مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Stick در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. فعل “stick” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که در ترکیب با کلمات دیگر، معانی و مفاهیم کاملاً جدیدی پیدا می‌کند. یادگیری کالوکیشن های Stick نه تنها دایره لغات شما را گسترش می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی صحبت کنید و بنویسید. در ادامه، شما را با مهم‌ترین و رایج‌ترین این ترکیبات آشنا کرده و با ارائه مثال‌های کاربردی و ترجمه روان، به درک عمیق‌تر شما کمک خواهیم کرد.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Git Gud” (برو بازیت رو خوب کن!)

مفهوم کالوکیشن و اهمیت یادگیری کالوکیشن های Stick

کالوکیشن (Collocation) به معنای همایند یا هم‌آیی کلمات است. به زبان ساده، برخی کلمات در زبان انگلیسی تمایل دارند که همیشه یا اغلب با کلمات خاص دیگری به کار بروند. این ترکیبات برای انگلیسی‌زبانان کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند، اما برای زبان‌آموزان ممکن است عجیب باشند. به عنوان مثال، در فارسی می‌گوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی نیز همین قانون نانوشته وجود دارد. یادگیری کالوکیشن های Stick به شما کمک می‌کند تا از اشتباهات رایج پرهیز کنید و ساختارهای صحیح و طبیعی را به کار ببرید. این کار باعث افزایش تسلط و روانی کلام شما خواهد شد.

📌 این مقاله را از دست ندهید:تفاوت “Torque” و “Horsepower” (زور یا سرعت؟)

دسته بندی کالوکیشن های Stick بر اساس معنی

فعل stick معانی مختلفی دارد، از چسبیدن فیزیکی گرفته تا پایبندی به یک اصل یا ایده. در این بخش، کالوکیشن‌ها را بر اساس معانی مختلف این فعل دسته‌بندی کرده‌ایم تا یادگیری آن‌ها برای شما آسان‌تر شود.

۱. پایبندی و وفاداری (To adhere to something)

یکی از رایج‌ترین معانی این فعل، پایبندی به یک برنامه، قانون، تصمیم یا باور است. در این حالت، شما از چیزی منحرف نمی‌شوید و به آن متعهد باقی می‌مانید.

۲. در ذهن ماندن و به یاد ماندن (To be memorable)

این دسته از کالوکیشن های Stick برای توصیف خاطرات، ایده‌ها یا کلماتی استفاده می‌شوند که در ذهن فرد باقی می‌مانند و به راحتی فراموش نمی‌شوند.

۳. گیر کردن و متوقف شدن (To get stuck)

این کاربرد فعل stick به معنای عدم توانایی در حرکت یا پیشرفت است، چه از نظر فیزیکی و چه از نظر ذهنی.

۴. اتحاد و همکاری (To stay together)

این کالوکیشن‌ها بر اهمیت با هم ماندن، حمایت از یکدیگر و همکاری در شرایط سخت تاکید دارند.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Ex”: اکس یعنی کی؟ (برگشتن به اکس)

جدول کالوکیشن های Stick با معانی و مثال‌ها

برای مرور و جمع‌بندی بهتر، در جدول زیر برخی از مهم‌ترین کالوکیشن های Stick را به همراه معنی و مثال مشاهده می‌کنید.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال انگلیسی
stick to the point به اصل مطلب چسبیدن Please stick to the point; we don’t have much time.
stick one’s neck out خود را به خطر انداختن (برای کمک به کسی) He really stuck his neck out for me when I was in trouble.
a sticky situation یک موقعیت دشوار و ناخوشایند Losing his passport put him in a very sticky situation.
stick around همانجا ماندن، منتظر ماندن Why don’t you stick around for a while? The party is just starting.
stick in one’s throat/craw باعث رنجش و عصبانیت شدن His arrogant attitude really sticks in my craw.
📌 بیشتر بخوانید:دسته PS5: “Haptic Feedback” یعنی چی؟ (لرزش هوشمند)

چگونه این کالوکیشن‌ها را به خاطر بسپاریم؟

یادگیری صرف فهرستی از کلمات کافی نیست. برای اینکه این ترکیبات واقعاً بخشی از دایره لغات فعال شما شوند، راهکارهای زیر را به کار بگیرید:

  1. جمله‌سازی کنید: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد می‌گیرید، حداقل سه جمله متفاوت بنویسید که مربوط به زندگی یا تجربیات شخصی شما باشد. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک می‌کند.
  2. از تکنیک فلش کارت استفاده کنید: روی یک طرف فلش کارت، کالوکیشن را بنویسید و در طرف دیگر، معنی و یک جمله مثالی. این فلش کارت‌ها را مرتب مرور کنید.
  3. در مکالمات خود استفاده کنید: سعی کنید به طور آگاهانه از کالوکیشن های Stick در مکالمات روزمره انگلیسی خود استفاده کنید. حتی اگر با خودتان صحبت می‌کنید، این تمرین بسیار مفید است.
  4. توجه به متن‌های انگلیسی: هنگام خواندن کتاب، مقاله یا تماشای فیلم، به نحوه استفاده از فعل stick و ترکیبات آن دقت کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا کاربرد طبیعی آن‌ها را درک کنید.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:چرا باید تا “Failure” تمرین کنیم؟ (ناتوانی یا شکست؟)

نتیجه‌گیری

فعل stick به تنهایی ساده به نظر می‌رسد، اما قدرت واقعی آن در ترکیب با کلمات دیگر آشکار می‌شود. با یادگیری و تمرین کالوکیشن های Stick که در این مقاله به آن‌ها پرداختیم، شما می‌توانید جهش قابل توجهی در سطح زبان انگلیسی خود ایجاد کنید. این ترکیبات به شما کمک می‌کنند تا روان‌تر، طبیعی‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. به یاد داشته باشید که کلید موفقیت در یادگیری زبان، تکرار و استفاده فعال از آموخته‌هاست. پس از همین امروز شروع به استفاده از این کالوکیشن‌های کاربردی در مکالمات و نوشته‌های خود کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 289

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

73 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. عبارت Stick to your guns رو من توی سریال Suits زیاد شنیدم، فکر می‌کردم به معنی اسلحه کشیدنه ولی الان فهمیدم یعنی روی حرف خود ایستادن. درسته؟

    1. دقیقا علیرضا جان! در اصطلاحات انگلیسی، Stick to your guns یعنی با وجود مخالفت دیگران، روی عقیده یا تصمیمت پافشاری کنی. اصلاً ربطی به استفاده فیزیکی از اسلحه در دنیای امروز ندارد.

  2. تفاوت Stick to و Adhere to در چیه؟ هر دو به معنی چسبیدن یا پایبند بودن هستن؟

    1. سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود سارا عزیز. هر دو به معنای پایبندی هستند، اما Stick to غیررسمی‌تر و رایج‌تر در مکالمات روزمره است، در حالی که Adhere to بسیار رسمی است و معمولاً برای قوانین و مقررات (adhere to the rules) استفاده می‌شود.

  3. واقعا یادگیری کالوکیشن‌ها سرعت یادگیری رو چند برابر می‌کنه. من همیشه می‌گفتم stay around ولی الان فهمیدم stick around خیلی نیتیوتره.

    1. کاملاً درسته امیرحسین عزیز. استفاده از Stick around به جای Stay، کلام شما را به زبان مادری انگلیسی‌زبانان نزدیک‌تر می‌کند.

  4. عبارت Stick out like a sore thumb رو توی یک پادکست شنیدم. میشه در موردش بیشتر توضیح بدید؟

    1. حتماً مریم جان. این عبارت وقتی به کار می‌رود که کسی یا چیزی به دلیل متفاوت بودن (عجیب بودن)، خیلی توی چشم باشد و به راحتی از بقیه متمایز شود؛ مثل ‘انگشت‌نما شدن’ در فارسی.

    1. بله نیما جان، فعل stick یک فعل بی‌قاعده (Irregular) است و شکل دوم و سوم آن هر دو stuck می‌شود.

  5. ممنون از توضیحات عالی. برای ‘رژیم گرفتن’ هم می‌تونیم از stick to a diet استفاده کنیم؟

    1. بله فاطمه عزیز، اتفاقاً یکی از پرکاربردترین کالوکیشن‌های این فعل همین است. Stick to a diet یعنی به رژیم غذایی وفادار ماندن و آن را رها نکردن.

    1. دقیقاً رضا جان. یعنی ‘برو سر اصل مطلب’ یا ‘از موضوع خارج نشو’.

  6. آیا عبارت ‘Stuck in traffic’ هم از همین خانواده حساب میشه؟ چون خیلی پرکاربرده.

    1. بله مهسا جان، stuck در اینجا صفت حاصل از فعل stick است و به معنای گیر افتادن در ترافیک است که یکی از رایج‌ترین ترکیبات با این کلمه محسوب می‌شود.

    1. لزوماً منفی نیست پویا جان. این اصطلاح یعنی ریسک کردن یا خود را در معرض خطر قرار دادن برای کمک به کسی یا دفاع از یک ایده.

  7. مقاله خیلی کامل بود، مخصوصاً مثال‌هایی که زدید. ای کاش برای بقیه افعال پرکاربرد مثل Get و Take هم همینطور مقاله بنویسید.

    1. ممنون از پیشنهاد خوبت نازنین عزیز. حتماً در برنامه‌های آینده سایت قرار خواهیم داد.

    1. احسان جان این یک اصطلاح عامیانه و قدیمی برای دزدها و پلیس‌هاست. یعنی ‘دست‌ها بالا!’ (مخفف Stick them up).

    1. تفاوت بسیار ناچیز است سپیده جان. هر دو به معنی ادامه دادن کاری با وجود سختی‌هاست، اما Stick with معمولاً برای همراهی با یک شخص یا یک روش هم به کار می‌رود.

  8. به نظر من یاد گرفتن کالوکیشن خیلی مهم‌تر از گرامر خشکه. مرسی از سایت خوبتون.

    1. کاملاً درسته آرزو جان. چون فعل Stick به معنای چسبیدن است، Sticker به چیزی که می‌چسبد (برچسب) اطلاق می‌شود.

  9. من از عبارت Stick by someone خیلی خوشم میاد. حس وفاداری رو خوب منتقل میکنه.

  10. تفاوت تلفظ Stick با Steak چیه؟ گاهی این دوتا رو اشتباه می‌شنوم.

    1. الهام عزیز، در Stick صدای ‘ای’ کوتاه (مثل کلمه ‘دقت’ در فارسی) شنیده می‌شود، اما در Steak صدای ‘ای’ کشیده و متمایل به ‘اِی’ (مثل ‘stay’) شنیده می‌شود.

    1. بهترین راه بابک جان، جمله‌سازی با هر کالوکیشن بر اساس زندگی شخصی خودت است. اینطوری معنا در ذهنت تثبیت می‌شود.

    1. امید جان، در اصطلاح حقوقی یا پلیسی، Make it stick یعنی ثابت کردن یک اتهام به طوری که فرد نتواند از آن تبرئه شود.

  11. خیلی عالی بود. لطفاً در مورد phrasal verb های مرتبط با stick هم بیشتر مطلب بذارید.

  12. خیلی عالی و کاربردی بود. من همیشه عباررت stick to the plan رو توی فیلم‌ها می‌شنیدم ولی فکر می‌کردم فقط یعنی «چسبیدن به نقشه». الان فهمیدم به معنی پایبند بودن به برنامه هست. ممنون!

    1. خواهش می‌کنم سارا جان. دقیقا همین‌طوره. در انگلیسی خیلی وقت‌ها stick به معنای استمرار و وفاداری به یک تصمیم یا مسیر هم به کار می‌ره.

  13. ببخشید اصطلاح stick to your guns توی محیط‌های کاری و رسمی هم کاربرد داره یا فقط مخصوص کوچه و بازاره؟

    1. امیرحسین عزیز، این اصطلاح بیشتر جنبه ‘Idiomatic’ و غیررسمی داره. در جلسات خیلی رسمی بهتره از معادل‌هایی مثل hold your ground یا remain firm استفاده کنی، اما در محیط کاری صمیمی شنیده می‌شه.

  14. تفاوت دقیق بین stick to و stick with چیه؟ حس می‌کنم هر دو رو یکجا دیدم که استفاده می‌شن.

    1. نکته ظریفی بود زهرا جان. معمولاً stick to برای قوانین، برنامه‌ها یا رژیم غذایی استفاده می‌شه. اما stick with بیشتر برای همراهی با یک شخص یا ادامه دادن یک فعالیت سخت به کار می‌ره، هرچند گاهی به جای هم استفاده می‌شن.

  15. من یه جا دیدم نوشته بود stick it out. این هم جزو کالوکیشن‌های این فعله؟ معنیش چی میشه؟

    1. بله محمد جان، این یک Phrasal Verb عالیه! به معنی ‘تا آخر ادامه دادن’ به کاری هست که سخته یا خسته‌کننده شده، به امید اینکه نتیجه بگیری.

  16. توی آهنگ‌ها خیلی کلمه Stuck رو می‌شنویم. مثلا Stuck with you. این همون شکل سوم فعل Stick هست دیگه؟

    1. دقیقا نیلوفر عزیز. Stuck هم شکل دوم و هم شکل سوم فعل Stick هست و اینجا به معنای ‘گیر افتادن’ یا ‘وابسته شدن’ به کسی به کار رفته.

  17. مقاله خیلی کامل بود، مخصوصاً بخش مثال‌ها. کاش در مورد stick around هم یکم توضیح می‌دادید.

    1. ممنون از پیشنهادت بابک جان. Stick around یعنی برای مدتی در یک مکان موندن و جایی نرفتن. مثلا: .Stick around, we might need your help

  18. من همیشه فکر می‌کردم برای ‘ترافیک سنگین’ باید بگیم heavy traffic. استفاده از Stuck in traffic خیلی جالب بود.

    1. بله مریم جان، Heavy traffic خودِ ترافیک رو توصیف می‌کنه، اما اگه بخوای بگی خودت توی ترافیک گیر کردی، حتماً باید از عبارت I’m stuck in traffic استفاده کنی.

    1. فرهاد عزیز، این اصطلاح وقتی به کار می‌ره که کسی یا چیزی به خاطر متفاوت بودن یا ناهماهنگ بودن با بقیه، خیلی ضایع و تابلو باشه!

  19. واقعاً یادگیری کالوکیشن‌ها سرعت مکالمه رو بالا می‌بره. من قبلاً برای ‘پایبند بودن به قولی’ کلی فکر می‌کردم، الان می‌دونم باید بگم stick to your promise.

    1. احسنت هانیه جان! هدف ما هم دقیقا همینه که شما به جای ترجمه کلمه به کلمه، از این ترکیب‌های آماده استفاده کنید.

  20. این اصطلاح stick your nose in something یعنی دخالت کردن؟ مثل همون فضولی خودمون؟

    1. دقیقا رضا جان! معادل خیلی خوبیه برای ‘بینی خود را در کار دیگران فرو کردن’ یا همون دخالت بی‌جا.

  21. ممنون از سایت خوبتون. من برای امتحان آیلتس دارم آماده می‌شم، این لیست کالوکیشن‌ها خیلی به رایتینگم کمک می‌کنه.

  22. یه سوال؛ فعل stick با glue چه تفاوتی داره؟ هر دو یعنی چسبوندن دیگه؟

    1. سوال خوبیه سعید جان. Glue یعنی با چسب (مایع) چیزی رو چسبوندن، اما Stick بار معنایی گسترده‌تری داره و می‌تونه شامل فرو کردن چیزی در جایی یا حتی مفاهیم انتزاعی مثل وفاداری هم بشه.

  23. ببخشید، عبارت ‘make it stick’ به چه معنیه؟ من توی یک پادکست آموزشی شنیدم.

    1. الناز عزیز، make it stick یعنی کاری کنی که یک چیزی (مثل یک قانون یا یک مطلب یاد گرفته شده) ثابت بمونه و فراموش نشه یا تغییر نکنه.

  24. خیلی مطالب مفیدی بود. من همیشه با حروف اضافه فعل‌ها مشکل دارم، اینکه اینجا لیست کردید عالیه.

    1. بله مینا جان. Stick by someone یعنی در شرایط سخت پشت کسی موندن و بهش وفادار بودن.

  25. تلفظ کلمه stick گاهی شبیه stack شنیده می‌شه. ممکنه اشتباه گرفته بشن؟

    1. کامران عزیز، بله ممکنه. Stick با صدای /ɪ/ کوتاه هست و Stack با صدای /æ/. باید روی تفاوت این دو صدا تمرین کنی تا اشتباه نشه.

  26. من عاشق اصطلاحاتی هستم که معنیشون با کلماتشون فرق داره. این مقاله خیلی بهم چسبید!

    1. احسان جان، sticking point به موضوع یا مشکلی گفته می‌شه که باعث می‌شه پیشرفت در یک مذاکره یا بحث متوقف بشه (نقطه گیر).

  27. مثال‌ها خیلی به درک مطلب کمک کرد. مخصوصاً اون بخشی که در مورد stick out صحبت کردید.

    1. خوشحالم که مفید بوده مهسا جان. تمرین با مثال بهترین راه برای به خاطر سپردن کالوکیشن‌هاست.

  28. دمتون گرم. اگه می‌شه برای فعل‌های پرکاربرد دیگه مثل get یا take هم از این لیست‌ها بذارید.

    1. حتماً آرمان عزیز. اتفاقاً مقالات مربوط به get و take در سایت موجود هست، می‌تونی از بخش جستجو پیداشون کنی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *