- آیا تا به حال شده که بخواهید نظرتان را به انگلیسی بیان کنید، اما در انتخاب حرف اضافه درست برای فعل Think دچار تردید شوید؟
- آیا نگران هستید که ترجمه تحتاللفظی جملات فارسی باعث شود در مکالمات انگلیسی غیرطبیعی به نظر برسید؟
- آیا میخواهید بدانید چرا بومیزبانان گاهی از Think of و گاهی از Think about استفاده میکنند و تفاوت ظریف آنها چیست؟
- آیا برایتان پیش آمده که بخواهید عباراتی مثل «بلندپروازانه فکر کردن» یا «تجدیدنظر کردن» را به کار ببرید اما معادل دقیق آنها را ندانید؟
یادگیری لغات به صورت مجزا، یکی از بزرگترین موانع در مسیر تسلط به زبان انگلیسی است. برای اینکه بتوانید روان و مانند یک نیتیو صحبت کنید، باید بر کالوکیشن های Think مسلط شوید. کالوکیشنها یا همان کلمات همنشین، عباراتی هستند که به طور طبیعی در کنار هم قرار میگیرند. در این مقاله جامع، ما تمام ابعاد و کالوکیشن های Think را به شکلی ساده و کاربردی کالبدشکافی میکنیم تا یکبار برای همیشه این ساختارها را در ذهن خود تثبیت کنید و دیگر نگران اشتباهات رایج نباشید.
| کالوکیشن (Collocation) | کاربرد و مفهوم | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|
| Think about | تمرکز کردن یا بررسی عمیق یک موضوع | I need to think about your proposal. |
| Think of | به یاد آوردن، تصور کردن یا نظر دادن سریع | I can’t think of his name right now. |
| Think twice | تردید کردن یا با دقت فکر کردن قبل از تصمیم | You should think twice before quitting. |
| Think highly of | احترام زیاد قائل شدن برای کسی | The boss thinks highly of your work. |
چرا یادگیری کالوکیشن های Think اهمیت حیاتی دارد؟
از منظر روانشناسی آموزشی، یادگیری زبان در قالب “چانکها” (Chunks) یا دستههای کلمات، اضطراب زبانی (Language Anxiety) را به شدت کاهش میدهد. وقتی شما کالوکیشن های Think را به عنوان یک واحد معنایی یاد میگیرید، مغز شما انرژی کمتری برای ساختن جمله صرف میکند. این کار باعث میشود سرعت کلام شما بالا رفته و مکثهای طولانی برای پیدا کردن حروف اضافه حذف شود.
زبانشناسان معتقدند که فعل Think به تنهایی معنای محدودی دارد، اما وقتی با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب میشود، طیف وسیعی از مفاهیم از “قضاوت کردن” تا “خلاقیت” را پوشش میدهد. در ادامه، این ترکیبات را در دستهبندیهای دقیق بررسی میکنیم.
تفاوت ظریف اما مهم بین Think about و Think of
بسیاری از زبانآموزان این دو را به جای هم به کار میبرند. اگرچه در برخی موقعیتها تفاوت آنها ناچیز است، اما در آزمونهای بینالمللی مثل IELTS و TOEFL، رعایت این تفکیک نشاندهنده سطح بالای دانش شماست.
۱. استفاده از Think about (تامل و بررسی)
زمانی از این کالوکیشن استفاده میکنیم که فرد در حال بررسی جوانب مختلف یک موضوع است. این فعل معمولاً استمرار و زمان بیشتری را میطلبد.
- فرمول: Subject + Think + About + Noun/Gerund
- ✅ Correct: I’m thinking about moving to Canada. (دارم به مهاجرت به کانادا فکر میکنم – در حال بررسی هستم)
- مثال دیگر: He sat there thinking about his childhood for hours.
۲. استفاده از Think of (ایده، یادآوری یا نظر)
این ترکیب زمانی به کار میرود که چیزی ناگهان به ذهن خطور میکند یا وقتی میخواهیم نظر کسی را درباره چیزی بپرسیم.
- فرمول: Subject + Think + Of + Noun
- ✅ Correct: What do you think of this dress? (نظرت درباره این لباس چیست؟)
- ❌ Incorrect: What do you think about this dress? (اگرچه در مکالمات روزمره شنیده میشود، اما برای پرسیدن نظر آنی، Of مناسبتر است)
- مثال دیگر: I can’t think of a better solution. (ایده بهتری به ذهنم نمیرسد)
کالوکیشن های Think با قیدها (Adverbs)
قیدها به ما کمک میکنند تا “شدت” و “نوع” فکر کردن را توصیف کنیم. استفاده از این ترکیبات، نوشتههای شما را آکادمیکتر و دقیقتر میکند.
Think Clearly (واضح فکر کردن)
زمانی استفاده میشود که فرد تحت فشار نیست و میتواند منطقی تصمیم بگیرد.
- It’s hard to think clearly when you are stressed.
- ترجمه: وقتی استرس داری، سخت است که بتوانی واضح فکر کنی.
Think Seriously (جدی فکر کردن)
برای نشان دادن اهمیت یک تصمیم در آینده به کار میرود.
- We need to think seriously about buying a house.
- ترجمه: ما باید جدی در مورد خرید خانه فکر کنیم.
Think Highly of Someone (احترام زیاد برای کسی قائل بودن)
این یکی از پرکاربردترین کالوکیشن های Think در محیطهای کاری و رسمی است.
- Everyone thinks highly of the new manager.
- ترجمه: همه احترام زیادی برای مدیر جدید قائل هستند (نظر مثبتی به او دارند).
اصطلاحات و عبارات ثابت (Idiomatic Expressions) با Think
در این بخش به سراغ عباراتی میرویم که معنای آنها فراتر از مجموع کلماتشان است. این بخش مورد علاقه اساتید زبان برای تشخیص سطح تسلط شماست.
Think Outside the Box
این عبارت به معنای خلاقانه فکر کردن و رها شدن از چارچوبهای سنتی است.
- To solve this problem, we need to think outside the box.
- ترجمه: برای حل این مشکل، باید خارج از چارچوب (خلاقانه) فکر کنیم.
Think Big
به معنای داشتن اهداف بزرگ و بلندپروازانه است.
- If you want to be successful, you have to think big.
- ترجمه: اگر میخواهی موفق شوی، باید بلندپرواز باشی.
- نکته: متضاد این عبارت Think small است.
Think Twice
به معنای احتیاط کردن و تجدیدنظر قبل از انجام یک کار خطرناک یا مهم است.
- You should think twice before signing that contract.
- ترجمه: قبل از امضای آن قرارداد، باید دوباره (با دقت) فکر کنی.
تفاوتهای لهجهای: US vs. UK در کاربرد Think
اگرچه کالوکیشن های Think در اکثر گویشهای انگلیسی مشابه هستند، اما در لهجه بریتانیایی (UK) تمایل بیشتری به استفاده از ساختارهای رسمیتر دیده میشود. برای مثال، در بریتانیا عبارت Think on’t (مخفف think on it) در برخی لهجههای محلی برای “فکر کردن به چیزی در آینده” به کار میرود، در حالی که در انگلیسی آمریکایی (US) تقریباً همیشه از Think about it استفاده میشود.
همچنین در انگلیسی آمریکایی، استفاده از “Think” به عنوان اسم در عباراتی مثل “I’ll have a think” کمتر رایج است و ترجیح میدهند بگویند “I’ll think about it”. در مقابل، بریتانیاییها به راحتی میگویند: “I’ll go and have a think about that” (میرم و یه فکری به حالش میکنم).
ساختارهای گرامری اشتباه که باید از آنها دوری کنید
بسیاری از فارسیزبانان به دلیل ساختار زبان مادری، در استفاده از کالوکیشن های Think مرتکب اشتباهات زیر میشوند:
- ❌ Incorrect: I am thinking to go to the park.
- ✅ Correct: I am thinking of going to the park.
- قاعده: بعد از Think of/about اگر فعل بیاید، حتماً باید به صورت Gerund (ing) باشد.
- ❌ Incorrect: I think him as a brother.
- ✅ Correct: I think of him as a brother.
- قاعده: برای بیان اینکه کسی را “به عنوان” چیزی تصور میکنید، ترکیب Think of… as ضروری است.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
در این بخش به چند باور اشتباه که باعث سردرگمی زبانآموزان میشود میپردازیم:
- باور غلط ۱: “Think about” و “Think of” همیشه یکسان هستند.
واقعیت: همانطور که گفته شد، “Think of” بیشتر جنبه لحظهای و تصوری دارد، در حالی که “Think about” بر فرآیند تمرکز دلالت میکند. - باور غلط ۲: فعل Think نمیتواند به صورت استمراری (ing) بیاید.
واقعیت: اگر Think به معنای “عقیده داشتن” (Believe) باشد، استمراری نمیشود (مثلاً: I think you are right). اما اگر به معنای “فکر کردن و بررسی کردن” باشد، کاملاً درست است که بگوییم I am thinking. - باور غلط ۳: حتماً باید بعد از Think حرف اضافه بیاید.
واقعیت: در جملاتی که بعد از آن Clause (جمله واره) میآید، نیازی به حرف اضافه نیست. مثال: I think (that) it’s raining.
سوالات متداول (Common FAQ)
۱. چه زمانی از Think through استفاده میکنیم؟
زمانی که میخواهیم بگوییم تمام جنبهها و پیامدهای یک تصمیم را از ابتدا تا انتها بررسی کردهایم. مثال: “We need to think through the consequences.”
۲. تفاوت Think back و Remember چیست؟
Think back (معمولاً با حرف اضافه on یا to) به معنای تلاش آگاهانه برای به یاد آوردن و مرور خاطرات گذشته است، در حالی که Remember میتواند صرفاً یک یادآوری ساده باشد.
۳. اصطلاح Think nothing of it به چه معناست؟
این یک پاسخ مودبانه است وقتی کسی از شما تشکر میکند یا بابت چیزی عذرخواهی میکند. به معنای “چیز مهمی نیست” یا “قابلی ندارد” میباشد.
۴. آیا کلمه Thinkable یک کالوکیشن است؟
خیر، Thinkable یک صفت است. اما کالوکیشنهای مرتبط با آن مثل Hardly thinkable (به سختی قابل تصور) بسیار رایج هستند.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Think تفاوت بین یک زبانآموز مبتدی و یک سخنور ماهر را تعیین میکند. به یاد داشته باشید که یادگیری این ترکیبات نیاز به تکرار و مشاهده در متنهای واقعی دارد. سعی کنید از همین امروز، به جای استفاده ساده از فعل Think، از ترکیباتی مثل Think through یا Think highly of در جملات خود استفاده کنید.
اگر در ابتدا احساس میکنید این ساختارها سخت هستند، اصلاً نگران نباشید. مغز ما برای عادت کردن به الگوهای جدید زبانی نیاز به زمان دارد. با تمرین مستمر و جایگزین کردن این کالوکیشنها در مکالمات روزمره، به زودی خواهید دید که چگونه انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر میرسد. به یادگیری ادامه دهید و همیشه Think big!




چقدر این مقاله به درد من خورد! همیشه بین ‘think of’ و ‘think about’ گیج میشدم. ممنون از توضیح کامل و مثالهای کاربردی.
خوشحالیم که این مقاله براتون مفید بوده، سارا عزیز. هدف ما دقیقاً همین رفع ابهامات رایج و کمک به یادگیری کاربردیه. اگه سوال دیگهای در مورد این کالوکیشنها یا سایر مباحث داشتید، حتماً بپرسید.
عالی بود! میشه لطفاً چند مثال دیگه از ‘think of’ در معنی ‘به خاطر آوردن’ یا ‘ایده به ذهنش رسیدن’ بگید؟ خیلی برام کاربردیه.
حتماً امیر جان. برای ‘think of’ در معنی ‘به خاطر آوردن’: ‘I can’t think of his name right now.’ (الان اسمش یادم نمیاد.) و برای ‘ایده به ذهنش رسیدن’: ‘I just thought of a brilliant idea for our project!’ (همین الان یه ایده عالی برای پروژهمون به ذهنم رسید!) امیدوارم این مثالها مفید باشن.
من این اشتباه رو زیاد میکردم که فقط لغت رو یاد بگیرم. واقعاً حق با شماست، کالوکیشنها کلید روان صحبت کردن هستن. مرسی از این مطلب مفید.
آیا ‘think about’ همیشه به معنی ‘تمرکز عمیق’ هستش؟ مثلاً اگه بگم ‘I’m thinking about dinner’، این یعنی دارم عمیقاً به شام فکر میکنم یا صرفاً بهش فکر میکنم؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید رضا جان. در مثال ‘I’m thinking about dinner’، لزوماً به معنی ‘تمرکز عمیق’ نیست، بلکه به معنی اینه که موضوع شام در ذهن شماست و دارید بهش فکر میکنید. ‘تمرکز عمیق’ بیشتر وقتی استفاده میشه که موضوع پیچیدهتر باشه و نیاز به بررسی داشته باشه، مثل ‘thinking about a proposal’. اما کلیت ‘think about’ اشاره به فرایند فکری روی یک موضوع داره، چه عمیق و چه سطحی.
من توی فیلمها شنیدم که گاهی ‘think big’ رو هم استفاده میکنند. آیا این هم یه نوع کالوکیشنه؟ و معنیش دقیقاً چیه؟
بله مریم جان، ‘think big’ یک کالوکیشن بسیار رایج و عالیه! به معنی ‘بلندپروازانه فکر کردن’، ‘به ایدههای بزرگ و ambitious فکر کردن’ یا ‘جاهطلبانه اندیشیدن’ هستش. مثلاً: ‘We need to think big if we want to achieve something great.’ (اگه میخواهیم به چیز بزرگی دست پیدا کنیم، باید بلندپروازانه فکر کنیم.) ممنون از نکته خوبتون!
واقعا جای همچین مقالههایی خالی بود. خسته نباشید. خیلی خوبه که به فارسی توضیح داده میشه.
سلام، ممنون از مطلب خوبتون. آیا کالوکیشنهای فعل ‘consider’ هم مشابه ‘think about’ هستن؟ تفاوتشون چیه؟
سلام پرهام عزیز. سوال بسیار مرتبط و هوشمندانهای پرسیدید. بله، ‘consider’ هم به معنی ‘در نظر گرفتن’ یا ‘بررسی کردن’ است و شباهت زیادی به ‘think about’ در معنای عمیقترش دارد. تفاوت اصلی این است که ‘consider’ اغلب نشاندهندهی یک بررسی رسمیتر، جدیتر و هدفمندتر برای تصمیمگیری است، در حالی که ‘think about’ میتواند شامل تفکر معمولی یا بررسیهای غیررسمی هم باشد. مثلاً: ‘I’m thinking about buying a new car’ (دارم به خرید ماشین جدید فکر میکنم – ممکن است هنوز تصمیم نگرفته باشم و در حال بررسی باشم). اما ‘I’m considering buying a new car’ (دارم خرید ماشین جدید را در نظر میگیرم – احتمالا جدیتر به آن فکر کردهام و در حال مقایسه گزینهها هستم).
مرسی از مقاله. این عبارت ‘think twice’ رو هم شنیده بودم. آیا همیشه به معنی ‘دوباره فکر کردن’ هست یا معنی دیگهای هم داره؟
سلام الناز عزیز. ‘Think twice’ به معنی ‘دوباره فکر کردن’ یا ‘با احتیاط عمل کردن قبل از تصمیمگیری’ هست. معمولاً وقتی استفاده میشه که به کسی هشدار میدیم که قبل از انجام کاری عجولانه، خوب به عواقبش فکر کنه. مثلاً: ‘You should think twice before quitting your job.’ (باید قبل از اینکه از کارت استعفا بدی، خوب فکر کنی.) این یک کالوکیشن کاربردی و مهم است.
مثال ‘I need to think about your proposal’ خیلی واضح تفاوت رو نشون داد. واقعاً فکر نمیکردم اینقدر تفاوتشون مهم باشه. عالی بود.
برای ترجمه ‘تجدیدنظر کردن’ به انگلیسی، همیشه از ‘reconsider’ استفاده میکردم. آیا ‘think again’ هم میشه استفاده کرد؟ تفاوتشون چیه؟
آرزو جان، سوال شما بسیار عالیه. بله، ‘think again’ هم به معنی ‘دوباره فکر کردن’ یا ‘تجدیدنظر کردن’ هست. ‘Reconsider’ رسمیتر و اغلب برای تصمیمات یا نظراتی به کار میرود که قبلاً گرفته شدهاند. ‘Think again’ کمی غیررسمیتر است و میتواند به معنای ‘اشتباه فکر کردی، دوباره فکر کن’ هم باشد. مثلاً: ‘If you think I’m going to agree, think again!’ (اگه فکر میکنی قراره موافقت کنم، دوباره فکر کن/اشتباه فکر میکنی!). هر دو صحیح هستند، اما کاربرد و لحن متفاوتی دارند.
فوقالعاده مفید بود. کاش برای بقیه افعال پرکاربرد هم همچین مقالههایی بنویسید. مثلاً ‘make’ یا ‘take’.
مجید عزیز، ممنون از پیشنهاد عالی و بازخورد مثبتتون. حتماً این موضوع رو در برنامهریزی محتوای آیندهمون در نظر میگیریم. ‘Make’ و ‘Take’ هم مثل ‘Think’ از افعال پرکاربرد با کالوکیشنهای متعدد هستن که نیاز به بررسی دقیق دارن.
آیا ‘think outside the box’ هم کالوکیشنه؟ و معنیش چیه؟
نگین جان، بله ‘think outside the box’ یک اصطلاح (idiom) بسیار رایج و پرکاربرد است که به معنی ‘خارج از چارچوب فکر کردن’، ‘خلاقانه فکر کردن’ یا ‘راهحلهای غیرمتعارف پیدا کردن’ هست. معمولاً برای تشویق افراد به نوآوری و دیدگاههای جدید استفاده میشود. مثلاً: ‘We need to think outside the box to solve this complex problem.’ (ما باید خلاقانه فکر کنیم تا این مشکل پیچیده را حل کنیم.)
وای خدای من! من همیشه درگیر این مسئله بودم که چرا نیتیوها اینقدر طبیعی حرف میزنن و من با وجود دونستن لغات، نمیتونم. حالا فهمیدم، کالوکیشنها چقدر مهمن. ممنون!
آیا ‘think over’ هم با ‘think about’ فرق داره؟ من فکر میکردم یکین.
شبنم جان، سوال خیلی دقیق و خوبی پرسیدید. بله، ‘think over’ و ‘think about’ هر دو به معنی ‘در مورد چیزی فکر کردن’ هستند، اما تفاوت ظریفی دارند. ‘Think over’ معمولاً به معنی ‘دقیقاً و کامل بررسی کردن یک ایده یا پیشنهاد قبل از تصمیمگیری’ است، که اغلب شامل زمان بیشتری برای تفکر و بررسی جوانب مختلف میشود. در حالی که ‘think about’ میتواند کلیتر و به معنی ‘توجه ذهنی به چیزی’ باشد و لزوماً به عمق و زمان ‘think over’ نیاز ندارد. مثال برای ‘think over’: ‘I’ll think over your offer and let you know tomorrow.’ (پیشنهاد شما را کامل بررسی میکنم و فردا به شما خبر میدهم.)
واقعاً ممنون از این مقاله جامع. یادگیری لغت به تنهایی به هیچ دردی نمیخوره اگه کالوکیشنها رو ندونیم. این رو تازه دارم درک میکنم.
دقیقاً سیما جان. این یکی از بزرگترین چالشهای زبانآموزان است و خوشحالیم که این مقاله تونسته به شما در درک اهمیت کالوکیشنها کمک کنه. زبان رو باید به صورت پکیجهای کلماتی یاد گرفت، نه تککلمهها.
مختصر و مفید. عالی بود.
آیا ‘think for yourself’ هم کالوکیشنه؟
بله نسترن جان، ‘think for yourself’ یک کالوکیشن بسیار مهم و رایج است که به معنی ‘خودت فکر کردن’ یا ‘مستقلانه اندیشیدن’ و تحت تأثیر دیگران قرار نگرفتن است. مثلاً: ‘It’s important to think for yourself and not just follow the crowd.’ (مهم است که مستقلانه فکر کنید و فقط از بقیه پیروی نکنید.)
دقیقاً مشکل من این بود که با ترجمه تحتاللفظی جملات فارسی، غیرطبیعی به نظر میرسیدم. این مقاله واقعاً راهگشاست. دست مریزاد.
شهاب عزیز، دقیقاً همین نکته کلیدی بود که در مقدمه بهش اشاره شد. ترجمه تحتاللفظی یکی از موانع اصلی روان صحبت کردنه. خوشحالیم که این مقاله تونسته به شما در غلبه بر این چالش کمک کنه.
این کالوکیشن ‘think highly of someone’ به معنی ‘نظر مثبت داشتن نسبت به کسی’ چقدر در مکالمات روزمره استفاده میشه؟ رسمی تره یا غیررسمی؟
کیمیا جان، ‘think highly of someone’ یک عبارت کاملاً رایج و طبیعی در مکالمات روزمره هم هست و به معنی ‘خیلی به کسی احترام گذاشتن’ یا ‘نظر بسیار مثبتی درباره کسی داشتن’ استفاده میشود. نه خیلی رسمی است و نه خیلی غیررسمی؛ در واقع یک عبارت استاندارد و قابل استفاده در اکثر موقعیتهاست. مثلاً: ‘I think highly of my manager; he’s very fair.’ (من برای مدیرم احترام زیادی قائلم؛ او خیلی منصف است.)
کاش فایل صوتی تلفظ هم کنارشون بود. ولی در کل ممنون.
پیمان عزیز، ممنون از پیشنهاد خوبتون. حتماً این مورد رو برای بهبود کیفیت مطالب در آینده بررسی خواهیم کرد. هدف ما همیشه ارائه جامعترین و کاربردیترین محتواست.