مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Suffer در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد. فعل Suffer یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که اغلب به معنای «رنج بردن» یا «متحمل شدن» شناخته می‌شود. اما قدرت واقعی این فعل زمانی آشکار می‌شود که با کلمات دیگر ترکیب شده و عباراتی قدرتمند و دقیق می‌سازد. آشنایی با کالوکیشن های Suffer به شما کمک می‌کند تا مفاهیمی مانند شکست، بیماری، ضرر مالی و عواقب یک کار را به شکلی طبیعی و حرفه‌ای بیان کنید. در ادامه، به بررسی جامع این کالوکیشن‌ها به همراه مثال‌های کاربردی و ترجمه فارسی آن‌ها می‌پردازیم تا درک عمیق‌تری از کاربردهای متنوع این فعل به دست آورید.

📌 این مقاله را از دست ندهید:آدرس دادن به راننده تاکسی تو دبی و ترکیه (گم نشید!)

مفهوم اصلی فعل Suffer و اهمیت کالوکیشن‌های آن

قبل از پرداختن به کالوکیشن های Suffer، بهتر است نگاهی کوتاه به معنای اصلی این فعل بیندازیم. Suffer در ساده‌ترین حالت به معنای تجربه کردن چیزی ناخوشایند، دردناک یا سخت است. این تجربه می‌تواند فیزیکی (مانند درد)، ذهنی (مانند اضطراب) یا مربوط به شرایط بیرونی (مانند ضرر مالی) باشد. اما انگلیسی‌زبانان به ندرت از این فعل به تنهایی استفاده می‌کنند. آن‌ها به طور غریزی Suffer را با اسامی و عبارات خاصی همراه می‌کنند تا معنای دقیق‌تری را منتقل کنند. به این ترکیبات رایج و طبیعی، «کالوکیشن» (Collocation) یا «همایند» گفته می‌شود. یادگیری این همایندها کلید اصلی صحبت کردن و نوشتن مانند یک فرد بومی (Native) است.

برای مثال، به جای گفتن یک جمله ساده مانند «او یک مشکل داشت» (He had a problem)، یک انگلیسی‌زبان ممکن است بگوید «او از یک مشکل رنج می‌برد» (He suffered from a problem) تا بر شدت و ناخوشایند بودن آن تأکید کند. در ادامه، این کالوکیشن‌ها را در دسته‌بندی‌های مختلف بررسی می‌کنیم.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:رزولوشن 4K Native یا Upscaled؟ (دروغ کنسول‌ها)

دسته اول: کالوکیشن های Suffer برای بیان بیماری و درد

یکی از متداول‌ترین کاربردهای فعل Suffer، صحبت در مورد بیماری‌ها، مشکلات سلامتی و دردهای فیزیکی یا روحی است. در این حالت، معمولاً از حرف اضافه from بعد از Suffer استفاده می‌شود.

Suffer from an illness/a disease

این یکی از پایه‌ای‌ترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Suffer است. از این عبارت برای اشاره به رنج بردن از یک بیماری خاص استفاده می‌شود.

Suffer from a condition

کلمه condition در اینجا به یک وضعیت پزشکی یا سلامتی بلندمدت اشاره دارد که شاید لزوماً یک «بیماری» تلقی نشود.

Suffer from pain/anxiety/depression

این کالوکیشن برای توصیف دردهای فیزیکی یا مشکلات روحی و روانی به کار می‌رود.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “Isometric”: عضله‌سازی بدون تکان خوردن

دسته دوم: کالوکیشن های Suffer برای بیان شکست و ضرر

فعل Suffer کاربرد گسترده‌ای در توصیف تجربیات منفی مانند شکست خوردن، از دست دادن چیزی یا متحمل ضرر شدن دارد. در این موارد، معمولاً حرف اضافه‌ای بعد از Suffer نمی‌آید.

Suffer a defeat/a loss

این کالوکیشن به معنای «متحمل شکست شدن» یا «باختن» است و معمولاً در زمینه‌های ورزشی، نظامی یا رقابت‌های سیاسی به کار می‌رود.

Suffer a setback

این عبارت به معنای مواجه شدن با یک مانع یا مشکل است که پیشرفت شما را متوقف کرده یا به تأخیر می‌اندازد.

Suffer damage/losses

از این کالوکیشن برای بیان آسیب دیدن یا متحمل ضررهای مالی شدن استفاده می‌شود.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی “Make up”: آرایش کردن یا آشتی کردن؟

دسته سوم: کالوکیشن برای توصیف آسیب و جراحت

وقتی صحبت از آسیب‌های فیزیکی ناشی از حوادث باشد، کالوکیشن های Suffer بسیار مفید هستند.

Suffer an injury/injuries

این عبارت به معنای «مجروح شدن» یا «آسیب دیدن» است.

Suffer a heart attack/a stroke

برای اشاره به سکته قلبی یا مغزی، این کالوکیشن‌ها بسیار رایج و طبیعی هستند.

Suffer burns

برای توصیف سوختگی نیز از این فعل استفاده می‌شود.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:آیلتس جنرال یا آکادمیک؟ کدوم برای مهاجرت کاریه؟

دسته چهارم: کالوکیشن‌های انتزاعی و موقعیتی

علاوه بر موارد فیزیکی و ملموس، Suffer برای توصیف شرایط و احساسات منفی انتزاعی نیز به کار می‌رود.

Suffer the consequences

این یکی از مهم‌ترین کالوکیشن های Suffer است و به معنای «متحمل عواقب (منفی) کاری شدن» است. این عبارت بار معنایی قوی دارد و نشان می‌دهد که فرد نتیجه ناخوشایند اعمال خود را می‌بیند.

Suffer fools gladly

این یک اصطلاح (idiom) است و معمولاً به صورت منفی به کار می‌رود: not suffer fools gladly. این عبارت به معنای «تحمل نداشتن افراد احمق یا بی‌کفایت» است. کسی که “doesn’t suffer fools gladly” فردی بی‌حوصله و ناشکیبا در برابر حماقت دیگران است.

Suffer in silence

این عبارت به معنای «در سکوت رنج بردن» است و به وضعیتی اشاره دارد که فرد مشکلات و دردهای خود را با دیگران در میان نمی‌گذارد.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:عجله کار شیطان است (Haste makes waste)

جدول مقایسه‌ای: Suffer from vs. Suffer (بدون حرف اضافه)

یکی از نکات کلیدی در استفاده صحیح از کالوکیشن های Suffer، درک تفاوت کاربرد آن با و بدون حرف اضافه from است. جدول زیر این تفاوت را به خوبی نشان می‌دهد.

کاربرد ساختار مثال
برای بیان بیماری‌ها، دردهای مزمن و مشکلات روحی (یک وضعیت ادامه‌دار) Suffer from + اسم She suffers from arthritis. (او از آرتروز رنج می‌برد.)
برای بیان یک رویداد یا تجربه منفی و لحظه‌ای (مانند شکست، آسیب، ضرر) Suffer + اسم The company suffered a huge loss. (شرکت متحمل ضرر بزرگی شد.)
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:سندروم “لهجه خارجی”: وقتی بعد از ضربه به سر، بریتیش میشی!

نتیجه‌گیری: چگونه از این کالوکیشن‌ها استفاده کنیم؟

همانطور که مشاهده کردید، فعل Suffer بسیار فراتر از معنای ساده «رنج بردن» است. با یادگیری و تمرین کالوکیشن های Suffer، شما می‌توانید منظور خود را با دقت، ظرافت و به شیوه‌ای کاملاً طبیعی بیان کنید. به جای استفاده از کلمات ساده و تکراری، این عبارات به شما اجازه می‌دهند تا شدت و نوع یک تجربه منفی را به درستی منتقل کنید.

برای تسلط بر این همایندها، پیشنهاد می‌کنیم:

  1. مثال‌ها را با صدای بلند بخوانید: این کار به شما کمک می‌کند تا آهنگ و ریتم طبیعی این عبارات را در ذهن خود ثبت کنید.
  2. جملات خود را بسازید: سعی کنید برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی یا تجربیات خود بنویسید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک می‌کند.
  3. به دنبال آن‌ها بگردید: هنگام خواندن متون انگلیسی یا تماشای فیلم، به دقت به نحوه استفاده از فعل Suffer توجه کنید و کالوکیشن‌های جدیدی را که پیدا می‌کنید، یادداشت نمایید.

تسلط بر کالوکیشن های Suffer یک گام مهم در جهت روان صحبت کردن (fluency) و حرفه‌ای‌تر شدن در زبان انگلیسی است. با به کارگیری این عبارات، نوشتار و گفتار شما از حالت کتابی و خشک خارج شده و به زبان انگلیسی واقعی که توسط بومی‌زبانان استفاده می‌شود، نزدیک‌تر خواهد شد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 235

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

31 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یه سوال داشتم، آیا عبارت suffer for همیشه برای مجازات به کار میره؟ مثلاً اگه بخوایم بگیم «به خاطر اشتباهش رنج کشید» درسته؟

    1. سلام امیرحسین عزیز، بله دقیقاً. عبارت suffer for معمولاً زمانی استفاده می‌شود که شخصی به خاطر یک عمل، اشتباه یا حتی عقایدش با پیامدهای منفی روبرو می‌شود. مثال: He suffered for his mistakes.

  2. من توی یه سریال شنیدم که گفت suffer a heart attack. فکر می‌کردم فقط برای بیماری‌های طولانی از suffer from استفاده می‌کنیم. پس برای اتفاقات ناگهانی هم کاربرد داره؟

    1. نکته بسیار هوشمندانه‌ای بود سارا جان. وقتی از suffer به عنوان فعل متعدی (بدون حرف اضافه) استفاده می‌کنیم، یعنی شخص دچار یک آسیب یا واقعه ناگهانی شده است، مثل suffer an injury یا suffer a defeat. اما suffer from معمولاً برای بیماری‌های مزمن و طولانی‌مدت به کار می‌رود.

  3. تفاوت دقیق بین suffer from و suffer with چیه؟ من هر دو رو توی متن‌های پزشکی دیدم.

    1. رضا عزیز، suffer from رایج‌ترین شکل برای بیان داشتن یک بیماری است. اما suffer with اغلب زمانی به کار می‌رود که بخواهیم روی تجربه شخصی و دردی که فرد در آن لحظه با آن دست و پنجه نرم می‌کند تمرکز کنیم. با این حال در بسیاری از موارد به جای هم استفاده می‌شوند.

  4. کالوکیشن suffer a defeat چقدر در متون خبری رایجه؟ آیا می‌شه به جاش از lose استفاده کرد؟

    1. مهسا جان، suffer a defeat بسیار رسمی‌تر و حرفه‌ای‌تر از lose است و در اخبار سیاسی و ورزشی به وفور دیده می‌شود. استفاده از این کالوکیشن سطح رایتینگ شما را خیلی بالا می‌برد.

  5. دمتون گرم. من همیشه فکر می‌کردم suffer فقط یعنی درد کشیدن فیزیکی. اصلا نمی‌دونستم برای suffer losses (متحمل ضرر شدن) در بیزنس هم استفاده می‌شه.

    1. خوشحالیم که مفید بوده پویا عزیز. بله، در دنیای تجارت suffer financial losses یکی از کالوکیشن‌های بسیار کلیدی و پرکاربرد است.

  6. آیا کلمه undergo مترادف خوبیه برای suffer؟ مثلا بگیم undergo surgery یا suffer surgery؟

    1. سوال خیلی خوبی بود نگار جان. برای جراحی (surgery) حتماً از undergo استفاده کنید. suffer بیشتر برای خودِ آسیب یا جراحت به کار می‌رود، مثلاً suffer a serious injury. پس undergo surgery درست است.

  7. تلفظ suffer رو گاهی می‌شنوم که خیلی کوتاه ادا می‌شه. استرس کلمه روی بخش اوله یا دوم؟

    1. فرهاد عزیز، استرس (Stress) روی بخش اول است: /ˈsʌf.ər/. یعنی بخش اول قوی‌تر و کشیده‌تر تلفظ می‌شود.

  8. عبارت suffer in silence رو خیلی دوست دارم. به نظرم معادل فارسی‌اش می‌شه «با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن» یا «درد رو توی خود ریختن». درسته؟

    1. دقیقاً الناز جان! suffer in silence یعنی رنج کشیدن بدون اینکه به کسی شکایت کنی یا دردت رو نشون بدی. معادل‌های زیبایی رو پیشنهاد دادی.

    1. مهران عزیز، face the consequences یعنی روبرو شدن با عواقب، اما suffer the consequences تاکید بیشتری روی سختی و دردناک بودن آن عواقب دارد. در واقع suffer بار منفی و حسی قوی‌تری دارد.

  9. مقاله خیلی کامل بود. لطفاً درباره کالوکیشن‌های فعل‌های دیگه‌ای مثل provide یا achieve هم مطلب بگذارید.

    1. نیما جان، complain of معمولاً زمانی استفاده می‌شود که بیمار علائم را به پزشک گزارش می‌دهد (مثلاً شکایت از سردرد)، اما suffer from به تشخیص کلی یا داشتن مداوم آن بیماری اشاره دارد.

  10. من توی کتابم عبارت suffer a setback رو دیدم. این هم جزو کالوکیشن‌های رایجه؟

    1. بله هانیه عزیز، suffer a setback یعنی «دچار مشکل یا عقب‌گرد شدن» در مسیر پیشرفت یک پروژه یا کار. این یک عبارت بسیار رایج در محیط‌های کاری و آکادمیک است.

  11. عالی بود، مخصوصا بخش تفاوت حروف اضافه. همیشه قاطی می‌کردم که کجا for بذارم کجا from.

    1. بله ندا جان، در اینجا suffer به عنوان یک فعل لازم (intransitive) به کار رفته و به معنای عمومی «درد کشیدن» یا «رنج بردن» است و کاملاً درست است.

  12. یه عبارت هست که می‌گه Suffer fools gladly. این یعنی چی؟ انگار معنی منفی نداره!

    1. چه نکته جالبی امید عزیز! این یک اصطلاح (idiom) است. suffer در انگلیسی قدیمی به معنای «تحمل کردن» (tolerate) هم بوده. عبارت not suffer fools gladly یعنی کسی که صبر و تحمل آدم‌های نادان رو ندارد.

  13. بسیار کاربردی بود. استفاده از مثال‌های ترجمه شده خیلی به درک موضوع کمک می‌کنه. ممنون از تیم خوبتون.

  14. به نظر من فعل experience در حالت‌های غیررسمی جایگزین خوبیه برای suffer. درسته؟

    1. حامد عزیز، experience خنثی است (هم برای تجربه خوب و هم بد)، اما suffer حتماً بار منفی دارد. در مکالمات روزمره بله، مثلاً به جای suffer a loss می‌گیم go through a loss یا experience a loss.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *