مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Satisfy در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کامل، شما را با مهم‌ترین کالوکیشن های Satisfy در زبان انگلیسی آشنا می‌کنیم. یادگیری این همایندها به شما کمک می‌کند تا از سطح واژگان مبتدی فراتر رفته و مانند یک فرد نیتیو (Native) صحبت کنید. فعل satisfy یکی از آن فعل‌های پرکاربرد است که دانستن ترکیب‌های رایج آن با سایر کلمات (کالوکیشن) می‌تواند به شکل چشمگیری به طبیعی و روان‌تر شدن انگلیسی شما کمک کند. با ما همراه باشید تا این ترکیبات را با مثال‌های کاربردی و ترجمه دقیق فارسی بررسی کنیم.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Vibe”: این کافه وایبش خوبه!

کالوکیشن های Satisfy: فراتر از یک ترجمه ساده

بسیاری از زبان‌آموزان فعل satisfy را تنها با معنی «راضی کردن» یا «خرسند کردن» می‌شناسند. اگرچه این معنی کاملاً درست است، اما کاربرد این فعل در زبان انگلیسی بسیار گسترده‌تر است. فعل satisfy اغلب با اسم‌های خاصی همراه می‌شود تا مفاهیمی مانند «برآورده کردن»، «تأمین کردن»، «پاسخ دادن به» و «تحقق بخشیدن» را منتقل کند. درک این کالوکیشن های Satisfy کلید اصلی استفاده صحیح و طبیعی از این فعل در مکالمه و نوشتار است. در ادامه، این همایندها را در چند دسته‌بندی اصلی بررسی می‌کنیم.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:تفاوت “Torque” و “Horsepower” (زور یا سرعت؟)

دسته اول: برآورده کردن نیازها و خواسته‌ها

یکی از رایج‌ترین کاربردهای فعل satisfy، ترکیب آن با اسم‌هایی است که به نیاز، تقاضا، خواسته یا آرزو اشاره دارند. در این ساختار، satisfy به معنی تأمین کردن و برآورده ساختن آن نیاز یا خواسته است.

Satisfy a need / needs

این کالوکیشن به معنی «برآورده کردن یک نیاز یا نیازها» است. این نیاز می‌تواند فیزیکی، روحی یا اجتماعی باشد.

Satisfy a demand

این ترکیب به معنی «پاسخ دادن به تقاضا» یا «تأمین کردن تقاضای بازار» برای یک محصول یا خدمت است.

Satisfy a desire / an urge / a craving

این کالوکیشن‌ها برای بیان «ارضا کردن یک میل، هوس یا اشتیاق شدید» به کار می‌روند.

Satisfy curiosity

یکی از زیباترین کالوکیشن های Satisfy که بسیار پرکاربرد است، این ترکیب به معنی «ارضا کردن حس کنجکاوی» یا پاسخ دادن به سوالی است که ذهن فرد را درگیر کرده است.

📌 بیشتر بخوانید:تفاوت “Feedback” با انتقاد (فیدبک بده بهم!)

دسته دوم: برآورده کردن معیارها و الزامات

در contextos رسمی و آکادمیک، فعل satisfy اغلب با کلماتی به کار می‌رود که به استانداردها، شرایط یا قوانین اشاره دارند. در اینجا، معنی آن «احراز کردن شرایط» یا «مطابقت داشتن با معیارها» است. این یکی از مهم‌ترین کاربردهای کالوکیشن های Satisfy است.

Satisfy a requirement / requirements

این کالوکیشن به معنی «برآورده کردن الزامات» یا «داشتن شرایط لازم» برای یک موقعیت، مدرک یا مجوز است.

Satisfy a condition / conditions

این ترکیب به معنی «برآورده کردن یک شرط یا شروط» است. این کالوکیشن معمولاً در قراردادها و موقعیت‌های رسمی استفاده می‌شود.

Satisfy a criterion / criteria

این کالوکیشن که بیشتر در محیط‌های علمی و پژوهشی کاربرد دارد، به معنی «مطابقت داشتن با یک معیار یا معیارها» است.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:تفاوت خنده‌دار Chips در انگلیس و آمریکا (سیب‌زمینی سرخ کرده؟)

دسته سوم: کالوکیشن‌های دیگر

علاوه بر موارد بالا، چند ترکیب رایج دیگر نیز وجود دارد که دانستن آنها مفید است.

Satisfy hunger / thirst / appetite

این ترکیبات برای اشاره به «رفع گرسنگی/تشنگی/اشتها» به کار می‌روند.

Satisfy someone of something

این ساختار رسمی به معنی «متقاعد کردن کسی در مورد صحت چیزی» است.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “Glitch in the Matrix”: وقتی واقعیت باگ میخوره!

جدول خلاصه کالوکیشن های پرکاربرد Satisfy

برای مرور و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر مهم‌ترین کالوکیشن های Satisfy را به همراه معنی و یک مثال خلاصه کرده‌ایم:

کالوکیشن معنی فارسی مثال کوتاه
satisfy a need برآورده کردن نیاز satisfy the needs of customers
satisfy a demand تأمین کردن تقاضا satisfy market demand
satisfy curiosity ارضا کردن حس کنجکاوی to satisfy my curiosity
satisfy a requirement احراز کردن شرایط satisfy the requirements for the job
satisfy a condition برآورده کردن شرط satisfy the conditions of the contract
satisfy a criterion مطابقت با معیار satisfy the selection criteria
📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Speedrun” (تموم کردن بازی تو ۱۰ دقیقه)

نتیجه‌گیری: چگونه از این کالوکیشن‌ها استفاده کنیم؟

یادگیری کالوکیشن های Satisfy به شما کمک می‌کند تا از تکرار کلمات ساده‌ای مانند meet یا fulfill پرهیز کرده و دایره لغات فعال خود را گسترش دهید. بهترین راه برای تسلط بر این ترکیبات، تمرین و تکرار است. سعی کنید آن‌ها را در جملات خود به کار ببرید. به جای اینکه بگویید “I met the requirements”، بگویید “I satisfied the requirements”. این تغییر کوچک، تأثیر بزرگی بر سطح زبان انگلیسی شما خواهد گذاشت و آن را بسیار طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر نشان خواهد داد. با به خاطر سپردن این همایندها، شما یک قدم بزرگ به سمت صحبت کردن مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی برداشته‌اید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 260

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. می‌خواستم بپرسم عبارت satisfy a requirement توی نامه‌های اداری هم کاربرد داره یا فقط برای محیط‌های آکادمیکه؟

    1. سلام سارا جان، بله کاملاً. این عبارت هم در محیط‌های آکادمیک و هم در مکاتبات رسمی اداری (مثل چک‌لیست‌های استخدامی یا پذیرش دانشگاه) بسیار پرکاربرد و حرفه‌ای هست.

  2. تفاوت ظریفی بین satisfy و fulfill هست؟ مثلاً می‌تونیم بگیم fulfill the needs به جای satisfy the needs؟

    1. سوال خیلی خوبی بود امیر عزیز. بله، این دو کلمه در بسیاری از زمینه‌ها مترادف هستند، اما fulfill معمولاً بار معنایی قوی‌تری برای ‘به اتمام رساندن’ یا ‘محقق کردن’ یک وعده یا مسئولیت طولانی‌مدت داره.

  3. من این کلمه رو توی سریال Sherlock شنیدم که می‌گفت satisfy my curiosity. فکر نمی‌کردم برای کنجکاوی هم به کار بره!

    1. دقیقاً زهرا جان! satisfy one’s curiosity یکی از زیباترین کالوکیشن‌های این فعله و به معنی فرونشاندن یا پاسخ دادن به حس کنجکاویه.

    1. نه لزوماً آقا رضا. در متون حقوقی و مالی، satisfy a debt به معنای ‘تسویه کردن بدهی’ یا پرداخت کامل وجه مورد نظر هست.

  4. میشه بگید صفت‌های satisfied و satisfying چه فرقی دارن؟ من همیشه موقع استفاده توی جمله قاطی می‌کنم.

    1. نکته مهمی رو اشاره کردی ندا جان. satisfied برای بیان احساس شخصه (مثلاً I am satisfied)، اما satisfying برای توصیف ویژگی چیزیه که اون حس رو ایجاد می‌کنه (مثل a satisfying meal).

  5. استفاده از این ترکیب‌ها توی رایتینگ آیلتس (IELTS Writing) نمره بیاره؟

    1. صد در صد محمد عزیز. استفاده درست از کالوکیشن‌ها (Collocations) یکی از معیارهای اصلی بخش Lexical Resource هست و نشون میده دانش زبانی شما فراتر از کلمات تکی هست.

  6. آیا می‌تونیم بگیم satisfy a demand؟ برای مسائل اقتصادی کاربرد داره؟

    1. بله نیلوفر جان، عالی بود. satisfy a demand به معنای پاسخ دادن به یک تقاضا در بازار یا تأمین نیازهای مشتریان هست.

  7. خود فعل satisfy حرف اضافه خاصی داره؟ مثلا مثل بقیه فعل‌ها که با with یا to میان؟

  8. ممنون از آموزش. یه سوال، satisfy مترادف دیگه‌ای هم داره که رسمی‌تر باشه؟

    1. بسته به بافت متن، کلماتی مثل gratify (برای میل و لذت) یا meet (برای استانداردها و نیازها) می‌تونن جایگزین بشن، اما خود satisfy کاملاً استاندارد و رسمی هست.

  9. من عبارت satisfy a craving رو زیاد توی یوتیوب شنیدم. این فقط برای غذا استفاده میشه؟

    1. بله الناز عزیز، معمولاً وقتی هوس شدید برای خوردن یک غذای خاص یا انجام یک فعالیت تفریحی دارید، از این کالوکیشن استفاده می‌کنیم.

  10. واقعا فکر می‌کردم فقط به معنی خشنود کردنه. ممنون که معانی ‘برآورده کردن’ رو هم با مثال توضیح دادید.

  11. تلفظ درستش سَتیسفای هست یا سِتیسفای؟ استرس روی کدوم بخش قرار میگیره؟

    1. تلفظ درستش /ˈsætɪsfaɪ/ هست. استرس روی بخش اول (SAT) قرار می‌گیره و صدای ‘آ’ کوتاه میده.

  12. برای امتحان تافل داشتم لغت می‌خوندم که به این مقاله رسیدم. خیلی کامل و جامع بود، مخصوصاً بخش مثال‌ها.

  13. آیا کلمه contentment هم از همین خانواده‌ست؟ چه فرقی با satisfaction داره؟

    1. مهدی عزیز، contentment بیشتر به معنای رضایت درونی و آرامش قلبی پایدار هست، در حالی که satisfaction معمولاً رضایتیه که بعد از انجام یک کار یا رسیدن به یک هدف خاص به دست میاد.

  14. ترکیب satisfy the criteria خیلی توی مقالات علمی که می‌خونم تکرار میشه. ممنون که اینجا معنیش رو باز کردید.

    1. خواهش می‌کنم سحر جان. بله، در متون آکادمیک برای بیان اینکه چیزی واجد شرایط یا معیارهای لازم هست، این بهترین انتخابه.

  15. توی بازی‌های ویدیویی وقتی یه مرحله رو تموم می‌کنی مینویسه Objective Satisfied. اینم همون معنی رو میده؟

    1. بله پویا جان، یعنی اون هدف یا خواسته مرحله مورد نظر برآورده شده و ماموریت با موفقیت انجام شده.

    1. بله، عبارت satisfy one’s hunger دقیقاً به معنی رفع گرسنگی و سیر شدن هست.

  16. بسیار کاربردی بود. لطفاً برای فعل‌های پرکاربرد دیگه مثل achieve یا maintain هم از این کالوکیشن‌ها بگذارید.

  17. من شنیدم که میگن satisfy the law. این یعنی قانون رو راضی کردن؟

    1. در اصطلاح حقوقی، یعنی ‘رعایت کردن الزامات قانونی’ یا انجام کاری مطابق با آنچه قانون تعیین کرده.

  18. ممنون از سایت خوبتون. ای کاش فایل صوتی تلفظ مثال‌ها رو هم قرار می‌دادید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *