- کلمه Press در نقش فعل و اسم چه کالوکیشنهایی میسازد؟
- چطور میتوان از کالوکیشن های Press برای بیان مفاهیمی مثل «فشار آوردن»، «اصرار کردن» یا «تحت فشار بودن» استفاده کرد؟
- رایجترین ترکیبات کلمه Press با اسامی دیگر برای اشاره به رسانهها (مطبوعات) کدامند؟
- آیا عبارات اصطلاحی (Idiomatic Expressions) خاصی با کلمه Press وجود دارد که باید بدانیم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کامل، شما را با انواع کالوکیشن های Press در زبان انگلیسی آشنا میکنیم. یادگیری کالوکیشنها یکی از مؤثرترین راهها برای طبیعیتر و روانتر صحبت کردن به زبان انگلیسی است. کلمه “Press” که هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم کاربردهای فراوانی دارد، با کلمات زیادی ترکیب میشود و معانی مختلفی را ایجاد میکند. تسلط بر این ترکیبات به شما کمک میکند تا منظور خود را با دقت بیشتری بیان کنید و درک بهتری از متون و مکالمات انگلیسی داشته باشید. بیایید این سفر یادگیری را با هم شروع کنیم.
کالوکیشن های Press در نقش فعل (Verb Collocations)
کلمه press به عنوان فعل معانی مختلفی دارد، از فشار فیزیکی گرفته تا اصرار و پافشاری کردن. درک این کالوکیشنها به شما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف از فعل مناسب استفاده کنید.
۱. فشار فیزیکی وارد کردن
این دسته از کالوکیشنها به معنای واقعی «فشردن» اشاره دارند و معمولاً با یک قید یا حرف اضافه همراه میشوند تا نوع و جهت فشار را مشخص کنند.
-
Press a button/switch: فشار دادن یک دکمه/کلید
مثال: To start the coffee machine, you need to press the green button.
ترجمه: برای روشن کردن قهوهساز، باید دکمه سبز را فشار دهید.
-
Press hard/gently/firmly: محکم/بهآرامی/باثبات فشار دادن
مثال: The nurse told me to press firmly on the wound to stop the bleeding.
ترجمه: پرستار به من گفت که برای بند آوردن خونریزی، محکم روی زخم را فشار دهم.
-
Press something against something: چیزی را به چیزی فشردن
مثال: He pressed his face against the cold window to watch the snow.
ترجمه: او صورتش را به پنجره سرد فشرد تا برف را تماشا کند.
-
Press something flat: چیزی را صاف کردن (با فشار)
مثال: She used a heavy book to press the flowers flat for her collection.
ترجمه: او از یک کتاب سنگین استفاده کرد تا گلها را برای کلکسیونش صاف کند.
۲. اصرار و پافشاری کردن
در این کاربرد، press به معنای تحت فشار قرار دادن کسی برای انجام کاری یا گرفتن اطلاعات است. این یکی از مهمترین کالوکیشن های press است.
-
Press someone for something: کسی را برای چیزی تحت فشار گذاشتن
مثال: The reporters kept pressing the minister for more details about the new policy.
ترجمه: خبرنگاران مدام وزیر را برای جزئیات بیشتر درباره سیاست جدید تحت فشار قرار میدادند.
-
Press for an answer/a decision: برای گرفتن پاسخ/تصمیم اصرار کردن
مثال: We need to press them for a decision by the end of the week.
ترجمه: ما باید تا آخر هفته برای گرفتن یک تصمیم به آنها فشار بیاوریم.
-
Press charges: اقامه دعوی کردن، شکایت کردن
مثال: Despite the apology, the victim decided to press charges against the attacker.
ترجمه: علیرغم عذرخواهی، قربانی تصمیم گرفت علیه مهاجم شکایت کند.
۳. عبارات اصطلاحی با فعل Press
برخی عبارات با فعل press معنای کاملاً اصطلاحی پیدا کردهاند و یادگیری آنها برای درک مکالمات روزمره ضروری است.
-
Be pressed for time/money: وقت یا پول کم داشتن
مثال: I can’t talk right now, I’m a bit pressed for time.
ترجمه: الان نمیتوانم صحبت کنم، کمی وقتم تنگ است.
-
Press your luck: زیادهروی کردن، ریسک بیمورد کردن
مثال: You won the first game, but don’t press your luck by betting all your money.
ترجمه: بازی اول را بردی، اما با شرطبندی تمام پولت شانست را بیش از حد امتحان نکن.
-
Press on: با وجود مشکلات ادامه دادن
مثال: Even though it started to rain, the hikers decided to press on to reach the summit.
ترجمه: با اینکه باران شروع به باریدن کرد، کوهنوردان تصمیم گرفتند برای رسیدن به قله به راه خود ادامه دهند.
کالوکیشن های Press در نقش اسم (Noun Collocations)
کلمه press به عنوان اسم، اغلب به معنای «رسانهها» و «مطبوعات» به کار میرود. همچنین میتواند به دستگاههای چاپ یا پرس نیز اشاره داشته باشد. این بخش به بررسی مهمترین ترکیبات اسمی این کلمه میپردازد.
۱. ترکیبات مرتبط با رسانهها و مطبوعات
این دسته از کالوکیشن های Press بسیار رایج هستند و در اخبار و مقالات به وفور یافت میشوند.
| کالوکیشن (ترکیب) | ترجمه فارسی | مثال و ترجمه |
|---|---|---|
| The local/national/foreign press | مطبوعات محلی/ملی/خارجی | The story was widely covered by the national press. این داستان به طور گسترده توسط مطبوعات سراسری پوشش داده شد. |
| Freedom of the press | آزادی مطبوعات | Freedom of the press is a cornerstone of any democratic society. آزادی مطبوعات سنگ بنای هر جامعه دموکراتیک است. |
| A press conference | کنفرانس مطبوعاتی/خبری | The CEO will hold a press conference tomorrow to announce the merger. مدیرعامل فردا برای اعلام ادغام شرکت، یک کنفرانس خبری برگزار خواهد کرد. |
| A press release | بیانیه مطبوعاتی | The company issued a press release to deny the rumors. شرکت برای تکذیب شایعات یک بیانیه مطبوعاتی صادر کرد. |
| Press coverage | پوشش رسانهای/مطبوعاتی | The event received extensive press coverage from all major news outlets. این رویداد پوشش رسانهای گستردهای از سوی تمام خبرگزاریهای بزرگ دریافت کرد. |
۲. ترکیبات مرتبط با چاپ و انتشار
در این مفهوم، press به ماشین چاپ یا فرآیند چاپ اشاره دارد.
-
Go to press: زیر چاپ رفتن
مثال: The final edits were made just before the newspaper went to press.
ترجمه: ویرایشهای نهایی درست قبل از اینکه روزنامه زیر چاپ برود انجام شد.
-
Hot off the press: تازه از چاپ درآمده، خبر داغ
مثال: Here are the first copies of the book, hot off the press!
ترجمه: اینها اولین نسخههای کتاب هستند، همین الان از چاپ درآمدهاند!
-
Printing press: ماشین چاپ
مثال: The invention of the printing press revolutionized the world.
ترجمه: اختراع ماشین چاپ انقلابی در جهان ایجاد کرد.
۳. دریافت بازخورد رسانهای
این کالوکیشنها به نوع واکنشی که یک فرد، محصول یا رویداد از سوی رسانهها دریافت میکند، اشاره دارند.
-
Get a good press: بازخورد رسانهای خوبی گرفتن
مثال: The new film got a very good press from the critics.
ترجمه: فیلم جدید بازخورد بسیار خوبی از منتقدان گرفت.
-
Get a bad/negative press: بازخورد رسانهای بدی گرفتن
مثال: The politician has been getting a lot of bad press recently due to the scandal.
ترجمه: آن سیاستمدار اخیراً به دلیل رسوایی، بازخورد رسانهای بسیار بدی داشته است.
کالوکیشن با Adjective: کلمه Pressing
کلمه pressing صفتی است که از فعل press مشتق شده و به معنای «فوری»، «مبرم» یا «اضطراری» است. یادگیری کالوکیشنهای آن نیز بسیار مفید است.
رایجترین کالوکیشنهای Pressing
-
A pressing issue/matter/problem: یک موضوع/مسئله/مشکل فوری
مثال: Climate change is one of the most pressing issues of our time.
ترجمه: تغییرات اقلیمی یکی از فوریترین مسائل عصر ماست.
-
A pressing need: یک نیاز مبرم
مثال: There is a pressing need for blood donations after the earthquake.
ترجمه: پس از زلزله، نیاز مبرمی به اهدای خون وجود دارد.
-
A pressing engagement: یک قرار ملاقات مهم و فوری
مثال: I’m sorry, I have to leave; I have a pressing engagement.
ترجمه: متأسفم، باید بروم؛ یک قرار مهم و فوری دارم.
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، کالوکیشن های Press طیف وسیعی از معانی و کاربردها را پوشش میدهند. از فشار دادن ساده یک دکمه تا مفاهیم پیچیدهتری مانند آزادی مطبوعات و نیازهای فوری. یادگیری این ترکیبات به صورت دستهبندی شده و با مثال، به شما کمک میکند تا این کلمه پرکاربرد را به شکلی طبیعی و دقیق در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید. به جای حفظ کردن کلمات به صورت مجزا، سعی کنید آنها را در قالب این کالوکیشنها یاد بگیرید تا زبان انگلیسی شما یک قدم به سطح بومیزبانان نزدیکتر شود. تمرین مداوم و استفاده از این عبارات در مکالمات روزمره، بهترین راه برای تثبیت آنها در ذهن شماست.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه عبارت press on رو در سریالها میشنیدم ولی فکر میکردم منظورشون فشار دادن چیزیه. الان متوجه شدم به معنی ادامه دادن مسیر با وجود سختیهاست. آیا این اصطلاح فرمال هست یا کژوال؟
خواهش میکنم علیرضای عزیز. عبارت press on بیشتر در موقعیتهای غیررسمی و نیمهرسمی به کار میره. در موقعیتهای کاملاً رسمی میتونید از فعلهایی مثل proceed یا continue استفاده کنید.
تفاوت دقیق بین press the button و push the button چیه؟ من حس میکنم هر دو یک معنی رو میدن.
سوال خیلی خوبیه زهرا جان. در اکثر موارد این دو به جای هم استفاده میشن، اما press معمولاً به فشار ملایمتر و دقیقتر (مثل دکمه آسانسور یا کیبورد) اشاره داره، در حالی که push ممکنه فشار فیزیکی قویتری رو تداعی کنه.
من اصطلاح press your luck رو توی یک پادکست شنیدم. معادل فارسی دقیقش چی میشه؟
محمد عزیز، press your luck یعنی «بخت خود را آزمودن» یا به اصطلاح خودمانی «زیادهروی کردن در ریسک». یعنی وقتی شانس باهات یار بوده، بخوای دوباره ریسک کنی و ممکنه همه چیز رو از دست بدی.
بسیار کاربردی بود. مخصوصاً بخش مربوط به مطبوعات. عبارت freedom of the press رو زیاد توی اخبار میشنویم.
آیا عبارت press charges فقط برای مسائل دادگاهی استفاده میشه؟
بله امیرحسین جان، press charges یک اصطلاح حقوقی به معنی «اقامه دعوا» یا «شکایت رسمی کردن» هست و معمولاً در زمینههای قانونی و پلیسی به کار میره.
من همیشه اشتباهاً میگفتم i am press for time. الان فهمیدم باید از p.p استفاده کنم و بگم i am pressed for time. درسته؟
دقیقاً مریم جان! نکته بسیار ظریف و مهمی بود. چون در اینجا pressed نقش صفت رو داره، حتماً باید با ed بیاد تا معنی «در مضیقه زمان بودن» رو بده.
اصطلاح full-court press که توی متن بود فقط برای ورزش بسکتباله؟
در اصل ریشه ورزشی داره، اما امروزه در بیزنس و سیاست هم زیاد استفاده میشه. وقتی میخوان بگن «تمام تلاش و منابع رو برای فشار آوردن به یک موضوع به کار گرفتیم»، از این اصطلاح استفاده میکنن.
واقعاً کالوکیشنها یادگیری رو راحتتر میکنن. لطفاً برای کلمات دیگه مثل set یا get هم از این مقالهها بنویسید.
توی فیلمهای پلیسی زیاد میگن: Don’t press me! این یعنی بهم اصرار نکن یا بهم فشار نیار؟
بستگی به موقعیت داره بابک عزیز، اما معمولاً یعنی «بهم اصرار نکن» یا «مجبورم نکن حرفی بزنم که نمیخوام». در واقع همون فشار آوردن روانی رو میرسونه.
عبارت pressing issue رو میتونیم با urgent هممعنی بدونیم؟
کاملاً درسته الناز جان. pressing issue یعنی موضوعی که خیلی فوری و حیاتیه و باید سریعاً بهش رسیدگی بشه.
من شنیدم به اتو زدن لباس هم میگن press. درسته؟
بله مهدی عزیز. به خصوص در خشکشوییها به جای iron از فعل press استفاده میکنن، چون اونجا با دستگاههای پرس بخار کار میکنند.
برای کنکور ارشد زبان، یادگیری این ترکیبات خیلی ضروریه. ممنون از تیم خوبتون.
تلفظ کلمه press توی ترکیباتی مثل press release تغییری میکنه؟
خیر فرهاد جان، تلفظ کلمه press در تمام این کالوکیشنها ثابت هست و تغییری نمیکنه.
اصطلاح hard-pressed رو چطور در جمله به کار ببریم؟ یک مثال میزنید؟
حتماً آیدا جان. مثلاً: I’d be hard-pressed to name a better teacher. یعنی «خیلی برام سخته (در فشار هستم) که بخوام اسم معلم بهتری رو بیارم».
بخش مربوط به press conference خیلی مفید بود. همیشه فکر میکردم فقط برای سیاستمدارهاست.
ممنون، آیا press ahead با press on تفاوتی داره؟
شیرین عزیز، هر دو بسیار به هم نزدیک هستن. press ahead بیشتر روی پیشرفت کردن و جلو رفتن در یک پروژه یا برنامه تاکید داره، در حالی که press on بیشتر روی استقامت در شرایط سخت تاکید میکنه.
کلمه press به معنای دستگاه چاپ هم هست دیگه؟
بله پیمان جان، printing press به معنای دستگاه چاپ هست که یکی از ریشههای اصلی نامگذاری مطبوعات به اسم press هم همین بوده.
واقعاً عالی بود. من همیشه با حروف اضافه مشکل داشتم، اینجا یاد گرفتم که میگیم press for something.
اصطلاح stop the press هنوز هم استفاده میشه؟
حمید عزیز، این اصطلاح کمی قدیمی (old-fashioned) شده چون مربوط به زمان چاپ روزنامههای کاغذی بود، اما الان بیشتر به شوخی یا برای جلب توجه به یک خبر خیلی مهم و ناگهانی به کار میره.
مقاله خیلی جامع بود. برای کلمه pressure هم کالوکیشن دارید؟
ممنون از پیشنهادت تینا جان. حتماً در برنامههای آینده مقالهای جداگانه برای کالوکیشنهای pressure خواهیم داشت.