- چگونه میتوانیم از کلمه Value به شکلی طبیعی و مانند یک انگلیسیزبان واقعی استفاده کنیم؟
- رایجترین کالوکیشن های Value در زبان انگلیسی کدامند و چه معنایی دارند؟
- چطور با استفاده از همایندهای Value، منظور خود را در مورد ارزش مادی و معنوی به دقت بیان کنیم؟
- آیا کالوکیشنهای خاصی برای Value در زمینههای تجاری، اجتماعی و شخصی وجود دارد؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما کمک میکنیم تا با تسلط بر کالوکیشن های Value، سطح زبان انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید. کلمه “Value” به معنای «ارزش»، یکی از پرکاربردترین واژگان در زبان انگلیسی است، اما استفاده صحیح و طبیعی از آن نیازمند شناخت همایندها یا کالوکیشنهای آن است. کالوکیشنها کلماتی هستند که به طور طبیعی با هم به کار میروند و باعث میشوند کلام شما روانتر، حرفهایتر و قابل فهمتر به نظر برسد. در ادامه، مجموعهای از مهمترین و کاربردیترین کالوکیشنهای این کلمه را در دستهبندیهای مختلف به همراه مثال و ترجمه فارسی بررسی خواهیم کرد.
کالوکیشنهای Value با صفت (Adjective + Value)
یکی از رایجترین ساختارها برای توصیف نوع یا میزان ارزش، استفاده از صفت قبل از کلمه Value است. این ترکیبها به ما کمک میکنند تا جزئیات دقیقتری در مورد ارزش یک چیز ارائه دهیم.
توصیف ارزش مادی و مالی
-
Monetary Value (ارزش پولی): برای اشاره مستقیم به ارزش مالی یک چیز به کار میرود.
Example: The monetary value of the painting is estimated at over a million dollars.
ترجمه: ارزش پولی این نقاشی بیش از یک میلیون دلار تخمین زده میشود.
-
Market Value (ارزش بازار): قیمتی که یک کالا یا دارایی در بازار آزاد به آن فروخته میشود.
Example: Before selling your house, you should get a professional to determine its market value.
ترجمه: قبل از فروش خانهتان، باید از یک فرد حرفهای بخواهید تا ارزش بازار آن را تعیین کند.
-
Face Value (ارزش اسمی): ارزشی که روی یک سند مالی مانند اسکناس، سکه یا اوراق قرضه چاپ شده است.
Example: The coin’s collector value is much higher than its face value.
ترجمه: ارزش کلکسیونی این سکه بسیار بیشتر از ارزش اسمی آن است.
-
Resale Value (ارزش فروش مجدد): ارزشی که یک کالا پس از استفاده، هنگام فروش مجدد دارد.
Example: Cars from this brand tend to have a high resale value.
ترجمه: خودروهای این برند معمولاً ارزش فروش مجدد بالایی دارند.
توصیف ارزش غیرمادی و معنوی
-
Sentimental Value (ارزش معنوی/احساسی): ارزشی که یک شیء به دلیل خاطرات یا احساسات مرتبط با آن دارد، نه به خاطر قیمت مادیاش.
Example: This old watch has great sentimental value to me because it belonged to my grandfather.
ترجمه: این ساعت قدیمی برای من ارزش معنوی زیادی دارد زیرا متعلق به پدربزرگم بوده است.
-
Intrinsic Value (ارزش ذاتی): ارزش درونی و واقعی یک چیز، صرفنظر از ارزش بازاری یا احساسی آن.
Example: Many philosophers argue that human life has intrinsic value.
ترجمه: بسیاری از فیلسوفان معتقدند که زندگی انسان ارزش ذاتی دارد.
-
Educational Value (ارزش آموزشی): میزان سودمندی یک فعالیت یا منبع برای یادگیری.
Example: The documentary was entertaining, but it had little educational value.
ترجمه: آن مستند سرگرمکننده بود، اما ارزش آموزشی کمی داشت.
-
Cultural Value (ارزش فرهنگی): اهمیتی که یک چیز برای فرهنگ یک جامعه دارد.
Example: Traditional ceremonies have significant cultural value for the community.
ترجمه: مراسم سنتی برای جامعه ارزش فرهنگی قابل توجهی دارند.
کالوکیشنهای Value با فعل (Verb + Value)
افعال مختلفی با کلمه Value ترکیب میشوند تا مفاهیمی مانند تعیین ارزش، افزایش یا کاهش آن و ارج نهادن را بیان کنند. این کالوکیشن های Value بسیار پرکاربرد هستند.
افعال مربوط به تعیین و درک ارزش
-
Place / Put a value on something (ارزشگذاری کردن): تعیین کردن ارزش پولی یا اهمیت چیزی.
Example: It’s difficult to put a value on the services they provide to the community.
ترجمه: ارزشگذاری بر خدماتی که آنها به جامعه ارائه میدهند، دشوار است.
-
Grasp the value of something (ارزش چیزی را درک کردن): فهمیدن اهمیت و ارزش واقعی یک چیز.
Example: He doesn’t seem to grasp the value of a good education.
ترجمه: به نظر نمیرسد او ارزش تحصیلات خوب را درک کند.
-
Assess the value of something (ارزش چیزی را ارزیابی کردن): برآورد کردن رسمی ارزش یک دارایی.
Example: The insurance company will send someone to assess the value of the damaged property.
ترجمه: شرکت بیمه فردی را برای ارزیابی ارزش ملک آسیبدیده خواهد فرستاد.
افعال مربوط به تغییرات ارزش
-
Increase / Go up in value (ارزش چیزی بالا رفتن): زمانی که ارزش یک دارایی بیشتر میشود.
Example: The property has increased in value by 20% over the last year.
ترجمه: ارزش این ملک در طول سال گذشته ۲۰ درصد افزایش یافته است.
-
Decrease / Go down in value (ارزش چیزی پایین آمدن): زمانی که ارزش یک دارایی کمتر میشود.
Example: New cars go down in value as soon as you drive them off the lot.
ترجمه: ارزش خودروهای نو به محض اینکه آنها را از نمایشگاه خارج میکنید، کاهش مییابد.
-
Hold its value (ارزش خود را حفظ کردن): زمانی که ارزش چیزی با گذشت زمان کاهش پیدا نمیکند.
Example: Classic watches are a good investment because they tend to hold their value.
ترجمه: ساعتهای کلاسیک سرمایهگذاری خوبی هستند زیرا معمولاً ارزش خود را حفظ میکنند.
-
Add value to something (ارزش افزودن به چیزی): چیزی را بهتر یا مفیدتر کردن.
Example: Renovating the kitchen will add significant value to your home.
ترجمه: بازسازی آشپزخانه ارزش قابل توجهی به خانه شما خواهد افزود.
عبارات و اصطلاحات رایج با Value
علاوه بر ترکیب با صفت و فعل، کلمه Value در برخی عبارات ثابت و اصطلاحات نیز به کار میرود که دانستن آنها برای صحبت کردن طبیعی ضروری است.
Value for money
این عبارت که اغلب در انگلیسی بریتانیایی به کار میرود، به این معناست که چیزی نسبت به قیمتی که دارد، کیفیت و ارزش خوبی ارائه میدهد (به صرفه بودن).
Example: The new tablet is excellent value for money; it has all the features of more expensive models.
ترجمه: تبلت جدید نسبت به قیمتش ارزش خرید بالایی دارد؛ تمام ویژگیهای مدلهای گرانتر را داراست.
Of great/little value
این ساختار برای بیان اهمیت زیاد یا کمِ چیزی استفاده میشود و معمولاً به ارزش غیرمادی اشاره دارد.
Example: Your advice was of great value to me during that difficult time.
ترجمه: نصیحت شما در آن دوران سخت برای من بسیار ارزشمند بود.
Example: His opinions are of little value to the team as he has no experience.
ترجمه: نظرات او برای تیم ارزش چندانی ندارد زیرا هیچ تجربهای ندارد.
Core Values
به معنای «ارزشهای بنیادین» یا «اصول اساسی» است که باورها و رفتارهای یک فرد یا سازمان را شکل میدهند.
Example: Honesty and integrity are two of our company’s core values.
ترجمه: صداقت و درستی دو مورد از ارزشهای بنیادین شرکت ما هستند.
جدول مقایسهای کالوکیشنهای Value
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف بین این کالوکیشنها، جدول زیر میتواند به شما کمک کند:
| کالوکیشن | نوع ارزش | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| Market Value | مادی/اقتصادی | ارزش یک خانه در بازار املاک |
| Sentimental Value | احساسی/شخصی | یک نامه قدیمی از یک دوست |
| Intrinsic Value | ذاتی/فلسفی | ارزش حقیقت و دانش |
| Educational Value | آموزشی/کاربردی | یک موزه یا یک کتاب علمی |
| Value for Money | اقتصادی/کیفی | خرید یک محصول باکیفیت با قیمت مناسب |
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
یادگیری کالوکیشن های Value به شما کمک میکند تا از تکرار کلمات ساده پرهیز کرده و منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید. به جای گفتن “The price is good for what you get”، میتوانید از “It’s good value for money” استفاده کنید. به جای “The house is worth more now”، بگویید “The house has increased in value“.
برای تسلط بر این همایندها، پیشنهاد میکنیم:
- به مثالها دقت کنید: سعی کنید ساختار جملات را به خاطر بسپارید.
- خودتان جمله بسازید: برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی یا علایق خودتان بسازید.
- در متون انگلیسی جستجو کنید: هنگام خواندن مقالات یا کتابها، به نحوه استفاده از کلمه Value و کلمات همراه آن توجه ویژهای داشته باشید.
با تمرین و تکرار، این عبارات به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد و به شما اعتماد به نفس بیشتری در مکالمه و نوشتار انگلیسی خواهند داد.




ممنون بابت این مقاله کاربردی. یه سوال داشتم، تفاوت دقیق بین Market value و Price چیه؟ چون توی فارسی هر دو رو گاهی ‘قیمت’ یا ‘ارزش’ ترجمه میکنیم.
سوال بسیار هوشمندانهای بود امیررضا جان. Price مبلغ مشخصیه که روی کالا گذاشته میشه، اما Market value ارزشی هست که بازار بر اساس عرضه و تقاضا تعیین میکنه. ممکنه Price یک کالا از Market value اون بالاتر باشه.
من اصطلاح Sentimental value رو توی یک فیلم شنیدم که قهرمان داستان درباره ساعت قدیمی پدرش میگفت. واقعاً ترکیب قشنگیه برای بیان ارزش معنوی.
دقیقا سارا عزیز! وقتی چیزی ارزش مادی زیادی نداره ولی چون خاطرهانگیزه برامون مهمه، از این کالوکیشن استفاده میکنیم. خوشحالم که به نکات ظریف فیلمها دقت میکنی.
آیا عبارت Face value فقط برای مسائل مالی به کار میره یا کاربرد دیگهای هم داره؟
محمد عزیز، اتفاقاً کاربرد غیرمالی اون خیلی رایجه. عبارت ‘Take something at face value’ یعنی چیزی رو فقط از روی ظاهرش قضاوت کردن یا بدون تحقیق قبول کردن. مثلاً حرف کسی رو بدون بررسی باور کردن.
برای مواد غذایی و ارزش غذایی هم از همین کلمه استفاده میشه؟ مثلاً Nutritional value درسته؟
بله نیلوفر جان، کاملاً درسته. Nutritional value یکی از پرکاربردترین کالوکیشنها در دنیای سلامت و تغذیه است.
سلام، کالوکیشن Intrinsic value به چه معناست؟ توی متون اقتصادی زیاد دیدمش.
سلام مهدی جان. Intrinsic value به معنی ‘ارزش ذاتی’ هست. یعنی ارزشی که یک شیء به خودی خود داره، فارغ از عوامل بیرونی یا قیمت بازار.
میشه لطفاً بگید تفاوت Good value و Great value در چیه؟ آیا فقط شدتش فرق میکنه؟
بله الناز عزیز، تفاوت اصلی در شدته. اما معمولاً وقتی میگیم چیزی ‘Great value for money’ هست، یعنی واقعاً نسبت به قیمتی که پرداخت کردید، کیفیت یا خدمات فوقالعادهای دریافت کردید.
من همیشه برای ‘ارزش افزوده’ از کلمات پیچیده استفاده میکردم، نمیدونستم به سادگی میشه گفت Added value. عالی بود.
خوشحالم که مفید بود فرهاد جان. در دنیای بیزنس، سادگی و دقت حرف اول رو میزنه و Added value دقیقاً همون چیزیه که نیتیوها استفاده میکنند.
ببخشید، آیا عبارت Practical value برای توصیف ابزارآلات و وسایل فنی مناسبه؟
توی بحث هنر و معماری، برای بیان ارزش زیباییشناختی از چه صفتی قبل از Value استفاده کنیم بهتره؟
رضای عزیز، بهترین و حرفهایترین کلمه Aesthetic هست. ترکیب Aesthetic value دقیقاً برای توصیف ارزش زیباییشناختی یک اثر هنری یا بنا به کار میره.
یک سوال: فعلهایی که با Value میان رو هم بررسی میکنید؟ مثلاً Place value on something؟
نکته بسیار خوبی بود هانیه جان. بله، فعلهایی مثل Place, Attach یا Assign به وفور با Value به کار میرن. مثلاً: She attaches great value to honesty.
آیا عبارت Real value با Actual value تفاوتی داره یا مترادف هستند؟
پویا جان، در اکثر مواقع مترادف هستند، اما Real value بیشتر در اقتصاد برای اشاره به ارزش واقعی با در نظر گرفتن تورم به کار میره.
خیلی ممنون از لیست کاملتون. برای من بخش کالوکیشنهای تجاری خیلی کاربردی بود.
برای گفتن این که ‘چیزی ارزش امتحان کردن رو داره’ هم از این ساختارها استفاده میشه؟
شایان عزیز، برای اون مفهوم معمولاً از ساختار ‘It’s worth trying’ استفاده میکنیم، اما میتونی بگی ‘It has some value in trying’ که البته دومی کمتر رایجه.
اصطلاح Core values برای سازمانها و شرکتها به چه معناست؟
آرزو جان، Core values یعنی ‘ارزشهای بنیادی’ یا اصلی. اون اصول اخلاقی و اعتقادی که یک سازمان بر اساس اونها فعالیت میکنه.
من در یک مقاله خواندم Numerical value، این مربوط به ریاضیات است؟
بله حسین جان، دقیقاً. Numerical value به معنی ‘مقدار عددی’ است و بیشتر در ریاضیات، فیزیک و برنامهنویسی کاربرد دارد.
مقاله بسیار مفیدی بود. استفاده از مثالها باعث میشه کالوکیشنها بهتر توی ذهن بمونه.
تلفظ کلمه Value گاهی برای من سخته، آیا V در ابتدا خیلی محکم تلفظ میشه؟
کامران عزیز، حرف V در انگلیسی با قرار گرفتن دندانهای بالا روی لب پایین تلفظ میشه. برای کلمه Value، دقت کن که صدای ‘ی’ کوتاهی بعد از ‘v’ شنیده میشه (Val-you).
آیا کالوکیشن خاصی برای ‘ارزش تاریخی’ وجود داره؟
بله سمانه جان، از ترکیب Historical value استفاده میکنیم. مثلاً: This building has great historical value.
عبارت ‘Good value for money’ به معنی ارزون بودنه؟
لزوماً خیر نوید جان. ممکنه چیزی گران باشه اما چون کیفیتش خیلی بالاست، بگیم Good value for money هست. یعنی در برابر پولی که دادی، ارزشش رو داره.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش برای کلمات دیگه مثل ‘Effort’ هم کالوکیشن بذارید.