مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
کالوکیشن های Put

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای شگفت‌انگیز کالوکیشن های Put در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. بسیاری از زبان‌آموزان فعل “put” را تنها با معنی ساده «گذاشتن» می‌شناسند، در حالی که این فعل یکی از پرکاربردترین و انعطاف‌پذیرترین افعال در انگلیسی است که در ترکیب با کلمات دیگر، معانی کاملاً جدید و متنوعی خلق می‌کند. یادگیری این ترکیبات یا کالوکیشن‌ها، کلید اصلی برای عبور از سطح مبتدی و صحبت کردن مانند یک فرد انگلیسی‌زبان (Native) است. با ما همراه باشید تا مجموعه‌ای از ضروری‌ترین و کاربردی‌ترین کالوکیشن‌های این فعل را به همراه مثال‌های واضح و ترجمه فارسی بیاموزید و سطح زبان خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:تفاوت “Derby” و “El Clasico” (تلفظ داربی یا دربی؟)

چرا یادگیری کالوکیشن های Put اهمیت دارد؟

قبل از آنکه به لیست بلندبالای این ترکیبات بپردازیم، بهتر است بدانیم چرا یادگیری آن‌ها تا این حد مهم است. زبان انگلیسی فقط مجموعه‌ای از لغات و گرامر نیست؛ بلکه نحوه ترکیب صحیح کلمات با یکدیگر نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. استفاده از کالوکیشن‌های صحیح باعث می‌شود:

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن” به انگلیسی چی میشه؟

کالوکیشن های Put مربوط به اعمال فشار و تأکید

یکی از دسته‌های مهم کالوکیشن‌های این فعل، مربوط به ایجاد فشار، تأکید و اولویت‌بندی است. این عبارات در محیط‌های کاری، اجتماعی و شخصی بسیار پرکاربرد هستند.

Put pressure on someone/something

این کالوکیشن به معنای «تحت فشار قرار دادن کسی یا چیزی» برای انجام یک کار است. این فشار می‌تواند روانی، اجتماعی یا کاری باشد.

مثال: The manager is putting pressure on us to finish the project by Friday.

ترجمه: مدیر دارد به ما فشار می‌آورد که پروژه را تا روز جمعه تمام کنیم.

Put emphasis on something

این عبارت به معنای «تأکید کردن بر روی چیزی» یا مهم جلوه دادن آن است. معمولاً برای برجسته کردن اهمیت یک موضوع به کار می‌رود.

مثال: Our company puts a lot of emphasis on customer satisfaction.

ترجمه: شرکت ما تأکید زیادی بر رضایت مشتری دارد.

Put someone/something first

این کالوکیشن یعنی «کسی یا چیزی را در اولویت قرار دادن». به این معنا که شما آن شخص یا موضوع را از هر چیز دیگری مهم‌تر می‌دانید.

مثال: He always puts his family first, no matter how busy he is.

ترجمه: او همیشه خانواده‌اش را در اولویت قرار می‌دهد، فرقی نمی‌کند چقدر سرش شلوغ باشد.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی GG و BG در پایان بازی (اتیکت گیمری)

کالوکیشن های Put مربوط به پایان دادن و متوقف کردن

گروهی دیگر از این کالوکیشن‌ها برای اشاره به متوقف کردن، خاتمه دادن یا به تعویق انداختن چیزی به کار می‌روند و در مکالمات رسمی و غیررسمی بسیار رایج هستند.

Put an end to something

این عبارت قوی به معنای «پایان دادن به چیزی» است، معمولاً چیزی که ناخوشایند یا مضر بوده است. این کالوکیشن حس قاطعیت را منتقل می‌کند.

مثال: We need to put an end to this argument and find a solution.

ترجمه: ما باید به این بحث و جدل پایان دهیم و یک راه‌حل پیدا کنیم.

Put a stop to something

این کالوکیشن نیز معنایی بسیار نزدیک به قبلی دارد و به معنی «جلوی چیزی را گرفتن» یا «متوقف کردن» است، خصوصاً وقتی چیزی در حال وقوع است و باید سریعاً متوقف شود.

مثال: The principal decided to put a stop to bullying in the school.

ترجمه: مدیر تصمیم گرفت جلوی قلدری در مدرسه را بگیرد.

Put something on hold

این عبارت به معنای «متوقف کردن موقتی» یا «به تعویق انداختن» یک برنامه یا فعالیت است. برخلاف دو مورد قبل، این توقف دائمی نیست.

مثال: They had to put their wedding plans on hold due to the pandemic.

ترجمه: آن‌ها مجبور شدند به خاطر همه‌گیری، برنامه‌های عروسی خود را موقتاً متوقف کنند.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:حرکات “Calisthenics” (بدنسازی خیابانی)

کالوکیشن های Put مربوط به اجرا و عمل

این دسته از کالوکیشن‌ها به اجرایی کردن ایده‌ها، قوانین و برنامه‌ها اشاره دارند و در زمینه‌های مدیریتی و برنامه‌ریزی بسیار کاربردی هستند.

Put something into practice

این عبارت یعنی «چیزی را در عمل پیاده کردن» یا «به اجرا درآوردن». معمولاً به یک ایده، تئوری یا برنامه اشاره دارد که قرار است عملی شود.

مثال: It’s a great idea, but it’s difficult to put it into practice.

ترجمه: ایده فوق‌العاده‌ای است، اما عملی کردن آن دشوار است.

Put a plan into action/effect

این کالوکیشن نیز معنایی مشابه مورد قبلی دارد و به معنای «اجرایی کردن یک نقشه» است. تمرکز آن بیشتر بر روی شروع اجرای یک برنامه مشخص است.

مثال: As soon as we get the approval, we will put the plan into action.

ترجمه: به محض اینکه تأییدیه را بگیریم، نقشه را اجرایی خواهیم کرد.

Put something in place

این عبارت به معنای «برقرار کردن» یا «ایجاد کردن» یک سیستم، قانون یا رویه است. معمولاً به آماده‌سازی زیرساخت‌ها برای یک هدف مشخص اشاره دارد.

مثال: The government has put new security measures in place at all airports.

ترجمه: دولت تدابیر امنیتی جدیدی را در تمام فرودگاه‌ها برقرار کرده است.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:دسته PS5: “Haptic Feedback” یعنی چی؟ (لرزش هوشمند)

کالوکیشن های Put با مفاهیم انتزاعی و احساسی

فعل “put” در ترکیب با کلمات دیگر می‌تواند مفاهیم کاملاً انتزاعی مانند اعتماد، سرزنش، ریسک و… را بیان کند. این دسته از کالوکیشن های Put بسیار پرکاربرد و مهم هستند.

Put the blame on someone

این عبارت به معنای «تقصیر را به گردن کسی انداختن» یا «کسی را مقصر دانستن» است.

مثال: Don’t try to put the blame on me for your own mistakes.

ترجمه: سعی نکن تقصیر اشتباهات خودت را گردن من بیندازی.

Put your trust in someone

این کالوکیشن یعنی «به کسی اعتماد کردن». این عبارت حس سپردن اطمینان و باور خود به یک شخص دیگر را منتقل می‌کند.

مثال: I made a mistake when I put my trust in him.

ترجمه: اشتباه کردم که به او اعتماد کردم.

Put someone at risk

این عبارت به معنای «کسی را در معرض خطر قرار دادن» است. نشان‌دهنده ایجاد یک موقعیت خطرناک برای یک فرد است.

مثال: Driving recklessly puts everyone at risk.

ترجمه: رانندگی بی‌ملاحظه همه را در معرض خطر قرار می‌دهد.

Put your mind to something

این کالوکیشن به معنای «تمرکز کامل خود را روی چیزی گذاشتن» یا «مصمم شدن برای انجام کاری» است. این عبارت نشان‌دهنده اراده و تمرکز قوی است.

مثال: You can achieve anything if you put your mind to it.

ترجمه: تو می‌توانی به هر چیزی دست پیدا کنی اگر تمام تمرکزت را روی آن بگذاری.

📌 بیشتر بخوانید:دعوا کردن به انگلیسی: چطور بدون فحش طرف رو بشونیم سر جاش؟

جدول کالوکیشن های رایج دیگر با Put

در جدول زیر، لیستی از دیگر کالوکیشن های Put که بسیار رایج هستند به همراه معنی، مثال و ترجمه ارائه شده است تا بتوانید به راحتی آن‌ها را مرور و به خاطر بسپارید.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال انگلیسی ترجمه مثال
Put someone down کسی را تحقیر کردن، دست کم گرفتن He’s always putting his wife down in front of others. او همیشه همسرش را جلوی دیگران تحقیر می‌کند.
Put something off به تعویق انداختن، موکول کردن I have to put off the meeting until next week. مجبورم جلسه را به هفته آینده موکول کنم.
Put up with something/someone تحمل کردن چیزی یا کسی I can’t put up with his rude behavior anymore. دیگر نمی‌توانم رفتار گستاخانه او را تحمل کنم.
Put something forward پیشنهاد دادن، مطرح کردن (ایده، نظر) She put forward a new proposal at the meeting. او پیشنهاد جدیدی را در جلسه مطرح کرد.
Put words into someone’s mouth حرف در دهان کسی گذاشتن Stop putting words into my mouth! I never said that. حرف در دهان من نگذار! من هرگز چنین چیزی نگفتم.
Put someone in their place کسی را سر جایش نشاندن His arrogant comment gave me the perfect opportunity to put him in his place. نظر متکبرانه‌اش فرصت عالی را به من داد تا او را سر جایش بنشانم.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:ماجرای “اسفند دود کردن” برای چشم‌زخم (ترجمه برای توریست)

نتیجه‌گیری: چگونه این کالوکیشن‌ها را به خاطر بسپاریم؟

یادگیری کالوکیشن های Put مانند یادگیری هر لغت یا ساختار جدیدی نیازمند تمرین و تکرار است. صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای اینکه این عبارات به بخشی از دایره واژگان فعال شما تبدیل شوند، راهکارهای زیر را پیشنهاد می‌کنیم:

  1. جمله‌سازی کنید: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد می‌گیرید، حداقل سه جمله متفاوت بنویسید که مربوط به زندگی و تجربیات شخصی خودتان باشد. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک می‌کند.
  2. به دنبال مثال‌های واقعی بگردید: هنگام تماشای فیلم، خواندن کتاب یا گوش دادن به پادکست، با دقت به دنبال این ترکیبات بگردید. شنیدن آن‌ها در بستر واقعی، بهترین راه برای درک کامل کاربردشان است.
  3. در مکالمات خود استفاده کنید: از به کار بردن این عبارات نترسید. حتی اگر در ابتدا کمی اشتباه کنید، بهترین راه برای یادگیری، استفاده عملی از آن‌هاست. سعی کنید در کلاس زبان یا با دوستان خود از این کالوکیشن‌ها استفاده کنید.

در نهایت، به یاد داشته باشید که تسلط بر کالوکیشن های Put یک گام بزرگ در مسیر روان و طبیعی صحبت کردن به زبان انگلیسی است. با صرف کمی وقت و تمرین، شما نیز می‌توانید مانند یک فرد نیتیو از این عبارات قدرتمند و کاربردی استفاده کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 372

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. خیلی مقاله کاربردی بود! من همیشه فکر می‌کردم Put on فقط برای لباس پوشیدن استفاده میشه، نمی‌دونستم برای وزن اضافه کردن هم به کار میره. مثالی که زدین خیلی شفاف بود.

    1. خوشحالیم که براتون مفید بوده سارا جان. بله، عبارت Put on weight یکی از رایج‌ترین ترکیب‌هاست. مثلاً: I’ve put on a lot of weight recently.

  2. تفاوت Put off با Postpone در چیه؟ آیا هر دو رو میشه در نامه‌های رسمی استفاده کرد؟

    1. سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود امیررضا عزیز. Postpone رسمی‌تر هست و معمولاً در محیط‌های کاری و آکادمیک استفاده میشه، اما Put off یک Phrasal Verb هست که بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد داره.

  3. من توی سریال Friends شنیدم که می‌گفت Put up with her. یعنی چی دقیقاً؟ منظورش تحمل کردن بود؟

    1. دقیقاً مریم جان! Put up with یعنی تحمل کردن کسی یا شرایطی که آزاردهنده است. مثلاً: I can’t put up with this noise anymore (دیگه نمی‌تونم این سر و صدا رو تحمل کنم).

  4. کالوکیشن Put forward برای پیشنهاد دادن ایده هم استفاده میشه؟ مثلاً توی جلسه؟

    1. بله رضا جان. عبارت Put forward a suggestion یا Put forward an idea برای مطرح کردن پیشنهادات در جلسات بسیار حرفه‌ای و رایج هست.

  5. ممنون از سایت خوبتون. لطفاً درباره Put away هم توضیح بدید، من همیشه با Put down اشتباهش می‌گیرم.

    1. فاطمه عزیز، Put away یعنی چیزی رو سر جاش گذاشتن (مثلاً بعد از خرید)، اما Put down یعنی چیزی رو که در دست داری زمین بگذاری. مثلاً: Put away your clothes (لباسات رو جمع کن و بذار توی کمد).

  6. عبارت Put an end to چیزی که اینجا گفتین، همون معنی Stop رو میده دیگه؟ کدومش قشنگ‌تره توی رایتینگ آیلتس؟

    1. بله مهدی جان، معنای متوقف کردن میده. برای رایتینگ آیلتس (تسک ۲)، استفاده از Put an end to یا Put a stop to نمره واژگان (Lexical Resource) شما رو بالاتر می‌بره چون سطح پیشرفته‌تری داره.

  7. واقعاً عالی بود! من همیشه توی پیدا کردن فعل مناسب برای ‘خاموش کردن آتش’ مشکل داشتم، نمی‌دونستم Put out میشه استفاده کرد.

  8. سلام، تلفظ Put در حالت‌های مختلف عوض میشه؟ مثلاً وقتی با Up میاد؟

    1. سلام آرش عزیز. خیر، تلفظ خود کلمه Put تغییر نمی‌کنه (پوت)، اما در اتصال به کلمه بعدی (Linking)، ممکنه صدای ت (t) کمی نرم‌تر شنیده بشه.

  9. من شنیدم Put across برای انتقال مفاهیم به کار میره. درسته؟ مثلاً Put my point across؟

    1. کاملاً درسته نگار جان. وقتی می‌خوای منظورت رو به درستی به بقیه بفهمونی از Put across استفاده می‌کنی. خیلی اصطلاح سطح بالایی هست.

  10. ای کاش برای هر کدوم یه فایل صوتی هم می‌ذاشتین که تلفظ‌ها رو بهتر یاد بگیریم. ولی در کل مطالب عالی بود.

  11. کالوکیشن Put into words خیلی برام جالب بود. همون ‘در قالب کلمات بیان کردن’ خودمون میشه دیگه؟

    1. بله زهرا جان، دقیقاً معادل همون هست. مثلاً وقتی می‌گیم: It’s hard to put my feelings into words (سخته که احساساتم رو در قالب کلمات بیان کنم).

  12. توی لهجه آمریکایی و بریتانیایی تفاوتی در استفاده از این کالوکیشن‌ها هست؟

    1. در اکثر این موارد خیر، حامد عزیز. این کالوکیشن‌ها در هر دو لهجه کاملاً استاندارد و پرکاربرد هستند.

    1. پریسا جان، Put on a play به معنای ‘اجرا کردن’ یا ‘به روی صحنه بردن’ یک نمایش هست. مثلاً گروه‌های تئاتر این کار رو انجام می‌دن.

  13. دمتون گرم، خیلی وقته دنبال یه لیست کامل از ترکیب‌های فعل Put بودم. بقیه فعل‌های پرکاربرد مثل Get و Take رو هم بذارید.

  14. من یه جا دیدم نوشته بود Put through. این برای وصل کردن تماس تلفنی هم استفاده میشه؟

    1. بله الهام عزیز. وقتی می‌خوای کسی رو به اپراتور یا شخص دیگه‌ای پشت تلفن وصل کنی می‌گی: Could you put me through to the manager?

  15. ببخشید Put aside فقط برای پول پس‌انداز کردن هست یا برای وقت هم میشه؟

    1. هر دو، علی جان! هم برای پول (Put aside some money) و هم برای زمان گذاشتن برای یک کار خاص (Put aside some time) استفاده میشه.

  16. مقاله خیلی کامل بود. به خصوص بخش مثال‌ها که ترجمه فارسی داشت خیلی به درک جملات کمک کرد.

    1. نازنین جان، Put on به ‘عملِ پوشیدن’ اشاره داره (لحظه‌ای که لباس رو می‌پوشی)، اما Wear به ‘حالتِ پوشیدن’ (وقتی لباس تنِ شماست). مثال: I’m putting on my coat (دارم پالتوم رو می‌پوشم) vs I’m wearing a coat (پالتو تنمه).

    1. پویا جان، این اصطلاح یعنی ‘کسی رو سر جاش نشوندن’ یا به کسی فهموندن که مغرور شده یا حد خودش رو رعایت نکرده. پس معمولاً بار معنایی تندی داره.

  17. خیلی ممنون، این پست‌ها باعث میشه انگلیسی رو Native تر یاد بگیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *