- چطور میتوان با فعل Shake عباراتی طبیعی و رایج در انگلیسی ساخت؟
- کالوکیشن های Shake برای بیان احساسات، حرکات فیزیکی و توافقات کدامند؟
- آیا Shake فقط به معنای «لرزیدن» است یا کاربردهای مجازی و استعاری هم دارد؟
- چگونه با یادگیری کالوکیشنهای فعل Shake، مکالمه انگلیسی خود را به سطح نیتیو نزدیکتر کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی کالوکیشن های Shake در زبان انگلیسی آشنا میکنیم. فعل “shake” یکی از آن افعال پرکاربردی است که معنای آن فراتر از یک لرزش ساده میرود. وقتی این فعل در کنار کلمات دیگر قرار میگیرد، عباراتی میسازد که هر کدام معنای خاص و دقیقی دارند. یادگیری این همایندها یا کالوکیشنها به شما کمک میکند تا از ترجمههای تحتاللفظی و جملات خشک و کتابی فاصله بگیرید و مانند یک انگلیسیزبان واقعی، روان و طبیعی صحبت کنید. با ما همراه باشید تا مجموعهای از مهمترین این ترکیبات را به همراه مثالهای واضح و ترجمه فارسی بررسی کنیم و سطح زبان خود را یک پله ارتقا دهیم.
درک عمیقتر کالوکیشن (Collocation) و اهمیت آن
قبل از اینکه به طور مشخص به سراغ کالوکیشن های Shake برویم، بیایید یک بار دیگر مفهوم «کالوکیشن» را مرور کنیم. کالوکیشن یا «همآیند» به ترکیب کلماتی گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر استفاده میشوند. این ترکیبات برای افراد بومی (Native speakers) کاملاً عادی و منطقی به نظر میرسند. برای مثال، در فارسی ما میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی نیز همین قانون نانوشته وجود دارد؛ آنها میگویند `make a decision` و نه `do a decision`. یادگیری این ترکیبهای طبیعی به جای حفظ کردن لغات به صورت مجزا، سه مزیت کلیدی دارد:
- طبیعیتر صحبت میکنید: جملات شما حرفهایتر، روانتر و شبیهتر به گفتار یک فرد نیتیو خواهد بود.
- سریعتر فکر میکنید: مغز شما به جای پردازش کلمات به صورت تکتک، این ترکیبات را به عنوان یک واحد معنایی پردازش میکند که سرعت بیان شما را بالا میبرد.
- دقیقتر هستید: با استفاده از کالوکیشن صحیح، منظور خود را با دقت بیشتری منتقل میکنید و از سوءتفاهم جلوگیری میکنید.
کالوکیشن های Shake مربوط به حرکات فیزیکی و بدن
یکی از اصلیترین کاربردهای فعل Shake، توصیف حرکات فیزیکی است. این حرکات میتوانند از روی احساسات، بیماری، سرما یا به صورت عمدی باشند. در ادامه به مهمترین کالوکیشنها در این دسته میپردازیم.
Shake your head
این یکی از رایجترین کالوکیشنهاست و به معنای «سر خود را به نشانه مخالفت یا نفی تکان دادن» است. این حرکت در فرهنگهای مختلف معنای یکسانی دارد.
- مثال: When I asked if he was okay, he just shook his head.
- ترجمه: وقتی از او پرسیدم حالش خوب است، فقط سرش را به نشانه نه تکان داد.
- مثال: The manager shook his head in disbelief at the team’s performance.
- ترجمه: مدیر با ناباوری از عملکرد تیم سرش را تکان داد.
Shake hands (with someone)
این کالوکیشن به معنای «دست دادن» برای سلام، خداحافظی یا تایید یک توافق به کار میرود. این یک ژست اجتماعی بسیار رایج است.
- مثال: The two leaders shook hands after signing the peace treaty.
- ترجمه: دو رهبر پس از امضای پیمان صلح با یکدیگر دست دادند.
- مثال: It’s polite to shake hands when you meet someone for the first time in a formal setting.
- ترجمه: مودبانه است که وقتی کسی را برای اولین بار در یک موقعیت رسمی ملاقات میکنید، دست بدهید.
Shake like a leaf
این یک اصطلاح (idiom) است که به معنای «از شدت ترس، سرما یا هیجان مثل بید لرزیدن» است. این عبارت تصویری واضح از لرزش شدید بدن ارائه میدهد.
- مثال: He was shaking like a leaf before his big presentation.
- ترجمه: او قبل از ارائه مهم خود، مثل بید میلرزید.
- مثال: After the accident, she was standing by the road, shaking like a leaf.
- ترجمه: بعد از تصادف، او کنار جاده ایستاده بود و از ترس میلرزید.
کالوکیشن های Shake برای بیان احساسات
فعل Shake به زیبایی میتواند شدت احساسات مختلف مانند خشم، خنده یا گریه را توصیف کند. این کالوکیشنها به کلام شما عمق و حس بیشتری میبخشند.
Shake with anger / rage
وقتی کسی از شدت خشم میلرزد، از این کالوکیشن استفاده میشود. این عبارت نشاندهنده عصبانیت بسیار شدید و غیرقابل کنترل است.
- مثال: His voice was calm, but his hands were shaking with anger.
- ترجمه: صدایش آرام بود، اما دستانش از عصبانیت میلرزید.
- مثال: She was shaking with rage as she recounted the injustice.
- ترجمه: در حالی که بیعدالتی را بازگو میکرد، از خشم شدید میلرزید.
Shake with laughter
این عبارت برای توصیف موقعیتی به کار میرود که فردی آنقدر میخندد که تمام بدنش به لرزه میافتد. این نشاندهنده خندهای از ته دل و شدید است.
- مثال: The comedian’s joke was so funny that the whole audience was shaking with laughter.
- ترجمه: جوک کمدین آنقدر خندهدار بود که تمام حضار از خنده رودهبر شده بودند (از خنده میلرزیدند).
- مثال: I tried to keep a straight face, but I was secretly shaking with laughter.
- ترجمه: سعی کردم قیافهام را جدی نگه دارم، اما مخفیانه داشتم از خنده منفجر میشدم.
کالوکیشنهای مجازی و استعاری با Shake
فعل Shake تنها به معنای فیزیکی محدود نمیشود و در ترکیبات استعاری برای بیان مفاهیم انتزاعی مانند تضعیف باورها، ایجاد تغییر یا خلاص شدن از چیزی نیز به کار میرود.
Shake someone’s confidence / faith / belief
این کالوکیشن به معنای «متزلزل کردن یا تضعیف کردن اعتماد به نفس، ایمان یا باور کسی» است. یک رویداد منفی یا یک خبر ناگوار میتواند چنین تأثیری داشته باشد.
- مثال: The team’s recent losses have really shaken the players’ confidence.
- ترجمه: شکستهای اخیر تیم واقعاً اعتماد به نفس بازیکنان را متزلزل کرده است.
- مثال: The scandal shook his faith in the political system.
- ترجمه: آن رسوایی ایمان او را به سیستم سیاسی تضعیف کرد.
Shake things up
این یک عبارت اصطلاحی به معنای «ایجاد تغییرات بزرگ و اساسی» برای بهبود یک وضعیت یا خارج کردن آن از حالت رکود است. معمولاً یک مدیر جدید یا یک سیاست جدید این کار را انجام میدهد.
- مثال: The new CEO was hired to shake things up and make the company more competitive.
- ترجمه: مدیرعامل جدید استخدام شد تا اوضاع را متحول کند و شرکت را رقابتیتر سازد.
- مثال: Sometimes you need to shake things up in your life to find new motivation.
- ترجمه: گاهی اوقات لازم است در زندگیات تغییر و تحول ایجاد کنی تا انگیزه جدیدی پیدا کنی.
Shake off something
این فعل عبارتی (Phrasal Verb) به چند معنای مختلف به کار میرود:
- خلاص شدن از یک بیماری یا احساس منفی:
- مثال: I can’t seem to shake off this cold.
- ترجمه: انگار نمیتوانم از شر این سرماخوردگی خلاص شوم.
- مثال: He tried to shake off the feeling of disappointment.
- ترجمه: او سعی کرد احساس ناامیدی را از خود دور کند.
- رها شدن از دست کسی (در تعقیب و گریز):
- مثال: The spy managed to shake off his pursuers in the crowded market.
- ترجمه: جاسوس موفق شد در بازار شلوغ، تعقیبکنندگانش را گم کند (از دستشان خلاص شود).
جدول جمعبندی کالوکیشن های Shake
برای مرور سریع و مقایسه، در جدول زیر برخی از مهمترین کالوکیشن های Shake را دستهبندی کردهایم.
| کالوکیشن (Collocation) | نوع کاربرد | معنی فارسی |
|---|---|---|
| Shake your head | حرکت فیزیکی | سر را به نشانه مخالفت تکان دادن |
| Shake hands | حرکت فیزیکی / اجتماعی | دست دادن |
| Shake like a leaf | اصطلاح / احساسی | مثل بید لرزیدن (از ترس یا سرما) |
| Shake with anger/rage | احساسی | از خشم لرزیدن |
| Shake with laughter | احساسی | از شدت خنده لرزیدن |
| Shake someone’s confidence | مجازی / استعاری | اعتماد به نفس کسی را متزلزل کردن |
| Shake things up | اصطلاح / مجازی | اوضاع را متحول کردن، تغییر اساسی ایجاد کردن |
| Shake something off | فعل عبارتی / مجازی | از شر چیزی خلاص شدن، چیزی را از خود دور کردن |
نتیجهگیری: چرا باید این کالوکیشنها را یاد بگیریم؟
یادگیری کالوکیشن های Shake و دیگر افعال پرکاربرد انگلیسی، یک سرمایهگذاری هوشمندانه برای تقویت مهارت مکالمه و نوشتار شماست. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا فراتر از کلمات منفرد فکر کنید و به زبان انگلیسی به عنوان مجموعهای از واحدهای معنایی نگاه کنید. با به کار بردن این عبارات در مکالمات روزمره، نه تنها منظور خود را دقیقتر و طبیعیتر بیان میکنید، بلکه درک شنیداری شما نیز به شکل چشمگیری بهبود مییابد. پس از امروز شروع کنید و سعی کنید این کالوکیشنها را در تمرینات اسپیکینگ و رایتینگ خود به کار ببرید تا به تدریج بخشی از دایره لغات فعال شما شوند.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه فکر میکردم shake فقط برای لرزیدن بدن استفاده میشه. عبارت shake off a habit برام جالب بود. آیا برای ترک سیگار هم میتونیم از این عبارت استفاده کنیم؟
سلام سارای عزیز، بله کاملاً درسته. shake off برای خلاص شدن از شر یک عادت بد یا یک بیماری خفیف (مثل سرماخوردگی) خیلی کاربردیه. برای سیگار هم میتونی بگی I’m trying to shake off my smoking habit، هرچند quit رایجتره اما این مدل صحبت کردن تو رو خیلی حرفهایتر نشون میده.
توی یک فیلم شنیدم که یکی گفت Shake a leg! منظورش چی بود؟ ربطی به رقصیدن داشت؟
سوال خیلی خوبیه امیررضا جان! اتفاقاً برخلاف ظاهرش ربطی به رقص نداره. Shake a leg یک اصطلاح عامیانه و Slang هست به معنی «عجله کن» یا «زود باش». معادل Hurry up هست.
فرق بین shake و shiver و tremble چیه؟ همشون معنی لرزیدن میدن اما کجا کدوم رو به کار ببریم؟
نکته بسیار ظریفی بود نگین عزیز. Shiver معمولاً برای لرزش ناشی از سرما یا ترس شدیده. Tremble برای لرزشهای خفیفتر (مثل لرزش دست از استرس یا عصبانیت) و Shake یک کلمه کلیتره که هم برای اشیاء و هم برای انسان به کار میره. مثلاً زمینلرزه میشه Earthquake، نه Earthshiver!
کالوکیشن shake hands on something برای قرارهای رسمی هم استفاده میشه یا فقط دوستانهست؟
محمد عزیز، اتفاقاً این عبارت در دنیای تجارت و بیزنس بسیار رایجه. وقتی دو نفر روی یک موضوع توافق میکنن و میخوان نهاییش کنن، میگن Let’s shake hands on it که به معنی نهایی کردن توافق با دست دادنه.
مقاله عالی بود. من همیشه با بخش صفت مفعولی این فعل مشکل داشتم. میتونیم بگیم I was shaken؟
بله زهرا جان. عبارت I was shaken (یا دقیقتر I was shaken up) زمانی استفاده میشه که کسی به خاطر یک اتفاق غیرمنتظره یا تلخ، به شدت شوکه و مضطرب شده باشه.
عبارت shake things up رو کجاها میتونیم استفاده کنیم؟ مثلاً توی محیط کار کاربرد داره؟
دقیقاً فرهاد عزیز. وقتی یک مدیر جدید میاد و میخواد تغییرات اساسی ایجاد کنه تا اوضاع بهتر بشه، میگن He is here to shake things up. یعنی ایجاد تحول و تغییر در ساختار قدیمی.
ممنون از توضیحات کاملتون. تلفظ کلمه shaken گاهی توی فیلما شبیه شِیکن شنیده میشه، درسته؟
تلفظ صحیح /ˈʃeɪ.kən/ هست. صدای ‘ای’ کوتاه در وسطش شنیده میشه. پیشنهاد میکنم حتماً در دیکشنریهای آنلاین مثل Cambridge تلفظ صوتیش رو چک کنی تا گوشت عادت کنه.
من شنیدم میگن In two shakes. این همون معنی ‘به زودی’ رو میده؟
بله پویا جان، عبارت کاملش In two shakes of a lamb’s tail هست که به صورت خلاصه میگن In two shakes. معادل خیلی سریع یا «در یک چشم به هم زدن» خودمون در فارسیه.
کالوکیشن shake one’s head برای تایید هست یا مخالفت؟ همیشه قاطی میکنم.
مریم عزیز، Shake your head به معنی تکان دادن سر به طرفین (چپ و راست) به نشانه «نه» یا مخالفته. در مقابل، Nod your head به معنی بالا و پایین بردن سر به نشانه «بله» یا تاییده.
آهنگ Shake it off از تیلور سوئیفت باعث شد این عبارت رو یاد بگیرم. معنیش همون ‘بیخیال شدن’ میشه دیگه؟
دقیقاً سینا! Shake it off یعنی اجازه ندی چیزی ناراحتت کنه و خیلی سریع ازش بگذری. مثال خیلی خوبی بود، موسیقی همیشه به یادگیری کالوکیشنها کمک میکنه.
توی متن به fair shake اشاره کردید. میشه یه مثال بزنید که توی جمله چطور استفاده میشه؟
حتماً هانیه جان. مثلاً: He didn’t get a fair shake at the interview. یعنی توی مصاحبه فرصت عادلانهای بهش داده نشد تا تواناییهاشو ثابت کنه.
مطالب سایت شما همیشه کاربردیه. لطفاً درباره افعال ترکیبی دیگه مثل Break یا Take هم مطلب بذارید.
ممنون از حمایتت افشین عزیز. حتماً، در برنامههای آینده مقالات مفصلی درباره کالوکیشنهای Break و Take خواهیم داشت. همراه ما باش!
آیا shake like a leaf اصطلاح رایجی هست؟ برای لرزیدن از سرما استفاده میشه؟
بله نیلوفر جان، مثل برگ لرزیدن (Shake like a leaf) بیشتر برای لرزیدن از روی «ترس شدید» یا «اضطراب» استفاده میشه، هرچند گاهی برای سرمای خیلی زیاد هم به کار میره.
کلمه Shaky رو میتونیم برای یک بیزنس که اوضاعش خوب نیست به کار ببریم؟
بله، عالی بود! مثلاً میگن The company is on shaky ground. یعنی شرکت در وضعیت ناپایدار و متزلزلی قرار داره و احتمال شکستش هست.
خیلی عالی بود، مخصوصاً دسته بندی کالوکیشنها بر اساس احساسات. خسته نباشید.
ببخشید، گذشته فعل shake میشه shaked یا shook؟ من توی یه کتاب دیدم نوشته بود shook.
بابک جان، فعل shake بیقاعده (Irregular) هست. گذشتهاش میشه shook و قسمت سومش (p.p) میشه shaken. پس shaked غلطه.
برای لرزش دست موقع فیلمبرداری هم از shake استفاده میکنیم؟
بله سعید جان، اصطلاح Camera shake دقیقاً برای همین لرزشهای دست موقع عکاسی یا فیلمبرداری استفاده میشه که باعث تاری تصویر میشه.
ممنون از این مقاله جامع. یادگیری کالوکیشن واقعاً سطح زبان رو عوض میکنه.
من عبارت No great shakes رو شنیدم. به چه معنیه؟
امید عزیز، این یک اصطلاح بریتانیاییه و وقتی استفاده میشه که بخوای بگی چیزی «خیلی تحفه نیست» یا «چنگی به دل نمیزنه». مثلاً: His new car is no great shakes.
آیا عبارت shake the belief درست هست؟ یعنی باور کسی رو متزلزل کردن؟
کاملاً درسته آرزو جان. Shake someone’s belief یا Shake someone’s confidence به معنی متزلزل کردن باور یا اعتماد به نفس کسی هست.