- چگونه از کلمه Reply به شکل طبیعی در جمله استفاده کنیم؟
- چه صفتها، فعلها و قیدهایی معمولاً با Reply همراه میشوند؟
- تفاوت بین Reply to someone و Reply someone چیست و کدام درست است؟
- کالوکیشن های Reply در نوشتار رسمی و غیررسمی چه کاربردهایی دارند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با مجموعهای از پرکاربردترین کالوکیشن های Reply در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. یادگیری این کالوکیشنها به شما کمک میکند تا مانند یک فرد نیتیو (Native) صحبت کنید و بنویسید، از ساختارهای تکراری پرهیز کنید و منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری منتقل نمایید. در ادامه، انواع مختلف این همایندها را به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی بررسی خواهیم کرد.
اهمیت یادگیری کالوکیشن های Reply
کلمهی Reply (به معنای پاسخ دادن یا پاسخ) یکی از رایجترین کلمات در مکالمات و مکاتبات روزمره است. اما استفادهی صرف از این کلمه بهتنهایی نمیتواند تمامی جنبههای معنایی مورد نظر شما را پوشش دهد. اینجاست که اهمیت کالوکیشنها یا همایندها مشخص میشود. کالوکیشنها کلماتی هستند که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار میگیرند و ترکیبی معنادار و رایج را میسازند. با استفاده از کالوکیشن های Reply، میتوانید سرعت، لحن، نوع و کیفیت پاسخ خود را به بهترین شکل ممکن توصیف کنید و از اشتباهات رایج گرامری، مانند حذف حرف اضافه to، جلوگیری نمایید.
ساختار کلیدی و مهم: Reply to someone/something
یکی از مهمترین نکاتی که باید همیشه به خاطر داشته باشید، ساختار صحیح فعل reply است. این فعل همیشه با حرف اضافه to همراه میشود. یعنی شما به یک شخص یا یک چیز پاسخ میدهید. استفاده از reply بدون to یک اشتباه رایج اما بزرگ است.
- ساختار صحیح: He didn’t reply to my email. (او به ایمیل من پاسخ نداد.)
- ساختار اشتباه: He didn’t reply my email.
این قاعده برای تمام موارد صدق میکند؛ چه در حال پاسخ دادن به یک سوال، یک نامه، یک پیامک یا یک شخص باشید.
- She took a long time to reply to the question. (او زمان زیادی طول کشید تا به سوال پاسخ دهد.)
- I need to reply to this message immediately. (باید فوراً به این پیام پاسخ دهم.)
کالوکیشنهای نوع اول: صفت + Reply (Adjective + Reply)
وقتی Reply به عنوان اسم (a reply) به کار میرود، میتوان با استفاده از صفتهای مختلف، ماهیت و کیفیت آن پاسخ را توصیف کرد. این صفتها به ما اطلاعات بیشتری در مورد پاسخ میدهند. در ادامه به دستهبندیهای مختلف این صفتها میپردازیم.
توصیف سرعت پاسخ
این صفتها نشان میدهند که پاسخ با چه سرعتی دریافت یا ارسال شده است.
- A prompt reply: پاسخ سریع و به موقع
- A quick reply: پاسخ سریع
- An immediate reply: پاسخ فوری
- A speedy reply: پاسخ سریع
مثالها:
- Thank you for your prompt reply. It was very helpful. (از پاسخ سریع و به موقع شما متشکرم. بسیار مفید بود.)
- I was surprised to receive such a quick reply from the support team. (از دریافت چنین پاسخ سریعی از تیم پشتیبانی شگفتزده شدم.)
- We require an immediate reply to our offer. (ما نیازمند یک پاسخ فوری به پیشنهادمان هستیم.)
توصیف محتوا و کیفیت پاسخ
این گروه از صفتها، کیفیت، کامل بودن یا نبودن و لحن پاسخ را مشخص میکنند.
- A detailed reply: پاسخ مشروح و با جزئیات
- A lengthy reply: پاسخ طولانی
- A brief reply: پاسخ کوتاه و مختصر
- A curt / sharp reply: پاسخ کوتاه و بیادبانه
- A blunt reply: پاسخ رک و بیپرده
- An evasive reply: پاسخ طفرهآمیز
- A vague reply: پاسخ مبهم
- A satisfactory reply: پاسخ رضایتبخش
- A formal reply: پاسخ رسمی
- A written reply: پاسخ کتبی
مثالها:
- He sent a lengthy reply explaining all the reasons for his decision. (او یک پاسخ طولانی فرستاد و تمام دلایل تصمیمش را توضیح داد.)
- Her curt reply showed that she was annoyed. (پاسخ کوتاه و تند او نشان میداد که عصبانی است.)
- The politician gave an evasive reply to the journalist’s question about the scandal. (آن سیاستمدار به سوال خبرنگار در مورد رسوایی، پاسخی طفرهآمیز داد.)
- I finally received a satisfactory reply from the manager. (بالاخره یک پاسخ رضایتبخش از مدیر دریافت کردم.)
کالوکیشنهای نوع دوم: فعل + Reply (Verb + Reply)
در این ساختار، Reply به عنوان اسم (مفعول) ظاهر میشود و فعلهای خاصی قبل از آن قرار میگیرند تا اعمال مربوط به «پاسخ» را توصیف کنند.
- To get / receive a reply: پاسخ دریافت کردن
- To send a reply: پاسخ فرستادن
- To write a reply: پاسخ نوشتن
- To await / wait for a reply: منتظر پاسخ بودن
- To expect a reply: انتظار پاسخ داشتن
- To demand a reply: درخواست پاسخ کردن، پاسخ خواستن
- To elicit a reply: باعث پاسخی شدن، پاسخی را بیرون کشیدن
مثالها:
- Did you get a reply from him yet? (هنوز از او پاسخی دریافت کردهای؟)
- I need to write a reply to this formal invitation. (باید پاسخی برای این دعوتنامه رسمی بنویسم.)
- We are still awaiting a reply from the embassy. (ما همچنان منتظر پاسخ از طرف سفارت هستیم.)
- His controversial statement elicited angry replies from the public. (اظهارنظر جنجالی او پاسخهای خشمگینانهای را از سوی مردم برانگیخت.)
کالوکیشنهای نوع سوم: قید + Reply (Adverb + Reply)
زمانی که Reply به عنوان فعل به کار میرود، میتوانیم از قیدهای مختلف برای توصیف نحوه «پاسخ دادن» استفاده کنیم. این قیدها به عمل پاسخ دادن جزئیات بیشتری اضافه میکنند و لحن گوینده را مشخص میسازند.
توصیف نحوه و لحن پاسخ دادن
این قیدها نشان میدهند که فرد چگونه و با چه حالتی پاسخ داده است.
در جدول زیر میتوانید برخی از پرکاربردترین قیدها را به همراه مثال مشاهده کنید:
| قید (Adverb) | معنی | مثال (Example) |
|---|---|---|
| promptly / quickly | به سرعت، بیدرنگ | She replied promptly to my request. (او به سرعت به درخواست من پاسخ داد.) |
| calmly | با آرامش | Despite the pressure, he replied calmly. (علیرغم فشار، او با آرامش پاسخ داد.) |
| angrily | با عصبانیت | “It’s none of your business!” he replied angrily. (“به تو ربطی ندارد!” او با عصبانیت پاسخ داد.) |
| politely | مؤدبانه | The assistant replied politely to all the customer’s questions. (دستیار مؤدبانه به تمام سوالات مشتری پاسخ داد.) |
| briefly / curtly | به طور خلاصه / با تندی | He just replied briefly that he was busy. (او فقط به طور خلاصه پاسخ داد که مشغول است.) |
| honestly | صادقانه | When I asked for his opinion, he replied honestly. (وقتی نظرش را پرسیدم، صادقانه پاسخ داد.) |
| vaguely | به طور مبهم | She replied vaguely, not wanting to give away any details. (او به طور مبهم پاسخ داد و نمیخواست جزئیاتی را فاش کند.) |
| sarcastically | با طعنه، کنایهآمیز | “Oh, what a brilliant idea,” she replied sarcastically. (“اوه، چه ایدهی درخشانی،” او با طعنه پاسخ داد.) |
عبارات و اصطلاحات رایج با Reply
علاوه بر کالوکیشنهای ذکر شده، عبارات ثابت و اصطلاحات خاصی نیز با کلمه Reply وجود دارند که دانستن آنها بسیار مفید است.
- In reply to: در پاسخ به… (این عبارت معمولاً در ابتدای نامهها و ایمیلهای رسمی به کار میرود.)
Example: In reply to your letter of June 5th, I am pleased to confirm my attendance. (در پاسخ به نامه شما به تاریخ پنجم ژوئن، خوشحالم که حضورم را تایید کنم.) - No reply: بدون پاسخ، جوابی نیامد
Example: I called his name, but there was no reply. (اسمش را صدا زدم، اما پاسخی نیامد.) - A right of reply: حق پاسخگویی (فرصتی برای پاسخ دادن به یک اتهام یا انتقاد، معمولاً در رسانهها)
Example: The newspaper gave the politician a right of reply to the accusations. (روزنامه به آن سیاستمدار حق پاسخگویی به اتهامات را داد.)
جمعبندی نهایی
همانطور که مشاهده کردید، دنیای کالوکیشن های Reply بسیار گسترده و کاربردی است. با تسلط بر این همایندها، شما میتوانید از سطح یک زبانآموز مبتدی فراتر رفته و ارتباطات انگلیسی خود را به سطحی حرفهای و طبیعی برسانید. به جای استفاده مکرر از جملات ساده مانند “He replied to my email”، اکنون میتوانید با دقت بیشتری بگویید:
- He sent a prompt reply to my email. (او پاسخ سریعی به ایمیل من فرستاد.)
- I received a vague reply from him. (من پاسخ مبهمی از او دریافت کردم.)
- He replied calmly to my angry email. (او با آرامش به ایمیل عصبانی من پاسخ داد.)
توصیه ما این است که این کالوکیشنها را به صورت فعال در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. سعی کنید آنها را در قالب جمله یاد بگیرید و هر بار که با کلمه Reply مواجه میشوید، به این فکر کنید که کدام صفت، فعل یا قید میتواند معنای آن را دقیقتر و زیباتر کند. این تمرین به مرور زمان دایره لغات و تسلط شما را به شکل چشمگیری افزایش خواهد داد.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، توی ایمیلهای اداری و رسمی استفاده از Prompt reply رایجتره یا Quick reply؟
سلام سارای عزیز. در محیطهای اداری و مکاتبات رسمی، Prompt reply حرفهایتر و رایجتر هست، در حالی که Quick reply بیشتر در محیطهای دوستانه یا نیمهرسمی به کار میره.
من همیشه شک داشتم که باید بگیم Reply him یا Reply to him. الان با توضیحات شما متوجه شدم که حرف اضافه to چقدر حیاتیه. ممنون از شفافسازی.
خوشحالیم که برات مفید بوده علیرضا جان. دقیقاً همینطوره؛ یادت باشه Reply همیشه به حرف اضافه to نیاز داره، برخلاف فعل Answer که مستقیم مفعول میگیره.
آیا عبارت I’m writing in reply to your email برای شروع یک نامه رسمی مناسبه؟ یا خیلی کلیشهای شده؟
بله مریم جان، این یکی از استانداردترین و محترمانهترین روشها برای ارجاع به نامههای قبلی در مکاتبات رسمی هست و اصلاً کلیشهای محسوب نمیشه.
فرق اصلی بین Reply و Response چیه؟ من حس میکنم Response یه کم سنگینتر و رسمیتره.
دقیقاً درسته نیما! Response رسمیتره و معمولاً برای واکنش به یک عمل یا سوال عمیقتر به کار میره، در حالی که Reply بیشتر برای جواب دادن به پیام و ایمیلهای روزمره استفاده میشه.
توی فیلمها زیاد شنیدم که میگن No reply. این به معنی ‘بیجواب موندن’ هست دیگه؟ مثلاً وقتی کسی در میزنه و کسی جواب نمیده؟
بله مهسا جان، مثلاً جمله There was no reply یعنی هیچ پاسخی دریافت نشد. این ساختار وقتی کلمه Reply نقش اسم (Noun) رو داره استفاده میشه.
کالوکیشنهای صفت برای Reply واقعاً جالب بودن. مخصوصاً Sharp reply که معنی پاسخ تند و تیز میده. خیلی کاربردی بود.
ببخشید، عبارت wait for a reply درسته یا wait to reply؟ من هر دو رو شنیدم.
هر دو درستن اما معنیشون فرق میکنه. Wait for a reply یعنی منتظر جواب (از سمت کسی) موندن، اما Wait to reply یعنی صبر کردن برای اینکه خودت در زمان مناسب جواب بدی.
دمتون گرم. اگه میشه درباره کالوکیشنهای مربوط به ‘بیجواب گذاشتن’ هم مطلب بذارید. مثلاً وقتی کسی رو Ignore میکنیم.
من توی یه رمان انگلیسی دیدم نوشته بود Curt reply. معنیش همون جواب کوتاه و بیادبانهست؟
بله رویا جان، Curt به معنی کوتاه و خشک هست و معمولاً نشوندهنده اینه که طرف مقابل حوصله نداره یا میخواد بیاحترامی کنه.
استفاده از Reply به عنوان اسم (Noun) چه فرقی در ساختار جمله ایجاد میکنه؟
تفاوت در فعلهای همراهشه رضا جان. وقتی اسم باشه از فعلهایی مثل give یا receive استفاده میکنیم (e.g., Give a reply)، اما وقتی فعل باشه مستقیماً میگیم Reply to someone.
برای چتهای تلگرامی و غیررسمی، کدوم کالوکیشن رو پیشنهاد میدید که خیلی هم رسمی نباشه؟
سلام هانیه عزیز، در فضای غیررسمی عبارت Just a quick reply (فقط یک جواب سریع) یا کلماتی مثل text back خیلی رایج و دوستانه هستن.
آیا اصطلاح Negative reply در محیطهای دانشگاهی برای ریجکت شدن اپلای استفاده میشه؟
بله فرهاد جان، وقتی درخواستی رد میشه از Negative reply یا Unfavorable reply استفاده میکنن که خیلی رسمی و مودبانه هست.
تلفظ کلمه Reply استرسش روی کدوم بخش هست؟ من همیشه اشتباه میگم.
در هر دو حالتِ اسم و فعل، استرس روی بخش دوم یعنی re-PLY قرار داره. پس صدای بخش دوم باید بلندتر و کشیدهتر ادا بشه.
من همیشه از فعل answer استفاده میکردم ولی با خوندن این مقاله فهمیدم reply چقدر تنوع صفت و قید داره که جمله رو زیباتر میکنه.
کلمه Immediate reply هم معنی همون Prompt reply رو میده یا شدت فوریتش بیشتره؟
بله ثنا جان، هر دو به معنی پاسخ فوری هستن، اما Immediate تاکید بیشتری روی ‘همین الان’ و بدون فوت وقت بودنِ پاسخ داره.
توی محیط کار وقتی میخوایم بگیم ‘منتظر جواب شما هستم’، استفاده از I look forward to your reply درسته؟
ببخشید، کالوکیشن Vague reply یعنی چی؟ توی یکی از مثالها دیدمش.
مونا جان Vague یعنی مبهم. پس Vague reply یعنی جوابی که شفاف نیست و اصل مطلب رو نمیرسونه یا دوپهلو هست.
ممنون از آموزشهای عالی. لطفا درباره کالوکیشنهای کلمه Request هم مطلب بذارید.
آیا عبارت Standard reply برای جوابهای آماده و اتوماتیک سیستمها به کار میره؟
بله بهار جان، دقیقاً. به جوابهایی که از قبل آماده شدن و به همه به طور یکسان فرستاده میشن میگیم Standard reply یا Formulaic reply.
من همیشه فکر میکردم Reply with a smile درسته، ولی توی یه کتاب دیدم نوشته بود Smile in reply. کدومش رایجتره؟
هر دو استفاده میشن کامران عزیز، اما In reply بیشتر برای نشون دادن واکنش به کار میره. مثلاً He just smiled in reply یعنی در پاسخ فقط لبخند زد.