- کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای کلمه Trade ضروری است؟
- رایجترین و مهمترین کالوکیشن های Trade در زبان انگلیسی کدامند؟
- چگونه میتوان از این کالوکیشنها در جملات واقعی برای توصیف تجارت و بازرگانی استفاده کرد؟
- چه افعال، صفات و اسمهایی معمولاً با کلمه Trade همراه میشوند؟
- تفاوت بین مفاهیمی مانند free trade، fair trade و international trade در چیست؟
در این مقاله، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ کردن لغات مجزا خلاصه نمیشود، بلکه درک نحوه همنشینی کلمات با یکدیگر یا «کالوکیشنها» نقشی حیاتی در روان صحبت کردن شما دارد. کلمه Trade به معنای تجارت، داد و ستد یا معامله، یکی از پرکاربردترین واژگان در دنیای اقتصاد و کسبوکار است. با تسلط بر کالوکیشن های Trade، میتوانید مانند یک فرد انگلیسیزبان بومی، مفاهیم پیچیده تجاری را با دقت و به شکلی طبیعی بیان کنید. در ادامه، به بررسی جامع و دستهبندی شده این همایندها به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه فارسی آنها میپردازیم.
فعلهایی که با Trade میآیند (Verb + Trade)
یکی از مهمترین دستهبندیها، افعالی هستند که قبل یا بعد از کلمه Trade قرار میگیرند و معنای خاصی را در حوزه تجارت میسازند. این افعال به ما کمک میکنند تا فعالیتهای مختلف مرتبط با خرید و فروش و روابط تجاری را توصیف کنیم. در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
۱. Engage in / Conduct / Carry on Trade
این سه فعل همگی به معنای «مشغول بودن به تجارت»، «انجام دادن معامله» یا «تجارت کردن» هستند. این عبارات معمولاً در متون رسمی و آکادمیک برای توصیف روابط تجاری بین کشورها یا شرکتهای بزرگ استفاده میشوند.
- Engage in trade: درگیر تجارت بودن، به تجارت پرداختن.
- Example: The two countries have been engaging in trade for centuries.
- ترجمه: این دو کشور قرنهاست که با یکدیگر به تجارت مشغول هستند.
- Conduct trade: تجارت کردن، معامله انجام دادن (رسمیتر).
- Example: We conduct trade with partners all over the world.
- ترجمه: ما با شرکایی در سراسر جهان تجارت میکنیم.
- Carry on trade: ادامه دادن تجارت، تجارت کردن.
- Example: Despite the political tensions, the companies continued to carry on trade.
- ترجمه: علیرغم تنشهای سیاسی، شرکتها به تجارت خود ادامه دادند.
۲. Promote / Encourage / Facilitate Trade
این گروه از افعال به معنای «ترویج دادن»، «تشویق کردن» یا «تسهیل کردن» تجارت هستند. دولتها و سازمانهای بینالمللی معمولاً از این افعال برای بیان سیاستهای حمایتی خود از بازرگانی استفاده میکنند.
- Promote trade: ترویج تجارت، رونق بخشیدن به تجارت.
- Example: The new agreement is designed to promote trade between the member states.
- ترجمه: توافقنامه جدید برای ترویج تجارت بین کشورهای عضو طراحی شده است.
- Encourage trade: تشویق به تجارت.
- Example: The government offers tax incentives to encourage foreign trade.
- ترجمه: دولت برای تشویق تجارت خارجی، مشوقهای مالیاتی ارائه میدهد.
- Facilitate trade: تسهیل تجارت، آسانسازی فرآیندهای تجاری.
- Example: The new port will facilitate trade in the region.
- ترجمه: بندر جدید، تجارت در منطقه را تسهیل خواهد کرد.
۳. Restrict / Limit / Inhibit Trade
در نقطه مقابل گروه قبلی، این افعال برای بیان مفاهیمی مانند «محدود کردن»، «مانع شدن» یا «جلوگیری از» تجارت به کار میروند. این محدودیتها میتوانند از طریق تعرفهها، تحریمها یا قوانین سختگیرانه اعمال شوند.
- Restrict trade: محدود کردن تجارت.
- Example: The sanctions were imposed to restrict trade with the rogue nation.
- ترجمه: تحریمها برای محدود کردن تجارت با کشور سرکش اعمال شدند.
- Limit trade: محدود کردن حجم تجارت.
- Example: The country decided to limit trade in luxury goods.
- ترجمه: آن کشور تصمیم گرفت تجارت کالاهای لوکس را محدود کند.
- Inhibit trade: مانع تجارت شدن، جلوگیری از رشد تجارت.
- Example: High tariffs can inhibit trade and harm the economy.
- ترجمه: تعرفههای بالا میتواند مانع تجارت شود و به اقتصاد آسیب برساند.
صفتهایی که با Trade میآیند (Adjective + Trade)
صفات مختلفی قبل از کلمه Trade قرار میگیرند تا نوع و ماهیت آن را توصیف کنند. این کالوکیشن های Trade برای بیان مفاهیم کلیدی در اقتصاد و سیاست بینالملل ضروری هستند.
۱. International / Global / World Trade
این صفات به تجارت در سطح جهانی و بین کشورها اشاره دارند.
- International trade: تجارت بینالملل.
- Example: International trade is crucial for the economic growth of most nations.
- ترجمه: تجارت بینالملل برای رشد اقتصادی اکثر ملتها حیاتی است.
- Global trade: تجارت جهانی.
- Example: The pandemic had a significant impact on global trade patterns.
- ترجمه: همهگیری تأثیر قابل توجهی بر الگوهای تجارت جهانی داشت.
- World trade: تجارت جهانی (معمولاً در نام سازمانها مانند WTO).
- Example: The World Trade Organization (WTO) regulates international commerce.
- ترجمه: سازمان تجارت جهانی (WTO) بر بازرگانی بینالمللی نظارت میکند.
۲. Free / Fair Trade
این دو اصطلاح بسیار مهم هستند و اغلب با هم مقایسه میشوند. هرچند شبیه به نظر میرسند، اما مفاهیم متفاوتی دارند.
- Free trade: تجارت آزاد. به سیاستی اشاره دارد که در آن دولتها هیچگونه محدودیتی مانند تعرفه یا سهمیهبندی بر واردات و صادرات اعمال نمیکنند.
- Example: The North American Free Trade Agreement (NAFTA) was created to eliminate trade barriers.
- ترجمه: توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) برای حذف موانع تجاری ایجاد شد.
- Fair trade: تجارت منصفانه. به جنبشی اجتماعی اشاره دارد که هدف آن کمک به تولیدکنندگان در کشورهای در حال توسعه است تا شرایط تجاری بهتری داشته باشند و استانداردهای اجتماعی و زیستمحیطی را رعایت کنند.
- Example: Many consumers prefer to buy fair trade coffee to support farmers directly.
- ترجمه: بسیاری از مصرفکنندگان ترجیح میدهند قهوه تجارت منصفانه بخرند تا مستقیماً از کشاورزان حمایت کنند.
۳. Domestic / Foreign Trade
این صفات برای تمایز بین تجارت داخلی و خارجی یک کشور به کار میروند.
- Domestic trade: تجارت داخلی. به خرید و فروش کالا و خدمات در داخل مرزهای یک کشور اشاره دارد.
- Example: The government is focused on boosting domestic trade to reduce reliance on imports.
- ترجمه: دولت برای کاهش وابستگی به واردات، بر تقویت تجارت داخلی متمرکز شده است.
- Foreign trade: تجارت خارجی. به تجارت یک کشور با سایر کشورهای جهان گفته میشود.
- Example: Japan’s foreign trade is heavily dependent on the export of cars and electronics.
- ترجمه: تجارت خارجی ژاپن به شدت به صادرات خودرو و لوازم الکترونیکی وابسته است.
اسمهایی که با Trade میآیند (Trade + Noun)
کلمه Trade میتواند به عنوان یک صفت برای اسمهای دیگر عمل کند و عبارات ترکیبی مهمی بسازد. این ساختار به ما کمک میکند تا جنبههای مختلف دنیای تجارت را نامگذاری کنیم.
۱. Trade Agreement / Deal / Pact
این ترکیبات به توافقات رسمی بین دو یا چند کشور برای تنظیم روابط تجاریشان اشاره دارند.
- Trade agreement: توافقنامه تجاری.
- Example: The two nations are close to signing a new trade agreement.
- ترجمه: دو ملت به امضای یک توافقنامه تجاری جدید نزدیک هستند.
- Trade deal: معامله تجاری.
- Example: Negotiators are working hard to finalize the trade deal.
- ترجمه: مذاکرهکنندگان سخت در تلاشند تا معامله تجاری را نهایی کنند.
- Trade pact: پیمان تجاری.
- Example: The regional trade pact includes five countries.
- ترجمه: این پیمان تجاری منطقهای شامل پنج کشور است.
۲. Trade Barrier / Sanction / Embargo
این عبارات به موانع و محدودیتهایی اشاره دارند که بر سر راه تجارت آزاد قرار میگیرند.
- Trade barrier: مانع تجاری. (یک اصطلاح کلی که شامل تعرفه، سهمیهبندی و غیره میشود)
- Example: The organization aims to remove trade barriers between its members.
- ترجمه: هدف این سازمان، حذف موانع تجاری بین اعضای خود است.
- Trade sanction: تحریم تجاری. (مجازات اقتصادی علیه یک کشور)
- Example: The UN imposed trade sanctions on the country.
- ترجمه: سازمان ملل تحریمهای تجاری علیه آن کشور وضع کرد.
- Trade embargo: ممنوعیت کامل تجاری. (شدیدترین نوع محدودیت)
- Example: The United States has had a trade embargo against Cuba for decades.
- ترجمه: ایالات متحده دهههاست که علیه کوبا ممنوعیت کامل تجاری دارد.
۳. Trade Deficit / Surplus / Balance
این اصطلاحات برای توصیف وضعیت تراز تجاری یک کشور استفاده میشوند.
- Trade deficit: کسری تجاری. (زمانی که واردات یک کشور بیشتر از صادراتش باشد)
- Example: The country is trying to reduce its large trade deficit.
- ترجمه: آن کشور در تلاش است تا کسری تجاری بزرگ خود را کاهش دهد.
- Trade surplus: مازاد تجاری. (زمانی که صادرات یک کشور بیشتر از وارداتش باشد)
- Example: Germany has consistently maintained a significant trade surplus.
- ترجمه: آلمان به طور مداوم مازاد تجاری قابل توجهی را حفظ کرده است.
- Trade balance: تراز تجاری. (تفاوت بین ارزش واردات و صادرات)
- Example: A healthy trade balance is important for economic stability.
- ترجمه: یک تراز تجاری سالم برای ثبات اقتصادی مهم است.
۴. Trade Fair / Show / Mission
این عبارات به رویدادها و فعالیتهایی اشاره دارند که برای ترویج تجارت و نمایش محصولات برگزار میشوند.
- Trade fair/show: نمایشگاه تجاری.
- Example: We are going to exhibit our new products at the international trade fair.
- ترجمه: ما قصد داریم محصولات جدیدمان را در نمایشگاه تجاری بینالمللی به نمایش بگذاریم.
- Trade mission: هیئت تجاری.
- Example: The president led a trade mission to Asia to find new markets.
- ترجمه: رئیسجمهور یک هیئت تجاری را برای یافتن بازارهای جدید به آسیا رهبری کرد.
جدول خلاصه کالوکیشن های Trade
برای مرور سریع و دستهبندی بهتر، در جدول زیر میتوانید مهمترین کالوکیشن های Trade را به همراه نوع و معنای فارسی آنها مشاهده کنید.
| نوع کالوکیشن | عبارت انگلیسی | معنای فارسی |
|---|---|---|
| Verb + Trade | Engage in trade | به تجارت پرداختن |
| Verb + Trade | Promote trade | ترویج تجارت |
| Verb + Trade | Restrict trade | محدود کردن تجارت |
| Adjective + Trade | International trade | تجارت بینالملل |
| Adjective + Trade | Free trade | تجارت آزاد |
| Adjective + Trade | Fair trade | تجارت منصفانه |
| Trade + Noun | Trade agreement | توافقنامه تجاری |
| Trade + Noun | Trade barrier | مانع تجاری |
| Trade + Noun | Trade deficit | کسری تجاری |
| Trade + Noun | Trade fair | نمایشگاه تجاری |
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Trade یک گام بزرگ در جهت استفاده حرفهای و طبیعی از زبان انگلیسی در محیطهای کاری و آکادمیک است. همانطور که در این مقاله مشاهده کردید، با ترکیب کلمه Trade با افعال، صفات و اسمهای مختلف، میتوان طیف وسیعی از مفاهیم دقیق اقتصادی و تجاری را بیان کرد. به جای استفاده از عبارات ساده و کلی، سعی کنید این همایندها را در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. این کار نه تنها سطح زبان شما را بالاتر میبرد، بلکه به شما کمک میکند تا منظور خود را با وضوح و دقت بیشتری منتقل کنید. توصیه میکنیم این عبارات را به طور فعال تمرین کرده و سعی کنید برای هر کدام، جملات جدیدی بسازید.




ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، تفاوت بین Trade و Commerce دقیقا چیه؟ چون تو فارسی هردوشون رو تجارت ترجمه میکنیم.
سلام امین عزیز، سوال بسیار خوبی بود. کلمه Trade بیشتر به عمل خرید و فروش کالا و خدمات اشاره دارد، در حالی که Commerce مفهومی گستردهتر است و شامل تمام فعالیتهای مربوط به تجارت مثل بیمه، حمل و نقل و تبلیغات هم میشود.
توی اخبار خیلی شنیدم که میگن Trade Deficit، این دقیقا به چه معناست؟
سلام نیلوفر جان. Trade Deficit به معنای «تراز منفی تجاری» یا «کسری تجاری» است؛ یعنی زمانی که ارزش واردات یک کشور بیشتر از صادراتش باشد.
من قبلاً فکر میکردم فقط باید بگیم Do trade، ولی اینجا دیدم از Engage in trade هم استفاده کردید. این رسمیتره؟
بله رضا جان، عبارت Engage in trade کاملاً رسمی (Formal) است و معمولاً در متون حقوقی، اقتصادی یا آکادمیک برای اشاره به فعالیتهای تجاری به کار میرود.
واقعا یادگیری کالوکیشنها سرعت صحبت کردن رو بالا میبره. من همیشه دنبال کلمات تکی بودم ولی الان میفهمم چرا جملاتم طبیعی به نظر نمیرسید.
دقیقا همینطوره سارا جان. وقتی شما بدانید که مثلاً برای «رونق دادن به تجارت» باید از فعل Boost استفاده کنید (Boost trade)، ذهنتان کمتر درگیر پیدا کردن کلمات میشود.
تفاوت Fair trade و Free trade چیه؟ توی متن اشاره کردید ولی میشه یه مثال بزنید؟
حتما محسن عزیز. Free trade (تجارت آزاد) یعنی حذف تعرفهها و موانع بین کشورها. اما Fair trade (تجارت منصفانه) یک جنبش اجتماعی است برای حمایت از تولیدکنندگان در کشورهای در حال توسعه تا دستمزد منصفانهای بگیرند.
من عبارت Insider trading رو توی سریال Billions شنیدم، آیا این هم یک کالوکیشن برای Trade محسوب میشه؟
بله مریم جان، عالی بود! Insider trading به معنای «رانتخواری» یا «معامله با اطلاعات نهانی» است که معمولاً غیرقانونی است. یک اصطلاح بسیار رایج در دنیای بورس و تجارت.
آیا میتونیم برای «توقف تجارت» از عبارت Cease trade استفاده کنیم؟
بله، کاملاً درسته. Cease trade یا Halt trade هر دو به معنای متوقف کردن مبادلات تجاری هستند و بار معنایی رسمی دارند.
لطفا تلفظ صحیح کلمه Collocation رو هم بگید، من همیشه توی تلفظش شک دارم.
تلفظ این کلمه به صورت /ˌkɒləˈkeɪʃn/ است. استرس اصلی روی بخش سوم یعنی ‘ka’ قرار میگیرد: کالو-کِـی-شِن.
کالوکیشنهای مربوط به Trade Barriers هم خیلی مهم هستن، کاش در مورد اونها هم بنویسید.
ممنون از پیشنهادت پیمان عزیز. حتماً در مقالات بعدی به Barrier (مانع) و اصطلاحاتی مثل Lift barriers یا Impose barriers خواهیم پرداخت.
من شنیدم که Trade به معنای «شغل» هم به کار میره، درسته؟ مثلا Learn a trade.
دقیقا مهسا جان! کلمه Trade علاوه بر تجارت، به معنای «حرفه یا مهارت فنی» (مثل نجاری یا لولهکشی) هم هست. عبارت Learn a trade یعنی یاد گرفتن یک حرفه فنی.
خیلی مقاله کاربردی بود، مخصوصا برای من که دارم برای آزمون آیلتس آماده میشم. بخش Writing تسک 2 معمولا سوالات اقتصادی داره.
خوشحالم که مفید بوده بابک عزیز. استفاده از ترکیباتی مثل International trade relations یا Trade liberalisation نمره بخش Lexical Resource شما را در آیلتس قطعا بالا میبرد.
آیا عبارت Illegal trade با Smuggling فرقی داره؟
Illegal trade اصطلاح کلی برای هر نوع تجارت غیرقانونی است. Smuggling به طور خاص به معنای «قاچاق» کالا به صورت مخفیانه از مرزهاست.
Trade secret هم از اون کالوکیشنهاییه که توی قراردادهای کاری خیلی دیده میشه.
بله فرزاد جان، «اسرار تجاری» یا Trade secrets بخش مهمی از حقوق مالکیت معنوی در شرکتهای بزرگ هستند.
دمتون گرم. میشه بگید برای ‘رونق گرفتن تجارت’ از چه صفتی استفاده کنیم؟ مثلا بگیم Flourishing trade درسته؟
بله سهراب عزیز، Flourishing trade یا Thriving trade هر دو به معنای تجارتی هستند که در حال شکوفایی و رونق است. انتخابهای فوقالعادهای هستند.
من یه جا خوندم Trade-off، آیا این هم به معنی تجارته؟
خیر الناز جان، Trade-off یک Phrasal Noun است به معنای «مبادله یا توازن». یعنی وقتی شما برای به دست آوردن یک امتیاز، مجبورید چیز دیگری را از دست بدهید.
واقعا عالی بود. کاش برای کلمه Investment هم همینطوری کالوکیشنها رو بنویسید.
ممنون از نظرت سپیده جان. حتما این موضوع رو در لیست تولید محتوای هفتههای آینده قرار میدیم.
آیا Trade Agreement همون قرارداد تجاریه؟
بله کامران عزیز، Trade Agreement به معنای «توافقنامه تجاری» است که معمولاً بین دو یا چند کشور منعقد میشود.
ممنون، خیلی به من کمک کرد تا فرق بین انواع تجارت رو بهتر بفهمم.
بسیار عالی و کاربردی. استفاده از مثالها در کنار ترجمه خیلی به یادگیری کمک میکنه.
برای نوشتن بیزنس پلن به زبان انگلیسی واقعا به این کالوکیشنها نیاز داشتم. خسته نباشید.
موفق باشی جواد عزیز. خوشحالیم که این مطالب در مسیر حرفهای شما مفید واقع شده.