مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Press در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کامل، شما را با انواع کالوکیشن های Press در زبان انگلیسی آشنا می‌کنیم. یادگیری کالوکیشن‌ها یکی از مؤثرترین راه‌ها برای طبیعی‌تر و روان‌تر صحبت کردن به زبان انگلیسی است. کلمه “Press” که هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم کاربردهای فراوانی دارد، با کلمات زیادی ترکیب می‌شود و معانی مختلفی را ایجاد می‌کند. تسلط بر این ترکیبات به شما کمک می‌کند تا منظور خود را با دقت بیشتری بیان کنید و درک بهتری از متون و مکالمات انگلیسی داشته باشید. بیایید این سفر یادگیری را با هم شروع کنیم.

📌 بیشتر بخوانید:معنی “Liquidation”: کابوس تریدرهای فیوچرز

کالوکیشن های Press در نقش فعل (Verb Collocations)

کلمه press به عنوان فعل معانی مختلفی دارد، از فشار فیزیکی گرفته تا اصرار و پافشاری کردن. درک این کالوکیشن‌ها به شما کمک می‌کند تا در موقعیت‌های مختلف از فعل مناسب استفاده کنید.

۱. فشار فیزیکی وارد کردن

این دسته از کالوکیشن‌ها به معنای واقعی «فشردن» اشاره دارند و معمولاً با یک قید یا حرف اضافه همراه می‌شوند تا نوع و جهت فشار را مشخص کنند.

۲. اصرار و پافشاری کردن

در این کاربرد، press به معنای تحت فشار قرار دادن کسی برای انجام کاری یا گرفتن اطلاعات است. این یکی از مهم‌ترین کالوکیشن های press است.

۳. عبارات اصطلاحی با فعل Press

برخی عبارات با فعل press معنای کاملاً اصطلاحی پیدا کرده‌اند و یادگیری آن‌ها برای درک مکالمات روزمره ضروری است.

📌 این مقاله را از دست ندهید:تکنیک پومودورو (Pomodoro) برای زبان خوندن بدون خستگی

کالوکیشن های Press در نقش اسم (Noun Collocations)

کلمه press به عنوان اسم، اغلب به معنای «رسانه‌ها» و «مطبوعات» به کار می‌رود. همچنین می‌تواند به دستگاه‌های چاپ یا پرس نیز اشاره داشته باشد. این بخش به بررسی مهم‌ترین ترکیبات اسمی این کلمه می‌پردازد.

۱. ترکیبات مرتبط با رسانه‌ها و مطبوعات

این دسته از کالوکیشن های Press بسیار رایج هستند و در اخبار و مقالات به وفور یافت می‌شوند.

کالوکیشن (ترکیب) ترجمه فارسی مثال و ترجمه
The local/national/foreign press مطبوعات محلی/ملی/خارجی

The story was widely covered by the national press.

این داستان به طور گسترده توسط مطبوعات سراسری پوشش داده شد.

Freedom of the press آزادی مطبوعات

Freedom of the press is a cornerstone of any democratic society.

آزادی مطبوعات سنگ بنای هر جامعه دموکراتیک است.

A press conference کنفرانس مطبوعاتی/خبری

The CEO will hold a press conference tomorrow to announce the merger.

مدیرعامل فردا برای اعلام ادغام شرکت، یک کنفرانس خبری برگزار خواهد کرد.

A press release بیانیه مطبوعاتی

The company issued a press release to deny the rumors.

شرکت برای تکذیب شایعات یک بیانیه مطبوعاتی صادر کرد.

Press coverage پوشش رسانه‌ای/مطبوعاتی

The event received extensive press coverage from all major news outlets.

این رویداد پوشش رسانه‌ای گسترده‌ای از سوی تمام خبرگزاری‌های بزرگ دریافت کرد.

۲. ترکیبات مرتبط با چاپ و انتشار

در این مفهوم، press به ماشین چاپ یا فرآیند چاپ اشاره دارد.

۳. دریافت بازخورد رسانه‌ای

این کالوکیشن‌ها به نوع واکنشی که یک فرد، محصول یا رویداد از سوی رسانه‌ها دریافت می‌کند، اشاره دارند.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Swolemate” یعنی چی؟ (فقط یه رفیق تمرینی ساده نیست!)

کالوکیشن با Adjective: کلمه Pressing

کلمه pressing صفتی است که از فعل press مشتق شده و به معنای «فوری»، «مبرم» یا «اضطراری» است. یادگیری کالوکیشن‌های آن نیز بسیار مفید است.

رایج‌ترین کالوکیشن‌های Pressing

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی واقعی “Red Flag” در روابط (چطور بفهمیم پارتنرمون سمیه؟)

نتیجه‌گیری

همانطور که مشاهده کردید، کالوکیشن های Press طیف وسیعی از معانی و کاربردها را پوشش می‌دهند. از فشار دادن ساده یک دکمه تا مفاهیم پیچیده‌تری مانند آزادی مطبوعات و نیازهای فوری. یادگیری این ترکیبات به صورت دسته‌بندی شده و با مثال، به شما کمک می‌کند تا این کلمه پرکاربرد را به شکلی طبیعی و دقیق در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید. به جای حفظ کردن کلمات به صورت مجزا، سعی کنید آن‌ها را در قالب این کالوکیشن‌ها یاد بگیرید تا زبان انگلیسی شما یک قدم به سطح بومی‌زبانان نزدیک‌تر شود. تمرین مداوم و استفاده از این عبارات در مکالمات روزمره، بهترین راه برای تثبیت آن‌ها در ذهن شماست.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 517

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. من همیشه عبارت press on رو در سریال‌ها می‌شنیدم ولی فکر می‌کردم منظورشون فشار دادن چیزیه. الان متوجه شدم به معنی ادامه دادن مسیر با وجود سختی‌هاست. آیا این اصطلاح فرمال هست یا کژوال؟

    1. خواهش می‌کنم علیرضای عزیز. عبارت press on بیشتر در موقعیت‌های غیررسمی و نیمه‌رسمی به کار می‌ره. در موقعیت‌های کاملاً رسمی می‌تونید از فعل‌هایی مثل proceed یا continue استفاده کنید.

  2. تفاوت دقیق بین press the button و push the button چیه؟ من حس می‌کنم هر دو یک معنی رو میدن.

    1. سوال خیلی خوبیه زهرا جان. در اکثر موارد این دو به جای هم استفاده می‌شن، اما press معمولاً به فشار ملایم‌تر و دقیق‌تر (مثل دکمه آسانسور یا کیبورد) اشاره داره، در حالی که push ممکنه فشار فیزیکی قوی‌تری رو تداعی کنه.

  3. من اصطلاح press your luck رو توی یک پادکست شنیدم. معادل فارسی دقیقش چی میشه؟

    1. محمد عزیز، press your luck یعنی «بخت خود را آزمودن» یا به اصطلاح خودمانی «زیاده‌روی کردن در ریسک». یعنی وقتی شانس باهات یار بوده، بخوای دوباره ریسک کنی و ممکنه همه چیز رو از دست بدی.

  4. بسیار کاربردی بود. مخصوصاً بخش مربوط به مطبوعات. عبارت freedom of the press رو زیاد توی اخبار می‌شنویم.

  5. آیا عبارت press charges فقط برای مسائل دادگاهی استفاده میشه؟

    1. بله امیرحسین جان، press charges یک اصطلاح حقوقی به معنی «اقامه دعوا» یا «شکایت رسمی کردن» هست و معمولاً در زمینه‌های قانونی و پلیسی به کار می‌ره.

  6. من همیشه اشتباهاً می‌گفتم i am press for time. الان فهمیدم باید از p.p استفاده کنم و بگم i am pressed for time. درسته؟

    1. دقیقاً مریم جان! نکته بسیار ظریف و مهمی بود. چون در اینجا pressed نقش صفت رو داره، حتماً باید با ed بیاد تا معنی «در مضیقه زمان بودن» رو بده.

    1. در اصل ریشه ورزشی داره، اما امروزه در بیزنس و سیاست هم زیاد استفاده میشه. وقتی می‌خوان بگن «تمام تلاش و منابع رو برای فشار آوردن به یک موضوع به کار گرفتیم»، از این اصطلاح استفاده می‌کنن.

  7. واقعاً کالوکیشن‌ها یادگیری رو راحت‌تر می‌کنن. لطفاً برای کلمات دیگه مثل set یا get هم از این مقاله‌ها بنویسید.

  8. توی فیلم‌های پلیسی زیاد میگن: Don’t press me! این یعنی بهم اصرار نکن یا بهم فشار نیار؟

    1. بستگی به موقعیت داره بابک عزیز، اما معمولاً یعنی «بهم اصرار نکن» یا «مجبورم نکن حرفی بزنم که نمی‌خوام». در واقع همون فشار آوردن روانی رو می‌رسونه.

    1. کاملاً درسته الناز جان. pressing issue یعنی موضوعی که خیلی فوری و حیاتیه و باید سریعاً بهش رسیدگی بشه.

    1. بله مهدی عزیز. به خصوص در خشکشویی‌ها به جای iron از فعل press استفاده می‌کنن، چون اونجا با دستگاه‌های پرس بخار کار می‌کنند.

  9. برای کنکور ارشد زبان، یادگیری این ترکیبات خیلی ضروریه. ممنون از تیم خوبتون.

    1. خیر فرهاد جان، تلفظ کلمه press در تمام این کالوکیشن‌ها ثابت هست و تغییری نمی‌کنه.

    1. حتماً آیدا جان. مثلاً: I’d be hard-pressed to name a better teacher. یعنی «خیلی برام سخته (در فشار هستم) که بخوام اسم معلم بهتری رو بیارم».

  10. بخش مربوط به press conference خیلی مفید بود. همیشه فکر می‌کردم فقط برای سیاستمدارهاست.

    1. شیرین عزیز، هر دو بسیار به هم نزدیک هستن. press ahead بیشتر روی پیشرفت کردن و جلو رفتن در یک پروژه یا برنامه تاکید داره، در حالی که press on بیشتر روی استقامت در شرایط سخت تاکید می‌کنه.

    1. بله پیمان جان، printing press به معنای دستگاه چاپ هست که یکی از ریشه‌های اصلی نام‌گذاری مطبوعات به اسم press هم همین بوده.

  11. واقعاً عالی بود. من همیشه با حروف اضافه مشکل داشتم، اینجا یاد گرفتم که میگیم press for something.

    1. حمید عزیز، این اصطلاح کمی قدیمی (old-fashioned) شده چون مربوط به زمان چاپ روزنامه‌های کاغذی بود، اما الان بیشتر به شوخی یا برای جلب توجه به یک خبر خیلی مهم و ناگهانی به کار میره.

    1. ممنون از پیشنهادت تینا جان. حتماً در برنامه‌های آینده مقاله‌ای جداگانه برای کالوکیشن‌های pressure خواهیم داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *