- چگونه از فعل satisfy در جمله استفاده کنیم؟
- مهمترین کالوکیشن های Satisfy با اسم کدامند؟
- آیا satisfy فقط به معنی «راضی کردن» است یا معانی دیگری هم دارد؟
- چطور با استفاده از این کالوکیشنها انگلیسی خود را طبیعیتر جلوه دهیم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کامل، شما را با مهمترین کالوکیشن های Satisfy در زبان انگلیسی آشنا میکنیم. یادگیری این همایندها به شما کمک میکند تا از سطح واژگان مبتدی فراتر رفته و مانند یک فرد نیتیو (Native) صحبت کنید. فعل satisfy یکی از آن فعلهای پرکاربرد است که دانستن ترکیبهای رایج آن با سایر کلمات (کالوکیشن) میتواند به شکل چشمگیری به طبیعی و روانتر شدن انگلیسی شما کمک کند. با ما همراه باشید تا این ترکیبات را با مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق فارسی بررسی کنیم.
کالوکیشن های Satisfy: فراتر از یک ترجمه ساده
بسیاری از زبانآموزان فعل satisfy را تنها با معنی «راضی کردن» یا «خرسند کردن» میشناسند. اگرچه این معنی کاملاً درست است، اما کاربرد این فعل در زبان انگلیسی بسیار گستردهتر است. فعل satisfy اغلب با اسمهای خاصی همراه میشود تا مفاهیمی مانند «برآورده کردن»، «تأمین کردن»، «پاسخ دادن به» و «تحقق بخشیدن» را منتقل کند. درک این کالوکیشن های Satisfy کلید اصلی استفاده صحیح و طبیعی از این فعل در مکالمه و نوشتار است. در ادامه، این همایندها را در چند دستهبندی اصلی بررسی میکنیم.
دسته اول: برآورده کردن نیازها و خواستهها
یکی از رایجترین کاربردهای فعل satisfy، ترکیب آن با اسمهایی است که به نیاز، تقاضا، خواسته یا آرزو اشاره دارند. در این ساختار، satisfy به معنی تأمین کردن و برآورده ساختن آن نیاز یا خواسته است.
Satisfy a need / needs
این کالوکیشن به معنی «برآورده کردن یک نیاز یا نیازها» است. این نیاز میتواند فیزیکی، روحی یا اجتماعی باشد.
- مثال ۱:
A good education system must satisfy the needs of all children.
ترجمه: یک سیستم آموزشی خوب باید نیازهای تمام کودکان را برآورده کند.
- مثال ۲:
The company is developing new products to satisfy the changing needs of its customers.
ترجمه: شرکت در حال توسعه محصولات جدیدی است تا نیازهای در حال تغییر مشتریانش را تأمین کند.
Satisfy a demand
این ترکیب به معنی «پاسخ دادن به تقاضا» یا «تأمین کردن تقاضای بازار» برای یک محصول یا خدمت است.
- مثال ۱:
The factory is working at full capacity to satisfy the demand for the new smartphone.
ترجمه: کارخانه با تمام ظرفیت کار میکند تا تقاضا برای گوشی هوشمند جدید را تأمین کند.
- مثال ۲:
During the summer, it’s hard to satisfy the demand for ice cream.
ترجمه: در طول تابستان، تأمین تقاضا برای بستنی دشوار است.
Satisfy a desire / an urge / a craving
این کالوکیشنها برای بیان «ارضا کردن یک میل، هوس یا اشتیاق شدید» به کار میروند.
- مثال ۱:
He ate a whole bar of chocolate to satisfy his craving for something sweet.
ترجمه: او یک تخته شکلات کامل خورد تا هوسش برای یک چیز شیرین را ارضا کند.
- مثال ۲:
Traveling helped her satisfy her urge to explore new places.
ترجمه: سفر به او کمک کرد تا میل شدیدش برای کشف مکانهای جدید را برآورده سازد.
Satisfy curiosity
یکی از زیباترین کالوکیشن های Satisfy که بسیار پرکاربرد است، این ترکیب به معنی «ارضا کردن حس کنجکاوی» یا پاسخ دادن به سوالی است که ذهن فرد را درگیر کرده است.
- مثال ۱:
Just to satisfy my curiosity, how much did you pay for that car?
ترجمه: فقط برای اینکه کنجکاویام برطرف شود، چقدر برای آن ماشین پول دادی؟
- مثال ۲:
He read the old letters to satisfy his curiosity about his grandfather’s past.
ترجمه: او نامههای قدیمی را خواند تا کنجکاوی خود را در مورد گذشته پدربزرگش ارضا کند.
دسته دوم: برآورده کردن معیارها و الزامات
در contextos رسمی و آکادمیک، فعل satisfy اغلب با کلماتی به کار میرود که به استانداردها، شرایط یا قوانین اشاره دارند. در اینجا، معنی آن «احراز کردن شرایط» یا «مطابقت داشتن با معیارها» است. این یکی از مهمترین کاربردهای کالوکیشن های Satisfy است.
Satisfy a requirement / requirements
این کالوکیشن به معنی «برآورده کردن الزامات» یا «داشتن شرایط لازم» برای یک موقعیت، مدرک یا مجوز است.
- مثال ۱:
To get the job, you must satisfy all the requirements listed in the advertisement.
ترجمه: برای به دست آوردن این شغل، باید تمام الزامات ذکر شده در آگهی را داشته باشید.
- مثال ۲:
She has not yet satisfied the requirements for graduation.
ترجمه: او هنوز شرایط لازم برای فارغالتحصیلی را احراز نکرده است.
Satisfy a condition / conditions
این ترکیب به معنی «برآورده کردن یک شرط یا شروط» است. این کالوکیشن معمولاً در قراردادها و موقعیتهای رسمی استفاده میشود.
- مثال ۱:
The loan will be approved, provided that you satisfy certain conditions.
ترجمه: وام تأیید خواهد شد، مشروط بر اینکه شما شروط خاصی را برآورده کنید.
- مثال ۲:
He had to satisfy the condition of passing a medical exam before joining the team.
ترجمه: او باید قبل از پیوستن به تیم، شرط قبولی در آزمون پزشکی را برآورده میکرد.
Satisfy a criterion / criteria
این کالوکیشن که بیشتر در محیطهای علمی و پژوهشی کاربرد دارد، به معنی «مطابقت داشتن با یک معیار یا معیارها» است.
- مثال ۱:
The project was rejected because it did not satisfy the main criteria for funding.
ترجمه: پروژه رد شد زیرا معیارهای اصلی برای دریافت بودجه را برآورده نمیکرد.
دسته سوم: کالوکیشنهای دیگر
علاوه بر موارد بالا، چند ترکیب رایج دیگر نیز وجود دارد که دانستن آنها مفید است.
Satisfy hunger / thirst / appetite
این ترکیبات برای اشاره به «رفع گرسنگی/تشنگی/اشتها» به کار میروند.
- مثال:
A simple sandwich is not enough to satisfy my appetite.
ترجمه: یک ساندویچ ساده برای رفع اشتهای من کافی نیست.
Satisfy someone of something
این ساختار رسمی به معنی «متقاعد کردن کسی در مورد صحت چیزی» است.
- مثال:
The lawyer tried to satisfy the jury of his client’s innocence.
ترجمه: وکیل تلاش کرد تا هیئت منصفه را نسبت به بیگناهی موکلش متقاعد کند.
جدول خلاصه کالوکیشن های پرکاربرد Satisfy
برای مرور و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های Satisfy را به همراه معنی و یک مثال خلاصه کردهایم:
| کالوکیشن | معنی فارسی | مثال کوتاه |
|---|---|---|
| satisfy a need | برآورده کردن نیاز | satisfy the needs of customers |
| satisfy a demand | تأمین کردن تقاضا | satisfy market demand |
| satisfy curiosity | ارضا کردن حس کنجکاوی | to satisfy my curiosity |
| satisfy a requirement | احراز کردن شرایط | satisfy the requirements for the job |
| satisfy a condition | برآورده کردن شرط | satisfy the conditions of the contract |
| satisfy a criterion | مطابقت با معیار | satisfy the selection criteria |
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
یادگیری کالوکیشن های Satisfy به شما کمک میکند تا از تکرار کلمات سادهای مانند meet یا fulfill پرهیز کرده و دایره لغات فعال خود را گسترش دهید. بهترین راه برای تسلط بر این ترکیبات، تمرین و تکرار است. سعی کنید آنها را در جملات خود به کار ببرید. به جای اینکه بگویید “I met the requirements”، بگویید “I satisfied the requirements”. این تغییر کوچک، تأثیر بزرگی بر سطح زبان انگلیسی شما خواهد گذاشت و آن را بسیار طبیعیتر و حرفهایتر نشان خواهد داد. با به خاطر سپردن این همایندها، شما یک قدم بزرگ به سمت صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان واقعی برداشتهاید.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. میخواستم بپرسم عبارت satisfy a requirement توی نامههای اداری هم کاربرد داره یا فقط برای محیطهای آکادمیکه؟
سلام سارا جان، بله کاملاً. این عبارت هم در محیطهای آکادمیک و هم در مکاتبات رسمی اداری (مثل چکلیستهای استخدامی یا پذیرش دانشگاه) بسیار پرکاربرد و حرفهای هست.
تفاوت ظریفی بین satisfy و fulfill هست؟ مثلاً میتونیم بگیم fulfill the needs به جای satisfy the needs؟
سوال خیلی خوبی بود امیر عزیز. بله، این دو کلمه در بسیاری از زمینهها مترادف هستند، اما fulfill معمولاً بار معنایی قویتری برای ‘به اتمام رساندن’ یا ‘محقق کردن’ یک وعده یا مسئولیت طولانیمدت داره.
من این کلمه رو توی سریال Sherlock شنیدم که میگفت satisfy my curiosity. فکر نمیکردم برای کنجکاوی هم به کار بره!
دقیقاً زهرا جان! satisfy one’s curiosity یکی از زیباترین کالوکیشنهای این فعله و به معنی فرونشاندن یا پاسخ دادن به حس کنجکاویه.
عبارت satisfy a debt برام عجیب بود. یعنی طلبکار رو راضی کردن؟
نه لزوماً آقا رضا. در متون حقوقی و مالی، satisfy a debt به معنای ‘تسویه کردن بدهی’ یا پرداخت کامل وجه مورد نظر هست.
میشه بگید صفتهای satisfied و satisfying چه فرقی دارن؟ من همیشه موقع استفاده توی جمله قاطی میکنم.
نکته مهمی رو اشاره کردی ندا جان. satisfied برای بیان احساس شخصه (مثلاً I am satisfied)، اما satisfying برای توصیف ویژگی چیزیه که اون حس رو ایجاد میکنه (مثل a satisfying meal).
استفاده از این ترکیبها توی رایتینگ آیلتس (IELTS Writing) نمره بیاره؟
صد در صد محمد عزیز. استفاده درست از کالوکیشنها (Collocations) یکی از معیارهای اصلی بخش Lexical Resource هست و نشون میده دانش زبانی شما فراتر از کلمات تکی هست.
آیا میتونیم بگیم satisfy a demand؟ برای مسائل اقتصادی کاربرد داره؟
بله نیلوفر جان، عالی بود. satisfy a demand به معنای پاسخ دادن به یک تقاضا در بازار یا تأمین نیازهای مشتریان هست.
خود فعل satisfy حرف اضافه خاصی داره؟ مثلا مثل بقیه فعلها که با with یا to میان؟
ممنون از آموزش. یه سوال، satisfy مترادف دیگهای هم داره که رسمیتر باشه؟
بسته به بافت متن، کلماتی مثل gratify (برای میل و لذت) یا meet (برای استانداردها و نیازها) میتونن جایگزین بشن، اما خود satisfy کاملاً استاندارد و رسمی هست.
من عبارت satisfy a craving رو زیاد توی یوتیوب شنیدم. این فقط برای غذا استفاده میشه؟
بله الناز عزیز، معمولاً وقتی هوس شدید برای خوردن یک غذای خاص یا انجام یک فعالیت تفریحی دارید، از این کالوکیشن استفاده میکنیم.
واقعا فکر میکردم فقط به معنی خشنود کردنه. ممنون که معانی ‘برآورده کردن’ رو هم با مثال توضیح دادید.
تلفظ درستش سَتیسفای هست یا سِتیسفای؟ استرس روی کدوم بخش قرار میگیره؟
تلفظ درستش /ˈsætɪsfaɪ/ هست. استرس روی بخش اول (SAT) قرار میگیره و صدای ‘آ’ کوتاه میده.
برای امتحان تافل داشتم لغت میخوندم که به این مقاله رسیدم. خیلی کامل و جامع بود، مخصوصاً بخش مثالها.
آیا کلمه contentment هم از همین خانوادهست؟ چه فرقی با satisfaction داره؟
مهدی عزیز، contentment بیشتر به معنای رضایت درونی و آرامش قلبی پایدار هست، در حالی که satisfaction معمولاً رضایتیه که بعد از انجام یک کار یا رسیدن به یک هدف خاص به دست میاد.
ترکیب satisfy the criteria خیلی توی مقالات علمی که میخونم تکرار میشه. ممنون که اینجا معنیش رو باز کردید.
خواهش میکنم سحر جان. بله، در متون آکادمیک برای بیان اینکه چیزی واجد شرایط یا معیارهای لازم هست، این بهترین انتخابه.
توی بازیهای ویدیویی وقتی یه مرحله رو تموم میکنی مینویسه Objective Satisfied. اینم همون معنی رو میده؟
بله پویا جان، یعنی اون هدف یا خواسته مرحله مورد نظر برآورده شده و ماموریت با موفقیت انجام شده.
آیا میتونیم برای ‘سیر شدن’ هم از satisfy استفاده کنیم؟
بله، عبارت satisfy one’s hunger دقیقاً به معنی رفع گرسنگی و سیر شدن هست.
بسیار کاربردی بود. لطفاً برای فعلهای پرکاربرد دیگه مثل achieve یا maintain هم از این کالوکیشنها بگذارید.
من شنیدم که میگن satisfy the law. این یعنی قانون رو راضی کردن؟
در اصطلاح حقوقی، یعنی ‘رعایت کردن الزامات قانونی’ یا انجام کاری مطابق با آنچه قانون تعیین کرده.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش فایل صوتی تلفظ مثالها رو هم قرار میدادید.