- آیا میدانید فعل score فقط به معنای «امتیاز گرفتن» نیست و معانی بسیار متنوعی دارد؟
- چگونه میتوانیم با استفاده از کالوکیشنهای Score سطح انگلیسی خود را به مراتب طبیعیتر و حرفهایتر نشان دهیم؟
- پرکاربردترین ترکیبهای کلمهای یا همان کالوکیشن های Score در مکالمات روزمره، محیط کار و آزمونها کدامند؟
- آیا با تفاوتهای ظریف بین عباراتی مانند win a point و score a point آشنا هستید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ کردن لغات به صورت مجزا خلاصه نمیشود، بلکه درک چگونگی ترکیب کلمات با یکدیگر اهمیت بسیار بالایی دارد. یکی از این کلمات کلیدی، «score» است که در موقعیتهای مختلفی به کار میرود. با تسلط بر کالوکیشن های Score، شما میتوانید منظور خود را دقیقتر بیان کنید و مانند یک انگلیسیزبان واقعی صحبت کنید. در ادامه، سفری به دنیای این کالوکیشنها خواهیم داشت و با مثالهای کاربردی و ترجمه روان، آنها را یک به یک بررسی میکنیم.
درک مفهوم Score: فراتر از امتیاز
قبل از پرداختن به کالوکیشنها، بیایید نگاهی سریع به معنای خود کلمه score بیندازیم. اکثر ما score را با «امتیاز» در ورزش یا آزمونها میشناسیم. این معنا کاملاً درست است، اما score به عنوان فعل و اسم، کاربردهای گستردهتری دارد. به عنوان فعل، میتواند به معنای «کسب کردن»، «به دست آوردن»، «موفق شدن» یا حتی «خط انداختن» باشد. به عنوان اسم نیز میتواند به «نمره»، «نتیجه» یا حتی «موسیقی متن فیلم» اشاره کند. همین تنوع معنایی باعث شده تا کالوکیشن های Score بسیار غنی و پرکاربرد باشند.
کالوکیشن های Score با افعال (Verb + Score)
در این بخش، به بررسی فعلهایی میپردازیم که معمولاً قبل از کلمه score (به عنوان اسم) قرار میگیرند و معنای خاصی را خلق میکنند. این ترکیبات در بیان نتایج و عملکردها بسیار رایج هستند.
۱. Check the score
این عبارت به معنای «بررسی کردن نتیجه یا امتیاز» است. معمولاً در حین یک مسابقه ورزشی یا هر رقابت دیگری به کار میرود.
- مثال انگلیسی: I need to check the score of the football match; I hope our team is winning.
- ترجمه فارسی: باید نتیجه بازی فوتبال رو چک کنم؛ امیدوارم تیم ما برنده باشه.
۲. Keep the score
این کالوکیشن به معنای «ثبت کردن امتیازات» یا «حساب امتیازات را نگه داشتن» است. فردی که مسئول این کار است، امتیازات دو طرف را یادداشت میکند.
- مثال انگلیسی: My dad always offers to keep the score when we play board games.
- ترجمه فارسی: پدرم همیشه وقتی بازیهای رومیزی میکنیم، داوطلب میشه که امتیازها رو ثبت کنه.
۳. Settle a score
این یک عبارت اصطلاحی و بسیار کاربردی است. معنای تحتاللفظی آن «تسویه کردن یک امتیاز» است، اما در واقع به معنای «انتقام گرفتن» یا «تلافی کردن» یک کار بد یا بیعدالتی در گذشته است.
- مثال انگلیسی: The gangster returned to his old neighborhood to settle a score with his rivals.
- ترجمه فارسی: اون گانگستر به محله قدیمیاش برگشت تا با رقبایش تسویه حساب کند (انتقام بگیرد).
۴. Improve a score / Boost a score
هر دو عبارت به معنای «بهبود بخشیدن نمره یا امتیاز» هستند. این کالوکیشنها اغلب در زمینه آزمونهای تحصیلی مانند آیلتس، تافل یا امتحانات مدرسه و دانشگاه استفاده میشوند.
- مثال انگلیسی: I need to study harder to improve my score on the next physics test.
- ترجمه فارسی: باید بیشتر درس بخونم تا نمرهام رو در امتحان فیزیک بعدی بهتر کنم.
- مثال انگلیسی: Taking a preparation course can really help boost your TOEFL score.
- ترجمه فارسی: شرکت در یک دوره آمادگی واقعاً میتونه به بالا بردن نمره تافلت کمک کنه.
کالوکیشن های Score به عنوان فعل (Score + Noun/Adverb)
در این بخش، score نقش فعل اصلی را ایفا میکند و با کلمات دیگری ترکیب میشود تا معنای کاملی بسازد. این دسته از کالوکیشن های Score جزو پرکاربردترینها هستند.
۱. Score a goal / a point / a touchdown
این کالوکیشنها از پایهایترین و رایجترین ترکیبات در دنیای ورزش هستند و به معنای «گل زدن»، «امتیاز گرفتن» یا «تاچداون کردن» میباشند.
- مثال انگلیسی: Lionel Messi managed to score a goal in the final minutes of the match.
- ترجمه فارسی: لیونل مسی موفق شد در دقایق پایانی بازی یک گل به ثمر برساند.
- مثال انگلیسی: The basketball player needs to score a point to win the game for his team.
- ترجمه فارسی: بازیکن بسکتبال برای برنده کردن تیمش باید یک امتیاز کسب کند.
۲. Score well / badly / poorly
این ترکیب برای توصیف عملکرد در یک آزمون، امتحان یا ارزیابی به کار میرود و به معنای «نمره خوبی گرفتن» یا «نمره بدی گرفتن» است.
- مثال انگلیسی: She studied for weeks, so she expected to score well on her final exams.
- ترجمه فارسی: او هفتهها درس خوانده بود، بنابراین انتظار داشت در امتحانات نهاییاش نمره خوبی بگیرد.
- مثال انگلیسی: He didn’t prepare for the interview and scored poorly on the technical questions.
- ترجمه فارسی: او برای مصاحبه آماده نشده بود و در سوالات فنی امتیاز ضعیفی کسب کرد.
۳. Score a success / a victory
این یک روش بسیار زیبا و حرفهای برای گفتن «موفق شدن» یا «به یک پیروزی دست یافتن» است. این عبارت نشاندهنده یک دستاورد مهم است.
- مثال انگلیسی: The negotiating team scored a major success by securing the new contract.
- ترجمه فارسی: تیم مذاکرهکننده با تضمین قرارداد جدید، به یک موفقیت بزرگ دست یافت.
- مثال انگلیسی: The small company scored an unexpected victory over its larger competitors.
- ترجمه فارسی: شرکت کوچک به یک پیروزی غیرمنتظره بر رقبای بزرگترش دست یافت.
۴. Score some drugs / a deal
این کالوکیشنها در زبان عامیانه و غیررسمی (slang) استفاده میشوند. Score some drugs به معنای «مواد مخدر خریدن یا پیدا کردن» است. Score a deal به معنای «یک معامله خوب پیدا کردن» یا «یک تخفیف عالی گرفتن» است.
- مثال انگلیسی (غیررسمی): He went out trying to score some drugs for the party.
- ترجمه فارسی: او بیرون رفت تا برای مهمانی مقداری مواد پیدا کند.
- مثال انگلیسی (غیررسمی): I managed to score a great deal on a new laptop during the Black Friday sales.
- ترجمه فارسی: موفق شدم در حراج جمعه سیاه یک معامله عالی برای یک لپتاپ جدید انجام دهم (یک لپتاپ با قیمت عالی بخرم).
کالوکیشن های Score با صفات (Adjective + Score)
صفات مختلفی میتوانند قبل از کلمه score بیایند تا نوع یا کیفیت آن را توصیف کنند. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا جزئیات بیشتری را در مورد یک نتیجه یا نمره ارائه دهید.
۱. A high score / A low score
این دو از واضحترین و رایجترین ترکیبات هستند: «نمره بالا» و «نمره پایین».
- مثال انگلیسی: She achieved the highest score in the entire school on the math exam.
- ترجمه فارسی: او بالاترین نمره را در کل مدرسه در امتحان ریاضی کسب کرد.
- مثال انگلیسی: A low score on this test will prevent you from entering the university.
- ترجمه فارسی: نمره پایین در این آزمون مانع ورود شما به دانشگاه خواهد شد.
۲. A final score / An overall score
Final score به معنای «نتیجه نهایی» یک مسابقه یا بازی است. Overall score به معنای «نمره کل» یا «امتیاز کلی» است که از مجموع چند بخش به دست میآید، مانند آزمون آیلتس.
- مثال انگلیسی: The final score of the game was 3-1.
- ترجمه فارسی: نتیجه نهایی بازی ۳-۱ بود.
- مثال انگلیسی: To get the job, you need an overall score of at least 70 out of 100.
- ترجمه فارسی: برای گرفتن این شغل، به نمره کلی حداقل ۷۰ از ۱۰۰ نیاز دارید.
۳. A perfect score
این عبارت برای توصیف کسب بالاترین نمره ممکن، یعنی نمره کامل، به کار میرود. به معنای «نمره کامل» یا «امتیاز بینقص» است.
- مثال انگلیسی: Only three students in the history of the competition have ever achieved a perfect score.
- ترجمه فارسی: در تاریخ این رقابت، تنها سه دانشآموز توانستهاند به نمره کامل دست پیدا کنند.
جدول خلاصه کالوکیشن های Score
برای مرور و یادگیری بهتر، در جدول زیر تعدادی از مهمترین کالوکیشن های Score را به صورت خلاصه دستهبندی کردهایم:
| نوع کالوکیشن | کالوکیشن انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| فعل + Score | Keep the score | امتیازات را ثبت کردن |
| فعل + Score | Settle a score | تسویه حساب کردن، انتقام گرفتن |
| فعل + Score | Improve a score | نمره را بهبود بخشیدن |
| Score + اسم | Score a goal | گل زدن |
| Score + اسم | Score a victory | به پیروزی دست یافتن |
| Score + قید | Score well/badly | نمره خوب/بد گرفتن |
| صفت + Score | A high/low score | نمره بالا/پایین |
| صفت + Score | The final score | نتیجه نهایی |
| صفت + Score | A perfect score | نمره کامل |
نکات تکمیلی و کاربردی
برای استفاده هرچه بهتر از کالوکیشن های Score، به نکات زیر توجه کنید:
- توجه به بافت (Context): همیشه به موقعیتی که در آن صحبت میکنید توجه کنید. عبارت «score a deal» در یک جلسه کاری رسمی ممکن است مناسب نباشد، اما در صحبت با دوستان کاملاً طبیعی است.
- مترادفها را یاد بگیرید: به جای score a goal میتوانید از get a goal یا net a goal هم استفاده کنید. یادگیری این مترادفها دایره لغات شما را غنیتر میکند.
- تمرین و تکرار: سعی کنید این کالوکیشنها را در نوشتهها و مکالمات خود به کار ببرید. یک دفترچه یادداشت داشته باشید و هر کالوکیشن جدیدی را که یاد میگیرید با یک مثال شخصی در آن بنویسید.
جمعبندی
همانطور که مشاهده کردید، کلمه score بسیار فراتر از یک لغت ساده برای بیان «امتیاز» است. با یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Score، شما نه تنها دایره واژگان خود را گسترش میدهید، بلکه توانایی خود را در بیان مفاهیم مختلف به شکلی طبیعی و دقیق افزایش میدهید. از صحبت در مورد مسابقات ورزشی و امتحانات گرفته تا بیان موفقیتها و حتی اصطلاحات عامیانه، این کالوکیشنها ابزارهای قدرتمندی در جعبه ابزار زبانی شما خواهند بود. توصیه میکنیم این مقاله را ذخیره کرده و به طور مرتب به آن مراجعه کنید تا این ترکیبات ملکه ذهن شما شوند.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه فکر میکردم score فقط برای فوتبال و مسابقات ورزشیه. اصطلاح settle a score که توی فیلما زیاد میشنویم هم جزو همین دستهبندی قرار میگیره؟
سلام امیرحسین عزیز، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. بله دقیقاً! عبارت settle a score یک اصطلاح رایج به معنی «تسویه حساب کردن» با کسی هست که قبلاً به ما صدمه زده. این یک کالوکیشن غیررسمی و بسیار پرکاربرد در زبان انگلیسیه.
تفاوت دقیق بین score a point و win a point چیه؟ آیا میتونیم این دو تا رو به جای هم استفاده کنیم؟
سارای عزیز، سوال خیلی خوبی پرسیدی. معمولاً score a point به عملِ فیزیکی یا فنیِ کسب امتیاز اشاره داره، اما win a point بیشتر روی نتیجه (یعنی برنده شدن آن امتیاز) تاکید میکنه. در اکثر مواقع در مکالمات روزمره تفاوتشون کمه، اما برای آزمونهای بینالمللی مثل آیلتس، استفاده از score برای نمرات و اهداف دقیقتره.
من توی یک پادکست شنیدم که میگفت score a deal. اینجا هم به معنی امتیاز گرفتنه یا معنی دیگهای داره؟
آقا رضا، در اینجا score به معنای «به دست آوردن» یا «جوش دادن» یک معاملهست. وقتی شما یک خرید خیلی خوب با قیمت پایین انجام میدید یا یک قرارداد کاری مهم میبندید، میتونید از کالوکیشن score a deal استفاده کنید که حالتی غیررسمی و پیروزمندانه داره.
ممنون از توضیحات کاملتون. برای آزمون آیلتس اگه بخوایم بگیم «نمره بالا گرفتن»، استفاده از achieve a high score رسمیتره یا get a high score؟
مریم جان، برای رایتینگ آیلتس قطعاً achieve a high score انتخاب بسیار حرفهایتر و آکادمیکتری هست. فعل achieve به خوبی با score کالوکیت میشه و سطح نمره شما رو در بخش Vocabulary بالا میبره.
مقاله عالی بود. من همیشه با حرف اضافههای score مشکل داشتم. مثلاً میگیم score of 20 یا score in 20؟
نیما جان، عبارت درست a score of 20 هست. وقتی میخوایم مقدار دقیق امتیاز رو بگیم از حرف اضافه of استفاده میکنیم. مثلاً: He finished with a score of 95.
اصطلاح score points with someone به چه معنیه؟ من توی یک سریال شنیدم که یکی به رئیسش میگفت.
فاطمه عزیز، این اصطلاح یعنی «خود شیرینی کردن» یا «تلاش برای جلب رضایت و نظر مثبت کسی». وقتی شما کاری انجام میدید که تحسین رئیس یا فرد مهمی رو برانگیزید، در واقع دارید score points with them میکنید.
آیا score به عنوان اسم در موسیقی هم به کار میره؟ فکر کنم یه جایی دیده بودم که به متن موسیقی میگفتن score.
دقیقاً حامد جان! به نسخه مکتوب و نتهای موسیقی (بهخصوص برای ارکستر یا فیلم) Musical Score گفته میشه. این یکی از معانی تخصصی و جالب این کلمه خارج از دنیای ورزشه.
کالوکیشنهای مربوط به امتحان خیلی کاربردی بود. کاش درباره کلمه grade هم مقاله بذارید و با score مقایسهاش کنید.
حتماً زهرا جان، پیشنهاد خوبیه. به طور خلاصه score عدد خامه (مثلاً ۱۸ از ۲۰) اما grade رتبه یا سطح کیفیه (مثلاً A یا B). حتماً در مقالات بعدی مفصل بهش میپردازیم.
توی بازیهای کامپیوتری عبارت top score رو زیاد میبینیم. آیا با high score فرقی داره؟
واقعا عالی بود. من همیشه فکر میکردم فقط باید بگیم get a point. الان فهمیدم چقدر تنوع وجود داره برای این کلمه ساده.
ممنون از لطفت الناز عزیز. یادگیری کالوکیشنها دقیقاً همون چیزیه که تفاوت بین یک زبانآموز متوسط و یک شخص مسلط رو مشخص میکنه. موفق باشی!
در مورد عبارت on that score هم توضیح میدید؟ توی یک مقاله خبری خوندمش ولی معنیش رو نفهمیدم.
ببخشید، کلمه score به معنی «بیست عدد» هم هست؟ پدربزرگم همیشه میگفت a score of years. درسته؟
بله مونا جان، کاملاً درسته! البته این کاربرد الان کمی قدیمی (Old-fashioned) شده. Score در متون کلاسیک و قدیمی به معنای عدد ۲۰ هست. مثلاً عبارتی که گفتی یعنی ۲۰ سال.
تلفظ صحیح score رو میشه با کلمه scar مقایسه کنید؟ گاهی اوقات اشتباه شنیده میشن.
نکته ظریفی بود آرمان عزیز. در score صدای ‘او’ کشیده (ɔː) داریم مثل door، اما در scar صدای ‘آ’ کشیده (ɑː) داریم مثل car. دقت به این تفاوتهای ریز برای داشتن لهجه بهتر خیلی مهمه.
ممنون از سایت خوبتون. برای بیان «میانگین نمرات» از چه کالوکیشنی استفاده کنیم؟
نسیم جان، بهترین و رایجترین عبارت average score هست. مثلاً: The average score on the test was 75.
آیا score a goal فقط برای فوتبال استفاده میشه یا برای هاکی و ورزشهای دیگه هم کاربرد داره؟