- چطور میتوانم با استفاده از فعل stay طبیعیتر و روانتر انگلیسی صحبت کنم؟
- مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Stay در مکالمات روزمره کدامند؟
- آیا stay همیشه به معنی «ماندن» است یا در ترکیب با کلمات دیگر معانی جدیدی پیدا میکند؟
- چگونه میتوانم از این کالوکیشنها در موقعیتهای مختلف رسمی و غیررسمی به درستی استفاده کنم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Stay یکی از بهترین راهها برای عبور از سطح مبتدی و صحبت کردن به شیوهای طبیعیتر، شبیه به انگلیسیزبانان بومی است. کالوکیشنها یا همایندها، کلماتی هستند که به طور طبیعی با هم به کار میروند و استفاده صحیح از آنها، درک شما از زبان را عمیقتر کرده و به شما کمک میکند تا منظور خود را دقیقتر و حرفهایتر بیان کنید. در ادامه، مجموعهای از مهمترین و کاربردیترین کالوکیشنهای فعل stay را به همراه مثالهای واضح و ترجمه فارسی بررسی خواهیم کرد تا بتوانید به سادگی آنها را به دایره لغات فعال خود اضافه کنید.
درک مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن برای فعل Stay
قبل از اینکه به لیست کالوکیشن های Stay بپردازیم، بهتر است کمی در مورد مفهوم «کالوکیشن» صحبت کنیم. کالوکیشن به ترکیب دو یا چند کلمه گفته میشود که به دلیل استفاده مکرر توسط بومیزبانان، در کنار هم طبیعی به نظر میرسند. برای مثال، در فارسی میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». این یک ترکیب طبیعی و جاافتاده است. در انگلیسی نیز همین قانون وجود دارد. فعل stay به تنهایی به معنای «ماندن» یا «اقامت کردن» است، اما وقتی در کنار کلمات دیگر قرار میگیرد، میتواند معانی و مفاهیم بسیار متنوعی ایجاد کند. یادگیری این ترکیبها به شما کمک میکند تا از ترجمههای کلمهبهکلمه و неестествен پرهیز کنید.
کالوکیشن های Stay با صفت (Stay + Adjective)
یکی از رایجترین ساختارها، ترکیب فعل stay با صفات مختلف است. در این حالت، stay به معنای «در یک حالت خاص باقی ماندن» به کار میرود. این ترکیبها برای توصیف وضعیت فیزیکی، روحی یا شرایط مختلف بسیار پرکاربرد هستند.
- Stay calm: آرام ماندن، خونسردی خود را حفظ کردن
Example: Even in an emergency, it’s important to stay calm and think clearly.
ترجمه: حتی در شرایط اضطراری، مهم است که آرام بمانید و واضح فکر کنید. - Stay healthy/fit: سالم ماندن / روی فرم ماندن
Example: I try to exercise every day to stay fit.
ترجمه: من سعی میکنم هر روز ورزش کنم تا روی فرم بمانم. - Stay awake: بیدار ماندن
Example: I had to drink a lot of coffee to stay awake during the long drive.
ترجمه: مجبور شدم قهوه زیادی بنوشم تا در طول رانندگی طولانی بیدار بمانم. - Stay safe: در امان ماندن، ایمن ماندن.
Example: Please drive carefully and stay safe on your trip.
ترجمه: لطفاً با احتیاط رانندگی کن و در سفرت در امان باش. - Stay strong: قوی ماندن (معمولاً از نظر روحی).
Example: It’s a difficult time, but you have to stay strong for your family.
ترجمه: دوران سختی است، اما باید به خاطر خانوادهات قوی بمانی. - Stay quiet/still: ساکت ماندن / بیحرکت ماندن.
Example: The deer stayed still, hoping the predator wouldn’t see it.
ترجمه: گوزن بیحرکت ماند، به این امید که شکارچی آن را نبیند.
کالوکیشن های Stay با حروف اضافه (Phrasal Verbs with Stay)
فعل stay وقتی با حروف اضافه مختلف ترکیب میشود، فعلهای عبارتی (Phrasal Verbs) قدرتمندی میسازد که هر کدام معنای منحصر به فردی دارند. این ترکیبها در مکالمات روزمره بسیار رایج هستند.
جدول افعال عبارتی با Stay
| فعل عبارتی (Phrasal Verb) | معنی فارسی | مثال انگلیسی و ترجمه |
|---|---|---|
| Stay up | بیدار ماندن، تا دیروقت نخوابیدن | We stayed up all night talking. ما تمام شب را بیدار ماندیم و صحبت کردیم. |
| Stay in | در خانه ماندن، بیرون نرفتن | Let’s stay in tonight and watch a movie. بیا امشب در خانه بمانیم و یک فیلم تماشا کنیم. |
| Stay out | بیرون از خانه ماندن (معمولاً تا دیروقت) | My parents told me not to stay out too late. والدینم به من گفتند که تا دیروقت بیرون نمانم. |
| Stay away (from) | دوری کردن از کسی یا چیزی، نزدیک نشدن | You should stay away from him; he’s bad news. باید از او دوری کنی؛ او آدم دردسرسازی است. |
| Stay on | بیشتر از زمان برنامهریزی شده در جایی (مثل محل کار) ماندن | She had to stay on at the office to finish the report. او مجبور شد در اداره بماند تا گزارش را تمام کند. |
| Stay over | شب را در خانه کسی ماندن | If it gets too late, you can always stay over at my place. اگر خیلی دیر شد، همیشه میتوانی شب را خانه من بمانی. |
| Stay behind | ماندن در جایی بعد از رفتن دیگران | A few students stayed behind after class to ask questions. چند دانشآموز بعد از کلاس ماندند تا سوال بپرسند. |
عبارات و اصطلاحات رایج با Stay
علاوه بر ترکیب با صفتها و حروف اضافه، کالوکیشن های Stay شامل عبارات و اصطلاحات ثابتی نیز میشوند که معانی خاصی دارند. یادگیری این عبارات به شما کمک میکند تا مانند یک فرد بومی صحبت کنید.
- Stay in touch: در تماس بودن، ارتباط را حفظ کردن.
Example: We promised to stay in touch after we graduated.
ترجمه: ما قول دادیم بعد از فارغالتحصیلی با هم در تماس بمانیم. - Stay put: از جای خود تکان نخوردن، همانجا ماندن.
Example: Stay put, I’ll be right back with help.
ترجمه: همینجا بمان، من فوراً با کمک برمیگردم. - Stay on track: روی برنامه ماندن، از مسیر اصلی خارج نشدن.
Example: We need a clear plan to help us stay on track with our goals.
ترجمه: ما به یک برنامه واضح نیاز داریم تا به ما کمک کند در مسیر اهدافمان بمانیم. - Stay the course: با وجود مشکلات، به کار خود ادامه دادن، پایداری کردن.
Example: The project was difficult, but they decided to stay the course and finish it.
ترجمه: پروژه سخت بود، اما آنها تصمیم گرفتند پایداری کنند و آن را به پایان برسانند. - Stay tuned: منتظر اطلاعات بیشتر بودن (معمولاً در رادیو و تلویزیون)، گوش به زنگ بودن.
Example: We’ll have more news after the break. Stay tuned!
ترجمه: بعد از وقفه خبری، اخبار بیشتری خواهیم داشت. با ما همراه باشید! - Stay out of trouble: از دردسر دوری کردن.
Example: My mom always tells me to stay out of trouble when I go out with my friends.
ترجمه: مادرم همیشه به من میگوید وقتی با دوستانم بیرون میروم، از دردسر دوری کنم. - Be here to stay: ماندگار بودن، قصد رفتن نداشتن (برای یک پدیده یا روند).
Example: It seems that remote work is here to stay.
ترجمه: به نظر میرسد که دورکاری یک پدیده ماندگار است.
کالوکیشن های Stay با اسم (Stay as a Noun)
کلمه stay میتواند به عنوان اسم نیز به کار رود و به معنای «دوره اقامت» باشد. در این حالت نیز کالوکیشنهای خاص خود را دارد.
- A long/short stay: یک اقامت طولانی/کوتاه.
Example: We had a short stay in Paris, only for two days.
ترجمه: ما یک اقامت کوتاه در پاریس داشتیم، فقط برای دو روز. - An overnight stay: اقامت یک شبه.
Example: The business trip required an overnight stay in a hotel.
ترجمه: سفر کاری نیازمند یک اقامت شبانه در هتل بود. - A temporary stay: اقامت موقت.
Example: He is looking for a temporary stay until he finds a permanent apartment.
ترجمه: او به دنبال یک اقامت موقت است تا زمانی که یک آپارتمان دائمی پیدا کند. - Enjoy your stay: از اقامت خود لذت ببرید (عبارتی که کارکنان هتل به کار میبرند).
Example: Welcome to our hotel! We hope you enjoy your stay.
ترجمه: به هتل ما خوش آمدید! امیدواریم از اقامتتان لذت ببرید.
نکات تکمیلی برای استفاده از کالوکیشن های Stay
- به بافت و موقعیت (Context) توجه کنید: برخی از این عبارات، مانند Stay tuned، بیشتر در موقعیتهای خاصی (رسانهها) کاربرد دارند، در حالی که برخی دیگر مثل Stay calm بسیار عمومی هستند.
- تمرین و تکرار: بهترین راه برای یادگیری کالوکیشن های Stay، استفاده از آنها در جملات است. سعی کنید برای هر کالوکیشن یک جمله شخصی بسازید که به زندگی خودتان مرتبط باشد. این کار به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند.
- گوش دادن فعال: هنگام تماشای فیلم، سریال یا گوش دادن به پادکستهای انگلیسی، به نحوه استفاده بومیزبانان از فعل stay و ترکیبات آن دقت کنید. این کار درک شما را طبیعیتر میکند.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Stay یک گام بزرگ در جهت روانتر و طبیعیتر صحبت کردن به زبان انگلیسی است. این ترکیبات به شما اجازه میدهند تا از ساختارهای ساده و تکراری فراتر رفته و مفاهیم را با دقت و ظرافت بیشتری منتقل کنید. با یادگیری و تمرین کالوکیشنهای معرفی شده در این مقاله، از جمله ترکیبات با صفات (stay calm, stay fit)، افعال عبارتی (stay up, stay out) و اصطلاحات رایج (stay in touch, stay on track)، میتوانید مهارت مکالمه خود را به سطح بالاتری ارتقا دهید و با اعتماد به نفس بیشتری با دیگران ارتباط برقرار کنید.




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، آیا تفاوت خاصی بین Stay in touch و Keep in touch وجود داره یا هر دو دقیقاً یک معنا رو میدن؟
سلام علی عزیز، سوال بسیار خوبی بود. در واقع هر دو به معنی «در تماس بودن» هستن و معمولاً به جای هم استفاده میشن. اما یک تفاوت ظریف دارن؛ Keep in touch بیشتر زمانی استفاده میشه که میخوایم رابطهای که الان داریم رو حفظ کنیم، ولی Stay in touch ممکنه کمی عمومیتر باشه. در مکالمات روزمره هر دو کاملاً طبیعی هستن.
چقدر جالب! من همیشه فکر میکردم Stay فقط یعنی ماندن در یک مکان. اصلاً فکر نمیکردم کالوکیشنهایی مثل Stay focused اینقدر کاربردی باشن. مرسی از توضیحات خوبتون.
دقیقاً مریم جان! هدف این مقاله هم همین بود که نشون بدیم Stay در ترکیب با صفتها، نقشهای متفاوتی ایفا میکنه و به معنای «ماندن در یک حالت خاص» هست.
من عبارت Stay tuned رو توی یوتیوب زیاد شنیدم. آیا این فقط برای برنامههای تلویزیونی و ویدیوهاست یا در محیط اداری هم میشه استفاده کرد؟
رضا جان، Stay tuned بیشتر در رسانهها و فضای مجازی برای ایجاد هیجان و انتظار به کار میره. در محیطهای خیلی رسمی اداری بهتره از عبارتهایی مثل Keep you posted یا Keep you updated استفاده کنی.
معنی عبارت Stay put رو اصلاً نمیدونستم. یعنی مثلاً اگر پلیس به کسی بگه Stay put یعنی از جات تکون نخور؟
بله دقیقاً زهرا جان. Stay put یعنی در همون جایی که هستی بمون و تکون نخور. معمولاً در شرایطی استفاده میشه که کسی میخواد به فرد دیگه بگه منتظر بمون تا من برگردم یا از جات جابجا نشو.
تفاوت Stay و Live رو هم میتونید توضیح بدید؟ مثلاً برای هتل باید بگیم Stay یا Live؟
سوال هوشمندانهای بود سعید عزیز. برای اقامتهای کوتاهمدت و موقتی مثل هتل، حتماً باید از Stay استفاده کنیم (I am staying at a hotel). فعل Live برای محل سکونت دائمی یا طولانیمدت استفاده میشه.
آیا Stay healthy برای انتهای نامههای دوستانه مناسبه یا رسمی محسوب میشه؟
فاطمه عزیز، Stay healthy هم در محیطهای دوستانه و هم در محیطهای نیمهرسمی (مخصوصاً بعد از پاندمی کرونا) خیلی رایج شده و استفاده از اون نشوندهنده صمیمیت و توجه شماست.
من همیشه Stay up و Stay awake رو با هم قاطی میکنم. تفاوتشون در چیه؟
حسین جان، Stay up یعنی عمداً بیدار موندن و نخوابیدن (مثلاً برای درس خوندن یا فیلم دیدن)، اما Stay awake یعنی تلاش برای بیدار موندن وقتی که خوابت میاد و نمیخوای خوابت ببره.
مقاله بسیار کاربردی بود. من برای آزمون آیلتس نیاز داشتم که سطح واژگانم رو بالا ببرم و این ترکیبها خیلی به اسپیکینگ من کمک میکنه.
عبارت Stay away از لحاظ باری معنایی منفیه؟ مثلاً اگه به کسی بگیم Stay away from me بی ادبیه؟
بله سارا جان، بستگی به لحن داره ولی کلاً Stay away یه جور هشدار یا دستوره. اگه به کسی بگید Stay away from me لحن تند و غیردوستانهای داره. اما مثلاً Stay away from junk food یک توصیه دوستانه و مثبته.
به جای Stay calm چه کلمه دیگهای رو پیشنهاد میدید که کمی سطح بالاتر (Advanced) باشه؟
امیر عزیز، میتونی از عبارت Remain composed استفاده کنی که خیلی رسمیتر و حرفهایتره.
توی اخبار شنیدم که گفت Stay dry. منظورش اینه که زیر بارون نرید؟
دقیقاً مهسا جان. وقتی هوا بارونیه، انگلیسیزبانها به عنوان خداحافظی یا توصیه میگن Stay dry، یعنی مراقب باش خیس نشی.
عبارت Stay true to yourself رو توی یه آهنگ شنیدم. به معنی ‘با خودت صادق باش’ هست دیگه؟
تفاوت Stay behind با بقیه چیه؟ توی مدرسه کاربرد داره؟
بله الهام جان. Stay behind یعنی وقتی بقیه یک مکان رو ترک میکنن، شما اونجا بمونید. مثلاً معلم میگه: Ali, please stay behind after class، یعنی علی تو بعد از کلاس بمون (چون بقیه میرن).
عبارت Stay out of trouble به نظرم خیلی slang میاد. درسته؟
آرش عزیز، این عبارت بیشتر یک اصطلاح محاورهای (Informal) هست که معمولاً بزرگترها به کوچکترها یا دوستان صمیمی به هم میگن. خیلی عامیانه یا Slang محسوب نمیشه، اما رسمی هم نیست.
کالوکیشن Stay on top of things خیلی برای من جدید بود. میشه یه مثال دیگه بزنید؟
حتماً مینا جان. مثلاً: I use a planner to stay on top of my tasks. یعنی من از برنامهریز استفاده میکنم تا از کارهام عقب نیفتم و روی همهشون تسلط داشته باشم.
تلفظ کلمه Stay گاهی شبیه Stey شنیده میشه. آیا لهجههای مختلف روی تلفظ این فعل تاثیر دارن؟
توی دوران کرونا عبارت Stay safe خیلی ترند شده بود. هنوز هم کاربرد داره؟
بله سمیه جان، هنوز هم در انتهای ایمیلها یا موقع خداحافظی در شرایطی که خطری وجود داره (مثل سفر یا هوای بد) استفاده میشه.
Stay clear of با Stay away تفاوتی داره؟
فرهاد عزیز، Stay clear of معمولاً به معنی دوری کردن از یک خطر فیزیکی یا یک موقعیت مشکلساز هست و کمی تاکید بیشتری روی ‘فاصله گرفتن ایمن’ داره.
خیلی ممنون، یادگیری این همایندها واقعاً به روانتر صحبت کردن کمک میکنه.
آیا Stay for good درسته؟ یعنی برای همیشه موندن؟
بله مهدی جان، کاملاً درسته. For good یک اصطلاح به معنی «برای همیشه» هست و وقتی با Stay میاد یعنی اقامت دائمی در یک جا.