مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Try

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Try در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فعل Try یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است، اما استفاده صحیح و طبیعی از آن نیازمند شناخت همایندهای (کالوکیشن‌های) آن است. یادگیری این ترکیبات به شما کمک می‌کند تا از سطح ترجمه کلمه‌به‌کلمه فراتر رفته و جملاتی بسازید که دقیق، روان و کاملاً طبیعی به نظر برسند. با ما همراه باشید تا با مثال‌های متعدد و ترجمه فارسی، تسلط خود را بر این فعل کلیدی افزایش دهید.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:از دنده چپ بلند شدن: Getting up from left rib?

درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)

قبل از پرداختن به کالوکیشن های Try، بهتر است مروری کوتاه بر مفهوم «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به ترکیبی از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر به کار می‌روند. این ترکیبات برای انگلیسی‌زبانان کاملاً عادی و صحیح به نظر می‌رسند، در حالی که ترکیب‌های دیگر ممکن است عجیب یا حتی اشتباه باشند. برای مثال، در انگلیسی می‌گوییم “make a mistake” و نه “do a mistake”. یادگیری کالوکیشن‌ها کلید اصلی برای روان و طبیعی صحبت کردن است.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:دیگه نگو I Agree! 5جایگزین ها که لولت رو بالا میبره

تفاوت کلیدی: Try to do و Try doing

یکی از مهم‌ترین نکات در استفاده از فعل Try، درک تفاوت بین دو ساختار اصلی آن است. این دو ساختار معنای متفاوتی را منتقل می‌کنند و استفاده نادرست از آن‌ها می‌تواند منجر به سوءتفاهم شود.

۱. ساختار Try + to + Verb (تلاش کردن برای انجام کاری)

این ساختار زمانی به کار می‌رود که شما برای انجام کاری تلاش می‌کنید، به‌خصوص کاری که دشوار است و ممکن است در آن موفق نشوید. تمرکز در اینجا روی «تلاش و کوشش» است.

۲. ساختار Try + Verb-ing (امتحان کردن چیزی)

این ساختار زمانی استفاده می‌شود که شما کاری را به صورت آزمایشی انجام می‌دهید تا نتیجه یا تأثیر آن را ببینید. در اینجا هدف، تست کردن یک روش یا راه‌حل است، نه لزوماً تلاش برای غلبه بر یک چالش.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:تفاوت “Cancel Culture” و “Call Out” (فرهنگ حذف کردن آدم‌ها)

کالوکیشن‌های رایج Try با قید (Adverb)

قیدها می‌توانند شدت و نوع تلاش را بهتر توصیف کنند. ترکیب فعل Try با قیدهای مختلف، به جمله شما عمق و دقت بیشتری می‌بخشد. در اینجا برخی از مهم‌ترین‌ها آورده شده است.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال انگلیسی ترجمه مثال
Try hard سخت تلاش کردن He tried hard to win the competition. او سخت تلاش کرد تا در مسابقه برنده شود.
Try desperately مستاصلانه تلاش کردن They tried desperately to find a survivor in the wreckage. آنها مستاصلانه تلاش کردند تا یک بازمانده در لاشه هواپیما پیدا کنند.
Try unsuccessfully تلاش ناموفق داشتن She tried unsuccessfully to hide her disappointment. او به‌طور ناموفقی تلاش کرد ناامیدی‌اش را پنهان کند.
Try in vain بیهوده تلاش کردن I tried in vain to persuade him to stay. من بیهوده تلاش کردم او را برای ماندن متقاعد کنم.
📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Speedrun” (تموم کردن بازی تو ۱۰ دقیقه)

کالوکیشن‌های رایج Try با اسم (Noun)

فعل Try اغلب با اسم‌های مختلفی همراه می‌شود تا عبارات معناداری بسازد. این ترکیبات در مکالمات روزمره بسیار پرکاربرد هستند.

۱. امتحان کردن چیزهای جدید

۲. شانس و فرصت

📌 همراه با این مقاله بخوانید:ترجمه «خدا خر رو شناخت شاخ بهش نداد» به انگلیسی، این اشتباه رو نکنید!

عبارات فعلی (Phrasal Verbs) و اصطلاحات با Try

فعل Try در ترکیب با حروف اضافه، عبارات فعلی با معانی کاملاً جدید می‌سازد. علاوه بر این، اصطلاحات زیادی نیز با این فعل وجود دارند که یادگیری آن‌ها برای درک مکالمات غیررسمی ضروری است.

مهم‌ترین Phrasal Verbs با Try

  1. Try on: پرو کردن (لباس، کفش، عینک و …)

    • مثال: Could I try on this jacket, please?
    • ترجمه: ممکن است لطفاً این کت را پرو کنم؟
  2. Try out: امتحان کردن، تست کردن (یک دستگاه، ایده، یا مهارت)

    • مثال: You should try out the new software to see if you like it.
    • ترجمه: باید نرم‌افزار جدید را امتحان کنی تا ببینی دوستش داری یا نه.
  3. Try out for: برای عضویت در تیم یا گروهی تلاش کردن (معمولاً با شرکت در آزمون یا رقابت)

    • مثال: She is going to try out for the school’s basketball team.
    • ترجمه: او قصد دارد برای ورود به تیم بسکتبال مدرسه تلاش کند.

اصطلاحات (Idioms) کاربردی با Try

📌 این مقاله را از دست ندهید:معنی “Ego Lifting” (وزنه زدن برای خودنمایی)

جمع‌بندی نهایی

فعل Try بسیار فراتر از معنای ساده «سعی کردن» است. تسلط بر کالوکیشن های Try به شما این امکان را می‌دهد که منظور خود را با دقت بیشتری بیان کنید و مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی صحبت کنید. به یاد داشته باشید که تفاوت بین try to do (تلاش برای انجام کار سخت) و try doing (امتحان کردن یک راه‌حل) یکی از کلیدی‌ترین نکات است. با مطالعه و تمرین مثال‌های ارائه شده در این مقاله، می‌توانید این ترکیبات را به دایره لغات فعال خود اضافه کرده و از آن‌ها در مکالمات و نوشته‌های خود به درستی استفاده کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 397

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

26 پاسخ

  1. مقاله خیلی خوبی بود! همیشه این تفاوت try to do و try doing برام یه چالش بود. حالا خیلی شفاف تر شد. ممنون از تیم خوب Englishvocabulary.ir.

  2. مرسی از مقاله جامع‌تون. آیا ‘try hard’ هم یک کالوکیشن محسوب میشه یا بیشتر یک ترکیب قیدی سادست؟ خیلی تو فیلم‌ها می‌شنومش.

    1. بله سارا جان، ‘try hard’ یک کالوکیشن بسیار رایج و کاربردی محسوب می‌شود. به معنای ‘سخت تلاش کردن’ یا ‘کوشش بسیار کردن’ است. مثلاً: ‘He tried hard to finish the project on time.’ (او سخت تلاش کرد تا پروژه را به موقع تمام کند). ممنون از سوال خوبتون.

  3. میشه چند تا مثال دیگه از ‘try one’s best’ بزنید؟ حس می‌کنم تو مکالمات روزمره کاربرد زیادی داره.

    1. حتماً امیر عزیز. ‘try one’s best’ یعنی ‘تمام تلاش خود را کردن’ یا ‘نهایت کوشش را به کار بردن’. مثلاً: ‘I’ll try my best to help you.’ (تمام تلاشم را می‌کنم که کمکت کنم) یا ‘She tried her best to solve the problem, but it was too difficult.’ (او نهایت تلاشش را کرد تا مشکل را حل کند، اما خیلی سخت بود). این کالوکیشن به خوبی نشان می‌دهد که فرد نهایت کوشش خود را می‌کند.

  4. من همیشه فکر می‌کردم ‘try to understand’ و ‘try understanding’ هیچ فرقی با هم ندارن! چقدر خوب که تفاوتشون رو توضیح دادید. واقعاً مفید بود.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده زهرا جان. همین نکته‌های به ظاهر کوچک هستن که تفاوت رو در روان و طبیعی صحبت کردن ایجاد می‌کنن. موفق باشید!

  5. سلام. آیا ‘try a new recipe’ فقط برای غذاست یا برای هر چیزی که جدید باشه میشه استفاده کرد؟ مثلاً ‘try a new approach’?

    1. سلام محمد جان. سوال خیلی خوبی پرسیدید. ‘try a new recipe’ قطعاً برای امتحان کردن یک دستور پخت غذاست. اما ‘try’ به تنهایی یا در ترکیب با کلمات دیگر می‌تواند برای امتحان کردن چیزهای جدید در زمینه‌های مختلف به کار برود. مثلاً ‘try a new approach’ (یک رویکرد جدید را امتحان کردن) یا ‘try a new strategy’ (یک استراتژی جدید را امتحان کردن) کاملاً صحیح و رایج هستند.

  6. ممنون از مقاله خوبتون. من برای یادگیری کالوکیشن‌ها سعی می‌کنم جملات رو خودم بسازم و با صدای بلند تکرار کنم. اینجوری بهتر تو ذهنم میمونه. شاید برای بقیه هم مفید باشه!

  7. این کالوکیشن‌ها تو مکالمات روزمره بیشتر استفاده میشن یا رسمی هم هستن؟ مثلاً ‘try on’ خیلی محاوره ای به نظر میاد.

    1. علی عزیز، بیشتر کالوکیشن‌هایی که با ‘try’ معرفی شدن، مثل ‘try on’ (لباس پرو کردن) یا ‘try out’ (چیزی را امتحان کردن)، در مکالمات روزمره بسیار رایج و کاربردی هستند و کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند. البته برخی از آن‌ها مثل ‘try one’s best’ هم در مکالمات روزمره و هم در متون کمی رسمی‌تر قابل استفاده‌اند.

  8. کمی با مفهوم ‘try a hand at something’ گیج شدم. میشه بیشتر توضیح بدید؟ دقیقاً یعنی چی و کجا استفاده میشه؟

    1. نسترن گرامی، ‘try a hand at something’ به معنای ‘امتحان کردن یک فعالیت یا مهارت جدید برای اولین بار’ است، به خصوص وقتی که قبلاً در آن زمینه تجربه‌ای نداشته‌اید. مثلاً: ‘I decided to try my hand at pottery.’ (تصمیم گرفتم سفالگری را امتحان کنم). یعنی برای اولین بار این کار را شروع کردم تا ببینم چقدر در آن خوب هستم.

  9. واقعاً مقالاتتون عالیه! همیشه منتظر مقالات جدیدتون هستم. ممنون میشم در مورد کالوکیشن‌های فعل ‘make’ هم مطلبی بنویسید.

  10. شایع‌ترین اشتباهی که زبان‌آموزان با فعل ‘try’ و کالوکیشن‌هاش مرتکب میشن چیه؟ خیلی دوست دارم بدونم که ازشون اجتناب کنم.

    1. الهام عزیز، یکی از شایع‌ترین اشتباهات، عدم درک تفاوت بین ‘try to do’ (تلاش برای انجام کاری که ممکن است سخت باشد) و ‘try doing’ (انجام کاری به عنوان آزمایش یا راه حل برای یک مشکل) است. همچنین، استفاده نکردن از کالوکیشن‌های طبیعی و ترجمه کلمه‌به‌کلمه، باعث غیرطبیعی شدن جملات می‌شود. مقاله‌های ما دقیقاً برای کمک به رفع همین اشتباهات طراحی شده‌اند.

  11. هفته پیش رفتم باشگاه جدید و گفتم ‘I’m going to try a new gym’ و الان مقاله شما رو خوندم. چقدر به موقع بود! این یعنی کالوکیشن رو درست استفاده کردم؟

    1. بله بهنام جان، کاملاً درست و طبیعی استفاده کردید! ‘Try a new gym’ یک کالوکیشن رایج برای امتحان کردن یک مکان یا تجربه جدید است. عالیه که مطالب مقاله رو در عمل هم به کار می‌برید!

  12. آیا ‘give it a try’ هم کالوکیشن حساب میشه؟ این رو هم خیلی می‌شنوم.

    1. بله لینا جان، ‘give it a try’ یک اصطلاح و کالوکیشن بسیار رایج است که به معنای ‘امتحان کردن یک چیز’ یا ‘فرصت دادن به چیزی’ است. مثلاً: ‘It looks difficult, but why don’t you give it a try?’ (سخت به نظر می‌رسد، اما چرا امتحانش نمی‌کنی؟). این عبارت به خوبی در مکالمات روزمره کاربرد دارد.

  13. ممنون از توضیحات کامل. استرس (stress) این کالوکیشن‌ها چطور هست؟ مثلاً ‘try on’ رو چطور باید تلفظ کنیم؟ آیا روی ‘try’ تاکید میشه یا ‘on’؟

    1. سینا جان، سوال بسیار مهمی است. در اکثر کالوکیشن‌های فعلی-حرفی (phrasal verbs) مثل ‘try on’، تاکید اصلی معمولاً روی حرف اضافه (particle) قرار می‌گیرد، یعنی روی ‘on’ در این مثال. بنابراین می‌گوییم ‘try ON’ (با تاکید بر ON). این مورد برای ‘try out’ هم صدق می‌کند (try OUT). تمرین این تاکیدها به طبیعی‌تر شدن لهجه شما کمک زیادی می‌کند.

  14. پس اگه بخوایم بگیم یه چیزی رو برای اولین بار امتحان می‌کنیم باید حتماً از try doing استفاده کنیم؟ مثلاً اگه بخوام بگم ‘اولین بارم بود که اسکیت روی یخ رو امتحان کردم’ چی میشه؟

    1. پارسا جان، برای ‘امتحان کردن کاری برای اولین بار’، اغلب از ساختار ‘try + V-ing’ استفاده می‌شود، چون در اینجا هدف ‘تجربه کردن’ یا ‘آزمودن’ است. مثال شما: ‘I tried ice skating for the first time.’ (من اسکیت روی یخ را برای اولین بار امتحان کردم). کاملاً درست است. ‘try to do’ بیشتر برای اشاره به ‘تلاش برای انجام کاری’ است، نه صرفاً ‘تجربه کردن’.

  15. عالی بود مقاله. واقعا نیاز داشتم به این توضیحات جامع در مورد try. خسته نباشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *