- چگونه میتوانیم اعتماد کسی را جلب کنیم یا به دست آوریم؟
- رایجترین عباراتی که با کلمه Trust در انگلیسی استفاده میشوند کدامند؟
- تفاوت بین earn trust و gain trust در چیست؟
- چطور میتوانیم در مورد از بین رفتن اعتماد به انگلیسی صحبت کنیم؟
- آیا Trust همیشه به معنای اعتماد کردن است یا کاربردهای دیگری هم دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ کردن لغات خلاصه نمیشود؛ بلکه دانستن اینکه چطور کلمات در کنار هم به درستی قرار میگیرند، سطح زبان شما را به شکل چشمگیری ارتقا میدهد. یکی از مهمترین کلماتی که در مکالمات روزمره و حرفهای به کار میرود، «Trust» است. درک کالوکیشن های Trust به شما کمک میکند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنید و منظور خود را با دقت بیشتری منتقل نمایید. با ما همراه باشید تا دنیای این همایندهای پرکاربرد را کشف کنیم.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Trust برویم، بیایید یک تعریف ساده از کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر استفاده میشوند. برای مثال، در فارسی ما میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای ساختن». در انگلیسی هم همین قانون وجود دارد. شما میگویید `make a mistake` و نه `do a mistake`. یادگیری این الگوها به شما کمک میکند تا مانند یک انگلیسیزبان بومی (Native) به نظر برسید.
کلمه Trust به معنای اعتماد، اطمینان و باور است و نقش کلیدی در روابط شخصی و حرفهای دارد. بنابراین، یادگیری عبارات رایج مرتبط با آن بسیار ضروری است.
کالوکیشنهای فعل با Trust: به دست آوردن و از دست دادن اعتماد
یکی از رایجترین دستهبندیها، افعالی هستند که قبل یا بعد از کلمه Trust میآیند. این افعال نشان میدهند که چطور اعتماد ایجاد، تقویت یا از بین میرود.
افعال برای به دست آوردن اعتماد (Gaining Trust)
برای صحبت در مورد جلب اعتماد، از افعال مختلفی میتوان استفاده کرد که هر کدام تفاوت معنایی ظریفی دارند.
- Earn someone’s trust: اعتماد کسی را (معمولاً با تلاش و در طول زمان) به دست آوردن.
مثال: It takes a long time to earn someone’s trust, but only a moment to lose it.
ترجمه: به دست آوردن اعتماد کسی زمان زیادی میبرد، اما از دست دادن آن فقط یک لحظه طول میکشد.
- Gain someone’s trust: مشابه earn trust است اما کمی عمومیتر است و میتواند سریعتر اتفاق بیفتد.
مثال: As a new manager, he worked hard to gain the trust of his team.
ترجمه: به عنوان یک مدیر جدید، او سخت تلاش کرد تا اعتماد تیمش را جلب کند.
- Build trust: اعتماد ساختن (یک فرآیند تدریجی و فعال).
مثال: Honesty is the foundation for building trust in any relationship.
ترجمه: صداقت، پایه و اساس ساختن اعتماد در هر رابطهای است.
- Win someone’s trust: بردن اعتماد کسی، که معمولاً به معنای موفقیت در جلب اعتماد پس از تلاشی خاص است.
مثال: The politician tried to win the voters’ trust with his promises.
ترجمه: آن سیاستمدار سعی کرد با وعدههایش اعتماد رأیدهندگان را جلب کند.
افعال برای داشتن و قرار دادن اعتماد (Having and Placing Trust)
وقتی اعتماد وجود دارد، از این افعال استفاده میکنیم:
- Have trust in someone/something: به کسی یا چیزی اعتماد داشتن.
مثال: I have complete trust in his abilities.
ترجمه: من به تواناییهای او اعتماد کامل دارم.
- Place/Put your trust in someone/something: اعتماد خود را به کسی یا چیزی سپردن. این عبارت کمی رسمیتر و قویتر از have trust است.
مثال: She made a mistake by placing her trust in a stranger.
ترجمه: او با اعتماد کردن به یک غریبه اشتباه کرد.
- Trust someone with something: کسی را برای چیزی امین دانستن.
مثال: Can I trust you with my secret?
ترجمه: میتوانم رازم را به تو بسپارم (به تو در مورد رازم اعتماد کنم)؟
افعال برای از دست دادن اعتماد (Losing Trust)
متأسفانه، اعتماد همیشه پایدار نیست. این افعال برای توصیف از بین رفتن آن به کار میروند.
- Lose someone’s trust: اعتماد کسی را از دست دادن.
مثال: He lost my trust when he lied to me.
ترجمه: او وقتی به من دروغ گفت، اعتمادم را از دست داد.
- Betray someone’s trust: به اعتماد کسی خیانت کردن. این عبارت بسیار قویتر از lose trust است.
مثال: Sharing my secret with everyone betrayed my trust completely.
ترجمه: فاش کردن راز من برای همه، کاملاً به اعتمادم خیانت کرد.
- Destroy trust: اعتماد را نابود کردن.
مثال: A single act of dishonesty can destroy years of trust.
ترجمه: یک عمل غیرصادقانه میتواند سالها اعتماد را نابود کند.
- Undermine trust: اعتماد را تضعیف کردن، از بین بردن (به صورت تدریجی).
مثال: Constant criticism can undermine trust within a team.
ترجمه: انتقاد مداوم میتواند اعتماد درون یک تیم را تضعیف کند.
کالوکیشنهای صفت با Trust: توصیف انواع اعتماد
صفتها به ما کمک میکنند تا میزان و نوع اعتماد را توصیف کنیم. استفاده از این صفتها، به صحبتهای شما عمق و دقت بیشتری میبخشد.
صفتهایی برای اعتماد قوی
- Absolute/Complete trust: اعتماد مطلق/کامل
مثال: I have absolute trust in her judgment.
ترجمه: من به قضاوت او اعتماد مطلق دارم.
- Blind trust: اعتماد کورکورانه (اعتماد بدون پرسش و تحقیق)
مثال: Placing blind trust in leaders can be dangerous.
ترجمه: اعتماد کورکورانه به رهبران میتواند خطرناک باشد.
- Deep trust: اعتماد عمیق
مثال: A deep trust developed between the two friends over the years.
ترجمه: طی سالها، یک اعتماد عمیق بین آن دو دوست شکل گرفت.
- Unwavering trust: اعتماد تزلزلناپذیر
مثال: She has an unwavering trust in her team’s ability to succeed.
ترجمه: او به توانایی تیمش برای موفقیت، اعتمادی تزلزلناپذیر دارد.
صفتهای دیگر
- Mutual trust: اعتماد متقابل
مثال: A successful partnership is built on mutual trust and respect.
ترجمه: یک شراکت موفق بر پایه اعتماد و احترام متقابل ساخته میشود.
- Fragile trust: اعتماد شکننده
مثال: The peace agreement was based on a fragile trust between the two nations.
ترجمه: توافق صلح بر پایه یک اعتماد شکننده بین دو ملت بود.
عبارات و اصطلاحات رایج با Trust
علاوه بر ترکیب فعل و صفت، عبارات خاصی نیز وجود دارند که از کلمه Trust استفاده میکنند و دانستن آنها بسیار مفید است.
جدول کالوکیشنهای رایج Trust
در جدول زیر، برخی از مهمترین کالوکیشن های Trust به همراه مثال و ترجمه فارسی آورده شده است تا به عنوان یک مرجع سریع قابل استفاده باشد.
| کالوکیشن (Collocation) | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| A breach of trust | Selling the company’s secrets was a serious breach of trust. | نقض اعتماد، خیانت در امانت |
| A position of trust | Teachers are in a position of trust. | موقعیت و جایگاه مورد اعتماد |
| A vote of confidence/trust | The team gave the new captain a vote of trust. | رأی اعتماد |
| Trust your instincts/gut | Sometimes you just have to trust your instincts. | به غریزه/حس درونی خود اعتماد کردن |
| To be held in trust | The money will be held in trust for the children until they are 21. | به امانت نگه داشته شدن (معمولاً در مفاهیم حقوقی و مالی) |
نکات تکمیلی برای استفاده از کالوکیشن های Trust
برای اینکه بتوانید از این همایندها به بهترین شکل استفاده کنید، به نکات زیر توجه داشته باشید:
- توجه به زمینه (Context): همیشه به موقعیتی که در آن صحبت میکنید توجه کنید. برای مثال، عبارت `betray trust` بسیار قوی و احساسی است و در موقعیتهای جدی به کار میرود، در حالی که `lose trust` میتواند برای مسائل سادهتر هم استفاده شود.
- تمرین و تکرار: سعی کنید این عبارات را در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. یک دفترچه یادداشت برای کالوکیشنها داشته باشید و هر بار که با عبارت جدیدی مواجه میشوید، آن را با یک مثال یادداشت کنید.
- گوش دادن فعال: به فیلمها، پادکستها و سخنرانیهای انگلیسیزبانان با دقت گوش دهید. سعی کنید کالوکیشن های Trust را که در این مقاله یاد گرفتید، تشخیص دهید. این کار به شما کمک میکند تا با کاربرد طبیعی آنها بیشتر آشنا شوید.
جمعبندی
یادگیری کالوکیشن های Trust یکی از گامهای مؤثر برای تسلط بر زبان انگلیسی و صحبت کردن به شیوهای طبیعیتر است. با به کار بردن عباراتی مانند earn trust، place trust in، mutual trust و betray trust، شما میتوانید احساسات و مفاهیم پیچیده مربوط به اعتماد را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید. امیدواریم این مقاله به شما کمک کرده باشد تا درک بهتری از این همایندهای پرکاربرد پیدا کنید و بتوانید با اطمینان بیشتری از آنها در ارتباطات خود استفاده نمایید.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا عبارت blind trust بار معنایی منفی داره؟ یعنی همیشه به معنی اعتماد کورکورانه و اشتباهه؟
سلام سارا جان، بله دقیقا. blind trust معمولا زمانی استفاده میشه که فرد بدون فکر یا بدون داشتن دلیل منطقی به کسی اعتماد میکنه که اغلب ممکنه به ضررش تموم بشه. در فارسی همون «اعتماد کورکورانه» بهترین معادل براشه.
تفاوت بین earn trust و gain trust خیلی جالب بود. من همیشه فکر میکردم فرقی ندارن. یعنی earn بیشتر برای وقتیه که برای به دست آوردن اعتماد تلاش زیادی کردیم؟
دقیقا همینطوره امیرحسین عزیز. کلمه earn بار معنایی «شایستگی» داره؛ یعنی شما کاری انجام دادید که ثابت کردید لایق اون اعتماد هستید. gain کمی عمومیتره و لزوماً به تلاش سخت اشاره نداره.
من توی یک سریال شنیدم که میگفت: You betrayed my trust. این با broke my trust فرقی داره؟ کدومش شدیدتره؟
سوال خیلی خوبیه نیلوفر جان. betray my trust بار احساسی و دراماتیک خیلی قویتری داره و معمولاً برای خیانتهای بزرگ در رابطهها به کار میره. break trust کمی عمومیتره و ممکنه در محیطهای کاری هم استفاده بشه.
مقاله عالی بود. ای کاش در مورد صفت trustworthy هم بیشتر توضیح میدادید. آیا این کلمه هم یک کالوکیشن برای trust محسوب میشه؟
ممنون از پیشنهادت محمد عزیز. trustworthy در واقع یک صفت مشتق شده از trust هست به معنی «قابل اعتماد». کالوکیشنهای خودش رو داره، مثلاً میگیم a trustworthy source (یک منبع قابل اعتماد).
من همیشه برای «بیاعتمادی» از کلمه no trust استفاده میکردم. آیا کلمه خاصتری به عنوان کالوکیشن منفی وجود داره؟
مهسا جان، میتونی از کلمه mistrust یا distrust استفاده کنی. همچنین عبارت lack of trust (کمبود اعتماد) یک کالوکیشن بسیار رایج و حرفهای در متون انگلیسی هست.
ببخشید عبارت absolute trust رو میشه برای صمیمیترین دوست به کار برد؟ یعنی اعتماد مطلق؟
بله رضا جان، absolute trust یا complete trust هر دو عالی هستند و نشوندهنده اینه که شما ۱۰۰ درصد به اون شخص اطمینان دارید.
واقعا یاد گرفتن کالوکیشنها سرعت صحبت کردن رو بالا میبره. من قبلاً میگفتم get trust ولی الان فهمیدم win someone’s trust خیلی نیتیو تره.
دقیقا! win someone’s trust یکی از زیباترین کالوکیشنهاست که نشون میده شما تونستید نظر مثبت و اعتماد کسی رو به سمت خودتون جلب کنید.
یه اصطلاحی هست میگه Trust your gut. این هم جزو همین دستهبندی میشه؟
بله بابک عزیز، این یک Idiom (اصطلاح) هست که توش از فعل trust استفاده شده. به معنی «به غریزهات اعتماد کن» یا «ببین دلت چی میگه». خیلی هم پرکاربرده!
تفاوت trust و reliance در چیست؟ آیا میتوانیم از این دو به جای هم استفاده کنیم؟
مریم جان، trust بیشتر جنبه ذهنی و قلبی داره (باور به صداقت کسی)، اما reliance بیشتر به معنی «اتکا کردن» و نیاز داشتن به کمک یا عملکرد کسیه. همیشه قابل جایگزینی نیستند.
لطفاً در مورد کالوکیشنهای حرفهای و بیزینسی trust هم مطلب بذارید. مثلاً در قراردادها چی میگن؟
عبارت Breach of trust رو من توی اخبار حقوقی زیاد شنیدم. معادل دقیق فارسیش چی میشه؟
الناز جان، breach of trust یک اصطلاح کاملاً رسمی و حقوقی هست که به فارسی «خیانت در امانت» یا «نقض اعتماد» ترجمه میشه.
آیا کلمه trust همیشه فعله؟ چون من شنیدم به عنوان اسم هم به کار میره، مثل Trust fund.
خیلی خوب توضیح دادید. به خصوص تفکیک فعلها و صفتهایی که با trust میان عالی بود. خسته نباشید.
یک سوال: وقتی میگیم build trust، یعنی این فرآیند زمانبر هست؟
دقیقاً کیوان عزیز. فعل build (ساختن) نشون میده که اعتماد ذرهذره و در طول زمان شکل میگیره و یک اتفاق لحظهای نیست.
من شنیدم میگن misplaced trust. یعنی اعتمادی که در جای اشتباه خرج شده؟
بله فرشته جان، عالی بود. misplaced trust یعنی شما به کسی اعتماد کردید که اصلاً لایقش نبوده و در واقع اشتباه کردید که به او اطمینان کردید.
دمتون گرم. من برای آزمون آیلتس نیاز داشتم بدونم چطوری در مورد روابط انسانی با کلمات دقیقتر صحبت کنم، این کالوکیشنها خیلی به کارم اومد.
آیا عبارت put your trust in someone با trust someone فرقی داره؟ کدوم رسمیتره؟
نرگس جان، put your trust in someone کمی رسمیتر و تأکیدیتره. انگار دارید بار مسئولیت این اعتماد رو به طور مشخص بیان میکنید.
توی محیط کار اگه بخوایم بگیم «به من اعتماد کن» بهتره بگیم trust me یا believe me؟
کامران عزیز، trust me یعنی «به صداقت و توانایی من اعتماد کن»، اما believe me یعنی «حرفی که الان میزنم رو باور کن». در محیط کار معمولاً trust me برای انجام وظایف کاربرد بیشتری داره.
خیلی خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم. توضیحاتتون در مورد همایندهای کلمات بسیار کاربردیه.
معادل انگلیسی «اعتماد دوجانبه» چی میشه؟ Mutual trust درسته؟
بله نوید جان، mutual trust کاملاً درسته و یک کالوکیشن استاندارد برای توصیف رابطهای هست که هر دو طرف به هم اعتماد دارن.