- فعل Quit به چه معناست و در چه موقعیتهایی استفاده میشود؟
- رایجترین کالوکیشن های Quit در زبان انگلیسی کدامند؟
- چگونه میتوان از کالوکیشنهای فعل Quit برای ترک عادتهای بد استفاده کرد؟
- چه عباراتی با Quit برای استعفا دادن یا رها کردن شغل به کار میروند؟
- تفاوتهای ظریف بین Quit، Stop و Leave در چیست؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Quit در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فعل Quit یکی از پرکاربردترین افعال در مکالمات روزمره و متون رسمی است و دانستن نحوه استفاده صحیح از آن در کنار کلمات دیگر (کالوکیشنها)، به شما کمک میکند تا مانند یک فرد نیتیو (Native) صحبت کنید و منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری منتقل نمایید. این راهنما به شما کمک میکند تا درک عمیقتری از این فعل و همنشینهای آن پیدا کنید.
درک مفهوم فعل Quit و اهمیت کالوکیشنهای آن
فعل Quit در سادهترین تعریف به معنای «دست کشیدن»، «ترک کردن» یا «متوقف کردن» یک فعالیت، عادت، شغل یا مکان است. اما قدرت واقعی این فعل زمانی آشکار میشود که با کلمات دیگر ترکیب شده و عبارات اصطلاحی و طبیعی میسازد. به این ترکیبات رایج و طبیعی کلمات، «کالوکیشن» (Collocation) میگویند. یادگیری کالوکیشن های Quit به جای حفظ کردن کلمات به صورت مجزا، به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از ترکیبات صحیح، کلام شما را روانتر و شبیه به انگلیسیزبانان بومی میکند.
- دقیقتر باشید: هر کالوکیشن بار معنایی خاصی دارد و به شما امکان میدهد منظور خود را با وضوح بیشتری بیان کنید.
- درک مطلب بهتری داشته باشید: با شناخت این عبارات، متون و مکالمات انگلیسی را سریعتر و عمیقتر درک خواهید کرد.
شکلهای مختلف فعل Quit
یکی از ویژگیهای جالب فعل Quit این است که شکل گذشته (Past Simple) و اسم مفعول (Past Participle) آن نیز Quit است. البته در برخی موارد، به ویژه در انگلیسی بریتانیایی، شکل باقاعده “quitted” نیز ممکن است به کار رود، اما استفاده از “quit” برای هر سه حالت (حال، گذشته، اسم مفعول) بسیار رایجتر است.
- Base Form (شکل ساده): quit
- Past Simple (گذشته ساده): quit
- Past Participle (اسم مفعول): quit
- Present Participle (وجه وصفی حال): quitting
کالوکیشن های Quit مربوط به شغل و کار
یکی از متداولترین کاربردهای فعل Quit در ارتباط با ترک کردن شغل یا استعفا دادن است. در این زمینه، چندین کالوکیشن مهم وجود دارد که هر کدام تفاوتهای معنایی ظریفی دارند.
Quit your job / Quit a job
این عبارت، رایجترین و مستقیمترین راه برای گفتن «استعفا دادن» یا «کار را ترک کردن» است. این عبارت زمانی به کار میرود که فردی به صورت داوطلبانه تصمیم به ترک شغل خود میگیرد.
-
مثال ۱: She decided to quit her job and travel the world.
ترجمه: او تصمیم گرفت شغلش را ترک کند و به دور دنیا سفر کند.
-
مثال ۲: After months of pressure, he finally quit his job.
ترجمه: پس از ماهها فشار، او بالاخره از کارش استعفا داد.
Quit as [position]
این ساختار برای مشخص کردن پستی که فرد از آن استعفا داده است، به کار میرود. به جای کلمه position، عنوان شغلی قرار میگیرد.
-
مثال: He quit as manager of the team after the defeat.
ترجمه: او پس از شکست، از سمت مدیریت تیم استعفا داد.
Quit gracefully
این کالوکیشن به معنای «محترمانه یا دوستانه استعفا دادن» است. این عبارت نشان میدهد که فرد شغل خود را بدون ایجاد درگیری، ناراحتی یا خصومت ترک کرده و روابط حرفهای خود را حفظ نموده است.
-
مثال: It’s always better to quit gracefully to maintain good references for the future.
ترجمه: همیشه بهتر است که محترمانه استعفا دهید تا توصیهنامههای خوبی برای آینده داشته باشید.
Don’t quit your day job
این یک عبارت اصطلاحی و کنایهآمیز است. زمانی به کار میرود که میخواهید به شوخی به کسی بگویید در کاری که انجام میدهد (معمولاً یک سرگرمی یا تلاش جدید) چندان خوب نیست و بهتر است به شغل اصلی خود بچسبد.
-
مثال: Your singing was… interesting. I’d say, don’t quit your day job!
ترجمه: خوانندگیت… جالب بود. به نظرم بهتره به همون شغل اصلیت بچسبی!
کالوکیشن های Quit برای ترک عادتها
فعل Quit به طور گسترده برای صحبت در مورد توقف و ترک عادتهای مختلف، به خصوص عادتهای بد و ناسالم، استفاده میشود. در این ساختار، معمولاً بعد از Quit از یک فعل به صورت Gerund (فعل + ing) استفاده میشود.
Quit smoking
این یکی از شناختهشدهترین کالوکیشن های Quit است و به معنای «ترک کردن سیگار» میباشد.
-
مثال ۱: My doctor advised me to quit smoking immediately.
ترجمه: دکترم به من توصیه کرد که فوراً سیگار را ترک کنم.
-
مثال ۲: He is finding it very difficult to quit smoking.
ترجمه: ترک کردن سیگار برای او بسیار دشوار است.
Quit drinking
این عبارت به معنای «ترک کردن نوشیدن الکل» است. در این زمینه، کلمه “drinking” به طور ضمنی به مصرف نوشیدنیهای الکلی اشاره دارد.
-
مثال: After the accident, he decided to quit drinking for good.
ترجمه: بعد از آن تصادف، او تصمیم گرفت برای همیشه نوشیدن الکل را ترک کند.
Quit a habit
این یک عبارت کلیتر برای «ترک کردن یک عادت» است. شما میتوانید هر عادتی را جایگزین “a habit” کنید.
-
مثال: It takes a lot of willpower to quit a bad habit like biting your nails.
ترجمه: برای ترک یک عادت بد مانند جویدن ناخن، اراده زیادی لازم است.
Quit cold turkey
این یک اصطلاح بسیار رایج و مهم است که به معنای «ترک کردن ناگهانی و کامل یک عادت» (بهویژه سیگار یا مواد مخدر) است، بدون هیچگونه کاهش تدریجی. این روش معمولاً با علائم خماری شدید همراه است.
-
مثال ۱: He tried to reduce his caffeine intake, but in the end, he had to quit cold turkey.
ترجمه: او سعی کرد مصرف کافئین خود را کاهش دهد، اما در نهایت مجبور شد به طور ناگهانی آن را ترک کند.
-
مثال ۲: The best way to stop smoking for some people is to quit cold turkey.
ترجمه: برای برخی افراد بهترین راه برای ترک سیگار، ترک ناگهانی آن است.
سایر کالوکیشنهای مهم و کاربردی فعل Quit
علاوه بر دستهبندیهای بالا، ترکیبات مفید دیگری نیز با فعل Quit وجود دارند که در موقعیتهای مختلف به کار میروند.
Quit school
این عبارت به معنای «ترک تحصیل کردن» یا «مدرسه را رها کردن» است.
-
مثال: He had to quit school to support his family.
ترجمه: او مجبور شد برای حمایت از خانوادهاش ترک تحصیل کند.
Quit complaining
یک عبارت امری و غیررسمی برای گفتن «دست از شکایت کردن بردار» یا «دیگر غر نزن».
-
مثال: Just quit complaining and do something about the problem!
ترجمه: فقط دست از غر زدن بردار و کاری برای حل مشکل انجام بده!
Quit wasting time/money
این ساختار برای توصیه به دیگران جهت «متوقف کردن اتلاف وقت یا پول» به کار میرود.
-
مثال: You need to quit wasting money on things you don’t need.
ترجمه: تو باید دست از هدر دادن پول برای چیزهایی که نیاز نداری، برداری.
Call it quits
این یک اصطلاح است به معنی «پایان دادن به یک فعالیت»، «دست کشیدن از تلاش» یا «اعلام تساوی». این عبارت نشان میدهد که طرفین تصمیم گرفتهاند دیگر ادامه ندهند.
-
مثال: We’ve been arguing for hours. Let’s just call it quits.
ترجمه: ساعتهاست که داریم بحث میکنیم. بیا تمامش کنیم.
جدول مقایسهای: Quit در برابر Stop و Leave
گرچه این سه فعل گاهی معنای نزدیکی دارند، اما تفاوتهای مهمی بین آنها وجود دارد که درک آنها برای استفاده صحیح ضروری است.
| فعل (Verb) | کاربرد اصلی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Quit | ترک کردن دائمی و اغلب داوطلبانه یک شغل، عادت یا فعالیت. | He quit his job last month. | او ماه گذشته شغلش را ترک کرد. |
| Stop | متوقف کردن یک عمل، چه به صورت موقت و چه دائمی. تمرکز بر روی خود عمل است. | Please stop making that noise. | لطفاً آن صدا را متوقف کن. |
| Leave | ترک کردن یک مکان فیزیکی یا جدا شدن از یک فرد. | I have to leave the office at 5 PM. | من باید ساعت ۵ دفتر را ترک کنم. |
جمعبندی و نکات نهایی
یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Quit میتواند سطح زبان انگلیسی شما را به طور چشمگیری ارتقا دهد. به جای استفاده از عبارات ساده و گاهی نامناسب، این کالوکیشنها به شما اجازه میدهند تا با دقت و ظرافتی مشابه یک فرد بومی صحبت کنید. به یاد داشته باشید که بهترین راه برای تسلط بر این عبارات، دیدن و شنیدن آنها در متنها و مکالمات واقعی و سپس تمرین و تکرار فعالانه آنهاست.
در این مقاله، ما به بررسی مهمترین و رایجترین ترکیبات فعل Quit در دستهبندیهای مختلف پرداختیم. از این پس سعی کنید هنگام صحبت یا نوشتن در مورد ترک شغل، کنار گذاشتن یک عادت یا پایان دادن به یک فعالیت، از این کالوکیشنهای دقیق و طبیعی استفاده کنید تا مهارت زبانی خود را به نمایش بگذارید.




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، آیا عبارت Quit your job با Resign تفاوت معنایی زیادی داره؟ من شنیدم Resign رسمیتره.
دقیقاً همینطوره امیررضا جان! Quit در مکالمات روزمره و غیررسمی خیلی رایجه، اما Resign کاملاً رسمی هست و بیشتر در نامههای اداری و محیطهای کاری جدی استفاده میشه.
من همیشه توی فیلمها میشنوم که میگن Quit smoking. آیا برای عادتهای دیگه مثل ناخن جویدن هم میشه از Quit استفاده کرد؟
بله سارا عزیز، برای هر عادتی که قصد ترک کردنش رو داری میتونی از Quit استفاده کنی. مثلاً Quit biting your nails کاملاً درسته و استفاده میشه.
تفاوت Quit و Stop خیلی برام مبهم بود، مرسی که بازش کردید. یعنی Quit بیشتر برای توقف دائمی به کار میره؟
خواهش میکنم مهدی جان. بله، Quit معمولاً بار معنایی قویتری داره و به معنی کنار گذاشتن چیزی برای همیشه است، در حالی که Stop ممکنه فقط یک توقف لحظهای یا موقت باشه.
مقاله خیلی کاربردی بود. راستی اصطلاح Quit cold turkey هم به همین موضوع مربوط میشه؟ من یه جا شنیدم برای ترک ناگهانی سیگار به کار میره.
چه نکته هوشمندانهای! بله نازنین جان، Quit cold turkey یک Idiom بسیار رایجه و به معنی اینه که یک عادت رو به صورت ناگهانی و بدون کم کردن تدریجی، کنار بگذاری.
من شنیدم که فعل Quit در زمان گذشته هم همون Quit باقی میمونه. آیا Quitted اشتباهه؟
آرش عزیز، هر دو صورت درسته اما Quit به عنوان زمان گذشته و شکل سوم فعل در انگلیسی آمریکایی خیلی رایجتره. Quitted بیشتر در انگلیسی بریتانیایی قدیمی دیده میشه.
کالوکیشنهای Quit the game یا Quit school خیلی برام جالب بود. آیا برای دانشگاه هم میشه گفت Quit university؟
بله فاطمه جان، اما برای انصراف از تحصیل یا ترک دانشگاه معمولاً از عبارت رایجتر Drop out of university استفاده میکنیم که تخصصیتره.
توی بازیهای آنلاین وقتی کسی یهو میره بیرون میگن Rage quit. این هم جزو همین دسته کالوکیشنهاست؟
بله پویا! Rage quit یک اصطلاح عامیانه یا Slang هست و زمانی استفاده میشه که کسی از روی عصبانیت بازی رو نیمهکاره رها میکنه. مثال خیلی خوبی زدی.
واقعاً دونستن این کالوکیشنها کمک میکنه که مثل یک نیتیو صحبت کنیم. لطفاً برای فعلهای دیگه مثل Get هم اینطوری مقاله بنویسید.
ممنون از انرژی مثبتی که دادی مریم عزیز. حتماً! فعل Get دنیای بزرگی از کالوکیشنها داره و در لیست مقالات آیندهمون هست.
عبارت Quit on me چه معنایی میده؟ مثلاً My car quit on me.
رضا جان، وقتی میگیم چیزی Quit on someone، یعنی در زمانی که بهش نیاز داشتیم از کار افتاده یا خراب شده. در مورد ماشین یعنی وسط راه خراب شده.
من همیشه Quit رو با Leave اشتباه میگرفتم. ممنون که تفاوتشون رو در مورد ترک شغل توضیح دادید.
خوشحالم که برات مفید بوده نیلوفر جان. یادت باشه Leave خنثی هست، اما Quit ممکنه کمی بار احساسی یا غیررسمی داشته باشه.
خیلی عالی بود. کاش چندتا مثال هم از Quit doing something میزدید که بعدش فعل با ing بیاد.
نکته خوبی بود حسین عزیز. مثلاً: He quit drinking coffee یا She quit complaining. همیشه بعد از Quit اگر فعل بیاد، باید به صورت gerund یا همون ingدار باشه.
آیا Quit کلمه بیادبانهای محسوب میشه اگر به رئیسمون بگیم؟
بیادبانه نیست سپیده جان، ولی خیلی مستقیم و غیررسمیه. بهتره در محیط کار از I’m resigning یا I’m leaving the company استفاده کنی تا حرفهایتر به نظر برسی.
من توی یک پادکست شنیدم Don’t be a quitter. این کلمه Quitter هم از همین ریشه است؟
بله فرهاد جان. Quitter به کسی میگن که خیلی زود ناامید میشه و کار رو نیمهکاره رها میکنه. اصطلاح معروف Never be a quitter یعنی هیچوقت جا نزن!
کالوکیشنهای مربوط به عادتهای بد خیلی کاربردی بودن، مخصوصاً برای بخش Speaking آیلتس.
دقیقا الهام عزیز! استفاده از کالوکیشنهای درست مثل Quit a habit به جای کلمات ساده، نمره واژگان شما رو در آزمون آیلتس بالا میبره.
فرق Quit و Give up چیه؟ توی خیلی از جملهها جای هم استفاده میشن.
جواد جان، Give up بیشتر بار معنایی «تسلیم شدن» داره، اما Quit بیشتر به معنی «متوقف کردن فعالیت» هست. هرچند در مورد ترک عادت، مثل Quit smoking و Give up smoking، هر دو کاملاً درست و مشابه هستن.
ممنون از سایت خوبتون. بخش تفاوت ظریف کلمات خیلی به دردم خورد.
تلفظ درست Quit با Quiet و Quite خیلی شبیه هم هستن، کاش یه اشارهای هم به اونا میکردید.
نکته بسیار مهمی بود رویا جان! Quit (کویت – کوتاه)، Quite (کوآیت – به معنی کاملاً) و Quiet (کوآیت – به معنی ساکت). حتماً در یک پست جداگانه این کلمات گیجکننده رو بررسی میکنیم.
مثالهای مقاله خیلی به من کمک کرد تا متوجه بشم چطوری در جملات واقعی از این فعل استفاده کنم.
آیا میتونیم بگیم Quit a relationship؟
نگین عزیز، معمولاً برای رابطه از End a relationship یا Break up استفاده میکنیم. Quit برای رابطه خیلی رایج نیست، مگر اینکه بخوای بگی کلاً از تلاش کردن برای اون رابطه دست کشیدی.
عالی بود، خسته نباشید.