- چطور میتوانم خواب خود را با استفاده از کلمات مناسب توصیف کنم؟
- رایجترین کالوکیشن های Sleep در مکالمات روزمره انگلیسی کدامند؟
- تفاوت بین a deep sleep و a sound sleep چیست؟
- چگونه از افعال مختلف با کلمه Sleep برای بیان مفاهیم متفاوت استفاده کنم؟
- آیا اصطلاحات خاصی با کلمه Sleep وجود دارد که باید بدانم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Sleep یکی از بهترین راهها برای ارتقای سطح زبان انگلیسی و صحبت کردن مانند یک فرد نیتیو است. کالوکیشنها (Collocations) کلماتی هستند که به طور طبیعی با هم به کار میروند و باعث میشوند کلام شما روانتر و طبیعیتر به نظر برسد. وقتی بدانید کدام صفت، فعل یا اسم به درستی در کنار کلمه «خواب» قرار میگیرد، میتوانید با دقت و ظرافت بیشتری در مورد این جنبه مهم از زندگی صحبت کنید. با ما همراه باشید تا دنیای جذاب کالوکیشنهای مرتبط با خواب را کشف کنیم.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)
قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Sleep برویم، بیایید مفهوم کالوکیشن را مرور کنیم. کالوکیشن به ترکیبی از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور معمول با هم استفاده میشوند و برای یک انگلیسیزبان، شنیدن آنها در کنار هم طبیعی به نظر میرسد. برای مثال، ما در فارسی میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی هم میگویند “make a decision” و نه “do a decision”. یادگیری این ترکیبهای طبیعی، کلید اصلی برای روان صحبت کردن است.
کالوکیشن های Sleep با صفات (Adjectives + Sleep)
یکی از رایجترین انواع کالوکیشن، ترکیب صفت با اسم است. صفات مختلفی میتوانند کیفیت و نوع خواب شما را توصیف کنند. در ادامه به مهمترین آنها اشاره میکنیم.
توصیف خواب عمیق و خوب
-
A deep sleep: به معنای خواب عمیق است. وقتی کسی در خواب عمیق است، به سختی بیدار میشود.
Example: After the long hike, I fell into a deep sleep.
ترجمه: بعد از پیادهروی طولانی، به خواب عمیقی فرو رفتم. -
A sound sleep / to be sound asleep: این عبارت نیز به معنای خواب بسیار عمیق و آرام است، به طوری که هیچچیز نمیتواند شما را بیدار کند. این عبارت از deep sleep قویتر است.
Example: The baby was sound asleep in her crib, so I didn’t want to make any noise.
ترجمه: نوزاد در گهوارهاش کاملاً به خواب عمیق فرو رفته بود، برای همین نمیخواستم هیچ صدایی ایجاد کنم. -
A good night’s sleep: به معنای یک خواب کامل، راحت و کافی در طول شب است.
Example: I need a good night’s sleep before my exam tomorrow.
ترجمه: قبل از امتحان فردا، به یک خواب شبانه خوب نیاز دارم.
توصیف خواب سبک و ناکافی
-
A light sleep: به معنای خواب سبک است. در این حالت، شما با کوچکترین صدایی بیدار میشوید.
Example: I’m a light sleeper; any noise from the street wakes me up.
ترجمه: من خوابم سبک است؛ هر صدایی از خیابان مرا بیدار میکند. -
A broken sleep / a disturbed sleep: به خوابی اشاره دارد که بریدهبریده و ناآرام است و شما در طول شب چندین بار بیدار میشوید.
Example: With the baby crying every two hours, I’ve been having broken sleep all week.
ترجمه: با گریه کردن بچه هر دو ساعت یکبار، تمام هفته خواب بریدهبریدهای داشتهام. -
A restless sleep: خواب بیقرار و پر از غلت زدن و ворочаться.
Example: I had a restless sleep last night, worrying about the presentation.
ترجمه: دیشب به خاطر نگرانی در مورد ارائه، خواب بیقراری داشتم.
کالوکیشن های Sleep با افعال (Verbs + Sleep)
افعال زیادی وجود دارند که با کلمه Sleep ترکیب میشوند تا اعمال مختلفی مانند به خواب رفتن، در خواب ماندن یا محرومیت از خواب را توصیف کنند. درک این کالوکیشن های Sleep برای بیان دقیق منظور شما ضروری است.
به خواب رفتن
-
To fall asleep: رایجترین عبارت برای «به خواب رفتن» یا «خوابیدن».
Example: I was so tired that I fell asleep on the sofa.
ترجمه: آنقدر خسته بودم که روی مبل خوابم برد. -
To get to sleep: این عبارت معمولاً در شرایطی استفاده میشود که به خواب رفتن دشوار است.
Example: I couldn’t get to sleep last night because of the noise.
ترجمه: دیشب به خاطر سر و صدا نتوانستم بخوابم. -
To drift off to sleep: به آرامی و به تدریج به خواب رفتن، معمولاً وقتی خیلی خسته هستید.
Example: I was listening to the relaxing music and slowly drifted off to sleep.
ترجمه: در حال گوش دادن به موسیقی آرامشبخش بودم و کمکم به خواب رفتم. -
To drop off to sleep: این عبارت نیز شبیه to fall asleep است اما کمی غیررسمیتر است و اغلب به خواب رفتن سریع و ناگهانی اشاره دارد.
Example: He dropped off to sleep in the middle of the movie.
ترجمه: او وسط فیلم خوابش برد.
خوابیدن و بیدار شدن
-
To oversleep: بیشتر از زمانی که قصد داشتید بخوابید و در نتیجه دیر بیدار شوید. (خواب ماندن)
Example: I missed my train because I overslept this morning.
ترجمه: قطارم را از دست دادم چون امروز صبح خواب ماندم. -
To sleep through something: در طول یک رویداد یا صدای بلند خواب بودن و بیدار نشدن.
Example: How did you manage to sleep through that thunderstorm?
ترجمه: چطور توانستی در تمام طول آن رعد و برق بخوابی؟ -
To lose sleep over something: به خاطر نگرانی در مورد چیزی، نتوانستن بخوابید.
Example: Don’t lose sleep over the exam; you’ve studied hard.
ترجمه: به خاطر امتحان خوابت را حرام نکن؛ تو سخت درس خواندهای.
کیفیت و کمیت خواب
-
To get enough sleep: به اندازه کافی خوابیدن.
Example: It’s important to get enough sleep for your physical and mental health.
ترجمه: خواب کافی برای سلامت جسمی و روانی شما مهم است. -
To lack sleep / to be sleep-deprived: کمبود خواب داشتن.
Example: As a new parent, she is constantly sleep-deprived.
ترجمه: به عنوان یک مادر تازهکار، او دائماً از کمبود خواب رنج میبرد. -
To catch up on sleep: جبران کمبود خواب، معمولاً در آخر هفتهها.
Example: I’m planning to catch up on sleep this weekend.
ترجمه: قصد دارم این آخر هفته کمبود خوابم را جبران کنم.
جدول مقایسهای: کالوکیشنهای رایج Sleep
برای درک بهتر تفاوتها، جدول زیر برخی از مهمترین کالوکیشن های Sleep را با هم مقایسه میکند.
| کالوکیشن (Collocation) | معنی فارسی | کاربرد و تفاوت |
|---|---|---|
| Deep Sleep | خواب عمیق | عمومیترین عبارت برای خوابی که در آن به سختی بیدار میشوید. |
| Sound Sleep | خواب عمیق و آرام | قویتر از deep sleep؛ به خوابی بیوقفه و کاملاً آرام اشاره دارد. |
| Light Sleep | خواب سبک | خوابی که در آن با کوچکترین صدایی بیدار میشوید. |
| Fall Asleep | به خواب رفتن | رایجترین و رسمیترین فعل برای شروع فرآیند خواب. |
| Get to Sleep | موفق به خوابیدن شدن | معمولاً در جملات منفی و برای نشان دادن دشواری در به خواب رفتن استفاده میشود. |
| Oversleep | خواب ماندن | بیش از حد خوابیدن و دیرتر از زمان مقرر بیدار شدن. |
اصطلاحات (Idioms) مرتبط با Sleep
علاوه بر کالوکیشنها، اصطلاحات زیادی نیز در زبان انگلیسی وجود دارند که از کلمه Sleep استفاده میکنند. این اصطلاحات معانی مجازی دارند و یادگیری آنها برای درک مکالمات غیررسمی بسیار مهم است.
-
Sleep like a log: این اصطلاح یعنی بسیار عمیق و آرام خوابیدن، مثل یک کنده درخت که بیحرکت است.
Example: I was so exhausted, I slept like a log last night.
ترجمه: آنقدر خسته بودم که دیشب مثل سنگ خوابیدم. -
Not sleep a wink: حتی یک لحظه هم نخوابیدن؛ تمام شب را بیدار ماندن.
Example: I was so worried about the interview that I didn’t sleep a wink.
ترجمه: آنقدر نگران مصاحبه بودم که چشم روی هم نگذاشتم (پلک نزدم). -
To sleep on it: قبل از گرفتن یک تصمیم مهم، در مورد آن فکر کردن (معمولاً تا روز بعد).
Example: It’s a big decision. Let me sleep on it and I’ll give you my answer tomorrow.
ترجمه: تصمیم بزرگی است. اجازه بده در موردش فکر کنم و فردا جوابم را به تو خواهم داد. -
Let sleeping dogs lie: به معنای دخالت نکردن در یک موقعیت آرام است، زیرا ممکن است باعث ایجاد مشکل شود. (معادل فارسی: سری را که درد نمیکند دستمال نبند).
Example: I wanted to ask my boss about his promise for a raise, but I decided to let sleeping dogs lie for now.
ترجمه: میخواستم در مورد قول رئیسم برای افزایش حقوق سوال کنم، اما تصمیم گرفتم فعلاً سری را که درد نمیکند دستمال نبندم.
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Sleep میتواند تفاوت چشمگیری در سطح زبان انگلیسی شما ایجاد کند. به جای استفاده از کلمات ساده و تکراری، سعی کنید این ترکیبات طبیعی را در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. به جای گفتن “I slept very well”، میتوانید بگویید “I had a sound sleep” یا “I slept like a log”. به جای “It was hard for me to sleep”، میتوانید از “I couldn’t get to sleep” استفاده کنید. این تغییرات کوچک باعث میشود انگلیسی شما بسیار طبیعیتر، روانتر و حرفهایتر به نظر برسد. بهترین راه برای تسلط بر این کالوکیشنها، تمرین و تکرار است. سعی کنید جملات نمونه را با صدای بلند بخوانید و جملات جدیدی با استفاده از آنها بسازید.




ممنون از مقاله عالیتون. تفاوت بین sleep in و oversleep رو خیلی خوب متوجه شدم. همیشه فکر میکردم جفتشون به معنی خواب موندن و دیر رسیدن هستن!
خواهش میکنم رضا جان. دقیقاً همینطوره؛ oversleep معمولاً ناخواسته است و بار منفی داره (مثل خواب موندن برای محل کار)، اما sleep in آگاهانه و برای استراحت بیشتر در روزهای تعطیله.
من توی فیلمها شنیدم که میگن I didn’t get a wink of sleep. این هم جزو کالوکیشنهای رایجه؟
بله سارا عزیز، این یک اصطلاح بسیار پرکاربرد به معنی «حتی یک لحظه هم چشمانم روی هم نرفت» یا «اصلاً نخوابیدم» هست که معمولاً در حالت منفی به کار میره.
تفاوت دقیق بین a deep sleep و a sound sleep چیه؟ آیا میشه به جای هم استفاده کرد؟
مهدی عزیز، هر دو به معنی خواب عمیق و باکیفیت هستند. اما sound sleep بیشتر روی آرام بودن و بدون وقفه بودن خواب تاکید داره، در حالی که deep sleep به مرحله فیزیکی خواب سنگین اشاره میکنه. در اکثر مواقع جایگزین هم میشوند.
خیلی مقاله مفیدی بود. من همیشه میگفتم fast sleep ولی الان یاد گرفتم که باید بگم fall asleep برای شروع خوابیدن.
آفرین نیلوفر! البته جالبه بدونی عبارت fast asleep هم داریم، اما به معنی «در خواب عمیق بودن» هست، نه «سریع خوابیدن». مثلاً: He is fast asleep یعنی او کاملاً در خواب عمیق فرو رفته.
کالوکیشن برای کسی که خوابش خیلی سبکه و با هر صدایی بیدار میشه چیه؟
آرش جان، به این افراد میگیم a light sleeper. در مقابل، به کسی که خواب سنگینی داره میگیم a heavy sleeper.
آیا اصطلاح beauty sleep واقعاً برای خانمها استفاده میشه یا برای آقایون هم کاربرد داره؟
مریم عزیز، این اصطلاح به خوابی گفته میشه که برای سلامتی و شادابی چهره لازمه. اگرچه بیشتر در مورد خانمها به کار میره، اما جنسیتی نیست و به شوخی برای آقایون هم استفاده میشه.
اصطلاح sleep like a log رو من قبلاً شنیده بودم. آیا رسمی هست یا در محاوره استفاده میشه؟
حامد جان، این یک اصطلاح (Idiom) غیررسمی و بسیار رایج در مکالمات روزمره است. معادل فارسیاش میشه «مثل جنازه خوابیدن» یا «مثل خرس خوابیدن».
برای چرت زدن کوتاه در طول روز، به جز nap، کلمه دیگهای هم داریم؟
بله نازنین عزیز، عبارت power nap خیلی رایجه که به یک چرت کوتاه (معمولاً ۲۰ دقیقهای) برای تجدید قوا گفته میشه. همچنین اصطلاح catch a few Zs هم در اسلنگ استفاده میشه.
خیلی ممنون، بخش مربوط به افعال قبل از sleep عالی بود. لطفاً در مورد کالوکیشنهای کلمه Work هم مطلب بگذارید.
من شنیدم که میگن I’ll sleep on it. این یعنی چی؟
زهرا جان، این اصطلاح یعنی «بگذار شب رو بخوابم و فردا در موردش تصمیم بگیرم». وقتی میخوایم برای تصمیمگیری عجله نکنیم از این عبارت استفاده میکنیم.
تلفظ کلمه Collocation کمی سخته، کاش فایل صوتی هم داشتید.
حق با شماست پیمان جان. تلفظش به صورت /ˌkɒləˈkeɪʃn/ هست. میتونی کلمه «کالو-کِیشن» رو تو ذهنت داشته باشی. در آپدیتهای بعدی حتماً صوت هم اضافه میکنیم.
کالوکیشن toss and turn رو هم میشه اینجا استفاده کرد؟ چون مربوط به خوابه.
دقیقاً هانیه عزیز! Toss and turn یعنی غلت زدن در رختخواب وقتی که خوابت نمیبره. ممنون که این مورد کاربردی رو اضافه کردی.
مطلب بسیار جامعی بود. مخصوصاً تفاوت کلمات مشابه که همیشه زبانآموزها رو گیج میکنه.
آیا کلمه sleepy با sleep کالوکیشن محسوب میشه؟
فاطمه جان، sleepy خودش یک صفت هست (به معنی خوابآلود). کالوکیشن نیست، اما با فعلهایی مثل feel یا look میاد. مثلاً: I feel sleepy.
در مورد lose sleep over something توضیح میدید؟
حتماً بابک جان. وقتی میگیم Don’t lose sleep over it یعنی «به خاطرش خودت رو نگران نکن و خوابت رو حروم نکن». معمولاً برای نگرانیهای بیمورد استفاده میشه.
عالی بود، من همیشه برای نوشتن رایتینگ آیلتس دنبال این مدل ترکیبات نیتیو بودم.
آیا عبارت sleep like a baby هم به معنی خواب عمیقه؟
بله کامران عزیز، یعنی خیلی آرام و عمیق خوابیدن، دقیقاً مثل یک نوزاد که بدون هیچ نگرانیای میخوابه.
تفاوت go to sleep و fall asleep در چیه؟
شیرین جان، go to sleep یعنی «رفتن به رختخواب به قصد خوابیدن» (یک عمل ارادی)، اما fall asleep یعنی «خواب رفتن» (لحظهای که وارد خواب میشید و غیرارادیه).
مقالات شما همیشه سطح زبان من رو یک پله بالاتر میبره. خسته نباشید.
برای بیخوابی هم کالوکیشن خاصی داریم؟ مثلاً sleepless night؟
بله رویا جان، sleepless night یک کالوکیشن عالی برای توصیف شبی هست که اصلاً توش نخوابیدید. همچنین suffer from insomnia هم یک عبارت رسمی برای بیخوابی مزمن هست.