- چگونه میتوانیم فراتر از معنای «جدی» از کلمه Serious در انگلیسی استفاده کنیم؟
- رایجترین کالوکیشن های Serious که هر زبانآموزی باید بداند کدامند؟
- چه تفاوتی بین a serious illness و a serious problem وجود دارد؟
- چطور با استفاده از کالوکیشنهای Serious، انگلیسی خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه دهیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. کلمه Serious یکی از پرکاربردترین صفات در زبان انگلیسی است که اغلب ما آن را فقط با معنی «جدی» میشناسیم. اما قدرت واقعی این کلمه زمانی آشکار میشود که با کلمات دیگر ترکیب شده و عباراتی قدرتمند و دقیق میسازد. یادگیری کالوکیشن های Serious به شما کمک میکند تا منظور خود را با ظرافت بیشتری بیان کنید و مانند یک فرد نیتیو صحبت کنید. با ما همراه باشید تا دنیای این ترکیبات شگفتانگیز را کشف کنیم.
درک عمیقتر معنای Serious در قالب کالوکیشن
پیش از آنکه به سراغ لیست کالوکیشنها برویم، بیایید درک کنیم که چرا یادگیری آنها اهمیت دارد. کلمه Serious به تنهایی به معنای چیزی است که نیاز به فکر یا توجه دقیق دارد، مهم است، یا خطرناک است. وقتی این کلمه در کنار اسمهای مختلف قرار میگیرد، این معانی را به شکلهای متنوعی تقویت کرده و مشخصتر میکند. برای مثال، یک «اشتباه جدی» با یک «بحث جدی» ماهیت کاملاً متفاوتی دارند، هرچند هر دو از صفت Serious استفاده میکنند. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا تفاوتهای ظریف معنایی را درک کرده و در مکالمات و نوشتار خود به کار ببرید.
کالوکیشن های Serious مرتبط با مشکلات و موقعیتهای دشوار
یکی از رایجترین کاربردهای Serious، توصیف مشکلات، چالشها و موقعیتهای منفی است. این کالوکیشنها بر اهمیت، وخامت یا خطرناک بودن یک وضعیت تأکید دارند.
Serious Problem / Issue
این عبارت برای اشاره به یک مشکل یا مسئله بسیار مهم و نگرانکننده به کار میرود.
- مثال: Lack of clean water is a serious problem in many parts of the world.
- ترجمه: کمبود آب پاک یک مشکل جدی در بسیاری از نقاط جهان است.
- مثال: We need to discuss this serious issue before it gets worse.
- ترجمه: ما باید قبل از اینکه این مسئله جدی بدتر شود، در مورد آن صحبت کنیم.
Serious Accident / Injury
برای توصیف تصادف یا جراحتی که شدید بوده و احتمالاً عواقب بدی به همراه داشته است.
- مثال: He was involved in a serious accident on the highway and was rushed to the hospital.
- ترجمه: او در یک تصادف جدی در بزرگراه درگیر شد و به سرعت به بیمارستان منتقل شد.
- مثال: The doctors are treating her for serious injuries.
- ترجمه: پزشکان در حال درمان او برای جراحات جدی هستند.
Serious Consequences / Effects
به معنای عواقب یا تأثیرات بسیار بد و قابل توجه یک عمل یا رویداد است.
- مثال: The decision to close the factory had serious consequences for the local economy.
- ترجمه: تصمیم برای بستن کارخانه، عواقب جدی برای اقتصاد محلی داشت.
- مثال: Pollution has serious effects on our health.
- ترجمه: آلودگی اثرات جدی بر سلامتی ما دارد.
دیگر کالوکیشنهای این دسته:
- Serious mistake: اشتباه جدی
- Serious concern: نگرانی جدی
- Serious threat: تهدید جدی
- Serious damage: آسیب جدی
- Serious doubts: تردیدهای جدی
کالوکیشن های Serious مرتبط با سلامتی و بیماری
در زمینه پزشکی و سلامت، Serious برای توصیف بیماریها و شرایطی به کار میرود که خطرناک بوده و نیاز به مراقبت فوری و ویژه دارند.
Serious Illness / Disease
این عبارت برای اشاره به یک بیماری سخت و خطرناک استفاده میشود که میتواند زندگی فرد را تهدید کند.
- مثال: Cancer is a serious illness that requires intensive treatment.
- ترجمه: سرطان یک بیماری جدی است که به درمان فشرده نیاز دارد.
- مثال: The new virus can cause a serious disease in elderly people.
- ترجمه: ویروس جدید میتواند باعث یک مرض جدی در افراد مسن شود.
Serious Condition
این کالوکیشن وضعیت پزشکی یک بیمار را توصیف میکند که وخیم و نگرانکننده است.
- مثال: After the surgery, he was in a serious but stable condition.
- ترجمه: پس از جراحی، او در وضعیت جدی اما پایدار بود.
کالوکیشن های Serious در توصیف افراد و شخصیت
وقتی Serious برای توصیف یک فرد به کار میرود، معمولاً به شخصیت یا رفتار او اشاره دارد. این افراد معمولاً ساکت، متفکر و کمتر شوخطبع هستند.
A Serious Person
به شخصی اطلاق میشود که اغلب متفکر است، زیاد شوخی نمیکند و مسائل را با اهمیت تلقی میکند.
- مثال: My new boss is a very serious person; she rarely smiles.
- ترجمه: رئیس جدید من یک فرد بسیار جدی است؛ او به ندرت لبخند میزند.
A Serious Look / Expression
برای توصیف حالت چهرهای که نشاندهنده تفکر عمیق، نگرانی یا عدم رضایت است.
- مثال: He had a serious look on his face, so I knew something was wrong.
- ترجمه: او قیافهای جدی به خود گرفته بود، برای همین فهمیدم یک مشکلی پیش آمده است.
کالوکیشن های Serious مرتبط با تلاش و قصد
در این دسته، Serious بر میزان تعهد، تلاش یا واقعی بودن یک قصد تأکید میکند.
A Serious Attempt / Effort
به معنای یک تلاش واقعی و مصمم برای انجام کاری است.
- مثال: The government is making a serious attempt to reduce inflation.
- ترجمه: دولت در حال انجام یک تلاش جدی برای کاهش تورم است.
- مثال: It will take a serious effort from everyone to solve this crisis.
- ترجمه: حل این بحران نیازمند یک کوشش جدی از سوی همگان خواهد بود.
Serious consideration
به معنای فکر کردن دقیق و با دقت کامل به یک موضوع قبل از تصمیمگیری است.
- مثال: Your proposal deserves serious consideration.
- ترجمه: پیشنهاد شما شایسته بررسی جدی است.
Serious Money
این یک عبارت غیررسمی برای اشاره به مقدار بسیار زیادی پول است.
- مثال: You can make serious money in the stock market if you’re lucky.
- ترجمه: اگر خوششانس باشی، میتوانی در بازار بورس پول هنگفتی به دست آوری.
جدول مقایسهای کالوکیشنهای رایج
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف، کالوکیشنهای زیر را در یک جدول مقایسه کردهایم:
| کالوکیشن | معنی فارسی | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| Serious Problem | مشکل جدی | برای مسائل پیچیده و نگرانکننده (اجتماعی، شخصی، فنی) |
| Serious Illness | بیماری جدی | برای بیماریهای خطرناک و نیازمند درمان ویژه |
| Serious Discussion | بحث جدی | برای گفتگوهای مهم در مورد موضوعات اساسی |
| Serious Relationship | رابطه جدی | برای روابط عاطفی متعهدانه و بلندمدت |
عبارات و اصطلاحات خاص با Serious
علاوه بر کالوکیشنها، چند عبارت ثابت و اصطلاحی نیز با کلمه Serious وجود دارد که دانستن آنها بسیار مفید است.
To be serious about something
این عبارت به معنای داشتن قصد و نیت واقعی برای انجام کاری است و صرفاً شوخی یا حرف نیست.
- مثال: Are you serious about moving to Canada?
- ترجمه: آیا در مورد مهاجرت به کانادا جدی هستی؟
For serious? (عامیانه)
این یک عبارت اسلنگ و غیررسمی است که برای پرسیدن «واقعاً؟» یا «جدی میگی؟» به کار میرود و معادل “Really?” است.
- مثال: You won the lottery? For serious?
- ترجمه: تو لاتاری بردی؟ جدی میگی؟
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
اکنون که با مجموعهای گسترده از کالوکیشن های Serious آشنا شدید، زمان آن است که آنها را در دایره لغات فعال خود وارد کنید. بهترین راه برای این کار، تمرین است. سعی کنید برای هر کالوکیشن یک یا دو جمله مرتبط با زندگی خود بسازید. هنگام خواندن متون انگلیسی یا گوش دادن به پادکستها و فیلمها، به این ترکیبات دقت کنید و ببینید چگونه در بستر طبیعی زبان به کار میروند. با استفاده هوشمندانه از این عبارات، نه تنها درک مطلب شما بهبود مییابد، بلکه توانایی شما در بیان ایدههای پیچیده به شکلی دقیق و طبیعی نیز افزایش چشمگیری خواهد داشت.




وای چقدر این مقاله به موقع بود! من همیشه فکر میکردم serious فقط یعنی جدی و سر همین خیلی وقتها تو حرف زدنم طبیعی به نظر نمیرسیدم. مخصوصا تفاوت serious illness و serious problem خیلی خوب توضیح داده شد. ممنون از مطلب عالی.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا جان. دقیقا هدف ما این بود که نشون بدیم چطور با یادگیری کالوکیشنها میتونیم با ظرافت بیشتری انگلیسی صحبت کنیم. با تمرین بیشتر، حتما تسلطتون بالاتر میره!
میشه بگید آیا Serious challenge هم یک کالوکیشن رایج هست؟ من اینو تو یک متن کاری دیدم ولی مطمئن نبودم که طبیعیه یا نه.
بله، علی عزیز، ‘serious challenge’ یک کالوکیشن بسیار رایج و کاملاً طبیعی است. به معنی ‘چالش جدی یا مهم’ به کار میرود. مثلاً: ‘Overcoming this obstacle will be a serious challenge.’ سوالتون عالی بود!
من همیشه Serious accident رو استفاده میکردم. یعنی ‘حادثه جدی’. آیا این هم جزو کالوکیشنهای اصلی محسوب میشه؟
بسیار هم عالی، مریم خانم! ‘Serious accident’ یک کالوکیشن کاملا صحیح و پرکاربرد است که به معنی ‘حادثه جدی یا خطرناک’ به کار میرود. دقت شما در انتخاب کلمات ستودنی است.
ممنون از مقاله خوبتون. فکر کنم برای من که دارم برای آیلتس آماده میشم، یادگیری کالوکیشنها از گرامر هم مهمتره برای نمره اسپیکینگ و رایتینگ بالا.
آیا ‘serious fun’ هم داریم؟ یعنی مثلاً تفریح خیلی جدی؟ یه بار جایی شنیدم ولی نفهمیدم منظورش چی بود.
سوال جالبی پرسیدید، نازنین! ‘Serious fun’ یک اصطلاح نسبتاً کژوال و طعنهآمیز (ironic) است که به معنی ‘تفریح بسیار زیاد و عمیق’ به کار میرود، جایی که ممکن است فعالیت مورد نظر در ظاهر جدی به نظر برسد اما در واقع بسیار لذتبخش است. مثال: ‘We had some serious fun at the party last night!’ (واقعاً خیلی بهمون خوش گذشت!).
میشه چند تا مثال از ‘serious damage’ بزنید؟ میخوام اینو بهتر تو ذهنم جا بندازم.
حتما کریم عزیز! ‘Serious damage’ به معنی ‘خسارت جدی یا شدید’ است. مثالها: 1. ‘The storm caused serious damage to the roof.’ (طوفان خسارت جدی به سقف وارد کرد.) 2. ‘His reputation suffered serious damage after the scandal.’ (اعتبار او پس از رسوایی آسیب جدی دید.) امیدواریم این مثالها به شما کمک کند.
اینکه میگید کلمه Serious را فقط با معنی «جدی» میشناسیم، دقیقا حرف دل من بود! خیلی خوبه که این نکات ریز رو یاد میدیم.
خوشحالیم که این مقاله برای شما هم کاربردی بوده، پریا جان. هدف ما همیشه همین بوده که به نکات و جزئیاتی بپردازیم که کمتر به آنها توجه میشود ولی تأثیر زیادی در بهبود زبان انگلیسی دارد. با ما همراه باشید!
این مقاله واقعا دید منو عوض کرد! تا حالا به کالوکیشنها اینقدر جدی نگاه نکرده بودم. یعنی منظورم اینه که serious attention بهشون نداده بودم! 😂
حسین جان، چه مثال بامزهای زدید! ‘Serious attention’ یک کالوکیشن بسیار عالی است که نشان میدهد شما دقیقا منظور مقاله را متوجه شدهاید. با همین دید به سراغ کلمات دیگر هم بروید و کالوکیشنهایشان را کشف کنید.
فرق ‘a serious matter’ با ‘a serious issue’ چیه؟ به نظرم خیلی شبیه هم میان.
سوال بسیار دقیق و خوبی است، لیلا جان. هر دو به معنی ‘موضوع جدی’ هستند و اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند. اما ‘matter’ کمی عمومیتر است و میتواند به یک وضعیت یا رویداد اشاره کند (‘This is a serious matter.’). در حالی که ‘issue’ بیشتر به یک مشکل یا اختلاف نظر اشاره دارد که نیاز به حل شدن دارد (‘Climate change is a serious issue.’). تفاوت ظریفی دارند.
من شنیدم که بعضی وقتها ‘serious’ برای تاکید بر بزرگی یا شدت چیزی استفاده میشه، حتی اگه اون چیز منفی نباشه. مثلاً ‘serious amount of money’. درسته؟
کاملاً درسته، فرهاد عزیز! شما به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. ‘Serious’ میتواند برای تأکید بر ‘مقدار زیاد’ یا ‘شدت بالا’ به کار رود، حتی در موارد مثبت. ‘Serious amount of money/work/effort’ از نمونههای بسیار خوب این کاربرد هستند. این نشان میدهد شما یک شنونده و مشاهدهگر دقیق هستید.
مقاله عالی بود. برای من که همیشه دنبال راهی برای طبیعیتر حرف زدن هستم، این مطالب واقعا گنجینه هستن. لطفاً مقالههای بیشتری درباره کالوکیشنها منتشر کنید.
ممنون از انرژی مثبتی که میدهید، الهام جان. حتماً! ما برنامهریزی کردهایم که به طور منظم مقالاتی درباره کالوکیشنها و دیگر جنبههای زبان انگلیسی برای کمک به طبیعیتر صحبت کردن شما منتشر کنیم. با ما همراه باشید.
آیا ‘serious talk’ هم جزو این کالوکیشنها حساب میشه؟ مثلاً وقتی میخوایم با یکی جدی حرف بزنیم؟
بله، پوریا عزیز، ‘serious talk’ یک کالوکیشن بسیار رایج است که به معنی ‘صحبت جدی یا مهم’ به کار میرود. وقتی نیاز به یک گفتگوی عمیق یا مهم دارید، از این عبارت استفاده میشود. ‘We need to have a serious talk about your grades.’
من همیشه Serious consequence رو استفاده میکنم. میشه بگید معادلهای دیگهای هم داره یا همینه که هست؟
هانیه جان، ‘serious consequence’ (پیامد جدی) یک کالوکیشن کاملاً صحیح و رایج است. برای معادلها، میتوانید از ‘grave consequence’ (پیامد وخیم) یا ‘severe consequence’ (پیامد شدید) نیز استفاده کنید که هر دو تاکید بر شدت موضوع دارند، اما ‘serious’ رایجترین و عمومیترین است.
این مقاله واقعا بهم کمک کرد که بفهمم چرا گاهی اوقات ترجمه تحتاللفظی از فارسی به انگلیسی درست از آب در نمیاد. تفاوت فرهنگی در استفاده از کلمات خیلی مهمه.
امیر عزیز، دقیقا به نکته کلیدی اشاره کردید! ترجمه تحتاللفظی اغلب منجر به جملات غیرطبیعی میشود. یادگیری کالوکیشنها به شما کمک میکند تا به جای ترجمه کلمه به کلمه، به فکر ‘ترکیبات طبیعی’ باشید که در زبان مقصد استفاده میشوند. همین دیدگاه به شما کمک زیادی خواهد کرد.
ممنون از مقاله خوبتون. کاش یه بخشی هم راجع به تلفظ ‘Serious’ مینوشتید. من همیشه فکر میکنم اشتباه تلفظش میکنم.
زهرا جان، پیشنهاد شما عالی است و حتماً در مقالات آینده به تلفظ کلمات پرکاربرد بیشتر خواهیم پرداخت. برای ‘Serious’ تلفظ رایج به صورت /ˈsɪəriəs/ است. بخش اول شبیه ‘سیری’ و بخش دوم ‘اَس’. میتوانید در دیکشنریهای آنلاین با قابلیت تلفظ صوتی هم گوش کنید تا مطمئن شوید.