- کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای صحبت کردن طبیعی مانند یک انگلیسیزبان ضروری است؟
- فعل پرکاربرد “Strike” به جز معنای «زدن» یا «اعتصاب کردن»، چه معانی و کاربردهای پنهان دیگری در زبان انگلیسی دارد؟
- چگونه میتوان از کالوکیشن های Strike برای بیان مفاهیمی مانند رسیدن به توافق، ایجاد تعادل، یا ابراز یک ایده ناگهانی استفاده کرد؟
- آیا میدانید چطور با استفاده از اصطلاحات مربوط به “Strike” در مورد بلایای طبیعی، شانس و اقبال، یا حتی ژست گرفتن برای عکس صحبت کنید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری همایندهها یا کالوکیشنها یکی از مهمترین گامها برای فراتر رفتن از سطح مبتدی و صحبت کردن به شیوهای طبیعی و روان در زبان انگلیسی است. فعل “Strike” یکی از آن کلمات چندوجهی است که در ترکیب با کلمات دیگر، معانی شگفتانگیز و متنوعی پیدا میکند. با تسلط بر کالوکیشن های Strike که در ادامه به تفصیل شرح داده میشوند، میتوانید دایره واژگان خود را به شکل چشمگیری گسترش دهید و در مکالمات روزمره و رسمی، بسیار حرفهایتر به نظر برسید. پس با ما همراه باشید تا دنیای جذاب این کالوکیشنها را کشف کنیم.
مفهوم کالوکیشن (Collocation) به زبان ساده
قبل از اینکه به سراغ بررسی تخصصی کالوکیشن های Strike برویم، بهتر است یک تعریف ساده از «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به معنای ترکیب کلماتی است که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر استفاده میشوند. این ترکیبها برای یک انگلیسیزبان (Native Speaker) کاملاً عادی و درست به نظر میرسند، اما اگر کلمات را اشتباهی با هم جفت کنید، جمله شما غیرطبیعی یا حتی غلط خواهد بود. برای مثال، در فارسی میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی هم میگویند “make a decision” و نه “do a decision”. یادگیری این الگوهای رایج، کلید اصلی روان صحبت کردن است.
دسته اول: کالوکیشن های Strike در تجارت و مذاکرات
فعل Strike در دنیای تجارت، دیپلماسی و مذاکرات، نقش بسیار پررنگی دارد. این فعل معمولاً به معنای «رسیدن به» یا «برقرار کردن» یک وضعیت جدید پس از بحث و گفتگو است. در ادامه به مهمترین کالوکیشنهای این دسته میپردازیم.
Strike a deal / Strike a bargain
این دو کالوکیشن از رایجترین کالوکیشن های Strike هستند و هر دو به معنای «به توافق رسیدن» یا «معامله کردن» به کار میروند. معمولاً پس از یک دوره مذاکره، طرفین با استفاده از این عبارت، موفقیت خود در دستیابی به یک توافق مشترک را اعلام میکنند.
- مثال: After hours of negotiation, the two companies finally struck a deal to merge.
- ترجمه: پس از ساعتها مذاکره، دو شرکت بالاخره برای ادغام به توافق رسیدند.
- مثال: She managed to strike a bargain with the seller and bought the car for a lower price.
- ترجمه: او موفق شد با فروشنده معاملهای جوش بدهد و ماشین را با قیمت پایینتری بخرد.
Strike a balance
این کالوکیشن به معنای «ایجاد تعادل» بین دو یا چند چیز متضاد یا متفاوت است. این عبارت بسیار کاربردی برای صحبت در مورد مدیریت زمان، کار و زندگی شخصی، یا هر موقعیت دیگری است که نیاز به توازن دارد.
- مثال: It’s difficult to strike a balance between work and family life.
- ترجمه: ایجاد تعادل بین کار و زندگی خانوادگی دشوار است.
- مثال: The new policy aims to strike a balance between economic growth and environmental protection.
- ترجمه: سیاست جدید قصد دارد بین رشد اقتصادی و حفاظت از محیط زیست تعادل برقرار کند.
دسته دوم: کالوکیشن های Strike در بیان احساسات و ایدهها
فعل Strike میتواند برای توصیف تأثیرات عاطفی، ایدههای ناگهانی یا ایجاد یک لحن خاص در صحبت نیز به کار رود. این دسته از کالوکیشنها به غنیتر شدن بیان شما کمک شایانی میکنند.
Strike fear / terror into someone
این عبارت قدرتمند به معنای «ترساندن شدید کسی» یا «وحشت به دل کسی انداختن» است. معمولاً برای توصیف موقعیتهای بسیار ترسناک یا تهدیدآمیز استفاده میشود.
- مثال: The sudden explosion struck terror into the hearts of the residents.
- ترجمه: انفجار ناگهانی، وحشت را به دل ساکنان انداخت.
An idea strikes someone
وقتی یک ایده به طور ناگهانی به ذهن کسی میرسد، از این ساختار استفاده میکنیم. در این ساختار، فاعل جمله «ایده» است. معادل فارسی آن میتواند «ایدهای به ذهن کسی خطور کردن» باشد.
- مثال: A brilliant idea struck me while I was in the shower.
- ترجمه: وقتی در حمام بودم، ایده درخشانی به ذهنم خطور کرد.
- مثال: It suddenly struck him that he had left the keys in the office.
- ترجمه: ناگهان به فکرش رسید که کلیدها را در دفتر جا گذاشته است.
Strike a note
این کالوکیشن برای توصیف ایجاد یک حس یا لحن خاص در یک موقعیت به کار میرود. بسته به صفتی که بعد از آن میآید (مثلاً positive, optimistic, cautious)، معنای آن تغییر میکند. به معنای «لحنی ایجاد کردن» یا «حسی را القا کردن» است.
- مثال: The president’s speech struck a positive note, promising a brighter future.
- ترجمه: سخنرانی رئیسجمهور لحن مثبتی داشت و آیندهای روشنتر را نوید میداد.
- مثال: Her warning struck a cautious note among the investors.
- ترجمه: هشدار او حس احتیاط را در میان سرمایهگذاران القا کرد.
دسته سوم: کالوکیشن های Strike مربوط به شانس، موفقیت و شکست
فعل Strike در بسیاری از اصطلاحات مربوط به شانس و اقبال نیز دیده میشود. این کالوکیشن های Strike اغلب در مکالمات غیررسمی کاربرد فراوانی دارند.
Strike it rich / Strike gold
هر دو عبارت به معنای «یکشبه پولدار شدن»، «به ثروت ناگهانی رسیدن» یا «شانس آوردن» هستند. عبارت “Strike gold” علاوه بر معنای تحتاللفظی (پیدا کردن طلا)، به صورت استعاری برای دستیابی به یک موفقیت بزرگ و ارزشمند نیز به کار میرود.
- مثال: He hoped to strike it rich by investing in cryptocurrency.
- ترجمه: او امیدوار بود با سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال یکشبه پولدار شود.
- مثال: The researchers struck gold when they discovered a new, effective treatment for the disease.
- ترجمه: محققان زمانی به موفقیت بزرگی دست یافتند (شانس بهشان رو کرد) که یک درمان جدید و مؤثر برای آن بیماری کشف کردند.
Strike out
این عبارت که از ورزش بیسبال گرفته شده، در زبان عامیانه به معنای «شکست خوردن» یا «موفق نشدن» در انجام کاری است. این عبارت بهویژه در انگلیسی آمریکایی بسیار رایج است.
- مثال: I tried to get a bank loan to start my business, but I struck out every time.
- ترجمه: سعی کردم برای شروع کسبوکارم وام بانکی بگیرم، اما هر بار شکست خوردم (موفق نشدم).
دسته چهارم: کالوکیشن های Strike مربوط به اتفاقات و حوادث
یکی از کاربردهای بسیار مهم فعل Strike، توصیف وقوع ناگهانی حوادث، بیماریها یا بلایای طبیعی است. در این حالت، فاعل جمله خودِ آن حادثه یا بیماری است.
Disaster / Tragedy strikes
وقتی یک فاجعه یا تراژدی به طور ناگهانی رخ میدهد، از این ساختار استفاده میشود. به معنای «فاجعه رخ دادن» یا «مصیبت نازل شدن» است.
- مثال: Disaster struck when the earthquake hit the city without any warning.
- ترجمه: فاجعه زمانی رخ داد که زلزله بدون هیچ هشداری شهر را لرزاند.
A disease strikes
این ساختار برای بیان شیوع ناگهانی یک بیماری به کار میرود. فعل Strike در اینجا حس غیرمنتظره بودن و شدت بیماری را بهخوبی منتقل میکند.
- مثال: The epidemic struck the small village, affecting almost every family.
- ترجمه: بیماری همهگیر به آن روستای کوچک حمله کرد و تقریباً همه خانوادهها را تحت تأثیر قرار داد.
دسته پنجم: کالوکیشنهای فیزیکی و عملی
در نهایت، به گروهی از کالوکیشن های Strike میرسیم که به یک عمل فیزیکی یا حرکتی خاص اشاره دارند.
Go on strike / Be on strike
این کالوکیشن یکی از معروفترین کاربردهای کلمه Strike است و به معنای «اعتصاب کردن» یا «در حال اعتصاب بودن» میباشد. این عبارت در اخبار و مباحث اجتماعی بسیار پرکاربرد است.
- مثال: The factory workers decided to go on strike for better pay and working conditions.
- ترجمه: کارگران کارخانه تصمیم گرفتند برای دستمزد و شرایط کاری بهتر اعتصاب کنند.
- مثال: The pilots have been on strike for three days, causing major flight cancellations.
- ترجمه: خلبانان سه روز است که در اعتصاب به سر میبرند و باعث لغو پروازهای گستردهای شدهاند.
Strike a pose
این عبارت به معنای «ژست گرفتن» برای عکاسی یا نقاشی است. یک عبارت غیررسمی و رایج، بهویژه در دنیای مد و عکاسی.
- مثال: The model struck a pose for the camera.
- ترجمه: مدل برای دوربین ژست گرفت.
Strike a match
این کالوکیشن به معنای «کبریت زدن» یا «روشن کردن کبریت» است.
- مثال: He struck a match to light the candles on the birthday cake.
- ترجمه: او کبریتی روشن کرد تا شمعهای روی کیک تولد را روشن کند.
جدول خلاصه کالوکیشن های پرکاربرد Strike
برای مرور و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های Strike را به همراه ترجمه و کاربردشان خلاصه کردهایم.
| کالوکیشن (Collocation) | معنای فارسی | حوزه کاربرد |
|---|---|---|
| Strike a deal/bargain | به توافق رسیدن، معامله کردن | تجارت و مذاکره |
| Strike a balance | ایجاد تعادل کردن | عمومی و مدیریتی |
| Strike fear into someone | وحشت به دل کسی انداختن | توصیف احساسات شدید |
| An idea strikes someone | ایدهای به ذهن خطور کردن | ایده و فکر |
| Strike a note | لحنی ایجاد کردن، حسی را القا کردن | ارتباطات و سخنرانی |
| Strike it rich / Strike gold | یکشبه پولدار شدن، به موفقیت بزرگ رسیدن | شانس و موفقیت |
| Strike out | شکست خوردن، موفق نشدن | عمومی و غیررسمی |
| Disaster strikes | فاجعه رخ دادن | اخبار و حوادث |
| Go on strike | اعتصاب کردن | مسائل کاری و اجتماعی |
| Strike a pose | ژست گرفتن | عکاسی و هنر |
| Strike a match | کبریت زدن | عمومی و روزمره |
چگونه این کالوکیشنها را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟
صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای تسلط واقعی بر کالوکیشن های Strike، باید آنها را به صورت فعال در یادگیری خود به کار بگیرید. در اینجا چند راهکار عملی ارائه میشود:
- جملهسازی کنید: برای هر کالوکیشن، حداقل دو یا سه جمله متفاوت با استفاده از تجربیات و موقعیتهای شخصی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک میکند.
- به دنبال مثالهای واقعی باشید: هنگام تماشای فیلم، خواندن اخبار یا گوش دادن به پادکستهای انگلیسی، به دقت به نحوه استفاده از این کالوکیشنها توجه کنید. شنیدن آنها در بستر واقعی، بهترین روش یادگیری است.
- از آنها در مکالمه استفاده کنید: نترسید که اشتباه کنید. سعی کنید در کلاس زبان یا با پارتنر زبانی خود از این عبارتها استفاده کنید. هرچه بیشتر از آنها استفاده کنید، طبیعیتر به نظر خواهند رسید.
- فلشکارت بسازید: روی یک طرف فلشکارت کالوکیشن را بنویسید (مثلاً Strike a deal) و در طرف دیگر معنا و یک جمله نمونه را یادداشت کنید. مرور منظم این فلشکارتها بسیار مؤثر است.
یادگیری کالوکیشن های Strike یک سرمایهگذاری هوشمندانه بر روی مهارتهای زبانی شماست. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا از جملات ساده و کتابی فاصله بگیرید و مانند یک فرد بومی، با اعتماد به نفس و روان صحبت کنید. امیدواریم این مقاله جامع، راهنمای کاملی برای شما در این مسیر باشد.




خیلی عالی بود. همیشه برام سوال بود که فرق بین strike a deal و make a deal چیه؟ آیا تو موقعیتهای رسمی فرقی دارن؟
سلام رضا جان، خوشحالم که برات مفید بوده. هر دو به معنی توافق کردن هستن، اما strike a deal معمولاً زمانی به کار میره که رسیدن به توافق بعد از یک دوره چانهزنی یا مذاکره سخت به دست اومده باشه و کمی رسمیتره.
من اصطلاح strike a pose رو توی آهنگهای مدونا شنیده بودم ولی دقیقاً نمیدونستم کالوکیشن محسوب میشه. ممنون از توضیحات خوبتون.
دقیقاً سارا خانم! کالوکیشنها در واقع همنشینی کلمات هستن که برای بومیزبانها کاملاً طبیعیه. strike a pose هم یکی از پرکاربردترینها در دنیای مد و عکاسی هست.
یک سوال داشتم، آیا عبارت strike up a conversation هم جزو همین دسته قرار میگیره؟ چون من توی یک سریال شنیدم.
بله امیرحسین عزیز، اتفاقاً این یکی از کالوکیشنهای بسیار رایج با فعل strike هست که به معنی «سر صحبت را با کسی باز کردن» به کار میره. حتماً در آپدیتهای بعدی مقاله اضافهاش میکنیم.
ممنون از مقاله خوبتون. میشه بگید گذشته فعل strike چی میشه؟ توی جملات با کالوکیشنها هم تغییر میکنه؟
سلام مریم جان. گذشته این فعل struck هست. بله، در تمام کالوکیشنها اگه بخوایم در مورد زمان گذشته صحبت کنیم باید از struck استفاده کنیم؛ مثلاً: They struck a deal yesterday.
عبارت strike a balance برای من خیلی کاربردی بود. مخصوصاً برای رایتینگ آیلتس که همیشه میخوام بگم باید بین کار و زندگی تعادل برقرار کرد.
دقیقاً پیمان عزیز! برای آزمون آیلتس استفاده از کالوکیشنهایی مثل strike a balance بین work and life نمره واژگان (Lexical Resource) شما رو خیلی بالا میبره.
تلفظ کلمه strike گاهی برای من سخته، آیا اون r بعد از t خیلی غلیظ تلفظ میشه؟
نیلوفر عزیز، در انگلیسی آمریکایی صدای t قبل از r کمی شبیه به «چ» شنیده میشه، چیزی شبیه به «استرایک». پیشنهاد میکنم حتماً تلفظ صوتی دیکشنریها رو گوش بدی تا گوشت عادت کنه.
من شنیدم که strike به معنی اعتصاب هم هست. اونجا هم کالوکیشن خاصی داره؟
بله مهدی جان، وقتی به عنوان اسم (Noun) به معنی اعتصاب به کار میره، معمولاً با فعل go on میاد. مثلاً: The workers decided to go on strike.
کالوکیشن strike a chord رو من توی یک پادکست شنیدم که در مورد موسیقی نبود! معانی استعارهای هم داره؟
بله الهام عزیز. strike a chord به معنای «تداعی کردن» یا «برانگیختن احساسات یا همدردی» هست. یعنی وقتی چیزی باعث میشه یادت بیاد یا باهاش ارتباط برقرار کنی.
خیلی عالی و کاربردی. لطفاً در مورد فعلهای پرکاربرد دیگه مثل Catch یا Keep هم مقاله بذارید.
حتماً فرهاد جان، لیست فعلهای پرکاربرد رو داریم و به زودی مقالات مربوط به Catch و Keep رو هم منتشر میکنیم.
آیا عبارت it struck me that… در مکالمات روزمره هم استفاده میشه یا فقط برای نوشتار هست؟
در هر دو استفاده میشه نازنین جان. وقتی میخوای بگی «یهو به ذهنم رسید که…» یا «متوجه شدم که…» این ساختار بسیار عالی و طبیعی هست.
مقاله بسیار جامع بود. من همیشه فکر میکردم strike فقط یعنی زدن فیزیکی.
دقیقاً هدف این مقاله همینه که نشون بده چقدر زبان انگلیسی لایههای پنهان داره. خوشحالم که دیدت نسبت به این فعل تغییر کرد.
تفاوت strike و hit در چیه؟ آیا میشه توی این کالوکیشنها جابجا بکار بردشون؟
برای strike lucky معادل فارسی «شانس در خونه رو زدن» درسته؟
تقریباً بله بابک عزیز. بهترین معادل براش «شانس آوردن» یا «به یکباره شانس به کسی رو کردن» هست.
من توی ریدینگهای تافل زیاد با این فعل برخورد میکنم. یادگیری این همایندهها واقعاً سرعت درک مطلب رو بالا میبره.
strike a match یعنی کبریت روشن کردن؟ آخه روشن کردن مگه turn on یا light نمیشه؟
سوال خوبیه حسین جان. برای کبریت، چون عمل کشیدن کبریت روی سطح مد نظره، از فعل strike استفاده میکنیم. البته light a match هم درسته، اما strike اختصاصیتره.
خیلی خوب بود، فقط کاش مثالهای ویدیویی هم داشتید.
اصطلاح strike while the iron is hot هم جزو این دسته حساب میشه یا ضربالمثله؟
علی جان، این یک Idiom یا ضربالمثل هست (تا تنور داغه نون رو بچسب)، اما چون از فعل strike استفاده کرده، یادگیریش در کنار این کالوکیشنها خیلی هوشمندانه است.
ممنون از سایت خوبتون. من از این به بعد سعی میکنم به جای کلمات تکراری از این کالوکیشنها توی کلاس زبانم استفاده کنم.
آیا برای بلایای طبیعی هم از strike استفاده میشه؟ مثلا زلزله؟
بله کیوان جان، اتفاقاً بسیار رایجه. مثلاً میگن: The earthquake struck the region at midnight. به معنی وقوع ناگهانی بلایای طبیعی هست.
چقدر مثالها دقیق و عالی بودن. مخصوصاً کالوکیشنهای مربوط به کسب و کار.