everyone has their own way to recharge.
نکات تکمیلی برای یک مکالمه طبیعیتر
- از عبارات ربطی استفاده کنید: برای اتصال جملات و روانتر کردن صحبت خود، از کلماتی مانند Then, After that, Next, Before, و While استفاده کنید.
مثال: I wake up at 7. Then, I brush my teeth. After that, I have breakfast. - جزئیات اضافه کنید: به جای گفتن “I go to work”، میتوانید جزئیات بیشتری بدهید.
مثال: I take the subway to work. It usually takes me about 45 minutes to get there. - احساسات خود را بیان کنید: در مورد کارهایی که دوست دارید یا ندارید صحبت کنید تا مکالمه شما جذابتر شود.
مثال: I love my morning coffee; I can’t start my day without it. I hate doing the dishes. - تمرین کنید: بهترین راه برای تسلط بر مکالمه کارهای روزمره، تمرین مداوم است. سعی کنید هر روز چند دقیقه در مورد روز خود به انگلیسی فکر کنید یا با یک دوست صحبت کنید.
با یادگیری واژگان، تسلط بر زمان حال ساده و تمرین مداوم، شما به راحتی قادر خواهید بود یک مکالمه روان و طبیعی در مورد کارهای روزمره و روتین زندگی خود به زبان انگلیسی داشته باشید. این مهارت نه تنها یک ابزار ارتباطی قدرتمند است، بلکه دریچهای برای شناخت فرهنگها و افراد جدید نیز محسوب میشود.




واقعاً ممنون بابت این مقاله جامع. همیشه توصیف کارهای روزمره برام چالش بود، مخصوصاً استفاده درست از زمان حال ساده (Simple Present tense). توضیحاتتون خیلی کمک کرد.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! درسته، زمان حال ساده پایه ثابت صحبت کردن درباره روتینهاست. یادآوری میکنیم که برای کارهایی که همیشه انجام میدید از قیدهای تکرار (adverbs of frequency) مثل “always”, “often”, “usually” و برای کارهایی که هرگز انجام نمیدید از “never” استفاده کنید. موفق باشید!
خیلی خوب بود. یه سوال، آیا عبارتی مثل “What do you do for a living?” هم میشه برای پرسیدن کارهای روزمره استفاده کرد یا فقط برای شغل هست؟
علی جان سوال خوبی پرسیدی! عبارت “What do you do for a living?” مستقیماً برای پرسیدن شغل و حرفه استفاده میشه. برای پرسیدن کارهای روزمره و روتین زندگی بهتره از سوالاتی مثل “What’s your daily routine like?” یا “What do you usually do every day?” استفاده کنید. ممنون از مشارکتتون.
من خودم سعی میکنم هر روز صبح که از خواب بیدار میشم، چند جمله در مورد کارهایی که قراره انجام بدم یا دیروز انجام دادم به انگلیسی بگم. خیلی کمک میکنه کلمات رو یادآوری کنم. مقالهتون هم عالی بود.
واژگانی که معرفی کردید خیلی مفید بودن. میشه لطفا چند تا synonym یا عبارت جایگزین برای “wake up” و “get up” بگید؟ گاهی گیج میشم کدوم رو استفاده کنم.
مینا جان سوالتون بجاست! “Wake up” یعنی بیدار شدن از خواب، ممکنه هنوز تو رختخواب باشی. “Get up” یعنی از رختخواب بلند شدن. عبارات جایگزین برای “wake up” کمتر متداوله اما میشه گفت “awaken” (رسمیتر). برای “get up” میتونید از “rise” (رسمیتر) یا “roll out of bed” (عامیانهتر) استفاده کنید. امیدواریم کمک کننده باشه!
مقاله خیلی کامل و کاربردی بود. ممنون. کاش میشد تلفظ صحیح کلماتی مثل “schedule” و “routine” رو هم همراه با audio داشتیم. چون گاهی در intonation مشکل پیدا میکنم.
امیر عزیز، پیشنهاد شما عالیه و حتماً در آپدیتهای بعدی بهش فکر میکنیم! برای “schedule”، تلفظ آمریکایی بیشتر شبیه به ‘سکِژول’ (/ˈskedʒuːl/) و تلفظ بریتیش شبیه به ‘شِدْیول’ (/ˈʃedjuːl/) هست. “Routine” هم معمولاً ‘رُوتین’ (/ruːˈtiːn/) تلفظ میشه. سعی کنید با ابزارهای آنلاین یا دیکشنریهای صوتی این کلمات رو تمرین کنید. موفق باشید!
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. میخواستم بدونم عبارت “hang out” که برای گذراندن وقت با دوستان گفتید، آیا خیلی slang هست یا توی مکالمات روزمره هم میشه ازش استفاده کرد؟
نرگس جان، “hang out” یک عبارت کاملاً رایج و طبیعی در مکالمات روزمره و غیررسمی هست و اصلاً لزوماً slang نیست. با خیال راحت میتونید برای اشاره به گذراندن وقت با دوستان یا تفریح کردن استفاده کنید. برای محیطهای رسمیتر ممکنه “spend time with friends” مناسبتر باشه، اما “hang out” در گفتگوهای عادی کاملاً پذیرفته شده است.
من سعی کردم از این عبارات توی یک چت با یک دوست خارجی استفاده کنم. اولش یکم سخت بود ولی با تکرار بهتر شد. مخصوصاً “I usually…” و “I sometimes…” خیلی به کار میان.
مطالب خیلی کاربردی بودن. اگر میشه چند مثال دیگه از جملات برای توصیف “afternoon routine” یا “evening routine” هم اضافه کنید. مثلاً “I often take a nap” یا “I usually watch TV”.
زهرا جان حتماً! برای “afternoon routine” میتونید بگید: “After lunch, I usually check my emails,” “I often go for a walk,” یا “Sometimes I read a book.” برای “evening routine” هم: “I usually cook dinner around 7 pm,” “I often relax on the couch and watch a movie,” یا “Before bed, I always read for 30 minutes.” این عبارات کمک میکنند تنوع بیشتری در مکالماتتون داشته باشید.
قبلاً همیشه یادم میرفت S سوم شخص رو برای He/She/It توی Simple Present اضافه کنم. توضیحات شما خیلی واضح بود و دیگه اشتباه نمیکنم. واقعاً مقاله مفیدی بود.
بهزاد عزیز، خوشحالیم که این بخش از مقاله براتون مفید بوده! این یکی از رایجترین اشتباهات زبانآموزانه و تسلط بر اون نشوندهنده پیشرفت شماست. ادامه بدید و با تمرین بیشتر این قانون رو تثبیت کنید!
با تشکر از مطالب خوبتون. آیا اصطلاحی هم در انگلیسی هست که به “افتادن تو روتین” یا “از روتین خارج شدن” اشاره کنه؟
مریم جان، بله حتماً! برای “افتادن تو روتین” میتونیم بگیم “to get into a routine” یا “to settle into a routine”. و برای “از روتین خارج شدن” میتونیم از “to break the routine” یا “to get out of a routine” استفاده کنیم. مثلاً: “I need to get out of my routine and try something new.” اینها اصطلاحات بسیار رایجی هستند.
واقعا مقالهی خوبی بود و خیلی ساده توضیح داده بود. من فکر میکنم بهترین راه برای یادگیری این عبارات، استفادهی عملی از اونها توی مکالمات روزمره است.
ممنون از توضیحات عالی. در مورد قیدهای تکرار (adverbs of frequency) مثل “often”, “sometimes”, “rarely”، ترتیب استفادهشون در جمله همیشه قبل از فعل اصلیه؟ مثلاً “I often go to the gym”.
الهام عزیز، دقیقاً همینطوره که فرمودید. قیدهای تکرار معمولاً قبل از فعل اصلی قرار میگیرند (مثل “I often go to the gym”). اما اگر فعل ما ‘to be’ باشه، قید تکرار بعد از فعل ‘to be’ میاد. مثلاً: “I am always happy.” استثناهایی هم وجود داره، ولی برای شروع همین قانون کلی رو به یاد داشته باشید. افرین به دقتتون!
وقتی مقاله رو خوندم، تازه فهمیدم چقدر راحت میشه در مورد چیزهای به ظاهر ساده مثل کارهای روزمره حرف زد. قبلاً فکر میکردم باید حتماً جملات پیچیده بگم. ممنون از سادگی و روانی متن.
مقاله برای شروع عالی بود. اگه میشه، برای کسانی که سطح متوسط رو به بالا دارن، چند تا عبارت یا collocation پیشرفتهتر برای توصیف روتینهای پیچیدهتر معرفی کنید. مثلاً “juggle responsibilities” یا “packed schedule”.
لیلا جان، پیشنهاد شما خیلی خوبه! برای سطوح پیشرفتهتر، میتونیم از عباراتی مثل “I’m swamped with work” (خیلی درگیر کارم)، “I have a hectic schedule” (برنامه شلوغی دارم)، “I try to carve out some time for myself” (تلاش میکنم برای خودم وقت پیدا کنم) یا “I’m trying to establish a new routine” (دارم سعی میکنم یک روتین جدید بسازم) استفاده کنیم. “Juggle responsibilities” و “packed schedule” هم عالی هستند. بازم ممنون از بازخوردتون.
خیلی خوب بود، فقط یه سوال! اگه بخوام بگم “کارهای روزمره من شامل بیدار شدن، صبحانه خوردن و رفتن سر کار هست”، آیا میشه گفت “My daily routines include waking up, having breakfast, and going to work.”؟ این درسته گرامری؟
پارسا جان، بله، جملهای که ساختید کاملاً از نظر گرامری صحیح و طبیعیه! استفاده از فعل gerund (فعل + ing) بعد از “include” برای لیست کردن فعالیتها، یک ساختار بسیار رایج و درست است. افرین به این دقت و تمرین عملی!
من همیشه برای شروع مکالمه مشکل داشتم، این مقاله نشون داد که صحبت کردن در مورد daily routine چقدر میتونه یک نقطه شروع عالی باشه. واقعاً کاربردی بود.
دقیقاً پریسا جان! یکی از اهداف اصلی این مقاله همینه که به شما کمک کنه با موضوعات ساده و رایج، اعتماد به نفستون رو برای شروع مکالمه بالا ببرید. هرچه بیشتر تمرین کنید، طبیعیتر صحبت خواهید کرد. موفق باشید!
یکی از بهترین بخشهای مقاله برای من، نمونههای مکالمه بود. با خوندن اونها دید بهتری نسبت به استفاده جملات در context واقعی پیدا کردم. آیا میشه نمونههای بیشتری از مکالمه اضافه کنید؟
بهنام عزیز، خوشحالیم که نمونههای مکالمه براتون مفید بوده. چشم، حتماً در برنامهریزیهای آتی برای افزودن نمونههای بیشتر و متنوعتر اقدام خواهیم کرد. تمرین مکالمات واقعی کلید پیشرفته!
ممنون از مقاله عالی. یه سوال در مورد تفاوت “do chores” و “do housework”. آیا interchangeable هستند یا تفاوتهای ظریفی دارن؟
گلاره جان، سوال هوشمندانهایه! “Do housework” بیشتر به کارهای نظافت و نگهداری از خانه (مثل clean, vacuum, dust) اشاره داره. “Do chores” کمی گستردهتره و میتونه شامل کارهایی مثل شستن لباس، باغبانی، یا حتی بردن زباله باشه که لزوماً نظافتی نیستن و بیشتر به ‘تکالیف’ یا ‘وظایف’ روزمره مربوط میشه. در خیلی موارد میتونن به جای هم استفاده بشن، اما “chores” کمی وسیعتره.
توضیحات مربوط به گرامر Simple Present خیلی واضح بود. فکر میکنم این مقاله برای کسانی که تازه شروع کردن یا میخوان مرور کنن، یک منبع عالیه.
آیا برای توصیف کارهای روزمره که در آخر هفته انجام میدیم، باز هم از Simple Present استفاده میشه؟ مثلاً “On weekends, I usually go hiking.”
ساناز جان، بله دقیقاً همینطوره! برای توصیف کارهایی که به صورت منظم و تکراری، حتی در آخر هفتهها یا هر بازه زمانی دیگری انجام میدید، همچنان از زمان حال ساده (Simple Present) استفاده میشه. جمله شما “On weekends, I usually go hiking.” کاملاً صحیح و طبیعی است. آفرین به این دقت و کنجکاوی!