مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Push در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Push یکی از بهترین راه‌ها برای درک عمیق‌تر این فعل پرکاربرد و استفاده صحیح از آن در موقعیت‌های مختلف است. بسیاری از زبان‌آموزان با معنای اصلی «هل دادن» آشنا هستند، اما قدرت واقعی این فعل در ترکیب با کلمات دیگر نهفته است. با ما همراه باشید تا مجموعه‌ای از کاربردی‌ترین و مهم‌ترین کالوکیشن‌های فعل push را به همراه مثال‌های واضح و ترجمه فارسی بیاموزید و سطح مکالمه و نوشتار خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Red Flag”: پرچم قرمزهای رابطه

کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟

قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Push برویم، بیایید یک تعریف ساده از کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعه‌ای از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و معمول با هم به کار می‌روند. برای یک انگلیسی‌زبان، گفتن «fast food» طبیعی است، اما «quick food» عجیب به نظر می‌رسد، هرچند که quick و fast هر دو به معنای «سریع» هستند. یادگیری این ترکیب‌های طبیعی به شما کمک می‌کند تا مانند یک فرد بومی صحبت کنید و از ساختارهای نامانوس و ترجمه‌های تحت‌اللفظی دوری کنید. فعل «push» نیز از این قاعده مستثنی نیست و با کلمات مختلفی ترکیب می‌شود تا معانی جدید و متنوعی بسازد.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:فرق “Grind” و “Farm” (کارگری تو بازی!)

رایج‌ترین کالوکیشن های Push با اسم (Noun)

در این بخش به بررسی ترکیب فعل push با اسم‌های مختلف می‌پردازیم. این ترکیب‌ها اغلب معانی ملموس یا مجازی دارند و در مکالمات روزمره بسیار رایج هستند.

Push a button / a switch

این یکی از ساده‌ترین و رایج‌ترین کالوکیشن‌هاست و به معنای «فشردن یک دکمه یا کلید» است.

Push a cart / a stroller / a wheelchair

این کالوکیشن به معنای هل دادن وسایلی است که چرخ دارند، مانند چرخ خرید، کالسکه بچه یا ویلچر.

Push your luck

این یک عبارت اصطلاحی به معنای «بیش از حد ریسک کردن» یا «به شانس خود بیش از حد تکیه کردن» است. زمانی استفاده می‌شود که کسی در یک موقعیت خوب قرار دارد اما با زیاده‌خواهی ممکن است همه چیز را خراب کند.

Push the limits / boundaries

این کالوکیشن به معنای «فراتر رفتن از حد و مرزهای معمول»، «به چالش کشیدن محدودیت‌ها» یا «نوآوری کردن» است.

Push an agenda / a policy

این عبارت به معنای «ترویج یا پیشبرد یک برنامه، ایده یا سیاست خاص» است، که گاهی با اصرار و به صورت یک‌جانبه انجام می‌شود.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:چرا همه تو چت مینویسن “F”؟ (ریشه اصلی Press F to Pay Respects)

کالوکیشن‌های فعل Push برای تشویق و فشار آوردن

یکی از کاربردهای مجازی و بسیار مهم فعل push، استفاده از آن برای تحت فشار قرار دادن یا تشویق کردن افراد است. در این حالت، «هل دادن» به معنای اعمال فشار روانی یا ایجاد انگیزه است.

Push someone to do something

به معنای «کسی را برای انجام کاری تحت فشار قرار دادن» یا «مجبور کردن» است.

Push someone into doing something

این ساختار نیز مشابه قبلی است اما تاکید بیشتری بر «وادار کردن» کسی به انجام کاری دارد که شاید تمایلی به آن ندارد.

Push for something

این عبارت به معنای «با اصرار چیزی را درخواست کردن» یا «برای رسیدن به چیزی تلاش زیاد کردن» است.

Give someone a push

این یک کالوکیشن دوستانه‌تر است و به معنای «کسی را تشویق کردن» یا «هل دادن به سمت یک شروع» است.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:سندروم “لهجه خارجی”: وقتی بعد از ضربه به سر، بریتیش میشی!

عبارات و اصطلاحات رایج با Push

فعل push در بسیاری از اصطلاحات و عبارات روزمره انگلیسی نیز به کار می‌رود که دانستن آنها برای درک بهتر مکالمات ضروری است.

When push comes to shove

این اصطلاح به معنای «وقتی وضعیت بحرانی یا جدی می‌شود» یا «وقتی کار به جاهای باریک می‌کشد» است.

Push the boat out

این یک اصطلاح بریتانیایی است و به معنای «ولخرجی کردن» یا «جشن گرفتن مفصل» به مناسبتی خاص است.

Pushing up daisies

این یک عبارت عامیانه و طنزآمیز برای گفتن اینکه «کسی مرده است» می‌باشد. (معادل «سینه قبرستان خوابیدن» در فارسی).

📌 این مقاله را از دست ندهید:“ببخشید پشتم به شماست” به انگلیسی چی میشه؟

کاربردهای دیگر کالوکیشن های Push

فعل push کاربردهای دیگری نیز دارد که شاید کمتر شناخته شده باشند. در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم.

Pushing + a number (age)

این ساختار برای بیان اینکه کسی به یک سن خاص «نزدیک می‌شود» به کار می‌رود.

Be pushed for time / money

این عبارت به معنای «وقت یا پول کمی داشتن» و «در مضیقه بودن» است.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Resolutioners” (ورزشکارهای شنبه‌ای)

جدول مقایسه کالوکیشن‌های کلیدی Push

برای جمع‌بندی و مرور بهتر، برخی از مهم‌ترین کالوکیشن های Push را در جدول زیر مقایسه کرده‌ایم:

کالوکیشن معنی فارسی نوع کاربرد
Push the limits فراتر رفتن از مرزها، به چالش کشیدن مجازی / مفهومی
Push a button فشردن یک دکمه فیزیکی / ملموس
Push your luck ریسک زیادی کردن، به شانس تکیه کردن اصطلاحی
Push for something اصرار ورزیدن برای چیزی، با جدیت خواستن مذاکره / درخواست
Be pushed for time وقت کم داشتن، در تنگنای زمانی بودن بیان وضعیت
📌 موضوع مشابه و کاربردی:کپشن‌های انگلیسی “Dark” و کوتاه برای اینستاگرام (مخصوص مود غمگین)

نتیجه‌گیری

همانطور که مشاهده کردید، فعل push بسیار فراتر از معنای ساده «هل دادن» است. با یادگیری کالوکیشن های Push، شما می‌توانید منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و درک بهتری از مکالمات و متون انگلیسی داشته باشید. این ترکیب‌های کلمه‌ای بخش جدایی‌ناپذیر زبان هستند و تسلط بر آنها تفاوت بین یک زبان‌آموز سطح متوسط و یک کاربر حرفه‌ای زبان را رقم می‌زند. پیشنهاد می‌کنیم این کالوکیشن‌ها را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید تا به تدریج به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 710

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یک سوال داشتم، عبارت pushing 40 که برای سن به کار میره، آیا می‌تونیم برای زمان هم استفاده کنیم؟ مثلاً pushing 5 o’clock؟

    1. سلام سارای عزیز، بله کاملاً درسته! عبارت push را می‌توان برای زمان هم به کار برد تا نشان دهیم به ساعت خاصی نزدیک می‌شویم. مثلاً It’s pushing midnight یعنی داره به نیمه‌شب نزدیک میشه.

  2. تفاوت دقیق بین press the button و push the button چیه؟ من تو فیلم‌ها هر دو رو شنیدم.

    1. سوال خیلی خوبی بود آرش جان. در اکثر موارد این دو به جای هم استفاده می‌شوند، اما press کمی رسمی‌تر است و معمولاً برای دکمه‌های ظریف‌تر یا لمسی به کار می‌رود، در حالی که push بیشتر حس فیزیکی هل دادن را منتقل می‌کند.

  3. واقعاً یادگیری کالوکیشن‌ها باعث میشه انگلیسی ما از حالت رباتیک خارج بشه. من همیشه فقط معنی هل دادن رو برای push بلد بودم.

  4. عبارت push through رو در یک پادکست شنیدم که درباره مشکلات صحبت می‌کرد. آیا اینجا به معنی «ادامه دادن با وجود سختی» هست؟

    1. دقیقاً همینطوره علی عزیز. Push through یعنی با وجود موانع و سختی‌ها، به تلاش ادامه دادن تا به هدف برسیم. معادل فارسی‌اش می‌تونه «از پسِ سختی براومدن» باشه.

  5. من عبارت Don’t push your luck رو زیاد شنیدم. این اصطلاح بار منفی داره یا مثبت؟

    1. نیما جان، این یک هشدار است و بار منفی دارد. یعنی «زیاده‌روی نکن» یا «با دم شیر بازی نکن». زمانی استفاده می‌شود که کسی به خاطر موفقیت‌های قبلی‌اش، دارد ریسک زیادی می‌کند.

  6. توی محیط‌های کاری از push back خیلی استفاده میشه. مثلا وقتی میخوان یک جلسه رو عقب بندازن. درسته؟

    1. بله الناز جان، در بیزنس دو کاربرد دارد: یکی عقب انداختن زمان (Reschedule) و دیگری مخالفت کردن با یک ایده یا پیشنهاد (Resist).

  7. مقاله بسیار کاربردی بود. لطفاً درباره push boundaries هم بیشتر توضیح بدید.

    1. حتماً رضا جان. Push the boundaries یعنی فراتر رفتن از محدودیت‌ها و نرم‌های پذیرفته شده برای ابداع چیزی جدید. در هنر و تکنولوژی این کالوکیشن زیاد استفاده می‌شود.

  8. آیا push for a change رسمی هست؟ می‌تونیم در نامه‌های اداری استفاده کنیم؟

    1. بله سحر عزیز، این عبارت کاملاً برای محیط‌های رسمی و خبری مناسب است و به معنای «پافشاری و تلاش مستمر برای ایجاد تغییر» است.

  9. تلفظ کلمه push گاهی شبیه ‘پوش’ شنیده میشه و گاهی ‘پاش’. کدومش درسته؟

    1. مهران عزیز، تلفظ صحیح آن با صدای /ʊ/ است (شبیه ‘پوش’ کوتاه). حتماً دقت کنید که صدای ‘او’ را خیلی کشیده ادا نکنید.

  10. می‌شه برای تشویق کردن کسی هم از push استفاده کرد؟ مثلاً بگیم معلم شاگردش رو push کرد؟

    1. بله فاطمه جان، push someone to do something به معنای وادار کردن یا تشویق کردن جدی کسی برای رسیدن به پتانسیل واقعی‌اش است که معمولاً جنبه مثبتی دارد.

    1. دقیقاً! این یک اصطلاح عامیانه یا Slang هست و زمانی به کار می‌ره که کسی داره از صبر یا مهربانی طرف مقابل سوءاستفاده می‌کنه.

    1. نیلوفر عزیز، shove خیلی خشن‌تر و ناگهانی‌تر از push هست. معمولاً وقتی کسی عصبانی هست یا عجله دارد، از shove استفاده می‌کنیم.

  11. من توی مقاله مهاجرت با Push factor آشنا شدم. این هم جزو کالوکیشن‌های این فعله؟

    1. بله یاسمن جان، Push factors عواملی هستند که فرد را مجبور به ترک یک مکان می‌کنند (عوامل رانشی)، در مقابل Pull factors که عوامل جذبی هستند.

  12. ممنون از توضیحات کاملتون. لطفاً درباره push the envelope هم مثال بزنید.

    1. پویای عزیز، این اصطلاح یعنی نوآوری کردن و فراتر از مرزهای معمول رفتن. مثال: The company is pushing the envelope in AI design.

  13. خیلی خوب بود، کاش برای بقیه فعل‌های پرکاربرد مثل get یا set هم همین کار رو بکنید.

  14. من از عبارت push the sale استفاده کردم ولی استادم گفت اشتباهه. چرا؟

    1. نازنین جان، احتمالاً منظور شما push for a sale (تلاش برای فروش) بوده. خود ترکیب push the sale رایج نیست و بهتر است از کلمات تخصصی‌تر مارکتینگ استفاده کنید.

    1. بله سعید جان، push someone around یعنی به کسی دستور دادن و با او با بی احترامی یا قلدری رفتار کردن.

  15. یاد گرفتن این ترکیبات واقعاً برای آیلتس ضروریه. مرسی از سایت خوبتون.

    1. فرهاد جان، یعنی به شدت تلاش کردن یا تحت فشار گذاشتن بقیه برای رسیدن به نتیجه در سریع‌ترین زمان ممکن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *