مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Struggle در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Struggle یکی از بهترین راه‌ها برای درک عمیق‌تر این کلمه پرکاربرد و استفاده صحیح از آن در جملات است. بسیاری از زبان‌آموزان با معنای لغوی “struggle” (تقلا کردن، کشمکش) آشنا هستند، اما برای اینکه مانند یک انگلیسی‌زبان بومی صحبت کنند، باید بدانند این کلمه با چه کلمات دیگری به طور طبیعی همراه می‌شود. با ما همراه باشید تا دنیای این کالوکیشن‌ها را کشف کرده و تسلط خود را بر زبان انگلیسی افزایش دهید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:چطور با ChatGPT مکالمه انگلیسیمون رو “مفت” قوی کنیم؟

کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟

پیش از آنکه به سراغ کالوکیشن های Struggle برویم، بیایید یک تعریف سریع از کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعه‌ای از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر به کار می‌روند. برای مثال، در فارسی ما می‌گوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». در انگلیسی نیز همین قانون وجود دارد؛ مثلاً می‌گویند “make a mistake” و نه “do a mistake”. یادگیری کالوکیشن‌ها به شما کمک می‌کند تا:

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:بزک نمیر بهار میاد به انگلیسی چی میشه؟

معنای اصلی فعل Struggle و کاربرد آن

فعل “struggle” به معنای تلاش بسیار زیاد برای انجام کاری است که با دشواری همراه است. این تلاش می‌تواند فیزیکی، ذهنی یا احساسی باشد. وقتی از “struggle” استفاده می‌کنیم، نشان می‌دهیم که یک مانع یا چالش جدی وجود دارد که باید بر آن غلبه کرد. اکنون بیایید ببینیم این فعل با چه کلماتی ترکیب‌های قدرتمندی می‌سازد.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:معنی “Liquidation”: کابوس تریدرهای فیوچرز

رایج‌ترین کالوکیشن‌های فعل Struggle

فعل “struggle” اغلب با حروف اضافه خاصی همراه می‌شود که هر کدام معنای مشخصی را منتقل می‌کنند. در ادامه به بررسی مهم‌ترین دسته‌ها می‌پردازیم.

1. Struggle with + (Noun / Gerund)

این ساختار برای بیان تقلا و چالش با یک مشکل، بیماری، یا یک موضوع خاص به کار می‌رود. این مشکل معمولاً درونی یا شخصی است.

2. Struggle against + (Noun)

این کالوکیشن معمولاً برای توصیف مبارزه علیه یک نیروی خارجی، یک سیستم یا یک بی‌عدالتی استفاده می‌شود. تمرکز در اینجا بر روی مقابله با یک دشمن یا مانع بیرونی است.

3. Struggle for + (Noun)

این ترکیب برای بیان مبارزه و تلاش برای به دست آوردن چیزی مثبت مانند حقوق، آزادی یا به رسمیت شناخته شدن به کار می‌رود.

4. Struggle to + (Verb)

این ساختار برای توصیف دشواری در انجام یک عمل یا فعل خاص استفاده می‌شود. این یکی از پرکاربردترین کالوکیشن های Struggle است.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:تفاوت “Clutch” و “Choke” (قهرمان میشی یا بازنده؟)

کالوکیشن‌های اسم Struggle

کلمه “struggle” به عنوان اسم نیز به معنای «کشمکش»، «تقلا» یا «مبارزه» به کار می‌رود و کالوکیشن‌های مهمی دارد.

1. Adjective + Struggle

صفت‌های مختلفی می‌توانند قبل از اسم struggle بیایند تا نوع و شدت آن را توصیف کنند.

2. Verb + Struggle

برخی افعال به طور رایج با اسم struggle همراه می‌شوند تا عملی مرتبط با آن مبارزه را بیان کنند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:تفاوت “Wedding” و “Marriage” (سوتی ندید!)

جدول مقایسه‌ای کالوکیشن‌های Struggle

برای درک بهتر تفاوت‌ها، جدول زیر خلاصه‌ای از رایج‌ترین ساختارها را ارائه می‌دهد:

ساختار کالوکیشن کاربرد اصلی مثال فارسی
Struggle with چالش با مشکلات درونی، بیماری‌ها، یا موضوعات شخصی دست و پنجه نرم کردن با اضطراب
Struggle against مبارزه علیه یک نیروی خارجی، سیستم یا بی‌عدالتی مبارزه علیه تبعیض
Struggle for تلاش برای به دست آوردن یک هدف مثبت (آزادی، حقوق) مبارزه برای برابری
Struggle to (do something) دشواری در انجام یک کار یا فعل مشخص به سختی تصمیم گرفتن
📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Fat Burner” و “Stimulant Free” (بدون محرک)

جمع‌بندی

همانطور که مشاهده کردید، کلمه “struggle” بسیار فراتر از یک معنای ساده است. با یادگیری و تمرین کالوکیشن های Struggle، شما می‌توانید احساسات، چالش‌ها و تلاش‌ها را با دقت و ظرافت بیشتری در زبان انگلیسی بیان کنید. به جای گفتن “It was hard to find a job”، می‌توانید از جمله طبیعی‌تر “I struggled to find a job” استفاده کنید. پیشنهاد می‌کنیم این کالوکیشن‌ها را در دفترچه لغات خود یادداشت کرده و سعی کنید در مکالمات و نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید تا به تدریج بخشی از دایره واژگان فعال شما شوند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 334

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

73 پاسخ

  1. سلام، خیلی ممنون بابت این مقاله. یه سوال داشتم، آیا عبارت struggle with برای مشکلات روحی و روانی هم به کار میره؟ مثلا اگه بخوام بگم با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنه، درسته؟

    1. سلام سارای عزیز، بله دقیقا! اتفاقا یکی از رایج‌ترین کاربردهای struggle with در مورد مسائل ذهنی و احساسیه. مثلا: He is struggling with depression. این جمله کاملاً طبیعی و درسته.

  2. من توی فیلم‌ها زیاد شنیدم که میگن power struggle. این هم جزو کالوکیشن‌های اسم و اسم حساب میشه؟ معنیش دقیقاً چی میشه؟

    1. بله رضا جان، power struggle یک کالوکیشن بسیار پرکاربرد به معنای «جنگ قدرت» یا «کشمکش برای کسب قدرت» هست که معمولاً در زمینه‌های سیاسی یا محیط‌های کاری بزرگ استفاده میشه.

  3. تفاوت struggle for و struggle against رو متوجه نشدم. ممکنه با مثال توضیح بدید؟

    1. حتماً مریم عزیز. Struggle for یعنی تلاش برای «به دست آوردن» چیزی (مثلاً struggle for freedom یعنی تلاش برای آزادی)، اما struggle against یعنی تلاش برای «مقابله» با یک چیز بد (مثلاً struggle against poverty یعنی مبارزه علیه فقر).

  4. دمتون گرم، واقعاً یادگیری کالوکیشن‌ها از حفظ کردن تک‌کلمه خیلی بهتره. من همیشه فکر می‌کردم فقط باید بگیم work hard.

    1. دقیقاً همین‌طوره امیرحسین عزیز! استفاده از struggle به جای کلمات ساده‌ای مثل work hard، سطح زبان شما رو خیلی حرفه‌ای‌تر و به بومی‌زبان‌ها نزدیک‌تر می‌کنه.

  5. ببخشید، بعد از struggle همیشه باید فعل رو با to بیاریم؟ مثلاً struggle to finish درسته یا struggle for finishing؟

    1. سوال خوبیه مهدی جان. strive رسمی‌تره و بار معنایی مثبت‌تری داره (تلاش برای موفقیت)، در حالی که struggle بیشتر به جنبه سختی و چالش اشاره داره. یعنی وقتی میگی struggle، داری روی «سخت بودن» مسیر تاکید می‌کنی.

  6. من شنیدم که تو زبان عامیانه میگن The struggle is real. این چه معنی‌ای میده؟

    1. نیلوفر عزیز، این یک اصطلاح عامیانه و طنزآمیزه (Slang). وقتی کسی با یک مشکل کوچک یا روزمره دست و پنجه نرم می‌کنه، برای شوخی میگه The struggle is real (بدبختی کشیدنیه!)؛ مثلاً وقتی اینترنت ضعیفه یا صبح زود بیدار شدن سخته.

  7. تلفظ درست این کلمه /strʌɡl/ هست دیگه؟ من گاهی با strangle اشتباهش می‌گیرم.

    1. بله آرش عزیز، تلفظش /strʌɡl/ هست. دقت کن که strangle به معنای خفه کردنه و کاملاً متفاوته، پس حتماً روی تلفظ حرف ‘u’ در struggle دقت کن.

  8. برای آزمون آیلتس، استفاده از کالوکیشن‌های struggle در بخش رایتینگ نمره مثبتی داره؟

    1. بله حسین جان، عالی بود. financial struggle یک ترکیب اسمی بسیار رایجه. مثلاً: Many families are facing financial struggles these days.

    1. سمیه عزیز، این یک ترکیب صفت و اسمه به معنای «مبارزه قهرمانانه». زمانی استفاده میشه که کسی با وجود سختی‌های خیلی زیاد، شجاعانه تلاش می‌کنه.

  9. مقاله خیلی کامل بود. مخصوصاً بخش حروف اضافه. من همیشه با with و against مشکل داشتم.

  10. آیا struggle به عنوان اسم هم استفاده میشه؟ مثلا بگیم It was a big struggle for me.

    1. بله الناز عزیز، دقیقاً. در جمله‌ای که گفتی struggle نقش اسم (Noun) رو داره و کاملاً درسته. کاربرد اسم و فعل این کلمه هر دو خیلی رایجه.

  11. کالوکیشن‌های مربوط به ‘تلاش فیزیکی’ رو هم میشه بیشتر توضیح بدید؟ مثلا درگیری فیزیکی با پلیس یا کسی.

    1. پویا جان، برای درگیری فیزیکی معمولاً از عبارت‌هایی مثل physical struggle یا violent struggle استفاده میشه. مثلا: There were signs of a struggle at the crime scene (آثاری از درگیری در صحنه جرم وجود داشت).

  12. ممنون از سایت خوبتون. کاش برای کلمه‌های دیگه مثل challenge هم کالوکیشن بذارید.

  13. در متن اشاره کردید که struggle همیشه فیزیکی نیست. میشه برای struggle within مثال بزنید؟

    1. حتماً فرهاد عزیز. Struggle within به معنای «کشمکش درونی» هست. مثلا وقتی بین عقل و احساست گیر کردی: I had a struggle within myself whether to stay or go.

  14. خیلی عالی بود. من همیشه فکر می‌کردم struggle فقط یعنی دعوا کردن!

    1. خوشحالم که برات مفید بوده بهار جان. همونطور که دیدی، دایره معنایی این کلمه خیلی وسیع‌تر از فقط دعوا یا درگیری فیزیکیه.

    1. کامران عزیز، ساختار struggle to do (همراه با مصدر با to) رایج‌ترین و استانداردترین شکل برای فعل struggle هست. ساختار با with معمولاً برای اسم‌ها به کار میره، مثلاً struggle with English grammar.

  15. واقعاً دونستن اینکه کدوم حرف اضافه با کدوم فعل میاد نیمی از راه یادگیری زبانه. خسته نباشید.

    1. ممنون از لطفت سعید جان. کاملاً باهات موافقم، حروف اضافه در انگلیسی مثل چسب کلمات عمل می‌کنن.

    1. لادن عزیز، constant struggle یعنی «کشمکش مداوم» یا تلاشی که هیچ‌وقت تموم نمیشه و همیشه ادامه داره.

  16. ممنون از مقاله عالی‌تون. من همیشه توی استفاده از حروف اضافه بعد از struggle مشکل داشتم. آیا فرقی بین struggle with و struggle against وجود داره؟

    1. سلام سارای عزیز، بله تفاوت ظریفی دارن. معمولاً struggle with برای مشکلات درونی، بیماری‌ها یا چالش‌های شخصی استفاده می‌شه (مثل struggle with depression)، اما struggle against بیشتر برای مبارزه با یک نیروی خارجی یا سیستم (مثل struggle against poverty) به کار می‌ره.

  17. من توی سریال Friends شنیدم که می‌گفت The struggle is real. این هم یه جور کالوکیشن محسوب می‌شه یا اصطلاحه؟

    1. امیرحسین جان، این در واقع یک Slang یا اصطلاح عامیانه خیلی محبوبه. وقتی کسی با یک مشکل کوچک اما رو اعصاب روبرو می‌شه، به شوخی می‌گه the struggle is real. مثلاً وقتی اینترنت ضعیفه!

  18. خیلی خوب توضیح دادید. کلمه power struggle رو من توی اخبار زیاد می‌شنوم. می‌شه یه مثال باهاش بزنید؟

    1. حتماً مریم جان. Power struggle به معنی «جنگ قدرت» هست. مثال: There is a constant power struggle between the two directors of the company.

  19. آیا می‌تونیم بگیم I am struggling in math؟ یا باید حتماً حرف اضافه with بیاریم؟

    1. بهتره از with استفاده کنی: I am struggling with math. این ساختار طبیعی‌تره و نشون می‌ده که با اون موضوع خاص چالش داری.

  20. تفاوت struggle و fight در چی هست؟ گاهی حس می‌کنم به جای هم استفاده می‌شن.

    1. مهسای عزیز، fight بیشتر به معنای فیزیکی یا تقابل مستقیم اشاره داره، اما struggle بیشتر جنبه تلاش مداوم و سخت در برابر یک مانع رو نشون می‌ده. struggle لزوماً خشونت‌آمیز نیست.

  21. واقعاً یاد گرفتن کالوکیشن‌ها سرعت یادگیری رو چند برابر می‌کنه. کاش برای کلمات دیگه مثل effort هم همچین مطلبی بنویسید.

  22. آیا کلمه struggle بار منفی داره؟ یعنی همیشه برای مشکلات به کار می‌ره؟

    1. لزوماً منفی نیست، اما همیشه نشون‌دهنده «سختی» هست. مثلاً وقتی می‌گیم struggle for freedom، این یک تلاش مقدس و مثبته، هرچند که مسیرش سخته.

  23. معادل فارسی دقیق struggle for چی می‌شه؟ مثلاً توی جمله They struggled for survival.

    1. در این سیاق، بهترین ترجمه «تلاش کردن برای» یا «جنگیدن برای» هست. در واقع یعنی برای بقا دست و پا زدن یا تلاش سخت کردن.

  24. من شنیدم که می‌گن uphill struggle. این همون معنی خیلی سخت رو می‌ده؟

    1. دقیقاً الناز جان! An uphill struggle یا an uphill battle یعنی کاری که مثل بالا رفتن از تپه سخته و انرژی زیادی می‌طلبه.

  25. سلام، تلفظ صحیح این کلمه /strʌɡ.əl/ هست دیگه؟ یعنی u صدای ‘آ’ کوتاه می‌ده؟

    1. سلام آناهیتا، بله کاملاً درسته. دقیقاً مثل تلفظ کلمه up یا cup.

  26. آیا کلمه struggle می‌تونه اسم هم باشه؟ مثلاً بگم It was a long struggle.

    1. بله جواد عزیز، struggle هم فعله و هم اسم. در جمله‌ای که گفتی نقش اسم رو داره و کاملاً درسته.

  27. کالوکیشن financial struggle رو توی یه مقاله اقتصادی دیدم. اینجا یعنی بحران مالی؟

    1. بیشتر به معنی «کلنجار رفتن با مشکلات مالی» یا «مضیقه مالی» هست. یعنی فرد یا سازمان برای مدیریت پولش با سختی زیادی روبروست.

  28. ممنون از سایت خوبتون. برای آزمون آیلتس استفاده از این کالوکیشن‌ها نمره مثبت داره؟

    1. شک نکن امید جان! استفاده درست از کالوکیشن‌ها یکی از معیارهای اصلی بخش Lexical Resource در آزمون آیلتسه و نمره شما رو به سطح نیتنیو نزدیک می‌کنه.

  29. یه سوال، می‌شه گفت I struggle to wake up early؟ یعنی با مصدر با to هم میاد؟

    1. بله سینا، یکی از پرکاربردترین ساختارها همینه: struggle + to-infinitive. یعنی به سختی کاری رو انجام دادن.

  30. توی این متن گفتید struggle with بیماری‌ها هم می‌شه. برای بیماری‌های روحی هم درسته؟ مثلاً struggle with anxiety؟

    1. بله فرناز جان، کاملاً درسته و اتفاقاً بسیار رایجه که برای چالش‌های سلامت روان از فعل struggle استفاده بشه.

  31. من قبلاً فکر می‌کردم struggle فقط فیزیکیه، مثلاً دو نفر که دارن با هم کشتی می‌گیرن!

    1. جالب بود آرش! اون هم درسته، اما در انگلیسی مدرن، کاربردهای انتزاعی و ذهنی این کلمه خیلی بیشتر از کاربرد فیزیکیشه.

    1. بله لادن عزیز، این یک جمله معروف و کاملاً درسته که به چالش‌های زندگی اشاره داره.

  32. کالوکیشن‌های مربوط به حرفه و شغل رو هم برای این کلمه بگید لطفا.

    1. حتماً کیوان جان، مثلاً career struggle یا struggling artist (هنرمندی که هنوز به درآمد نرسیده و در مضیقه است) مثال‌های خوبی هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *