- چگونه میتوانیم معنای واقعی و کاربردی فعل “Run” را فراتر از “دویدن” درک کنیم؟
- یادگیری کالوکیشن های Run چه تاثیری بر روانی و طبیعی صحبت کردن ما به زبان انگلیسی دارد؟
- مهمترین کالوکیشنهای Run که هر زبانآموزی باید بداند، کدامند و چگونه میتوان آنها را به درستی استفاده کرد؟
- چه راهکارهای عملی برای یادگیری و به خاطر سپردن موثر کالوکیشنهای زبان انگلیسی، به ویژه کالوکیشن های Run، وجود دارد؟
اهمیت و مفهوم کالوکیشن ها در زبان انگلیسی
پیش از ورود به بحث اصلی کالوکیشن های Run، لازم است ابتدا درک روشنی از مفهوم “کالوکیشن” و اهمیت آن در یادگیری زبان انگلیسی داشته باشیم. کالوکیشن به ترکیب دو یا چند کلمه گفته میشود که معمولاً در کنار هم به کار میروند و صدایی طبیعی و صحیح دارند. این کلمات ممکن است از نظر گرامری همیشه درست باشند، اما فقط برخی از ترکیبها هستند که توسط بومیزبانان استفاده میشوند و صحیح به نظر میرسند. به عنوان مثال، در فارسی میگوییم “اشتباه کردم” نه “خطا ساختم”، با وجود اینکه هر دو کلمه “اشتباه” و “خطا” و همچنین “کردن” و “ساختن” میتوانند معانی مشابهی داشته باشند.
چرا یادگیری کالوکیشن ها ضروری است؟
- روانی و طبیعی صحبت کردن: استفاده صحیح از کالوکیشنها باعث میشود گفتار و نوشتار شما بسیار طبیعیتر و روانتر به نظر برسد. این موضوع به شما کمک میکند تا مانند یک بومیزبان صحبت کنید، نه صرفاً ترجمه کلمه به کلمه.
- افزایش دقت و صحت: دانستن کالوکیشنها از اشتباهات رایج گرامری و واژگانی جلوگیری میکند و به شما اطمینان میدهد که از کلمات در ترکیب صحیح خود استفاده میکنید.
- گسترش دایره لغات فعال: با یادگیری کالوکیشنها، در واقع مجموعهای از کلمات را به صورت یکجا یاد میگیرید که این امر به افزایش دایره لغات فعال شما کمک شایانی میکند.
- درک بهتر متون و مکالمات: بسیاری از متون و مکالمات روزمره سرشار از کالوکیشنها هستند. درک آنها برای فهم کامل منظور گوینده یا نویسنده حیاتی است.
فراتر از “دویدن”: گستردگی معنایی فعل Run
فعل “Run” یکی از پرکاربردترین و چندوجهیترین افعال در زبان انگلیسی است. در حالی که معنای اولیه آن “دویدن” (حرکت سریع با پاها) است، در ترکیب با کلمات دیگر، معانی بسیار متنوعی پیدا میکند. این گستردگی معنایی، “Run” را به بستری غنی برای ایجاد کالوکیشن های Run متعدد تبدیل کرده است که در موقعیتهای مختلفی به کار میروند.
برخی از معانی اصلی فعل Run (به تنهایی یا در کالوکیشنها):
- حرکت فیزیکی سریع: “He runs every morning.” (او هر روز صبح میدود.)
- مدیریت یا اداره کردن: “She runs a successful business.” (او یک کسبوکار موفق را اداره میکند.)
- کار کردن (برای دستگاه یا سیستم): “The car runs on electricity.” (ماشین با برق کار میکند.)
- جاری بودن یا حرکت مایعات: “The water runs freely.” (آب آزادانه جاری است.)
- امتداد داشتن یا کشیده شدن: “The road runs through the forest.” (جاده از میان جنگل میگذرد.)
- برگزاری یا انجام چیزی: “They run a campaign.” (آنها یک کمپین برگزار میکنند.)
- سرازیر شدن یا جاری شدن (اشک، عرق): “Tears ran down her face.” (اشک از صورتش سرازیر شد.)
همانطور که میبینید، تنها با چند مثال ساده، “Run” طیف وسیعی از معانی را پوشش میدهد. اینجاست که نقش کالوکیشن های Run برای درک عمیقتر و کاربرد صحیح آن برجسته میشود.
کالوکیشن های Run بر اساس ساختار و کاربرد
اکنون به بخش اصلی مقاله میرسیم؛ بررسی دقیق کالوکیشن های Run که شامل عبارات فعلی (phrasal verbs)، ترکیب با اسمها و قیدها میشود. هر یک از این ترکیبها معنایی خاص و کاربردی در زبان انگلیسی دارند.
Run + حرف اضافه (عبارات فعلی)
ترکیب “Run” با حروف اضافه مختلف، عبارات فعلی با معانی کاملاً جدیدی را خلق میکند که اغلب با معنای اصلی “Run” متفاوت هستند. یادگیری این عبارات برای روانی مکالمه ضروری است.
Run out of
به معنای “تمام کردن” یا “چیزی را نداشتن”.
- Example: We’ve run out of milk. Could you buy some?
Translation: شیر تمام کردهایم. میتوانی مقداری بخری؟ - Example: I’m running out of patience with this situation.
Translation: صبرم دارد با این وضعیت تمام میشود.
Run into
به معنای “به طور اتفاقی ملاقات کردن” (کسی) یا “مواجه شدن با” (مشکل).
- Example: I ran into an old friend at the supermarket yesterday.
Translation: دیروز به طور اتفاقی یکی از دوستان قدیمیام را در سوپرمارکت دیدم. - Example: The project ran into some difficulties.
Translation: پروژه با مشکلاتی مواجه شد.
Run over
دو معنی اصلی دارد: ۱. “زیر گرفتن” (با وسیله نقلیه) ۲. “سریع مرور کردن” یا “بررسی اجمالی”.
- Example: Be careful not to run over the cat.
Translation: مراقب باش گربه را زیر نگیری. - Example: Let’s quickly run over the main points of the presentation.
Translation: بیایید به سرعت نکات اصلی ارائه را مرور کنیم.
Run through
چندین معنی دارد: ۱. “سریع مرور کردن” (مانند Run over) ۲. “سریع خرج کردن پول” ۳. “تمرین کردن”.
- Example: She quickly ran through her notes before the exam.
Translation: او قبل از امتحان به سرعت یادداشتهایش را مرور کرد. - Example: He inherited a fortune and ran through it in a few years.
Translation: او ثروت زیادی به ارث برد و آن را در چند سال سریع خرج کرد (به باد داد). - Example: Let’s run through the scene one more time.
Translation: بیایید صحنه را یک بار دیگر تمرین کنیم.
Run for
به معنای “کاندید شدن برای” (منصب سیاسی) یا “نامزد شدن برای”.
- Example: She decided to run for mayor.
Translation: او تصمیم گرفت برای شهرداری کاندید شود.
Run on
به معنای “با چیزی کار کردن” (منبع سوخت) یا “ادامه دادن (صحبت)”.
- Example: Most cars in Iran run on petrol.
Translation: بیشتر ماشینها در ایران با بنزین کار میکنند. - Example: He tends to run on a bit when he’s excited.
Translation: او وقتی هیجانزده است، تمایل دارد کمی زیاد صحبت کند (حرفش کش میآید).
Run up
به معنای “بدهی بالا آوردن” یا “تعداد زیادی از چیزی را سریع تولید کردن”.
- Example: He ran up a huge debt gambling.
Translation: او با قمار بدهی زیادی بالا آورد. - Example: They ran up hundreds of flyers for the event.
Translation: آنها صدها برگه تبلیغاتی برای رویداد به سرعت آماده کردند.
Run away
به معنای “فرار کردن” یا “گریختن”.
- Example: The child ran away from home.
Translation: کودک از خانه فرار کرد. - Example: Don’t just run away from your problems.
Translation: فقط از مشکلاتت فرار نکن.
Run + اسم (افعال مرکب)
ترکیب “Run” با اسمها نیز کالوکیشن های Run بسیار رایجی را ایجاد میکند که هر کدام معنای خاصی دارند.
Run a business/company
به معنای “مدیریت یا اداره کردن یک کسبوکار/شرکت”.
- Example: It takes a lot of skill to run a successful business.
Translation: اداره یک کسبوکار موفق مهارت زیادی میخواهد.
Run a risk
به معنای “مواجه شدن با خطر” یا “ریسک کردن”.
- Example: If you drive too fast, you’re running a risk of an accident.
Translation: اگر خیلی سریع رانندگی کنی، خطر تصادف را به جان میخری.
Run a campaign
به معنای “برگزار کردن یک کمپین” (تبلیغاتی، سیاسی و غیره).
- Example: The charity is running a campaign to raise awareness.
Translation: موسسه خیریه در حال برگزاری یک کمپین برای افزایش آگاهی است.
Run a fever/temperature
به معنای “داشتن تب”.
- Example: The child is running a high fever.
Translation: کودک تب بالایی دارد.
Run a bath
به معنای “وان حمام را پر از آب کردن”.
- Example: I’m tired, I’m going to run a bath and relax.
Translation: خستهام، میخواهم وان را پر آب کنم و استراحت کنم.
Run a program/test
به معنای “اجرا کردن یک برنامه/تست”.
- Example: Please run this program to check for errors.
Translation: لطفاً این برنامه را برای بررسی خطاها اجرا کنید.
Run an errand
به معنای “انجام دادن کارهای کوچک” یا “پی کاری رفتن”.
- Example: I need to run an errand to the post office.
Translation: باید برای کاری به اداره پست بروم.
Run + قید
گاهی اوقات “Run” با یک قید ترکیب میشود تا حالت یا نحوه انجام کار را مشخص کند.
Run smoothly
به معنای “روان و بدون مشکل پیش رفتن” (برای یک فرآیند یا سیستم).
- Example: The event ran smoothly from start to finish.
Translation: رویداد از ابتدا تا انتها به خوبی و بدون مشکل پیش رفت.
Run wild
به معنای “سرکش و کنترلناپذیر شدن” یا “بدون کنترل رشد کردن”.
- Example: The children were running wild in the playground.
Translation: بچهها در زمین بازی سرکش شده بودند (هر کاری دلشان میخواست میکردند). - Example: Let your imagination run wild.
Translation: بگذارید تخیلتان آزادانه پرواز کند.
Run low
به معنای “کم شدن” یا “در حال اتمام بودن” (برای منابع).
- Example: We’re running low on printer ink.
Translation: جوهر پرینترمان دارد کم میشود.
اصطلاحات رایج با Run
برخی از کالوکیشن های Run به قدری پرکاربرد و اصطلاحی هستند که در دستهبندیهای بالا نمیگنجند.
Run in the family
به معنای “چیزی موروثی بودن” یا “در خانواده رایج بودن” (مثلاً یک ویژگی یا بیماری).
- Example: Musical talent runs in their family.
Translation: استعداد موسیقی در خانواده آنها موروثی است.
Run a tight ship
به معنای “به شدت منضبط و سازمانیافته مدیریت کردن یک سازمان یا تیم”.
- Example: The new manager really runs a tight ship.
Translation: مدیر جدید واقعاً سازمان را با نظم و دیسیپلین بالا اداره میکند.
نکات کلیدی برای یادگیری موثر کالوکیشن های Run
یادگیری کالوکیشن های Run و سایر کالوکیشنها نیاز به رویکردی هدفمند دارد. در اینجا چند نکته کاربردی برای کمک به شما ارائه شده است:
- یادگیری در متن: همیشه کالوکیشنها را در قالب جملات کامل و متنی مرتبط یاد بگیرید، نه به صورت کلمات مجزا. این کار به شما کمک میکند تا معنای دقیق و کاربرد آنها را بهتر درک کنید.
- استفاده فعال: سعی کنید کالوکیشنهای جدید را در مکالمات روزمره یا در نوشتار خود به کار ببرید. هرچه بیشتر از آنها استفاده کنید، بهتر در حافظه بلندمدت شما ثبت میشوند.
- مرور منظم: مانند هر بخش دیگری از یادگیری زبان، مرور منظم کالوکیشنها برای جلوگیری از فراموشی ضروری است. میتوانید از فلشکارتها یا اپلیکیشنهای مرور فاصلهدار استفاده کنید.
- نوتبرداری هدفمند: برای هر کالوکیشن، یک دفترچه یادداشت جداگانه داشته باشید و آن را به همراه معنی، مثال و ترجمه فارسی بنویسید. این کار به شما در سازماندهی و یادگیری کمک میکند.
- گوش دادن و خواندن فعال: هنگام تماشا کردن فیلم و سریال، گوش دادن به پادکستها یا خواندن کتابها و مقالات انگلیسی، به دنبال کالوکیشن های Run و سایر کالوکیشنها باشید. آنها را شناسایی کرده و در دفترچه خود یادداشت کنید.
- دسته بندی کالوکیشنها: میتوانید کالوکیشنها را بر اساس حروف اضافه، اسمها یا موضوعات دستهبندی کنید تا یادگیری آنها آسانتر شود.
جمع بندی
همانطور که در این مقاله جامع بررسی شد، فعل “Run” بسیار فراتر از معنای ساده “دویدن” است و در قالب کالوکیشن های Run، معانی و کاربردهای بیشماری در زبان انگلیسی پیدا میکند. از “Run out of” به معنای تمام کردن چیزی تا “Run a business” به معنای اداره کردن یک کسبوکار، هر یک از این ترکیبها نقش حیاتی در روانی، دقت و طبیعی صحبت کردن شما دارند. با به کارگیری نکات و استراتژیهای ارائه شده برای یادگیری موثر، میتوانید دایره لغات خود را به طرز چشمگیری گسترش دهید و با اعتماد به نفس بیشتری به زبان انگلیسی مکالمه کنید. به یاد داشته باشید که کلید تسلط بر کالوکیشنها، تمرین مداوم و قرار گرفتن در معرض زبان واقعی است.




خیلی مقاله مفیدی بود. من همیشه فکر میکردم run فقط برای ‘دویدن’ استفاده میشه. عبارت run a business رو توی سریال Suits شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان متوجه شدم یعنی مدیریت کردن یک کسب و کار.
دقیقا سارا جان! در دنیای تجارت و بیزینس، run به معنای اداره کردن یا مدیریت کردن هست. خوشحالم که تماشای سریال به همراه یادگیری کالوکیشنها بهت کمک کرده.
فرق بین run out of و finish چیه؟ مثلاً میتونیم بگیم I finished my money یا حتماً باید بگیم I ran out of money؟
سوال بسیار هوشمندانهای بود امیرحسین عزیز. Run out of زمانی استفاده میشه که ذخیره چیزی (مثل پول، وقت یا بنزین) تموم شده باشه. برای پول، عبارت I ran out of money خیلی طبیعیتر و رایجتر از finish هست.
توی این لیست run errands رو ندیدم. من این رو توی یک پادکست شنیدم، آیا این هم جزو کالوکیشنهای پرکاربرد محسوب میشه؟
بله مریم جان، عالی بود که اشاره کردی! Run errands یکی از کاربردیترین اصطلاحات روزمره به معنی انجام دادن کارهای بیرون از خونه (مثل خرید، بانک رفتن و…) هست که حتماً در آپدیت بعدی مقاله اضافهاش میکنیم.
من دیروز تو محیط کار شنیدم یکی گفت I’m running late. این با I’m late چه فرقی داره؟ هر دو یعنی ‘دیر کردم’؟
نیما جان، I’m late یعنی همین الان دیر شده و شما دیر رسیدی. اما I’m running late یعنی برنامههات طبق زمانبندی پیش نرفته و ‘در جریان دیر کردن’ هستی و احتمالا دیرتر از موعد میرسی.
واقعاً یاد گرفتن کالوکیشنها مکالمه رو طبیعیتر میکنه. لطفاً برای فعلهای پرتکرار دیگه مثل set یا get هم از این دست مطالب بذارید.
حتماً زهرا جان، ممنون از پیشنهادت. فعل Get به دلیل داشتن کالوکیشنهای بیشمار، قطعاً یکی از موضوعات مقالات آینده ما خواهد بود.
آیا عبارت run for office فقط برای انتخابات سیاسی بزرگ استفاده میشه یا برای شورای دانشآموزی هم میشه گفت؟
پارسا عزیز، run for office برای هر نوع کاندید شدن در یک پست انتخابی به کار میره، چه در سطح کشور و چه در سطح یک انجمن یا شورای کوچک.
من قبلاً run into someone رو یاد گرفته بودم که به معنی برخورد تصادفی با کسیه. آیا این هم کالوکیشن حساب میشه یا Phrasal verb؟
الناز جان، run into در واقع یک Phrasal Verb (فعل چندکلمهای) هست. مرز بین این دو گاهی خیلی باریکه، اما چون run و into در کنار هم معنای خاص ‘ملاقات اتفاقی’ رو میسازن، یادگیریشون در کنار هم دقیقاً همون هدفی رو دنبال میکنه که کالوکیشنها دارن.
برای عبارت run a fever معادل فارسی ‘تب داشتن’ درسته؟ یا معنی دیگهای داره؟
بله حمید عزیز، معادل دقیقش ‘تب داشتن’ هست. نکته جالب اینجاست که انگلیسیزبانها به جای فعل have گاهی از run برای نشون دادن وضعیت بدنی بیمار استفاده میکنن.
چقدر جالب! من فکر میکردم برای موتور ماشین فقط باید از start استفاده کرد، ولی اینجا نوشتید run the engine. این برای وقتیه که ماشین در حال کار کردنه؟
دقیقاً سپیده جان. Start برای لحظه روشن کردن هست، اما run the engine یا keep the engine running یعنی موتور در حال کار کردن (حتی به صورت درجا) باشه.
اصطلاح run a risk در نامههای رسمی هم کاربرد داره؟
بله آرش عزیز، این عبارت کاملاً استاندارد هست و هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی و تجاری برای بیان ‘ریسک کردن’ یا ‘در معرض خطر قرار گرفتن’ استفاده میشه.
ممنون از توضیحات خوبتون. ای کاش تلفظ صوتی کالوکیشنها رو هم بذارید که عالیتر بشه.
ممنون از نظرت مژگان جان. حتماً در تلاش هستیم تا در نسخههای جدید سایت، فایل صوتی تلفظها رو هم اضافه کنیم.
من در یک قرارداد خوندم The contract runs for three years. اینجا معنی ‘دویدن’ که اصلاً نمیده، یعنی اعتبار داشتن؟
بله کیوان عزیز، کاملاً درسته. وقتی در مورد قرارداد، اجارهنامه یا بیمه صحبت میکنیم، run به معنای ‘مدت زمان اعتبار’ یا ‘جریان داشتن’ اون قرارداد هست.
من همیشه با یادگیری لغت مشکل داشتم ولی این روش که لغات رو با هم یاد بگیریم (مثل run a bath) خیلی راحتتر تو ذهنم میمونه. ممنون از تیم خوبتون.
در دنیای کامپیوتر هم زیاد میگیم run a program یا run a code. این هم جزو همین کالوکیشنهاست دیگه؟
دقیقاً پویا جان. در حوزه IT و نرمافزار، فعل run به معنای اجرا کردن دستورات یا برنامههاست و یکی از پرکاربردترین کالوکیشنهای این حوزه محسوب میشه.
عالی بود. من تازه یاد گرفتم که run out of time یعنی وقت کم آوردن. قبلاً همیشه میگفتم I don’t have time.
آیا run some tests فقط برای آزمایشگاه پزشکیه یا مثلاً مکانیک هم میتونه برای ماشین بگه؟
آفرین رضا! در هر دو مورد کاربرد داره. هم پزشک برای بیمار و هم مهندس یا مکانیک برای بررسی سلامت یک دستگاه یا سیستم از عبارت run some tests استفاده میکنن.
چقدر جالب بود که run برای رنگ لباس هم استفاده میشه! (The color runs). همیشه برام سوال بود چطور بگیم لباس رنگ پس میده.
تفاوت run over و run into چیه وقتی با ماشین تصادف میکنیم؟
فرهاد عزیز، run into یعنی با ماشین به چیزی (مثل دیوار یا ماشین دیگه) زدن. اما run over یعنی با ماشین از روی چیزی یا کسی رد شدن. تفاوتشون خیلی مهمه!
ممنون، خیلی کاربردی بود. من برای امتحان آیلتس دارم آماده میشم و استفاده از این کالوکیشنها نمره اسپیکینگ رو خیلی بالا میبره.
معنی run wild رو هم میگید؟ توی یک آهنگ شنیدم.
بردیا جان، run wild به معنی از کنترل خارج شدن، یا رشد کردن بدون محدودیت هست. مثلاً در مورد بچههایی که خیلی شیطنت میکنن یا گیاهانی که بیش از حد رشد کردن به کار میره.