مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Sit در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Sit در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. یادگیری این همایندهای زبانی به شما کمک می‌کند تا از سطح مکالمات کتابی فراتر رفته و مانند یک فرد انگلیسی‌زبان، مفاهیم را به شکلی دقیق و طبیعی منتقل کنید. فعل “sit” که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، در ترکیب با کلمات دیگر معانی و کاربردهای بسیار متنوعی پیدا می‌کند که دانستن آن‌ها برای هر زبان‌آموزی ضروری است.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “JDM”: فرق اصلی JDM واقعی با ماشین ژاپنی معمولی چیه؟

درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)

قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Sit برویم، بهتر است کمی با مفهوم «کالوکیشن» آشنا شویم. کالوکیشن یا «همایند» به ترکیب دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و متداول در کنار یکدیگر به کار می‌روند. این کلمات آنقدر با هم استفاده شده‌اند که شنیدن یکی از آن‌ها، دیگری را در ذهن یک فرد بومی‌زبان تداعی می‌کند. برای مثال، در فارسی ما می‌گوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». هر دو عبارت از نظر دستوری صحیح هستند، اما اولی طبیعی‌تر و رایج‌تر است. در انگلیسی نیز همین قانون وجود دارد؛ مثلاً از فعل “make” برای “bed” (make the bed) و از فعل “do” برای “homework” (do homework) استفاده می‌شود. یادگیری این ترکیبات به جای حفظ کردن لغات به صورت مجزا، به شما کمک می‌کند تا روان‌تر، طبیعی‌تر و دقیق‌تر صحبت کنید.

📌 بیشتر بخوانید:داستان عجیب کلمه “HODL”: غلط املایی که میلیاردر ساخت!

کالوکیشن های Sit با قیدها (Adverbs)

یکی از رایج‌ترین انواع کالوکیشن، ترکیب فعل با قید است. قیدها حالت و چگونگی انجام فعل را توصیف می‌کنند و معنای آن را دقیق‌تر می‌سازند. در ادامه به مهم‌ترین قیدهایی که با فعل sit همراه می‌شوند، اشاره می‌کنیم.

Sit Still

این عبارت به معنای «بی‌حرکت نشستن» یا «آرام نشستن» است و معمولاً برای کودکان یا افراد بی‌قرار به کار می‌رود.

Example: “The photographer asked the children to sit still for just one minute to take the picture.”
ترجمه: «عکاس از بچه‌ها خواست فقط برای یک دقیقه بی‌حرکت بنشینند تا عکس بگیرد.»

Sit Quietly

این کالوکیشن به معنای «بی‌سر و صدا نشستن» یا «ساکت نشستن» است و بر عدم تولید صدا تأکید دارد.

Example: “During the exam, all students must sit quietly and focus on their papers.”
ترجمه: «در طول امتحان، همه دانش‌آموزان باید ساکت بنشینند و روی برگه‌های خود تمرکز کنند.»

Sit Comfortably

این عبارت به معنای «راحت نشستن» است و به حالتی اشاره دارد که فرد در وضعیت آسوده و بدون احساس ناراحتی قرار دارد.

Example: “Please make sure you are sitting comfortably before the movie begins.”
ترجمه: «لطفاً قبل از شروع فیلم، مطمئن شوید که راحت نشسته‌اید

Sit Upright / Sit Straight

این دو عبارت هر دو به معنای «صاف نشستن» یا «قائم نشستن» هستند و به وضعیت صحیح ستون فقرات هنگام نشستن اشاره دارند.

Example: “The doctor told him to sit upright at his desk to avoid back pain.”
ترجمه: «دکتر به او گفت که پشت میزش صاف بنشیند تا از کمردرد جلوگیری کند.»

Sit Cross-legged

این کالوکیشن به حالت «چهارزانو نشستن» اشاره دارد که یک روش رایج برای نشستن روی زمین است.

Example: “The children gathered in a circle on the floor and sat cross-legged, listening to the story.”
ترجمه: «بچه‌ها روی زمین دایره زدند و چهارزانو نشستند و به داستان گوش دادند.»

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Wage Bill” و “FFP” (قوانین پولدارها)

کالوکیشن های Sit با حروف اضافه (Prepositions) و عبارات فعلی

ترکیب فعل sit با حروف اضافه مختلف، عبارات فعلی یا Phrasal Verbs را می‌سازد که هر کدام معنای کاملاً متفاوتی دارند. این بخش یکی از مهم‌ترین بخش‌های یادگیری کالوکیشن های Sit است، زیرا این عبارات در مکالمات روزمره بسیار پرکاربرد هستند.

Sit down

ساده‌ترین و رایج‌ترین عبارت، sit down به معنای «نشستن» است که معمولاً برای تغییر حالت از ایستاده به نشسته به کار می‌رود. این عبارت بسیار رایج و مودبانه است.

Example: “Welcome! Please come in and sit down.”
ترجمه: «خوش آمدید! لطفاً داخل بیایید و بنشینید

Sit back

این عبارت دو معنای اصلی دارد:

  1. تکیه دادن و راحت نشستن: به معنای لم دادن و قرار گرفتن در حالت آرامش است.
  2. دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن: به معنای منتظر ماندن برای وقوع اتفاقی بدون انجام هیچ تلاشی.

Example 1: “Just sit back, relax, and enjoy the show.”
ترجمه: «فقط راحت بنشینید، آرام باشید و از نمایش لذت ببرید.»

Example 2: “We can’t just sit back and watch the company fail. We have to do something.”
ترجمه: «ما نمی‌توانیم فقط دست روی دست بگذاریم و شکست شرکت را تماشا کنیم. باید کاری انجام دهیم.»

Sit by

این عبارت نیز به معنای «شاهد بودن و کاری نکردن» است، به خصوص در شرایطی که اتفاق بدی در حال رخ دادن است و فرد هیچ اقدامی برای جلوگیری از آن انجام نمی‌دهد.

Example: “How can you sit by and let them treat her so unfairly?”
ترجمه: «چطور می‌توانی بی‌تفاوت بایستی و اجازه دهی آن‌ها اینقدر ناعادلانه با او رفتار کنند؟»

Sit through

این عبارت به معنای «تحمل کردن و تا آخر چیزی ماندن» است، مخصوصاً برای رویدادهای خسته‌کننده یا طولانی مانند یک جلسه یا سخنرانی کسل‌کننده.

Example: “I had to sit through a three-hour meeting that could have been an email.”
ترجمه: «مجبور شدم یک جلسه سه ساعته را تحمل کنم که می‌توانست در قالب یک ایمیل باشد.»

Sit for

این عبارت دو کاربرد مهم و متفاوت دارد:

  1. در امتحان شرکت کردن: این کاربرد بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است.
  2. مدل نقاشی یا عکاسی شدن: زمانی که فردی برای کشیده شدن پرتره یا گرفته شدن عکس، برای مدتی می‌نشیند.

Example 1: “Next week, I have to sit for my final exams.”
ترجمه: «هفته آینده، باید در امتحانات نهایی‌ام شرکت کنم

Example 2: “The queen sat for the famous artist for a new royal portrait.”
ترجمه: «ملکه برای یک پرتره سلطنتی جدید، مدلِ نقاش معروف شد

Sit in on

به معنای «به عنوان ناظر در جلسه یا کلاسی شرکت کردن» است، بدون اینکه مشارکت فعالی داشته باشید.

Example: “The new trainee was invited to sit in on the weekly team meeting.”
ترجمه: «کارآموز جدید دعوت شد تا به عنوان ناظر در جلسه هفتگی تیم شرکت کند

Sit on

این عبارت نیز چند معنی متفاوت دارد:

  1. عضو کمیته یا هیئت بودن: (To sit on a committee/jury)
  2. به تأخیر انداختن یا اقدامی نکردن در مورد چیزی: معمولاً در مورد اطلاعات یا یک تصمیم.

Example 1: “She sits on the board of several major charities.”
ترجمه: «او عضو هیئت مدیره چندین موسسه خیریه بزرگ است.»

Example 2: “The manager has been sitting on my proposal for weeks without making a decision.”
ترجمه: «مدیر هفته‌هاست که پیشنهاد من را معطل گذاشته و تصمیمی نگرفته است.»

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Whale” (نهنگ): کسانی که بازار را تکان می‌دهند

جدول کالوکیشن‌های کاربردی Sit

برای مرور و یادگیری بهتر، در جدول زیر برخی از مهم‌ترین کالوکیشن های Sit به همراه ترجمه و کاربرد آن‌ها خلاصه شده است.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال کاربردی
Sit an exam در امتحان شرکت کردن You need to be well-prepared to sit this exam.
Sit at a desk/table پشت میز نشستن He sits at his desk all day working.
Sit on a committee عضو کمیته بودن She was asked to sit on the hiring committee.
Sit around بیکار نشستن، وقت تلف کردن Don’t just sit around; go and find something to do!
Sit up صاف نشستن، توجه کردن، از حالت درازکش به نشسته درآمدن The news made everyone sit up and pay attention.
Sit tight صبر کردن، منتظر ماندن (معمولاً با شکیبایی) Just sit tight, the bus will be here in five minutes.
📌 این مقاله را از دست ندهید:تفاوت وحشتناک کلمه Rubber در انگلیس و آمریکا (آبروریزی محض!)

نتیجه‌گیری

همانطور که مشاهده کردید، فعل ساده “sit” در ترکیب با کلمات دیگر، معانی و کاربردهای بسیار گسترده‌ای پیدا می‌کند. یادگیری کالوکیشن های Sit به شما کمک می‌کند تا از تکرار کلمات ساده پرهیز کرده و دایره واژگان فعال خود را افزایش دهید. به جای حفظ کردن لیستی از کلمات، سعی کنید این ترکیبات را در قالب جمله و در بافت‌های مختلف یاد بگیرید. به مکالمات فیلم‌ها و پادکست‌ها دقت کنید و هر بار که با یکی از این همایندها مواجه شدید، آن را یادداشت کرده و سعی کنید خودتان با آن جمله بسازید. این روش نه تنها به درک عمیق‌تر شما کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود زبان انگلیسی شما طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر به نظر برسد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 789

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. من همیشه توی تشخیص تفاوت بین sit down و sit up مشکل داشتم. الان متوجه شدم sit up بیشتر به معنی صاف نشستن یا از حالت خوابیده به نشسته درومدنه. درست متوجه شدم؟

    1. دقیقاً همین‌طوره سارا جان! Sit up یعنی کمرت رو صاف کنی یا اگه دراز کشیدی، بلند شی بشینی. همچنین به ورزش ‘دراز و نشست’ هم Sit-up می‌گیم.

  2. توی فیلم‌ها خیلی شنیدم که میگن Sit tight. این دقیقاً به چه معنیه؟ یعنی محکم جایی بشینیم؟

    1. امیررضا عزیز، این یک اصطلاح (Idiom) هست و به معنی ‘منتظر ماندن و دست به کاری نزدن’ هست. یعنی صبور باش و شرایط رو فعلاً تغییر نده تا خبر جدید برسه.

  3. آیا عبارت sit an exam فقط در انگلیسی بریتانیایی استفاده میشه؟ چون توی کتاب‌های آمریکایی بیشتر take an exam رو دیدم.

    1. نکته بسیار هوشمندانه‌ای بود مریم عزیز. بله، Sit an exam بیشتر در UK (انگلیسی بریتانیایی) رایج هست، در حالی که آمریکایی‌ها معمولاً از Take an exam استفاده می‌کنند.

  4. تفاوت sit و seat چیه؟ خیلی وقت‌ها این دوتا رو با هم قاطی می‌کنم، مخصوصاً توی محیط‌های رسمی.

    1. نیما جان، Sit یک فعل ناگذر هست (نشستن)، اما Seat معمولاً اسم هست (صندلی). البته Seat به عنوان فعل هم به کار میره که به معنی ‘نشاندنِ کسی’ هست و مفعول می‌خواد. مثلاً: Please be seated.

  5. عبارت sit in on a meeting یعنی چی؟ یعنی توی جلسه شرکت کردن یا فقط گوش دادن؟

    1. فاطمه جان، Sit in on به این معنیه که شما در یک جلسه یا کلاس حضور دارید اما به عنوان ناظر؛ یعنی مستقیماً در بحث‌ها شرکت نمی‌کنید و فقط برای یادگیری یا نظارت اونجا هستید.

  6. کالوکیشن‌های مربوط به وضعیت نشستن مثل sit cross-legged رو هم کاش توضیح می‌دادید. خیلی کاربردی هستن.

    1. ممنون از پیشنهادت حسین عزیز! Sit cross-legged یعنی ‘چهارزانو نشستن’. حتماً در آپدیت‌های بعدی مقاله، این مدل کالوکیشن‌های توصیفی رو هم اضافه می‌کنیم.

    1. الناز جان، Sit through بار معنایی خاصی داره. وقتی از این عبارت استفاده می‌کنیم که چیزی (مثل فیلم یا سخنرانی) طولانی یا خسته‌کننده بوده ولی ما تا آخرش نشستیم و تحملش کردیم.

  7. واقعاً یادگیری کالوکیشن‌ها به روان‌تر صحبت کردن کمک می‌کنه. من قبلاً می‌گفتم sit on the chair ولی الان می‌دونم که برای مبل‌های دسته‌دار باید بگم sit in an armchair.

    1. بسیار عالی رضا جان! این دقیقاً همون ظرافتی هست که سطح زبان شما رو از متوسط به پیشرفته می‌رسونه. آفرین به دقتت.

  8. اصطلاح sit on the fence رو هم توی این دسته قرار میدید؟ خیلی توی اخبار شنیدمش.

    1. بله مهسا جان، این یک اصطلاح فوق‌العاده کاربردیه. به معنی ‘دو دل بودن’ یا ‘تصمیم نگرفتن و میانه‌روی کردن’ بین دو جناح یا دو انتخاب هست.

  9. تلفظ sit و seat خیلی شبیه همه. چطور می‌تونیم موقع صحبت کردن اشتباه نکنیم؟

    1. پریسا عزیز، Sit back یعنی به پشتی صندلی تکیه دادن و استراحت کردن. بله، در خیلی از مواقع به عنوان مترادف Relax (مخصوصاً بعد از یک دوره تلاش سخت) به کار میره. مثلاً: Sit back and enjoy the show.

  10. برای آزمون آیلتس، یادگیری این کالوکیشن‌ها برای بخش Speaking ضروریه؟

    1. بهار جان، Sit out یعنی در یک فعالیت (مثل رقص یا بازی) شرکت نکردن؛ معمولاً به این دلیل که خسته‌اید یا تمایلی به اون فعالیت خاص در اون لحظه ندارید.

    1. آرش عزیز، Sit for در اینجا یعنی ‘مدل شدن’. وقتی جلوی یک نقاش یا عکاس می‌نشینید تا از شما تصویربرداری یا نقاشی بشه، از این عبارت استفاده می‌کنیم.

  11. توی محیط کاری، وقتی می‌خوایم به کسی بگیم ‘بفرمایید بنشینید’ کدوم مودبانه‌تره؟ Have a seat یا Sit down?

    1. سوال خیلی خوبیه مونا جان. در محیط‌های رسمی و کاری، Have a seat یا Please take a seat خیلی محترمانه‌تر از Sit down هست.

  12. من همیشه sit by رو با standby اشتباه می‌گیرم. این دوتا یکی هستن؟

    1. سحر جان، هر دو تقریباً یک معنا رو می‌رسونن (کنار من نشستن)، اما Sit by کمی صمیمانه‌تر و در متون ادبی یا آهنگ‌ها رایج‌تر هست.

  13. واقعاً مطالب سایتتون برای خودآموزی عالیه. من پارسال کلاس می‌رفتم ولی این نکات ریز رو بهمون نمی‌گفتن.

  14. عبارت sit on something وقتی برای یک پروژه یا مدرک به کار بره به چه معنیه؟

    1. آیدا جان، Sit on something در اصطلاح یعنی ‘کاری رو به تعویق انداختن’ یا ‘نگه داشتنِ چیزی و اقدام نکردن روی اون’. مثلاً وقتی رئیس روی گزارش شما نشسته و امضاش نمی‌کنه!

    1. پیمان عزیز، Sit still یعنی بدون حرکت فیزیکی (تکون نخوردن) نشستن، اما Sit quiet (یا صحیح‌ترش Sit quietly) یعنی بدون سر و صدا و حرف زدن نشستن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *