- کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای صحبت کردن طبیعی به زبان انگلیسی ضروری است؟
- رایجترین و کاربردیترین کالوکیشن های Start کدامند؟
- چگونه میتوان از کالوکیشن های Start در جملات مختلف برای بیان مفاهیم گوناگون مانند شروع یک کسبوکار، ایجاد یک رابطه یا آغاز یک عادت جدید استفاده کرد؟
- آیا تفاوتی بین Start و Begin در استفاده از کالوکیشنها وجود دارد؟
- چطور میتوانیم این کالوکیشنها را به طور موثر در حافظه بلندمدت خود ثبت کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Start یکی از مهمترین قدمها برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به تسلط در زبان انگلیسی است. بسیاری از زبانآموزان با فعل Start آشنا هستند، اما نمیدانند که این فعل ساده در ترکیب با کلمات دیگر، چه معانی گسترده و متنوعی پیدا میکند. با مطالعه این راهنما، شما نه تنها با لیستی از این ترکیبات آشنا میشوید، بلکه یاد میگیرید چگونه از آنها به درستی و مانند یک فرد نیتیو در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید تا انگلیسی شما طبیعیتر و روانتر به نظر برسد.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)
قبل از اینکه به سراغ لیست کالوکیشن های Start برویم، بیایید یک بار برای همیشه مفهوم کالوکیشن را مرور کنیم. کالوکیشن به معنای همنشینی یا همآیی کلمات است. در هر زبانی، برخی کلمات به طور طبیعی و معمول با یکدیگر به کار میروند. این ترکیبات به قدری رایج هستند که استفاده از جایگزین برای آنها، حتی اگر از نظر گرامری صحیح باشد، برای گوش یک فرد نیتیو عجیب و غیرطبیعی به نظر میرسد. برای مثال، در فارسی میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». هر دو عبارت معنی را میرسانند، اما اولی طبیعیتر است. در انگلیسی هم همین قانون برقرار است؛ مثلاً میگوییم `fast food` و نه `quick food`.
یادگیری کالوکیشنها به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از ترکیبات درست، کلام شما را به انگلیسی واقعی نزدیکتر میکند.
- سریعتر فکر کنید: به جای فکر کردن به کلمات جداگانه، مغز شما این ترکیبات را به صورت یک واحد پردازش میکند.
- دایره لغات خود را غنیتر کنید: شما با یادگیری یک کالوکیشن، در واقع نحوه استفاده از کلمات را در بستر واقعی یاد میگیرید.
کالوکیشن های Start برای شروع فعالیتها و رویدادها
این دسته از کالوکیشنها به طور مستقیم به آغاز کردن یک فرآیند، کار یا رویداد اشاره دارند. این ترکیبات بسیار پرکاربرد بوده و در مکالمات روزمره به وفور شنیده میشوند.
Start a business/company
این کالوکیشن به معنای راه انداختن یک کسبوکار یا تاسیس یک شرکت است. وقتی شما از صفر شروع به ساختن یک مجموعه تجاری میکنید، از این ترکیب استفاده میشود.
مثال:
She decided to start a business selling handmade jewelry.
ترجمه: او تصمیم گرفت یک کسبوکار فروش جواهرات دستساز راهاندازی کند.
Many young entrepreneurs want to start a company right after college.
ترجمه: بسیاری از کارآفرینان جوان میخواهند بلافاصله پس از دانشگاه یک شرکت تاسیس کنند.
Start a new job
به معنای شروع کردن یک شغل جدید است. این عبارت زمانی به کار میرود که شما در یک موقعیت شغلی جدید استخدام شدهاید و اولین روزهای کاری خود را آغاز میکنید.
مثال:
I’m a bit nervous because I start a new job on Monday.
ترجمه: کمی استرس دارم چون روز دوشنبه شغل جدیدی را شروع میکنم.
Start a project
این کالوکیشن به معنای آغاز کردن یک پروژه است. این پروژه میتواند کاری، تحصیلی یا حتی شخصی باشد.
مثال:
Our team is ready to start the new project as soon as we get the approval.
ترجمه: تیم ما آماده است تا به محض دریافت تاییدیه، پروژه جدید را آغاز کند.
Start a journey/trip
این عبارت به معنای آغاز کردن یک سفر است. معمولاً برای سفرهای طولانیتر یا مهمتر استفاده میشود.
مثال:
We need to wake up early tomorrow to start our journey to the north.
ترجمه: فردا باید زود بیدار شویم تا سفرمان را به سمت شمال آغاز کنیم.
کالوکیشن های Start مرتبط با زندگی شخصی و روابط
این گروه از کالوکیشن های Start به جنبههای شخصی زندگی، روابط انسانی و تغییرات بزرگ در مسیر زندگی افراد اشاره دارند.
Start a family
این یکی از مهمترین کالوکیشنهاست و به معنای تشکیل خانواده دادن است که معمولاً به بچهدار شدن پس از ازدواج اشاره دارد.
مثال:
After being married for three years, they decided it was time to start a family.
ترجمه: پس از سه سال ازدواج، آنها تصمیم گرفتند که وقت تشکیل خانواده است.
Start a relationship
به معنای آغاز کردن یک رابطه عاطفی با کسی است. این عبارت زمانی به کار میرود که دو نفر تصمیم میگیرند به صورت رسمی با هم باشند.
مثال:
He’s not ready to start a relationship so soon after his breakup.
ترجمه: او آمادگی ندارد که به این زودی پس از جداییاش، یک رابطه جدید را شروع کند.
Start a new life
این کالوکیشن به معنای شروع یک زندگی جدید است و معمولاً به یک تغییر بسیار بزرگ و بنیادین در زندگی اشاره دارد، مانند مهاجرت به یک کشور دیگر یا تغییر کامل سبک زندگی.
مثال:
They sold their house and moved to the countryside to start a new life.
ترجمه: آنها خانهشان را فروختند و به حومه شهر نقل مکان کردند تا یک زندگی جدید را شروع کنند.
Start a habit
این عبارت به معنای ایجاد کردن یک عادت جدید است. این عادت میتواند مثبت (مانند ورزش کردن) یا منفی (مانند سیگار کشیدن) باشد.
مثال:
It’s hard to start a habit of exercising every day, but it’s worth it.
ترجمه: ایجاد عادت ورزش کردن هر روز سخت است، اما ارزشش را دارد.
کالوکیشن های Start برای ایجاد مشکل یا درگیری
گاهی اوقات فعل Start برای شروع کردن چیزهای منفی و ناخوشایند به کار میرود. این کالوکیشنها در فیلمها، اخبار و مکالمات روزمره بسیار رایج هستند.
Start a fire
این عبارت دو معنی اصلی دارد: یکی به معنای فیزیکی آتش روشن کردن (مثلاً برای کمپینگ) و دیگری به معنای استعاری ایجاد فتنه و آشوب است. باید از بافت جمله به معنای آن پی برد.
مثال (معنی واقعی):
The campers gathered some dry wood to start a fire and keep warm.
ترجمه: اردوگاهنشینان مقداری چوب خشک جمع کردند تا آتش روشن کنند و گرم بمانند.
مثال (معنی استعاری):
Don’t mention politics at the dinner table if you don’t want to start a fire.
ترجمه: اگر نمیخواهی آشوب به پا کنی، سر میز شام حرفی از سیاست نزن.
Start a fight/argument
به معنای دعوا راه انداختن یا شروع کردن یک مشاجره است. این عبارت برای شروع درگیریهای لفظی یا فیزیکی به کار میرود.
مثال:
He’s always trying to start a fight with his classmates.
ترجمه: او همیشه سعی میکند با همکلاسیهایش دعوا راه بیندازد.
I didn’t want to start an argument, so I just kept quiet.
ترجمه: نمیخواستم مشاجرهای را شروع کنم، برای همین ساکت ماندم.
Start trouble
این یک عبارت کلیتر به معنای دردسر درست کردن یا مشکل ایجاد کردن است. معمولاً به رفتارهای خرابکارانه و ایجاد وضعیتهای ناخوشایند اشاره دارد.
مثال:
The manager warned the employee not to start trouble again.
ترجمه: مدیر به کارمند هشدار داد که دوباره دردسر درست نکند.
سایر کالوکیشن های پرکاربرد Start
در این بخش به چند کالوکیشن مهم دیگر میپردازیم که در دستهبندیهای قبلی قرار نمیگرفتند اما دانستن آنها ضروری است.
Start the car/engine
این عبارت به معنای روشن کردن ماشین یا موتور آن است. این یکی از پایهایترین و رایجترین کالوکیشن های Start است.
مثال:
It was so cold that I couldn’t start the car this morning.
ترجمه: امروز صبح هوا آنقدر سرد بود که نتوانستم ماشین را روشن کنم.
Start from scratch
این یک اصطلاح بسیار کاربردی به معنای از صفر شروع کردن یا از اول آغاز کردن است. زمانی استفاده میشود که یک کار قبلی با شکست مواجه شده و باید آن را کاملاً از نو انجام داد.
مثال:
The chef didn’t like the sauce, so he threw it away and decided to start from scratch.
ترجمه: سرآشپز از سس خوشش نیامد، پس آن را دور ریخت و تصمیم گرفت از صفر شروع کند.
Start a conversation
به معنای سر صحبت را باز کردن با کسی است. این مهارت در موقعیتهای اجتماعی بسیار مهم است.
مثال:
It can be difficult to start a conversation with a stranger.
ترجمه: سر صحبت را باز کردن با یک غریبه میتواند دشوار باشد.
جدول مقایسه کالوکیشن های Start
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف بین برخی از این کالوکیشنها، جدول زیر را آماده کردهایم:
| کالوکیشن | معنی اصلی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| Start a business | راه انداختن یک فعالیت تجاری از پایه | He used his savings to start a small coffee shop. |
| Start a project | شروع کردن یک کار یا برنامه مشخص با هدف معین | We will start the research project next month. |
| Start a family | بچهدار شدن و تشکیل خانواده | They want to travel the world before they start a family. |
| Start from scratch | شروع کردن کاری از نقطه صفر و بدون هیچ پیشزمینه | Our first attempt failed, so we have to start from scratch. |
| Start a fight | آغاز کردن یک درگیری یا نزاع | Don’t say that unless you want to start a fight. |
چگونه این کالوکیشنها را یاد بگیریم؟
صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای اینکه کالوکیشن های Start به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند، راهکارهای زیر را به کار بگیرید:
- جملهسازی کنید: برای هر کالوکیشن حداقل سه جمله متفاوت بنویسید که مربوط به زندگی، کار یا علایق خودتان باشد. این کار به ماندگاری مطلب در ذهن کمک میکند.
- از تکنیک فلشکارت استفاده کنید: روی یک طرف فلشکارت، کالوکیشن را بنویسید (مثلاً `Start a business`) و در طرف دیگر، معنی و یک جمله مثال را یادداشت کنید.
- در مکالمات خود استفاده کنید: سعی کنید به طور آگاهانه از این ترکیبات در صحبتهای روزمره خود، حتی اگر با خودتان تمرین میکنید، استفاده نمایید.
- بشنوید و پیدا کنید: هنگام تماشای فیلم، سریال یا گوش دادن به پادکستهای انگلیسی، به دقت گوش دهید و هر بار که یکی از این کالوکیشنها را میشنوید، آن را یادداشت کنید. این کار به شما نشان میدهد که این ترکیبات چقدر در انگلیسی واقعی پرکاربرد هستند.
جمعبندی نهایی
یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Start میتواند تفاوت چشمگیری در سطح زبان انگلیسی شما ایجاد کند. این ترکیبات ابزارهای قدرتمندی هستند که به شما کمک میکنند تا فراتر از کلمات منفرد فکر کنید و به زبان انگلیسی همانند یک فرد نیتیو مسلط شوید. لیستی که در این مقاله ارائه شد، شامل پرکاربردترین موارد بود. پیشنهاد میکنیم این مقاله را ذخیره کرده و به طور مرتب به آن سر بزنید و با تمرین مداوم، این ساختارها را به بخشی جدانشدنی از دانش زبانی خود تبدیل کنید.




خیلی ممنون از مقاله عالیتون. همیشه برام سوال بود که آیا میتونیم بگیم Begin a business یا حتما باید از Start استفاده کنیم؟ کدومش رایجتره؟
خواهش میکنم سارا جان. در مورد کسبوکار، Start a business بسیار رایجتر و طبیعیتر هست. Begin معمولاً رسمیتره و بیشتر برای شروع فرآیندها یا وقایع زمانی به کار میره. نیتیوها در ۹۰ درصد مواقع برای بیزنس از Start استفاده میکنند.
من توی یک فیلم شنیدم که میگفت Start from scratch. این هم جزو کالوکیشنهای استارت حساب میشه یا یک اصطلاحه؟
بله رضا جان، هم یک کالوکیشن قوی هست و هم یک Idiom. به معنی «شروع کردن از صفر مطلق» یا «از هیچ شروع کردن» هست. مثلاً وقتی همه چیز رو از دست دادی و دوباره میخوای شروع کنی.
تفاوت Start a car با Turn on a car چیه؟ آیا هر دو درست هستن؟
سوال خیلی خوبیه مریم عزیز. Start a car یعنی موتور ماشین رو روشن کردن و آماده حرکت شدن. Turn on معمولاً برای وسایل الکترونیکی داخل ماشین مثل رادیو یا چراغها استفاده میشه، هرچند در مکالمات روزمره ممکنه جابجا بشن اما Start برای موتور استانداردتره.
واقعاً یادگیری کالوکیشنها سرعت صحبت کردن رو بالا میبره. من قبلاً همش فکر میکردم باید کلمات رو تکتک کنار هم بچینم. ممنون از سایت خوبتون.
برای شروع یک رابطه دوستانه، میشه گفت Start a friendship؟ یا عبارت بهتری هم داریم؟
بله نازنین جان، Start a friendship درسته، اما اگه بخوای خیلی نیتیو و حرفهای به نظر برسی، عبارت Strike up a friendship فوقالعاده است. این کالوکیشن برای شروع یک رابطه دوستانه غیرمنتظره یا تازه خیلی استفاده میشه.
ببخشید، کالوکیشن Start a family دقیقاً یعنی چی؟ یعنی ازدواج کردن یا بچهدار شدن؟
امیرحسین عزیز، Start a family به طور خاص به معنای «بچهدار شدن» هست. یعنی وقتی یک زوج تصمیم میگیرند اولین بچهشون رو داشته باشند، از این عبارت استفاده میکنند.
مقاله خیلی کامل بود. لطفاً درباره کالوکیشنهای فعل Get هم مطلب بذارید.
توی بحث آکادمیک و رایتینگ آیلتس، بهتر نیست به جای Start از Commence استفاده کنیم؟
دقیقا حامد جان. Commence نسخه بسیار رسمی Start هست و برای تسک ۲ آیلتس یا مقالات علمی انتخاب خیلی بهتریه. مثلاً The ceremony will commence at 10 AM.
من همیشه اشتباهی میگفتم Start a fire برای روشن کردن بخاری! الان فهمیدم که Start a fire بیشتر بار منفی داره یا برای آتیش درست کردن توی طبیت استفاده میشه.
دقیقاً سپیده جان. Start a fire میتونه هم به معنی روشن کردن آتش در کمپ باشه و هم به معنی «آتشسوزی به پا کردن». برای بخاری بهتره از Turn on the heater استفاده کنی.
آیا عبارت Start a conversation هم کالوکیشن محسوب میشه؟ چون من زیاد شنیدمش.
بله پویا جان، اتفاقاً یکی از پرکاربردترینهاست. باز کردن سر صحبت با دیگران رو میگیم Start a conversation. مترادف دیگهاش که کمی غیررسمیتره Break the ice هست.
تلفظ Start رو گاهی میشنوم که ‘ر’ رو خیلی غلیظ میگن، گاهی هم اصلاً نمیگن. کدوم درسته؟
نیلوفر عزیز، این برمیگرده به تفاوت لهجه آمریکایی و بریتانیایی. در لهجه آمریکایی (Rhotic) صدای ‘r’ کاملاً تلفظ میشه، اما در لهجه بریتانیایی استاندارد (Non-rhotic) صدای ‘r’ انتهای کلمه حذف میشه و صدا کشیدهتر میشه.
برای شروع یک عادت جدید، Start a habit درسته یا Make a habit؟
هر دو استفاده میشن اما با معنای متفاوت. Start a habit یعنی شروع کردن اون کار. اما Form a habit یا Make it a habit یعنی اون کار رو به یک عادت همیشگی تبدیل کردن.
ممنون از آموزشهای خوبتون. من با مثالهای شما تونستم جملات خیلی بهتری بسازم.
کالوکیشن Start a rumor به چه معنیه؟
بابک جان، یعنی «شایعه درست کردن» یا شایعه پخش کردن. وقتی کسی حرفی رو که لزوماً راست نیست بین مردم پخش میکنه.
ببخشید یک سوال، بعد از Start فعل باید ing بگیره یا با to بیاد؟ مثلا Start to learn یا Start learning؟
زهرا جان، خوشبختانه بعد از Start هر دو ساختار درست هستن و تفاوت معنایی خیلی کمی دارن. اما معمولاً برای کارهای طولانیمدت از ing استفاده میکنیم. مثلا I started learning English years ago.
عبارت A head start رو هم توضیح بدید لطفا.
حتماً امید جان. Get a head start یعنی «یک قدم جلوتر از بقیه شروع کردن» یا داشتن یک مزیت رقابتی در شروع یک کار. مثلاً یادگیری زبان از بچگی به شما یک head start میده.
چقدر خوبه که تفاوت بین Start و Begin رو گفتید. من همیشه فکر میکردم کاملاً یکی هستن.
من توی رایتینگم نوشتم Start a journey، استادم گفت درسته ولی بهتره بگی Embark on a journey. نظر شما چیه؟
استادتون کاملاً درست گفتن فرهاد جان. Start a journey درسته و ساده، اما Embark on a journey یک کالوکیشن سطح بالا و ادبی (Collocation with high register) هست که نمره رایتینگ شما رو بالاتر میبره.
لطفاً فایل صوتی تلفظ این کالوکیشنها رو هم بذارید.
پیشنهاد خوبیه مونا جان، حتماً در آپدیتهای بعدی پادکست کوتاهی برای تلفظ جملات اضافه میکنیم.
برای شروع کردن دعوا چی باید بگیم؟
میتونی از Start a fight یا Start an argument استفاده کنی کیوان جان. خیلی رایج و طبیعی هستن.