- چگونه میتوان از فعل «recognize» به شکل طبیعی و مانند یک انگلیسیزبان واقعی در جملات استفاده کرد؟
- کالوکیشن های Recognize کدامند و چه کلماتی معمولاً با آن همراه میشوند؟
- آیا «recognize» فقط به معنای «شناختن» است یا معانی گستردهتری در ترکیب با کلمات دیگر پیدا میکند؟
- تفاوت بین «recognize»، «realize» و «identify» در کاربرد عملی چیست؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فراتر از حفظ لغات مجزا است؛ درک اینکه کلمات چگونه در کنار هم قرار میگیرند و اصطلاحات طبیعی میسازند، تفاوت بین یک زبانآموز متوسط و یک سخنور مسلط را رقم میزند. یکی از این افعال پرکاربرد که اغلب زبانآموزان را به چالش میکشد، «recognize» است. ما به طور کامل به بررسی کالوکیشن های Recognize میپردازیم و با ارائه مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق فارسی، به شما کمک میکنیم تا این فعل مهم را به درستی و با اعتماد به نفس در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید.
درک عمیقتر معنای Recognize
قبل از پرداختن به کالوکیشنها، بیایید نگاهی دقیقتر به معنای فعل «recognize» بیندازیم. در سطح پایه، این فعل به معنای «شناختن» یا «به جا آوردن» کسی یا چیزی است که قبلاً دیدهاید یا میشناختید. برای مثال، شما چهره یک دوست قدیمی را در میان جمعیت «recognize» میکنید. اما معانی این فعل به همینجا محدود نمیشود. «Recognize» میتواند به معنای پذیرفتن رسمی یا قانونی یک موضوع (مانند به رسمیت شناختن یک دولت)، قدردانی کردن از زحمات کسی، یا تشخیص دادن اهمیت یک مسئله نیز باشد. درک این معانی مختلف کلید استفاده صحیح از کالوکیشنهای آن است.
کالوکیشنهای رایج Recognize: ترکیب با اسم (Recognize + Noun)
یکی از متداولترین ساختارها، ترکیب فعل «recognize» با اسمهای مختلف است. این ترکیبها معانی خاصی را منتقل میکنند که دانستن آنها ضروری است. در ادامه به مهمترین آنها اشاره میکنیم.
-
Recognize a face/voice/name: شناختن چهره/صدا/نام
این کاربرد، پایهایترین معنای فعل را نشان میدهد.
Example: I didn’t recognize his voice on the phone after so many years.
مثال: بعد از این همه سال، صدایش را پشت تلفن نشناختم.
-
Recognize the need for something: پی بردن به نیاز برای چیزی
این عبارت به معنای درک کردن و پذیرفتن این است که چیزی ضروری است.
Example: The company finally recognized the need for better customer service.
مثال: شرکت بالاخره به نیاز برای خدمات مشتریان بهتر پی برد.
-
Recognize the importance of something: درک کردن اهمیت چیزی
زمانی استفاده میشود که شما به ارزش و اهمیت یک موضوع واقف میشوید.
Example: She quickly recognized the importance of networking for her career.
مثال: او به سرعت اهمیت شبکهسازی را برای آینده شغلیاش درک کرد.
-
Recognize someone’s contribution/achievement: قدردانی از مشارکت/دستاورد کسی
این کالوکیشن به معنای تقدیر و ارزش قائل شدن برای کار یا موفقیت یک فرد است.
Example: The manager publicly recognized her contribution to the project’s success.
مثال: مدیر به صورت علنی از مشارکت او در موفقیت پروژه قدردانی کرد.
-
Recognize a government/country: به رسمیت شناختن یک دولت/کشور
این یک اصطلاح رسمی در روابط بینالملل است و به معنای پذیرش قانونی حاکمیت یک دولت است.
Example: Many nations were slow to recognize the new government.
مثال: بسیاری از ملتها در به رسمیت شناختن دولت جدید کند عمل کردند.
-
Recognize a right/claim: به رسمیت شناختن یک حق/ادعا
این عبارت به معنای پذیرفتن قانونی یا اخلاقی یک حق یا ادعا است.
Example: The court recognized his claim to the property.
مثال: دادگاه ادعای او را نسبت به آن ملک به رسمیت شناخت.
کالوکیشنهای Recognize با قید (Adverb + Recognize)
قیدها به ما کمک میکنند تا فعل را با جزئیات بیشتری توصیف کنیم. استفاده از قیدهای مناسب در کنار «recognize» به جمله شما عمق و دقت بیشتری میبخشد. در اینجا برخی از مهمترین کالوکیشن های Recognize با قیدها آورده شده است.
قیودی که نشاندهنده سرعت یا سهولت تشخیص هستند
-
Instantly/Immediately recognize: فوراً/بلافاصله شناختن
Example: I instantly recognized my old friend from across the room.
مثال: دوست قدیمیام را فوراً از آن سوی اتاق شناختم.
-
Easily recognize: به راحتی شناختن
Example: You can easily recognize the building by its unique blue roof.
مثال: شما میتوانید ساختمان را به راحتی از روی سقف آبی منحصربهفردش بشناسید.
-
Barely/Hardly recognize: به سختی شناختن
این قیدها نشان میدهند که شناختن کسی یا چیزی بسیار دشوار بوده است.
Example: He had changed so much that I barely recognized him.
مثال: او آنقدر تغییر کرده بود که به سختی شناختمش.
قیودی که نشاندهنده میزان پذیرش یا رسمیت هستند
-
Widely/Universally recognize: به طور گسترده/جهانی به رسمیت شناختن
این ترکیب معمولاً برای اشاره به ایدهها، دستاوردها یا افرادی استفاده میشود که مورد قبول همگان هستند.
Example: Marie Curie is universally recognized for her contributions to science.
مثال: ماری کوری به خاطر خدماتش به علم در سطح جهانی شناخته شده است.
-
Officially recognize: رسماً به رسمیت شناختن
Example: The organization officially recognized the new safety standards.
مثال: سازمان استانداردهای ایمنی جدید را رسماً به رسمیت شناخت.
-
Fully recognize: کاملاً درک کردن یا پذیرفتن
Example: It took him a while to fully recognize the gravity of the situation.
مثال: مدتی طول کشید تا او وخامت اوضاع را کاملاً درک کند.
ساختارهای گرامری رایج با Recognize
علاوه بر ترکیب با اسم و قید، «recognize» در ساختارهای گرامری خاصی نیز به کار میرود که دانستن آنها برای استفاده صحیح از این فعل حیاتی است.
1. Recognize that + Clause
این ساختار برای بیان پذیرش یا درک یک حقیقت یا واقعیت استفاده میشود.
Example: We must recognize that the problem is more complex than we initially thought.
مثال: ما باید بپذیریم (درک کنیم) که مشکل پیچیدهتر از آن چیزی است که در ابتدا فکر میکردیم.
2. Recognize someone/something as something
این ساختار برای معرفی یا توصیف هویت یا ماهیت چیزی به کار میرود. به معنای «کسی یا چیزی را به عنوان … پذیرفتن/شناختن» است.
Example: He is widely recognized as one of the best artists of his generation.
مثال: او به طور گسترده به عنوان یکی از بهترین هنرمندان نسل خود شناخته میشود.
Example: The treaty was recognized as a major step towards peace.
مثال: آن معاهده به عنوان یک گام بزرگ به سوی صلح به رسمیت شناخته شد.
3. Be recognized for something
این ساختار مجهول برای بیان دلیل شهرت یا قدردانی از کسی یا چیزی استفاده میشود.
Example: She was recognized for her years of dedicated service to the community.
مثال: از او به خاطر سالها خدمت صادقانه به جامعه تقدیر شد.
مقایسه Recognize با افعال مشابه: Realize و Identify
بسیاری از زبانآموزان این سه فعل را با هم اشتباه میگیرند. درک تفاوتهای ظریف بین آنها به شما کمک میکند تا انتخاب درستی در جمله خود داشته باشید.
برای روشن شدن موضوع، جدول زیر را آماده کردهایم:
| فعل | معنی اصلی | مثال کاربردی | نکته کلیدی |
|---|---|---|---|
| Recognize | شناختن چیزی که از قبل میدانستید؛ به رسمیت شناختن | I recognized her from our high school days. (من او را از دوران دبیرستان به جا آوردم.) | نیاز به یک دانش یا حافظه قبلی دارد. |
| Realize | ناگهان فهمیدن یا آگاه شدن از چیزی برای اولین بار | I suddenly realized I had left my keys at home. (ناگهان متوجه شدم کلیدهایم را در خانه جا گذاشتهام.) | یک فرآیند ذهنی و درونی است؛ به معنای «متوجه شدن». |
| Identify | تشخیص هویت یا ماهیت دقیق چیزی یا کسی | The witness was able to identify the suspect in the lineup. (شاهد توانست مظنون را در صف تشخیص هویت شناسایی کند.) | بر تشخیص هویت دقیق و مشخص کردن تمرکز دارد. |
به طور خلاصه، شما یک دوست قدیمی را recognize (به جا میآورید)، سپس realize (متوجه میشوید) که فراموش کردهاید به او زنگ بزنید و پلیس از شما میخواهد که یک مجرم را identify (شناسایی) کنید.
جمعبندی و نکات نهایی
یادگیری کالوکیشن های Recognize یکی از بهترین راهها برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شماست. این فعل بسیار فراتر از معنای ساده «شناختن» است و در زمینههای مختلفی از جمله قدردانی، پذیرش رسمی و درک عمیق مسائل به کار میرود. با به خاطر سپردن ترکیبهای رایج مانند recognize the need، widely recognized و recognize someone as، میتوانید جملاتی طبیعیتر و دقیقتر بسازید. همیشه به خاطر داشته باشید که تفاوتهای ظریف بین recognize، realize و identify را در نظر بگیرید تا بتوانید در هر موقعیتی، مناسبترین کلمه را انتخاب کنید. تمرین مستمر این کالوکیشنها در مکالمات روزمره و نوشتههایتان، کلید تسلط بر آنها خواهد بود.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه توی تشخیص فرق بین realize و recognize مشکل داشتم. الان متوجه شدم که recognize بیشتر به دیدن و به جا آوردن فیزیکی مربوط میشه. درسته؟
دقیقا علی عزیز! recognize وقتی استفاده میشه که شما چیزی یا کسی رو قبلاً دیدید و حالا «به جا میارید». اما realize بیشتر به معنی «متوجه شدن» یک حقیقت یا ایده در ذهن هست که ممکنه جنبه بصری نداشته باشه.
آیا عبارت widely recognized برای مقالات آکادمیک مناسبه؟ مثلاً بخوام بگم این تئوری خیلی شناخته شدهست؟
بله سارا جان، اتفاقاً widely recognized یکی از پرکاربردترین کالوکیشنهای رسمی و آکادمیک هست. ترکیبهای مشابه مثل internationally recognized هم برای اعتبار بخشیدن به موضوعات علمی عالی هستند.
توی فیلمها دیدم وقتی پلیس میخواد بگه جسد شناسایی شد از identify استفاده میکنه. چرا اونجا از recognize استفاده نمیکنن؟
نکته بسیار هوشمندانهای بود محمد جان. identify جنبه رسمیتر و دقیقتر داره (تطبیق دادن با هویت). recognize بیشتر یک فرآیند ذهنی و شخصی برای به یاد آوردنه. در موارد جنایی و علمی، اولویت با identify هست.
ممنون، خیلی کاربردی بود. لطفاً درباره کالوکیشنهای فعلهای پرکاربرد دیگه مثل Acknowledge هم مطلب بذارید.
حتماً نیلوفر عزیز، پیشنهاد خوبیه. اتفاقاً acknowledge و recognize در بعضی زمینهها همپوشانی دارن که حتماً در مقالات بعدی بهش میپردازیم.
یه سوال داشتم، آیا recognize فقط برای آدما و اشیاست؟ مثلاً میتونیم بگیم recognize a problem؟
بله رضا جان، کاملاً درسته. وقتی از recognize a problem صحبت میکنیم، یعنی «وجود» یک مشکل رو تشخیص دادیم و پذیرفتیم. این یکی از معانی انتزاعی و بسیار مهم این فعله.
من توی تنظیمات گوشیم دیده بودم نوشته Facial Recognition. حالا فهمیدم ریشهاش از همین فعله. مرسی از توضیحات خوبتون.
خوشحالم که برات مفید بوده مریم جان. دقیقاً، recognition اسم همون فعل recognize هست که در تکنولوژی تشخیص چهره به کار میره.
تفاوت معنایی بین fail to recognize و don’t recognize چیه؟ کدومش رسمیتره؟
عبارت fail to recognize رسمیتره و معمولاً بار معنایی قویتری داره؛ یعنی باید تشخیص میداده ولی نتونسته یا غفلت کرده. don’t recognize یه بیان ساده و روزمرهست.
مقاله خیلی کامل بود. به خصوص بخش کالوکیشنهای قیدی مثل officially recognize خیلی به دردم خورد برای رایتینگ آیلتس.
موفق باشی نازنین عزیز. استفاده درست از کالوکیشنها در رایتینگ آیلتس نمره شما رو به شدت بالا میبره چون نشوندهنده دانش زبانی نیتیو هست.
من شنیدم recognize به معنی قدردانی کردن هم به کار میره. درسته؟ مثلاً برای تشکر از زحمات یک کارمند؟
بله فرهاد جان، عالی بود. مثلاً میگیم: The company recognized his hard work. اینجا یعنی شرکت از زحماتش قدردانی کرد یا اونها رو «به رسمیت شناخت».
ببخشید تلفظ دقیق recognize چطوریه؟ اون g وسطش خونده میشه یا نه؟
بله مهسا جان، حرف g به صورت خفیف تلفظ میشه: /ˈrek.əɡ.naɪz/. دقت کن که استرس کلمه روی بخش اول هست.
کاش برای هر کالوکیشن یه مثال صوتی هم میذاشتید. ولی در کل عالی بود.
ممنون از پیشنهادت حامد عزیز، حتماً در آپدیتهای بعدی بخش صوتی رو هم اضافه میکنیم.
توی جمله He has changed so much that I hardly recognized him، کلمه hardly کالوکیشن محسوب میشه؟
بله زهرا جان، hardly recognize یکی از کالوکیشنهای بسیار رایج هست که وقتی کسی خیلی تغییر کرده باشه ازش استفاده میکنیم.
من همیشه فکر میکردم recognize یعنی فقط شناختن قیافه آدما. مرسی که معانی دیگهاش رو هم باز کردید.
آیا میشه گفت I recognized his voice؟ یا فقط برای دیدن به کار میره؟
بله فرشته عزیز، برای حواس دیگه هم به کار میره. recognized his voice یا حتی recognize a smell کاملاً درست و طبیعی هستن.
بسیار آموزنده بود. مخصوصاً جدول مقایسهای آخر مطلب خیلی کمک کرد.
لطفاً درباره افعالی که با حرف اضافه خاص میان هم مطلب بذارید. مثلاً recognize as هم داریم؟
بله الناز جان. مثلاً: He was recognized as a hero. یعنی او به عنوان یک قهرمان شناخته شد. این ساختار مجهول خیلی پرکاربرده.
عالی بود، واقعاً یادگیری لغت بدون کالوکیشن وقت تلف کردنه.
من توی دیکشنری دیدم نوشته بود recognize (Brit) و recognise (US). کدومش درستتره؟
سپیده جان، در واقع برعکس گفتی؛ Recognize با ‘z’ در انگلیسی آمریکایی رایجه و Recognise با ‘s’ در انگلیسی بریتانیایی. هر دو درست هستن، فقط باید در یک متن یکپارچه عمل کنی.
بهترین مقاله در مورد کالوکیشنهای این فعل بود که تا حالا خوندم. دمتون گرم.
فرق بین recognize و know چیه دقیقاً؟ هر دو رو میگیم شناختن.
هانیه جان، know یعنی شما کسی رو میشناسید و باهاش آشنایی دارید. اما recognize یعنی اون لحظهای که اون فرد رو میبینید و یادتون میاد که کی هست. مثلاً: I know him, but I didn’t recognize him in that costume.