- آیا میدانید که کلمه practice فقط به معنای «تمرین کردن» نیست و در ترکیب با کلمات دیگر معانی کاملاً متفاوتی پیدا میکند؟
- چگونه میتوان از کالوکیشن های Practice برای طبیعیتر و حرفهایتر صحبت کردن به زبان انگلیسی استفاده کرد؟
- مهمترین و پرکاربردترین عبارات ترکیبی با کلمه practice که هر زبانآموزی باید بداند کدامند؟
- تفاوت بین «best practice» و «common practice» چیست و هر کدام در چه موقعیتی به کار میروند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. ما به دنیای شگفتانگیز کالوکیشن های Practice سفر میکنیم و به شما نشان میدهیم که چگونه با یادگیری این ترکیبات کلیدی، میتوانید درک خود از زبان انگلیسی را عمیقتر کرده و مانند یک فرد نیتیو صحبت کنید. از کاربردهای روزمره گرفته تا اصطلاحات تخصصی در پزشکی و حقوق، تمام جنبههای این کلمه پرکاربرد را به همراه مثالهای واضح و ترجمه روان فارسی بررسی خواهیم کرد تا دیگر هیچ نکتهای برای شما مبهم باقی نماند.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation) و اهمیت آن
قبل از آنکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Practice برویم، بیایید یک قدم به عقب برگردیم و ببینیم اصلاً «کالوکیشن» چیست. به زبان ساده، کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این کلمات «همنشین» یکدیگر هستند. برای مثال، در زبان فارسی ما میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». هر دو عبارت از نظر گرامری صحیح هستند، اما اولی طبیعیتر و رایجتر است.
در زبان انگلیسی نیز همین قانون برقرار است. یادگیری کالوکیشنها به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از ترکیبات درست، کلام شما را به کلام یک انگلیسیزبان نزدیکتر میکند.
- منظور خود را دقیقتر برسانید: گاهی یک کالوکیشن خاص، معنایی را منتقل میکند که با کلمات جداگانه نمیتوان آن را بیان کرد.
- سرعت صحبت کردن و نوشتن خود را افزایش دهید: وقتی بدانید کدام کلمات با هم میآیند، دیگر نیازی به فکر کردن برای پیدا کردن کلمه مناسب ندارید.
کالوکیشن های Practice به عنوان فعل (Verb)
رایجترین کاربرد کلمه practice به عنوان فعل و به معنای «تمرین کردن» یا «انجام دادن مکرر» است. در این حالت، معمولاً با اسمهایی که به یک مهارت، ورزش یا فعالیت اشاره دارند، همراه میشود. در ادامه به مهمترین ترکیبات در این دسته میپردازیم.
Practice + Skill/Hobby
این دسته از کالوکیشنها برای اشاره به تمرین یک مهارت یا سرگرمی خاص به کار میروند.
- practice the piano/guitar/violin: پیانو/گیتار/ویولن تمرین کردن
Example: She needs to practice the piano for at least an hour every day.
ترجمه: او باید هر روز حداقل یک ساعت پیانو تمرین کند. - practice speaking English: انگلیسی صحبت کردن را تمرین کردن
Example: The best way to improve your fluency is to practice speaking English with native speakers.
ترجمه: بهترین راه برای بهبود تسلط کلامی، تمرین صحبت کردن انگلیسی با افراد نیتیو است. - practice yoga/meditation: یوگا/مدیتیشن تمرین کردن
Example: I try to practice yoga every morning to start my day with energy.
ترجمه: من سعی میکنم هر روز صبح برای شروع پرانرژی روزم، یوگا تمرین کنم.
Practice + Profession/Religion
یکی از معانی مهم و کمتر شناختهشده فعل practice، «اشتغال داشتن به یک حرفه» (بهویژه پزشکی و حقوق) یا «پایبند بودن به یک دین» است. در این حالت دیگر معنای «تمرین کردن» نمیدهد.
- practice medicine: طبابت کردن
Example: Dr. Ahmadi has been practicing medicine in this city for over 20 years.
ترجمه: دکتر احمدی بیش از ۲۰ سال است که در این شهر طبابت میکند. - practice law: وکالت کردن
Example: After graduating from university, she started to practice law at a famous firm.
ترجمه: او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، در یک شرکت مشهور شروع به وکالت کرد. - practice a religion (e.g., Islam, Christianity): به یک دین پایبند بودن / پیرو دینی بودن
Example: His family has been practicing Islam for many generations.
ترجمه: خانواده او نسلهای زیادی است که به دین اسلام پایبند هستند.
کالوکیشن های Practice به عنوان اسم (Noun)
وقتی practice به عنوان اسم به کار میرود، میتواند به معنای «تمرین»، «روال»، «عرف» یا «کار و حرفه» باشد. این تنوع معنایی باعث ایجاد کالوکیشن های Practice بسیار متنوعی میشود.
Adjective + Practice
در این ساختار، یک صفت قبل از practice قرار میگیرد تا نوع یا ویژگی آن را توصیف کند.
| کالوکیشن | معنی و کاربرد | مثال و ترجمه |
|---|---|---|
| Best practice | بهترین روش، روش بهینه. به روش یا تکنیکی اطلاق میشود که به طور کلی به عنوان کارآمدترین راه برای انجام یک کار پذیرفته شده است. | It is best practice to back up your computer files regularly. بهترین روش این است که به طور منظم از فایلهای کامپیوتر خود نسخه پشتیبان تهیه کنید. |
| Common practice | روال معمول، عرف رایج. کاری که به طور معمول و گسترده توسط افراد در یک گروه یا جامعه خاص انجام میشود. | In many countries, it is common practice to tip waiters. در بسیاری از کشورها، انعام دادن به پیشخدمتها یک روال معمول است. |
| Standard practice | روال استاندارد. یک روش رسمی یا توافقشده برای انجام کاری در یک سازمان یا صنعت خاص. | Following safety guidelines is standard practice in our factory. پیروی از دستورالعملهای ایمنی در کارخانه ما یک روال استاندارد است. |
| Good practice | روش خوب، کار درست. به روشی اشاره دارد که به خوبی کار میکند و توصیه میشود، حتی اگر بهترین روش نباشد. | Sharing knowledge with your colleagues is considered good practice. به اشتراک گذاشتن دانش با همکاران، کار درستی محسوب میشود. |
| Bad practice | روش نادرست، کار غلط. به روشی اشاره دارد که ناکارآمد، غیراخلاقی یا مضر است و باید از آن اجتناب کرد. | Using the same password for all your accounts is a bad practice. استفاده از یک رمز عبور برای تمام حسابهای کاربری، یک روش نادرست است. |
Verb + Practice
برخی افعال به طور خاص با اسم practice ترکیب میشوند تا مفاهیم جدیدی بسازند.
- put something into practice: چیزی را به مرحله عمل درآوردن، اجرا کردن
Example: It was a great idea, but it was difficult to put it into practice.
ترجمه: ایده بسیار خوبی بود، اما به مرحله عمل درآوردن آن دشوار بود. - get some practice: کمی تمرین کردن
Example: I need to get some practice before the driving test.
ترجمه: من باید قبل از آزمون رانندگی کمی تمرین کنم. - be out of practice: از فرم خارج شدن، مهارت خود را به دلیل عدم تمرین از دست دادن
Example: I used to play chess very well, but I’m a bit out of practice now.
ترجمه: من قبلاً خیلی خوب شطرنج بازی میکردم، اما الان کمی از فرم خارج شدهام.
Practice + in + Noun
این ساختار برای نشان دادن زمینه یا حوزه تمرین یا فعالیت به کار میرود.
- practice in teaching: تجربه در تدریس
Example: The job requires at least three years of practice in teaching young children.
ترجمه: این شغل نیازمند حداقل سه سال تجربه در تدریس به کودکان خردسال است. - theory and practice: تئوری و عمل
Example: His plan looks good in theory, but we need to see how it works in practice.
ترجمه: برنامه او در تئوری خوب به نظر میرسد، اما باید ببینیم در عمل چگونه کار میکند.
نکات تکمیلی و تفاوتهای مهم
درک تفاوتهای ظریف بین برخی از کالوکیشن های Practice میتواند به شما در استفاده دقیقتر از آنها کمک کند.
Practice vs. Practise
یک نکته مهم که اغلب باعث سردرگمی میشود، تفاوت املایی بین practice و practise است.
- Practice (با c): این املا در انگلیسی آمریکایی هم برای اسم و هم برای فعل به کار میرود. اما در انگلیسی بریتانیایی، فقط به عنوان اسم استفاده میشود.
- Practise (با s): این املا فقط در انگلیسی بریتانیایی و فقط به عنوان فعل به کار میرود.
مثال (انگلیسی بریتانیایی):
You need more practice (noun). You should practise (verb) every day.
ترجمه: تو به تمرین (اسم) بیشتری نیاز داری. باید هر روز تمرین کنی (فعل).
مثال (انگلیسی آمریکایی):
You need more practice (noun). You should practice (verb) every day.
ترجمه: تو به تمرین (اسم) بیشتری نیاز داری. باید هر روز تمرین کنی (فعل).
In practice vs. In theory
این دو عبارت متضاد برای مقایسه بین یک ایده یا طرح (تئوری) و نتیجه واقعی آن (عمل) استفاده میشوند.
- In theory: در تئوری، از لحاظ نظری
Example: In theory, everyone should have equal opportunities.
ترجمه: از لحاظ نظری، همه باید فرصتهای برابر داشته باشند. - In practice: در عمل، در واقعیت
Example: In practice, however, the system often favors the wealthy.
ترجمه: اما در عمل، این سیستم اغلب به نفع ثروتمندان است.
جمعبندی
کلمه practice بسیار فراتر از معنای ساده «تمرین کردن» است. یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Practice، چه به عنوان فعل و چه به عنوان اسم، میتواند سطح زبان انگلیسی شما را به شکل چشمگیری ارتقا دهد. با به خاطر سپردن عباراتی مانند best practice، put into practice، practice medicine و be out of practice، شما میتوانید منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و در موقعیتهای مختلف، از مکالمات روزمره گرفته تا محیطهای کاری و آکادمیک، با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. توصیه میکنیم این کالوکیشنها را در یک دفترچه یادداشت کرده و سعی کنید آنها را در جملات خود به کار ببرید تا به طور کامل در ذهن شما تثبیت شوند.




ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه توی فیلمهای پزشکی عبارت Private practice رو میشنیدم و فکر میکردم منظورشون تمرین خصوصیه! الان متوجه شدم که به معنی مطب یا دفتر شخصی هم هست. آیا برای وکلا هم همین ترکیب به کار میره؟
دقیقاً سارا جان! عبارت Private practice برای پزشکان، وکلا و حتی روانشناسانی که به صورت مستقل و در دفتر شخصی خودشون کار میکنند (نه در بیمارستان یا سازمانهای دولتی) به کار میره. خوشحالیم که این نکته برات مفید بود.
تفاوت دقیق بین Common practice و Best practice چیه؟ من توی محیط کارم هر دو رو زیاد میشنوم ولی حس میکنم جابهجا استفاده میکنم.
سوال خیلی خوبیه امیرحسین عزیز. Common practice به کاری گفته میشه که انجام دادنش بین همه ‘رایج و معمول’ هست، اما Best practice به ‘بهترین و بهینهترین روش’ انجام یک کار اشاره داره که بر اساس استانداردها یا تجربه ثابت شده. پس ممکنه یک چیزی رایج باشه ولی لزوماً بهترین روش نباشه!
یک سوال داشتم، آیا عبارت In practice با Actually تفاوتی داره؟ چون هر دو رو ‘در عمل’ یا ‘در واقعیت’ ترجمه میکنیم.
مریم عزیز، In practice معمولاً زمانی استفاده میشه که بخوایم چیزی رو که در تئوری (In theory) گفته شده با اون چیزی که در واقعیت اتفاق میفته مقایسه کنیم. اما Actually کاربرد عمومیتری داره و برای تاکید روی یک حقیقت یا تصحیح یک تصور غلط استفاده میشه.
واقعاً یادگیری کالوکیشنها از نون شب برای زبانآموز واجبتره. من همیشه میگفتم Do practice ولی انگار باید از افعال دیگهای استفاده کرد، درسته؟
بله نیما جان، نکته ظریفی بود. برای تمرین کردن معمولاً از خود فعل practice استفاده میکنیم. اما در مورد کالوکیشنها، مثلاً میگیم Put something into practice (چیزی را به مرحله اجرا درآوردن). استفاده از Do با practice خیلی رایج نیست.
توی لهجه بریتیش من دیدم که گاهی Practise رو با s مینویسن. این با اونی که با c نوشته میشه فرقی داره؟
نکته بسیار هوشمندانهای بود زهرا جان. در انگلیسی بریتانیایی، Practice اسم (Noun) هست و Practise فعل (Verb). اما در انگلیسی آمریکایی، برای هر دو حالت از Practice استفاده میشه.
من شنیدم که میگن Out of practice. این به معنی اینه که طرف دیگه تمرین نمیکنه؟
تقریباً بله رضا عزیز. Out of practice یعنی کسی به خاطر اینکه مدتی تمرین نداشته، مهارتش کم شده یا به اصطلاح خودمون ‘دستش کند شده’. مثلاً: I haven’t played piano for years, so I’m a bit out of practice.
مقاله خیلی جامع بود. مخصوصاً بخش مربوط به کالوکیشنهای حقوقی و پزشکی. کاش برای کلمه Research هم چنین مطلبی بنویسید.
حتماً هانیه جان، پیشنهاد خوبیه! حتماً در برنامههای آیندهمون بررسی کالوکیشنهای Research رو هم قرار میدیم. ممنون از همراهیت.
آیا Standard practice فقط برای محیطهای اداریه؟
خیر فرهاد عزیز، Standard practice در هر زمینهای که یک روال مشخص و تایید شده وجود داشته باشه به کار میره؛ از مهندسی و پزشکی گرفته تا قوانین رانندگی و کارهای فنی.
چقدر جالب بود که Practice معنی ‘رسم و رسوم’ هم میده. مثل Cultural practices. من فکر میکردم فقط یعنی تمرین موسیقی یا ورزش!
دقیقاً آناهیتا جان، یکی از معانی مهم این کلمه ‘عادت’ یا ‘شیوه انجام کار’ در یک فرهنگ یا جامعه است. به همین خاطر کالوکیشنهایی مثل Religious practices یا Social practices رو زیاد میبینیم.
ممنون از سایت خوبتون. کلمه Practice run به چه معنیه؟ من توی مسابقات فرمول یک شنیدم.
پیمان عزیز، Practice run یعنی یک ‘اجرای آزمایشی’ یا ‘تمرینی’. قبل از رویداد اصلی انجام میشه تا مطمئن بشن همه چیز درست کار میکنه. در مسابقات ورزشی هم دقیقاً به معنی دور تمرینیه.
من همیشه فکر میکردم Practice makes perfect یک جمله سادهست، اما الان میفهمم خودش یک کالوکیشن قوی و ثابته.
بله نازنین جان، این در واقع یک ضربالمثل (Idiom) بسیار پرکاربرده که اهمیت تکرار و تمرین رو نشون میده. خوشحالم که این دیدگاه برات ایجاد شد.
تلفظ Practice و Practise فرقی با هم داره؟
خیر علیرضا عزیز، هر دو دقیقاً یکسان تلفظ میشن (/ˈpræktɪs/). تفاوتشون فقط در دیکته و نقش کلمه در جملهست که در کامنتهای بالاتر هم توضیح دادیم.
عبارت Malpractice هم از همین خانوادهست؟ چون توی اخبار دادگاهها زیاد شنیدم.
بله مهسا جان، عالی بود. Malpractice به معنی ‘قصور’ یا ‘تخلف حرفهای’ هست (مخصوصاً برای پزشکان و وکلا). پیشوند Mal به معنی بد یا نادرست هست که به Practice اضافه شده.
مطالب بسیار کاربردی بود. برای من که دانشجوی ارشد مدیریت هستم، شناخت Best practices خیلی حیاتی بود. ممنون.
میشه لطفاً بگید کلمه ‘Practice law’ دقیقاً یعنی چی؟ یعنی قانون رو تمرین کردن؟
سروش عزیز، Practice law یک اصطلاح تخصصیه و به معنی ‘وکالت کردن’ یا ‘اشتغال به حرفه وکالت’ هست. به کسی که این کار رو انجام میده میگن Practitioner.
بسیار عالی. من همیشه با استفاده از اسم و فعل این کلمه مشکل داشتم که با مثالهای شما کاملاً برام جا افتاد.
آیا میتوانیم بگوییم Good practice به جای Best practice؟
بله حسین جان، Good practice هم استفاده میشه و به معنی یک روش ‘مناسب و خوب’ هست، اما Best practice بار معنایی قویتری داره و به ‘بهترین استاندارد موجود’ اشاره میکنه.
من شنیدم که به دکترهای عمومی میگن General practitioner. این هم به همین موضوع ربط داره؟
دقیقاً فرشته جان! General practitioner یا به اختصار GP، به پزشک عمومی گفته میشه که در یک ‘مطب عمومی’ (General practice) فعالیت میکنه.
عبارت Accepted practice یعنی چی؟
نوید عزیز، Accepted practice یعنی ‘رویه پذیرفته شده’. یعنی روشی که اکثر متخصصین یک حوزه قبول دارند که باید به اون شکل انجام بشه.
واقعاً مثالهای فارسی به درک بهتر کمک میکنه. خسته نباشید به تیم Englishvocabulary.