- آیا میدانید تفاوت معنایی بین «stop doing something» و «stop to do something» چیست؟
- چگونه میتوان از فعل «Stop» به همراه اسمها و قیدهای مختلف برای ساخت عبارات طبیعی و حرفهای استفاده کرد؟
- مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Stop در مکالمات روزمره انگلیسی کدامند؟
- آیا با عبارات و اصطلاحات رایجی که با کلمه «Stop» ساخته میشوند، آشنا هستید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و به شما کمک میکنیم تا با تسلط کامل بر کالوکیشن های Stop، سطح زبان انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید. یادگیری کالوکیشنها یا همایندهها، یکی از بهترین راهها برای صحبت کردن مانند یک فرد بومی (Native) است. فعل «Stop» یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است و ترکیب آن با کلمات دیگر، معانی و کاربردهای متنوعی ایجاد میکند که فراتر از معنای ساده «متوقف شدن» است. با ما همراه باشید تا دنیای این ترکیبات شگفتانگیز را کشف کنید.
درک تفاوت کلیدی: Stop Doing vs. Stop to Do
یکی از بزرگترین چالشها برای زبانآموزان ایرانی، درک تفاوت بین دو ساختار بسیار مشابه اما با معانی کاملاً متفاوت است. این تفاوت کوچک میتواند معنای جمله شما را به کلی تغییر دهد. بیایید یک بار برای همیشه این موضوع را روشن کنیم.
۱. ساختار Stop + Verb-ing (متوقف کردن یک فعالیت)
وقتی از فعل Stop به همراه یک فعل دیگر با پسوند ing استفاده میکنیم، منظورمان این است که یک فعالیت یا عادت را برای همیشه یا برای مدتی طولانی متوقف کردهایم. در واقع، آن کار دیگر انجام نمیشود.
- He stopped smoking last year.
او سال گذشته سیگار کشیدن را ترک کرد. (دیگر سیگار نمیکشد) - I need to stop spending so much money on clothes.
من باید اینقدر پول خرج کردن برای لباس را متوقف کنم. (یک عادت را ترک کنم) - Please stop making that noise!
لطفاً این سر و صدا را تمام کن! (انجام آن کار را متوقف کن)
۲. ساختار Stop + to-infinitive (توقف برای انجام کاری دیگر)
در این ساختار، ما در حین انجام یک کار، آن را موقتاً متوقف میکنیم تا یک کار دیگر را انجام دهیم. در اینجا «to» به معنای «in order to» یا «برایِ» است.
- On my way to work, I stopped to buy a coffee.
در مسیرم به محل کار، توقف کردم تا یک قهوه بخرم. (رانندگی را متوقف کردم برای خرید قهوه) - She stopped to ask for directions.
او ایستاد تا آدرس بپرسد. (راه رفتن یا رانندگی را متوقف کرد برای پرسیدن آدرس) - Let’s stop to rest for a few minutes.
بیا توقف کنیم تا چند دقیقه استراحت کنیم. (فعالیت فعلی را متوقف کنیم به منظور استراحت)
جدول مقایسهای
برای درک بهتر، این دو ساختار را در یک جدول مقایسه میکنیم:
| ساختار | معنی | مثال |
|---|---|---|
| Stop + Verb-ing | ترک کردن یا پایان دادن به یک فعالیت | He stopped drinking soda. (او نوشابه خوردن را ترک کرد.) |
| Stop + to-infinitive | توقف کردن برای انجام یک کار جدید | He stopped to drink some water. (او ایستاد تا کمی آب بنوشد.) |
کالوکیشن های رایج Stop با اسم (Noun Collocations)
فعل Stop اغلب با اسمهای خاصی همراه میشود تا عبارات معنادار و رایجی بسازد. این ترکیبات در مکالمات روزمره و متون رسمی بسیار پرکاربرد هستند. در ادامه به برخی از مهمترین کالوکیشن های Stop با اسمها اشاره میکنیم.
-
Stop the car/bus/train: متوقف کردن خودرو/اتوبوس/قطار
Could you please stop the car? I think I dropped my wallet.
میشه لطفاً ماشین رو نگه دارید؟ فکر کنم کیف پولم افتاد. -
Stop the clock: نگه داشتن زمان (معمولاً در مسابقات ورزشی)
The referee stopped the clock after the player was injured.
داور بعد از مصدومیت بازیکن، زمان را متوقف کرد. -
Stop the bleeding: جلوی خونریزی را گرفتن
Quick, we need to apply pressure to stop the bleeding.
سریع، باید فشار بیاریم تا جلوی خونریزی رو بگیریم. -
Stop the press: (اصطلاح) برای اعلام یک خبر بسیار مهم و فوری استفاده میشود.
Stop the press! The CEO just announced his resignation.
خبر فوری! مدیرعامل همین الان استعفای خود را اعلام کرد. -
Stop a payment/check: جلوی پرداخت/چک را گرفتن
I had to call the bank to stop the payment on that fraudulent transaction.
مجبور شدم با بانک تماس بگیرم تا جلوی پرداخت آن تراکنش متقلبانه را بگیرم.
کالوکیشن های پرکاربرد Stop با قید (Adverb Collocations)
قیدها به ما کمک میکنند تا نحوه و چگونگی «متوقف شدن» را توصیف کنیم. این ترکیبات به کلام شما دقت و زیبایی بیشتری میبخشند.
قیدهایی که نحوه توقف را توصیف میکنند:
-
Stop suddenly / abruptly: ناگهان متوقف شدن
The car stopped suddenly in the middle of the road.
ماشین ناگهان وسط جاده ایستاد. -
Stop completely / entirely: کاملاً متوقف شدن
The production has stopped completely due to the lack of raw materials.
تولید به دلیل کمبود مواد اولیه کاملاً متوقف شده است. -
Stop immediately / dead: فوراً متوقف شدن / خشک شدن سر جا
When he heard his name called, he stopped dead in his tracks.
وقتی شنید اسمش را صدا میزنند، سر جایش خشکش زد. -
Stop short: ناگهان قبل از رسیدن به جایی یا گفتن چیزی متوقف شدن
She was about to reveal the secret, but she stopped short.
داشت راز را فاش میکرد، اما ناگهان حرفش را قطع کرد.
عبارات و اصطلاحات رایج با Stop
کلمه Stop در برخی عبارات و افعال عبارتی (Phrasal Verbs) نیز به کار میرود که معانی خاص خود را دارند. آشنایی با این عبارات برای درک عمیقتر زبان انگلیسی ضروری است.
۱. Stop by / Stop in
این عبارت به معنای «سر زدن» یا «یک ملاقات کوتاه و غیررسمی داشتن» است، معمولاً زمانی که در مسیر جای دیگری هستید.
-
Why don’t you stop by for a coffee on your way home?
چرا در مسیرت به خانه، برای یک قهوه به ما سر نمیزنی؟ -
I’ll stop in at the office later to pick up my documents.
بعداً به دفتر سر میزنم تا مدارکم را بردارم.
۲. Stop over
به معنای «توقف کوتاه بین دو بخش از یک سفر طولانی» است، معمولاً برای یک شب اقامت داشتن.
-
We are planning to stop over in Dubai for a night on our way to Australia.
ما قصد داریم در مسیرمان به استرالیا، یک شب در دبی توقف کنیم.
۳. A full stop
این عبارت به معنای «نقطه» در نگارش است. همچنین به صورت استعاری به معنای «پایان کامل» یک وضعیت یا فعالیت به کار میرود.
-
You should put a full stop at the end of every sentence.
باید در پایان هر جمله یک نقطه بگذارید. -
The factory’s closure brought the local economy to a full stop.
تعطیلی کارخانه، اقتصاد محلی را به توقف کامل کشاند.
۴. Pull out all the stops
یک اصطلاح به معنای «تمام تلاش خود را کردن» یا «از هیچ تلاشی فروگذار نکردن» برای رسیدن به یک هدف است.
-
They pulled out all the stops to make the wedding a memorable event.
آنها تمام تلاش خود را کردند تا عروسی را به یک رویداد خاطرهانگیز تبدیل کنند.
جمعبندی نهایی
همانطور که مشاهده کردید، فعل Stop بسیار فراتر از یک کلمه ساده است. تسلط بر کالوکیشن های Stop، چه در ترکیب با افعال دیگر (doing vs. to do)، چه با اسمها و قیدها، به شما کمک میکند تا منظور خود را با دقت و به شیوهای طبیعیتر بیان کنید. توصیه میکنیم این مثالها را مرور کرده و سعی کنید جملات خود را با استفاده از این ترکیبات بسازید. به یاد داشته باشید که بهترین راه برای یادگیری کالوکیشنها، دیدن و شنیدن آنها در متنهای واقعی و استفاده فعال از آنها در مکالمات روزمره است.




تفاوت stop doing و stop to do همیشه برای من چالش بود. مرسی که انقدر ساده توضیح دادید. یعنی stop to do یعنی متوقف شدن برای انجام کاری؟
دقیقا علی جان! در واقع در stop to do شما یک کار رو متوقف میکنید تا کار دیگهای رو شروع کنید. مثلا: I stopped to smoke یعنی ایستادم تا سیگار بکشم.
آیا عبارت ‘Stop by’ هم جزو همین کالوکیشنها حساب میشه؟ من توی فیلمها زیاد میشنوم که میگن Stop by my office.
سارای عزیز، Stop by در واقع یک Phrasal Verb (فعل عبارتی) هست. کالوکیشنها کلماتی هستند که معمولا با هم میان، اما Stop by معنای خاص ‘سر زدن’ رو میده که خیلی هم کاربردیه.
واقعا عالی بود. من همیشه میگفتم I stopped smoking و فکر میکردم فقط یعنی سیگار رو ترک کردم. نمیدونستم اگه بگیم I stopped to smoke معنیش کلا عوض میشه!
ببخشید، برای ‘توقف ناگهانی ماشین’ هم از همین فعل استفاده میشه یا کلمه اختصاصیتری داریم؟
مریم جان، برای ماشین معمولاً از ‘Pull over’ (کنار زدن) یا ‘Slam on the brakes’ (زدن روی ترمز) استفاده میکنیم، اما ‘Come to a stop’ هم یک کالوکیشن بسیار حرفهای برای توقف کامل ماشین هست.
اصطلاح ‘Stop dead in your tracks’ هم خیلی جالبه. به معنی میخکوب شدن یا یهو خشکشدن سر جا هست. به نظرم به این مقاله خیلی میاد.
پیشنهاد فوقالعادهای بود محمد عزیز! این یک Idiom بسیار رایج با فعل Stop هست که وقتی کسی از ترس یا تعجب ناگهان میایسته به کار میره.
کدام قیدها با Stop بیشتر به کار میروند؟ مثلا abrupt stop درسته؟
بله فاطمه جان، abrupt stop یا sudden stop هر دو بسیار رایج هستند. همچنین قیدهایی مثل ‘completely stop’ یا ‘immediately stop’ هم خیلی در مکالمات نیتیو شنیده میشن.
فرق Stop و Cease در چیست؟ آیا Cease هم یک کالوکیشن برای موقعیتهای رسمی است؟
سوال هوشمندانهای بود مهدی عزیز. Cease نسخه رسمیتر و کتابیتر Stop هست. مثلا در نامههای اداری یا متون حقوقی از ‘Cease and desist’ استفاده میشه که یعنی توقف فعالیت.
من توی آهنگها عبارت ‘Don’t stop me now’ رو زیاد شنیدم. اینجا stop نقش مفعولی داره دیگه؟
آیا میتونیم بگیم Stop short of something؟ معنیش چی میشه دقیقا؟
امیر جان، Stop short of doing something یعنی ‘تا آستانه انجام کاری رفتن ولی آن را انجام ندادن’. مثلا: He stopped short of calling her a liar (تا مرز دروغگو نامیدن او رفت اما نگفت).
لطفا درباره Full stop هم توضیح بدید. من شنیدم توی بریتانیا به نقطه پایان جمله میگن.
کاملا درسته زهرا جان. در انگلیسی بریتانیایی به نقطه پایان جمله میگن Full stop، در حالی که در انگلیسی آمریکایی بهش میگن Period.
مقاله خیلی کاربردی بود. یادگیری این تفاوتهای ریز باعث میشه توی آزمونهای مثل آیلتس نمره بهتری بگیریم.
ببخشید عبارت ‘Non-stop’ هم یک صفت هست که با Stop ساخته شده؟
بله نرگس عزیز، Non-stop هم به عنوان صفت و هم قید به کار میره، مثلا برای پروازهای بدون توقف (A non-stop flight).
من شنیدم میگن ‘Put a stop to something’. این با خود فعل Stop چه فرقی داره؟
بابک جان، ‘Put a stop to something’ یعنی پایان دادن به یک روند یا عادت بد. کمی تاکیدیتر و رسمیتر از فعل ساده stop هست.
استفاده از stop به همراه اسمها مثل heart stop درسته؟ مثلا وقتی کسی میترسه؟
شیرین جان، معمولا برای ترس از عبارت ‘My heart skipped a beat’ استفاده میکنیم، اما ‘Heart stop’ بیشتر در اصطلاحات پزشکی مثل ‘Cardiac arrest’ به کار میره.
دمتون گرم. بخش تفاوت gerund و infinitive بعد از stop عالی بود. همیشه توی این تستها غلط میزدم.
آیا ‘Bus stop’ هم یک کالوکیشن محسوب میشه؟
بله سمیرا جان، Bus stop (ایستگاه اتوبوس) یکی از رایجترین اسمهای مرکب یا کالوکیشنهای ثابت با کلمه Stop هست.
یک سوال، جملهی ‘Stop talking’ با ‘Stop to talk’ چه تفاوتی در موقعیت واقعی داره؟
پویا جان، Stop talking یعنی ‘حرف نزن’ (ساکت شو)، اما Stop to talk یعنی ‘بایست تا با هم حرف بزنیم’. زمین تا آسمون فرق دارن!
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش برای کلمات دیگه مثل Remember هم همین تفاوت gerund و infinitive رو توضیح بدید.
الهام عزیز، حتما! فعلهایی مثل Remember، Forget و Try هم تفاوتهای مشابهی دارن که در مقالات بعدی حتما بهشون میپردازیم.
اصطلاح ‘Stop cold turkey’ برای ترک اعتیاد یا عادت هم با همین فعل ساخته میشه؟
دقیقا فرزاد جان! البته فعل اصلیش معمولا ‘Quit cold turkey’ هست ولی گاهی با Stop هم دیده میشه، به معنی ترک ناگهانی و کامل یک عادت.
خیلی خوب بود، مخصوصاً مثالهای کاربردی که زدید. یادگیری کالوکیشنها واقعا مکالمه رو طبیعیتر میکنه.