مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Weigh در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

My thinking process to generate the Persian article on “کالوکیشن های Weigh” follows the user’s instructions meticulously.

### 1. Deconstruction of the Request

* **Topic:** Collocations of “Weigh” in English.
* **Focus Phrase:** “کالوکیشن های Weigh” (Collocations of Weigh).
* **Target Audience:** Persian speakers learning English (for EnglishVocabulary.ir).
* **Format:** Pure, clean HTML.
* **Length:** 1,000–2,000 words.
* **Tone:** Native, fluent, professional Persian.
* **Strict HTML Rules:**
* No ` `, ` `, ``, `

`, ``, `style`.
* Use `

`, `

`, `

`, `

    `, `

  • `, `
      `, ``, `

      `.
      * **Specific Introduction Structure:**
      1. Start *immediately* with `

        ` containing 2-5 bolded questions.
        2. Follow with a single `

        ` (100-150 words) that answers the “hook” and introduces the article. Must contain the focus phrase.
        * **Content & SEO:**
        * Practical, actionable content.
        * Scannable: short paragraphs, headings, lists.
        * Natural keyword integration.
        * **Final Output:** Pure HTML, starting with `

          ` and ending with the last content tag. No extra text.

          ### 2. Pre-computation and Content Strategy (Simulated Search & Analysis)

          My internal knowledge base acts like a super-fast Google search. I’d query myself for:

          * “Common collocations with the verb ‘weigh’.”
          * “Phrasal verbs with ‘weigh’.”
          * “Idiomatic expressions using ‘weigh’.”
          * “Meaning and examples of ‘weigh the pros and cons’.”
          * “Meaning and examples of ‘weigh heavily on’.”
          * “Meaning and examples of ‘weigh one’s words’.”
          * “Meaning and examples of ‘weigh in on something’.”
          * “Meaning and examples of ‘weigh a decision/options’.”

          From this, I’d identify the most important and common collocations to teach a Persian-speaking audience. The key candidates are:

          1. **Weigh the pros and cons:** Extremely common, essential for decision-making.
          2. **Weigh a decision / Weigh one’s options:** Similar to the above, focuses on the act of careful consideration.
          3. **Weigh heavily on (someone/something):** Expresses burden, worry, or significant influence.
          4. **Weigh one’s words:** Crucial for communication, especially in formal or sensitive contexts.
          5. **Weigh in (on something):** Common in discussions, meetings; means to give an opinion.
          6. **Weigh up:** A slightly more British/formal synonym for evaluating, good to include.

          This gives me a solid structure for the article body. I’ll dedicate an `

          ` to each major category to keep the content organized and scannable.

          ### 3. Structuring the Article (HTML Skeleton)

          Before writing a single Persian word, I map out the HTML structure:

          این پست چقدر برای شما مفید بود؟

          برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

          امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 280

          اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

          37 پاسخ

          1. خیلی ممنون بابت این مقاله کاربردی. من همیشه عبارت weigh up the pros and cons رو توی پادکست‌ها می‌شنیدم ولی دقیق نمی‌دونستم کالوکیشن اصلیش چیه. آیا این عبارت در محیط‌های آکادمیک هم استفاده می‌شه یا فقط دوستانه است؟

            1. خواهش می‌کنم سارا جان. عبارت weigh up the pros and cons کاملاً در محیط‌های آکادمیک و رسمی هم پذیرفته شده است، اما اگر بخواهید خیلی رسمی‌تر صحبت کنید، می‌توانید از فعل evaluate یا assess هم استفاده کنید.

          2. تفاوت دقیق بین weigh و weight رو لطفاً توضیح بدید. من گاهی این دو تا رو به جای هم استفاده می‌کنم.

            1. نکته خوبی بود امیررضا! کلمه Weigh فعل است (به معنی وزن کردن یا سنجیدن)، اما Weight اسم است (به معنی وزن). مثلاً: I need to weigh this (فعل) و What is its weight? (اسم).

          3. من توی سریال Suits شنیدم که می‌گفتن ‘weigh in on this’. اینجا هم به معنی وزن کردنه؟

            1. خیر نیلوفر عزیز، اصطلاح weigh in به معنی وارد یک بحث یا مشاجره شدن و نظر دادن است. مثلاً وقتی می‌خواهید در یک جلسه نظر تخصصی‌تان را بگویید از این کالوکیشن استفاده می‌کنید.

          4. واقعاً عالی بود. مخصوصاً بخش مربوط به weigh on my mind. برای من که همیشه دغدغه ذهنی دارم خیلی کاربردی بود!

            1. خوشحالم که برات مفید بوده مهدی جان. عبارت Something is weighing on my mind یکی از بهترین راه‌ها برای بیان فشار روانی و دغدغه‌های فکری در انگلیسی است.

          5. آیا عبارت ‘heavily weigh’ درست هست یا باید بگیم ‘weigh heavily’؟ ترتیبش فرقی می‌کنه؟

            1. در اکثر موارد weigh heavily رایج‌تر است، مخصوصاً وقتی صحبت از تاثیر گذاشتن یا فشار آوردن باشد. مثلاً: The decision weighed heavily on him.

          6. یک اصطلاح هست که می‌گه ‘worth your weight in gold’. این هم جزو کالوکیشن‌های weigh حساب می‌شه؟

            1. بله حامد جان، این یک Idiom بسیار زیباست. به معنی ‘بسیار ارزشمند و مفید بودن’. وقتی کسی کارش خیلی درسته و وجودش برای تیم ضروریه، از این اصطلاح استفاده می‌کنیم.

            1. سوال مهمی بود آرزو جان. خیر، حرف‌های gh در این کلمه کاملاً صامت (Silent) هستند. این کلمه دقیقاً مثل کلمه Way (راه) تلفظ می‌شود: /weɪ/.

          7. ممنون از سایت خوبتون. من برای امتحان آیلتس دارم آماده می‌شم، یاد گرفتن این کالوکیشن‌ها برای بخش رایتینگ خیلی به نمره‌ام کمک می‌کنه.

            1. دقیقاً همین‌طوره پیمان عزیز. استفاده درست از کالوکیشن‌ها به جای تک‌کلمه‌ها، نشان‌دهنده سطح بالای زبانی شماست و نمره Lexical Resource شما را در آیلتس بالا می‌برد.

          8. عبارت ‘weighed down with’ رو می‌شه برای بار معنوی هم به کار برد؟ مثلاً بگیم فلانی زیر بار غصه کمرش خم شده؟

            1. بله مریم جان، کاملاً درسته. Weighed down by/with problems یا worries دقیقاً به همین معناست که کسی زیر فشار مشکلات یا غصه‌ها تاب و توانش رو از دست داده.

          9. به جای weigh up چه کلمه دیگه‌ای می‌تونیم استفاده کنیم که کمی آکادمیک‌تر باشه؟

            1. سینا جان، افعال ‘Consider’, ‘Evaluate’, و ‘Contemplate’ جایگزین‌های رسمی و بسیار خوبی برای weigh up هستند.

          10. مثال‌های مقاله خیلی به درک جملات کمک کرد. ای کاش برای کلمه Measure هم یک مقاله مشابه بنویسید.

            1. حتماً نرگس عزیز، پیشنهاد خیلی خوبی بود. در لیست مقالات آینده قرارش دادیم. ممنون از همراهیت.

            1. بله رضا جان. Weigh out معمولاً برای اندازه‌گیری دقیق مقدار مشخصی از چیزی (مثل آرد یا شکر در آشپزی) استفاده می‌شود. مثلاً: Weigh out 200 grams of sugar.

          11. من همیشه فکر می‌کردم weigh فقط برای ترازو استفاده می‌شه، ممنون که جنبه‌های دیگه‌اش رو هم یاد دادید.

          12. برای توصیف کسی که خیلی لاغر هست، از چه ترکیبی با weigh استفاده می‌کنیم؟ Underweight درسته؟

            1. بله جواد عزیز، Underweight واژه استاندارد و پزشکی برای کسی است که کمبود وزن دارد. در مقابل آن Overweight را داریم.

          13. توی بیزینس وقتی می‌خوان بگن قدرت فلان شرکت زیاده، از کالوکیشن‌های weigh استفاده می‌کنن؟

            1. بله، اصطلاح ‘To carry weight’ در بیزینس زیاد استفاده می‌شود. مثلاً: Her opinion carries a lot of weight in the company (نظر او در شرکت نفوذ/اعتبار زیادی دارد).

          14. دست مریزاد. مطالب سایت شما همیشه منظم و دسته‌بندی شده است.

            1. سپیده جان، Weigh up بیشتر روی مقایسه گزینه‌ها برای تصمیم‌گیری تمرکز دارد، اما Ponder به معنی تفکر عمیق و طولانی در مورد یک مسئله است بدون اینکه لزوماً بخواهید بین دو چیز انتخاب کنید.

          15. می‌شه لطفا یک جمله با ‘weigh heavily on’ مثال بزنید که مربوط به وجدان باشه؟

            1. حتماً فرشته جان: ‘His guilt weighed heavily on his conscience’ (گناهش به شدت بر وجدانش سنگینی می‌کرد).

          16. من قبلا فکر می‌کردم weigh in فقط برای بوکسورهاست قبل از مسابقه!

            1. دقیقاً نوید جان! ریشه این اصطلاح از همان‌جاست (وزن‌کشی رسمی)، اما در زبان روزمره به معنی وارد بحث شدن و نظر دادن هم به کار می‌رود.

          دیدگاهتان را بنویسید

          نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *