- چگونه میتوانیم با استفاده از فعل Sell حرفهایتر و طبیعیتر انگلیسی صحبت کنیم؟
- کالوکیشن های Sell که برای توصیف موفقیت یا شکست در فروش به کار میروند کدامند؟
- آیا عبارات اصطلاحی خاصی با فعل Sell وجود دارد که معنای متفاوتی از «فروختن» داشته باشد؟
- چطور میتوان در مورد قیمت، سود و زیان با استفاده از همایندهای Sell صحبت کرد؟
- مهمترین کالوکیشنهای فعل Sell که در محیط کار و تجارت استفاده میشوند چیستند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Sell در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فعل “sell” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است، اما استفاده از آن به تنهایی کافی نیست. برای اینکه بتوانید مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کنید و منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری منتقل نمایید، باید همایندهای آن را بشناسید. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا در مذاکرات تجاری، مکالمات روزمره و آزمونهای بینالمللی با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. با ما همراه باشید تا مجموعهای از ضروریترین و رایجترین کالوکیشنهای فعل Sell را به همراه مثالهای واضح و ترجمه روان فارسی بیاموزید.
درک مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن برای فعل Sell
پیش از آنکه به لیست کالوکیشن های Sell بپردازیم، بهتر است بدانیم کالوکیشن (Collocation) یا «همایند» چیست. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و معمول با یکدیگر به کار میروند. برای مثال، در فارسی میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». در انگلیسی نیز همین قانون برقرار است. استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود کلام شما طبیعیتر، روانتر و حرفهایتر به نظر برسد. فعل Sell نیز از این قاعده مستثنی نیست و با کلمات مختلفی ترکیب میشود تا معانی دقیقتری را خلق کند.
کالوکیشنهای پایه برای توصیف فرآیند فروش
این دسته از کالوکیشنها به توصیف کلی عمل فروش و ویژگیهای آن میپردازند. آشنایی با آنها برای هر زبانآموزی ضروری است.
Sell well / Sell poorly
این دو کالوکیشن برای توصیف میزان موفقیت یک محصول در بازار به کار میروند. Sell well به معنای خوب فروخته شدن و محبوب بودن است، در حالی که Sell poorly معنای مخالف آن را دارد.
- مثال: The new smartphone model is selling really well among teenagers.
- ترجمه: مدل جدید گوشی هوشمند در بین نوجوانان خیلی خوب فروش میرود.
- مثال: Despite the huge marketing campaign, the book sold poorly.
- ترجمه: علیرغم کمپین تبلیغاتی عظیم، کتاب فروش ضعیفی داشت.
Sell quickly / Sell slowly
این ترکیبات سرعت فروش یک محصول را توصیف میکنند. Sell quickly یعنی محصولی به سرعت به فروش میرسد و Sell slowly به معنی روند کند فروش است.
- مثال: Tickets for the final match sold quickly and were gone in an hour.
- ترجمه: بلیطهای بازی فینال به سرعت فروخته شدند و در عرض یک ساعت تمام شدند.
- مثال: Houses in this area tend to sell slowly during the winter.
- ترجمه: خانهها در این منطقه معمولاً در طول زمستان به کندی فروخته میشوند.
کالوکیشن های Sell مربوط به سود و زیان
در دنیای تجارت و اقتصاد، صحبت در مورد سود و زیان حاصل از فروش امری رایج است. این کالوکیشنها ابزار دقیقی برای بیان این مفاهیم در اختیار شما قرار میدهند.
Sell at a profit
این کالوکیشن به معنای فروختن چیزی با قیمتی بالاتر از قیمت خرید و در نتیجه، کسب سود است.
- مثال: He bought the classic car as an investment and managed to sell it at a huge profit five years later.
- ترجمه: او ماشین کلاسیک را به عنوان یک سرمایهگذاری خرید و موفق شد پنج سال بعد آن را با سود هنگفتی بفروشد.
Sell at a loss
این عبارت دقیقاً نقطه مقابل کالوکیشن قبلی است و به معنای فروختن کالا با قیمتی کمتر از هزینه اولیه و متحمل شدن ضرر است.
- مثال: Due to the economic recession, they were forced to sell their property at a loss.
- ترجمه: به دلیل رکود اقتصادی، آنها مجبور شدند ملک خود را با ضرر بفروشند.
Sell for a specific price
برای بیان قیمت دقیق فروش یک کالا از این ساختار استفاده میشود. به جای “a specific price” میتوانید قیمت مورد نظر را قرار دهید.
- مثال: The famous painting was expected to sell for over a million dollars.
- ترجمه: انتظار میرفت آن نقاشی معروف به قیمت بیش از یک میلیون دلار فروخته شود.
کالوکیشنهای اصطلاحی و پرکاربرد با Sell
زبان انگلیسی پر از اصطلاحات و عباراتی است که معنای تحتاللفظی ندارند. فعل Sell نیز در چندین اصطلاح رایج به کار رفته است که دانستن آنها برای درک عمیقتر مکالمات ضروری است.
Sell like hotcakes
این یک اصطلاح بسیار رایج است و زمانی به کار میرود که یک محصول بسیار سریع و در تعداد زیاد به فروش میرسد. معادل فارسی آن «مثل برق فروختن» یا «روی هوا زدن» است.
- مثال: The new gaming console is selling like hotcakes all over the world.
- ترجمه: کنسول بازی جدید در سراسر جهان مثل برق دارد فروش میرود.
Sell out
این عبارت دو معنای اصلی دارد. معنای اول آن «تمام شدن موجودی» یک کالا به دلیل فروش بالا است. معنای دوم که جنبه منفی دارد، به معنای «پشت کردن به ارزشها و اصول خود» برای کسب پول یا موفقیت است.
- مثال (معنای اول): I’m sorry, the tickets for Saturday’s show have completely sold out.
- ترجمه: متاسفم، بلیطهای نمایش روز شنبه کاملاً تمام شده است (فروخته شده است).
- مثال (معنای دوم): Many fans felt the band sold out when they started making commercial pop music.
- ترجمه: بسیاری از طرفداران احساس کردند که گروه موسیقی وقتی شروع به ساخت موسیقی پاپ تجاری کرد، به آرمانهایش خیانت کرد.
Sell someone short
این اصطلاح به معنای دستکم گرفتن تواناییها یا ارزش یک فرد است؛ یعنی باور نداشتن به اینکه کسی آنقدر که واقعاً هست، خوب یا توانا باشد.
- مثال: Don’t sell yourself short. You have the skills and experience needed for this job.
- ترجمه: خودت را دستکم نگیر. تو مهارت و تجربه لازم برای این شغل را داری.
جدول کالوکیشنهای تکمیلی Sell
برای جمعبندی و ارائه منسجمتر، در جدول زیر میتوانید برخی دیگر از کالوکیشن های Sell را به همراه کاربرد و مثال مشاهده کنید.
| کالوکیشن (Collocation) | معنی و کاربرد | مثال و ترجمه |
|---|---|---|
| Hard sell | روشی از فروش که در آن فروشنده با فشار و اصرار زیاد سعی در متقاعد کردن مشتری دارد. | I don’t like his hard sell tactics; they make customers uncomfortable. من از تاکتیکهای فروش اجباری او خوشم نمیآید؛ آنها مشتریان را معذب میکنند. |
| Soft sell | روشی از فروش که در آن از persuasion و پیشنهادات ملایم به جای فشار مستقیم استفاده میشود. | Their marketing uses a soft sell approach, focusing on the product’s benefits. بازاریابی آنها از یک رویکرد فروش نرم استفاده میکند که بر مزایای محصول تمرکز دارد. |
| Sell online | فروختن محصولات یا خدمات از طریق اینترنت. | Many small businesses now sell their products online to reach a global market. بسیاری از کسبوکارهای کوچک اکنون محصولاتشان را به صورت آنلاین میفروشند تا به بازار جهانی دسترسی پیدا کنند. |
| Sell direct to the public | فروش مستقیم و بدون واسطه به مصرفکنندگان نهایی. | The farm sells its organic vegetables direct to the public at the weekend market. آن مزرعه سبزیجات ارگانیک خود را در بازار آخر هفته مستقیماً به مردم میفروشد. |
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
اکنون شما مجموعهای قدرتمند از کالوکیشن های Sell را در اختیار دارید. بهترین راه برای تسلط بر این عبارات، استفاده فعالانه از آنهاست. سعی کنید هنگام صحبت کردن یا نوشتن به زبان انگلیسی، این ترکیبات را به کار ببرید. به مکالمات فیلمها و پادکستها گوش دهید و تلاش کنید این کالوکیشنها را تشخیص دهید. با تمرین مداوم، استفاده از این همایندها برای شما به یک عادت طبیعی تبدیل خواهد شد و سطح زبان انگلیسی شما را به شکل چشمگیری ارتقا خواهد داد. به خاطر داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است و تسلط بر این جزئیات، تفاوت میان یک زبانآموز خوب و یک سخنور عالی را رقم میزند.




مطلب خیلی مفیدی بود. من همیشه دنبال تفاوت بین hard sell و soft sell بودم. میشه بگید کدوم یکی توی بازاریابی مدرن بیشتر توصیه میشه؟
سلام امین عزیز. خوشحالیم که برات مفید بوده. در بازاریابی مدرن معمولاً soft sell که روی ایجاد رابطه و اعتماد با مشتری تمرکز داره، بازدهی بیشتری داره، در حالی که hard sell ممکنه باعث فراری دادن مشتری بشه.
من اصطلاح sell like hotcakes رو توی یه پادکست شنیده بودم و فکر میکردم فقط برای خوراکیها به کار میره! ممنون که روشن کردید برای هر محصول پرفروشی استفاده میشه.
دقیقا سارا جان! این یکی از رایجترین کالوکیشنهاست. مثلاً میتونی بگی: The new iPhones are selling like hotcakes.
آیا عبارت sell someone out همیشه بار منفی داره؟ یعنی فقط برای خیانت کردن به کار میره؟
بله رضا جان، sell someone out تقریباً همیشه بار منفی داره و به معنی لو دادن یا خیانت کردن به کسی برای نفع شخصیه.
واقعاً عالی بود. لطفاً درباره کالوکیشنهای مربوط به خرید (Buy) هم یه مقاله بنویسید.
حتماً مریم عزیز، پیشنهاد خوبیه. به زودی مقالهای جامع درباره کالوکیشنهای Buy هم منتشر میکنیم.
من توی فیلمها زیاد میشنوم که میگن I’m sold. این همون معنی ‘فروخته شدم’ رو میده؟
اصطلاح sell yourself short خیلی کاربردیه، مخصوصاً توی مصاحبههای کاری. ممنون که بهش اشاره کردید.
خواهش میکنم نیلوفر جان. بله، در محیطهای حرفهای خیلی مهمه که ارزشهای خودت رو دستکم نگیری (don’t sell yourself short).
تفاوت sell out و sold out چیه؟ من همیشه این دو تا رو با هم قاطی میکنم.
سوال خوبیه بابک! Sold out حالتیه که تمام بلیتها یا اجناس تموم شده (صفت)، اما Sell out هم میتونه فعل باشه (تموم کردن جنس) و هم به معنی زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی برای پول (بفروختن خود).
ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ کلمه Collocation رو هم اگه میشد بذارید عالی بود.
الناز عزیز، تلفظ صحیح آن /ˌkɒləˈkeɪʃən/ است. در انگلیسی بریتانیایی ‘کالوکیشن’ و در آمریکایی تقریباً ‘کالوکِیشن’ شنیده میشود.
برای عبارت ‘زیر قیمت فروختن’ چه کالوکیشنی پیشنهاد میدید؟
فرهاد عزیز، میتوانید از عبارت sell below cost یا sell at a loss (فروختن با ضرر) استفاده کنید.
مقاله خیلی جامع بود. من برای آزمون IELTS دارم آماده میشم و این کالوکیشنها برای بخش Speaking خیلی به دردم میخورن.
آیا sell up با sell فرق داره؟ من توی یه کتاب دیدم نوشته بود they decided to sell up and move.
بله امیرحسین جان. Sell up یعنی تمام داراییها یا بیزنس خودت رو بفروشی، معمولاً به این قصد که بری جای دیگه یا کار دیگهای رو شروع کنی.
خیلی ممنون. من همیشه فکر میکردم برای ‘ارزان فروختن’ باید بگیم cheap sell! الان فهمیدم اصطلاحات بهتری هم هست.
کالوکیشن sell at a profit رو چطور میتونیم توی جمله به کار ببریم؟
میتونی بگی: We managed to sell the house at a considerable profit. یعنی موفق شدیم خونه رو با سود قابل توجهی بفروشیم.
اصطلاح hard sell برای آدمهای سمج هم به کار میره؟
دقیقا! به تلاش خیلی زیاد و گاهی آزاردهنده برای متقاعد کردن کسی جهت خرید یا قبول یک ایده گفته میشه.
دمتون گرم. استفاده از مثالهای فارسی کنار انگلیسی باعث میشه معنی دقیقاً تو ذهن بشینه.
تفاوت sell by date و use by date چیه؟
مونا جان، Sell by date تاریخی هست که فروشگاه باید محصول رو تا اون موقع از قفسه بر داره، اما Use by date آخرین مهلت برای مصرف ایمن محصول توسط شماست.
یه جا دیدم نوشته بود ‘sell a pup’. این چه معنیای میده؟
این یک اصطلاح بریتانیایی قدیمی به معنی ‘انداختن جنس بنجل به کسی’ یا فریب دادن کسی در معامله است.
میشه لطفاً بگید کلمه Vendor با فعل Sell چه رابطهای داره؟
بسیار کاربردی بود. مخصوصاً بخش مربوط به معاملات تجاری. خسته نباشید.
توی محیط آکادمیک هم از sell استفاده میشه؟ مثلاً برای فروختن ایده تحقیقی؟
بله هانیه عزیز، اصطلاح sell an idea یا sell a concept به معنی متقاعد کردن دیگران برای پذیرش و حمایت از یک طرح یا ایده علمی بسیار رایج است.